فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هر نوع نظام تربیتی که با انسان رابطه دارد، نیازمند نوعی نظریه تربیتی است و بدون آن، تعلیم و تربیت بی پایه و اساس خواهد بود. پدیدارشناسی به عنوان یک دیدگاه فلسفی که در قرن بیستم ظهور کرده است، به جهان و انسان به شیوه ای متفاوت نگاه می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه و کاربرد پدیدارشناسی در تعلیم و تربیت و برنامه درسی است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی و باهدف تبیین و روشنگری مفاهیم و ایده های کاربردی آن در حوزه برنامه درسی صورت گرفته است. از مهمترین نقاط قوت پدیدار شناسی این است که به استقبال تغییر ، کثرت و نواندیشی در همه ابعاد برنامه درسی می رود و در خصوص هرگونه استانداردسازی روش های تعلیم و تربیت در حیطه های مختلف برنامه درسی شامل اهداف ، شرایط و محتوا ها، روشهای آموزشی و ارزشیابی هشدار جدی می دهد. در واقع پدیدارشناسی با اتخاذ روشهای منحصر به فرد این امکان را فراهم می آورد که از طریق ارتباط نزدیک تر و ملموس تر با پدیده های تربیتی، اقدامات مؤثرتری را برای بهبود مجموعه روابط تربیتی در نظامهای آموزشی انجام دهد.
بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دیدگاه متخصصان برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
109 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تعلیم و تربیت، بایستی تربیت انسان های متفکر و خلاق باشد. تفکر انتقادی به عنوان یکی از الگوهای نوین در نظام تربیتی می باشد. هدف مقاله حاضر بررسی کیفی موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دید متخصصان برنامه درسی با می باشد. گرایش مورد نظر در پژوهش کیفی نظریه زمینه ای (Gt) و جامعه مورد بررسی در بخش کیفی متخصصان برنامه درسی شاغل در آموزش و پرورش که بر دوره متوسطه اشراف دارند، می باشند که از این جامعه با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع 18متخصص برنامه درسی به عنوان موردهای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق بودند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند. نتایج پژوهش کیفی بیانگر آنند که مقولاتی مانند سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه و شرایط موجود در زمینه تربیت معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس از موانع تفکر انتقادی می باشند.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی بود. در این پژوهش، روش های تحلیل محتوای کیفی، روش اسنادی و روش توصیفی-استنتاجی مورد استفاده قرارگرفت. نمونه مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 9 متخصص رشته برنامه درسی و 45 منبع در رابطه با برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان و تحلیل کیفی متون بود. داده های بدست آمده از مصاحبه ها و منابع متنی با روش کدگذار قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش، ویژگی های عناصر برنامه درسی مبتنی بر شایستگی را به ترتیب برای هدف، محتوا و فعالیت های یادگیری، روش و ارزشیابی بدست داد و الگوی اولیه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی طراحی شد. همچنین فرایند، مراحل و چگونگی ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، منتج از پژوهش های پیشین در رابطه با موضوع بود. الگوی مذکور پس از اعتباریابی توسط متخصصان و صاحب نظران و اعمال تعدیل ها، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی مورد استفاده قرار گیرد.
ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش انجام شد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و رویکرد آن نیز کاربردی است. از میان همه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شاهد (1300 نفر) 297 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده های حاصل نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد وضعیت محتوای برنامه درسی (14/3) در حد متوسط، شیوه های تدریس (61/3) و روش های ارزشیابی (28/3) کمتر از حد متوسط است. از این رو توجه به راهکارهایی مانند 1- بازنگری و به روز کردن محتوا. 2- برقراری ارتباط عمودی و افقی بین محتوا. 3- استفاده اساتید از شیوه های جدید تدریس. 4- بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی. 5- استفاده از روش خود ارزشیابی. 6- ترغیب دانشجویان به انجام کارهای پژوهشی، می تواند کیفیت بخش برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی باشد.
