فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۴۱ تا ۶٬۵۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
اضطراب در مورد ویروس کرونا توجه تمام دنیا را به خود معطوف کرده است. اضطراب کرونا می تواند بر رفتار اثر بگذارد و رفتار نیز خود ممکن است باعث بیماری یا تشدید بیماریهای دیگر شود، بنابراین تغییرات رفتاری ناشی از موقعیت های اضطراب آور کرونا، شرایط را برای همه افراد سخت می کند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب ناشی از کرونا در زنان متاهل است. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان متاهل مراجعه کننده به دو پایگاه بهداشتی شهر رودهن با میانگین سنی (52/2 ± 14/37 سال) در سال ۱400 بودند. در ابتدا پرسشنامه اضطراب کرونایی بر روی تمامی زنان اجرا و از بین آنهایی که تمرات بالاتری در اضطراب کسب کردند تعداد ۳۰ نفر انتخاب و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه آنلاین مداخله آموزش ذهن آگاهی اقتباس از کابا تزین (۲۰۰۳) قرار گرفتند؛ اما در این مدت گروه کنترل در لیست انتظار گروه درمانی باقی ماندند پرسشنامه مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه استاندارد اضطراب کرونا علیپور و همکاران (2020) می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه ها، داده ها وارد نرم افزار SPSS25 شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جهت آزمون فرضیه ها نیز از آزمون های تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی تاثیر معکوس و معناداری بر اضطراب به وجود آمده ناشی از ویروس کرونا در زنان متاهل دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و اضطراب یک مداخله رفتاری است که بر مبنای توجه و تمرکز به خود استوار می باشد.
ارائه الگویی برای ارتقای مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان در انواع محیط های یادگیری
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم مهر ۱۴۰۰ شماره ۴۰
138 - 117
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف ارائه الگویی برای ارتقای مهارت های تفکر دانش آموزان در انواع محیط های یادگیری در شهر اهواز با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته تدوین شده است در بخش کمی با بهره گیری از پرسشنامه استاندارد مهارت های تفکر انتقادی کالفرنیا فرم ب (CCTST) که شامل 34 سوال چند گزینه ای است. و در بخش کیفی با روش داده بنیاد الگوی پارادایمی مهارت های تفکر دانش آموزان با استفاده از مصاحبه با افراد متخصص استخراج گردید. روایی سوالات مصاحبه بر اساس روایی صوری و محتوای و تایید 10معلم با سابقه مدیریت و تدریس و هچنین چند خبره دانشگاهی تعیین گردید. و برای اعتبار داده های مصاحبه از روش ملاک ارزیابی یک مطالعه به روش گراندد تئوری، در تحقیق حاضر از روش زاویه بندی (اجماع/ مثلث سازی) یعنی مصاحبه، تحلیل اسناد و مشاهدات محقق استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داده که نمره تفکر انتقادی جامعه مورد پژوهش 17.7 از 34 است. و کمترین نمره مرتبط با سوالات بخش تحلیلی هستند که نشان از ضعف تفکر تحلیلی انتقادی به مسائل می باشد. مقایسه وضع موجود و مطلوب نشان می دهد بین تفکر انتقادی دانش آموزان از وضعیت مطلوب و وضعیت موجود فاصله زیادی وجود دارد.عدد وضع مطلوب بیانگر دو برابر بودن نسبت به عدد وضع موجود می باشد.
نقش خود متمایزسازی در پیش بینی رضایت زناشویی زنان شاغل
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم مهر ۱۴۰۰ شماره ۴۰
248 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش تعیین رابطه خود متمایزسازی با رضایت زناشویی زنان شاغل در اداره آموزش وپرورش شهرستان ملارد بود. این پژوهش برحسب هدف بنیادی است و برحسب نحوه گردآوری داده ها همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 100 نفر از شاغلین زن متأهل آموزش وپرورش شهرستان ملارد می باشد. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و با استفاده از ابزار فیش برداری اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد و در مرحله نهایی برای گردآوری اطلاعات از نمونه آماری از دو پرسشنامه استاندارد رضایت زناشویی انریچ(ENRICH-115) و خود متمایزسازی دریک و مورداک(SDI-CF)، استفاده شده است. همچنین نرمال بودن داده ها به وسیله آزمون کلموگروف اسمیرنف بررسی شد. با توجه به آزمون که از نوع همبستگی می باشد، برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد: خود متمایزسازی رضایت زناشویی زنان شاغل را پیش بینی می کند و همچنین بین خودمتمایزسازی با رضایت زناشویی زنان شاغل در آموزش وپرورش شهرستان ملارد رابطه معنی دار مثبت وجود دارد.
