فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۴۱ تا ۳٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۵
47 - 89
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش می کند ضمن مرور رویکردهای مختلف در باب رابطه توسعه، عدالت توزیعی، و رفاه اجتماعی با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی احساس عدالت توزیعی شهروندان خرم آبادی در برنامه های رفاهی دولت را بررسی نماید. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسش نامه در بین شهروندان خرم آبادی در پایان سال 1399 و آغاز 1400 انجام یافته است. نمونه گیری پژوهش با در نظر گرفتن میزان برخورداری از رفاه اجتماعی مناطق شهری خرم آباد با تلفیقی از نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی نامتناسب طراحی شد و حجم نمونه 400 نفر بود. نتایج پژوهش نشان می دهد میزان احساس عدالت توزیعی در رفاه اجتماعی شهروندان خرم آبادی پایین و فقط 2.4 درصد از افراد، این احساس را بالا تلقی نموده اند. در میان ابعاد مختلف نیز آنها در توزیع فرصت های کار و اشتغال و حکمروایی، احساس تبعیض بیشتری را احساس می کنند، اما در ابعاد آزادی های فردی و بهره مندی از رسانه ها و ارتباطات، این احساس به حداقل می رسد. بررسی فرضیه ها نشان داد متغیرهای نیازمندی های رفاهی اجتماعی، میزان اعتماد به برنامه های رفاهی دولت، و میزان سرمایه اقتصادی دارای همبستگی قوی تری با متغیر احساس عدالت توزیعی در برنامه های رفاهی دولت هستند. یافته های تحلیل رگرسیون حاکی از آن است که متغیرهای مستقل، 8/50 درصد از واریانس متغیر میزان احساس عدالت توزیعی در برنامه های رفاه اجتماعی دولت را پیش بینی می کنند. در این میان اثر خالص متغیر نیازمندی های رفاهی بیش ...
سلامت جسمی و روانی سالمندان در بستر گذار ساختار سنی جمعیت: مطالعه ای در شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و چشم انداز در حال تغییر وضعیت سالمندی جمعیت در ایران، شناخت عوامل مؤثر بر سلامت این قشر، به طور روزافزونی اهمیت خواهد یافت. این مقاله، با هدف مطالعه ویژگی های اجتماعی، جمعیتی و اقتصادی مؤثر بر سلامت جسمی و روانی سالمندان ساکن در شهرستان خرم آباد انجام شده است. روش و داده ها: داده های مطالعه از یک پیمایش مقطعی در نمونه 379 نفری از سالمندان 60 ساله و بیشتر ساکن در شهرستان خرم آباد بدست آمد. با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و بهره گیری از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی (WHOQOL-SF36, 26)، اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. یافته ها: میانگین شاخص سلامت جسمی 3/29 و سلامت روانی 1/22 بدست آمد. بیماری های قلبی عروقی و آرتروز از شایع ترین بیماری هایی است که سالمندان بدان ها مبتلا هستند. سطح تحصیلات، سن، تعداد فرزندان، و جنسیت از عوامل تأثیرگذار بر سلامت هستند. با افزایش تعداد فرزند، سطح سلامت جسمی سالمندان کاهش، اما سلامت روانی آن ها افزایش می یابد. در واقع، فرزندان همچنان به عنوان یکی از منابع حمایتی در سنین سالمندی محسوب می شوند. سلامت جسمی و روانی نیز بر یکدیگر تأثیرگذارند. برخورداری از سطح سلامتی بهتر در هرکدام از این دو بُعد، وضعیت سلامتی بعد دیگر را ارتقا می بخشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به عوامل متعدد تأثیرگذار بر سلامت سالمندان، تجربه دوران سالمندی برای گروه های مختلف اجتماعی متفاوت خواهد بود. از منظر سیاست گذاری، اتخاذ یک رویکرد فردمحور برای درک وضعیت سالمندان و حداکثرکردن فرصت ها در طول چرخه زندگی برای بهره مندی از سالمندی سالم ضروری است. پیام اصلی: پیش بینی روند تغییرات آینده جمعیتی ایران نشان می دهد که در اثر گذار ساختار سنی جمعیت، سهم افراد سالمند در جمعیت روبه فزونی خواهد بود. سالمندان از جنبه های مختلف اجتماعی-اقتصادی و بهداشتی (مانند وضعیت اقتصادی، وضعیت تاهل، الگوهای بیماری و نیاز به مراقبت های بهداشتی) از بقیه افراد جامعه متمایز هستند. بنابراین، اطمینان از کیفیت زندگی خوب سالمندان و نگاهی ویژه به مقوله سلامت دوران سالمندی در چشم انداز سیاستی بلند مدت کشور ضروری است.