تحلیل مقایسه ای هژمونی فرهنگی در برنامه درسی پنهان متون بین المللی آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقایسه ای متون آموزش زبان انگلیسی در مؤسسات آموزشی که عموماً توسط ناشران امریکایی و اروپایی در جهان به چاپ می رسد، هدف اصلی این مقاله است. زیرا متون آموزشی یکی از اثر بخش ترین عناصر تربیتی اثرگذار بر نگرش های دانش آموزان نسبت به سایر کشورها است که لازم است از نظر تأثیر و تأثر آنها مورد بررسی قرار گیرد. یکی از مفاهیمی که می تواند مبنای چنین تحلیلی قرار گیرد مفهوم هژمونی فرهنگی است که در آن یک گفتمان سعی می کند با طرد و حذف سایر گفتمان های رغیب بر آنها چیره شود. بر این مبنا ابتدا با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای ریزمؤلفه های هژمونی فرهنگی، جهت تحلیل در متون آموزشی بر اساس نظر صاحب نظران استخراج گردید و سپس محتوای کتاب های پر کاربرد آمورش زبان انگلیسی در آموزشگاه ها از نظر مؤلفه های هژمونی فرهنگی مورد تحلیل قرار گرفت. مطالعه اسناد پیرامون هژمونی فرهنگی و داده های حاصل از تحلیل محتوای متون این کتاب ها حاکی از آن بود که برخی کتاب های آموزش زبان انگلیسی رایج در مؤسسات آموزش زبان انگلیسی، مانند کتاب های سری امریکن فایل اینگلیش نسبت به سایر کتاب ها به شدت هژمونیک بوده و مجموعه کتاب های آموزشی اکتیو اسکیلز اگر چه در تحلیل هژمونیک بودند، اما بار هژمونیک کمتری داشتند.
برنامه درسی و تفکر انتقادی: مطالعه تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
127 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد در ارتباط با مفهوم تفکر انتقادی در برنامه درسی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و روش پژوهش پدیدارنگاری است. جهت جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 15 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و فرایند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده های بدست آمده از این مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و منتخب تجزیه و تحلیل شدند و ضمن ترسیم افق های درونی و بیرونی، در نهایت فضای نتیجه تحقیق حاصل گردید. نتایج بیانگر پنج طبقه توصیفی است که عبارتند از: ماهیت تفکر انتقادی، فرایند یاددهی- یادگیری تفکر انتقادی، خصوصیات آموزش دهنده و آموزش گیرنده تفکر انتقادی، نتایج استفاده از آموزش تفکر انتقادی و عناصر لازم در برنامه درسی، آموزش تفکر انتقادی. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که با فراهم آوردن زمینه های لازم مانند غیر متمرکز کردن ساختار آموزشی و توجه به رشد شناختی فراگیران؛ فراهم نمودن زمینه برای رشد گونه های آموزش یادگیرنده محور و مساله محور می توان تفکر انتقادی را آموزش داد. در این فرایند لازمه ی یک استاد (مدرس) ویژگی های مانند، انتقاد پذیر بودن، احترام گذاشتن به نظر دانشجو و سعه صدر، و ویژگی های یک دانشجو(یادگیرنده)، کنجکاوی و پرسشگری است که با ایجاد یک جوی توأم با همکاری و همدلی می توان تفکر انتقادی را در فراگیران بوجود آورد.