چالش فلسفی کرونا در تدوین برنامه درسی از منظر فلسفه تحلیلی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم مهر ۱۴۰۰ شماره ۴۰
272 - 262
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چالش فلسفی کرونا در تدوین برنامه درسی از منظر فلسفه تحلیلی می باشد . روش تحقیق حاضر بر اساس هدف ، از نوع مطالعات نظری و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع روش توصیفی است که اطلاعات آن با استفاده از روش کتابخانه ای جمع آوری گردید. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل اسناد، مدارک، کتاب، مقالات و مطالب و مفاهیم در ارتباط با موضوع پژوهش بود که با توجه به سطح دسترسی به این مطالب، به استفاده و فیش برداری از مفاهیم در این حوزه پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اگر چه پاندمی کرونا، مشکلات زیادی بر تمام شاخص های جامعه از جمله سلامت مردم تحمیل کرد، اما منجر به شکوفایی برخی قابلیت ها در کشور شد که از جمله آن می توان به فراگیر شدن و رونق یافتن آموزش مجازی در سراسر کشور اشاره کرد. بنابراین پیشنهاد می شود که با توسعه زیرساخت های لازم از قبیل توسعه شبکه سراسری اینترنت و افزایش سرعت آن، تولید نرم افزارهای آموزشی تعامل محور، و استفاده از تجارب کسب شده در این پاندمی شاهد رونق روز افزون آموزش مجازی در کشور باشیم و حتی بعد از پایان یافتن شیوع کرونا، این نوع آموزش در کنار آموزش حضوری تداوم داشته باشد.
بررسی تأثیر آموزش زبان عربی بر انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان براساس الگوی تدریس مشارکتی «جیگ ساو»
منبع:
پژوهش در آموزش زبان و ادبیات عرب سال سوم زمستان ۱۴۰۰شماره ۴
148 - 156
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش زبان عربی با الگوی تدریس مشارکتی جیگ ساو بر انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه نهم متوسطه اول انجام گرفته است. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه آزمایش و گواه است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل پایه نهم متوسطه اول شهرستان هرسین است. برای دستیابی به این هدف نخست یک نمونه 30 نفری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد سپس به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه انگیزشی ولرند است. پیش آزمون انگیزش تحصیلی در هر دو گروه آزمایش و کنترل توسط پژوهشگر به اجرا درآمد. در گروه آزمایش، ابتدا معلم درس خود را به طور کامل به دانش آموزان ارائه کرد و از الگوی تدریس مشارکتی از نوع جیگ ساو به عنوان مکملی برای مفهوم آموزش داده شده استفاده نمود و در گروه کنترل برای آموزش مفاهیم زبان عربی، به روش معمول خود عمل کرد. در ادامه پس آزمون انگیزش تحصیلی توسط پژوهشگر اجرا و داده ها با استفاده از نرم افزار Spss بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از تکرار اندازه گیری نشان داد که بعد از آموزش تفاوت معناداری در نتایج حاصل از انگیزه ی پیشرفت تحصیلی گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل ایجاد شد اثر تکرار با مقدار F برابر با 57/37 که در سطح (p ≥ 0.001) معنادار است. یافته های این پژوهش درمجموع اعتبار و اعتمادپذیری برنامه آموزش به شیوه تدریس مشارکتی جیگ ساو به عنوان یک ابزار مؤثر برای افزایش انگیزه ی پیشرفت تحصیلی درس عربی دانش آموزان را مورد تائید قرار داد.