مطالعه پدیدارشناختی تجربه تنهایی در بین دانشجویان با رویکرد تفسیری (مورد مطالعه: دانشجویان پسر خوابگاه شهید آشتیانی دانشگاه علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
31 - 60
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف واکاوی تجربه تنهایی در دانشجویان خوابگاهی پسر دانشگاه علامه طباطبایی و شناخت راهبرد های آنها در مواجهه با این تجربه نوشته شده است. برای نیل به این مقصود، به منظور تأمین حساسیت نظری مقاله، چهار رویکرد کنش متقابل، روان پویشی، اگزیستانسیال (وجودی) و شناختی انتخاب شدند و در بخش روش نیز، از پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. تحلیل پدیدارشناسانه تفسیری، هر دو سنت پدیدارشناسی هرمنوتیکی و متعالی را یکپارچه می کند و با استفاده از اصول نظری پدیدارشناسی هرمنوتیکی و خاص انگاری، به کشف معنابخشی افراد به تجربه های مهم مبادرت می ورزد. نمونه های مورد مطالعه به تعداد 12 نفر، با استفاده از نمونه گیری هدفمند، از میان دانشجویان خوابگاه شهید آشتیانی دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب شدند. در نهایت، با اتکا به روش پدیدارشناسی تفسیری و چارچوب مفهومی مناسب، مضامین اصلی «جامعه رقابتی»، «جامعه نظارتی و ناامن»، «حکمفرمایی سکوت» و «جامعه یک رنگ» حاصل شدند و سه راهبرد «انکار تنهایی»، «درون گرایی» و « انفعال» به عنوان راهبرد های دانشجویان در مواجهه با تنهایی کشف شدند.
الگویی برای سرمایه گذاری در تجاری سازی تحقیقات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۳
187 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگویی مفهومی مبتنی بر مؤلفه های اثرگذار بر سرمایه گذاری به منظور تجاری سازی تحقیقات فرهنگی دانشگاهی در ایران می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی است. در رویکرد کیفی با مرور سیستماتیک مطالعات مرتبط با مسئله پژوهش، به روش هدفمند قضاوتی 53 مؤلفه اثرگذار در زمینه پژوهش احصاء و با اجماع نظر 17 نفر از صاحب نظران متشکل از اعضای هیئت علمی، مدیران اجرایی دانشگاه ها، سیاستگذاران آموزش عالی و سرمایه گذاران، 46 مؤلفه از آنها انتخاب و با روش تحلیل عاملی اکتشافی در شش بُعد دسته بندی شدند. در رویکرد کمّی به منظور ارزیابی مؤلفه های شناسایی شده و طراحی الگوی پیشنهادی، به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، نظرات نمونه ای 56 نفری منتخب از جامعه آماری مدیران صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، جمع آوری و با روش معادلات ساختاری و به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد 46 مؤلفه در شش بُعد ساختاری و مدیریتی (11 مؤلفه)، تخصصی (9 مؤلفه)، پژوهشی (7 مؤلفه) فرهنگ دانشی (6 مؤلفه)، تجاری (8 مؤلفه) و ارزش آفرینی (5 مؤلفه) در تجاری سازی تحقیقات فرهنگی دانشگاهی اثرگذار هستند. نتایج تحقیق بیانگر آن است ارتقاء این مؤلفه ها در قالب الگوی پیشنهادی به بازده مطلوب سرمایه گذاری در تجاری سازی تحقیقات فرهنگی کمک شایانی خواهد نمود.
ارزیابی سیاست های فرهنگی پس از انقلاب اسلامی در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی (با تاکید بر میراث مستند و مکتوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۳
67 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی سیاست های مصوب و اجرا شده در حوزه میراث فرهنگی به ویژه میراث مستند و مکتوب پس از انقلاب اسلامی است. برای ارزیابی سیاست های کلان حوزه میراث فرهنگی از مدل هاولت و رامش استفاده شده و اطلاعات لازم با استفاده از روش اسنادی و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شده است. جامعه آماری، قوانین و سیاست های بالادستی جمهوری اسلامی ایران شامل: ۱- برنامه های توسعه پنج ساله اول تا ششم، ۲- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۳- سند چشم انداز ایران در افق 1404، ۴- سند اصول سیاست فرهنگی کشور بود. ملاک ارزیابی سیاست ها در این پژوهش، کارایی و اثربخشی بود و پژوهش به دنبال پاسخ این سوال بود که سیاست های جاری جمهوری اسلامی توانسته اند اثر مطلوبی بر حفظ میراث فرهنگی به ویژه میراث مستند و مکتوب کشور داشته باشند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن بود که وضعیت فعلی حفاظت از میراث فرهنگی به ویژه «میراث مستند و مکتوب» در سیاست گذاری فرهنگی کشور، وضعیت مطلوبی نیست به طوری که می توان گفت میراث فرهنگی در سیاست های کلان کشور، مترادف با «بناهای قدیمی» و «اشیاء عتیقه»(غیرمکتوب) در نظر گرفته شده است و اکثر مصوبات قانونی برای حفاظت از این نوع میراث به تصویب رسیده اند.واژگان کلیدی: ارزیابی، حفاظت، سیاست گذاری فرهنگی، میراث فرهنگی، میراث مستند و مکتوب.
