فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۸۱ تا ۶٬۴۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین در سازگاری اجتماعی نابینایان بود. مطالعه حاضر مقطعی از نوع همبستگی بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، همه افراد نابینای عضو انجمن نابینایان شهرستان ارومیه در سال 1397 بود ) 257 نفر( که همگی به عنوان نمونه ی آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های همدلی عاطفی )دویس، 1983 (، ارتباط خانوادگی )کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002 (، مهارت های ارتباطی )بارتون، 1990 ( و سازگاری اجتماعی )سینها و سینگ، 1993 ( بود. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که با افزایش نمرات همدلی عاطفی، الگوهای ارتباط گفت وشنود، همنوایی، مهارت های ارتباطی، بازخورد، و گفت و شنود؛ نمره ی سازگاری اجتماعی نابینایان به طور معناداری کاهش می یابد. با توجه به اینکه، در پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی، نمره ی بالاتر به معنای سازگاری پایین تر است، پس با افزایش همدلی عاطفی، الگوهای ارتباط گفت وشنود و همنوایی و مهارت های ارتباطی بازخورد، شنود و کلامی میزان سازگاری اجتماعی نابینایان افزایش می یابد. همچنین همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین به طور معناداری توانستند 5/ 40 درصد از تغییرات سازگاری اجتماعی نابینایان را پیش بینی کنند ) 05 / .)P> 0 نتیجه گیری: برای بهبود سازگاری اجتماعی نابینایان می توان میزان همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین را از طریق کارگاه های آموزشی ارتقا داد.
The Mediating Role of Learning Emotions in Relation to Learning Approaches with Academic Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Learning emotions consist of a range of ups and downs students come across in the classroom concerning the subject of study that may affect their performance in academic affairs and the correlation between learning approaches and academic engagement. The present study discussed the mediating role of learning emotions in the relationship between learning approaches and academic engagement in the academic year 2020/2021. The study used a correlation-descriptive research method and multistage cluster sampling. Participants were 384 female upper-secondary school students according to the Cochran formula. Three types of questionnaires were used to collect data: Reeve and Tseng’s academic engagement, Miller et al.’s learning approaches, and Pekrun’s learning emotions. Data were analyzed using Structural Equation Modelling in PLS software. Our findings showed that learning emotions (both positive and negative) have a mediating role in the correlation between learning approaches (learning goals, performance goals, instrumental/future goals, perception ability, external and internal evaluation) and academic engagement (P≤0/05). Moreover, learning approaches have a significant positive correlation with academic engagement (P≤0/05). Furthermore, learning approaches have a significant positive correlation with positive learning emotions, but a significant negative correlation with negative learning emotions (P≤0/05). We can hereby deduce that positive emotions have a significant positive correlation with academic engagement (P≤0/05), whereas the correlation coefficient between negative learning emotions and academic engagement is not significant (P≥0/05). It can be concluded that academic engagement is significantly affected by learning approaches and learning emotions and positive emotions increase the effect of learning approaches on academic learning.
بازکاوی اهمیت نقش مادر در تربیت دینی دختران
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۳۵
134 - 120
حوزههای تخصصی:
اسلام مملو از مقولاتی در زمینه مقام و جایگاه والدین در خانواده است. یکی از موضوعاتی که در جوامع امروزی والدین بخصوص مادر باید به آن توجه بسیاری داشته باشد تربیت دینی دختران است. بی تردید نقش دختران هم در خانواده و هم در اجتماع بسیار مهم است. آنان در آینده به عنوان همسر وظایفی را بر عهده دارند و به عنوان مادر نیز عهده دار تربیت نسل بعدی هستند اگر دختری به روش اسلامی تربیت شد می تواند خوشبختی و سعادت را هم برای همسر و هم در نسل آینده ضمانت کند. ضرورت ایجاب می کند بنا بر این وظیفه ی خطیری که در آینده بر عهده دختران است باید مادر که بیشترین سهم در تربیت فرزند را بر عهده دارد به گونه ای خاص برای تربیت دینی دختران تلاش کند تا آنان را به اهداف اسلامی نزدیک تر کند. در مقاله حاضر که به روش توصیفی– تحلیلی گردآوری شده است، به شناخت اهمیت نقش مادر در تربیت دینی دختران که به روند رشد و تعالی آن ها کمک می کند، می باشد. یافته های مقاله حاکی از آن می باشد مادر به عنوان اساسى ترین عامل تربیت، مى تواند با بهره گیرى از دستورات قرآن و روایات و همچنین عملیاتى کردن آن ها در همه مراحل زندگى، دخترانی با تربیت دینی که در آینده در جایگاه همسری و مادری نقش بسزایی را دارند، تربیت کنند.
