فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۰۱ تا ۱۰٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study aimed at determining the effect of cathodal Transcranial Direct-Current Stimulation (c-tDCS) of Dorsolateral Prefrontal Cortex (DLPFC) on learning simple volleyball serves. This semi-experimental study was performed as pre-test and post-test with a control group. Thirty male volleyball players with an average age of 14±0.50 years were selected through purposeful sampling based on inclusion and exclusion criteria. The participants were randomly assigned to experimental (n=15) and control (n=15) groups. During eight consecutive sessions, the left DLPFC of participants was stimulated for 10 min using sham and real c-tDCS of 1.5 mA before each session. The participants then performed 35 simple volleyball serves. Absolute error and total variability of participants' performance in pre-test, in the first, third and eighth sessions were recorded. Data analysis by repeated-measures showed that there was a significant difference between absolute error (F=14.597, P = 0.001) and total variability (F=17.523, P = 0.001) of experimental and control group performance. ANCOVA showed that absolute error and total variability of the experimental group performance was respectively (P = 0.013 and P = 0.018) in the first session, (P = 0.021 and P = 0.007) in the third session and (P = 0.001 and P = 0.001) in the eighth session, which were significantly higher than that in the control group. Thus, it seems that c-tDCS of DLPFC is associated with reduced declarative memory activity in the cognitive stage leading to a negative impact on serve learning in beginner volleyball learners.
مقایسه میانگین طول گفته و غنای واژگانی و آگاهی های فرازبانی نحوی و واژگانی درکودکان دو زبانۀ طبیعی و کم شنوا (ترکی- فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به تأثیر کم شنوایی بر رشد زبان و مهارت های فرازبانی و متفاوت بودن مهارت زبانی و فرازبانی در کودکان دوزبانه، بررسی این مهارت ها در کودکان دوزبانۀ مختلف و مقایسۀ آنها با کودکان دوزبانۀ طبیعی می تواند به شناخت بیشتر ما از رشد زبان در این کودکان و عوامل دخیل در آن شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه مهارت های زبانی و فرازبانی کودکان پیش دبستانی دوزبانۀ (ترکی-فارسی) کم شنوای دارای کاشتینۀ حلزونی با کودکان دوزبانۀ (ترکی-فارسی) همتای سنی طبیعی است. روش: برای انجام این پژوهش 6 کودک دوزبانۀ پیش دبستانی دارای کاشتینه حلزونی از بین مدارس استثنایی شهر زنجان در سال تحصیلی 98-97 به صورت آمارگیری سرشماری و 6 کودک همتای سنی طبیعی از مدارس شهر زنجان به صورت تصادفی انتخاب و در آزمون های مهارت های زبانی و فرازبانی (میانگین طول گفته، غنای واژگانی و آگاهی واژگانی و آگاهی نحوی) با هم مقایسه شدند. برای بررسی رشد شاخص های زبانی از نمونۀ گفتار پیوسته و برای بررسی مهارت های فرازبانی از آزمون های آگاهی واژگانی (شامل بررسی محتوایی و ساختاری تعریف واژه) و آگاهی نحوی استفاده شد. یافته ها: بررسی و تحلیل داده ها نشان داد که در زبان ترکی رشد مهارت های زبانی و فرازبانی کودکان پیش دبستانی دوزبانۀ ترکی-فارسی کم شنوا دچار تأخیر است (05/0> P ). اما در زبان فارسی از شاخص های رشد زبانی فقط میانگین طول گفته (میانگین تعداد تکواژ در گفته) تأخیر دارد (05/0> P ) و در هیچ کدام از جنبه های محتوایی و ساختاری مهارت تعریف واژگانی کودکان کم شنوا تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0< P ). پایین بودن سطح توانایی فرازبانی آزمودنی ها در آزمون های فرازبانی زبان ترکی را می توان ناشی از آموزش رسمی زبان فارسی در مدارس دانست. همچنین، ضریب همبستگی اسپیرمن مشخص کرد که میان شاخص های رشد زبانی و آگاهی واژگانی کودکان دوزبانۀ ترکی-فارسی کم شنوا و کودکان همتای طبیعی هم در زبان فارسی و هم ترکی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد.
مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی برای والدین افراد آهسته گام؛ مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال نوزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۷۱)
109-126
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، موج سوم مداخلات شناختی-رفتاری به عنوان پرادایمی که با ذهن آگاهی شناخته می شود، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. این درحالی است که با توجه به مولفه های اساسی این رویکرد، از جمله، پذیرش، کنترل هیجانی، بازسازی شناختی، مواجه و توجه در لحظه حال، کاربرد این مداخلات را در رابطه با آسیب های بالینی و روانشناختی والدین و مراقبان افراد آهسته گام، نیز رو به گسترش است. به این ترتیب هدف این پژوهش مرورنظام مند و فراتحلیل اثربخشی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی بر متغیرهای روانشناختی والدین و مراقبان افراد آهسته گام است. روش این پژوهش مرور نظام مند هفت پژوهش منتخب در این حوزه با حجم نمونه 211 نفر از والدین افراد آهسته گام (181 نفر از مادران و 22 نفر از پدران) و فراتحلیل آنهاست. یافته های این فراتحلیل بیانگر آن است که به طور کلی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به بهبود متغیرهای روانشناختی از جمله فشارروانی، بهزیستی روانشناختی، امید به زندگی، راهبردهای تعاملی و مهارت های فرزندپروری با اندازه اثر 0/72 در میان والدین افراد آهسته گام می گردند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی مناسب برنامه درسی دوره اول متوسطه مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتبار سنجی الگوی مناسب برنامه درسی استعدادهای درخشان بوده است. این پژوهش از نوع پژوهش های ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی است که در بخش کیفی از روش مطالعه موردی چندگانه و رویکرد تحلیلی بافت نگاری و در بخش کمی از روش توصیفی از نوع پیماشی استفاده شد. در بخش کیفی با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری معیار 11 نفر از صاحبنظران و متخصصین مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختمند قرار گرفتند و در بخش کمی و جهت اعتباریابی ابزار و الگوی ارائه شده 106 نفر از عوامل اجرایی و آموزشی مدارس متوسطه اول استعدادهای درخشان فارس به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و پرسش نامه محقق ساخته 127 گویه ای تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل عناصر نشان داد که عنصر مواد و منابع آموزشی، راهبردهای یاددهی و یادگیری، فعالیت یادگیرنده و گروه بندی یادگیرندگان دارای بیشترین قدرت تبیین هستند عناصر دیگر نظیر عنصر زمان، محتوا، هدف و ارزشیابی نیز به ترتیب به عنوان تببین کننده معنادار این مدل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت
مقایسه دموکراسی آموزشی، فرسودگی تحصیلی و مهارت های شهروندی مدارس دولتی و غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه دموکراسی آموزشی، فرسودگی تحصیلی و مهارت های شهروندی در بین مدارس دولتی و غیر دولتی ناحیه 1 شهر شیراز بوده است. روش تحقیق علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مدارس دولتی و مدارس غیر دولتی مقطع متوسطه شهر شیراز که تعداد آنها برابر با 70 مدرسه(60 مدرسه دولتی و 10 مدرسه غیر دولتی) می باشد. به منظور تعیین نمونه که از بین جامعه آماری که شامل دانش آموزان مدارس دولتی و غیر دولتی به روش نمونه گیری خوشه ای 6 مدرسه انتخاب شدند و در مرحله بعد به صورت تصادفی ساده از هر مدرسه 2 کلاس از پایه سوم متوسطه انتخاب شد که جمعا 12 کلاس نمونه آماری را تشکیل دادند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل سه پرسشنامه دموکراسی آموزشی قلتاس و همکاران، فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران، مهارت های شهروندی محمد جانی بوده است. جهت تجزیه و تحلیل از از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده که در سطح آمار توصیفی ( محاسبه فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از روش مستقل استفاده گردید که نتایج نشان داد بین دموکراسی آموزشی در مدارس دولتی و مدارس غیر دولتی تفاوت وجود دارد، بین فرسودگی تحصیلی در مدارس دولتی و مدارس غیر دولتی تفاوت وجود ندارد. بین مهارت شهروندی در مدارس دولتی و مدارس غیر دولتی تفاوت وجود دارد.