تحلیل تجربه زیسته ورزشکاران حرفه ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۹ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳۵
445-473
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجربه زیسته ورزشکاران حرفه ای در شبکه اجتماعی اینستاگرام صورت گرفت. روش تحقیق به صورت کیفی (پدیدارشناسی) انجام شد. جامعه پژوهش حاضر را ورزشکاران حرفه ای بود که سابقه بیشتر از دوسال عضو بودن در شبکه اجتماعی اینستاگرام را داشتند. نمونه گیری به روش هدفمند صورت و گردآوری داده ها تا رسیدن محقق به اشباع نظری صورت گرفت (2+7). جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از تحلیل مضمون استفاده شد. در نهایت مضمون های اصلی پس از مراحل ادغام، تلفیق و حذف (تکنیک های مناسب جهت تصمیم درست) سایر مضمون ها صورت گرفت و محقق مضمون-هایی را انتخاب کرد که بهره گیری از آن نتایج ثمربخشتری در تحقیق دارد. یافته ها شامل سه تم اصلی: لایک کردن و کامنت گذاشتن، فالو کردن، به دست آوردن طرفدار بود. جهت تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از نرم افزار دسته بندی و طبقه بندی داده های کیفی ان ویوو نسخه 10 استفاده شد.
هوش مصنوعی و استعاره فرانکنشتاین: رویارویی فلسفه نوین علوم اجتماعی با صورت بندی جدید مسئله ارزش گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی از مهم ترین فناوری های نوین است که نه تنها توجه رشته های مختلف علمی، بلکه توجه رویکردهای فلسفی، اخلاقی و دینی را جلب کرده است. در این میان، نوع رویارویی فلسفه علوم اجتماعی با هوش مصنوعی فراتر از مباحث متداول درباره جامعه، انسان و تکنیک است. این مواجهه رویکرد هستی شناختی و انسان شناختی پیچیده ای را از فیزیک تا متافیزیک دربر می گیرد. این مقاله از شخصیت «فرانکنشتاین» به منزله استعاره ای برای تفسیر پذیر کردن برخی از مواجهات جدید فلسفه علوم اجتماعی با هوش مصنوعی استفاده کرده و کانون مسئله خود را «ارزش گذاری» قرار داده است. یکی از مبادی بحث «روشنگری» است. به منظور توسعه بحث، مقاله از رویکرد نظری چند-لایه ای و روش تحلیل نشانه شناختی و اسطوره شناختی رولان بارت(با تأکید بر تحلیل ضمنی، فرا-زبانی و ایدئولوژیک) استفاده کرده است تا ابتدا، فیلم «من، فرانکنشتاین» را تحلیل کند و سپس، دلالت های نظری و معرفتی را درباره هوش مصنوعی بسط دهد. یافته ها در سه محور زیر صورت بندی شده اند: 1- تحلیل نشانه شناختی فیلم «من، فرانکنشتاین»(حیات گرایی جدید و نوماتریالیسم در دوره هوش مصنوعی) 2- هوش مصنوعی و الگوریتم های اجتماعی سازی شده با سوگیری های ارزشی(تکامل گرایی دیجیتالی) 3- آرمان شهرگرایی سایبری، اسطوره سازی جدید و امر مقدس(شکل گیری اجتماعی-ایدئولوژیک هوش مصنوعی). بخشی از نتایج نشان دهنده پیوند ایدئولوژیک هوش مصنوعی با شرکت های توسعه دهنده پلتفرم ها و الگوریتم های این فناوری است. در پایان، اشاراتی به نسبت هوش مصنوعی با موارد زیر شده است: حیث التفاتی اشتقاقی، روح و ارزش، میانجی گری معنا، شبیه سازی تفکر و ارزش، مهندسی اجتماعی.
رابطه فلات زدگی شغلی با آوای سازمانی در کارکنان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
159 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش بررسی رابطه بین فلات زدگی شغلی و آوای سازمانی کارکنان آموزش و پرورش بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه ی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان مهر استان فارس در سال تحصیلی 400-1399 به تعداد 510 نفر که بر اساس جدول مورگان نمونه 220 نفری با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته فلات زدگی شغلی و پرسشنامه استاندارد آوای سازمانی (Hames,2012) جمع آوری گردید. در پژوهش حاضر از روایی همگرا با استفاده از واریانس استخراج شده که برای همه متغیرها بالاتر از 6/0 بود و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ در پرسشنامه فلات سازمانی (82/0) و پرسشنامه آوای سازمانی (78/0) محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی اسپیرمن، من ویتنی، کروسکال والیس و فریدمن در نرم افزار آماری21 SPSS استفاده شد.یافته ها: نشان داد که بین فلات ساختاری و زیستی با آوای سازمانی همبستگی منفی و معنادار وجود داشت. (05/0>p) و بین فلات محتوایی با آوای سازمانی رابطه ی معناداری وجود نداشت( 05/0p>). آزمون های من ویتنی و کروسکال والیس نشان داد که تحصیلات، سن و جنسیت بر روی فلات زدگی شغلی و آوای سازمانی اثر معناداری نداشت(05/0p>). براساس آزمون فریدمن فلات ساختاری بیشترین و فلات زیستی کمترین میانگین را داشت. (05/0>p).بحث و نتیجه گیری: نتایج نهایی پژوهش نشان داد که انواع فلات زدگی شغلی رابطه ی متفاوتی با آوای سازمانی کارکنان داشتند که میزان این رابطه در کارکنان با تحصیلات، سن و جنسیت ارتباطی نداشت. با توجه به اهمیت موضوع لازم است مدیران در جهت تقویت آوای سازمانی، انگیزه های لازم را ایجاد کنند.