تأثیر فلات شغلی ساختاری و محتوایی بر انگیزش شغلی معلمان
حوزههای تخصصی:
شناخت پدیده فلات شغلی در بین معلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا این پدیده در بین معلمان به لحاظ ویژگی های شغلی و ساختار سازمانی وجود دارد. در پژوهش حاضر تأثیر فلات شغلی ساختاری و محتوایی بر انگیزش شغلی معلمان بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1396-1397 می باشند که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای تعداد 423 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق از پرسشنامه-های فلات شغلی میلمن (1992) و انگیزش شغلی بکر (2008) بدست آمد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرانباخ تأیید شد. اطلاعات بدست آمده در این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی (محاسبه فراوانی، درصد، ترسیم نمودار، تدوین جدول و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و...) با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد رابطه بین فلات شغلی ساختاری و محتوایی با انگیزش شغلی، در سطح اطمینان 99/0 درصد در جهت منفی معنی دار می باشد. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه از نوع گام به گام نشان داد فلات شغلی ساختاری و محتوایی تأثیر منفی روی انگیزش شغلی معلمان دارند. این نتایج نشان می دهد که هر چه فلات زدگی شغلی بیشتر باشد انگیزش شغلی معلمان کمتر می باشد.
بررسی رابطه سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهردهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهر دهدشت بود. تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان شهرستان کهگیلویه به تعداد 2200 در سال 1398 بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) انجام شد و تعداد 327 نفر از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، مدیریت دانش نیومن و کنراد (1999) و اسپریتزر (1995) استفاده شد. داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته نشان داد ضریب همبستگی به دست آمده در سطح اطمینان (05/0p<) بین سواد دیجیتال و توانمندسازی (6/35%=r)، بین مدیریت دانش و توانمندسازی (2/54%=r) مثبت و معنادار بودند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدل استفاده شده برای پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر دهدشت معناداراست و این مدل توان تبیین رابطه بین متغیرها را دارد. متغیرهای مدیریت دانش و سواد دیجیتال، به ترتیب با ضرایب بتای 2/29% و 4/12%، توان پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر ده دشت را داشتند. بر اساس ضریب بتا، به ازای یک واحد استاندارد افزایش خرده مقیاس های یافتن اطلاعات و مدیریت اطلاعات و ارتباطات، دانش آفرینی، حفظ (جذب) دانش و انتقال دانش به ترتیب 21%، و 5/48%، 7/22%، 6/57% و 3/61% واحد استاندارد باعث افزایش توانمندسازی معلمان شهر دهدشت می گردد. بر این اساس، نتیجه گیری می شود که برای توانمندسازی معلمان، توجه به مدیریت دانش (توانمندی و به روز بودن مدیر) و ارتقای سواد دیجیتالی معلمان، ضروری است.
اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران در مدارس متوسطه پسرانه دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99_1398
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
25 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توانمند سازی یکی از ابزارهای بسیار ضروری برای مدیریت هر سازمانی است که می تواند درجهت هدایت و تامین منابع انسانی به منظور افزایش بهره وری و اثربخش بودن مورد استفاده قرار گیرد که ضرورت این مهم در ساختار آموزش و پرورش بیشتر احساس می شود. چرا که آموزش و پرورش نهادی فراگیر، همه گیر، پویا و اثرگذار بر کلیه رفتارها و هنجارهای آشکار و نهان همه جانبه ی اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، دینی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آحاد مردم جامعه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران در مدارس متوسطه پسرانه دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 انجام شد. روش: در این مقاله با یک رویکرد کاربردی به توضیح ، تبیین و رتبه بندی مولفه های بعد روانشناختی توانمندسازی دبیران پرداخته شد. یک سوال اصلی و پنج فرضیه فرعی مطرح گردید. روش پژوهش توصیفی است. نتیجه گیری: 1- در تمام مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران میانگین نمونه آماری از میانگین واقعی بیشتر می باشد که وضعیت مناسب را نشان داد . 2- اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران به ترتیب احساس شایستگی با 14/3، احساس موثر بودن با 08/3، احساس خودمختاری با 94/2، احساس اعتماد با 93/2 و احساس معنادار بودن با 92/2 است. 3- 25درصد واریانس متغیر توسط مولفه احساس اعتماد، 21درصد احساس خودمختار بودن، 19 درصد احساس موثر بودن، 11 درصد احساس معنادار بودن و کمترین درصد مربوط به احساس شایسته بودن با 9 درصد تبیین شد.