بررسی روابط بین فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی: نقش واسطه گری توانمندی نگارش علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش بررسی نقش واسطه گری توانمندی نگارش علمی در روابط بین فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه تحقیق شامل 297 نفر از تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس های سنجش فرهنگ تحقیقاتی دانشگاهی (کوکسال و رازی، 2011)، توانمندی نگارش علمی دانشجویان (پاینی، 2012) و احساس خودکارآمدی پژوهشی (صالحی و همکاران، 1391) بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن ها، بین نمونه توزیع و داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی نگارش علمی (001/0›p، 68/0=β) و خودکارامدی پژوهشی (001/0›p، 22/0=β) دارد. همچنین توانمندی نگارش علمی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارامدی پژوهشی (001/0›p، 52/0=β) دارد. به علاوه، فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه تاثیر غیرمستقیم مثبت و معناداری بر خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان (001/0›p، 35/0=β) دارد. بنابراین، تاثیر غیرمستقیم فرهنگ تحقیقاتی دانشگاه ها بر ایجاد احساس خودکارآمدی پژوهشی بیش از تاثیر مستقیم آنان است. چراکه، وجود فرهنگ تحقیقاتی می تواند بسترساز رشد مهارت ها و توانمندی های افراد در پژوهش و نگارش متون علمی باشد و این عامل با تاثیری که بر نگرش افراد در زمینه قابلیت های خود می گذارد، احساس خودکارآمدی آنان را افزایش می دهد.
پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان بر اساس سرمایه های روان شناختی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷
117 - 140
حوزههای تخصصی:
یکی از عمده ترین چالش های آموزشی در محیط کلاس، درس و مدرسه بی رمقی، کم میلی و کاهلی دانش آموزان به امورات تحصیلی است که عموماً ناراحتی و ابراز نارضایتی دست اندرکاران تعلیم و تربیت را به همراه دارد. از این رو، هدف اصلی مقاله حاضر پرداختن به درگیری تحصیلی دانش آموزان بر اساس سرمایه های اجتماعی و روان شناختی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسط اول و دوم شهرستان دهلران در سال تحصیلی 1398-1397 با حجم نمونه 321 نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد درگیری تحصیلی ریو(2013)، سرمایه روان شناختی لوتانز(2007) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی است و اعتبار و پایایی آن از طریق دیدگاه های اساتید متخصص مورد بررسی قرار گرفت و میزان پایایی(آلفای کرونباخ) نیز 86/0 حاصل شد. یافته ها نشان دادند میانگین هر سه متغیر درگیری تحصیلی، سرمایه های اجتماعی و روان شناختی در وضعیت متوسط بودند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد سرمایه های اجتماعی(54/0=r و 000/0p≤) و روان شناختی(62/0=r و 000/0 p≤) با درگیری تحصیلی دارای رابطه مستقیم و معناداری هستند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان دادند که سرمایه روان شناختی و اجتماعی توانستند با ضریب بتای 40/0 و 34/0 به ترتیب متغیر درگیری تحصیلی را پیش بینی نمایند. مضافاً هر دو متغیر توانستند به میزان 43/0 تغییرات واریانس متغیر ملاک را پیش بینی کنند. بر اساس نتایج حاصل شده می توان گفت سرمایه های دوگانه مذکور قادر به اثرگذاری بر درگیری تحصیلی دانش آموزان هستند و از این رو باید به تقویت این دو در نظام آموزش و پرورش توجه ویژه شود.