طبقه اجتماعی و رفتار بیماری در بیماران نوروتیک و کرونری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
113 - 133
پژوهش حاضر در پی آن بود ضمن شناسایی الگوهای رفتار بیماری در بیماران نوروتیک و کرونری مورد مطالعه، نسبت طبقیه اجتماعی با ابعاد رفتار بیماری را در ایشان مطالعه نماید. لذا تعداد 119 بیمار کرونری و 91 بیمار نوروتیک در شهر تهران و به شیویه نمونیه در دسترس انتخاب و بررسی شدند. داده ها با روش پیمایش، تکنیک مصاحبیه ساخت یافته و ابزار پرسشنامه گردآوری و در نرم افزار SPSS تحلیل گردید. مقایسیه الگوهای رفتار بیماری در دو دسته بیمار نشان داد که ایشان در مجموع نه الگویی یکسان و نه الگویی کاملا متفاوت اتخاذ نموده اند. کمیّت و کیفیّت توانش تفسیری- ادراکی بیماران نشان داد که هم بیماران کرونری و هم نوروتیک، بیشتر یک الگوی ادراکی فعّال اتخاذ کرده اند. این الگوی ادراکی فعّال، بیماران را بیشتر به اتخاذ یک رویکرد مقابله ای فعّال نیز سوق داد، به نحوی که هر دو دسته بیمار بیشتر از راهبردهای مسأله محور استفاده کردند. مطالعیه نسبت طبقیه اجتماعی و ابعاد رفتار بیماری نیز نشان داد که در بیماران کرونری ابعاد راهبرد مسأله محور و ادراک بیماری، و در بیماران نوروتیک بُعد ادراک بیماری با طبقیه اجتماعی رابطیه معناداری نشان دادند. در مجموع باید گفت طبقیه اجتماعی می تواند ابعاد و الگوهای رفتار بیماری را توضیح دهد.
محیط زیست و توسعه پایدار در نظریه و عمل مددکاری اجتماعی: مروری سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۷
209 - 253
حوزههای تخصصی:
تخریب محیط زیست و تغییرات اقلیمی منبع مهم ترین تهدیدها برای سلامت انسان، دسترسی به منابع حیاتی و حقوق اولیه بشر است. مددکاری اجتماعی به عنوان حرفه ای که ریشه در حقوق بشر و عدالت اجتماعی دارد می تواند نقش مهمی در موضوعات حقوق بشر و عدالت اجتماعی و زیست محیطی داشته باشد. از این سو طی چند دهه گذشته در خارج از ایران، تغییر گفتمانی در مددکاری اجتماعی به وقوع پیوسته و مددکاران اجتماعی در هر دو عرصه نظریه پردازی و عملی در رابطه با محیط زیست و توسعه پایدار آثار و فعالیت های چشمگیری ارائه کرده اند. در این مطالعه با هدف فهم گستردگی و ماهیت ادبیات مددکاری اجتماعی در رابطه با موضوعات محیط زیستی و توسعه پایدار در عرصه نظریه پردازی و مداخلات عملی، آثار مهم این حوزه بین سال های 2000 تا 2023 به شیوه ای نظام مند بررسی شدند. درمجموع 85 مقاله معیار ورود به این مطالعه را یافتند. داده های این مقالات در دو بخش رویکردهای نظری و مداخلات عملی مددکاری اجتماعی در مسائل محیط زیست و توسعه پایدار استخراج شدند. مفهوم پردازی ها و رویکردهای مختلف چون رویکرد بوم شناختی-اجتماعی، مددکاری اجتماعی سبز، مددکاری بوم شناختی ژرف و مانند آن نشان از تورم مفهومی در حوزه معرفتی رابطه مددکاری اجتماعی با محیط زیست است. در حوزه روش شناختی، مددکاران اجتماعی با توجه به مسائل زیست محیطی و توسعه پایدار به صورت مستقیم یا غیرمستقیم فعالیت هایی چون ترویج عدالت زیست محیطی، توسعه زیرساخت های اجتماعی و فنی، ارزیابی تأثیرات اجتماعی، مشارکت دهی و سازمان دهی مردم، آموزش و بالا بردن آگاهی و سواد زیست محیطی، حفاظت از محیط زیست، مداخلات تاب آوری را به انجام رسانده اند.
