فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بهینه برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر مهارت-های آموزشی معلمان بر اساس الگوی اکر برای دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی بود. در این پژوهش روش تحلیل محتوای کیفی بود و نمونه هدفمند مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 14 دانشجوی ترم اول، 14 دانشجوی ترم آخر دانشگاه فرهنگیان، 6 سرگروه آموزشی استان، 4 معلم نمونه استانی و 6 استاد دانشگاه فرهنگیان بود. داده های به دست آمده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با روش کدگذاری قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته-های پژوهش نشان داد ویژگی عنصر منطق(توجه به مهارت های حل مساله، مهارت های زندگی ، تعامل اثربخش با هم نوعان و مهارت های خاص معلمی)، ویژگی عنصر هدف (جامعیت، کاربردی بودن، عینیت داشتن و معلمی ایرانی اسلامی، پژوهشگر، مانوس با فناوری و صاحب دانش تخصصی)، ویژگی عنصر محتوا (به روز، جامع، تلفیقی بودن، سودمند، انعطاف پذیر و قابل انتقال بودن، تناسب با منطق و اهداف و توجه به فرهنگ و شرایط)، ویژگی عنصر فعالیت های یادگیری(فعال بودن دانشجو، انجام کارگروهی، انجام تکرار و تمرین و کار عملی، توجه به همه حواس دانش آموزان، تسهیل گری در پیوند نظر و عمل)، ویژگی-عنصر معلم(توجه به کاربرد زبان بدن، شناخت و بکاربردن روش های فعال تدریس، شناخت مخاطبین، کاربرد فناوری ها در تدریس، برنامه ریز، توانمند در مهارت های زندگی و برقراری ارتباط)، ویژگی عنصر منابع(دردسترس بودن منابع، قابلیت اجرا با ساده ترین منابع، هماهنگی با ساختار فیزیکی و تطابق با برنامه های درسی دیگر)، ویژگی عنصر گروه بندی(در نظر گرفتن فرصت کارگروهی، رعایت تفاوت فردی و فراهم کردن فرصت های تعاملی)، ویژگی عنصر مکان(انعطاف پذیری و منحصر نشدن به محیط خاص)، ویژگی عنصر زمان(استفاده از هر زمانی برای آموزش، توجه به مناسبات فرهنگی و نقسیم بندی مناسب زمان) و در خصوص عنصر ارزشیابی می توان به ویژگی های توجه به انواع ارزشیابی ها، در نظر گرفتن اهداف برنامه در ارزشیابی، ارزشیابی مشارکتی و ارائه بازخورد مناسب اشاره کرد.
واکاوی شاخص های مطلوب نظام جامع آموزش مشاغل اختصاصی در سازمان نظارتی با بهره گیری از روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر باهدف واکاوی شاخص های وضعیت مطلوب نظام آموزش مشاغل اختصاصی در مدل آموزشی سازمان نظارتی انجام شد.
روش شناسی پژوهش : روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی و ازنظر نوع آمیخته (ترکیبی از روش های کیفی و کمی)، است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته با آلفای کرونباخ 95/0 است. جامعه آماری در بخش کیفی استادان و کارشناسان و در بخش کمی شامل تمامی افراد در مشاغل اختصاصی یازده گانه سازمان نظارتی با بیش از ده هزار نفر است و نمونه گیری کیفی به صورت غیر احتمالی و هدفمند، به تعداد 33 نفر است که با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است و در نمونه گیری کمی با استفاده از جدول مورگان 369 نفر به تکمیل پرسشنامه با روش نمونه گیری خوشه ای در 16 استان، پرداخته اند. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از کد گذاری باز، محوری و گزینشی و نرم افزار Maxqda2018 و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کمی، از دو نرم افزار SPSS22 و Smart PLS3 و روش تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافته ها : شش مقوله پیش بین در وضعیت مطلوب شامل: فرهنگ سازمانی، توسعه شایستگی فراگیران، سیاست گذاری توسعه منابع انسانی، ایجاد انگیزش در فراگیران، طراحی هوشمند فرآیند آموزش و تدوین نظام جامع آموزش بر اساس استانداردها و مدل های تعالی آموزش است.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، شش مقوله با یکدیگر همبستگی معنادار داشته و از وضعیت خوبی برخوردار هستند.