تعیین سهم پیش پراکندگی رویکردهای برنامه درسی در گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت گرایش به تفکر نقادانه در حوزة علوم انسانی، پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم رویکردهای برنامة درسی دانشجویان علوم انسانی در میزان تمایل آنان به تفکر انتقادی صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعة آماری، تمامی دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 92-91 بوده اند. تعداد 366 نفر از این دانشجویان طبق جدول کرجسی و مورگان و به شیوة نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و پرسش نامه های گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) و رویکردهای برنامة درسی ارنشتاین و هانکینز (2009) را تکمیل کردند. داده های حاصل نیز با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. از بین رویکردهای شش گانه، رویکردهای رفتاری، سیستمی، مدیریتی و علمی قادر به پیش بینی تفکر انتقادی دانشجویان نبوده اند (05/0p>)؛ درحالی که دو رویکرد دیگر، یعنی رویکرد انسان گرایی و نومفهوم گرایی قادر به پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان علوم انسانی بوده و رویکرد نومفهوم گرایی، بیشترین میزان پیش بینی کنندگی را به خود اختصاص داده است (000/0p= ، 54/14=(1،364)F). با عنایت به نقش رویکردهای انسان گرایی و نومفهوم گرایی در توسعة گرایش به تفکر انتقادی، حرکت علوم انسانی به سمت رویکردهای غیر فنی در جهت تحول برنامه های درسی این حوزه پیشنهاد می گردد.
تحلیل موانع هوشمندسازی مدارس در مرحله اجرا بر اساس نظریه های نوآوری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۲
153 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل موانع توسعه مدارس هوشمند دوره اول متوسطه شهرستان صحنه با توجه به ویژگی های اجرای نوآوری آموزشی بود. هوشمندسازی برنامه نوآورانه آموزشی است که در راستای تلفیق فاوا با برنامه درسی مدارس صورت می گیرد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن از نوع پدیدار شناسی است. مشارکت کنندگان آن آگاهان کلیدی شامل دبیر، مدیر و معاونین فناوری هستند که بر اساس نمونه گیری هدفمند 21 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و مبنای کفایت نمونه اشباع نظری بود. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش پنج مرحله ای اسمیت تحلیل شدند. جهت اطمینان از صحت داده ها از معیارهای موثق بودن، تأیید پذیری، قابلیت اعتماد و انتقال پذیری استفاده گردید. یافته ها نشان داد؛ اجرای برنامه هوشمندسازی مدارس در شهرستان صحنه با موانعی مانند ضعف دانش دبیران، عدم باور به استفاده سازنده گرایانه از رایانه، ضعف مهارت و خودکارآمدی در کاربرد فناوری ها، مقاومت معلمان و مدیران در برابر نوآوری، نارسایی در پشتیبانی های فنی و آموزشی، عدم انطباق ساختارهای آموزشی با تلفیق فناوری ها، عدم استفاده از ظرفیت های اولیاء ، ضعف فرهنگ استفاده از فناوری و مدیریت غیرپاسخگو روبروست.
تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه ها ی درسی مطابق با برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
143 - 170
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، سه مدل برای تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در برنامه های درسی ارائه می گردد که با توجه به نتایج حاصل از مطالعه تطبیقی، تحلیل متن سند برنامه درسی ملی ایران و مصاحبه با متخصصان حوزه های برنامه درسی و فناوری اطلاعات و ارتباطات، استخراج شده اند. دو مدل اول مبتنی بر مطالعات تطبیقی به عمل آمده از چهار کشور انگلستان، آلمان، مالزی و ترکیه می باشند که الگویی مشابه با مدل دانه تسبیحی فوگارتی از آن ها استخراج شده است. در این دو مدل ، نقش فاوا به عنوان ابزاری صرف به منظور تقویت و تسهیل فرآیند آموزش دیده شده است که از آن تحت عنوان کارکرد اول فاوا یاد می گردد. تفاوت دو مدل مذکور در این است که در اولی، فاوا به عنوان موضوعی مستقل در برنامه درسی دیده نشده، در حالی که در دومی فاوا به عنوان موضوعی مستقل در برنامه درسی جای داده شده است. مدل سوم با تمرکز و تأکید بر برنامه درسی ملی، طراحی شده است و تلفیقی از سه مدل دانه تسبیحی، تنیده و آشیانه ای فوگارتی است که در آن فاوا علاوه بر کارکرد اول، کارکرد دومی را نیز عهده دار است و این کارکرد در جهت ایجاد و توسعه شایستگی های پایه در پنج عنصر ذکر شده در برنامه درسی ملی (تعقل، ایمان، اخلاق، علم، و عمل) در چهار عرصه ی (خدا، خود، خلق، و خلقت) می باشد. به دلیل این که مدل سوم مبتنی بر الگوی هدف گذاری برنامه درسی ملی می باشد، به خوبی می تواند به عنوان مدلی کامل و مطلوب در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران پیاده سازی شود.
