فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
25 - 48
حوزههای تخصصی:
کوه خواجه به عنوان تنها برجستگی سنگی طبیعی در دشت سیستان، جایگاه ویژه ای در میان ساکنان منطقه داشته است چنانکه یکی از مهم ترین مجموعه های مربوط به دوران تاریخی شرق ایران در آن ساخته شده است. آثار تاریخی در این کوه تنوع بسیاری چه از نظر معماری و چه از نظر زمانی دارد که مهم ترین آنها قلعه کافرون، قلعه کک و قلعه چهل دختر است. در این میان، میزان مطالعات باستان شناسی درباره قلعه چهل دختر نسبت به بناهای دیگر اندک بوده و مطالعه کامل معماری و همچنین تحلیل کارکردی درباره آن کمتر صورت گرفته است. در این زمینه نگارندگان با هدف بررسی جامع معماری و شناخت و تحلیل کارکردی، مکان گزینی و ارتباط فضایی قلعه چهل دختر، در ابتدا با مطالعه دقیق و همه جانبه این قلعه از منظر معماری و مکان گزینی، ارتباط فضایی با دیگر آثار هم دوره، بازشناسی، برداشت نقشه و ترسیم ساختار معماری این قلعه را انجام داده و پس از آن با تحلیل های کارکردی بر مبنای شواهد موجود، در راستای پاسخ گویی به چیستی کارکرد و نقش این قلعه و بناهای پیرامونی آن در مجموعه کوه خواجه اقدام کرده اند. نتایج بیان گر آن است که قلعه چهل دختر برعکس برخی نظرات یک مکان مذهبی و یا یک قلعه شاه نشین تدافعی نیست بلکه یک پادگان راهبردی در جنوب کوه خواجه است که کارکرد اصلی نظارتی-امنیتی داشته است. ازاین رو این بنا را می توان تنها بنای دوران تاریخی کوه خواجه با کارکرد مطلق نظامی در نظر گرفت که سه وظیفه اصلی نقش نظارتی، نقش پادگانی و تجمع نیروی نظامی، و نقش حراست را می توان برای آن در نظر گرفت.
نحوه تشکیل اتحادیه صغیر خوانین جنوب در سال 1325ش/1946م با تأکید بر نقش فتح اله خان حیات داودی (بر اساس اسناد نویافته ساواک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
171 - 206
حوزههای تخصصی:
دهه 1320 ش از جمله ادوار مهم و پرتلاطم تاریخ معاصر ایران محسوب می شود. این مقطع زمانی مصادف با تحولات و رویدادهای پرمخاطره ای در سطح بین المللی و در داخل کشور بوده است. یکی از رخدادهای شایان توجه این دوره شکل گیری قیام مسلحانه چندین اتحادیه تجزیه طلب، فرقه ای و عشایری در نقاطی از کشور بوده که برای مدتی توانستند کنترل سیاسی و امنیّتی چندین استان بزرگ را به دست گیرند، بنابراین بررسی ماهیت، اهداف و بازیگران این حرکت های پرچالش می تواند ابعاد ناشناخته دیگری از تاریخ معاصر ایران را به خوبی روشن سازد. بر همین مبنا، مسئله پژوهش حاضر بررسی و مطالعه اهداف و اقدامات اتحادیه صغیر خوانین جنوب به رهبری فتح اله خان حیات داودی در سال 1325 ش است.پرسش این است که زمینه ها، علل، عوامل و چرایی شکل گیری این اتحادیه چه بوده و به چه سرانجامی رسید؟ یافته ها نشان می دهد که تشکیل اتحادیه و حرکت مسلحانه آن یک طرح ملی و برنامه ریزی شده توسط دولت مرکزی بوده که به منظور مقابله با اقدامات تجزیه طلبانه حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان در شمال غرب کشور اجرایی می شد. پس از سرکوب فرقه مذکور و آزادسازی مناطق اشغالی، سران اتحادیه در تعامل با دولت قوام السلطنه و با تحقق برخی از خواسته هایشان با عقب نشینی و تحویل سلاح های غنیمتی به ارتش، مورد عفو عمومی قرار گرفتند. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بهره گیری از اسناد آرشیوی ساواک به رشته تحریر درآمده است.
چوب فدرالیسم و تکاپوی غوغاسالاران
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
114 - 181
حوزههای تخصصی:
طرح موضوع واگذاری اختیارات بیشتر به استانداران در جلسه شورای اداری پنجم دی ماه 1403 از سوی معاون اوّل رئیس جمهور و سپس تأکید بر موضوع از سوی رئیس جمهور، رئیس مجلس و برخی مقامات دیگر کشوری در زمره اتّفاقات مهم و پر سر و صدای ماه های اخیر بود. با وجود اینکه در صحبت های مقامات مذکور نامی از فدرالیسم به میان نیامد، لیکن گروهی از فعالان سیاسی، اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران و صاحب نظران این گفته را به فدرالیسم تأویل کرده و به اظهار نظر پیرامون موضوع پرداختند.