تأثیر محرک های نشانه ای فراشناختی و هیجانی بر صحت نظارت، صحت تنظیم و انواع بار شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محرک های نشانه ای فراشناختی و هیجانی بر صحت نظارت، صحت تنظیم و انواع بار شناختی دانش آموزان بود. روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 64 دانش آموز دختر پایه ی هفتم با انتساب تصادفی به سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. در پیش آزمون، تمام شرکت کنندگان پس از مطالعه ی متن امتحانی، نمره ی خود را در امتحان پیش بینی کرده، پاراگراف هایی که نیازمند مطالعه ی مجدد بودند را مشخص کرده، و به پرسشنامه ی بار شناختی پاسخ دادند. سپس آزمونی از محتوای متن مطالعه شده گرفته شد تا صحت پیش بینی های شرکت کنندگان مشخص شود. در پس آزمون نیز روند کار به همین ترتیب بود با این تفاوت که پس از مطالعه ی متن امتحانی، گروه های آزمایش، نشانه های نظارتی تشخیصی اعم از فراشناختی و هیجانی را دریافت کردند. به این صورت که گروه آزمایش اول، نشانه های نظارتی فراشناختی را در قالب سؤالات تحریک کننده دریافت کرد (محرک های نشانه ای فراشناختی)، گروه آزمایش دوم به تفکر درباره ی هیجانات معرفتی خود برانگیخته شد (محرک های نشانه ای هیجانی) و گروه آزمایش سوم نیز هر دو نوع محرک نشانه ای را دریافت کرد. اما گروه کنترل هیچ محرک نشانه ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد نمرات صحت نظارت، صحت تنظیم و بار مطلوب گروه های آزمایش، نسبت به گروه کنترل در پس آزمون، به طور معنی داری بالاتر بود. اما به لحاظ بار شناختی درون زاد تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد. همچنین نمره ی بار برون زاد در گروه محرک های نشانه ای فراشناختی به طور معنی داری با گروه کنترل و گروه محرک های نشانه ای هیجانی تفاوت داشت. به نظر می رسد ارائه ی محرک های نشانه ای، با فراهم کردن نشانه های مقتضی به دانش آموزان، ظرفیت حافظه ی کاری آن ها را به یادگیری اختصاص داده و ارزیابی شان را از یادگیری خود واقعیت می بخشد.
شناسایی و تحلیل فرصت ها و چالش های آموزش مجازی از منظر دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، درصدد بررسی چالش ها و فرصت های آموزش مجازی از منظر دانشجویان کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی است. در همین راستا، برای جمع آوری داده ها از روش کیفی و فن مصاحبه عمیق استفاده شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. یافته های پژوهش نشان دهنده آن بود که چالش های آموزش مجازی از منظر دانشجویان، تحت پنج مقوله مشکلات فنی، آموزشی، مربوط به عملکرد استاد، دانشجو، کنشگری و تعامل قرار می گیرد. دانشجویان برای فرصت های آموزش مجازی، به نمونه هایی ازجمله: از بین رفتن هزینه رفت وآمد، کم شدن استرس ارائه درسی، صرفه جویی در زمان، آزادی و خارج شدن از چارچوب ها، امکان ضبط کلاس و استفاده از آن در زمان دیگر، جلوگیری از اپیدمی بیماری، از بین رفتن مشکلات خوابگاه برای خوابگاهی ها و بهینه شدن فراغت اشاره کردند. در بخش پیشنهادهای پژوهشی، به برخی از مهم ترین نمونه ها شامل: استفاده از اسکایپ به جای نرم افزار ادوبی کانکت، ارزشیابی دانشجویان براساس ترکیبی از فرایندهای عملی، فعالیت های کلاسی و ... در کنار امتحان، حضوری شدن درس های مهم تر و مجازی شدن درس های کم اهمیت تر، فراهم کردن بانک اطلاعاتی یا کتابخانه مجازی، الزام به روشن بودن وبکم ها در زمان امتحان برای جلوگیری از تقلب و استفاده از نرم افزارهای جانبی برای افزایش تعامل اشاره می شود.
