فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۴۱ تا ۹٬۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این بود که در دانشگاه فرهنگیان به طراحی و اجرای برنامه ی درسی کارورزی بر اساس الگوی خودشرح حال نویسی مشارکتی بپردازد و تجربه دانشجومعلمان از این الگو را مورد تحلیل و بازنمایی قرار دهد. این مطالعه از حیث هدف توسعه ای- کاربردی، از نظر نوع پژوهش کیفی و در طیف روش های کیفی بر کُنش پژوهی رهایی بخش مبتنی است. در این پژوهش به تناسب از روش های تحلیل اسناد، مصاحبه غیرساختارمند و پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است و داده ها با استفاده از روش های تحلیل مضمون و تی تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفته است. جامعه پژوهش دانشجومعلمان پردیس شهید باهنر اصفهان را دربر می گیرد و نمونه پژوهش یک کلاس متشکل از هجده دانشجوی پسر ورودی سال 92-1391 بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1395-1394 در ترم هشت رشته دبیری علوم اجتماعی مشغول به تحصیل بودند. این مشارکت کننده ها به شیوه نمونه گیری ملاک محور انتخاب شدند و طی پانزده جلسه در طول یک ترم تحصیلی، کارورزی خویش را انجام دادند. ساختار الگوی پیشنهادی در قالب عناصر برنامه درسی کارورزی تدوین گردید که اعتبار و روایی آن به تأیید متخصصان برنامه درسی و استادان دانشگاه فرهنگیان رسیده بود. همچنین برای ارزیابی مقبولیت و اعتبار نتایج از زاویه بندی روش شناختی و اعتباریابی دموکراتیک استفاده شد. یافته ها نشان داد، الگوی کارورزی مبتنی بر خودشرح حال نویسی مشارکتی، می تواند اهداف و راهبردهای مستتر در واحدهای درسی کارورزی در دانشگاه فرهنگیان را محقق نماید. چنان که تحلیل سرفصل واحدهای درسی کارورزی نشان داد، برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان حول چهار مضمون شامل: تمرین معلمی، پژوهش روایی، کُنش های مشارکتی و گروهی و تبیین برنامه درسی کارورزی شکل گرفته است که این مضامین با تجارب دانشجومعلمان از الگوی پیشنهادی، هم سو و هم خوان می باشند. همچنین یافته ها نشان داد دانشجومعلمان توانسته بودند طیف اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری و روش های ارزشیابی ارائه شده در الگوی پیشنهادی را بالاتر از سطح میانگین تجربه نمایند. بنابراین طبق این نتایج می توان اذعان داشت که الگوی خودشرح حال نویسی مشارکتی با اهداف برنامه درسی کارورزی دانشگاه فرهنگیان منطبق است و می تواند به مثابه یک الگوی کارورزی در برنامه درسی کارورزی این دانشگاه مورد کاربست قرار گیرد.
ارزیابی سواد زیست محیطی دانش آموزان و چالش های اجرایی آموزش محیط زیست در مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر به عنوان یک مطالعه توصیفی-پیمایشی ارزیابی سواد زیست محیطی دانش آموزان مقطع متوسطه و بررسی مشکلات اجرایی آموزش محیط زیست از دیدگاه دبیران بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی و هنرستانی در منطقه لنجان استان اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 برابر با 8920 نفر و نیز دبیران مدارس متوسطه برابر 615 نفر بود. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران انجام شد. حجم نمونه آماری دانش آموزان 1067 و حجم نمونه دبیران برابر با 147 نفر محاسبه گردید. برای نمونه گیری از روش خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. جهت گردآوری داده ها از یک پرسش نامه محقق ساخته ویژه دانش آموزان و نیز یک پرسشنامه محقق ساخته ویژه دبیران و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل های عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز آزمون مقایسه ای تک نمونه ای، مقایسه گروه های مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافته های حاصل از این تحقیق نشان داد که دانش آموزان مقطع متوسطه اگرچه در بعد عاطفی سواد زیست محیطی دارای وضعیت مناسبی هستند ولی به لحاظ شناخت زیست محیطی و نیز مهارت ها و عملکردهای مربوط به آن از شرایط و شاخص های لازم برخوردار نیستند. به علاوه، این پژوهش نشان داد که مهم ترین مشکلات اجرایی مدارس متوسطه در حوزه آموزش محیط زیست فقدان تجهیزات لازم، کمبود زمان و عدم وجود ارتباط و تعامل مراکز آموزشی با نهادها و مراکز زیست محیطی جامعه می باشد.
