فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۵۰۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف تحلیل و بازتعریف نقش های معلم در چارچوب دانش آموزش محتوا (PCK) با تأکید ویژه بر مهارت بازخورد انجام شده است. هدف اصلی، ارائه مدلی جامع و عملیاتی برای نقش های معلم است که بتواند تدریس اثربخش، یادگیری عمیق، و بهبود تعاملات عاطفی و شناختی در کلاس درس را تسهیل کند. روش ها : این مطالعه با رویکرد کیفی، از نوع سنتزپژوهی بوده و به تحلیل ادبیات پژوهشی موجود پرداخته است. در گام نخست، 47 مقاله مرتبط که بین سال های 2007 تا 2024 منتشر شده بودند، با معیارهایی نظیر ذکر کلیدواژه بازخورد، ارتباط با حوزه آموزش، و دسترسی به متن کامل انتخاب شدند. پس از غربالگری، 33 مقاله برای تحلیل عمیق تر مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل ها بر اساس چارچوب PCK و تمرکز بر نقش های کلیدی معلمان در فرایند یاددهی-یادگیری انجام شد. یافته ها: یافته ها همچنین نشان داد که بازخورد مؤثّر نه تنها به اصلاح عملکرد دانش آموزان کمک می کند؛ بلکه تفکر انتقادی، خودتنظیمی و اعتمادبه نفس آنان را تقویت کرده و محیطی حمایتی برای یادگیری فراهم می آورد. نتیجه گیری: مطالعات نشان داد که نقش های معلم تحت عنوان تحلیل گر شرایط یادگیری، طراح و تنظیم گر محتوای آموزشی، تسهیل گر یادگیری و حل مسئله، و بازخورددهنده است. این نقش ها در چارچوب چرخه ای با محوریت بازخورد قرار می گیرند. این چرخه منجر به ارتقای کیفیت یادگیری می شود.
رابطۀ اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی استادان دانشگاه فرهنگیان با کیفیت آموزشی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف، ارتباط اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی اساتید با کیفیت آموزشی دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش ها : روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری به صورت مطالعه موردی استادان و دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 300 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها پرسش نامه اخلاق حرفه ای، تعهد سازمانی و کیفیت آموزشی بود. روایی پرسش نامه ها بر اساس نظر متخصصان و پایایی آن ها با استناد به ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با آزمون های T تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل واریانس چندگانه صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین اخلاق حرفه ای، تعهد سازمانی و کیفیت آموزشی اساتید دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه بالاتر از حد متوسط است. همچنین بین اخلاق حرفه ای، تعهد سازمانی و کیفیت آموزشی اساتید دانشگاه رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: باتوجه به این که اخلاق حرفه ای اساتید و مؤلّفه های آن نقش معنی داری در پیش بینی تعهد سازمانی و کیفیت آموزشی دانشگاه دارند؛ لذا اساتید دانشگاه با ارتقای اخلاق حرفه ای، خود را متعهد می دانند که در راستای اهداف سازمان عمل کنند و این امر منجر به ارتقای کیفیت آموزش خواهد شد.