با صرف نظر از جدی بودن یا نبودن و قابلیّت اجرائی داشتن یا نداشتن طرح؛ گروهی این رویکرد را مثبت ارزیابی کرده و بر تناسب آن با ساختار جغرافیای انسانی ایران تأکید کرده و آن را راه حلی برای گریز از ناکارآمدی نظام اداری سنگین و فاقد انعطاف ایران دانستند. گروهی دیگر نیز با تندی و عصبیت خاصی به این طرح تاختند و طراحان آن را به جهل، بی سوادی، مسئولیت نشناسی و بی توجهی به شرایط خاص ایران متهم کردند. مخالفین طرح عمدتاً در زمره پیروان تندرو پان فارسیسم قرار داشتند و به روال همیشه به این موضوع نیز از دریچه منافع و هزمونی قوم پارس و در کنار آن ترکی ستیزی نگریستند.
با وجود اینکه طرح پیشنهادی مذکور شامل همه ایالات می شد، لکن انگشت اتهام و حمله آنها عمدتاً به سمت آذربایجان و ترک ایرانی نشانه رفت و منتقدان به سبک ادبیات صد سال اخیر پان فارسیست های ایرانی تمرکززدایی یا فدرالیسم را به عنوان عاملی برای تقویت واگرایی و فرصت دادن به نیروهای گریز از مرکز تفسیر کردند. موضوع این نوشتار بررسی، تحلیل و پاسخ گویی به اظهارات مخالفان تمرکززدایی، یا اعطای اختیارات اجرائی بیشتر به استان ها می باشد. اظهارات مورد اشاره مخالفان در دو نشریه «مانتره» ارگان کانون ایران شناسی دانشگاه تهران و هفته نامه «تجارت فردا» درج گشته است.
تحلیل فلزباستان شناختی سرباره های آهن محوطه باستانی سیروان، استان ایلام، جنوب غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی بررسی های باستان شناسی و انجام گمانه زنی به منظور مطالعات زمین باستان شناسی محوطه تاریخی سیروان در استان ایلام، قطعاتی به دست آمد که حاکی از بقایای فعالیت های عملیات حرارتی (Pyrometallurgy) در این سایت بوده است. پنج نمونه از این قطعات جهت انجام مطالعات آرکئومتریک و تعیین مشخصات شیمیایی و کانی شناسی آنها انتخاب شدند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی نوع فلز استحصال شده، تخمین دمای کوره، بررسی فرایند ذوب و میزان بهره وری این فرایند در نمونه های مطالعه شده است. ساختارشناسی نمونه ها با استفاده از روش های آنالیز XRD، XRF و میکروسکوپ نوری (متالوگرافی)، انجام شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد با توجه به شناسایی فازهای اصلی ووستیت، مگنتیت و هماتیت، این قطعات، سرباره های ذوب آهن هستند. حضور ووستیت و کلسیت در تمامی نمونه ها، حاکی از آن است که محدوده دمای کوره حداقل بین 570 درجه سانتی گراد تا حدود 900 درجه سانتی گراد بوده است. همچنین با توجه به مقادیر بالای اکسید آهن باقی مانده در سرباره، نوع فرایند از دسته کوره آهن خالص با بهره وری پایین بوده و از سنگ آهک به عنوان گدازآور استفاده شده است. حضور مقادیر متفاوتی از فازهای ووستیت، مگنتیت و هماتیت در این نمونه ها، حاکی از آن است که این سرباره ها در نقاط مختلفی از کوره تشکیل شده و همچنین شرایط اتمسفر کوره در محیط احیا به خوبی کنترل نشده است. با توجه به پژوهش های اندک انجام شده در حوزه فلزکاری باستان در مناطق غربی ایران و به ویژه سایت های تاریخی استان ایلام، این پژوهش سرآغازی بر انجام مطالعات تطبیقی در حوزه تکنولوژی ذوب و استحصال آهن در مناطق غربی زاگرس مرکزی است.
نقش سازمان های بین المللی، در پیوند نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی (۱۳۲۸-۱۳۵۷.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی جدید، یکی از مهمترین نهادها در فرآیند ساخت اجتماعی ملی و بین المللی در جوامع جدید است. تحولات نظام آموزشی ایران از زمان استقرار در دوره پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، با مداخلات سیاسی و اقتصادی بیگانگان صورت گرفت. اما در زمینه تاثیر این مداخلات در شکل دهی به نظام آموزشی، و نقش این تحولات نهادی در ساخت اجتماعی ایران، مطالعات تحلیلی گسترده ای صورت نگرفته است. پرسش اصلی ما بررسی نقش برنامه سازمان های بین المللی تاسیس یافته پس از جنگ جهانی دوم، در ایجاد پیوند میان نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی است. فرضیه این پژوهش، وجود ارتباط میان تحولات نظام آموزشی در ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی در دوره پس از جنگ برای نظم جهانی دوم است و به لحاظ رویکرد، این مطالعه در حوزه رویکرد نهادی به مطالعات آموزشی قرار دارد. برای بررسی این فرضیه به روش کتابخانه ای و اسنادی، به ویژه با بررسی اسناد برجای مانده از طرح های توسعه ای که توسط سازمان ها و مشاوران خارجی در بازه سال های ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۷ تدوین شده است مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه اصلی این پژوهش یافتن خطوط برنامه ریزی آموزشی با محوریت «هدایت شغلی و تحصیلی» در زمینه ایجاد تقسیم کار مبتنی بر ضرورت های بین المللی، و همچنین تغییر در برنامه درسی مدارس در جهت گسترش سبک های زندگی مصرف گرای شهری، در جهت توسعه مصرف کالاهای صنعتی در بستر تجارت آزاد جهانی است.
