فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۸۱ تا ۸٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
41 - 64
حوزههای تخصصی:
همواره اندیشه های ناسیونالیستی و نابرابری های اقتصادی-فضایی سعی کردند سویه هایی از جهان مرزنشینی را آشکار کنند؛ اما این نوع «آشکارگی» برای جهان مرزنشینی هستی مستقلی قائل نیستند و آن را در تقابل با جهان مرکزنشینان بیان می نمایند، درنتیجه این نظریات، آن گونه که باید به ذات و معنای در جهان مرز بودن دست نیافته اند. ضمن اهمیتی که این نظریات در آشکار نمودن سویه هایی از در جهان مرز بودن دارند، این پژوهش درصدد است تا با در نظر گرفتن هستی مستقل برای مرز، چیستی این جهان را از جنبه ای دیگر آشکار نماید در نظر گرفتن هستی مستقل برای مرز بدین معناست که یک پیش زمینه تاریخی آشکارگی مرز را برایمان فهم پذیر می سازد و به نوبه خود نیز مرز مسبب آشگارگی هستنده ها و جهان پیرامون خودش، در معنای انتیک و انتولوژیک به گونه ای خاص می-شود. روش این تحقیق تلفیقی از روش اسنادی- تحلیلی و پدیدارشناسی هرمنوتیکی ون مانن است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که اندیشه «برساخت» ملت شرایط آشکارگی مرزها را فراهم ساخت اما مرزها بعد از شکل گیری، به نوبه خود بر نحوه ی آشکارگی هستنده های جهان پیرامونشان اثر گذاشتند. مرزها مسبب آشکارگی جهان پیرامونشان نه در ذات و چیستی خویش بلکه به صورتی دیگر می شوند. «ناپایداری»، «ناامنی»، «دلهره آور بودن» ساختارهای وجودی هستنده های جهان مرز هستند. هم چنانکه مرزها جهان پیرامونشان را به شیوه ای خاص آشکار می کنند، بر «دازاین» مرزنشینان نیز اثر گذاشته و مرزنشینان را به عنوان مردمانی «نگران و اقامت نا گزین» آشکار می کنند.
دشواری های زنان برای ورود به حرفه دانشگاهی: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یافته های مقاله نشان می دهد که با وجود سابقه زیاد حضور زنان در آموزش عالی ایران به عنوان عضو هیئت علمی، با تداوم شکاف جنسیتی در میان اعضای هیئت علمی روبه رو هستیم و هر چقدر از نردبان سلسله مراتب حرفه ای در دانشگاه بالاتر می رویم، این شکاف تقویت می شود. پرسش محوری این است که زنان برای ورود به حرفه استاد پژوهشگری با چه چالش هایی مواجه هستند و روایت آنان از طی این مسیر در بطن مناسبات جنسیتی موجود چیست؟ همچنین این مقاله به عوامل تسهیل گر و موانع دستیابی به این حرفه از نگاه استاد پژوهشگران زن خواهد پرداخت. رویکرد این مقاله کیفی است و از میان تکنیک های مختلف مورد استفاده در پژوهش کیفی برای دستیابی به اطلاعات موردنیاز، از تکنیک مصاحبهٔ عمیق استفاده شده است. در تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شده است. برای رسیدن به فهمی دقیق تر از ورود زنان به زندگی حرفه ای دانشگاهی، دانشگاه تهران و دانشگاه خلیج فارس بوشهر را انتخاب کرده ایم. بر اساس روایت مشارکت کنندگان پژوهش، برخوردهای تبعیض آمیز نسبت به زنان در برخی از جلسات جذب متقاضیان دیده می شود. وجود معیارهای فراآکادمیک در جلسات جذب، تغییر مداوم آیین نامه ها و تصمیمات و نیز وجود لابی های مردانه از دشواری های ورود به حرفه دانشگاهی است. برخی از مسائلی که زنان از آن به عنوان دشواری های جذب نام می برند، ممکن است میان زنان و مردان مشترک باشد؛ اما باید توجه داشت که در بطن مناسبات جنسیتی موجود، حتی مسائل مشترک بین زن و مرد برای هر کدام سویه و شکلی دیگرگون می یابد.