بررسی میزان احساس تعلق به مدرسه در بین دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی به منزلۀ نشاط ذهنی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: دانش آموزان افغان که بخش قابل توجهی از مهاجران در ایران را تشکیل می دهند در جایگاه یک شهروند مهاجر دارای حقوق و مسئولیت هایی هستند. یکی از حقوق آن ها، حق تحصیل در مدارس است. احساس تعلق به مدرسه، عنصری حیاتی در رشد و شکوفایی دانش آموزان محسوب می شود و فقدان آن می تواند پیامدهای منفی متعددی به دنبال داشته باشد. این موضوع برای دانش آموزان مهاجر، به ویژه دانش آموزان افغان که ممکن است با چالش های فرهنگی، زبانی و اجتماعی بیشتری روبرو باشند، اهمیتی دوچندان پیدا می کند. در این پژوهش ما به دنبال بررسی این احساس در میان دانش آموزان افغان هستیم. روش ها : برای انجام این پژوهش از روش پژوهش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی شهرستان پاکدشت بوده اند که 264 نفر از آنان به صورت تصادفی برای حجم نمونه انتخاب شده اند. برای بررسی میزان احساس تعلق دانش آموزان افغان از پرسشنامه حس تعلق بری و همکاران استفاده کرده ایم. پرسشنامه ها در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و بعد از جمع آوری، داده ها با استفاده از نرم افزار 21 spss و از طریق آمارهای توصیفی تک متغیره مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: داده های به دست آمده حاکی از آن است که به طور کلی احساس تعلق خوبی در بین دانش آموزان افغان به مدرسه وجود دارد. دامنه نمرات 57 نشان می دهد که تفاوت های قابل توجهی در احساس تعلق بین دانش آموزان وجود دارد. انحراف معیار 03/12 نشان دهنده پراکندگی مناسب این احساسات در میان دانش آموزان است. اما در مؤلّفه مشارکت علمی داده های به دست آمده حاکی از آن است که دانش آموزان ممکن است نسبت به تحصیل و مشارکت در فعالیت های علمی رغبت کمی داشته باشند. نتیجه گیری: احساس تعلق مثبت در بین دانش آموزان افغان دیده می شود. اما می توان اقدامات مختلفی را برای بهبود وضعیت احساس تعلق به مدرسه و مشارکت دانش آموزان طراحی کرد. این اقدامات باید شامل برنامه های آموزشی برای معلمان، فعالیت های تشویقی برای دانش آموزان، و ایجاد فضایی عادلانه و محترم در مدرسه باشد. فضای عادلانه محیطی است که در آن همه دانش آموزان، فارغ از تفاوت هایشان، به فرصت های برابر آموزشی و حمایتی دسترسی داشته باشند. این فضا، زمینه را برای شکوفایی و موفقیت همگانی فراهم می کند.
الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی: رویکرد نظریه برپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده در نظام آموزش عالی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان درزمینهبرنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و مهندسی کامپیوتر که تجربه تألیف و پژوهش علمی در زمینه هوش مصنوعی داشتند، بود، که با شیوه نمونه گیری هدفمند و از نوع ملاک محور، 19 نفر برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. به منظور اعتبارسنجی و تأمین روایی و پایایی یافته های پژوهشی از معیارهای چهارگانه لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست مفهوم محوری بود، که با توجه به مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین (2008) در قالب، پدیده محوری پژوهش (تحلیل داده محور مبتنی بر هوش مصنوعی در طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی)، شرایط علی (ضعف استاندارد، ارزشیابی سنتی، پیچیدگی و حجم داده ارزشیابی و لزوم بین المللی سازی طراحی و تدوین برنامه های درسی)، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها سازمان دهی شد. در انتها بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، با استفاده از فراهم سازی بسترسازی در ابعاد مذکور، جهت کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای برنامه ریزی درسی در آموزش عالی توجه شود.
طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تفکر خلاق در درس ریاضی پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
35 - 60
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تفکر خلاق برای درس ریاضی پایه ششم ابتدایی انجام شد. جامعه پژوهشی شامل اسناد علمی معتبر مرتبط با موضوع بود و داده ها با استفاده از الگوی هفت مرحله ای هورد (1983) و روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. منطق این برنامه بر خلاقیت، تفکر سطح بالا، عدالت آموزشی و پیوند بین نظریه و عمل تمرکز دارد. اهداف شامل پرورش خلاقیت ریاضی، بهبود عملکرد، افزایش مهارت های حل مسئله و کاهش اضطراب ریاضی است. محتوا به صورت چالش برانگیز و انعطاف پذیر طراحی شده و از روش های یادگیرنده محور مانند یادگیری مشارکتی، تکالیف چالش برانگیز و فعالیت های مرتبط با دنیای واقعی استفاده می کند. معلم نقش راهنما دارد و از فناوری های تعاملی بهره می برد. دانش آموزان بر اساس سبک های فکری، توانایی ها و علایق گروه بندی می شوند. اجرای برنامه فراتر از زمان و فضای کلاسی است و ارزشیابی به صورت مستمر و با روش های متنوع انجام می شود. یافته ها نشان داد که این برنامه درسی با بازتعریف عناصر برنامه درسی، رویکردی نوآورانه و خلاقانه ارائه می دهد.