بررسی نقش زن بر مهرهای ساسانی (با معرفی مُهری از موزه بوعلی سینا همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
105 - 124
حوزههای تخصصی:
مُهرها و گل مُهرهای ساسانی ازجمله اشیائی هستند که در تمامی سطوح جامعه و سازمان های اداریِ ادوار تاریخی، ازجمله عصر ساسانی کاربرد داشته و از این رو نقش به سزایی در درک ما از جنبه های مختلف تاریخی این دوره ایفا کرده اند. درمیان نقوش کنده کاری شده روی مهرهای ساسانی که حکایت از باورها و اعتقادات صاحبان آن ها دارد، تصویر زنان نیز به عنوان جمعیتی مهم از جامعه ساسانی روی مهرها نقش بسته است. مهرهای منقوش به نقوش زنانه، به نوعی از منابع مهم در واکاوی جایگاه زنان در این دوره به حساب می آیند و بازگوی نگرش جامعه به این قشر از مردم هستند. در این پژوهش سعی بر آن است که به بررسی نقش مایه های زن بر مهرهای ساسانی با معرفی مهری از موزه بوعلی سینای همدان پرداخته شود. نویسندگان بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم مهر مذکور، ضمن توصیف نقش مایه های زنانه بر آن، به جنبه های نمادپردازانه و خوانش کتیبه این مهر می پردازند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که چه ارتباطی میان نقش روی مهر و دارنده مهر وجود دارد؟ کتیبه روی مهر تا چه اندازه بازگوی مفاهیم زنانه است؟ مالکیت مهرهای منقوش به نقش زنان احتمالاً در اختیار زنان بوده است و این نشان از استقلال فردی و برخورداری از جایگاه اجتماعی زن در آن دوره دارد؛ اگرچه در دوره ساسانی زنان نسبت به مردان کمتر وارد تجارت و سیاست می شدند، اما وجود مهرهای منقوش به نقوش زنانه نشان دهنده پذیرش حضور آن ها و هم چنین جایگاه حقوقی آن ها در امور اداری و اقتصادی این دوره است.
مطالعه و بررسی محوطه های اشکانیِ حوضه آب ریز شمالی قزل اوزن در محدوده آب بر و درّام، شهرستان طارم علیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۱۴۹-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
درنتیجه افزایش پژوهش های میدانی در دهه های اخیر که عمدتاً در قالب بررسی های باستان شناسی انجام شده، دانسته های ما درباره دوره اشکانی افزایش محسوسی یافته است. محدوده موردنظر این پژوهش، شامل دهستان های آب بر و درّام، در شهرستان طارم علیا در استان زنجان، ازجمله مناطقی است که تا پیش از این اطلاع چندانی از وضعیت آن در دوره اشکانی در دست نبود. پژوهش حاضر از نوع توسعه ای، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، براساس نتایج حاصل از یک بررسی باستان شناسی صورت گرفته که با مطالعه 12 محوطه باستانی درپی پاسخ گویی به پرسش هایی درباره کم و کیف استقرارهای اشکانی، چگونگی تأثیر عوامل اقلیمی و محیطی بر شکل گیری محوطه ها، ویژگی های مواد فرهنگی، به ویژه گونه شناسی سفال، وجوه افتراق و اشتراک آثار اشکانی این محدوده با مناطق پیرامون و بازسازی سیمای تاریخی فرهنگی منطقه در دوره اشکانی است. درنتیجه، محوطه های اشکانی منطقه براساس عواملی چون: میزان ارتفاع، شیب زمین، کیفیت اراضی، دسترسی به منابع آب و راه های ارتباطی مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی سفال های محوطه های مذکور، شامل سه گروه منقوش، معمولی و فیلیده، نشان می دهند که سنت سفالگری منطقه موردمطالعه در دوره اشکانی علاوه بر برخورداری از ویژگی های بومی، متأثر از سنت های سفالگری نواحی مجاور، به ویژه شمال، شمال غربی و غرب ایران بوده که حاکی از ارتباطات بین منطقه ای به ویژه میان منطقه موردمطالعه و نواحی مذکور است. استقرارهای اشکانی منطقه موردبررسی عمدتاً در نزدیکی منابع آبی دائمی چون رود قزل اوزن و در اراضی کم شیب، کم ارتفاع و حاصل خیز شکل گرفته اند. به دلیل وضعیت هیدرولوژیکی دره طارم و وفور منابع آبی، همه محوطه های منطقه به آب کافی دسترسی داشتند. با توجه به الگوی استقراری محوطه ها، به نظر می رسد غالب جمعیت منطقه در دوره اشکانی، معیشتی مبتنی بر کشاورزی و باغداری داشته اند که در این میان، محوطه قلعه درّام با وسعتی حدود 20هکتار، نقش کلیدی و محوری در منطقه مورد بررسی داشته است.