تأثیر برچسب اجتماعی بر نگرش مثبت به مصرف مواد؛ میانجیگری نقش طرد اجتماعی و احساس نیاز به مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
203 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه تبیین نگرش مثبت به اعتیاد از طریق مدل مکانیزمی مبتنی بر متغیرهایی چون برچسب، طرد و احساس نیاز به مصرف مواد بود. از منظر روش شناسی، این مطالعه کمی از نوع پیمایش تبیینی بود. جامعه آماری کلیه زنان تحت درمان در مراکز درمانی ترک اعتیاد استان گلستان در سال ۱۴۰۰ بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۱۸۷ پرسشنامه معتبر جمع آوری گردید. آزمون مدل تحقیق با تکیه بر مدل معادلات ساختاری (Amos26) انجام شد.نتایج فرایندی فرضیات نشان داد که برچسب اجتماعی به طور مستقیم منجر به افزایش طرد اجتماعی می شود، سپس طرد اجتماعی بر احساس نیاز به مصرف مواد تأثیر معناداری دارد. در ادامه، احساس نیاز به مصرف مواد تأثیر قوی بر نگرش مثبت به مواد مخدر دارد. درکل متغیرهای مذکور ۶۹/۰ درصد تغییرات نگرش مثبت به مواد مخدر را توضیح می دهند. بنابراین نگرش مثبت به اعتیاد تابعی است از احساس نیاز به مصرف مواد که خود تابعی است از طرد و برچسب اجتماعی.
بازنمایی تهیدستانِ شهری در روزنامه اطلاعات (1305-1332): دولت ناکارآمد و سوژه ناتوان در تقلای بقا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۹
۱۲۷-۷۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چگونگی بازنماییِ فرودستان در متون مکتوب، یکی از عواملِ شکل دهنده به حیاتِ اجتماعیِ فرودستان است. علاوه بر این با عنایت به بازنماییِ فرودستان در متون مکتوب، می توان به ذهنیتِ نویسندگانِ این متون درباره فرودستان و چگونگیِ مواجهه آنها با فرودستان پی برد. روش: هدف ما در این مقاله آن است که نخست با رجوع به شمارگانِ مختلفِ روزنامه اطلاعات در سال های مختلف، به بازنماییِ تهیدستانِ شهری در جریده ای دولتی دست پیدا کنیم و حدودی از شیوه نگاهِ بوروکراسیِ کشور به آنان را بازسازی کنیم. دوم برخی از شیوه های مواجهه تهیدستان شهری با دولت در این سال ها را تا جایی که در روزنامه دولتی اطلاعات بازنمایی شده است تصویر کنیم. تمرکز ما بر بازنمایی تهیدستان شهریِ تهران خواهد بود. یافته ها: تهیدستان شهری فقط در هنگامه بحران و وضعیت های بحرانی رؤیت پذیر می شوند، اغلب جمع آوری می شوند و به مبدأ بازگردانده می شوند و گاه به کاری موقت گماشته می شوند و همواره مشمول تفقد ملوکانه اند. در ارتباط با شیوه مواجهه دولت ها با تهیدستان شهری می توان از «دیالکتیک ناکارآمدی» سخن گقت. بحث: در ارتباط با مواجهه تهیدستانِ شهری با دولت، آنها در فقدان نخستین ضرورت های زندگی مانند کار و نان، اغلب به تقلا برای بقا مشغولند و به چیزی بیش از آن نه فکر می کنند و نه می توانند برسند.
ارزیابی قوانین زیپف و گیبرات در سیستم شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
445 - 479
حوزههای تخصصی:
توزیع اندازه شهرها در یک نظام شهری بیانگر چگونگی و کیفیت سیستم شهری از لحاظ توزیع جمعیتی شهرهاست و روند تحول توزیع را در طول زمان نشان می دهد. هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی توزیع اندازه شهرها در سیستم شهری ایران طی سال های 1395-1335 است. در این راستا دو قاعده مهم در ادبیات توزیع اندازه شهرها -قانون زیپف و قانون گیبرات- مورد آزمون قرار گرفته است. بررسی ها در دو بخش شهرهای بزرگ و کل شهرهای موجود در سیستم شهری ایران صورت گرفته است. نتایج حاکی از آن است که در کل سیستم شهری ایران، قاعده زیپف تایید نمی گردد. همچنین قدرمطلق ضریب رابطه رتبه اندازه (ضریب زیپف) در تمامی سال ها کوچکتر از یک بوده و دارای روند نزولی است که بیانگر نابرابرتر شدن توزیع اندازه شهرها در طول زمان است. نتایج آزمون قاعده گیبرات نیز نشان می دهد که از سال 1335 تا 1365 قاعده گیبرات در سیستم شهری ایران برقرار است. اما از سال 1365 به بعد این قاعده برقرار نبوده که نشان دهنده واگرایی روند رشد شهری در سیستم شهری ایران است. همچنین مطابق نتایج، با در نظر گرفتن شهرهای بزرگ، رشد شهری ایران در تمامی سال ها از قانون گیبرات تبعیت می کند و اندازه شهرها دارای توزیع زیپف با ضریب یک است.