تأثیر فضاهای شهری مدرن بر بازاندیشی هویت زنان با تأکید بر باغ بانوان های شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۵
103-129
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور مطالعه تأثیر فضاهای شهری مدرن بر بازاندیشی هویت زنان طراحی شده است. ایده اصلی تحقیق از نظریه گیدنز استخراج شده که استفاده از مکان های جدید را بر گروه های مختلف جامعه مؤثر می داند. با توجه به این که باغ های زنان به تازگی در برخی از شهرهای ایران ازجمله اصفهان تأسیس شده اند به نظر می رسد که این فضاها می توانند بر بازاندیشی و هویت نوین زنان مؤثر باشند. در این پژوهش 330 نفر از زنان شهر اصفهان که طی یک دوره زمانی 120 روزه به باغ های این شهر مراجعه کرده اند به عنوان نمونه آماری از جامعه آماری شهر اصفهان انتخاب شده اند. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی چندمرحله ای بوده و از میان باغ های واقع در محله های مختلف، 6 باغ انتخاب شده و پاسخگویان سپس از میان این باغ ها برگزیده شده اند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ای بوده که توسط محقق طراحی شده و به وسیله شیوه های علمی، ارزیابی شدند که داده های نهایی حاکی از معناداری گویه ها و صحیح بودن نهایی پرسشنامه بوده است. داده های به دست آمده سپس با استفاده از آزمون های آماری مختلف از جمله معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داده اند که فضاهای نوین شهری تأثیرات مؤثری بر تغییر دیدگاه و بازاندیشی هویتی زنان داشته اند اگرچه این تغییرات به دلیل تازگی تأسیس باغ ها غالباً در حوزه نظری صورت گرفته و هنوز تا بروز تغییرات عملی ناشی از فضاهای نوین، راه زیادی در پیش است.
بررسی نقش و جایگاه دین در هویت فردی ایرانیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هویت مسئله ای پیچیده، چندبعدی و متکثر است و عناصر و عوامل مختلفی در ساخت و شکل دهی به آن نقش دارند. در فرایند شکل گیری هویت فردی دو عمل انجام می شود: شناخت خود و شناساندن خود به دیگران؛ این دو عمل باعث تمایز فرد از دیگران، تفاوت گذاری و دگرگونه سازی می شود. یکی از این عناصر دین است و هدف این پژوهش بررسی نقش و جایگاه دین در هویت فردی ایرانیان است. روش تحقیق روش پیمایش و جامعه آماری شامل افراد بالای 16 سال مراکز استانی کشور است. حجم نمونه برابر با 1300 نمونه است که با روش نمونه گیری چندمرحله ای و به صورت تصادفی سیستماتیک از مراکز استان های تهران، آذربایجان شرقی، خوزستان، گیلان، فارس، کردستان و خراسان رضوی انتخاب شده اند. یافته های به دست آمده نشان می دهد که دین در کنار عوامل مختلف جایگاه مهم و منحصر به فردی در هویت فردی ایرانیان دارد. به طوری این عنصر افزون بر اینکه خود به صورت مستقیم نقش محوری در ساخت هویت فردی دارد از طریق دو چرخه بر هسته مرکزی هویت فردی یعنی تمایزیافتگی تأثیر می گذارد. در چرخه اول بعد دینی با تأثیرپذیری از بعد ملی به صورت مستقیم و از طریق تعامل با بعد قومی بر تمایزیافتگی تأثیر می گذارد. در چرخه دوم که از متغیر فضای مجازی آغاز می شود، این متغیر با تغییر و تحول نقش رسانه های جمعی بر بعد دینی تأثیر می گذارد. در ادامه بعد دینی به طور مستقیم و به صورت غیرمستقیم در تعامل با بعد قومی بر تمایزیافتگی فردی اثر گذاشته و آن را تحت تأثیر قرار می دهد.
جهت گیری های فرهنگی در فضای مجازی؛ پیمایش میزان و نحوه استفاده دانشجویان از فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
164-135
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش این است تا همبستگی بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و تغییرات فرهنگی را در چهار حوزه «سرمایه اجتماعی» ، «اعتقادات مذهبی» ، «فرد شدگی» و «هویت» مشخص کرده و جهت تغییرات فرهنگی را با توجه به مدل ارزش های مادی و فرامادی اینگلهارت مشخص نماید. در این پژوهش علاوه بر مطالعه کتابخانه ای، از روش پیمایش نیز استفاده شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد میزان سرمایه اجتماعی پاسخگویان در حد متوسط است و افرادی که از شبکه های اجتماعی استفاده بیشتری داشتند، سرمایه اجتماعی آنها در حال کم شدن است. در مورد «فرد شدگی» که فرد را به سوی کنش جمعی و آرمان های مشترکی چون حفظ محیط زیست یا ایجاد اجتماع های بشر دوستانه جهت می دهد، مشخص شد با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی میزن فرد شدگی نیز افزایش می یابد.در مورد «هویت» نیز یافته ها نشان می دهد با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، میل به شفافیت هویت در کاربران در حال افزایش است. بر اساس نتایج تحقیق همچنین مشخص شد بین دو متغیر «اعتقادات مذهبی در شبکه های اجتماعی» و «میزان استفاده از شبکه های اجتماعی» رابطه معنا داری وجود ندارد. یافته های پژوهش در مورد «ارزش های مورد توجه در شبکه های اجتماعی» نیز نشان می دهد که کاربران به ارزش های فرامادی تصریح شده در مدل اینگلهارت تمایل بیشتری دارند. این یافته همسو با نتایج پژوهش های انجام شده در دیگر کشورها است و تمایزی بین کاربران ایرانی و دیگر کشورها در توجه به ارزش ها در فضای مجازی دیده نمی شود.