طراحی الگوی موانع توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس بر اساس مدل یابی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، طراحی الگوی موانع توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس کشور، بر اساس مدل یابی ساختاری تفسیری بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که به صورت میدانی و به روش تحقیق آمیخته انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل مسئولین و کارشناسان دفتر تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش، مسئولین اداره تربیت بدنی و رئیس گروه تربیت بدنی ادارات کل آموزش و پرورش استان ها، برابر با 80 نفر و در بخش کیفی 18 نفر از خبرگان بودند. به دلیل محدودیت اعضا، جامعه آماری با نمونه برابر شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته حاوی 18 مانع توسعه دبیران بود که روایی آن توسط 7 تن از اساتید مدیریت ورزشی دانشگاه و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد (85/0=α). برای سطح بندی موانع از نظرات خبرگان، درصد فراوانی و روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. نتایج نشان داد که 18 مانع، فراروی توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس ایران وجود دارد. همچنین موانع کم توجهی مدیران به اهداف و راهبردهای علمی جهت ارتقای دبیران و سیستم و برنامه های آموزشی نا کارآمد در سطح زیربنایی قرار گرفتند. بنابراین مسئولان بایستی با تمرکز بر راهبردهای علمی توسعه دبیران و تغییر در سیستم و محتوای آموزشی، نسبت به توسعه حرفه ای مهارت های دبیران اقدام کنند.
طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از اجرای این پژوهش، طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش بود.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و نوع داده، آمیخته و روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی بود. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش، جهت تعیین ابعاد و مولفه ها، در بخش کیفی، 20نفر از متخصصان دانشگاهی و خبرگان آموزشی، به روش نمونه گیری هدفمند، بر اساس اصل اشباع در نظر و در بخش کمی، 4115 نفر از مدیران و معاونان اداره کل و نواحی چهارگانه آموزش و پرورش و مدارس استان البرز را تشکیل دادند. حجم نمونه به کمک فرمول کوکران، تعداد 351 نفر، از روش نمونه گیری تصادفی ساده ،انتخاب شدند.ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای اسناد و در بخش کمی، دو پرسشنامه محقق ساخته، به ترتیب93و26گویه است که روایی آنان با تایید خبرگان دانشگاهی، متخصصان مدیریت آموزشی و تحلیل عاملی تائیدی انجام شد و پایایی آنان با استفاده از آلفای کرونباخ، برای ابعاد و مولفه ها، 984/0و برای تعیین میزان تناسب و اعتبارسنجی الگو، 999/0تعیین گردید.تحلیل داده ها، برای تعیین و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها، با استفاده از معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، تحلیل عاملی تاییدیمرتبه دوم وبرای تعیین میزان تناسب الگو، از روایی محتوا(شاخص و نسبت روایی محتوایی) و برای رسیدن به الگوی پژوهشی، از دو نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش، دارای 5بعد(ویژگی های شخصیتی، دانش های مدیریتی، رهبری، مدیریت منابع انسانی، مهارت و توانایی تفکر و اندیشه فلسفی) و 93 مولفه بود. نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی به لحاظ نظری، از اعتبار کیفی و کمی لازم، برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوب و مبنایی، برای توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش کشور، مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین معادله افتراقی عوامل آموزشگاهی موثر بر عملکرد در آزمون تیمز 2019 پایه چهارم در دانش آموزان با عملکرد بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون های بین المللی تیمز که شامل آزمون ریاضی و علوم می شود، با هدف بهبود عملکرد نظام آموزشی کشورها هر چهار سال یک بار برگزار می شود، که نتایج آن متاثر از عوامل مختلفی است. هدف از انجام این پژوهش تدوین معادله افتراقی دانش آموزان موفق از غیر موفق بر اساس مولفه های آموزشگاهی در آزمون تیمز 2019 است. روش انجام این پژوهش از نوع همبستگی در قالب معادله افتراقی است. جامعه آماری کل مدارس شرکت کننده در آزمون تیمز 2019 می باشد. نمونه آماری