واکاوی چالش های دانش آموزان در حل مسائل کلامی نسبت و تناسب در پایان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
211 - 240
حوزههای تخصصی:
یادگیری حل مسائل کلامی در مباحث مختلف ریاضیِ دوره ابتدایی به منظور پرورش تفکر منطقی، تقویت درک مطلب و توانایی به کارگیری دانش در موقعیت های واقعی زندگی از اهمیت ویژهای برخوردار است. یکی از مباحث کلیدی در دوره ابتدایی نیز نسبت و تناسب است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های دانش آموزان در حل مسائل کلامی حوزه نسبت و تناسب در پایان دوره ابتدایی، با روش کیفی و مصاحبه مبتنی بر تکلیف انجام شده است. شرکت کنندگان این پژوهش هفت دانش آموز بودند که پایه ششم را به پایان رسانده و به صورت داوطلبانه به پنج تکلیف طراحی شده پاسخ دادند. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل محتوای استقرایی داده ها به استخراج ۱۵ زیرمضمون در قالب پنج مضمون اصلی منجر شد که شامل دشواری در خواندن مسئله، عدم استقلال در فرایند حل مسئله، دشواری های درک و پردازش مسئله ، ضعف در عملیات پایه و دشواری های مفهومی در نسبت و تناسب بود. در انتها پیشنهادات مبتنی بریافته های پژوهش در راستای بهبود روش های آموزشی و طراحی برنامه های متناسب با نیازهای واقعی دانش آموزان ارائه شده است.
واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با تاکید بر نقش های جنسیتی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
شناسایی و تبیین شاخصه های رویکرد یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
115 - 150
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی و تبیین مولفه های یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند که 19 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود بازبینی محقق، توصیف غنی داده ها در راستای روایی داده ها و از روش تحلیل موازی و فرایند منظم در ثبت و نوشتن داده ها برای تعیین پایایی داده ها استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که یادگیری تأملیشاخصه های ر وایت گری، یکپارچه سازی تفکر، نقدگرایی، درون نگری، بازآفرینی، گفتمان تحول مدار، عقلانیت گرایی و فرهنگ محیطی، بستری برای تبیین فکورانه برنامه درسی پژوهش محور و معناسازی مطلوب آن فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که در آموزش و اجرای برنامه های درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان رویکرد یادگیری تأملی در توسعه مهارت های کاوشگرانه دانشجویان قرار گیرد تا بتوان معلمانی را پرورش داد که با تحلیل فکورانه مسائل درسی، راهکارهای جدیدی برای بهبود و رفع موانع آموزشی ارائه نمایند.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی: مطالعه ای آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارس سمپاد مهارتی با مأموریت پرورش استعدادهای برتر در حوزه های فنی-حرفه ای، نیازمند الگوهای آموزشی نوین جهت بهره گیری از مزایای آموزش ترکیبی هستند. این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی ویژه دروس مهارتی این مدارس انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از متخصصان آموزش از دور، هنرآموزان و کارشناسان فنی-حرفه ای سمپاد (تا حد اشباع نظری)، مؤلفه های الگو شناسایی شد. داده های کیفی با کدگذاری نظری (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۸) تحلیل گردید. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای مبتنی بر یافته های کیفی طراحی و بین ۲۰۰ نفر از جامعه هدف (هنرآموزان و کارشناسان) توزیع شد. داده های کمّی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. الگوی نهایی شامل ۵ مؤلفه اصلی و ۱۶ زیرمؤلفه است: ۱. پداگوژیک (۴ زیرمؤلفه: طراحی مبتنی بر شایستگی، یادگیری فعال، انعطاف پذیری مسیر یادگیری، تلفیق نظریه های یادگیری). ۲. فناوری (۳ زیرمؤلفه: زیرساخت های پایدار، پلتفرم های تعاملی، دسترسی پذیری). ۳. طراحی رابط و محتوا (۴ زیرمؤلفه: سازماندهی بصری، چندرسانه ای بودن، تطابق با نیاز کارگاهی، استانداردهای تولید محتوا). ۴. ارزشیابی (۳ زیرمؤلفه: تکوینی مستمر، ترکیبی ، معتبرسازی مهارت های عملی). ۵. پشتیبانی و مدیریت (۲ زیرمؤلفه: پشتیبانی فنی-آموزشی، مدیریت منابع و زمان). الگو از برازش مطلوب (SRMR=0.048, NFI=0.92) و پایایی عالی (α>0.8 برای همه سازه ها) برخوردار بود. درنتیجه الگوی طراحی شده، چارچوبی علمی و عملیاتی برای استقرار اثربخش آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی فراهم می کند. توجه همزمان به ابعاد فنی، پداگوژیک و پشتیبانی، کلید موفقیت این الگو است.