بازنگری تجربه بین المللی تلفیق در برنامه درسی دندانپزشکی (مبتنی بر نیازهای جامعه) و چگونگی کاربرد آن در ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
56 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تجربیات تلفیق در برنامه درسی دوره دندانپزشکی عمومی در قرن بیست و یکم در دانشگاه های معتبر جهان و بهره گیری از آن برای بازنگری برنامه درسی در ایران است. روش پژوهش، کیفی از نوع تحقیق تاریخی است. ابتدا با مطالعات کتابخانه-ای و با تحلیل و تفسیر اطلاعات، انواع تلفیق در برنامه درسی دندانپزشکی برخی از دانشگاههای معتبر جهان بررسی وسپس تصویری از وضعیت ایران ارائه شد. در نهایت، راه های استفاده از تجربه جهانی برای بهسازی برنامه های درسی دوره دندانپزشکی ایران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد دو نوع تلفیق در برنامه های درسی دوره دندانپزشکی طی دهه اول قرن بیست ویکم اعمال شده است: تلفیق افقی و تلفیق عمودی. به لحاظ تعداد، موارد اعمال تلفیق عمودی دارای تعداد بیشتری است. مزایای تلفیق در دوره طولانی شش-ساله دندانپزشکی، بسیار قابل توجه می باشد. این مزایا از نگاه آموزشی به سهولت یادگیری، استمرار یادداری، سرعت یادآوری و دقت بکارگیری مربوط هستند که هر یک از آنها برای بازنگری برنامه های درسی این رشته کافی می باشند. علاوه بر این،اینگونه دلایل تجربی به همراه فشار همسویی با برنامه های جهانی و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و انطباق با شرایط بازار کار، سبب شده است بازنگری برنامه های درسی بر اساس معیارهای تلفیق، امری ضروری و ناگزیر جلوه کند
هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی : مطالعه پدیدارشناختی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر هویت حرفه ای را از منظر تجارب مشترک بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی در دانشگاه های کشور بررسی کرده است. هدف پژوهش، فراهم کردن فضائی برای شنیده شدن داستانهایی است که آنها از هویت حرفه ای شان درک و تجربه کرده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی که مشغول تحصیل هستند و با رشته برنامه درسی آشنایی کامل دارند، می باشد. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از دانشکده های علوم تربیتی انتخاب شدند. به این منظور مصاحبه های نیمه سازمان یافته با 18 نفر از آنان انجام شد و جهت اطمینان از اعتبار، دقت و صحت داده ها ، ضمن بررسی و تایید سوالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر، از روشهای مقایسه مکرر داده ها و معادل سازی تا اشباع داده ها استفاده شد. داده ها با روش پیشنهادی اسمیت ( 1995)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 4 مقوله اصلی 1- نقش فردی 2- پذیرش اجتماعی 3-ساختار رشته 4- هویت بخشی به رشته از این داده ها شناسائی شدند که هر کدام دارای چندین مضمون فرعی می باشند. باز تعریف نقش برنامه ریز درسی، حدود و ثغور رشته، نقش معلم و تمرکز زدایی در برنامه درسی چند عامل از مجموعه عوامل استتنتاجی از این پژوهش هستند که در کسب هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی بر آنها تاکید شده است