تحولات آینده بحران هویت جوانان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت به مثابه مفهومی چندوجهی، متغیر و سیال، در وهله اول پرسش از کیستی را می رساند و به باور بسیاری از صاحبنظران، موجب شناسایی افراد، گروه ها و فرهنگ و غیره از یکدیگر می شود. هویت دارای ابعاد متفاوتی است که مهم ترین بعد آن تعلق و تعهد می باشد. تعلق جنبه عاطفی و احساسی نسبت به کشور، دولت، اسلام، تمدن، خانواده، دوستان ...) و تعهد جنبه درگیری دارد، یعنی افراد نسبت به آن تعهدی که دارد، احساس وظیفه می کند. بحران هویت جوانان نیز به این موضوع اشاره دارد که در اثر تحولات نظام جهانی، دگرگونی و تحولات در زمینه های ساختاری، فرهنگی و ارتباطات و درعین حال به رسمیت شناخته نشدن از سوی دولتمردان، جوانان در تشخیص جایگاه خود در محیط پیرامونی، گروه و اجتماع خود دچار مشکل و تعارض شده اند؛ بنابراین سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که پیشران های کلیدی بر آینده بحران هویت جوانان چه عواملی هستند. در این پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق با 21 نفر از خبرگان حوزه بحران هویت، مؤلفه های اصلی مؤثر بر بحران هویت جوانان موردبررسی قرار گرفت. سپس مفاهیم استخراج شده در قالب یک پرسش نامه تدوین گردیده و مجدد برای خبرگان ارسال شد تا میزان اهمیت و تأثیرگذاری هر کدام از آن ها را مشخص نمایند. سپس با استفاده از آزمون فریدمن، 17 مفهوم تأثیرگذار بر بحران هویت جوانان شناسایی شد: 1. ضعف نهاد های فرهنگی؛ 2. تعارض هویت جهانی با گفتمان رسمی حاکمیت؛ 3. سرخوردگی افراد از نادیده انگاشته شدن توسط حاکمیت؛ 4. تک بعدی شدن آموزش و پرورش؛ 5. نابرابری قومی (تقویت تعصبات- احساس تبعیض)؛ 6. گفتمان ایدئولوژیک حاکمت نسبت به هویت؛ 7. جهانی شدن؛ 8. چندگانگی هویت ایرانی و تداخل هویت ملی، دینی و مدرن؛ 9. سیالیت هویت؛ 10. بیگانگی عموم جامعه نسبت به هویت موردنظر نظام سیاسی؛ 11. تغییرات ارزشی و ساختاری (ارزش ها و هنجار های متعدد و متضاد)؛ 12. تکثر و تنوع عمل و مراجع انتخاب شیوه زندگی؛ 13. رشد شهرنشینی؛ 14. کم رنگ شدن ارزش های سنتی و سلطه عقلانیت ابزاری؛ 15. گسترش شبکه های اجتماعی و شکل گیری هویت مجازی؛ 16. عدم توسعه متوازن؛ 17. نابرابری جنسیت.
نگاه جامعه شناختی به عملکرد رسانه ها در نابرابری پخش رویدادهای ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
115 - 152
حوزههای تخصصی:
رسانه ها از طریق تطابق یا چالش دادن نقش های جنسیتی متداول و ترتیب دهی دیدگاه های جامعه به ورزش زنان تأثیر می گذارند. ورزش به طورمعمول به عنوان یک دنیای مردانه در نظر گرفته می شود و بسیاری از افراد معتقدند که ورزش زنان جذابیت کمتری دارد. هدف این تحقیق، تحلیل جامعه شناختی نقش رسانه ها در ترویج نابرابری در پوشش رویدادهای ورزشی است. روش تحقیق به صورت مرور نظام مند و تحلیل منابع ثانویه انجام شد و با استفاده از تکرار و تنوع منابع، داده ها جمع آوری و تحلیل شدند. جستجوی منابع در پایگاه های اطلاعاتی معتبری مانند وب آوسیس، اسکوپوس، اشپرینگر، امرالد و الزویر و غیره انجام شد. محدوده زمانی جستجو از ژانویه 2005 تا ژوئن 2022 بود و مقالاتی که به ورزش زنان متمرکز نبودند حذف شدند. با وجود پیشرفت های چشمگیر در ورزش های زنان و توانایی بالای ورزشکاران زن در ایجاد نمونه های مثبت، پوشش رسانه ای آن ها نسبت به ورزشکاران مرد همچنان محدود است. این نابرابری در نحوه نمایش ورزشکاران زن در رسانه ها به وجود آمده و باعث عدم احترام به آن ها می شود. برای تسهیل موفقیت ورزش زنان، باید به آن ها پوشش رسانه ای باکیفیت بیشتر و جلب احترام به عنوان ورزشکاران قدرتمند توجه کرد. تصورات جامعه از ورزش زنان تا حد زیادی تحت تأثیر رسانه ها است. فقدان پوشش رسانه ای باکیفیت باعث می شود ورزشکاران زن از اهمیت کمتری برخوردار شوند و فرصت کمی برای ایجاد علاقه به ورزش می دهد. تبعیض هایی که در رسانه ها وجود دارد، موفقیت ورزشکاران را بی اهمیت جلوه می دهد و باعث عدم احترام جامعه می شود. برای اینکه ورزش زنان فرصتی برای موفقیت واقعی داشته باشد، باید به آن ها پوشش رسانه ای بیشتر و باکیفیت بالاتری داده شود که به جایگاه آن ها به عنوان ورزشکاران قدرتمند احترام بگذارد.