بررسی زندگی نامه علمی حمدالله مستوفی با تکیه بر نزههالقلوب و اهمیت آن در آموزش تاریخ
حوزههای تخصصی:
جغرافی نگاران ایرانی علاوه بر جغرافیا، شیوه زیست مردم و عقاید دینی و مذهبی و محدوده قلمرو آنها در ایران را در مناطق گوناگون این سرزمین مورد بررسی قرار می دهند. از جمله این جغرافیی نگاران؛ حمدالله مستوفی بود. در سنت جغرافیا نگاری که از قرون نخستین اسلامی شروع شده بود تا عصر ایلخانان مغولان نیز ادامه داشت. در این پژوهش قصد بر آن است که زندگی این مؤلف و تسلط علمی این مؤلف اثر با تکیه بر اثر جغرافیایی او یعنی نزهه القلوب و اهمیت تاریخی آن مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که جغرافیی نگاران ایرانی با نگرش خاص خود به سرزمین ایران، اهداف خود مبنی بر شناخت تاریخی این سرزمین جاوید و تمایز آن با سرزمین های دیگر را وجه همت خود قرار داده بودند، بررسی آثار آنها از نظر تاریخی ارزش و اهمیت بسیاری دارد. در این میان پرداختن به زندگی آنها و معرفی آثارشان از جنبه تاریخی از جمله کارهاییست که محققان در حیطه علوم انسانی به صورت عمومی و در حیطه جغرافیا به صورت خاص، باید آن را مورد توجه قرار دهند
یادگیری مبتنی برکندوکاو (IBL) الگویی جهانی در آموزش مجازی نور
منبع:
پژوهش در آموزش علوم تجربی سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
23 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی اثربخشی یادگیری مبتنی برکندوکاو (IBL) به عنوان الگویی جهانی در آموزش مجازی، بر افزایش یادگیری دانش آموزان پایه هشتم از مفاهیم مربوط به نور است. شیوه این مطالعه به صورت کمی و از نوع شبه آزمایشی تک گروهی است. جامعه آماری تحقیق تمام دانش آموزان پایه هشتم شهرستان رباط کریم در سال تحصیلی 1400-1399 است. انتخاب نمونه به صورت تصادفی و خوشه ای، یک کلاس 30 نفری از دانش آموزان پایه هشتم از یک مدرسه دولتی است. عملکرد دانش آموزان به کمک آزمون محقق ساخته با روایی و پایایی مناسب در طرح پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شده است. نتایج از لحاظ شاخص های آماری توصیفی مانند جدول میانگین نمرات و همچنین آزمون پارامتریک t برای گروه های همبسته نشان می دهند که الگوی یادگیری مبتنی برکندوکاو (IBL) یادگیری دانش آموزان را به صورت چشمگیری افزایش می دهد و از طرفی وابستگی صرف به حضور فیزیکی معلم و حتی جزوه معلم را کاهش می دهد. در این الگو گاهی تدریس فقط با یک سؤال آغاز می گردد و ذهن دانش آموزان برای پاسخ به آن سؤال فعال می گردد و یادگیری از همین نقطه شروع می شود. در ایام بیماری ناشی از ویروس کرونا که دانش آموزان در منزل هستند، ذهنی فعال و کنجکاو خواهند داشت به طوری که دانش آموزان می توانند در مورد مفاهیم مربوط به نور با اعتماد به نفس صحبت کنند، توضیح دهند و حتی مفاهیم مربوط به نور را به مفاهیم دیگر بسط و تعمیم دهند.
واکاوی پدیدار شناختی عوامل مؤثر بر بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
412 - 387
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازجمله تحقیقات کیفی بود که به صورت میدانی اجرایی گردید. روش کیفی مورداستفاده در تحقیق حاضر از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان در تحقیق حاضر شامل افرادی بودند که به صورت داوطلبانه در ورزش مدارس مشارکت داشتند. مشارکت کنندگان در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با رویکرد انتخاب نمونه گیری همگون و درعین حال با رعایت حداکثر تنوع نمونه گیری شدند. این مسئله تا رسیدن به اشباع نظری شکل گرفت. درنهایت تعداد 15 مصاحبه در این خصوص انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از تحلیل موضوعی استفاده گردید. نتایج نشان داد که 4 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی وجود دارد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر عوامل مؤثر بر بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس در 4 بخش شامل جنبه های فردی، مسائل اجتماعی-فرهنگی، مسائل مدیریتی و حقایق ورزشی مشخص گردید. به عبارتی توجه به عوامل شناسایی شده می تواند زمینه جهت بهبود مشارکت های مردمی در ورزش مدارس را فراهم نماید.