تحلیل محتوای آموزشی علم و فناوری نانو 12-K در استرالیا و ایالات متحده آمریکا با تمرکز بر راهبردهای یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مطالعه راهبردهای یاددهی-یادگیری استخراج شده از متون آموزشی علم و فناوری نانو کشورهای پیشرو به منظور بررسی ارتباط نوع راهبرد با موضوع درس، دوره تحصیلی و همچنین مقایسه ی راهبردهای استخراج شده در نمونه های مورد بررسی بوده است. این پژوهش با روش ترکیبی طرح اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه، کلیه کشورهای پیشرو در زمینه آموزش علم و فناوری نانو در دوره تحصیلی 12-K بوده اند و نمونه ها (ایالات متحده ی آمریکا و استرالیا ) به روش غیر احتمالی- هدفمند انتخاب شدند. ابزار بکارگرفته شده نمون برگ های فیش برداری و جدول های تحلیل محتوا بوده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند راهبردهای یاددهی-یادگیری در نمونه های مورد بررسی از تنوع خوبی برخوردار بوده، به گونه ای که از بیست و چهار راهبرد متداول در آموزش علوم تجربی، در ایالات متحده آمریکا، نوزده و در استرالیا، بیست و یک راهبرد متفاوت از متون آموزشی علم و فناوری نانو استخراج گردیدند. نتایج نشان دادند که راهبردهای استخراج شده با موضوع درس و دوره تحصیلی ارتباط تنگاتنگی داشته اند به عنوان مثال در آموزشِ موضوع کاربرد علم و فناوری نانو، راهبردِ آزمایشگاه در آمریکا و راهبردِ چند رسانه ای در استرالیا بیشترین فراوانی را داشته است و همچنین در ایالات متحده ی آمریکا، راهبرد کشفی در دوره ابتدایی و راهبرد آزمایشگاه در دوره متوسطه بالاترین فراوانی را نشان داده اند. با نتیجه گیری از تحلیل مقایسه ای بین دو نمونه مورد مطالعه، مشخص گردید که علاوه بر موضوع درس و دوره تحصیلی، عواملی چون امکانات، الویت ها و سیاست گذاری های آموزشی نیز بر انتخاب راهبردهای یاددهی-یادگیری آموزش علم و فناوری نانو اثر گذار بوده اند.
چارچوبی برای طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی «کار و فناوری» (با تأکید بر دوره متوسطه اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
33 - 60
حوزههای تخصصی:
در بیشتر کشورها، در دوره آموزش عمومی، حوزه ای از یادگیری با هدف تربیت فناورانه تعریف شده است. این حوزه در گذشته از الگوی آموزش های حرفه ای و فنی پیروی می کرد. در دهه آخر قرن بیستم این الگو تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه به سمت آموزش فناوری نوین تغییر جهت داد. با توجه به تأکید بر تربیت فناورانه در سند چشم انداز بیست ساله، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی، این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی برای برنامه ریزی درسی در درس کار و فناوری، به تحلیل اسناد، ادبیات پژوهشی و منابع برنامه های درسی آموزش فناوری در سطح جهانی پرداخته است. نتیجه این بررسی نشان دهنده توجه به سواد فناوری برای زندگی در قرن بیست و یکم به عنوان چشم انداز است که ایجاد درک فناورانه، توانایی استفاده و ارزیابی فناوری هدف های اصلی آن محسوب می شود. برنامه درسی کار و فناوری می تواند شامل اهداف متنوعی در برنامه درسی مطابق با دیدگاه؛ دیسیپلینی، شایستگی – محور، فرایند شناختی، ارتباط شخصی بازسازگرایی باشد که در قالب «واحد» برای تدریس آماده می شود. در این چارچوب منبع محتوا از تحلیل های سیستمی به دست می آید و در بردارنده ابعاد سه گانه مفهوم جامع فناوری؛ دانش، فرایند و زمینه است. همچنین روش تدریس با طبیعت روش هایی که مهندسان و فناوران بکار می گیرند متناسب است و سنجش دانش آموزان نیز بازتابی از روش تدریس و ماهیت فناوری خواهد بود.