رابطه توانمند سازی زنان از طریق شبکه های اجتماعی مجازی مطالعه موردی: کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
37 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در توانمندسازی زنان است. مطالعه حاضر روش کمی از راهبرد پیمایش بوده است که بر روی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران انجام شده است. زنان جامعه مورد مطالعه در سطح زیاد (34.66 درصد) از استفاده از شبکه های اجتماعی برخوردارند؛ که در این میان بالاترین مقدار میانگین از آن مولفه ارتقای حضور زنان در جوامع مجازی و مشارکت های اجتماعی (65/3)است. همبستگی کل و شدت رابطه نیز بین متغیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مولفه های توانمند ّسازی در زنان، 677/0 به دست آمد و در سطح معناداری 05/0 تایید شد که نشان می دهد، رابطه ی معنادار قوی بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی توسط زنان و توانمند سازی آنها وجود دارد همچنین استفاده از شبکه های اجتماعی، به واسطه ی افزایش دانش زنان، کاهش انزوای آنها و افزایش مشارکت اجتماعی، موجب بهبود توانمند سازی آنان می گردد. مقدار ضریب همبستگی (R) بین متغیرها نیز، 797/0 بدست آمده است که نشان دهنده ی رابطه ی قوی بین متغیرهای مستقل و وابسته برقرار بوده است. در مجموع یافته های تحقیق حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی، یکی از موثرترین روش ها در توانمند سازی زنان در عصر حاضر است و اثرات آن در ایجاد تغییرات اجتماعی در زنان، قابل اثبات است.
درمان های بومی، سنتی و جایگاه آن دنیای در مدرن: مطالعه موردی مانتره درمانی در میان زرتشتیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
145 - 188
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاصل پژوهشی میدانی-اسنادی است که در جامعه زرتشتیان، پیرامون درمان های بومی انجام شد.در این پژوهش با توسل به روش های مردم شناختی شیوه های درمانی رایج در بین زرتشتیان مطالعه شد. میدان مطالعه شهر یزد و تمرکز اصلی به دو محله زرتشتی نشین نصرآباد و کثنویه یزد بود.امروزه، مانتره درمانی رایج ترین شیوه درمانی در میان زرتشتیان برای درمان بیماری های روحی است و موبدانی که به متون مقدس و خوانش صحیح آن آگاهی دارند در مقام مانتره درمانگران هستند. زرتشتیان در گذشته بیماری را نتیجه یورش نیروهای اهریمنی (انگره منیو) به جهان می دانستند اما امروزه، با پیشرفت علم این نگاه سست گردیده است،گرچه به باور زرتشتیان انگره مینو همچنان حضور دارد اما معنای انگره مینو اندیشه تخریب گر و بد انسان است و انسان با قدرت انتخاب و اراده خود می تواند در راه بدی یا نیکی قدم بگذارد که اندیشه تخریب گر و خارج شدن از راه راستی و اهورامزدا منجر به بیماری های روحی می گردد. مطابق با یافته ها دال های مرکزی اعتقادات زرتشتیان از قبیل خرد و فرشکرد باعث می شود که زرتشتیان در درمان بیماری ها صرفاً به مانتره درمانی متوسل نشوند بلکه آن را در کنار پزشکی نوین به کار برند.
همپوشانی مولفه های هویت ساز بر هویت بخشی دینی کنشگران اجتماعی اندونزی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
به راستى هويت بخشى دينى مسلمانان اندونزی كه از بزر گترين جوامع جهان اسلام است، از كدام مؤلفه های هويتى پيروی م ىكند؟ آيا فراملى است يا فروملى يا از هويت فرهنگ دينى اخذ شده است و اسلام هويت ساز از كدام قرائت بيرون آمده است؟ اين پرسش ها سبب شد در راستای پاسخ به آنها با روش تاريخى توصيفى به تحليل بپردازيم. ازآنجايى كه در اين نوشتار حقايق حال، گذشته و ارتباط آنان با آينده مورد پژوهش قرار م ىگيرند، مناسب ترين روش برای اين پژوهش روش تاريخى توصيفى است. يافته ها نشان مى دهندكه در اندونزی، قرائت اعتدالى از اسلام، در كشمكش با ديگر مؤلفه های هويت ساز، توانسته است به يك مدل بومى از برداش تهای دينى و متناسب با انديشه های فرهنگى مالايى تبار نزديك شود. اسلام در اين نگرش جديد تلاش كرده تا با استفاده از تمامى منابع اسلامى فعال گردد و هويت دينى مسلمانان اندونزی را تثبيت كند.