مطالعه تحلیلی توسعه حرفه ای در آموزش و پرورش پیش دبستانی: مروری بر تحقیقات انجام شده در طی 36 سال گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش پیش دبستانی یکی از پایه های اساسی هر نظام و سیستم آموزشی می باشد. در تمامی نظامهای آموزشی این مقطع از آموزش عمومی مورد سوالها و چالشهای جدی واقع شده است. سوال در خصوص اهداف، نوع و کیفیت برنامه های آموزشی از جمله این چالش ها می باشد. اهمیت و ضرورت توسعه حرفه ای به حدی است که توجه به آن موجب بهبود عملکرد معلم و یادگیری کودک می شود. در این مقاله پژوهشهای انجام شده در طی 36 سال اخیر (از سال1980تا2016) در حوزه توسعه حرفه ای در آموزش و پرورش پیش دبستانی و اوان کودکی که در پایگاه داده ایISI نمایه شده اند مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 917مقاله و رکورد با استفاده از تجزیه و تحلیل شبکه ای اجتماعی مورد کنکاش و بررسی کتابشناختی به منظور شناسایی روندهای موجود و ارائه راهنمایی برای پژوهشهای آینده قرارگرفتند. همچنین روندهایی مثل کشورهای دارای بیشترین مقاله، دانشگاهها و مؤسسات تولیدکننده مقاله در این حوزه، حوزه های تحت پوشش و سایر روندها مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل شبکه های اجتماعی با استفاده از نرم افزار وس ویورر انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که از 5 دانشگاه برتر در حوزه تعامل در محیط های یادگیری آنلاین، 4دانشگاه آن در آسیا قرار دارند و همچنین اولین دانشگاه آمریکا که در جمع برترین ها قرار دارد، دانشگاه ایندیانا می باشد که در رتبه ششم دانشگاههای دارای بیشترین تولید علم قرار دارد. اما در مجموع، کشور آمریکا در اغلب رشته ها، بیشترین سهم را در تولید علم دارند.
تبیین مولفه های افشا داوطلبانه با رویکرد مسئولیت اجتماعی از دیدگاه متخصصین آموزش عالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۶۰
59 - 78
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های افشا داوطلبانه با رویکرد مسئولیت اجتماعی از دیدگاه متخصصین آموزش عالی انجام گرفت. تحقیق حاضر، مؤلفه ها و شاخص های افشا داوطلبانه را با بررسی نظر متخصصین آموزش عالی دانشگاه های ایران در یک چارچوب جامع ارائه و مورد تحلیل قرار داد. برای تعیین مؤلفه ها افشا داوطلبانه به وزن دهی آن ها از نظر 108 نفر از اساتید دانشگاه پرداخته شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل اساتید دانشگاه های ایران در رشته های حسابداری، حسابرسی و مدیریت مالی در سال 1396 می باشد. روش نمونه گیری به شیوه هدفمند، مبتنی بر حوزه پژوهش بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که سه بعد برای افشا داوطلبانه شرکت ها (اطلاعات عمومی و راهبری، عملکرد و نوآوری و رشد آتی) قابل استخراج است نتایج این تحقیق می تواند منعکس کننده انتظارات متخصصین آموزش عالی و استفاده کنندگان گزارش های مالی در مورد افشا داوطلبانه باشد.
رابطه هوش عاطفی، خوداثربخشی، خودارزشمندی و نشاط روانی با تعامل اجتماعی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هر صمیمیت یک نیاز واقعی است که ریشه های تحولی خاصی دارد و از نیاز بنیادی تر به نام دلبستگی نشأت می گیرد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر رابطه هوش عاطفی، خوداثربخشی، خودارزشمندی و نشاط روانی با تعامل اجتماعی دانش آموزان بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر بوشهر در سال 1397 بودند که تعداد آنها حدود 3000 نفر است. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و برحسب جدول مورگان نسبت به حجم جامعه، تعداد 360 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم متوسطه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه نشاط روانی آرگایل(1989) ، هوش عاطفی برادبری و گریوز(1999)، تعامل اجتماعی الکسیس جی و اکر و لیندا تامپسون(1999)و خوداثربخشی مورگان-جینکز (1999) می باشد. نتایج پژوهش با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون نشان دادند که بین هوش عاطفی با تعامل اجتماعی در دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین خوداثربخشی با تعامل اجتماعی در دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری مشاهده می شود. بین خودارزشمندی با تعامل اجتماعی در دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری مشاهده می شود. بین نشاط روانی با تعامل اجتماعی در دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری مشاهده می شود. متغیرهای نشاط روانی، خودارزشمندی، خوداثربخشی و هوش عاطفی به ترتیب پیش بینی کننده تعامل اجتماعی در دخ دانش آموزان می باشند.