دانش آموزان کلاس چهارم ایرانی شرکت کننده در این آزمون می باشد. روش نمونه گیری همان روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای طبقه بندی شده منظم بوده که در آزمون تیمز 2019 اجرا شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، سوالات آزمون بین المللی تیمز 2019 پرسشنامه های خانواده، دانش آموز، مدیر و آموزگار می باشد که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (IEA) در سال 2019 انتشار یافته است. این آزمون به دلیل این که آزمون استاندارد جهانی است روایی آن تایید شده و برای محاسبه پایایی آن نیز از روش الفای کرونباخ بر روی حدود 30 نفر از افراد جامعه آماری مورد مطالعه برآورد شد و ضریب 85/0 به دست آمد که نشان از پایایی آن دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل افتراقی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که معادله تحلیل افتراقی قادر به تفکیک دانش آموزان موفق از دانش آموزان ناموفق براساس مولفه های آموزشگاهی می باشد.
Challenges of Professional Learning Communities in Elementary Schools and Practices for Establishing it: Teachers’ Point of view(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
13 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی چالش های جوامع حرفه ای در مدارس ابتدایی تهران و ارائه راهکارهایی برای ایجاد آن بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از روش شناسی آمیخته است. جامعه آماری شامل کلیه 13064 نفر معلمان دوره ابتدایی در سال تحصیلی 98-97 می باشد. در بخش کمی، بر اساس جدول کرجسی - مورگان، حجم نمونه 370 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه های چند مرحله ای انتخاب شدند. در بخش کیفی با 20 معلم ممتاز به صورت هدفمند مصاحبه شد. پرسشنامه «ارزیابی جامعه حرفه ای» توسط الیور و همکاران. و از پرسشنامه پاسخ باز نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی و صوری پرسشنامه کمی توسط پنج نفر از خبرگان ارزیابی شد و روایی پرسشنامه باز با سه روش کنترل سوءتفاهم از مداخلات پاسخگویان با درگیری طولانی مدت با تحقیق، کنترل بیرونی تحقیق تضمین شده است. توسط ناظر خنثی و نظرات شرکت کنندگان در مورد یافته ها و تفاسیر در یک گروه تحقیقات. برای پایایی نامه بسته، مقدار قابل قبول آلفای کرونباخ 89/0 و در پرسشنامه باز ضریب توافق کاپا بین شرکت های پرسش 83/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد که تفاوت بین مدارس ابتدایی در جوامع حرفه ای وضعیت و وضعیت مطلوب در تمامی مولفه ها معنادار و پایین تر از سطح مطلوب است.
The Role of Value and Job Enthusiasm in the Flexibility of Female Teachers in Exceptional Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
84 - 99
حوزههای تخصصی:
معلمان مدارس استثنایی به دلیل ارتباط کاری با دانش آموزان باهای ویژه از دوچندان نیاز دارند. این مطالعه با هدف تعیین ارزش شغلی و دوستی شغلی بر پذیرش معلمان زن در مدارس استثنایی شهر ساری انجام شد. این از نظر هدف کاربردی است و از روش تحقیق کمی و راهبرد پیمایشی و از روش های توصیفی، همبستگی و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را معلمان زن مدارس استثنایی ساری که در سال های 1400 تا 1401 خدمت می کنند و تعداد آنها 109 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران، 52 نفر به عنوان نمونه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه ارزش شغلی، شغلی آشتیاق و پذیرش عاطفی است. داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه 25 مورد تجزیه و تحلیل و تحلیل و تحلیل قرار گرفتن. یافته ها نشان داد که ارزش های شغلی معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما عاشق شغلی دارای معنی داری و رابطه خطی مستقیم با هویت دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد. نشان داد که ارزش های شغلی مهم معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما شور و شوق شغلی معناداری دارد و رابطه خطی مستقیم با یافته های پژوهشی دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد. نشان داد که ارزش های شغلی مهم معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما شور و شوق شغلی معناداری دارد و رابطه خطی مستقیم با یافته های پژوهشی دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد.