راهبردهای یادگیری زبان دانشجویان کارشناسی رشته های زبان های خارجی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۰
195 - 224
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی راهبردهای یادگیری زبان دانشجویان کارشناسی رشته های زبان های خارجی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. همچنین در این پژوهش به بررسی متغیر هایی چون سن، معدل، رشته و تک زبانه/ آشنا با دو یا چند زبان پرداخته شد. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش شامل دانشجویان سال دوم کارشناسی رشته های زبان های خارجی بودند. ابزار های پژوهش شامل مصاحبه گروهی و پرسشنامه آکسفورد(1990) می باشد. برای تحلیل فرضیه ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون های آماری همبستگی و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانشجویان از بین راهبردها، بیشتر از راهبردهای فراشناختی استفاده می کنند. همچنین نتایج نشان داد که بین تمام راهبردهای یادگیری (به غیر از راهبردهای جبرانی) و معدل ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد.تفاوت معناداری بین رشته های مختلف تحصیلی در استفاده از پنج راهبرد شناختی، جبرانی، فراشناختی، عاطفی و اجتماعی وجود داشت. در راهبردهای حافظه ای، جبرانی، فراشناختی و عاطفی تفاوت معناداری بین دانشجویان تک زبانه/آشنا با دو زبان/چند زبان وجود نداشت اما در راهبردهای شناختی و اجتماعی در این راهبردها تفاوت معناداری بین دانشجویان تک زبانه/آشنا با دو زبان/چند-زبان وجود داشت. نتیجه گیری: این پژوهش با بررسی راهبردهای یادگیری زبان در رشته های مختلف، تأثیر آموزش و به کارگیری راهبردها را در پیشرفت زبان آموزان مورد تأکید قرارداد. آگاهی زبان آموزان از راهبردهای یادگیری در استفاده از آن ها بسیار حائز اهمیت بود. انجام این قبیل پژوهش ها در زمینه راهبردهای یادگیری می تواند زمینه آشنایی زبان آموزان و حتی مدرسان را در رشته های مختلف با راهبردهای یادگیری فراهم سازد.
اثربخشی آموزش تلفیقی مبتنی بر شبکه اجتماعی در مقایسه با آموزش حضوری و آموزش مبتنی بر شبکه اجتماعی بر خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش اثربخشی آموزش تلفیقی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی با رویکرد سازنده گرایی اجتماعی بر خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را بررسی کرده است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 98-97 بود که 75 نفر از آنها با روش نمونه گیری در دسترس از پردیس شهید هاشمی نژاد مشهد انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در سه گروه 25 نفره قرار گرفتند. روش پژوهش شبه آزمایشی بود و اطلاعات لازم با آزمون پیشرفت تحصیلی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS24 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که دانشجویان آموزش تلفیقی در مقایسه با دو گروه دیگر پیشرفت تحصیلی بهتری دارند. همچنین بین خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان بهره مند از آموزش تلفیقی و آموزش حضوری تفاوت معناداری وجود ندارد و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان شرکت کننده در آموزش تلفیقی نسبت به دانشجویان بهره مند از آموزش مبتنی بر شبکه اجتماعی بیشتر است. بر این اساس، استفاده از آموزش تلفیقی مبتنی بر شبکه اجتماعی به عنوان شیوه آموزشی مناسب در آموزش دانشگاهی پیشنهاد می شود.
بررسی میزان اثربخشی برنامه آموزش کارکردهای اجرایی بر ضرب آهنگ شناختی کند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ضرب آهنگ شناختی کند، برای توصیف نوع خاصی از اختلال توجه، تمرکز حواس و کُندی در پردازش اطلاعات به کار می رود. پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه کارکردهای اجرایی و بررسی تأثیر آن بر عملکرد دانش آموزان دارای این اختلال انجام شده است. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل است. بسته آموزشی طراحی شده شامل 14 جلسه بود که در آن 4 مهارت (حافظه کاری، بازداری، انعطاف پذیری و آموزش توجه) آموزش داده می شد، جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان 8 تا 10 ساله تبریزی بودند که از بین آنها 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15) و کنترل (15) قرار گرفتند و پرسشنامه ضرب آهنگ شناختی کند (SCT) به وسیله والدین هر دو گروه تکمیل شد. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت چهارده جلسه آموزش شدند و دوباره پس آزمون اجرا شد و داده های به دست آمده از پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: اطلاعات به دست آمده نشان دهنده تفاوت معناداری بین دو گروه کنترل و آزمون در نمرات متغیر پس آزمون ضرب آهنگ شناختی کند (SCT) بعد از تعدیل تأثیر نمره پیش آزمون می باشد (P<01). نتیجه گیری: بر اساس این پژوهش می توان مطرح کرد که با ارتقای کارکردهای اجرایی می توان نشانه های اختلال ضرب آهنگ شناختی کند را کاهش داد.