رابطه بین رضایت زناشویی زنان متأهل و عناصر سبک های عشق ورزی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رضایت زناشویی زنان متأهل و عناصر سبکهای عشقورزی بود. این تحقیق از لحاظ ماهیت، کاربردی و به لحاظ زمانی، مقطعی و از لحاظ روش توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهرستان بیجار در سال 1398 بودند که تعداد نمونه با توجه به جامعه آماری به روش رگرسیون به تعداد 200 نفر برآورد شد و با روش نمونهگیری غیرتصادفی سهمیهای انتخاب شد. رضایت زناشویی با پرسشنامه 47 سوالی انریچ و سبکهای عشقورزی با پرسشنامه 45 سوالی استرنبرگ مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که میانگین متغیرهای رضایت زناشویی و عشقورزی در نزد زنان متأهل شهرستان بیجار بیشتر از نقطه برش آنان بود. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون و رگرسیون با نرمافزار SPSS نسخه 25 حاکی از آن بود که با افزایش سطح عشقورزی و ابعاد آن در نزد زنان متأهل، میزان رضایت زناشویی آنان بیشتر شد. همچنین انواع سبکهای عشقورزی از جمله عنصر صمیمیت، عنصر شهوت و عنصر تعهد ارتباط مثبت و معنی داری با رضایت زناشویی داشتند و از طرفی توانستند رضایت زناشویی را پیش بینی نمایند.
آموزش مهارت های زندگی با رویکرد پیشگیری از آسیب های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت و معضلات و مشکلات مربوط به آن یکی از بحثانگیزترین مسائل در جوامع مختلف بوده و هست. دلایل این اهمیت را نیز میتوان به نکاتی چون لزوم تعلیم و تربیت صحیح نسل آتی، حساسیت و شکنندگی کودکان، نوجوانان و جوانان در تعامل مسائل مختلف دانست. دانش آموزان مهمترین و حساسترین عناصر در نظام آموزشوپرورش و سرمایههای ملی این مرزوبوم به شمار میآیند. مدرسه نیز بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای رسمی و آموزشی کشور که همه کودکان با رسیدن به سن تحصیل وارد آن میشوند موظف است تا با تمهیدات لازم و مفید، با بالا بردن سطح دانش و آگاهی دانش آموزان، آنها را در برابر رفتارهای پرخطر و ناسالم اجتماعی محفوظ و مصون نگاه دارد. آموزش مهارتهای زندگی میتواند گام بسیار مهمی در جهت کاهش آسیبهای اجتماعی باشد. اگر امروزه در جهت پیشگیری، کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی اقدامات لازم را انجام ندهیم بیشک سرمایههای مادی، معنوی، انسانی و اجتماعی ارزشمندی را که همان فرزندانمان هستند از دست خواهیم داد. در این مقاله به نحوه آموزش مهارتهای زندگی با رویکرد پیشگیری از آسیبهای اجتماعی پرداخته شده است.
رابطه بین فرهنگ سازمانی با مسئولیت پذیری سازمانی کارکنان: مورد مطالعه شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر مسؤولیت اجتماعی کارکنان شهر کرمانشاه است. چارچوب نظری آن برگرفته از رویکرد اثبات گرایی با تأکید خاص بر نظریه کارول می باشد. این مطالعه با روش توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری کارکنان ادارات سطح شهر کرمانشاه می باشند. جهت تحلیل یافته ها از دو نرم افزار SPSS و AMOS و آزمون های آماری مانند همبستگی، مقایسه میانگین ها، رگرسیون چندگانه و سایر آزمون ها استفاده شده است. تعداد نمونه مورد مطالعه 370 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. میانگین مسؤولیت اجتماعی کارکنان برابر 83/79 است که در دامنه بین نمرات 43 تا 120 حاکی از آن است که مسئولیت پذیری در جامعه مورد مطالعه بالاتر از حد انتظار(72) می باشد. همبستگی بین فرهنگ سازمانی و مسئولیت پذیری برابر (32/0 =r) است. نتایج حاصل نشان می دهد که متغیر فرهنگ سازمانی، مسئولیت پذیری کارکنان را مورد تبیین قرار می دهد. با ارتقای فرهنگ سازمانی در سازمان ها، شاهد مسئولیت پذیری کارکنان خواهیم بود. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری نشان می دهد که متغیر فرهنگ سازمانی با مقدار ضریب رگرسیون 623/0 بر متغیر وابسته تأثیر معنادار دارند. براساس شاخص های برازش مدل؛ مقدار ریشه میانگین مربعات باقیمانده (RMR) برابر 101/0، شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) برابر با 080/0، شاخص کای اسکوئر بهنجار (نسبی) (CMIN/DF) برابر 377/3 و شاخص های برازش تطبیقی (CFI) و شاخص برازش شده تطبیقی مقتصد (PCFI) با مقادیر 701/0 و 661/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تأیید قرار می دهند.