تبیین مدل علّی عوامل مدرسه ای بر رفتارهای تحصیلی با واسطه گری عوامل فردی (خودکارآمدی و خودتنظیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط بین عوامل مدرسه ای (نگرش به مدرسه، ادراک از جو مدرسه) بر رفتارهای تحصیلی با واسطه گری عوامل فردی (خودکارآمدی و خودتنظیمی) انجام گرفت. جامعه ی این تحقیق تمام دانش آموزان متوسطه شهر شیراز است که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول تحصیل در دبیرستان های شهر شیراز بودند. جهت انتخاب نمونه، 581 نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات، با استفاده از پرسش نامه های نگرش به مدرسه (SAAS) مک کوچ و سیگل (2003)، پرسش نامه ادراک جو مدرسه تریکت و موس (1973)، پرسش نامه خودتنظیمی بوفارد (1995)، پرسش نامه انگیزش تحصیلی هارتر (1980) و پرسش نامه خودکارآمدی کودکان و نوجوانان (SEQ-C) موریس (2001) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای نگرش نسبت به مدرسه و جو مدرسه پیش بین های مثبت و معنی داری برای خودکارآمدی و خودتنظیمی دانش آموزان بودند؛ خودکارآمدی و خودتنظیمی نیز پیش بین های مثبت و معنی داری برای رفتارهای تحصیلی دانش آموزان بودند و تأثیر عوامل مدرسه ای بر رفتارهای تحصیلی دانش آموزان را به طور کامل واسطه گری می کردند. مدل پژوهش در مجموع 38 درصد از واریانس رفتارهای تحصیلی را تبیین نمود. یافته های پژوهش مؤید آن است که ویژگی های فردی دانش آموزان قادرند تأثیر عوامل مدرسه ای بر رفتارهای تحصیلی را واسطه گری کنند.
رابطه علّی ذهن آگاهی و انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی با میانجی چشم انداز زمان در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۳
141 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه علّی ذهن آگاهی و انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی با میانجی چشم انداز زمان در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه پژوهش شامل 300 دانشجوی از دانشگاه شهید چمران اهواز که در سال تحصیلی 96-95 مشغول تحصیل بودند. نمونه با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (1999)، پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) و پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1980) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که ذهن آگاهی و چشم انداز آینده هدفمند در پیش بینی انگیزش بیرونی و درونی نقش دارند و حال جبرگرا تنها به صورت معکوس با انگیزش بیرونی رابطه داشت. نتایج با توجه به نظریه های انگیزش، ذهن آگاهی و چشم انداز زمان موردبحث قرار گرفت. ذهن آگاهی به صورت مستقیم بر انگیزه درونی و بیرونی اثر دارد و می توان با بهبود ذهن آگاهی به بهبود انگیزش کمک کرد. بر این اساس به دلیل روابط مثبت بین دو نوع انگیزه درونی و بیرونی تفکیک روابط با چشم انداز زمان دشوار است. از سوی دیگر چشم انداز آینده و تمرکز بر آن برای افزایش هر دو نوع انگیزه مناسب است؛ اما برای بهبود انگیزش بیرونی باید چشم انداز حال جبرگرا کاهش یابد. درمجموع بهترین چشم انداز زمان برای بهبود انگیزش چشم انداز آینده است.
واکاوی پدیدارشناسانه چالش ها و مزایای شبکه اجتماعی علمی از منظر توجه به یادگیری جمعی (مورد مطالعه گروه انجمن مطالعات برنامه درسی)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی چالش ها و مزایای شبکه اجتماعی از منظر توجه به یادگیری جمعی بود. بدین منظور گروه انجمن مطالعات برنامه درسی به عنوان جامعه و اعضای فعال مشارکت کننده در آن به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند و از آنها با استفاده از مصاحبه باز و ساختار نیافته به عمل آمد.نتایج تحقیق فوق حاکی آن بود که عمده چالش های موجود در این شبکه اجتماعی عبارتند از:یادگیری سطحی، فشارهای ناشی از نظام رسمی، بازده یاگیری کم، عدم وجود سازماندهی. مزایا این شبکه اجتماعی عبارت بود از:افزایش یادگیری تصادفی، افزایش تعامل بین دانشجویان،افزایش تعامل با اساتید،افزایش رشد حرفه ای.