بررسی تلفیق پذیری ربات های اجتماعی دورحضور و داستان پردازی طرفداران در زبان آموزی با اهداف پزشکی
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
58 - 30
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تجربه های دانشگاهی و حرفه ای فراگیران در کاربرد ربات های اجتماعی برای آموزش زبان پزشکی انجام شد. با کاربرد طرح موازی در فازهای کمی و کیفی، این پژوهش متممی با انتخاب به شیوه ی نمونه گیری آسان از بین 389 فراگیر دختر و پسر فارسی و غیر فارسی زبان مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی علوم پزشکی انجام شد. با تقسیم تصادفی شرکت کنندگان به دو گروه داستان پردازی یاددهنده ها و فراگیران، نخست یک پیمایش برخط برگزار شد که نگرش فراگیران را راجع به زبان آموزی دانشگاهی مبتنی بر ربات های اجتماعی جویا شد. با شروع دوره ی 16 جلسه ای، شرکت کنندگان در هر جلسه با داستان پردازی، مهارت های خواندن و نوشتن با اهداف پزشکی را بر روی ربات اجتماعی تمرین کردند. سپس، اساتید رشته های تخصصی با همکاری اساتید آموزش زبان به آموزش و ارزیابی انفرادی شرکت کنندگان پرداختند. در جلسه ی هشتم، بار دیگر پیمایش برگزار شد. در پایان دوره، با برگزاری یک جلسه ارزیابی در عرصه های بهداشتی و درمانی، عملکرد نوشتاری و خوانداری شرکت کنندگان حین رفع نیازهای بیماران از طریق یک آزمون بالینی ارزیابی شد. شش هفته بعد، شرکت کنندگان منتخب به پرسش های مصاحبه ی متمرکز پاسخ گفتند. نتایج نشان داد که حضور فراگیران در داستان پردازی طرفداران برای تمرین مهارت های زبان با اهداف پزشکی، جریان درک خوانداری و نوشتاری را تسهیل کرد. تحلیل حاصل از پاسخ شرکت کنندگان به پرسشنامه ی نگرش همسو، حضور مشارکت گونه ی فراگیران در جریان تمرین و یادگیری را در کاربست پذیری ربات های اجتماعی دورحضور در زبان آموزی با اهداف پزشکی پررنگ جلوه می داد. راه توسعه ی زبان آموزی پزشکی مبتنی بر ربات های اجتماعی تمرکز بر تجربیات و دانش فراگیران است.
بررسی نقش سواد برنامه درسی در توسعه حرفه ای معلمان با میانجی گری اجتماعات حرفه ای یادگیری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خواف
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش سواد برنامه درسی در توسعه حرفه ای با میانجی گری اجتماعات حرفه ای یادگیری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خواف بود که با روش پژوهش همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خواف در سال تحصیلی 1400-1399 شامل 788 نفر (416 نفر مرد و 372 نفر زن) بودند. از بین آنها و مطابق با فرمول کوکران، تعداد 258 نفر از معلمان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان گروه نمونه (105 نفر مرد و 153 نفر زن) انتخاب شدند. پس از توضیح به گروه نمونه در خصوص هدف پژوهش و فواید آن، اعضای نمونه به پرسشنامه های توسعه حرفه ای معلمان (ایوبی، 1393)، سواد برنامه درسی (عباباف، 1392)، و اجتماعات حرفه ای یادگیری (اولیور و همکاران، ۲۰۰۹) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار SPSS-23 و AMOS-9 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین سواد برنامه درسی با اجتماعات حرفه ای یادگیری، رابطه معنی دار با رقم 874/3 درصد، بین اجتماعات حرفه ای یادگیری با توسعه حرفه ای رابطه معنی دار با رقم 994/3 درصد، بین سواد برنامه درسی با توسعه حرفه ای رابطه معنی دار با رقم 058/4 درصد، و بین سواد برنامه درسی با توسعه حرفه ای و نقش میانجی اجتماعات حرفه ای یادگیری رابطه معنی دار با رقم 12 درصد با سطح اطمینان 9/99 درصد، برقرار است.