ابعاد جرایم جنگی آمریکا در افغانستان و امکان سنجی تعقیب آن در دیوان بین المللی کیفری (با تأکید بر رویکردهای رسانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد نیروی نظامی و کارکنان سازمان سیای ایالات متحده در افغانستان از منظر حقوق بین الملل کیفری؛ قابل تحقیق، تعقیب و محاکمه است. بنابراین بررسی مؤلفه های جرایم جنگی با مطالعه موردی وضعیت افغانستان در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری از اهداف و موضوع این نوشتار است تا به سؤال های مرتبط پاسخ داده شود. سؤال اول این که تعقیب جرایم جنگی نیروی نظامی و کارکنان سیای ایالات متحده متکی بر چه مؤلفه ها و ضمانت اجراهایی است؟ سؤال دوم این که رسالت رسانه های برون مرزی در فراهم کردن زمینه تعقیب عوامل اصلی جنایات جنگی در افغانستان چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که کشتار، حبس، شکنجه و خشونت های جنسی علیه غیرنظامیان تنها بخشی از جرایم جنگی قابل تعقیب آمریکا در دیوان بین المللی کیفری است. این اتهامات، متکی به آموزه های حقوق بین الملل بشردوستانه و مقررات کنوانسیون های چهارگانه ژنو و پروتکل های الحاقی آن هستند که ضمانت اجرای آن در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری متجلی است. عملکرد نیروی نظامی و کارکنان سازمان سیای آمریکا در وضعیت افغانستان، جلوه ای از اعمال سیاست های رسمی دولت ایالات متحده بوده است که مسئولیت اصلی آن متوجه مقامات ارشد و فرماندهان نظامی آن می باشد. از این حیث، رویکرد فعلی دادستان دیوان بین المللی کیفری در تحقیقات مقدماتی، دیرهنگام و محدود به تعقیب حداقل جرایم و منتسب به مقامات پایین رتبه است که مقبولیت ندارد. رسالت رسانه های برون مرزی در این حوزه از جمع آوری، تحلیل و پخش مستندات وقوع جرایم جنگی در افغانستان تا برقراری ارتباط مستقیم میان آن با سیاست های رسمی دولت ایالات متحده و دخیل بودن مقامات ارشد آن گسترده است.
رقابت های روسیه با ناتو و آمریکا در دریای سیاه و پیشنهادهای رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵
139 - 164
حوزههای تخصصی:
حوزه ژئوپولیتیک دریای سیاه در سال های اخیر، به کانون مهم رقابت میان روسیه با اعضای ناتو به ویژه آمریکا تبدیل شده است که واکاوی ابعاد مختلف این رقابت حائز اهمیت است. هدف این مقاله بررسی پیامدهای حاصل از این رقابت ها در دریای سیاه است که به روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نظریات «سازه انگاری» و «نظم جهانی» انجام شده است. یافته ها نشان می دهد حمایت غرب و آمریکا از انقلاب های رنگین در گرجستان و اوکراین، دعوت از آن ها برای پیوستن به ناتو، پذیرش عضویت کشورهای شرق اروپا در این سازمان در کنار ماجراجویی های نظامی موجب شده تا روسیه با درک تهدیدهای امنیتی از ناحیه ناتو و آمریکا، حضور نظامی خود را در این پهنه آبی استراتژیک تقویت کند. حمایت مسکو از اعلام استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در پی جنگ با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در سال 2014 و استقرار سامانه های موشکی در کالینینگراد از جمله اقدامات بازدارنده مسکو در حوزه دریای سیاه است. در مجموع می توان گفت رقابت روسیه با ناتو و آمریکا در دریای سیاه بیشترین تأثیر را از حیث تشدید مسابقات تسلیحاتی به دنبال داشته و این حوزه استراتژیک را به بستری بالقوه برای مناقشات بیشتر در آینده تبدیل کرده است.