فراتحلیل عوامل اثرگذار بر راهبرد خودتنظیمی در یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
33 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر توصیف، تحلیل و ترکیب تحلیل های ارائه شده در زمینه عوامل اثرگذار بر راهبرد خودتنظیمی در یادگیری بود. روش این پژوهش فراتحلیل و جامعه آماری پژوهش را کلیه مقالات با درجه علمی و پژوهشی، طرح پژوهشی در مرکز تحقیقات سازمان آموزش وپرورش و پایان نامه های موجود در دانشگاه های محقق اردبیلی و رازی در بین سال های 1380-1394 که به بررسی تأثیر عوامل اثرگذار بر راهبرد خودتنظیمی در یادگیری پرداخته بودند، تشکیل می داد. از بین پژوهش های انجام شده 11 مورد برای بررسی برگزیده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با کمک سه نرم افزار CMA<sub>2</sub>، Excel و Spss.v.<sub>22</sub> انجام گرفت. در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد فراوانی و در سطح آمار استنباطی برای محاسبه اندازه اثر از g هگز و مدل اثرات ثابت و اثرات تصادفی، برای بررسی معنی داری فراوانی پژوهش ها از روش شمارش کای اسکوئر و جهت ترکیب اندازه اثرها از روش ترکیب احتمالات t واینر استفاده شد. به منظور بررسی وجود سوگیری انتشار در مطالعات اولیه از نمودار فونل استفاده شد که سوگیری انتشار را در مطالعات اولیه در متغیر راهبرد خودتنظیمی نشان داد. برای رفع این مشکل از آزمون برازش دووال و توییدی برای هر دو مدل اثرات ثابت و تصادفی استفاده گردید. به منظور بررسی همگنی مطالعات از آزمون I2 و Q استفاده شد که نشان داد مطالعات اولیه همگن نیستند. اندازه اثر محاسبه شده برای مطالعات تحت هر دو مدل ثابت و تصادفی از نظر آماری برای متغیر مورد بررسی معنادار بود. همچنین نتایج ترکیب احتمالات t واینر نشان داد بین اندازه اثرهای ترکیب شده تفاوت معناداری وجود دارد. درنهایت 10 عامل اثرگذار بر راهبرد خودتنظیمی شناسایی و اثرگذاری آن ها معنی دار ارزیابی شد. در بین عوامل شناسایی بالاترین شاخص اندازه اثر محاسبه شده مربوط به متغیر یادگیری مشارکتی از نوع جیک ساو بود.
تحلیلی بر جایگاه عادت و عاملیت در پرورش انسان: ژرف اندیشی در آرای تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال هجدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۲
91 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی جایگاه «عادت» و «عاملیت» در پرورش انسان است. روش پژوهش، «تحلیل مفهومی» است که ناظر بر فراهم آوردن تبیین روشن از معنای یک مفهوم به واسطه توضیح دقیق ارتباطات آن با سایر مفاهیم است. عادت حالتی است در وجود انسان که در اثر کنش های تکراری پدید می آید و به تدریج دشواری انجام آن کنش را آسان می کند. عاملیت نیز بر مفاهیمی نظیر آزادی عمل، مسئولیت پذیری و پاسخ گویی در بروز یک کنش استوار است و از مبادی میلی، معرفتی و ارادی در وجود انسان نشئت می گیرد. مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت اند از: ضرورت پرورش عاملیت در فرایند تربیت و عقب راندن موقت آن؛ رفع مسئولیت متربی هنگام سلب عاملیت؛ نفی مطلق انگاری در پرورش عاملیت به دلیل امکان خطا در مبادی عمل؛ وابستگی خودکنترلی در عاملیت به بلوغ ایمانی و معرفت ارزشی عامل؛ ارزش مضاعف عادت های هوشیار به سبب شکل گیری در بستر عاملیت؛ ارزشمندی عادت های ناهوشیار هنگام ضعف عاملیت؛ نقش مؤثر عادت های ناهوشیار در تقویت مبادی عمل، محدودیت عادت های هوشیار در وابستگی به مبادی عمل؛ جلوگیری از زوال عادت ها از طریق ایجاد پیوند با محرک های ارزشی و عاطفی. نتیجه این پژوهش نشان داد که عادت های هوشیار، در بستر عاملیت شکل می گیرند و با آن معارض نیستند. این عادت ها در جایگاه غایت مطلوب، با پرورش عاملیت در تعارض اند و در مقام تسهیل کننده، مکمل رشد عاملیت هستند. همچنین در منظومه تربیتی، پرورش «عاملیت» و «عادت های هوشیار» در جایگاه «اهداف واسطی» و پرورش «عادت های ناهوشیار» در جایگاه «اهداف ابزاری» قرار دارند.