مطالعه پتروگرافی آجر و سفال های اشکانی محوطه شهرتپه درگز، خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
111 - 130
حوزههای تخصصی:
شهرستان درگز در شمال شرقی استان خراسان رضوی، در مجاورت کشور ترکمنستان واقع شده است. همجواری این منطقه با ترکمنستان و نسا به عنوان یکی از اولین مناطق گسترش و نفوذ اشکانیان، نشان دهنده اهمیت این منطقه در تاریخ اشکانیان، خصوصاً در اولین دهه های شکل گیری و گسترش این حکومت است. در بین 85 محوطه اشکانی شناسایی شده در دشت درگز، شهر تپه با 70 هکتار وسعت، مهم ترین محوطه درگز محسوب می شود. در سال 1395 دو فصل کاوش در این محوطه انجام گرفته که ظروف سفالی و آجرهای منقوش از جمله یافته های به دست آمده از این کاوش ها است. بررسی یافته های سفالی محوطه شهرتپه و مقایسه آن ها با نسا، نشان می دهد شباهت زیادی بین یافته های باستان شناسی این دو محوطه وجود دارد که همین امر منشأیابی سفال های شهرتپه را حائز اهمیت و ضروری می نماید. به همین دلیل در این پژوهش با مطالعه پتروگرافی 18 نمونه شامل: سفال ساده، لعاب دار، تغییر شکل و آجر منقوش به تعیین منشأ آن ها پرداخته شده است. در روش پتروگرافی و استفاده از میکروسکوپ، به مطالعه بافت و ترکیبات مواد هر یک از نمونه ها پرداخته شده است. نتایج مطالعه داده های شهرتپه نشان داد که بیشتر سفال های محوطه در محل ساخته شده اند و شماری از سفال ها که لعاب دار هستند احتمالاً از مکانی دیگر به این محوطه وارد شده اند که نشان دهنده ارتباط فرهنگی و تجاری این محوطه با محوطه های هم دوره خود است. نتایج حاصل اهمیت محوطه شهرتپه را به عنوان یکی از اولین شهرهای مهم اوایل دوره اشکانی را در منطقه خراسان نمایان می سازد.
عوامل مؤثر بر همگرایی ترکمانان صوفی آناتولی با صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
57 - 84
حوزههای تخصصی:
تصوف عامیانه یا غیرشهری به عنوان یکی از جریان های صوفیانه مهم در آناتولی دوره عثمانی، از آغاز شکل گیری حکومت عثمانی در جامعه و دولت عثمانی حضور پررنگی داشت. از حدود نیمه قرن نهم هجری به تدریج، مشروعیت حاکمیت عثمانی ها در میان پیروان تصوف عامیانه کم رنگ شد. اگرچه سیاست های عثمانی نسبت به ترکمانان کوچ نشین و نیمه کوچ نشین آناتولی که پیرو این جریان صوفیانه بودند، در واگرایی آن ها از عثمانی ها نقش مهمی ایفا کرد، اما جذابیت های موجود در نهضت صفویان نیز، در گرایش آن ها تأثیرگذار بود. اینکه مهم ترین عوامل تاریخی مؤثر در همگرایی ترکمانان صوفی مسلک آناتولی با صفویان چه بوده اند، یافته ها حاکی از آن است که گرایشِ ترکمانان مذکور به دعوت صفویان ریشه در وابستگی معنوی ایشان به طریقت صفویه و عوامل ایجابی موجود در نهضت صفوی داشت. در واقع، طریقت صفوی در دوره رهبری خواجه علی، وجهه عامیانه و عامه پسند به خود گرفت. این تحول از عوامل مهمِ گرایش عمده پیروان تصوف عامیانه به صفویان بود. با تبلیغات خلفای صفویان در آناتولی، ترکمانان زیادی بنابر عوامل ایجابی موجود در دعوت آن ها مانند غزا و جهاد، سیادت صفویان، توجه و احترام آن ها به هویت و زبان ترکی جذب شده و درنهایت یاریگر مرشدشان اسماعیل میرزا در تشکیل حکومت صفویه شدند. شواهد مختلف نشان می دهد حروفیه که پیش از انتشار در آناتولی، با صفویان پیوند خورده بودند با ارتباطی که در قرن نهم هجری با بکتاشیان یافتند زمینه ساز اتصال آن ها به صفویان شده اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی عوامل مؤثر بر این همگرایی خواهد بود.
بازتاب آیین پهلوانی کشتی گرفتن در ازدواج در داستان های عامیانه فارسی با تکیه بر داستان های حسین قلی مستعان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
185 - 203
حوزههای تخصصی:
کُشتی، ورزش باستانی ایران، در داستان ها و منظومه های حماسی نمودهای فراوانی دارد. در داستان ها و منظومه های حماسی، پهلوانان همواره با مهارت و توان خود در کشتی شناخته می شوند و نبردهای تن به تن، از عناصر اصلی این داستان ها هستند. علاوه بر جنبه ورزشی، کشتی در آیین ازدواج نیز گاه نقشی مهم داشته است. زنان پهلوان که از ویژگی های ممتاز و گاه فراانسانی برخوردار بودند، تنها خواستگارهایی را شایسته ازدواج می دانستند که بتوانند در نبردی تن به تن، بر آن ها غلبه کنند. با کم رنگ شدن ادبیات حماسی، این آیین باستانی نیز به تدریج فراموش و حذف شد. با این حال، بازمانده این سنت را می توان در داستان های عامیانه ادب فارسی مشاهده کرد. این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی نگاشته شده است. برای انجام این پژوهش، ابتدا چند داستان عامیانه فارسی که در آن زنان پهلوان شرط نبرد تن به تن را برای ازدواج پیش کشیده اند، بررسی شده است. سپس، پاورقی های حسین قلی مستعان، که در سال های 1300 تا 1350 بیشترین نفوذ را در میان عامه مردم داشته است، مطالعه شده است. بررسی داستان های عامیانه فارسی نشان می دهد که شرط نبرد تن به تن برای ازدواج، در میان زنان پهلوان رواج داشته است. در پاورقی های حسین قلی مستعان نیز به این موضوع اشاره شده است. مستعان در پاورقی های خود، به داستان هایی از زنان پهلوان اشاره می کند که در نبردی تن به تن، خواستگاران خود را شکست داده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در داستان های عامیانه فارسی، کشتی از جامعه کوچک زنان پهلوان فراتر رفته و گسترش معنایی یافته است.