ارائه الگوی سهمبری ذی نفعان در انتخاب مدیران مدارس خراسان بر مبنای استراتژی تئوری داده- بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
209 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش ارائه الگوی سهم بری ذینفعان در انتخاب و انتصاب مدیران مدارس در آموزش و پرورش خراسان رضوی بود. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از تئوری داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش از میان مدیران و متخصصان و نخبگان علمی دانشگاه وهمچنین صاحب نظران آموزش وپرورش خراسان انتخاب شدند؛ جمع آوری داده ها از روش نمونه گیری نظری و انجام 19 مصاحبه های ساختاریافته، رو در رو و عمیق بود. مقوله های بدست آمده از فرایند کد گذاری باز پژوهش، ارائه و سپس اجزای فرایند کدگذاری محوری شامل شرایط علی ، پدیدیه اصلی ، راهبرد ها ، زمینه ، شرایط مداخله گر و پیامد ها به تفکیک و بر اساس مقوله های زیر مجموعه خود طرح و در نهایت طبق کدگذاری انتخابی به هم پیوند داده شده اند و سیر داستان و یا روایت ارتقاء و انتصاب مدیران در آموزش پرورش ترسیم شد. پژوهشگر یک مقوله محوری را "سهمبری ذینفعان در انتخاب مدیر" انتخاب نمود و آن را در مرکز فرایند انتخاب و انتصاب مدیران آموزش و پرورش قرار داد و سپس دیگر مقوله ها که شامل شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه ای و مداخله گر و پیامد ها بود را به آن ربط داد. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده اصلی فرایند مورد مطالعه"سهم بری ذینفعان در انتخاب مدیر" شامل دو مفهوم اصلی می شود، یکی "انتخابی بودن مدیر به جای انتصابی بودن" و "مشارکت ذی نفعان در فرایند انتخاب مدیر" است. اکثر مشارکت کنندگان این اصل را سرآغاز تغییر در آموزش و پرورش می دانند.
رابطه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
393 - 376
حوزههای تخصصی:
در دنیای درحال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمان هایی است که بین منابع کمیاب، قابلیتهای مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار کنند. به همین منظور تحقیق حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی انجام شد. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن کلیه مدیران مدرسه ابتدایی شهر اصفهان در سال 98-1397 به تعداد 180 نفر بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرسشنامه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه "کردنائیج و همکاران" و پرسشنامه تمایل به کارآفرینی "لامپکین و دس" استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط استاد راهنما و چند نفر از صاحبنظران موضوعی و روایی صوری نیز توسط چند تن از افراد جامعه آماری تایید شد. همچنین پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای پرسشنامه ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه 857/0، پرسشنامه تمایل به کارآفرینی 802/0 محاسبه شد. نتایج نشان داد بین ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه با تمایل به کارآفرینی در مدیران مدرسه ابتدایی رابطه وجود دارد و همچنین رابطه ریسک پذیری متعادل، کانون کنترل درونی، نیاز به موفقیت، سلامت فکری، عملگرایی، تحمل ابهام، رویا پردازی و چالش طلبی با تمایل به کار آفرینی مثبت و معنادار بود.