ارائه الگوی بهینه سازی زمان بندی و کاهش هزینه ها در سیستم آموزش مجازی( از دور )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهینه سازی زمان بندی و کاهش هزینه ها در سیستم آموزش مجازی( آموزش از دور ) انجام شد. یکی از متدها و روشهای موفق زمانبندی و بهینه سازی هزینه ها در پروژه ها و نظام های خدماتی، مدیریت ارزش کسب شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، و از نظر شیوه اجرای یک پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش، مطالعه جامعی روی سیستم آموزش مجازی(آموزش از دور) دانشگاه پیام نور انجام گردید. لذا از روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای و تدوین پرسشنامه جهت کسب اطلاعات مورد نظر از مدیران و مسئولین این دانشگاه استفاده شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل523 نفر از مدیران، اساتید و دست اندرکاران انفورماتیک و شبکه های مجازی دانشگاه پیام نور بوده که بر اساس فرمول کوکران، تعداد 221 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شد که شامل پرسشنامه های محقق ساخته مدیریت ارزش کسب شده (به منظور بررسی متغیر های مستقل)، و پرسشنامه موفّقیت دوره های آموزش از دور(به منظور بررسی متغیر های وابسته) استفاده گردید. در این پژوهش با کمک روش تحلیل عاملی به بررسی مدل ریاضی پژوهش پرداخته و اجزای مدل که از طریق مقایسات زوجی برای هر متغیر فرعی و سپس متغیر اصلی اولویت بندی شده بودند، شناسایی شد. در ادامه ساختار مدل بر مبنای ارزش های کسب شده توسط هر جزء فرعی مدل، تبیین گردید. نتایج تجزیه و تحلیل فرضیه اول نشان داد که در همه وضعیت های مورد بررسی، با احتمال مقدار کمتر از 5% ، و در یک وضعیت کمتر از 10% می باشد. با توجه به ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون (β) نیز می توان به رابطه بین متغیر مستقل و وابسته پی برد. نتایج فرضیه دوم نشان داد در تمامی وضعیت ها فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزشی از دور درجه یک، پذیرفته می شود. همچنین، در تمامی موقعیت ها ضریب همبستگی منفی است. بنابراین رابطه معکوس تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده، در موفقیت دوره های آموزش مجازی (آموزش از دور) درجه یک، در تمامی وضعیت ها، با احتمال 95 درصد مورد پذیرش واقع گردیده، نشان داده شد که بین متغیر های مربوط به تأثیر مراکز هزینه در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزشی از دور درجه یک، ارتباط همبسته ای وجود دارد. نتایج فرضیه سوم نشان داد که فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مراکز فعالیت ها، در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های آموزش از دور پذیرفته می شود. با توجه به ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون نیز می توان به رابطه بین متغیر مستقل و وابسته پی برد. نتایج فرضیه چهارم ثابت نمود که فرض مبنی بر وجود رابطه بین تأثیر مشکلات عملکردی، در مدیریت ارزش کسب شده در موفقیت دوره های (آموزش مجازی) آموزش از دور پذیرفته می شود. در انتها مدل جامع الگوی بهینه سازی زمان بندی و کاهش هزینه ها در سیستم آموزش مجازی ارائه گردید.
تاثیر آموزش استدلال ورزی در محیط بازخورد همتای آنلاین بر روی فرایند و پیامدهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
71 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش استدلال ورزی در محیط بازخورد همتای آنلاین بر روی فرایند و پیامد های یادگیری دانشجویان رشته علوم تربیتی است. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی رشته علوم-تربیتی دانشگاه خوارزمی-واحد کرج- بود که 40 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب، و به صورت تصادفی در یک طرح آزمایشی پیش و پس آزمون با گروه کنترل جایگزین، و به صورت جفت های یادگیری (20 جفت) همتا شدند. به منظور اجرای پژوهش، یک محیط بازخورد همتای آنلاین طراحی و تولید گردید. دانشجویان در این محیط به نگارش مقاله کوتاه و سپس ارائه بازخورد به مقاله کوتاه یک دیگر، و سپس بازنویسی آن براساس نظرات همتایان خود پرداختند. محتوای مقاله کوتاه و بازخورد همتای استدلالی دانشجویان با استفاده از یک طرح کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده های پژوهش از آزمون آماری تحلیل واریانس برای اندازه گیری مکرر، آزمون تی مستقل و آزمون همبستگی استفاده شد. نتایج نشان داد که ترکیبی از آموزش نگارش استدلالی و بازخورد همتا کیفیت مقاله های کوتاه و کیفیت بازخورد استدلالی، و همچنین میزان یادگیری تخصصی دانشجویان را افزایش می دهد. به علاوه بین فرایند و پیامد یادگیری بازخورد همتای دانشجویان همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت.