بررسی و تحلیل شمایل نگارانه مجسمه سنگی ایلامیِ موزه میراث فرهنگی نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۱۴۰-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
مجسمه های یادمانی، ازجمله آثار هنری به شمار می روند که عمدتاً مرتبط با موضوعات آئینی و مذهبی بوده و دارای پیشینه بسیار طولانی هستند؛ هدف از ساخت این گونه مجسمه های یادمانی، نمادین و گاهی نشان از جایگاه فرازمینی و جایگاه خداگونه صاحبان آن بوده است. در گستره تاریخ ایران فرهنگی، پیشینه ساخت مجسمه ها با چنین رویکردی، (مانند: الهه ونوس سراب) از دوره نوسنگی است که به یک باره از هزاره سوم، رشد فزآینده ای داشته و در دوره تمدن ایلام با ظهور حاکمان و خدایان متعدد، به اوج و اعتلای خود می رسد. از این مجسمه ها، گاهی به عنوان هدایای نذری در معابد و گاهی به عنوان گورنهادها در تدفین اشخاص با رتبه اجتماعی بالا استفاده شده است. مجسمه سنگی یادمانی موزه نهاوند، نمونه ای از این گونه آثار به شمار می آید که چگونگی پیدایش و ماهیت آن چندان روشن نیست. از آنجایی که این یافته فرهنگی از کاوش باستان شناسی به دست نیامده است، ابهامات زیادی درخصوص آن وجود دارد؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، آن است تا ضمن بررسی ماهیت این مجسمه سنگی، با نگاهی شمایل نگارانه به نقش و جایگاه آن از منظر زمانی بپردازد. بر این اساس، در این جستار با طرح پرسش ، در چگونگی ماهیت، جانگاری، سبک هنری و کاربری آن با فرض متعلق بودن این اثر فرهنگی به دوره ایلامی در گستره حوزه فرهنگی سیماشکی، واکاوی می گردد. این پژوهش برای درک بهتر و گاهنگاری درست، می کوشد در قیاس با دیگر نمونه های مشابه و هم عصر آن ارائه گردد تا به شناخت بهتری از آثار فرهنگ ایلام، به ویژه دوره سوکل مخ ها در زاگرس مرکزی به دست آید. روش پژوهش در این نوشتار، از نوع کیفی و مبتنی بر روش تاریخی-تحلیلی با بهره مندی از رویکرد کتابخانه ای خواهد بود. جهت بررسی گزاره های پژوهش، به شیوه های هنری پیکره سازی تمدن ایلام و نمونه های مشابه آن در بین النهرین رجوع شده است. برآیند پژوهش نشانگر آن است که مجسمه سنگی نهاوند براساس ویژگی های بصری و ظاهری، در زمره مجسمه های یادمانی به جامانده از دوره سوکل مخ ها (هزاره دوم پیش ازمیلاد) ازمنظر زمانی، و با رعایت جوانب احتمال متعلق به سرزمین بزرگ سیماشکی از منظر جغرافیایی بوده است.
رسالت شناسی عالمان در انتقال و ارتقاء سرمایه فرهنگی از نظرگاه امیرمؤمنان (ع) با سنجش تاریخی کنش گری فرهنگی محقق کرکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت ارزش ها و باورهای اعتقادی به عنوان سرمایه های فرهنگی جامعه ایجاب می کند تا در حفظ و ارتقاء آنها تلاش شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش عالمان در انتقال و ارتقاء سرمایه فرهنگی به بررسی شاخصه های این نقش در سیره امیرالمؤمنین× می پردازد و در رویکردی مقایسه ای عملکرد محقق کرکی را براساس شاخصه های بدست آمده، به سنجش می گذارد. حاصل آن که، از منظر امیرالمؤمنین× عالمان می بایست در انتقال و ارتقاء سرمایه فرهنگی جامعه از طریق دانش افزایی، الگوسازی فرهنگی، رشد معنوی و تأسیس، تقویت و اصلاح کانون های فرهنگی ایفای نقش کنند. محقق کرکی به عنوان یکی از عالمان تراز شیعه با بهره گیری از رویکرد مثبت حاکمان صفوی به تشیع و حمایت از عالمان شیعی در راستای این شاخص ها اقداماتی از قبیل تربیت شاگردان، تألیف کتاب، احیای نماز جمعه، الگوسازی از اهل بیت^ و علمای گذشته انجام داد. روش کار پژوهش، توصیفی تحلیلی مبتنی بر داده های تاریخی می باشد.