نمودشناسی تفسیری افق ها، تنگنا ها و راهکارهای برنامه معلم پژوهنده به مثابه اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
91 - 117
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی افق ها، تنگنا ها و راهکارهای برنامه معلم پژوهنده به مثابه اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلماناست. برای درک تجربه زیسته معلمان پژوهنده از روش نمودشناسی تفسیری و جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات گردآوری شده از روش تحلیل محتوا به روش کیفی استفاده شده است. نمونه های پژوهش شامل 20 نفر (10 مرد و 10 زن) از معلمان و دبیران شرکت کننده در برنامه معلم پژوهنده هستند و به گونه ای انتخاب شدند که هم دوره ضمن خدمت اقدام پژوهی را گذرانده باشند و هم گزارش های آن ها حداقل از منتخبین بوده باشد. سؤالات پژوهش عبارت بودند از؛ افق های اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلمان کدامند؟ تنگناهای اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلمآنچه هستند؟ مهم ترین راهکارهای کاهش تنگناهای اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلمان کدامند؟ داده ها از راه مصاحبه ژرف نیمه ساختاریافته و مشاهده هدفمند جمع آوری و سپس نگاشته و به روش ون منن تحلیل شدند. بر بنیاد یافته های پژوهش مهم ترین افق های اقدام پژوهی بر پژوهشگری معلمان شامل نزدیک کردن فاصله نظر و عمل،گسترش مشارکت و تبادل اطلاعات و تجارب، دوری از عوام زدگی و پاسخ گویی علمی به چالش ها، تولید دانش بومی و کاربردی، رشد خودباوری و احساس خودارزشمندی و بهبود کیفیت تدریس بود. مهم ترین تنگنا های آن نیز شامل گسترش عدم صداقت علمی،عدم وجود انگیزه و احساس نیاز به پژوهشگری، عدم وجود فرهنگ پژوهش و پژوهشگری، کیفیت پایین دوره های آموزشی و فقدان تسلط معلمان، عدم دسترسی به منابع و امکانات لازم، نبود نگرش مثبت در بین مسئولان و معلمان نسبت به اقدام پژوهی و دقت پایین در داوری گزارش ها بود. درنهایت راهکارهای کوتاه مدت و بلندمدت توسط شرکت کنندگان برای کارآمدتر کردن برنامه معلم پژوهنده و رفع تنگناهای موجود بیان شد.
بررسی چگونگی مواجهه معلمان عربی پایه دهم با تغییر برنامه درسی عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۳
77 - 100
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی چگونگی مواجهه معلمان عربی پایه دهم با تغییر برنامه درسی عربی تدوین شده است. مقاله مربوط با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته است. مشارکت کنندگان، 15 نفر از معلمان عربی پایه دهم در شهر همدان درسال تحصیلی97-1396بودند که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند. ابزارجمع آوری اطلاعات، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده است. داده های حاصل به روش کدگذاری و مقوله بندی و در سه سطح آگاهی، نگرش و رفتار تحلیل شدند. نتایج نشان داده که به طور کلی معلمان عربی نسبت به ماهیت تغییرات (رویکردی و شکلی) آگاهی نسبتاً خوبی دارند؛ اگر چه در خصوص فلسفه تغییرات، آگاهی کمتری دارند. نگرش آنان در سه دسته موافق با رویکرد کتاب، مخالف با آن و موافق با رویکرد تغییر اما مخالف با تحقق آن در کتاب درسی عربی می گنجد. همچنین رفتار معلمان در برابر تغییرات را می توان در سه دسته اجرای حداکثری تغییرات، کاستن از و افزودن به آن دسته بندی کرد.