ارزشیابی کیفیت درونی برنامه درسی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت درونی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. در این راستا چهار عنصر اصلی برنامه درسی شامل (اهداف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) مورد ارزشیابی قرار گرفته اند. روش مورد استفاده در این پژوهش روش ترکیبی (کیفی- کمی ) است، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و اساتید دروس عمومی در این دانشگاه ها می باشد. حجم نمونه شامل 20 نفر از اساتید و 384 نفر دانشجو که بر اساس مدل مورگان انتخاب شده اند، در تحلیل داده های تحقیق از روش تجزیه و تحلیل کیفی(تجزیه و تحلیل توصیفی)، روش آماری توصیفی شامل(میانگین،توزیع فروانی و انحراف استاندارد) ، آماراستنباطی از (آزمون t برای دو گروه مستقل) جهت مقایسه نظرات اساتید و دانشجویان مورد استفاده قرار گرفته است.یافته های پژوهش بیانگر نظر موافق اکثریت دانشجویان مورد مطالعه، نسبت به عناصر برنامه درسی دروس عمومی است، پاسخ های ابراز شده در پرسشنامه محقق ساخته، نشانگر آن است که وضعیت موجود دروس عمومی از لحاظ عناصری همچون اهداف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی موجود درسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، در مورد عنصر هدف موجود دروس عمومی دیدگاه دانشجویان بر سطح متوسط و دیدگاه اساتید بر سطح مطلوب دلالت دارد.
ارائه مدل مفهومی طراحی آموزشی مبتنی بر شبکه های اجتماعی (IDMSN) و اعتبارسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
7 - 32
حوزههای تخصصی:
طراحی آموزشی قلب هر فعالیت آموزشی است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی طراحی آموزشی مبتنی بر شبکه های اجتماعی ([1]IDMSN) اجرا گردیده است. بدین منظور، پس از بررسی و مطالعه سیستماتیک پیشینه پژوهشی در رابطه با مدل های طراحی آموزشی ساختن گرایانه و همچنین استفاده از شبکه های اجتماعی در آموزش، مدل اولیه مبتنی بر مبانی نظری طراحی شد. در مرحله بعد، نه نفر از متخصصین حوزه طراحی و تکنولوژی آموزشی با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب و مدل فرضی اولیه را مورد نقد و بررسی قرار دادند. طبق نظر متخصصین طراحی آموزشی، که در این پژوهش حضور داشتند و از باتجربه ترین متخصصین این حوزه در داخل کشور هستند، مدل IDMSN، دارای ثبات درونی (t=4.438 و p=0.002)، روشن (t=2.828 و p=0.022)، هماهنگ با اصول ساختن گرایانه (t=6.00 و p=0.0)، ساده (t=10.00 و p=0.0)، سودمند (t=4.438 و p=0.002)، جامع (t=2.294 و p=0.50) و بهینه (t=2.828 و p=0.020) است اما قابلیت اجرا در آموزش عالی ایران را ندارد (t=1.512 و p=0.169) و اجرای آن در آموزش عالی ایران منوط به اعمال تغییراتی خارج از مدل است (مانند آمادگی برای تغیر، آشنایی اساتید با ابزارهای وب 2 و روش های تعلیم و تربیت مبتنی بر آن ها و ...) پژوهشگران با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر، تجربیات عملی و پیشینه پژوهشی، علاوه بر ارائه مدل مفهومی طراحی آموزشی مبتنی بر شبکه های اجتماعی، پیشنهادهایی جهت قابل اجرا کردن این مدل در آموزش عالی ایران مطرح کرده اند.
بررسی و مقایسه سند برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی ایران با زیر نظام برنامه درسی در مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی.