تأثیر سالمندی جمعیت بر آینده نظام بازنشستگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۶ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
261 - 288
حوزههای تخصصی:
ایران از جمله کشورهایی است که تأمین مالی نظام بازنشستگی آن به روش پرداخت جاری است. یکی از مشکلات اصلی این روش، تغییر نسبت جمعیت فعال به جمعیت بازنشسته است که البته در ایران به طور مداوم در حال کاهش است. در واقع، جمعیت ایران در آستانه سالمندی است و نیازمند برنامه ریزی آینده محور در این زمینه است. هدف این مقاله بررسی تأثیر سالمندی جمعیت بر نظام بازنشستگی ایران است. برای این منظور الگوی نسل های همپوشان 55 دوره ای برای اقتصاد ایران شبیه سازی گردید. نتایج نشان می دهد که با کاهش رشد جمعیت و افزایش نسبت سالمندی جمعیت، میزان تولید ناخالص داخلی در سال های آتی به شدت کاهش می یابد و درصورت عدم اصلاحات ساختاری، نظام بازنشستگی با کسری مداوم و فزاینده ای مواجه خواهد بود. با فرض اصلاحات پارامتریک در نظام بازنشستگی نظیر افزایش سن بازنشستگی، نتایج نشان می دهد که اگر سن بازنشستگی فقط برای زنان به 55 سال افزایش یابد، کسری به 9 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 1435 خواهد رسید. اگر سن بازنشستگی زنان و مردان به 60 سال افزایش یابد، کسری به 5/6 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال مذکور خواهد رسید و اگر برای هر دو جنس به 65 سال افزایش یابد، کسری بودجه در اوج خود در سال 1440 تنها 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد بود و بعد از آن به صفر میل می کند.
تجزیه و تحلیل تأثیر فرهنگ ایثار بر قدرت نرم و امنیت نرم جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم «قدرت» و «فرهنگ» در دوران اخیر دچار تحول معنایی شده است. حالا «قدرت فرهنگی» به عنوان مبنای اساسی قدرت ملی مطرح شده است. نقش «فرهنگ» در افزایش «قدرت نرم» و «امنیت نرم» یک کشور، جدی تر شده و نقش مهمی در تحولات و شکل گیری قدرت هر کشور ایفا می کند. گذار مفهومی قدرت از حوزه سخت افزاری به حوزه نرم افزاری، امروزه موردتوجه کارگزاران سیاسی کشورها واقع شده است. حصول به جنبه نرم افزاری قدرت، شرایط خاص خود را می طلبد که نوع فرهنگ سیاسی یکی از لوازم اصلی برای تحقق هدف مذکور است. انقلاب اسلامی ایران ساختار فرهنگی منحصربه فردی را داراست که آن را از تمامی انقلاب های جهان جدا می کند. این انقلاب بر پایه فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت در باورهای عمیق مذهبی و فرهنگی مردم ایران ریشه دارد. این پژوهش بر مبنای روش کتابخانه ای و اسنادی و تجزیه وتحلیل یافته ها با شیوه توصیفی و تحلیلی انجام پذیرفته است. ابتدا به بررسی و سیر تحولات قدرت، شکل گیری قدرت نرم و مؤلفه های قدرت نرم با تأکید بر فرهنگ ایثار و مقاومت پرداخته شده است و با توجه به توانایی دشمنان در احاطه و کاربرد تهاجم فرهنگی در تلاش برای فشار و ایجاد بحران در جمهوری اسلامی ایران، این پژوهش بهترین رهیافت و الگوی ارتقای قدرت نرم و امنیت نرم را استفاده و رجوع به فرهنگ اصیل و گهربار اسلامی فرهنگ ایثار و مقاومت می داند.