سامان سیاسی و زندگی کوچ نشینی در ایران: از برآمدن افشاریان تا برافتادن قاجارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تأثیر سامان سیاسی بر تحولات شیوه زندگی کوچ روی در ایران از دوران افشاریه تا اواخر قاجار می پردازد. هدف اصلی، تبیین علل و زمینه های مؤثر بر فرازوفرود کوچ نشینی در دوره زمانی تقریباً دویست ساله تاریخ معاصر ایران است. دهه های آغازین این دوره با رشد چشمگیر کوچ نشینی همراه بوده و دهه های پایانی به ویژه در اواخر دوره قاجار، به طور چشمگیری از زندگی کوچ روی کاسته شده و بر زندگی یکجانشینی افزوده می شود. پرسش اصلی پژوهش این است که آیا کوچ روی در دوره مورد مطالعه بیشتر تحت تأثیر عوامل جغرافیایی و محیطی بوده است یا اینکه عوامل سیاسی و اجتماعی نقش تعیین کننده تری در رونق یا افول آن و گرایش کوچ نشینان به یکجانشینی داشته اند؟ فرضیه پژوهش بر نقش مسائل سیاسی در آهنگ زندگی کوچ نشینی به یکجانشینی و برعکس آن تکیه دارد. روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و داده های آن ازطریق روش اسنادی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه کوچ روی در نگاه اول انتخابی آگاهانه برای سازگاری با شرایط محیطی است؛ بااین حال، گسترش آن در دوره زمانی مورد مطالعه بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی بوده است. از یک سو، ضرورت فتوحات نظامی و نیاز به ایجاد پایگاه های مستحکم در مناطق تازه فتح شده، مهاجرت گروه هایی از مردم را به همراه داشت، از سوی دیگر، فشارهای مالیاتی و سیاسی حکومت ها بر ساکنان یکجانشین، آنان را به سوی کوچ روی و جست وجوی مناطق امن تر سوق می داد. در مقابل، ایجاد امنیت، ثبات سیاسی، تداوم حکومت ها و گسترش بازرگانی، زمینه را برای رشد و توسعه زندگی یکجانشینی فراهم می کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در دوره افشاریه تا اوایل دوره قاجار، به دلیل ناامنی های گسترده و سیاست های حکومتی، کوچ نشینی رو به افزایش گذاشت؛ اما در دهه های پایانی سده نوزدهم، با برقراری نسبی امنیت، گسترش دیوانسالاری، رشد بازرگانی برآمده از ادغام بازار ایران در نظام اقتصاد جهانی، تا حدی روند یکجانشینی و اسکان عشایر شتاب گرفت.
تحلیل فرایند انتخاب نمایندگان غیر بومی برای سیستان و عملکرد این نمایندگان در مجلس شورای ملی و واکنش مردم (1285-1357ش، 1906-1979م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۶)
30 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل روند و نحوه انتخاب نمایندگان سیستان در مجلس شورای ملی؛ تاثیر غیر بومی بودن و غیبت نمایندگان در منطقه بر عملکرد آنان در مجلس؛ واکنش مردم سیستان نسبت به عملکرد نمایندگان.روش پژوهش: این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی بر پایه اسناد و منابع دسته اول برآنست تا علل غیر بومی بودن نمایندگان سیستان درمجلس شورای ملی و تاثیر این ویژگی بر عملکرد آنان، و واکنش مردم نسبت به آن را بررسی کند.یافته های پژوهش: با توجه به نبود نخبگان سیاسی در اواخر دوره قاجار، خاندان عَلم از سیاسیون مرکزنشین، جهت نمایندگی سیستان استفاده نمود. اما اغلب این افراد با اینکه از چهره های مطرح و تاثیرگذار در سیاست های کلان کشور بودند به دلیل عدم شناخت از مشکلات منطقه و همچنین نداشتن تعهد نسبت به مردم سیستان، اقدامی در جهت بهبود شرایط مردم نکردند و اکثر جلسات مجلس را بدون اظهار نظر و ارائه ی پیشنهاد، با سکوت به پایان رساندند. ادامه این روند باعث اعتراضات مردمی و شکل گیری گرایشات سیاسی بین مردم سیستان، تحت رهبری برخی از خوانین منطقه شد که به دنبال احقاق حق مردم سیستان، از طریق انتخاب نماینده بومی بودند اما این جریان ضمن ایجاد یک فضای رقابتی، منجر به تنش و درگیری بین دو گروه در برخی از انتخابات این منطقه شد.
واکاوی نقش هیئت ها و مجالس مذهبی شهر ری در انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
367 - 402
حوزههای تخصصی:
پس از تبعید امام خمینی، فشار بر مخالفان حکومت پهلوی و انقلابیون افزایش یافت. هیئت ها و مجالس مذهبی از جمله در شهرری، توسط انقلابیون به عنوان یکی از پایگاه های تجمع مبارزان، تبادل اخبار و تصمیم گیری ها، مورد بهره برداری قرار گرفتند و نقش مهمی در پیروزی نهضت اسلامی ایفا کردند. روش مورد اس تفاده در ای ن پ ژوهش کیفی و از نوع مطالعات تاریخی و اسنادی بوده و با برخی از دست اندرکاران هیئت ها مذهبی مورد مطالع ه م صاحبه نیز انجام شده است. پژوهش حاضر با بررسی فعّالیّت های هیئت ها و مجالس مذهبی شهرری، درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا هیئت ها و جلسات مذهبی شهرری علاوه بر نقش سنتی خود، کارکردهای سیاسی و انقلابی در دوران نهضت اسلامی داشته اند؟ یافته های تحقیق در پاسخ به این سئوال مبتنی بر آن است که پس از قیام 15خرداد و سیاسی شدن برخی اعضای هیئت ها، در الگوی سنتی هیئت ها، تغییرات جدیدی پدید آمد. به طوری که این تغییرات زمینه ای برای ایجاد یک محفل و به تدریج یک تشکل سیاسی شد. دستگاه اطلاعاتی رژیم شاه نیز با اطلاع از این امر، با گماردن مأموران خود در این مراکز سعی در جمع آوری اخبار و جلوگیری از اقدامات آنان داشت، اما این هیئت ها و مجالس مذهبی، به یکی از مهم ترین پایگاه های تبلیغ آموزه های نهضت اسلامی تبدیل شدند و به عنوان یکی از شبکه های س ازماندهی در کن ار س ایر سازمان ها، در روند شکل گیری و پیروزی انقلاب اس لامی دارای نق ش و کارکرده ای مه م و متنوعی بوده اند.