تاملی در گروه های آموزشی و درس پژوهی، با تکیه بر شباهت ها و تفاوت ها
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی هر آموزش و پرورشی از جمله آموزش و پرورش ایران بالا بردن من حرفه ای معلمانش می باشد. درس پژوهی یکی از راهکارهای ژاپنی است که این هدف را در عرصه ی تعلیم و ترتیب دنبال می کرده است. بررسی ها در خصوص پیشینه ی همچون تفکری در آموزش و پرورش ایران، حداقل بعد از انقلاب اسلامی، تایید می کند که مدلی مشابه درس پژوهی، با تمایزهایی اندک، با عنوان «گروه های آموزشی» وجود داشته و فعلاً نیز در آن فعال است. نیم نگاهی به اهداف و وظایف گروه های آموزشی در ادارات و مدارس، معلوم می دارد که درس پژوهی به نوعی دیگر و شاید کامل تر، جزو وظایف گروه های آموزشی بوده است. با این اوصاف این مطالعه، با روش توصیفی و تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای به دنبال این است تا بتواند با بر شمردن شباهت ها و تمایز ها ی این دو بهتر و بیشتر نشان بدهد که چگونه این دو ارتقا دهنده ی من حرفه ای معلمان، از جهات گوناگون، نظیر اهداف، روش ها، دوره های زمانی و ... با هم یکی بوده اند و شاید حداقل با وجود گروه های آموزشی در آموزش و پرورش ایران، نیازی به فعالیتی گسترده با این وسعت در خصوص درس پژوهی نبوده و امکان داشته که مسوولین ذیربط و برنامه ریزان آموزشی، با آسیب شناسی گروه های آموزشی به رفع ایرادات پرداخته و آن را فعال تر می نمودند.
نگاهی دیگر به جایگاه زن در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
هیچ یک از آثار بزرگ ادبی همانند شاهنامه فردوسی پژواک عمل ندارد و یکی از موضوعاتی که به شکل گسترده به آن پرداخته اند موضوع زن در شاهنامه است. این اثر با نگاهی نو به جایگاه زن در شاهنامه پرداخته است. هدف از این پژوهش نگاهی جامع به جایگاه زن در اندیشه فردوسی و شاهنامه است. روش کار به این صورت بوده است که با استخراج نام های زنان در شاهنامه از فرهنگ نام های شاهنامه، بر اساس متن شاهنامه تصحیح دکتر خالقی مطلق، هریک از اسامی را جداگانه بررسی و توصیف کرده ایم و سپس نگاه ها به زن در شاهنامه را در پنج مقوله تحلیل کرده ایم که عبارتند از: 1- نگاه فردوسی به زن، 2- نگاه زن ستیزانه در شاهنامه، 3- نگاه مثبت به زن در شاهنامه، 4- نگاه برابر با مرد، 5-نگاه برتری به زن. نتیجه این که نگاه فردوسی در شاهنامه به زن نگاه جنسیتی نیست بلکه فراز و فرود جایگاه زن در شاهنامه همانند جایگاه مردان در شاهنامه است.
طراحی الگویی برای تطبیق نظام های تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
224 - 259
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای تطبیق نظام های تربیت معلم انجام شده است. روش انجام پژوهش، روش نظریه مبنایی یا داده بنیاد و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و چک لیست های محقق ساخته است. جامعه مورد مطالعه شامل منابع مکتوب چون مقالات و کتب منتشره شده حوزه مطالعات تطبیقی در 20 سال اخیر و استادان، کارکنان و مسئولان دانشگاه فرهنگیان بودند. حجم نمونه علاوه بر 20 کتاب، 45 مقاله و 30 پایان نامه، 16 نفر از استادان وکارکنان و مسئولان ارشد دانشگاه فرهنگیان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شده و پژوهشگر را به اشباع اطلاعاتی رساندند. نتایج تحلیل مصاحبه ها و منابع مکتوب در نظام های تربیت معلم به ترسیم الگویی مفهومی منتهی شد که در آن 12 مقوله در 3 بعد: عوامل زمینه ای، عوامل داخلی، عوامل میانی؛ وجود دارد. بعد عوامل زمینه ای شامل مقولات: جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از 42 خرده مقوله استنتاج شده اند. بعد عوامل داخلی شامل مقولات: مؤلفه های نظام تربیت معلم، برنامه درسی، جذب دانشجو است که از 53 خرده مقوله به دست آمدند. بعد عوامل میانی شامل مقولات: الزامات تغییر، الگو برداری، بومی سازی است که مستخرج از 23 خرده مقوله بودند. این الگو به پژوهشگران تطبیقی در نظام های تربیت معلم کمک می کند تا به همه ابعاد ضروری در تطبیق توجه نمایند.