شناسایی میزان شیوع افسانه های عصبی در میان دانشجو معلمان ایران
حوزههای تخصصی:
هم زمان با پیشرفت های شگرفی که در سال های اخیر در اکتشاف سازوکارهای عصبی پایه یادگیری، حافظه، استدلال، هیجان و سایر فرایندهای شناختی فراهم آمده است، اشتیاق فراوانی به کاربست این دانش برای بهبود سیاست ها و اقدامات تربیتی نیز نمایان گشته است. به موازات این اشتیاق روزافزون از جانب تربیت شناسان، معلمان، سیاست گذاران و سایر کارگزاران تربیتی، برخی بدفهمی ها نیز متداول گشته که از آن ها به عنوان افسانه ها یا اسطوره های عصبی یاد می شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی افسانه های عصبی رایج در میان دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بوده است. به همین منظور از راهبرد پژوهشی پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده همه دانشجو معلمان مراکز شش گانه مستقر در شهر تهران(4785نفر) و روش نمونه گیری، طبقه ای نسبتی بوده است. در مجموع تعداد 449 پرسش نامه معتبر به صورت داوطلبانه تکمیل و در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای مشتمل بر59 ادعای(درست و نادرست) درباره افسانه های عصبی بوده است. روایی ابزار با استفاده از نظر متخصصان تایید شد و پایایی آن با محاسبه فرمول کودر ریچاردسون 21 بالای 88/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که 8 افسانه عصبی یا اطلاعات نادرستی که آن ها را به عنوان واقعیت تلقی می کنند در میان دانشجو-معلمان بیشترین رواج را دارد. این بدفهمی ها به ترتیب عبارتند از: سبک یادگیری حسی ترجیحی یادگیرندگان؛ ورزش های مناسب برای تمرین هماهنگی در انجام مهارت های ادراکی-حرکتی؛ برتری نیمکره ای(چپ مغزی، راست مغزی)؛ باشگاه(ورزش) مغز؛ تقدم یادگیری زبان دوم به فراگیری زبان مادری؛ هم سان عمل کردن حافظه انسان وحافظه کامپیوتر؛ تقویت ذهن کودکان از طریق مکمل های امگا3؛ و ارتقای عملکرد تحصیلی از طریق مکمل های اسید چرب(امگا 3 و 6). نتایج این مطالعه از شیوع گسترده افسانه های عصبی در میان دانشجو معلمان حکایت می کند و بنابراین پیشنهاد می شود تدابیری مناسب در جهت ارتقای سواد دانشجو-معلمان درباره کاربردهای آموزشی معتبر از دانش و پژوهش مغز اتخاذ شود.
شناسایی مولفه های کلیدی جهت استقرار مدیریت دانش به منظور توسعه حرفه ای پایدار معلمان
حوزههای تخصصی:
رهبری فرایندهای سازمانی به کمک سیستم مدیریت دانش، با توجه به اهمیت روزافزون آن، به یک ضرورت سازمانی تبدیل شده است. با توجه به این موضوع، این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های کلیدی جهت استقرار مدیریت دانش برای توسعه حرفه ای پایدار معلمان انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی بود و با روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه پژوهش عبارت بود از: کتاب ها و مقالات پژوهشی موجود در ایران و مجلات وب گاه علومWoS (Web of Science)، با عنوان مدیریت دانش در نظام های آموزشی، مبانی نظری سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش، معلمان مدارس دولتی دخترانه دوره متوسطه شهر تهران و فضای فیزیکی مدارس. داده ها به روش مثلث سازی و با مطالعه اسناد مرتبط، مصاحبه های نیمه ساختار یافته و مشاهده، گردآوری شدند. مشارکت کنندگان در مصاحبه، 22 نفر از معلمان مدارس دولتی دخترانه دوره متوسطه بودند که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فضای فیزیکی 7 مدرسه دولتی دخترانه دوره متوسطه نیز مشاهده شد. داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که برنامه های توسعه حرفه ای معلمان در نظام آموزشی ایران با چالش های جدی مواجه هستند. برنامه های کنونی به جای همگامی با تحولات علمی و فناوری، بیشتر به دنبال حفظ و تقویت ساختاری نظام آموزشی هستند. بر اساس این یافته ها، مولفه های کلیدی جهت استقرار مدیریت دانش برای توسعه حرفه ای پایدار معلمان چهار مولفه است که عبارتند از: رهبری دانش، فرهنگ دانش دوست، طراحی ساختار دانش بنیان و فناوری پیشرفته در مدارس و بر این پایه، دو مقوله اصلی جهت گیری حرفه ای معلم و روابط حرفه ای معلم به منظور برنامه ریزی برای توسعه حرفه ای پایدار معلم در ساختارهای دانش بنیان ضروری است.