تحلیل تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه اول بر اساس چرخه حل مسئله آماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه ی اول ایران بر اساس چرخه حل مسئله آماری است. بدین منظور، تمامی تکالیف پایه دوم تا نهم استخراج و بر اساس چارچوب شش بعدی و مراحل فرایند حل مسئله آماری (تدوین پرسش، جمع آوری، تحلیل و تفسیر داده ها) تحلیل گردید. یافته ها نشان داد بیشتر تکالیف بر مرحله «تحلیل داده» متمرکز بوده و به تدوین پرسش کمتر توجه شده است. توزیع تکالیف یکنواخت نبود؛ به گونه ای که در پایه نهم هیچ تکلیف آماری وجود نداشت و پایه ششم کمترین سهم را داشت. در پایه هفتم نیز با وجود تعداد بالاتر تکالیف، مفاهیم جدیدی ارائه نشد. به طور کلی تکالیف غالباً بسته پاسخ و نیمه واقعی بوده، و انسجام و توازن لازم در مسیر رشد پیچیدگی، تنوع پاسخ و پیوند با زندگی واقعی در پایه های مختلف مشاهده نمی شود. همچنین نشانه ای از بهره گیری از فناوری مشاهده نشد. این یافته ها ضرورت بازنگری در طراحی محتوای درسی را برجسته می سازد.
تصمیم گیری مشارکتی معلمان مدارس: بررسی نقش پیش بینی کننده اعتماد سازمانی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی اعتماد سازمانی به عنوان پیش بینی کننده تصمیم گیری مشارکتی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان گیلانغرب بود. روش ها : روش پژوهش، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ابتدایی مدارس شهرستان گیلانغرب به حجم 466 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 215 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه تصمیم گیری مشارکتی جانگمنس و همکاران (2005) و اعتماد سازمانی کاناواتاناچی و یو (2012) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-22 در دو سطح، توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که همبستگی مثبت و معناداری بین اعتماد سازمانی و مؤلّفه های آن با مشارکت معلمان در تصمیم گیری وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که هر سه مؤلّفه اعتماد سازمانی یعنی اعتماد مبتنی بر شناخت، اعتماد مبتنی بر تأثیر و گرایش به اعتماد، توانایی پیش بینی مشارکت معلمان در تصمیم گیری را دارند. نتیجه گیری: در مجموع با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که اعتماد سازمانی باعث می شود که معلمان در مدرسه از قوانین تعیین شده در مدرسه پیروی کنند، جو آموزشی دوستانه ای ایجاد کنند، از شیوه های منصفانه برخورد با خود اطمینان داشته باشند، و سبک تصمیم گیری مشارکتی که ضامن موفقیت در سیستم آموزشی را اجرایی کنند.
کاربست نظریۀ فرهنگی- اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری در مدارس مقطع ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: هدف از این پژوهش کاربست نظریه فرهنگی اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان مقطع ابتدایی است، روش ها: پژوهش با روش توصیفی و استفاده از منابع اسنادی، اهمیت آموزش مسئولیت پذیری به عنوان یکی از مهارت های اصلی فردی دانش آموزان را بررسی و راهکارهایی را پیشنهاد می دهد. یافته ها : از نظر ویگوتسکی منطقه تقریبی رشد و محیط فرهنگی اجتماعیِ کودک نقش مهمی در توسعه مهارت های فردی او دارد؛ بنابراین پیش نیاز آموزش مسئولیت پذیری به کودکان دبستانی، ارتقای رشد فرهنگی و اجتماعی کادر علمی و اجرایی مدرسه، همچنین دانش آموزان به عنوان گروه هم سالان الگو و معلمان است. در این راه معلمان می توانند برای آموزش مسئولیت پذیری از روش های الگودهی، دادن بازخورد و پاداش، ساماندهی شناختی و پرسش و پاسخ استفاده کنند و در جایگاه تکیه گاه، با ارزیابی منطقه تقریبی رشد دانش آموزان، مهارت مسئولیت پذیری را در قالب تعاملات رفتاری دانش آموز با محیط و همکلاسانش ارزیابی کرده و آموزش های مناسب او را طراحی کنند. نتیجه گیری : برای به نتیجه رسیدن و برنامه ریزی این آموزش ها می توان از راهکارهایی مانند: دادن مسئولیت های ساده و ابتدایی مانند نظافت کلاس، مراقبت از وسایل و مدیریت زمان؛ تا همکاری در پروژه های گروهی و حل مسئله و مشارکت در فعالیت های معلم و اداره کلاس در سالهای آخر تحصیل دانش آموز در مقطع ابتدایی استفاده کرد. در این میان بهره مندی از راهکارهای آموزشی خلاق مانند ایجاد تخته و چرخه مسئولیت پذیری در کلاس، تهیه دفترچه یادداشت مسئولیت پذیری و ... می تواند انگیزه بخش و تسهیلگر امر آموزش باشد.