اثربخشی مداخله بهنگام والد محور مبتنی بر الگوی سال های باورنکردنی بر رفتارسازشی کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی دوره جدید سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
101 - 125
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله بهنگام والد محور مبتنی بر سالهای باورنکردنی بر رفتار سازشی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر 7-5 سال بود. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود که در سال 1397 در مراکز استثنایی شهرستان لردگان مشغول به تحصیل بودند. از بین آن ها به روش تصادفی 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره(آزمایش و کنترل) گمارده شدند. پرسشنامه رفتار سازشی واینلند، به عنوان پیش آزمون بر روی دو گروه اجرا شد.سپس والدین گروه آزمایشی در 12 جلسه تحت برنامه مداخله ا ی سالهای باورنکردنی قرار گرفتند و والدین گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ای را در طی این مدت دریافت نکردند. پس از اتمام دوره مداخله و 3 ماه بعد، آزمون رفتارسازشی واینلند بار دیگر بر روی دو گروه به ترتیب بعنوان پس آزمون و پیگیری اجراشد. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر با بهره گیری از نرم افزار spss22 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در میزان رفتار سازشی تفاوت معنادار آماری(001/0>p) وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله سالهای باورنکردنی بر بهبودرفتارسازشی کودکان کم توان ذهنی و خرده مقیاس های مسائل شغلی، اجتماعی شدن، ارتباط و خودیاری در پوشیدن موثر بوده و ماندگاری برنامه مداخله پس از 3 ماه پابرجا مانده است.
تجارب زیسته دانشجویان از مسئولیت پذیری اجتماعی در دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شد تا تجارب زیسته دانشجویان از مسئولیت پذیری اجتماعی در دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش به روش کیفی و با استفاده از سنت پژوهشی پدیدارشناسی انجام شده است. حوزه پژوهش دانشجویان مؤسسات آموزش عالی بودند که پس از شناسایی و تحلیل داده های دریافتی در نهایت13 نفر از دانشجویان عضو در تشکل ها و انجمن های دانشجویی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و معیار اشباع نظری انتخاب شدند و مصاحبه با آن ها صورت گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش کدگذاری موضوعی مورد تحلیل قرار گرفت و یافته ها در قالب کدهای باز، محوری و جایگزینی سازماندهی شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته دانشجویان در قالب هفت مقوله اصلی (فضای حاکم بر آموزش عالی ،اصول حاکم بر آموزش عالی ،عوامل زمینه ساز مسئولیت پذیری ،درک همدلانه،نقش پذیری و مشارکت ،ارزش مداری و ساختار اجتماعی دانشگاه )و 71 مقوله فرعی دسته بندی گردید و در نهایت یافته های متناسب با هر مقوله اصلی در قالب مدل کلی و نمودار ارائه شده است.
مروری بر تشخیص مشکلات یادگیری
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مروری بر مولفه های اساسی تشخیص مشکلات یادگیری است. شناسایی و تشخیص دانش آموزانی که دروس مدرسه را یاد نمی گیرند و شناخت مولفه های اساسی آن از محورهای اساسی مطرح شده در این پژوهش است. این پژوهش توصیفی در رده تحقیقات مروری از جمله مطالعات کیفی و کتابخانه ای به شمار می رود.نتایج پژوهش مبین آن است که آنچه در حیطه ناتوانمندی های یادگیری مورد غفلت واقع شده عدم تشخیص جامع به موقع به دلیل عدم آشنایی معلمان با دانش مولفه های تشخیص مشکلات و ناتوانی های تحصیلی دانش آموزان به روش علمی است که چنین تشخیصی نه تنها می تواند به ارجاع، بهبود و درمان به موقع آن ها کمک نماید بلکه می تواند به تجربه یادگیری موثر و مفید در راستای شکوفایی سایر توانمندی ها بیانجامد و به غنی سازی تجارب یادگیری منجر گردد.