تأثیر تدریس با روش معکوس در مقایسه با روش های همیاری، کاوشگری و سخنرانی بر یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر استفاده از روش های معکوس، همیاری، کاوشگری و سخنرانی بر یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شده است. این پژوهش کاربردی، با رویکرد کمی و به روش شبه آزمایشی با استفاده از سه گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری، کلاس های پایه ششم مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان نیشابور بودند که در این پژوهش، 40 دانش آموز از چهار کلاس در مدارس ابتدایی پسرانه در شهرستان نیشابور، که معلمان آن ها به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، مشارکت داشتند. در هر مدرسه ده نفر از دانش آموزان پایه ششم که با نظر معلمان از هوش متوسطی برخوردار بودند، انتخاب شدند. گروه های آزمایش با استفاده از روش های تدریس کاوشگری، همیاری و معکوس و گروه گواه به روش سخنرانی در پنج جلسه 45 دقیقه ای با استفاده از پروتکل های طراحی شده آموزش دیدند. لازم به ذکر است دو جلسه هم به آموزش معلمان برای اجرای صحیح پروتکل های آموزشی اختصاص یافت. مدت این دوره پنج هفته و محتوای آن درس نهمِ کتاب علوم تجربی، مبحث انرژی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، شامل پروتکل های طراحی شده تدریس در روش های همیاری، معکوس و کاوشگری و فرم های پیش آزمون و پس آزمون هر کدام با ده سوال بود؛ که روایی آن با استفاده از نظر معلمان مورد بررسی قرارگرفت. جهت تحلیل داده های آماری از شاخص های آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(تحلیل کواریانس تک متغیره، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت بررسی معناداریِ تفاوت میانگین بین گروه ها) استفاده شد. در رابطه با سوالاتِ تحقیق، نتایج نشان داد؛ بین روش های تدریس معکوس، کاوشگری، همیاری و سخنرانی در یادگیری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در مبحث انرژی علوم تجربی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج حاکی از آن بود که بین اثرِ روش معکوس با اثرِ سایر روش ها تفاوت معناداری وجود دارد. این پژوهش کاربرد روش تدریس معکوس را برای تدریس مباحث مختلف در کنار روش های دیگری همچون همیاری و کاوشگری برای درس علوم تجربی پیشنهاد می کند.
آینده پژوهی تربیت معلم در استفاده از رسانه های آموزشی
حوزههای تخصصی:
امروزه رسانه ها به عنوان عنصر جدایی ناپذیر زندگی انسان مطرح می شوند. ضرورت و اهمیت استفاده از رسانه های آموزشی، بسیاری را در چگونگی استفاده از این منابع سخت افزاری و نرم افزاری به تحقیق و بررسی واداشته است. با توجه به اینکه توسعه و گسترش فناوری، اثرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی انسان از جمله آموزش داشته است و از آنجایی که تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآزموده در مراکز دانشگاهی انجام می گیرد. بهترین راه، اصلاح و تغییر نگرش این مراکز در استفاده از منابع سخت افزار، نرم افزار و تعریف و اجرای دوره های آموزش نظری و عملی مرتبط با موضوع در دانشگاه می باشد. مراکز آموزش عالی و از جمله دانشگاه فرهنگیان، که به عنوان یکی از مهم ترین نظام های آموزشی، نقش اساسی در تولید و اشاعه دانش و اطلاعات دارد می تواند نگرش مناسب در استفاده از رسانه های آموزشی را ایجاد کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوری و رسانه های آموزشی در ارتقاء فرآیند یاددهی-یادگیری دانشگاه، انجام گرفته است. روش پژوهش در این نوشتار مروری بوده و با استناد به مقالات معتبر علمی و با تحلیل منابع مرتبط با موضوع تهیه شده است. نتایج ناشی از این تحقیق حاکی از آن است که استفاده مناسب از رسانه ها و فناوری در کلاس های درس موجب افزایش مشارکت دانشجویان در فرایند یاددهی-یادگیری و بهبود عملکرد آنان در این امر می شود و درنهایت، فرصت آموزش نوین و مؤثر در دانشگاه را به خوبی میسر می گرداند.