مدل یابی ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی در دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی در دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت . این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی علی (مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد جامعه آماری کلیه کارکنان(هیئت علمی و غیرهیئت علمی) دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی درسال 1398 که شامل347 نفر کارمند و 164 نفر هیئت علمی می باشندکه در مجموع 511 نفرمی باشند. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی که با استفاده از جدول مورگان350 نفر(216 نفرکارمند و138 نفر هیئت علمی) انتخاب شدند . برای گردآوری اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد استفاده شد . روایی محتوایی و سازه ای پرسشنامه ها تایید و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 74/0،91/0،73/0،87/0بدست آمد به منظور ارزیابی روابط بین متغیر ها مکنون و اندازه گیری شده در الگوی مفهومی ، از مدل یابی ساختاری داده ها با استفاده ازدو نرم افزارSPSSو PLS3 استفاده گردید نتایج و یافته های پژوهش حاکی از نقش معنی دار بین متغیرها می باشد یعنی بین حسادت سازمانی و سکوت سازمانی ، بین ادراک از رفتار سیاسی سازمانی و سکوت سازمانی ، بین سازگاری و سکوت سازمانی ارتباط مستقیم و معنی داری وجود دارد و حسادت سازمانی بر سازگاری شغلی ارتباط منفی و مستقیم دارد . همچنین نتایج حاکی از تایید نقش میانجی سازگاری شغلی در روابط علی بین حسادت سازمانی با سکوت سازمانی می باشد.
تدوین راهبردهای توسعه آموزش پیش دبستانی در مناطق کمتر توسعه یافته (مورد مطالعه: آموزش و پرورش عشایر استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین راهبردهای توسعه پیش دبستانی مناطق عشایری استان چهارمحال و بختیاری بود. روش تحقیق از نوع مطالعه موردی کیفی است. جامعه آماری را 35 نفر شامل مسئولان گروه آموزش پیش دبستانی ادره کل آموزش و پرورش ، مدیران، معاونان و کارشناسان ادارات آموزش و پرورش شهرستان های عشایر نشین، راهبران آموزشی، مدیران مجتمع های آموزشی و دکتر معلمان شاغل در اداره آموزش و پرورش عشایر استان تشکیل می دادند که به علت محدد بودن جامعه آماری به صورت کل شمار انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، مرور ادبیات، مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. فهرست نهایی شده داده ها پس از تایید درجلسات شورای راهبردی در قالب یک پرسش نامه محقق ساخته که روایی آن توسط چند متخصص و پایایی از روش آلفا کرونباخ با ضریب 88/ تایید شده بود ؛ در اختیار جامعه آماری قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل داده ها آزمون فریدمن و بحث و تبادل نظر گروهی استفاده شد.با توجه به نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (2.38) و ارزیابی عوامل خارجی (2.74) مشخص شد که جایگاه راهبردی آموزش پیش دبستانی در مناطق عشایر بختیاری در منطقه WOمی-باشد. که مبین توجه به فرصت های پیش روی مناطق عشایری برای از بین بردن ضعف های موجود است. . در نهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد که همسو با ویژگی های جامعه شناختی عشایر که از ابتدایی ترین و غنی ترین شکل و شیوه زندگی است بایستی مولفه ساختار مدیریت شامل: تصمیم گیری، منایع انسانی،برنامه های درسی و آموزشی، منابع مالی و مادی و فناوری به شکل موثر، ساختاری خاص و بومی به خود بگیرند تا بسیاری از فرصت ها برحسب بافت و نمای فرهنگی موجود به برطرف کردن نقایص در حوزه آموزش پیش دبستانی در عشایر منجر شود.