واکاوی یادگیری در کلاس معکوس: مسیری برای ارتقای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
259 - 280
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف تعیین اثربخشی واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر خودتنظیمی دانش آموزان پسر انجام شد. در این پژوهش، بر اساس نوع گردآوری داده ها، از طرح های نیمه آزمایشی استفاده شد که شامل روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از جامعه دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان های غیر دولتی شهر کرمان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر انتخاب و با استفاده از روش جایگزینی تصادفی، به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1998) بود. یافته های پژوهش در گروه آزمایشی نشان داد که نمرات گروه آزمایش در پس آزمون خودتنظیمی نسبت به پیش آزمون تفاوت محسوسی داشته است اما این تفاوت در گروه کنترل ملاحظه نشد. نتایج کواریانس نشان داد که واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر افزایش خودتنظیمی دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان هوشمند تاثیر معنی دار دارد(001>p). بنابراین پیشنهاد می شود که در محیط کلاس معکوس برای ارتقای خودتنظیمی دانش آموزان از واکاوی یادگیری استفاده شود.
Leveraging artificial intelligence for vocabulary development: Effects on recall and retention in English for specific purposes contexts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
52 - 76
حوزههای تخصصی:
English for Specific Purposes (ESP) education has gained prominence as a specialized field designed to address the distinct linguistic needs of learners. Although AI-enhanced instruction has been investigated within general English language learning, its implementation in ESP contexts particularly concerning vocabulary recall and retention has remained insufficiently explored. This study sought to evaluate the impact of AI-supported instruction on vocabulary recall and retention among Iranian ESP learners. Based on non-random convenience sampling, a total of 48 undergraduate students in an ESP course from a university in a southeastern province in Iran participated in the present quasi-experimental study. The participants were non-randomly assigned into two different groups: an experimental group (n=24) receiving AI-powered vocabulary instruction through Diffit, and a control group (n=24) receiving traditional print-based vocabulary instruction. Data were collected during a twelve-week intervention through AI-powered instruction of ESP vocabulary. To address the research questions, a univariate repeated measures analysis of covariate (ANCOVA) was employed. Findings revealed that AI-enhanced instruction significantly improved vocabulary recall and retention among ESP learners. The results offer robust evidence supporting the efficacy of AI-based instructional approaches in enhancing vocabulary learning outcomes within ESP settings.
بازنمایی ادراک معلمان ابتدایی از مؤلفه ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی در فرایند یاددهی-یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بازنمایی ادراک معلمان ابتدایی از شایستگی ارتباطی در فرایند یاددهی-یادگیری انجام شد. جهت انجام پژوهش از رویکرد کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. میدان پژوهش حاضر همه ی معلمان ابتدایی شاغل در شهرستان پاکدشت استان تهران بود. راهبرد نمونه گیری در پژوهش حاضر نمونه گیری در دسترس و گلوله برفی بود. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند گردآوری شد که در نهایت با پانزده معلم دوره ی ابتدایی مصاحبه شد. یافتهها نشان دهنده پنج مؤلفه اصلی شامل مهارت های ارتباطی تخصصی در فرایند یاددهی-یادگیری، ایجاد خودباوری، القای حس ارزشمندی، اثرگذاری و مهارت های عاطفی در فرایند یاددهی-یادگیری است. یافته ها بیانگر آن است که شایستگی ارتباطی معلمان، همچون یک سازه چندبعدی پویا، از مجموعه ای یکپارچه و درهم تنیده از مؤلفه های نامبرده تشکیل شده است، با توجه به بافت خاص فرهنگی-اجتماعی شرایط آموزشی معنا می یابد. یافتهها بر اهمیت بومی سازی و توجه ویژه به بعد فرهنگی-اجتماعی در توسعه مدل های شایستگی ارتباطی را برجسته می سازد و بر ضرورت طراحی مداخلات آموزشی هدفمند مبتنی بر نشانگرهای ذکر شده تأکید می کند.