مقایسه کارکردهای اجرایی در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده و عادی با درنظر گرفتن نقش جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکرد های اجرایی (بازداری پاسخ – توجه پایدار – حافظه فعال) در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده و کودکان عادی با در نظر گرفتن نقش جنسیت انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری مورد مطالعه تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی (سنین 8 تا 12 سال) شهر تبریز در سال تحصیلی 97_ 98 بودند. از این جامعه تعداد 100 کودک مبتلا به اختلال رفتاری برونی سازی شده (50 دختر و 50 پسر) و 100 کودک عادی (50 دختر و 50 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای با استفاده از پرسشنامه علایم مرضی کودکان CSI-4 فرم معلم انتخاب شدند. به منظور سنجش کارکرد های اجرایی از آزمون استروپ، آزمون سنجش عملکرد پیوسته و آزمون حافظه کاری وکسلر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد کارکرد های اجرایی بین کودکان مبتلا به اختلال رفتاری برونی سازی شده وکودکان عادی متفاوت می باشد (43/ 62F=، 05/0>p). همچنین کارکرد های اجرایی بین دختران و پسران نیزمتفاوت است (66/4F =، 05/0>p). نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که کارکرد های اجرایی در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده ضعیف تر از کودکان عادی است. در بازداری پاسخ و توجه پایدار بین گروه دختران و پسران تفاوت معناداری وجود نداشت، اما در زمینه حافظه فعال، دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران داشتند.
اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر دبیرستانی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۳۹
184 - 172
حوزههای تخصصی:
اضطراب امتحان از جمله اختلالهای روانی است که به عنوان مانعی برای انجام فعالیت های عادی و به ویژه وظایف تحصیلی محسوب می گردد. آموزش ذهن آگاهی یکی از رویکردهای نوین برای درمان اختلالات اضطرابی است که پژوهش های اندکی اثربخشی آن را برای این دسته از اختلالات بررسی کرده اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر آموزش ذهن آگاهی در کاهش اضطراب امتحان بود. این پژوهش نیمه آزمایشی وبه شیوه طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری کلیه (214 نفر) دانش آموزان دبیرستان زینب کبری (س)شهر قروه بودند که پرسش نامه اضطراب امتحان ابوالقاسمی را تکمیل کردند. و از بین جمعیت بالینی 30نفراز آن هایی که دارای نمره اضطراب بالای میانگین بودند به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند. برنامه مداخله درمان مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) برای گروه آزمایش در8 جلسه دو ساعته , هفته ای یک روزاجرا شد. داده ها از طریق آنوای آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که نمره اضطراب امتحان درگروه آزمایشی به طور معنی داری کمتر از نمرات گروه کنترل شد، بدین معنا که مداخله ذهن اگاهی تأثیر مثبت برگروه آزمایش داشته است ( 50/0> =(P بعلاوه, این تاثیر با پیگیری یک ماهه پایدار بود.بنابراین پیشنهاد میشود این برنامه درمانی به منظور کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان مورد استفاده قرار بگیرد.
نقش میانجیگری اشتیاق تحصیلی در رابطه علّی سبک های دلبستگی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: از مشکلات شایع در بین دانشجویان، پایین بودن سطح انگیزه و افزایش فرسودگی تحصیلی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه علّی سبک های دلبستگی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان با میانجیگری اشتیاق تحصیلی بود. روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی و از نوع طرح های همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، همه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 96-1395 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان بود. نمونه شامل 403 نفر، از طریق فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل: 1. مقیاس ابعاد دلبستگی کولینز (1996). در نسخه اصلی، ضریب آلفای کرونباخ برای دلبستگی ایمن 81/0، دلبستگی اجتنابی 78/0 و دلبستگی اضطرابی 85/0 گزارش شدند. روایی این مقیاس مطلوب بود و ضریب پایایی کل پرسشنامه 60/0 محاسبه شد. 2. مقیاس فرسودگی تحصیلی مسلش (2002). در تحقیق حاضر ضریب پایایی کل 85/0 و ضریب پایایی برای خرده مقیاس های فرسودگی تحصیلی (خستگی، بی علاقه بودن و خودکارآمدی پایین) به ترتیب 85/0، 80/0، و 75/0 به دست آمد. 3. مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و بلومنفلد و پاریس(2004). طراحان مقیاس، ضریب پایایی این مقیاس را 86/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر ضریب پایایی کل پرسشنامه 83/0 به دست آمد. به منظور تحلیل داده ها، شاخص های برازش و ضرایب مسیر استخراج شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، همه خرده مقیاس های پژوهش دارای بارهای عاملی معناداری هستند. سبک ایمن با میانجیگری اشتیاق تحصیلی با فرسودگی تحصیلی، همبستگی منفی و معنا داری داشت. سبک اضطرابی با میانجیگری اشتیاق تحصیلی با فرسودگی تحصیلی رابطه معنا داری نداشت، و سبک اجتنابی با میانجیگری اشتیاق تحصیلی با فرسودگی تحصیلی، رابطه مثبت و معنا دار داشت. نتیجه گیری: سبک های ایمن و اجتنابی در تبیین و پیش بینی فرسودگی تحصیلی نقش دارند. این سبک ها از یک سو تحت تأثیر اشتیاق تحصیلی قرار دارند و از سوی دیگر می توانند اثرات معناداری بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان داشته باشند.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های رسالت مدارس در پسا کرونا به شیوه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
27 - 38
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : مدارس از مهم ترین ارکان توسعه هر کشوری هستند زیرا نیروی انسانی متخصص و کارآمد را برای آن کشور تربیت می کنند؛ اما همه گیری ویروس کرونا همه سازمان ها و رسالت مدارس و سیستم آموزشی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. هدف از انجام این پژوهش واکاوی ابعاد و مؤلفه های رسالت مدارس در شرایط پسا کرونا به منظور پیشنهاد برنامه مدون برای مدیریت شرایط پسا کرونا در مدارس بود.