واکاوی چالش های رهبری بینشمند در سازمان های آموزشی (تدوین یک نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه رهبران آموزشی در مدارس با چالش های فراوانی روبرو هستند و این چالش های سازمانی در فرآیند یاددهی و یادگیری، بعنوان هسته اصلی مدرسه تأثیرات مخربی برجای می گذارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در سازمان های آموزشی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع کیفی بود. میدان تحقیق در این پژوهش 15 نفر از مدیران مدارس در شهرستان سنندج بودند. در خلال گردآوری داده ها از راهبرد نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مطّلعین یا دروازه بانان تحقیق استفاده شد. داده های تحقیق به روش داده بنیاد و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق جمع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد یعنی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 3 مقوله اصلی چشم انداز گرایی، ساختار متمرکز و چالش پذیر بودن و 14 کد محوری تفکر استراتژیکی، رابطه مداری، پویایی رهبری بینشمند، الهام بخشی، خردمندی، عدم انعطاف پذیری، تضاد فرهنگی، مقاومت در برابر تغییر، منفعل بودن سازمان، انتقاد پذیر بودن، برخورداری از دانش و فناوری، نفوذ در کارکنان سازمان، قدرت تشخیص و حرفه گرایی و 160 کد باز گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده از اعتبار درونی بالایی بررخوردار می باشد. بحث و نتیجه گیری: ارائه یک مدل کاربردی برای شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در مدارس ضروری است تا ضمن توجه جدی به چالش های رهبری بینشمند در مدارس و تلاش برای رفع آن ها، مدارس به سازمان های به معنی واقعی یادگیرنده، یاددهنده تبدیل بشوند.
تاملی بر استفاده از کارکردهای رهبری برنامه درسی توسط مدیران مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی میزان آشنایی و به کارگیری رهبری برنامه درسی دربین مدیران مدارس ابتدایی بود. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی و از نظرهدف جزوپژوهش های کاربردی بوده وبه روش تحلیل کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس ابتدایی دولتی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1400-1399 بود. شیوه نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی بود. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته تا به اشباع رسیدن پاسخ مصاحبه شوندگان ادامه داشت. نتایج نشان داد میزان به کارگیری رهبری برنامه درسی مدیران مدارس در بعدارتقای جو آموزشی بیشترازسایرابعاد می باشد و ابعاد اجرای برنامه درسی، تدوین و بازنگری و ارزشیابی برنامه درسی به ترتیب در رتبه های بعدی قراردارند. درپایان باتوجه به یافته های پژوهش، به منظور ارتقاء سطح آشنایی و به کارگیری مدیران بانقش خود به عنوان رهبربرنامه درسی، پیشنهاداتی ارائه شد.
تعیین ابعاد الگوی تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحقیق حاضر با هدف، تعیین ابعاد تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه به منظور ارائه الگو بوده است..
روش شناسی: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش را همه معلمان دوره متوسطه شهر اصفهان (5902 نفر) تشکیل می دادند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 360 نفر نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن ها با استفاده از روش خوشه ای چندمرحله ای تصادفی صورت گرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی دوره متوسطه بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل صورت پذیرفت.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، ابعاد الگوی تغییر بینش معلمان با هدف آموزش کارآفرینانه کتاب های درسی شامل ابعاد هفتگانه (بهره وری در تدریس، اخلاق آموزشی، رشد حرفه ای، زودبازده سازی برنامه درسی، درس پژوهی، تأمل بربرنامه درسی، آینده نگری) بوده است.
نتیجه گیری: تغییر بینش معلمان برای آموزش کارآفرینانه وابسته به ابعاد یاد هفتگانه یاد شده است و بدون توجه به این ابعاد، معلمان نمی توانند در تدریس خود ذهنیت دانش آموزان را جهت به کارگیری محتوای آموخته شده در عمل بهبود بخشند.