مطالعه موردی برنامه درسی سنگاپور به منظور تبیین چگونگی کاربست رویکرد کاوشگری در تدوین حوزه های یادگیری برنامه درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
151 - 178
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی سنگاپور، رویکرد کاوشگری را به عنوان راهبرد آموزش در قرن 21 به کار گرفته است. هدف این مقاله، توصیف نحوه کاربست رویکرد کاوشگری در برنامه درسی مکتوب سنگاپور به منظور ارائه پشتوانه علمی لازم برای سیاستگذاران در حوزه برنامه ریزی درسی بود. روش این پژوهش، مورد پژوهی کیفی و گروه هدف (جامعه) راهنماهای برنامه درسی حوزه های مختلف یادگیری کشور سنگاپور بود. برای اطمینان از روایی داده ها از سه روش بازبینی توسط همکار، ممیز بیرونی و توصیف غنی استفاده شد. پایایی داده ها نیز با استفاده از توافق بین دو کدگذار تایید شد. یافته ها نشان داد که در حوزه های یادگیری زبان انگلیسی؛ ریاضیات و علوم تجربی؛ هنر؛ مطالعات اجتماعی؛ و تربیت منش و شهروندی به ترتیب کاوشگری گفت وشنودی؛ کاوشگری علمی؛ کاوشگری زیبایی شناختی؛ کاوشگری علوم انسانی و کاوشگری اخلاقی فکورانه مطرح شده است. پیشنهاد می شود تدوین کنندگان راهنماهای برنامه درسی پنج اصل پرسشگری؛ تجزیه و تحلیل شواهد؛ تأمل و ارزشیابی؛ خلق و توسعه دانش و برقراری ارتباط را مورد توجه قرار دهند.
ارزشیابی برنامۀ درسی ریاضی رشتۀ کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان از منظر نومعلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت دروس ریاضی دوره ابتدایی در آموزش یک جامعه و تأثیرگذار بودن آن در رشد و بالندگی چندین نسل از جامعه و اهمیت تدریس و یادگیری آن ها، این پژوهش به ارزشیابی برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان از دید نومعلمان از منظر الگوی ارزشیابی CIPP پرداخته است. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته و با ابزار پرسشنامه های بسته پاسخ بر اساس مقیاس لیکرت، پرسشنامه باز پاسخ با شرکت 417 نفر از نومعلمان که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، انجام گرفته است. روش کیفی اکتشافی برای مشخص کردن محتوای پرسشنامه بسته پاسخ و تحلیل کمی پیمایشی و آزمون T تک متغییره برای تحلیل پرسشنامه های بسته پاسخ برای 417 نفر، و روش دلفی برای تحلیل پرسشنامه باز پاسخ که به صورت هدفمند از 126 نفر نومعلم به عمل آمد مورد استفاده واقع شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بعد کمی و کیفی نشان از نامطلوب بودن برنامه درسی مورد نظر از دید شرکت کنندگان در پژوهش است. میانگین پایین و وجود اختلاف معنادار آن با معیار مطلوبیت در تمام مراحل زمینه، برونداد، فرایند و برونداد حاکی از نامناسب بودن نتیجه ارزشیابی این برنامه دارد. عدم شفافیت در اهداف، نبود تناسب بین امکانات آموزش ریاضی و تعداد دانشجو، کمبود منابع درسی ریاضی، عدم تسلط بر تدریس تمام مفاهیم ریاضی در پایان تحصیل از اهم مواردی بود که توسط شرکت کنندگان بیان شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی نیازمند بازنگری جدی در زمینه، درونداد، فرایند و برونداد است. همچنین، تفکیک رشته کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی به گرایش های علوم انسانی و علوم پایه و تقویت دروس عملی و حذف دروس موازی از پیشنهادات این پژوهش است.