شناخت ترجیح بصری کودکان جهت ارتقاء خلاقیت با استفاده از روش کارت سورتینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت ترجیح بصری کودکان جهت ارتقاء خلاقیت با استفاده از روش کارت سورتینگ انجام گردیده است. برای نیل به این مقصود، از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوایی و جهت تجزیه، تحلیل و آنالیز اطلاعات از نرم افزار Optimal Sort استفاده شد. جامعه پژوهش، کودکان سنین ۴ تا ۱۰ سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و براساس پژوهش های تولیس و وود (2004)، در مجموع ۳۰ نفر از آن ها به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه و آزمون مرتب سازی کارت باز بود. نتایج یافته های تحقیق، حاکی از آن است که که محیط های طبیعی با داشتن ویژگی های ساختاری چون ایجاد کنجکاوی و حس اکتشاف، تعامل و انعطاف پذیری، انسجام و در عین حال پیچیدگی و رمز و راز که بر روان و ذهن کودک موثر است می توانند بستر مناسبی را در جهت بهبود خلاقیت و ارتقاء حوزه های یادگیری کودک (شناختی، عاطفی، حرکتی) فراهم آورند. همچنین ارزیابی های متعدد و کیفی، بیان میکنند که با درگیر کردن فضاهای آموزشی با طبیعت و استفاده از ویژگی های محیطی، می توان خلاقیت و نوآوری در کودکان را بهبود بخشید و با استفاده از این ویژگی ها می توان راهکارهایی را به عنوان الگو در طراحی محیط های ساخته شده کودکان در جهت پرورش خلاقیت آن ها ارائه داد.
مقایسه میزان فلات زدگی شغلی و عوامل مرتبط با آن در بین اعضاء هیئت علمی گروه علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
148 - 175
حوزههای تخصصی:
فلات زدگی، ایستایی و رکود شخصی است. یعنی فرد نه می آموزد و نه شایستگی های خود را گسترش می دهد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت فلات زدگی شغلی در بین اعضاء هیأت علمی است. این مطالعه به صورت پیمایش در سال 1397 در تهران، اهواز و یاسوج با نمونه ای بالغ بر 497 نفر از اعضاء هیئت علمی انجام شده است. ملاک تعیین دانشگاه های نمونه نظام رتبه بندی و سطح بندی دو سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (1395) می باشد. برطبق نمودارهای عنکوبتی و آزمون فریدمن جامعه پذیری علمی، فرهنگ سازمانی، فلات زدگی محتوایی، فلات ساختاری ذهنی و عدالت سازمانی در سه دانشگاه و در بین دو گروه علوم پایه و علوم انسانی از عوامل تأثیرگذار در فلات زدگی شغلی می باشد. مدل معادله ساختاری تدوین شده نیز شاخص های برازش مطلوبی را کسب کرد. با توجه به شاخص های برازش، تمامی فرضیات با مدل تجربی تحقیق هماهنگ بوده و واقعیات موجود در جامعه آماری مدل نظری را مورد تأیید قرار می دهد. از نظر میزان فلات زدگی شغلی(فلات زدگی محتوایی و ذهنی) اعضای دو گروه علوم پایه و علوم انسانی با هم تفاوت دارند بنابراین توجه به تنوعات درون و برون گروه های آموزشی امری لازم است. هر چند فضای آکادمیک، وضعیت تدریس و دغدغه ارتقاء در دانشگاه ها اعضاء هیأت علمی را با چالش های متعددی مواجه نموده که استمرار آن می تواند زمینه کاهش بهره وری و شادکامی ذهنی اعضاء هیأت علمی را در محیط آکادمیک فراهم سازد.
ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
177 - 202
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هداف شناسایی و ارائه الگوی استراتژی های توسعه منابع انسانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم در شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک های صنعتی شهر اهواز تدوین شده است. با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته (طرح توصیفی متوالی) و روش جمع آوری داده های مثلثی یعنی تحلیل اسناد شرکت ها، پرسشنامه و مصاحبه نیمه باز این مطالعه اجرا شده است. در بخش کمی با بهره گیری از دو پرسشنامه «نوآوری کارآفرینانه» و «یاددهی و یادگیری سازمانی (آموزش)» و در بخش کیفی با روش داده بنیاد الگوی پارادایمی توسعه منابع انسانی در شرکت های شیمیایی استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان داده که میانگین نوآوری کارآفرینانه 3 از 5 و میانگین توسعه یاددهی یادگیری سازمانی (آموزش) نیز 3 از 5 بوده است. همچنین عوامل علّی (میل به توسعه طلبی فردی شاغلین)، شرایط زمینه ای (وضعیت اقتصادی و تورمی اقتصاد و شرایط مالی و هزینه ای شرکت ها)، شرایط مداخله گر (توانمندی و مهارتهای کارکنان)، راهبردهای توسعه منابع انسانی (طراحی نظام راهبردی توسعه منابع انسانی شرکت) و پیامدها (انطباق نیروی کار با نیازهای روز فناوری) شناسایی شدند.