نقش واسطه گری انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تعیین نقش واسطه گری انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهر کاشان بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان به تعداد 1531 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 200 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های انگیزش تحصیلی والراند (1982)، هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008) و بهزیستی هیجانی کییز و ماگیارمو (2003) استفاده گردید که روایی آن ها توسط استاد راهنما و صاحب نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد هویت تحصیلی با انگیزش تحصیلی و ابعاد بهزیستی هیجانی دانش آموزان رابطه دارد. انگیزش تحصیلی با بهزیستی هیجانی دانش آموزان رابطه دارد. نتایج تحقیق نشان داد که انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان نقش واسطه دارد.
Developing the model of the neighborhood educational center school(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۱
82 - 58
حوزههای تخصصی:
The present study seeks to determine the components and features of school as a neighborhood educational center. When paying attention to and responding to the needs and desires of students, parents and the community is the main mission of a school and in line with this goal, in addition to using the actual facilities, seeks to discover potential facilities inside and outside the school, an important thing is happening, and that is the penetration of the school in its local context. When the needs and wants of the audience are taken into account in a school and there is hope for local facilities, and utilization of spiritual, human and natural resources, the school grows and develops. Accordingly, the present study was conducted using a qualitative approach and grounded theory method on a population consisting of 24 experts in education, as well as university professors, Farhangian University, Education Research Institute and school principals. The research sample was selected using purposive and snowball sampling and data collection was done through semi-structured interviews. Three stages of open, axial and selective coding are used in data analysis and the model of Neighborhood Educational Center School is divided into six categories: causal conditions, axial phenomenon (Neighborhood Educational Center School), mediating conditions, intervening conditions, Neighborhood Educational Center school strategies and consequences. And was presented. As a result, 28 core categories and 50 subcategories were obtained. The core category of the proposed model is the neighborhood educational center school, which includes 3 core categories (the concept of the neighborhood educational center school, the main features and elements of the neighborhood educational center school and 26 sub-categories. Also, control and evaluation by participating members (review of the designed model and problem solving) and the criteria of trustability, transferability, generality, and reliability were used.
ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۸)
151 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول قزوین بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان مدارس دخترانه دوره متوسطه قزوین به تعداد 2613 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 270 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های الگوهای ارتباطی ریچی و فیتزپاتریک (1990)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) و سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) استفاده گردید که روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده دارای رابطه مستقیم و غیرمستقیم با انگیزه پیشرفت دانش آموزان داشته و سازگاری تحصیلی دراین ارتباط نقش میانجی داشته است.
تبیین شرایط توسعه قصد کارآفرینی اجتماعی دانشجویان (رویکرد نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین شرایط توسعه قصد کارآفرینی اجتماعی (ک.ا) دانشجویان رشته های مختلف گردشگری انجام شده است. در این راستا، برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختارمند انفرادی با دو گروه اساتید دانشگاهی و دست اندرکاران کارآفرینی (در مجموع 24 نفر) و برای تحلیل داده ها از روش کیفی نظریه زمینه ای استفاده شد. سازگار با روش پیشنهادی چارمز (Charmaz, 2006)، از نسخه نظریه زمینه ای ساخت گرایی با دو مرحله کدگذاری اولیه و کانون و همچنین، از چارچوب اشتروس و کوربین (Strauss and Corbin, 1998)، شامل شرایط علّی، شرایط زمینه ای، پدیده اصلی، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها استفاده و در نهایت، یک مدل پارادایمی جدید ارائه شد. بر اساس این مدل، آموزش علمی و عملی، خود-کارامدی، همدلی فرهنگی، نگرش به کارآفرینی اجتماعی، مطلوبیت و امکان پذیری ادراک شده از مهم ترین شرایط علّی توسعه قصد کارآفرینی اجتماعی در میان دانشجویان رشته های مرتبط با گردشگری قلمداد می شود. اگرچه مدل-های مختلفی در حوزه قصد کارآفرینی وجود دارد اما متغیرهای مدل پارادایمی این پژوهش، متغیرهای کلیدی آنها را پوشش می دهد و در واقع، این پژوهش، یک مدل جامع در حوزه قصد کارآفرینی اجتماعی ارائه کرده است.