نقدی پسااثبات گرا به نظریات توسعه ی سیاسی و کاربرد آن در مورد ایران: اتخاذ یک رویکرد پیکربندی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مورد کشورهای «جهان سوم»، «جنوب»، «در حال توسعه» و «عقب مانده» به طور معمول گفته می شود که این ها هرکدام 50، 100 یا 200 سال (کم تر یا بیشتر) از کشورهای «توسعه یافته» عقب ترند و از این جهت گذشته ی این ها، چراغ راه آینده ی آن هاست. نظریات توسعه ی سیاسی و بحث های مرتبط با آن، یعنی دموکراتیزاسیون، گذار به دموکراسی و تحکیم دموکراسی، از دهه ی 50 میلادی به بعد در چنین فضایی متولد شدند، ولی، به دلیل محدودیت های فراوان «ایدئولوژیک»شان، از دهه ی 80 میلادی به بعد، به مرور، افول کردند. پارادایم اثبات گرایی و مکتب نوسازی که هردو برآمده از فلسفه ی روشنگری بودند نقشی اساسی در تکوین و رشد آن نظریات داشتند، اما، با وجود محدودیت ها و نقدهای اساسی ای که به آن پارادایم و آن مکتب صورت گرفت، جریان های اصلی نظریات توسعه ی سیاسی نیز افول کردند و رویکردهای بدیل جایگزین آن ها شدند . در همین رابطه، مکتب تاریخی احیاء شد، سیاست تطبیقی رشد کرد و جامعه شناسی تطبیقی تاریخی، به عنوان نمونه، به یکی از مهم ترین چارچوب های منتقد پارادایم اثبات گرایی و مکتب نوسازی، مورد استفاده قرار گرفت. در این مقاله، ضمن بررسی فراز و فرودهای نظریات توسعه ی سیاسی، به این جریان بدیل و چگونگی امکان کاربرد آن در مورد ایران اشاره خواهیم کرد. بدین منظور، با استفاده از معرفت شناسی و هستی شناسی «پیکربندی شده» مندرج در این نوع جامعه شناسی، تلاش خواهیم کرد ضمن نقد آن پارادایم و آن مکتب «ایدئولوژیک»، با توجه به ظرفیت های «بومی» موجود در نظریات مرتبط با موضوعات ایران، مختصات مفهومی این رویکرد بدیل را در «تببین» موضوع «توسعه ی سیاسی» و «دموکراتیزاسیون» روشن کنیم.
مطالعه اخلاق کار در شرکت های خصوصی با بهره وری بالا در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق کار و میزان بهره وری پایین در ایران یکی از مسائلی اجتماعی است که جامعه شناسان، سیاستگذاران و صاحب نظران سازمانی به آن پرداخته اند و دلایلی برای این ضعف بر شمرده اند. در این باره، مطالعات متنوعی در ادارات و سازمان های دولتی انجام شده، ولی در این میان جای مطالعه بر روی شرکت های خصوصی موفق، خالی بوده است. مطالعه حاضر پژوهشی جامعه شناختی است که به مطالعه اخلاق کار و رابطه آن با تقسیم کار بهنجار، در سه شرکت خصوصی با بهره وری بالا در سطح شهر تهران پرداخته است. روش مطالعه پیمایش بوده و از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. حجم نمونه 350 نفر برآورد شده که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد ه اند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان می دهد که در همه ابعاد متغیر وابسته، یعنی اخلاق کار و همچنین متغیر مستقل (تقسیم کار بهنجار)، شرکت های مورد مطالعه از وضعیت مناسبی برخوردار بوده اند و در این بین شرکت خدماتی نسبت به شرکت های پژوهشی و آموزشی وضعیت مناسبتری داشته است. در بخش استنباطی نیز نتایج حاکی از آن است که تأثیرِ تقسیم کار بهنجار بر اخلاق کار مورد تأیید قرار گرفته و در بین مؤلفه های تقسیم کار نیز، مؤلفه های توسعه و تمایز نقشها با بتای (282/0)، تمرکز بر استعدادها و مهارتها با بتای (211/0) و تماس ها و تعاملات کارکنان در سازمان با بتای (115/0) به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را بر اخلاق کار داشته اند. اما دو مؤلفه توجه به قواعد و مقررات و همچنین نیاز به تغییر و تخصص پذیری در سازمان تأثیری بر اخلاق کار نشان نداده اند.
ارزش های مطلوب طراحی مسکن از منظر اندیشه اسلام (گامی در مسیر تبیین الگوی اسلامی ایرانی مسکن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به بحث پیرامون هویت در معماری معاصر کشور و نیز الزام ها و ظرفیت های فرهنگ بومی، توجه به دانش (شناخت ها) و بینش (فلسفه وجودی) ارزش های فرهنگ اسلامی در معماری مسکن به منظور حرکت در جهت تبیین الگویی اسلامی ایرانی ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل، هدف از پژوهش پیش رو شناخت ارزش های رفتاری و اخلاقی فرهنگ دینی در زمینه سکونت و تدوین راهکارهای موثر طراحی جهت کاربست آن در سیاست های کلی مسکن کشور به منظور پیشرفت و ارتقاء کیفیت مسکن معاصر می باشد. در این راستا، ابتدا برخی از گزاره های ارزشی در طراحی خانه از منابع سنت و شریعت، در مسیر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای استخراج و با استناد به قرآن کریم بیان شده؛ سپس برای استنتاج گزاره ها از روش ترکیبی (مرکب از تحلیل محتوای کیفی و استدلال تحلیلی- استنباطی) بهره گرفته و راهکارهای پیشنهادی طراحی ارائه گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ارزش های دینی تاکید بر مهمان پذیری خانه، محرمیت خانه و پرهیز از تجمل و اسراف دارد؛ که برای بها دادن به هریک از این اصول و در وصف آنها، گزاره های ارزشی نظیر "مهمان حبیب خداست"، "خانه حرم امن است" و "اسراف و تبذیر حرام است" مطرح شده است. اگر چه این ارزش ها به طور عمده در بافت و خانه های سنتی ایران حضور و ظهور داشت، اما امروزه در طراحی بسیاری از خانه های معاصر غایب و مجهول است. بنابراین فرد مسلمان می بایست با بهره گیری از اصول اسلامی و تجسم کالبد آن (مَنِش)، انعکاسی از عمل به این ارزش ها (کُنِش) را برای ارتقاء کیفت زندگی خود فراهم آورد.