ارزیابی کیفیت برون داد و دستاوردهای پژوهش دانشگاهی: تأمّلی بر مطالعات موجود و دیدگاه های کنشگران تولید دانش در نظام دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کاوشی بر ارزیابی کیفیت برون داد و دستاوردهای پژوهش دانشگاهی از منظر کنشگران تولید دانش در یکی از دانشگاه های دولتی بزرگ کشور اجرا شد. رویکرد پژوهش، کیفی و روش مطالعه موردی با تکنیک همسوسازی بود. بدین منظور، در مرحله اول به بررسی و مداقه در پیشینه نظری و پژوهشی مبحث ارزیابی کیفیت برون داد و دستاورد و دستاوردهای پژوهشی و در مرحله دوم، مصاحبه های عمیق با اعضای هیئت علمی دانشگاه شیراز اقدام شد. جامعه آماری این پژوهش در مرحله دوم، استادان دانشگاه شیراز مشتمل بر 610 نفر بود. بر اساس روش نمونه گیری ملاکی و تکنیک اشباع نظری، تعداد 24 نفر از استادان گروه های آموزشی فنی- مهندسی، کشاورزی، انسانی و علوم پایه که حداقل درجه دانشیاری در حوزه تخصصی خویش را داشته و در پنج سال اخیر به عنوان پژوهشگر برگزیده استانی و یا کشوری تعیین شده اند، برحسب مورد مطالعه، انتخاب شدند و با آنان مصاحبه عمیق به عمل آمد. مجموع یافته های به دست آمده از این پژوهش، کیفیت برون داد و دستاورد پژوهش دانشگاهی را در دو مؤلفه «کیفیت انتشارات حاصل» و «کیفیت ارائه و جایگاه پژوهش» و به ترتیب در پنج شاخص «کیفیت نشریه»، «هم راستایی با شاخص های علم سنجی»، «اعتبار پژوهش»، «نوآوری و کارآمدی» و «کاربردی و اصیل بودن» مجموعاً در 32 نشانگر شناسایی کرد.
مفهوم سازی مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین مفهوم "مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه " بود. چارچوب روش شناختی مورد استفاده، رویکرد کیفی از نوع نظریه مبنایی با نگاه سیستمی بود. برای جمع آوری داده از اطلاع رسان ها، مصاحبه های عمیق غیررسمی و تحلیل اسناد استفاده شد. همچنین برمبنای اشباع نظری، 15 تن از حکمای معاصر و فیلسوفان تعلیم و تربیت و علوم اجتماعی در سطح جهانی برای مشارکت در این پژوهش دعوت شدند. 5 سند نیز به عنوان اطلاع رسان مورد استناد قرار گرفت. تحلیل داده ها در ۳ مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. نظریه نهایی نیز حول مقوله محوری "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " صورت بندی شد. باور پذیری نظریه تولید شده از طریق راهبردهای بازبینی اعضاء، تحلیل موارد منفی و چند سویه سازی منابع مورد تعدیل قرار گرفت. فرایند تحلیل داده ها تا حد شکل گیری نظریه نیز جهت تامین معیار اعتمادپذیری پژوهش، تا حد ممکن توصیف شد. نتایج نشان داد، "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " با اتکا به عوامل نگرشی، نظری و سازمانی قابل بازشناسی است. همچنین این سازه تحت تأثیر شرایط مداخله گر محیطی و سیاست های کلان و شرایط زمینه ای (قابلیت های عملی، قابلیت های فرهنگی، قابلیت های معنوی، قابلیت های نظری) قابل توسعه است. در واقع به کارگیری راهبرد رهبری حکیمانه، موجب توسعه حکمت در مدارس، بالندگی فرهنگی و تحقق اهداف نافع مدرسه خواهد شد.