شناسایی الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی دانشگاه آزاد و بررسی ویژگی های روانسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : این پژوهش با هدف ارائه الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی دانشگاه آزاد تهران به روش کیفی از نوع نظریه مبنایی صورت گرفته است. پژوهشگر با استفاده از یک طرح کیفی به شناسایی مولفه های سازنده الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی پرداخته که ضمن مرور ادبیات و مطالعه تجارب جهانی دراین خصوص، به شناسایی عناصر الگو پرداخته شد. روش شناسی پژوهش : این امر به منظور کشف عناصر بومی درخصوص دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی است. در ادامه الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی بر اساس نظرات به دست آمده از متخصصان طراحی شده است. جامعه آماری شامل همه ی متون کتابخانه ای و صاحب نظران و خبرگان موضوع دانشگاه های نسل چهارم کارآفرینی که به روش گلوله برفی و قانون اشباع نظری، 18نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم مصاحبه نیمه سازمان یافته بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها از کدگذاری نظری استفاده شده است. یافته ها : حاضر نشان می دهد که الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی توسعه، ارزش گذاری نوین، تدوین چشم انداز مشترک و تقویت تفکر استراتژیک، یادگیری در عمل، یادگیری حل مساله، انطباق توانایی دانش آموختگان بانیاز بازار کار، حمایت ازکار تیمی، روحیه پژوهش محوری، توانمندی بین دانش نظری و کاربرد تاکید شد. بحث و نتیجه گیری: دانشگاه های نسل چهارم، دانشگاه هایی با ماموریت آموزشی، پژوهشی، کارآفرینی و مبتنی بر فناوری نرم هستند.
ارائه مدلی برای توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و ارائه مدل توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان بود. روش تحقیق، تلفیقی بود و از روش کیفی- تکنیک دلفی برای استخراج و شناسایی مؤلفه های توانمندسازی مدیران و از بخش کمی برای آزمون مدل استفاده شد. جامعه آماری متشکل از کلیه مدیران سطوح مختلف معاونت های پژوهش، برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی و آموزش متوسطه و مدیران مدارس متوسطه اصفهان(908 نفر) در سال 1398 بودند. حجم نمونه به روش طبقه ای نسبتی از هر دو حوزه ستادی و صف 270 نفر تعیین شد. ابزارهای پژوهش نیز شامل مصاحبه و پرسشنامه بودند که اعتبار آن از دیدگاه متخصصان و آزمون آلفای کرونباخ(80/0=a) مطلوب ارزیابی شدند. یافته ها نشان دادند شاخص ها و مؤلفه های توانمندسازی مدیران در 5 بعد شامل (دانش و آگاهی با میانگین 18/4، بعد نگرشی با میانگین91/2، فردی83/2، سازمانی66/2 و مهارتی43/2) 10 مؤلفه و 61 شاخص قابل طبقه بندی هستند. همچنین تحلیل نتایج آزمون t نشان داد تفاوت میانگین الگو ارائه شده در کلیه بخش ها با میانگین مورد انتظار در سطح خطای 1 درصد معنادار است (01/0
توسعه اوقات فراغت معلمان تربیت بدنی بر اساس رویکرد بهسازی منابع انسانی در محیط های مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
219 - 191
حوزههای تخصصی:
استفاده از تکنیک های بهسازی برای معلمان تربیت بدنی بسیار حائز اهمیت می باشد. همانگونه که عنوان شد، استفاده از فعالیت های اوقات فراغت (چه در بعد فعالیت های جسمی و ورزشی و چه در بعد اجتماعی، فرهنگی و هنری) منجر به بهبود عملکرد منابع انسانی می گردد و خود گامی در جهت بهسازی منابع انسانی می باشد. پژوهش حاضر با هدف توسعه اوقات فراغت معلمان تربیت بدنی بر اساس رویکرد بهسازی منابع انسانی در محیط های مدرسه انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع، پژوهش های آمیخته بود. جامعهه آماری پژوهش حاضر در بخش کیفی شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی پژوهش شامل معلمان تربیت بدنی کشور بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه-ساختارمند و پرسشنامه محقق ساخته ای بود که با توجه به اهداف و روش پژوهش، طراحی گردیده بود. تمامی روند تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر در نرم افزارهای اس پی اس اس و آیموس انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه بهسازی فردی، بهسازی اخلاقی، بهسازی اجتماعی و فرهنگی، بهسازی سازمانی، بهسازی حرفه ای و بهسازی آموزشی از مؤلفه های توسعه اوقات فراغت به عنوان عوامل مؤثر مشخص گردید. در نهایت با استفاده از روش مدل سازی ساختاری مدل مفهومی پژوهش ترسیم گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پس از محاسبه مقدار تی مربوطه هر عامل مشخص گردید که تمامی چارچوب توسعه اوقات فراغت معلمان تربیت بدنی آموزش و پرورش تأثیر معناداری را دارند.
تبیین عوامل مؤثر بر تجاری سازی تحقیقات در حوزه علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تجاری سازی تحقیق در چند دهه اخیر به عنوان رویکردی جدید در تحقیقات دانشگاهی و علوم طبیعی گسترش فراوان یافته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین عوامل موثر بر تجاری سازی تحقیقات در حوزه علوم تربیتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش کیفی با استفاده از تحلیل محتوا انجام شد. مشارکت کننده گان، پژوهشگران حوزه علوم تربیتی بودند. روش نمونه گیری، از نوع هدفمند بود و با استفاده از شاخص اشباع نظری تعداد 16 نفر به عنوان نمونه مورد مصاحبه قرار گرفتند. نگرش و دیدگاه آن ها در خصوص چالش ها و مشکلات فرا روی تجاری سازی تحقیقات علوم تربیتی مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه ها با استفاده ارتباط مفهومی و ویژگی های مشترک بین کدهای باز، مفاهیم و مقولات یا مفاهیم ترکیبی مشخص شدند. یافته ها: برای تحلیل داده ها و نتیجه گیری از یافته های تحقیق از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ نظرات صاحب نظران و افراد با تحصیلات، سوابق کاری و تجارب مرتبط با موضوع پژوهش را از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته دریافت شد که حاصل این کار منجر به یافتن مؤلفه های جدیدی برای تجاری سازی در حوزه علوم تربیتی گردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، به فقدان سیاست ها و بسترهای لازم برای تجاری سازی که به نوعی به نبود قوانین حمایتی، آیین نامه و دستور العمل های اجرایی و نقصان زیرساخت های آیین نامه های قانونی موجود اشاره دارد. بر همین اساس، دولت و هیات ناظر بر مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی باید ضمن تدوین آیین نامه های مربوط به بسترسازی و اعمال سیاست های تشویقی موثر، در مورد ایجاد مهارت های لازم و به وجود آوردن انگیزش و فرهنگ تجاری سازی در پژوهشگران عرصه علوم تربیتی و سوق دادن آن ها به سمت تجاری سازی تحقیقات اقدام کنند. علمی کردن تجاری سازی و دستیابی به قوانین مستحکم همچون سایر علوم، تا حد زیادی به کاربرد نتایج علوم تربیتی در موقعیت های واقعی زندگی بستگی دارد. همین امر باعث تقویت و توجه کاربردی کردن و تجاری سازی تحقیقات علوم تربیتی می شود و در نتیجه تجاری سازی تحقیقات است که باعث ارتقای آکادمیک هر چه بیشتر علوم تربیتی می شود، و باعث کارکرد، کاربرد و اثرگذاری آن در جامعه می شود.