بررسی تطبیقی آرای حسن حنفی و رضا داوری اردکانی در باب انحطاط و عقب ماندگی جوامع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقب ماندگی و توسعه نیافتگی از دغدغه های بنیادین همه متفکران مسلمان از جمله حنفی و داوری اردکانی است و هرکدام برای چرایی و تبیین آن دلایل و عوامل متعددی را گوشزد کرده اند. ولی مهم تر از راه حل و چه باید کرد، درک موضوع و واقعیت جهان اسلام و پرسش درست اهمیت دارد. در این مقاله از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. داده ها و اطلاعات لازم از کتاب ها و مقالات و سایر منابع مکتوب، تألیفات حنفی و داوری اردکانی، و پژوهش هایی که شارحان و محققان در تبیین و تحلیل اندیشه داوری اردکانی و حنفی نگارش کرده اند، جمع آوری شد. در آثار داوری و حنفی، بر ضرورت شناخت غرب و کامل و دقیق مدرنیته و فرهنگ آن تأکید شده است. آنان بخش مهمی از مشکلات جوامع اسلامی را ناشی از طرح نادرست و تقلید بی شناخت از مبانی فرهنگی فلسفی مدرنیته غربی می دانند. از دیدگاه آن ها، این تقلید سبب شد در لحظاتی از تاریخ معاصر، حوزه اندیشه ورزی فلسفی و سیاسی در جهان اسلام، سخنگو و شعبه ای از فلسفه و مدرنیته غربی شود. داوری و حنفی در تحلیل انحطاط از نظریه ترکیبی استفاده کردند و متغیرهای متعددی را دخیل دانستند، اما در نگاه هردو متفکر، عوامل درون ساختاری و گسست معرفتی-فلسفی در انحطاط و فرسودگی تمدن اسلامی نقش بیشتری دارند. از دید حنفی، علاوه بر استعمار و سکولاریسم درک نشده غربی، گسست معرفتی-فلسفی، جزم اندیشی و خودحق پنداری، تقدم علوم نقلی بر علوم عقلی، حاکمیت نگرش اشراقی، ناسیونالیسم و نبود رویکرد عقلانی به قرآن، مهم ترین عوامل انحطاط و عقب ماندگی هستند. حنفی طرح تراث را راهکار می داند و داوری اردکانی از نبود سیاست توسعه و فلسفه نقاد و شکاف نظری و عملی دانش، به عنوان موانع توسعه یافتگی یاد می کنند.
مطالعه تأثیر سرمایه اجتماعی بر گرایش به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۰
175 - 219
حوزههای تخصصی:
خودکشی به معنای پایان بخشیدن به حیات اجتماعی و نشان از کاهش ارزش انسانی و اوج رنج بشری است. سرمایه اجتماعی نقشی پیشگیرانه و بازدارنده در برابر خودکشی دارد. هدف اصلی پژوهش مطالعه تأثیر سرمایه اجتماعی بر گرایش به خودکشی با تکیه بر فراتحلیل پژوهش هاست. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی (CMA2)؛ واحد تحلیل آن مقاله و رساله های منتشرشده در بازه زمانی 1385 الی 1402 است که با استفاده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک؛ تعداد 48 سند به عنوان جامعه آماری شناسایی و بعد از غربالگری (ارزیابی شرایط ورود و خروج جهت تحلیل)؛ 26 مورد از پژوهش (حجم نمونه) در فرایند مطالعه باقی ماندند. روش آماری موردبررسی d کوهن و f فیشر و روش نمونه گیری از نوع تعمدی-غیراحتمالی است. نتایج نشان می دهد سرمایه اجتماعی با گرایش به خودکشی رابطه معکوس و معنی داری داشته و مقدار ضریب تأثیر آن 38/0- است. همچنین رابطه انسجام اجتماعی (18/0-)؛ حمایت اجتماعی (20/0-)؛ اعتماد اجتماعی (31/0-) و مشارکت اجتماعی (17/0-)؛ با گرایش به خودکشی معنی دار و معکوس بوده است. بر این اساس، با تقویت و بازآفرینی مجدد سرمایه اجتماعی در سطح کلان، میانه و خرد می توان از گرایش به خودکشی در استان های کشور؛ پیشگیری نمود.