ارائه الگوی تلفیقی جوامع یادگیرنده حرفه ای ناب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
147 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف آموزش کمک به پیروزی افراد است و نظام آموزشی که در تحقق این امر کارایی لازم را نداشته باشد، نیازمند بازبینی و اصلاح است. هدف این پژوهش، بهره گیری از اصول تفکّر ناب برای شناسایی و حذف موانعی است که تبدیل نظام آموزشی ایران به اجتماع یادگیرنده حرفه ای را به چالش می کشاند. در این پژوهش کیفی، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند در قالب کاربردی سیستماتیک از روش پژوهشی داده بنیاد، داده های حاصل از 13 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان ، مشاهده 10 منطقه آموزشی استان تهران و تحلیل محتوای 45 سند مرتبط، با کدگزاری در نرم افزار MAXQDA 12 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. 1370 کد استخراج شده، در قالب 239 مفهوم، 19 مقوله و 6 مؤلفه دسته بندی شده اند. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، آموزش بر اساس نیازهای فراگیران، معلّمان و سایر ذی نفعان عامل اصلی لزوم شکل گیری اجتماع یادگیرنده حرفه ای است که فرایندها و تعاملات شکل دهنده آن مثل همکاری، به اشتراک گذاشتن، ارزیابی و شناسایی، تحت تأثیر عوامل زمینه ای تسهیل گر (فرهنگ و رهبری) و عوامل بازدارنده (ضعف ها و اتلاف ها) قرار می گیرند. شدت و ضعف این دو دسته از عوامل، می تواند موجب بروز تغییراتی مثبت یا منفی در پیامدهای مورد انتظار این جوامع گردد.
بازگشت به مدیریت : طراحی و تبیین الگوی نوین صلاحیت های مدیران آموزشی با روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
229 - 251
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی بر آن است الگویی بر اساس تحلیل مضمون برای صلاحیت های مدیران مدارس آموزش وپرورش استخراج گردد. جامعه آماری این پژوهش در زمینه اسناد شامل: کلیه مقالات، رساله ها، طرح ها و گزارش های پژوهشی مرتبط با موضوع موردپژوهش در گستره زمانی 2000-2018 در حوزه صلاحیت های مدیران آموزشی با نمونه گیری هدفمند بود. در فرایند تحلیل مضمون با همسوسازی داده ها به تدوین و اعتبار یابی چارچوب صلاحیت های مدیران آموزشی پرداخته شد .پایایی نتایج با استفاده از روش هولستی 95/0 برآورد گردید. بر اساس یافته های این پژوهش صلاحیت های مدیران آموزشی در 4 تم فراگیر دانایی، تعالی معنوی، پویندگی و پایستگی خلاصه گردید. مضمون دانایی شامل دو مضمون پیش سازمان دهنده (یاددهی- یادگیری و سازمانی) و 8 مضمون پایه می باشد. مضمون تعالی معنوی شامل 3 مضمون پیش سازمان دهنده (عشق به هستی، جهان بینی معنوی و ایمان و امید) و 9 مضمون پایه است. مضمون پویندگی شامل 4 مضمون پیش سازمان دهنده (پیشرویی، تشریک مساعی، مدیریت ارتباطات، دیدگاه جهانی) و 8 مضمون پایه است. درنهایت مضمون پایستگی شامل 5 مضمون پیش سازمان دهنده (مدیریت تکنولوژی، مدیریت مالی پایدار، مدیریت نوآفرینی، مدیریت محیط زیست و مدیریت سلامت پایدار) و 13 مضمون پایه می باشد. مدل حاضر می تواند مبنای مناسبی برای مدیران در مدارس و همچنین سنجش و ارائه راهکارهایی برای انتخاب مدیران بر اساس مؤلفه های تعریف شده در این مدل باشد.
فهم پدیدارشناسانه تجربه زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران از پیک نوروزی
حوزههای تخصصی:
هدف پژهش حاضر، فهم پدیدارشناسانه تجربه زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهرتهران از پیک نوروزی بود. پژوهش از نوع کیفی و به روش پدیدارشناسانه انجام شد. شرکت کنندگان تعدادی از مادرانِ دانش آموزان دوره اول ودوم ابتدایی شهرتهران بودند که مصاحبه ای نیمه ساختارمند با آنان انجام شد. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و تحلیل مقایسه ای صورت پذیرفت. اطلاعات پس از انجام گفت وگو با 8 نفر از مادران دانش آموزان به اشباع رسید. پس ازکدگذاری باز و تقلیل و ادغام کدهای مشابه، سه مقولهء اصلی و هفت مقولهء فرعی استخراج گردید. مقوله اول عدم تاثیرگذاری مطلوب تکالیف نوروزی بر یادگیری، مقوله ء دوم، نکات مثبت و منفی حذف پیک نوروزی برای دانش آموز و والدین و مقوله سوم، نیاز به بازبینی تکلیف جایگزین بود. مادران دانش آموزان بر این باورند که تکالیف نوروزی کارایی و تاثیرگذاری کافی در یادگیری ندارند. نتایج نشان داد که والدین به تاثیر نامطلوب تکالیف نوروزی بر یادگیری معتقد بوده و به پدیده حذف پیک نوروزی از دو جنبه مثبت و منفی (دوربودن ازمطالب درسی درایام عید/ آسودگی والدین ودانش آموزان) نگاه می کنند.