بررسی ارتباط میان اعتماد و مشارکت اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان شهرهای استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان همدان ترکیبی از اقوام مختلف فارس، لر، ترک و کرد است که امروز بیش از هر زمان دیگری در یکدیگر ادغام شده اند و به صورت روزمره در تعامل و ارتباط با یکدیگرند. در بستر چنین تنوعی، موضوع اعتماد و مشارکت اجتماعی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این پژوهش به روش کمی و با هدف بررسی ارتباط میان اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی در استان همدان انجام شده است. جامعه آماری آن را افراد 15 سال ساکن در 9 شهرستان استان تشکیل می دهد. این جمعیت شامل 612.449 نفر است که نمونه ای 800 نفری از آن ها مطالعه شد. یافته ها نشان می دهد اعتماد اجتماعی دارای میانگین 41/42 درصد و درنتیجه اندک است. درمقابل، میزان مشارکت اجتماعی با 61/89 زیاد است. براساس نتایج آزمون فرضیه ها، متغیرهای جنسیت، درآمد و تحصیلات ارتباط معناداری با اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی ندارند، اما رابطه سن با مشارکت معنادار و منفی است. در پژوهش حاضر، رابطه معنادار اعتماد و ابعاد آن (اعتماد نهادی، عمومی و بین فردی) با مشارکت اجتماعی اثبات شده است. به طورکلی و براساس یافته ها می توان گفت مشارکت اجتماعی بدون ارتقای سطح اعتماد اجتماعی در شهرهای استان همدان امری دشوار است؛ بنابراین ارتقای سطح اعتماد اجتماعی، به ویژه اعتماد نهادی از ضرورت های این امر است. عملکرد درست نهادها، به ویژه آن هایی که به طور مستقیم با مردم سروکار دارند، بسیار تعیین کننده است.
تبیین جایگاه حکمروایی یکپارچه کلان شهری از منظر امنیت انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقش محوری شهرها و به ویژه کلان شهرها به مثابه موتور توسعه، آن ها را آماج تمرکز و تراکم جمعیت، فعالیت و نیز کانون چالش ها و مسائل فزاینده ای کرده است. بخش عمده ای از این چالش ها معطوف به امنیت انسانی بوده است. هدف تحقیق حاضر، تبیین ضرورت استقرار مدیریت یکپارچه شهری به منظور ارتقا امنیت انسانی در این کلان شهرها بوده است. روش: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی تحلیلی بوده و داده های موردنیاز از طریق روش های اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شدند. در تحلیل داده ها، علاوه بر روش های توصیفی تفسیری، از تحلیل های آماری و فضایی (مبتنی بر GIS) استفاده شد. یافته ها: 18 کلان شهر و مادر شهر منطقه ای در حدود 34 درصد جمعیت کل و 5/45 درصد جمعیت شهری ایران را در خود جای داده اند. به علاوه 52 درصد جمعیت کل و 2/76 درصد جمعیت شهری کشور در فاصله 51 کیلومتری این شهرها ساکن شده اند. آن ها بیشترین نقش را در تولید ناخالص داخلی و تولید ارزش افزوده در کشور داشته اند. نظام حکمروایی در این شهرها نیز دچار تفرق گرایی بخشی و فضایی کارکردی بوده است. نتیجه گیری: انباشت سرمایه و تراکم جمعیت در کلان شهرها، امنیت انسانی ساکنان آن ها را در معرض مخاطرات طبیعی و انسانی گوناگونی قرار داده است. به علاوه نظام اداره ناپایدار تفرق گرای این شهرها، کارایی لازم برای را در بهبود امنیت انسانی نداشته و به دلیل تضاد منافع و ناهماهنگی در مدیریت مخاطرات فرا قلمروی ناتوان بوده است. ازاین رو استقرار حکمروایی مطلوب و یکپارچه برای رفع چالش های محتوایی و رویه ای در اداره کلان شهرها و ارتقا امنیت اجتماعی و انسانی آن ها، ضروری است.