روش شناسی پژوهش : رویکرد پژوهش، کیفی و از روش نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه آماری شامل متخصصین رشته مدیریت آموزشی بود که برای گردآوری داده های کیفی با 14 نفر از متخصصین رشته مدیریت آموزشی مصاحبه انجام شد. در این پژوهش، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند تا جایی ادامه یافت که پژوهشگر با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای نمونه به اشباع نظری رسید.
یافته ها : با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، بررسی اسناد و تجزیه وتحلیل محتوای مصاحبه ها، مؤلفه ها و ابعاد رسالت مدارس شناسایی شد. طی این سه مرحله 148 کد باز، 13 کد محوری و 5 کد انتخابی شناسایی شد که رسالت مدارس در شرایط پسا کرونا شامل پنج رسالت حفظ سلامت روانی و جسمی، ارتقای وضعیت مالی و اقتصادی، ارتقای آموزشی و فرهنگی، ارایه مشاوره و رسالت ارزیابی مستمر شد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد مدارس در پساکرونا دارای رسالت هایی هستند که باید در ابتدا شناسایی شوند و برای پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت به این رسالت ها عمل گردد.
تحلیل محتوای کتاب فارسی هفتم از حیث توجه به مسئولیت پذیری و خودباوری
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب فارسی پایه هفتم از منظر توجه به دو مقوله مسئولیت پذیری و خودباوری است. جامعه آماری این پژوهش کل کتاب فارسی پایه هفتم است و کل جامعه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده است. تحلیل محتوای پژوهش حاضر، به صورت کمی و کیفی با روش کدگذاری قیاسی و طبقه بندی داده ها انجام گرفته و واحد تحلیل آن سطر بوده است. برای رسیدن به پایایی، بخش هایی از کتاب توسط دو کدگذار، کدگذاری گردید و روایی آن هم با درگیری طولانی مدت پژوهشگر با پژوهش صورت پذیرفت. در این پژوهش مشخص شد که کم تر از نیمی از کتاب به مسئولیت پذیری و خودباوری توجه کرده است که البته از بین این دو مقوله مسئولیت پذیری مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. از بین ریزمؤلفه های مسئولیت پذیری، به وظیفه شناسی بیش ترین و به بهانه نیاوردن کم ترین توجه صورت گرفته است و در بین ریزمؤلفه های خودباوری، به مثبت اندیشی بیش ترین و به حس رضایت از خود، کم ترین میزان توجه شده است.
رابطه استرس شغلی با نماز خواندن در دانشجویان رشته پرستاری
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
26 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه استرس شغلی با نماز خواندن دانشجویان پرستاری شهر تهران در سال 1399 به انجام رسید.روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه اماری 123 نفر از دانشجویان پرستاری بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس شغلی شوکلا و سریواستاوا (2016) و پرسشنامه خودسنجی التزام عملی به اعتقادات مذهبی نوید (1389) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج نشان داد که بین نماز خواندن و استرس شغلی رابطه معنی دار وجود دارد. و نماز خواندن باعث کاهش استرس شغلی می شود. نتایج رگرسیونی هم نشان داد که نماز خواندن به میزان 30 درصد می تواند استرس شغلی را پیش بینی کند. نتیجه گیری: بر این اساس می توان چنین نتیجه گیری کرد که از طریق تقویت نماز خواندن و برنامه های موثر در گرایش افراد به نماز خواند می توان استرس شغلی پرستاران را کاهش داد.