اقدامات خلفای عصر اول عباسیان (232-132ه.ق.) در راستای تحقق اخلاق حرفه ای در بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
7 - 29
حوزههای تخصصی:
در ابتدای حکومت عباسیان با فروکش کردن آشوب های قیام آن ها، خلفا برای برقراری نظم و توسعه اقتصادی بازار، نیازمند تدوین و اجرای اخلاق حرفه ای بودند. اجرایی شدن اخلاق حرفه ای در بازار، نیازمند بسترهایی همچون تمرکز نظام دیوان سالاری بود. این زمینه سازی ها سبب شد تا همگام بر قرائن تاریخی مبنی بر انتظام بازار، در قرون بعد متون مدونی در اخلاق حرفه ای پدید آید. از این رو، این پژوهش سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که خلفای عصر اول عباسیان جهت برقراری اخلاق حرفه ای در جامعه چه تدابیری اندیشیدند و چه راهکارهایی را در این زمینه اجرایی کردند؟ دستاورهای این پژوهش نشان داد که خلفای این عصر با انتخاب وزیران و والیان کارآمد، سازماندهی نظام مالیاتی، در پیش گرفتن روحیه تساهل و تسامح، گسترش بازار، تأمین مواد اولیه مورد نیاز صاحبان حرف، توسعه تجارت، نظارت بر بازار و کمک به بازاریان در شرایط بحرانی نقش مهمی در توسعه اخلاق حرفه ای داشتند. برای نیل این نتایج، نویسندگان ابتدا به روند تاریخی ایجاد زمینه های اخلاق حرفه ای در عصر اول عباسی می پردازند. از این رو، روش این پژوهش زمینه-محور(Contextual)، توصیفی و تاریخی است. تا بتواند روند شکل گیری اخلاق حرفه ای را در بازه زمانی بررسی نماید.
کودک همسری در جراید عصر مشروطه تحلیلی تاریخی از رویکرد روزنامه های عصر مشروطه به پدیده کودک همسری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات و دگرگونی های ناشی از انقلاب مشروطیت عمدتاً در زمینه های سیاسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است، در حالیکه مشروطیت گفتمان های انتقادیِ فرهنگی و اجتماعی در ربط با حیات و زندگی دختران و زنان ایرانی را هم موجب گردید و مسائل و الگوی زیست سنتی آنان را مورد توجه و نقد قرار داد. در این فضای دگرگون شده و در پیوند با مسائل دختران و زنان، تلاش های بزرگی صورت گرفت تا پدیده ها و مسائلی چون کودک همسری و ازدواج زودهنگام مجال طرح عمومی در روزنامه ها پیدا کند و از این رهگذر هنجارهای گذشته به چالش کشیده شود. تأسیس روزنامه های زنان مکان و محلی تأثیرگذار برای طرح مسائل دختران و زنان شناخته شد. برخی روزنامه های عصر مشروطه به ویژه روزنامه های زنان و نویسندگان زنِ جراید زن نگار، جریان و گفتمان انتقادی را با استفاده از متن نوشتاری و تصویر در ربط با زیست سنتی دختران و زنان شکل دادند و تغییر در آن را از زمینه های تحول اجتماعی در جامعه ایران دانستند. گفتمانی که در زمانه خود بسیار پیشروانه و جسورانه به شمار می رفت. این مقاله چرایی و چگونگی رویکرد جراید عصر مشروطه به ویژه روزنامه های زنان به مسئله کودک همسری و علل و پیامدهای مختلف آن را تحلیل و بررسی کرده است.