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
107 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقادانه برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی ایران باتوجه به ملاکهای برگرفته از زیرنظام برنامه درسی در مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی بوده است. رویکرد پژوهش عمدتا کیفی و از نوع استنتاج قیاسی مبتنی بر تحلیل اسنادی در قالب پژوهش ارزشیابی است. مقایسه های انجام شده در مورد برنامه درسی ملی تدوین شده باتوجه به ملاک های مورد نظر در قالب شش مولفه تشکیل دهنده 1- هدفها و دیگر عناصر اصلی برنامه درسی، 2- برداشتها و مفهوم سازی ها از برنامه درسی ملی، 3- الزاماتِ قبلی، زمینه سازی ها، شرایط پذیرش، 4- ویژگی های ساختاری و اجرایی، 5- توجه به برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه و روند های نوآورانه، و 6- توجه به حوزه دیدگاه های برنامه درسی، به قصدِ مقایسه و ارزیابی برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد در سند برنامه درسی ملی تدوین شده برداشتی تا حدود زیادی آرمان گرایانه تر با ویژگی های گسترده تجویزی با حضور قوی یک استیلای عقیدتی( مذهبی شیعی)، و نظام آموزشی با تاکید بر سازوکار نظم دهنده دینی، بخصوص در بخش«چشم انداز» دیده می شود. ایجاد بستر مناسب برای پژوهشگری معلم و مدرسه، پرهیز از رویکرد های خطی و تجویزی، و بازآفرینی فرهنگ مدرسه در سند برنامه درسی ملی چندان مورد توجه نیست و این سند نقش مستقلی برای مدرسه در برنامه ریزی درسی، نوآوری در روند های آموزشی باتوجه به مقتضیات مدرسه و محیط آموزشی چندان قائل نمی شود.
اثربخشی آموزش مهارت های خودمدیریتی بر از خودبیگانگی تحصیلی، تعلل ورزی تحصیلی و زورگویی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: ازخودبیگانگی، تعلل ورزی و زورگویی یکی از مشکلات در حال افزایش در بسیاری از مدارس می باشد. هدف این تحقیق اثربخشی آموزش مهارت های خودمدیریتی بر ازخودبیگانگی تحصیلی، تعلل ورزی و زورگویی دانش آموزان دوره متوسط بود. روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1396-1395 بودند که از این جامعه تعداد 60 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه زورگویی (الویوس)، مقیاس تعلل ورزی (سولومون و راثبلوم)، پرسشنامه از خودبیگانگی جانسون و برنامه آموزش مهارت های خودمدیریتی بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار Spss تجزیه و تحلیل گردید.
بررسی تطبیقی برنامه درسی آموزش انشا در دوره متوسطه آلمان و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۱
99 - 128
حوزههای تخصصی:
امروزه در اغلب نظام های برنامه ریزی درسی جهان، مقوله آموزش انشانویسی از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این مقاله، شناسایی، توصیف و مقایسه عناصر و مؤلفه های آموزش انشانویسی در برنامه درسی زبان آموزی آلمان و ایران است. روش تحقیق تحلیلی استنادی بوده و اطلاعات بر اساس مراحل تطبیق جرج بردی جمع آوری و طبقه بندی شده است. نتیجه مطالعه نشان می دهد که آموزش انشا در آلمان هم در برنامه درسی زبان آلمانی و هم در سایر برنامه های درسی مانند مطالعات اجتماعی، زیست، ریاضی، علوم، هنر و مهارت های زندگی به صورت یک مهارت تلفیقی ارائه می شود در حالی که در ایران مهارت انشا تنها در برنامه درسی زبان فارسی به صورت تفکیکی درون رشته ای و بدون ارتیاط با سایر برنامه های درسی آموزش داده می شود. همچنین، در آلمان بر خلاف ایران آموزش انشا برای معلمان و دانش آموزان و حتی اولیا یک ضرورت آموزشی محسوب می شود و تسلط بر مهارت انشا و نویسندگی دارای منزلت فرهنگی، اجتماعی و شغلی است و هدف اصلی معلمان آلمانی، بها دادن به توانمندی دانش آموزان در تولید متن و به کارگیری آن در زندگی می باشد و در درس انشا نمره مستقلی در کارنامه ثبت نمی شود.
تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی، ملی و بومی برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
41 - 55
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به برداشته شدن مرزها، و پیدایش فرهنگ های متفاوت در کنار یکدیگر، ضرورت تدوین یک برنامه درسی منسجم مستلزم توجه به فرهنگی های متنوع و متکثر موجود در جامعه می باشد. در این میان بدیهی است که نظام تعلیم و تربیت هر جامعه ای برای زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها و همچنین زیست مسالمت آمیز آنها در کنار یکدیگر باید بر یک برنامه درسی چند فرهنگی تاکید کند، اما این گستردگی فرهنگی علاوه بر در نظر گرفتن خرده فرهنگ های بومی لزوم توجه به فرهنگ های ملی و فرا ملی را نیز بیش از پیش ضروری می سازد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی برنامه درسی، هویت ملی برنامه درسی و هویت بومی برنامه درسی است. پژوهش حاضر از نوع کیفی به شمار می رود، که با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار برنامه درسی چند فرهنگی به سه لایه هویتی برنامه درسی وابسته است، که در بالاترین سطح این لایه هویت بین المللی برنامه درسی قرار دارد، که ضمن در بر گرفتن لایه هویت ملی برنامه درسی، لایه هویت بومی برنامه درسی نیز در هسته مرکزی آن جای گرفته است.
نقد و بررسی نظریه «معلمان به عنوان روشنفکران تحول آفرین» در منظر هنری ژیرو
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
100 - 120
حوزههای تخصصی:
هنری ژیرو(به عنوان یکی از مهم ترین متفکران جهانی تعلیم و تربیت) معلمان را روشنفکران تحول آفرین می داند و معتقد است که معلمان دارای نقش سیاسی و اخلاقی مهمی هستند و وظیفه دارند تا برای تحقق دموکراسی و جامعه مدنی پویا تلاش کنند. آن ها باید اهداف، محتوا، روش ها و فناوری های تدریس را به سوال بکشند و با نگاهی انتقادی به آن بنگرند. معلمان باید پدیده های اجتماعی را در سطح جهانی به انتقاد بگذارند و علایق و ایدئولوژی های زیرین آن را کشف کنند. آنها باید با پرورش دانش آموزان به عنوان شهروندان انتقادی، زمینه را برای تحقق دموکراسی واقعی مهیا سازند. این یکی از رسالتهای مهم معلم در مقابله با گسترش فرهنگ نظام سلطه و پدیده هایی مانند مصرف گرایی است. ژیرو معتقد است که معلمان یکی از منابع مقاومت در برابر بازتولید نظام سلطه در تعلیم و تربیت هستند و می توانند با ایجاد آگاهی عمومی، نظام سلطه را به نقد بکشند. معلمان همچنین باید از مطالعات فرهنگی و سواد سیاسی غنی برخوردار باشند و تفاوت ها فرهنگی را مطالعه کنند و در کلاس خود به آن توجه کنند. آن ها باید فرصتی برای همه دانش آموزان ایجاد کنند تا بتوانند فرهنگ و تاریخ بومی خود را در کلاس درس به گفت و گو بگذارند و از این طریق تدریس را به زندگی و فرهنگ خود ارتباط دهند. معلمان در نقش روشنفکران تحول آفرین، در خارج از مدرسه هم به ایجاد یک عدالت اجتماعی و مقاومت دربرابر روابط نابرابر قدرت متعهد می شوند و در ارتباط با سایر کارگزاران فرهنگی و منتقدین، در این راه تلاش می کنند.ا