ارزش معنوی کار و کسب درآمد در فرهنگ قرآن با رویکرد فقهی اخلاقی- تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
1389 - 1410
حوزههای تخصصی:
این مقاله با موضوع کسب و کار در فرهنگ قرآن به تبیین نگاه ویژه قرآن کریم به کسب درآمد پرداخت و ارزش معنویِ کار را در فرهنگ قرآن روشن ساخت. هدف از نگارش این مقاله کمک به ترویج و تقویت فرهنگ کار به عنوان ارزشی اسلامی بود که در بند1 سیاستهای کلی اشتغال، ابلاغیه امام خامنه ای آمده است. مهمترین مسئله در این نوشتار اصلاح باور به جدایی میان کار و معنویت بود. برخی براین باورند که کسب درآمد نوعی آلودگی به دنیا است که با معنویت تنافی دارد و برای کسب معنویت باید اوقات جداگانه ای قرارداد؛ درحالی که با تبیین فرهنگ قرآن دریافتیم که می توان به کسب درآمد نیز نگاهی معنوی داشت و از آن برای رشد معنویت در خود استفاده کرد. این نوشتار با روش تحقیق کیفی در شاخه توصیفی-تحلیلی مبتنی بر روشهای منضبط استنباط فقهی با بهره گیری از قواعد فهم متن در فقه و اصول به سراغ آیات و روایات رفت تا ارزش معنوی کسب و کار را در فرهنگ قرآن تبیین کند. بنابراین ابتدا معنای واژگانی کار در فارسی و عربی روشن شد سپس با مراجعه به روایات فقهی تعابیر اسلام برای کسب و کار به دست آمد. قرآن کریم برای اشاره به کسب و کار از تعبیر خاص «الابتغاء من فضل الله» استفاده کرده است که با دقت در ظرافتهای به کار رفته در این تعریف نگاه معنوی و خاص قرآن به کسب درآمد به دست آمد و ارزش معنوی کار در فرهنگ قرآن روشن شد.
تبیین جامعه شناختی بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری برحسب تعیین کننده های اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
183 - 211
حوزههای تخصصی:
افزایش روند بی تفاوتی سیاسی، نظام های سیاسی جهان معاصر را چنان به چالش کشیده است که به ناچار به واکاوی جدی شرایط به وجودآورنده آن اقدام کرده اند. در همین راستا، پژوهش حاضر به روش کمّی و تکنیک پیمایش به دو سؤال پاسخ می دهد. ابتدا آنکه میزان بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری (احساس بی قدرتی، احساس بی معنایی، احساس بی هنجاری، احساس انزوا و احساس از خود بیگانگی) در جوانان مطالعه شده تا چه حد است؟ دوم آنکه تعیین کننده های اقتصادی (کاهش درآمدها، افزایش تورم و عدم منفعت از مشارکت) تا چه حد بر بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری تأثیرگذار بوده اند؟ جمعیت آماری پژوهش شامل تعداد 431288 نفر از جوانان 18 تا 29 ساله ساکن شهر کرمانشاه در سال 1401 بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای، داده ها از طریق توزیع 400 پرسش نامه محقق ساخته با روایی 88/0 و پایایی 80/0، گردآوری شد. برای آزمون میزان تأثیر تعیین کننده های اقتصادی بر افزایش بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری در قالب مدلی تجربی از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته های پژوهش در پاسخ به سؤال اول پژوهش نشان داد که میزان بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری جوانان مطالعه شده (16/71) درصد است. یافته های پژوهش در پاسخ به سؤال دوم پژوهش نشان داد که کاهش درآمد با بار عاملی (80/0)، افزایش تورم با بار عاملی (88/0) و عدم منفعت از مشارکت با بار عاملی (71/0) ضمن تأثیرگذاری معنادار بر افزایش بی تفاوتی سیاسی، درمجموع 62 درصد از افزایش بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری را تبیین کردند. علاوه بر این، مدل ساختاری ضمن پشتیبانی از فرضیه پژوهش نشان داد که تعیین کننده های اقتصادی در رابطه همبسته با بار عاملی 79/0 بر بی تفاوتی سیاسی فرارفتاری تأثیرگذار هستند.
مؤلفه های اجتماعی و فرهنگی پیشگیرانه از ارتکاب به جرایم سبز(مطالعه موردی: شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
372 - 398
حوزههای تخصصی:
محیط زیست و لزوم حفاظت از آن از موضوعات مهم و حیاتی عصر حاضر به شمار آمده و یکی از ابعاد دستیابی به توسعه ی پایدار است. آنچه بر همگان روشن است، فقدان حیات جوامع بشری بدون برخورداری از محیط زیست سالم است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی ارتکاب به جرایم محیط زیستی شهروندان کاشانی با روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی با استفاده از روش مصاحبه ی نیمه ساخت یافته، تحلیل تم و با کمک نرم افزار MAXQDA، عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط بر جرایم سبز شناسایی شدند، سپس، در بخش کمّی، وجود، جهت و میزان رابطه ی عوامل مستقل بر متغیر وابسته با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. حداقل تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 358 نفر برآورد شد که با صلاحدید استاد راهنما به 481 نمونه ارتقا یافت. داده ها، پس از جمع آوری به روش خوشه ای چندمرحله ای، توسط نرم افزار SPSS 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی بیانگر آن است که متغیرهای فرهنگ شهروندی، آگاهی محیط زیستی، دینداری و هویت ملی با ارتکاب به جرایم محیط زیستی رابطه دارند. علاوه بر این، نایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی از تاًثیر معنادار و معکوس متغیرهای مستقل بر جرایم سبز است. در نتیجه، با ارتقای فرهنگ شهروندی، آگاهی محیط زیستی، دینداری و هویت ملی ارتکاب به جرایم محیط زیستی کاهش می یابد. بنابراین، آموزش های شهروندی و محیط زیست به عموم مردم و آشنایی بیشتر با هویت اسلامی و ایرانی به منظور پیشگیری از ارتکاب به جرایم محیط زیستی پیشنهاد می شود.