طراحی و ساختِ هم ساز با اقلیم و جغرافیا در معماری مسکونی قاجاریِ آشتیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
337 - 361
حوزههای تخصصی:
تبعیت از شرایط اقلیمی و جغرافیایی در طراحی معماری به سازگاری انسان در محیط یاری می رساند و معماری مسکونی همواره تابع ویژگی های جغرافیایی بوده است. در خانه های تاریخی نیز تدابیری برای طراحی معماری هم ساز با اقلیم و جغرافیا اندیشیده شده است. در شهرستان آشتیان بناهای مسکونی ارزشمندی از عهد قاجاریه برجای مانده که سهم ناچیزی در پژوهش های باستان شناختی داشته اند. هدف از این پژوهش، مطالعه تأثیر اقلیم و جغرافیا بر خانه های قاجاریِ آشتیان و تبیین راهکارهای مقابله با اثرات سوء و بهره مندی از تأثیرات سودمند آب وهوایی و جغرافیایی است. پژوهش بر پایه این پرسش ها به انجام رسیده که، اقلیم و متغیرهای جغرافیایی چه تأثیری بر مکان گزینی و چیدمان خانه های قاجاری در فضای شهری آشتیان داشته است؟ نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانه های قاجاریِ آشتیان از چه عوامل اقلیمی و جغرافیایی تأثیر پذیرفته است؟ فرضیه ها این است که، توپوگرافی ناحیه آشتیان، مسیل ها و نوع خاک در مکان گزینی خانه ها نقش داشته و نقشه، کالبد و اجزاء معماری خانه ها از عوامل اقلیمی، مانند: باد، زاویه و میزان تابش نور خورشید تأثیر پذیرفته است. روش گردآوری اطلاعات، میدانی و اسنادی است و ضمن بهره گیری از نرم افزارهای ArcGIS, Google Earth, WRPLOT, AutoCAD و SPSS، پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است. برپایه نتایج، معماران با درنظر گرفتن زاویه تابش خورشید، باد، دما و رطوبت، دست به ساخت بناها زده اند. آن ها، به نوع و رنگ مصالح، اندازه بازشوها و حیاط، اندازه و جهت قرارگیری اتاق ها توجه داشته اند و معماری هم ساز با اقلیم را ایجاد کرده اند؛ هم چنین برپایه مدل های نرم افزار طراحی گلباد WRPLOT، باد غالب منطقه در جهت های شرقی-غربی و غربی-شرقی شناسایی و تأثیر آن بر معماری تأیید شد. نتایج آزمون های هم بستگی کرامر و فی در SPSS نیز بیانگر هم بستگی «نوع زمین با طبقه اجتماعی ساکنان خانه ها»، «نوع زمین و خاک با وجود آب انبار» و «بیشینه سرعت باد با تعداد طبقات» است.
زیست کارگری ایرانیان در جنوب قفقاز؛ وضعیت اشتغال، ساعات کار و دستمزد (از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی نیروی کار ایرانی در قفقاز تجربه های زیسته متفاوت از آنچه که در ایران داشت، پشت سر گذاشت که یکی از مهمترین این تجربه ها در زمینه نوع اشتغال، ساعات کار و دستمزد آنان اتفاق افتاد. براین اساس هدف مقاله حاضر واکاوی تجربه زیسته این افراد در زمینه های یاد شده است. لذا تلاش شده تا با رویکرد تاریخ از پایین و الهام گیری از روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این پرسش پاسخ داده شود که نیروی کار ایرانی در قفقاز در سپهرهای حیات اجتماعی؛ یعنی اشتغال، ساعات کار و دستمزد چه تجربه ای پشت سر گذاشت و این تجربه چه نسبتی با هستی طبقاتی آنان داشت؟ نتیجه مطالعات که مبتنی بر گردآوری داده ها از منابع آرشیوی است، نشان می دهد: هستی طبقاتی مهاجران ایرانی با تجربه زیسته آنان در یک رابطه علت و معلولی قرار داشت؛ یعنی نیروی کار ایرانی به علت نوع هستی طبقاتی (عدم برخورداری از سرمایه مادی، ابزار تولید و دانش و مهارت) که داشتند، بیشتر در صنعت نفت، معادن، کشاورزی، اسکله ها و غیره به عنوان کارگر بیش از 12 ساعت کار می کردند اما به لحاظ دریافتی مالی در پایین ترین سطح قرار داشتند. بدین صورت که با توجه به نوع کاری که انجام می دادند میانگین بین 12 تا 21 روبل دریافت می کردند که مقداری از آن بابت جریمه و رشوه کم می شد.
تآثیر رابطۀ دولت و جامعه بر نوسازی؛ مقایسۀ ایران و افغانستان در دوران رضاشاه و امان الله خان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و افغانستان همزمان در اوایل قرن بیستم، برنامه نوسازی را آغاز کردند. اما با وجود گذشته مشترک و مشابهت های تاریخی و فرهنگی، روند و نتایج متفاوتی را تجربه کردند. پرسش اصلی این مقاله، درباره علل موفقیت نسبی ایران از سویی و شکست افغانستان از سوی دیگر در دستیابی به سطوحی از نوسازی در دوره یادشده است. برای پاسخ به این سوال، چارچوب نظری این مقاله با تلفیق انتقادی نظریه های «دولت در جامعه» (دولت محدود) جوئل میگدال و «دولت توسعه گرا» لفت ویچ شکل گرفته که در آن، «نوع رابطه دولت و جامعه» از نظریه میگدال و «محوریت دولت در روند نوسازی» از نظریه لفت ویچ، اخذ شده است و داده های این پژوهش، با توجه به ماهیت تاریخیِ مباحث، با نظر داشت جامعه شناسی تاریخی و با استفاده از اسناد، کتب، مدارک و در مجموع منابع کتابخانه ای گردآوری و با نگرشی انتقادی تجزیه و تحلیل شده است. طبق یافته های این پژوهش: در ایران، دولت با جلب همکاری نیروهای اجتماعی حامی نوسازی، با ارائه «استراتژی بقا و سیاست بقای» کارآمد، نیروهای اجتماعیِ مخالفِ نوسازی را مهار و موانع اجتماعی نوسازی را برطرف کرد، اما در افغانستان فقدان نیروهای اجتماعی حامی نوسازی و ناتوانی در اتخاذ استراتژی بقا و سیاست بقای کارآمد، باعث شد دولت این کشور نتواند مخالفت اجتماع تارمانند و قوی را مهار کند و در نتیجه نوسازی با ناکامی روبرو شد.