The comparative effect of gamified and non-gamified flipped classrooms on Iranian EFL learners’ grammar(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
1 - 25
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental research investigated the comparative effects of gamified versus non-gamified flipped classrooms on the grammar proficiency of Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners, with a focus on the acquisition of past tenses. Sixty intermediate-level EFL learners (aged 12–15) were selected non-randomly from a pool of 90 students based on their scores on the Cambridge Preliminary English Test. The participants were randomly assigned into two experimental groups: one experienced a gamified flipped classroom and the other a non-gamified flipped classroom. Both groups received instruction on English past tenses through pre-class videos and in-class activities over 12 sessions. The gamified group used game-based platforms, while the non-gamified group followed traditional methods. Grammar pre-test and post-test were administered to assess learning outcomes. Analysis using one-way ANCOVA revealed that gamified flipped classroom group significantly outperformed the non-gamified group in acquiring English past tenses. The findings suggest that integrating gamification into flipped classroom models can significantly enhance acquisition of past tenses among EFL students. These results hold implications for EFL educators, curriculum designers, and policymakers seeking to adopt engaging and effective instructional strategies.
Enhancing EFL learners' writing self-regulation: A mixed-methods study of automated and peer feedback(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
26 - 51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to compare the effects of Automated Writing Evaluation Feedback (AWEF) and Peer Feedback (PF) on the development of self-regulation in writing among Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners. The participants consisted of 58 intermediate-level Persian-speaking English learners, aged 25 to 30, enrolled in two intact IELTS preparation classes at a private language institute in Tehran. The learners were assigned into two experimental groups: one group (n = 30) received peer feedback, while the other (n = 28) received automated feedback through ProWritingAid. To assess the impact of these interventions, data were collected using the Writing Strategies for Self-Regulated Learning Questionnaire (WSSRLQ), semi-structured interviews, and classroom observations. Quantitative analysis using independent samples t-tests revealed significant improvements in self-regulation scores for both groups post-intervention, with the AWEF group showing a significantly greater increase. Qualitative analysis of interview and observation data further supported these findings, indicating that AWEF participants engaged in more structured and proactive revision practices, while PF participants developed greater reflective awareness and emotional resilience through collaborative interaction. Triangulated results confirmed that both feedback types positively influenced self-regulated writing behaviors, with AWEF demonstrating a stronger overall impact.
Pyramid model of willingness to communicate versus communicative tasks: Can they reduce EFL learners' speaking barriers?(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
77 - 105
حوزههای تخصصی:
The present explanatory mixed methods study was designed to investigate the difference between the effects of using the pyramid model of Willingness to Communicate (WTC) and Communicative Tasks (CTs) on reducing Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners' speaking barriers. The participants were 57 Iranian EFL learners selected based on convenience sampling from a language institute in Tehran. The Preliminary English Test (PET) results verified their homogeneity. To foster a stronger spirit of cooperation among the participants, they were placed in three different classes based on their tendencies; hence, the researchers could consider them as three groups: the Pyramid Model Group (PMG), the Communicative Tasks Group (CTsG), and the Conventional Approach Group (CAG) each including 19 participants. The PMG received instructions pertaining to the six levels of PM in willingness to communicate (WTC), while the CTsG received instructions based on information gap, reasoning gap, and opinion gap activities. The CAG relied on the Audio-Lingual Method (ALM), which the institute regularly followed. Accordingly, the three groups went through pretesting, intervention, and post-testing. The participants completed a speaking barriers survey as pre- and post-tests. Then, ten participants from the three groups were randomly selected and interviewed about the impact of the methods they had experienced on their speaking barriers. The Analysis of Variance (ANOVA) revealed the priority of the pyramid model of WTC over communicative tasks and conventional teaching in reducing learners' speaking barriers. The interview results also confirmed the quantitative findings indicating that anxiety, learners' low self-confidence, along with linguistic and instructional barriers could be reduced through being exposed to the pyramid model instructions. The results can be helpful for ELT professionals, EFL teachers and learners, and other stakeholders to hold more thriving L2 speaking classes.