طراحی مدل عوامل مؤثر در شکل گیری دانش دبیران در تلفیق فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل مؤثر در شکل گیری دانش ضروری برای دبیران در تلفیق فناوری است. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دبیران مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 93 -94 است که تعداد آن ها 5824 نفر (زن و مرد) بود. براساس فرمول کوکران، 255 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های ساهین (2011)، چای و همکاران (2011)، نیدرهاوزر و پرکمن (2008)، و چنن- موران و ولفولک هوی (2001) بود. برای آزمون فرضیه های پژوهش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها نشان داد بین همه حوزه های دانش محتوایی تربیتی فناوری همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و دانش محتوا، دانش تربیتی، دانش محتوای فناوری، دانش تربیتی فناوری، دانش محتوای تربیتی بر دانش محتوایی تربیتی فناوری (دانش ضروریِ معلم) اثر مستقیم دارند. علاوه بر این، دانش فناوری، دانش محتوا و دانش تربیتی به طریق غیرمستقیم بر دانش محتوایی تربیتی فناوری تأثیر دارند و بیشترین اثر کل مربوط به دانش محتواست.
اثربخشی درمان کوتاه مدت راه حل محور بر توانایی حل مسئله و روابط بین فردی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی تأثیر درمان کوتاه مدت راه حل محور بر توانایی حل مسئله و روابط بین فردی دانش آموزان دختر انجام شد. روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز بودند که به صورت تصادفی خوشه ای، از بین نواحی آموزش و پرورش، ناحیه 3 آموزش و پرورش شهر تبریز انتخاب شد. از ناحیه مزبور نیز یک مدرسه انتخاب و از بین آنان تعداد 30 دانش آموز دختر به روش نمونه گیری در دسترس برگزیده شدند، آن گاه به صورت تصادفی در دو گروه گواه (15) و آزمایش(15) قرار داده شدند. درمان راه حل محور کوتاه مدت در قالب هفت جلسه آموزشی برای گروه آزمایش اجرا شد و پس از اتمام جلسات آموزشی، هر دو گروه مجدداً نسبت به پیش آزمون در پس آزمون حل مسئله و روابط بین فردی شرکت کردند. در ادامه برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) و پرسشنامه روابط بین فردی سیگل، اسمیت و ماسکا (2001) استفاده شد که برای تعیین روایی آنها از روایی محتوایی و برای به دست آوردن پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شد که مقدار آن در پرسشنامه های مذکور به ترتیب 0/92 و 0/89 محاسبه گردید. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد: درمان راه حل محور کوتاه مدت بر حل مسئله و ابعاد آن و روابط بین فردی دانش آموزان مؤثر است. بنایراین می توان در جهت بهبود روابط بین فردی و توسعه مهارت های حل مسئله از رویکرد راه حل محور کوتاه مدت بهره جست.
تدوین الگوی ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان در افق ده ساله با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۸ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
56-35
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان آموزش و پرورش دوره ابتدایی شهرهای اصفهان، تهران و شهرکرد به تعداد 21115 نفر تشکیل داده اند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی بوده است که از بین نواحی شش گانه شهر اصفهان نوزدگانه شهرتهران ودوگانه شهرکرد حجم نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات آزمون محقق ساخته بوده است که حاوی 116 سئوال با مقیاس لیکرت بوده است. روایی محتوایی توسط اساتید محترم راهنما و مشاور و صاحب نظران این حوزه مورد تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ(81/0) برآورد شده است. داده ها در دو سطح آمار توصیفی (جداول فراوانی، درصد و نمودار) و آمار استنباطی(آزمون خی دو) به کمک نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد بیشترین میانگین نمره پاسخ در قسمت مؤلفه توسعه حرفه ای معلمان در بعد مهارتهای آموزشی، از نظر معلمان با 32/4 و کمترین میانگین نمره پاسخ در بعد مهارتهای ارتباطی، با 35/3 بوده است. بیشترین میانگین نمره پاسخ در قسمت مؤلفه توانمند سازی معلمان در بعد صلاحیتهای شناختی، از نظر معلمان با 43/4 و کمترین میانگین نمره پاسخ در بعد سطح هویت با 53/3 بوده است. بیشترین میانگین نمره پاسخ در قسمت مؤلفه رشد و بهبود شایستگی های معلمان در بعد مؤلفه شخصیتی، از نظر معلمان با 43/4 و کمترین میانگین نمره پاسخ در بعد مؤلفه توسعه حرفه ای با 59/3 بوده است