بررسی تاثیر معنویت بر توانمندسازی حرفه ای معلمان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر معنویت در توانمندسازی معلمان می باشد. روش پژوهش تحلیلی - استنتاجی بوده و بر این فرضیه استوار است که معلمان در خصوص جهت گیری های علمی و آموزشی خود می بایستی معنویت را سرلوحه کار خود قرار دهند. نتایج نشان داد که جهت گیری های معنوی معلمان در آموزش، لازمه پیشبرد صحیح در تربیت افراد است. برخلاف تصورات سکولاری و غرب گرایی که در آن کوشش نموده اند بین دین، معنویت و آموزش و عقلانیت فاصله بیاندازند و همواره معلمان و دانش آموزان را در فضایی سکولاری و فارغ از دیانت تربیت نمایند، اسلام تعریفی دقیق در جهت گیری های آموزشی برای معلمان که مسئولیت تربیت دانش آموزان را در مدرسه برعهده دارند، ارائه نموده است. در این جهت گیری ها به زیبایی میان عقلانیت، آموزش و معنویت ارتباط برقرار کرده و تا به جایی پیش رفته که معتقد است لازمه موفقیت معلمان در آموزش و تدریس، داشتن معنویت و ارتباط خوب با خداوند متعال می باشد.
استفاده از سامانه شاد و تدریس تلویزیونی در دوره شیوع کرونا: «کاستی ها» و «چون وچراها»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال بیستم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷۸
7 - 34
حوزههای تخصصی:
با شیوع بیماری کوید-19، وزارت آموزش وپرورش برای تداوم آموزش های رسمی، معلمان و دانش آموزان را به استفاده از تدریس تلویزیونی و سامانه شاد ملزم ساخت. این مطالعه به منظور ارزیابی برنامه های سامانه شاد و تدریس تلویزیونی طراحی و اجرا شده است. برای جمع آوری داده های ناظر بر تجارب دانش آموزان و آموزگاران پرسش نامه هایی تدوین و در سامانه شاد به اشتراک گذاشته شد. تعداد 85372 دانش آموز و 12778 معلم دوره ابتدایی در این مطالعه شرکت کرده اند. یافته ها نشان داد که گوشی هوشمند دردسترس ترین وسیله در میان هر دو گروه بوده است. اکثر دانش آموزان و اکثریت قریب به اتفاق معلمان، سرعت پایین سامانه شاد را برای بارگذاری (آپلود) محتوای درسی گزارش کرده اند. اکثر دانش آموزان دوره ابتدایی زمان برنامه های تلویزیونی را کم دانسته اند. اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان اظهار کرده اند که معلمِ خودشان بهتر از معلم تلویزیونی تدریس می کند. اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان با معلم تلویزیونی ارتباط صمیمی و نزدیکی برقرار نمی کردند. درحدود دو پنجم دانش آموزان اظهار کرده اند که از برنامه های تدریس تلویزیون و معلم تلویزیون رضایت دارند. مشکلات معلمان با سامانه شاد و آموزش های مجازی را می توان به چهار دسته طبقه بندی کرد: 1. نظارت بر یادگیری دانش آموزان؛ 2. مشکلات فنی مربوط به سامانه شاد؛ 3. کمبود مهارت معلمان؛ 4. کمبود دسترسی به اینترنت. کمی بیش از یک سوم معلمان، برنامه های مدرسه تلویزیونی را برای جبران کمبود حضور در کلاس درس مناسب دانسته اند. یافته های پژوهش حاضر می تواند برای بهبود این برنامه ها و نیز کاربردهای فناوری در فرایند یاددهی و یادگیری در پساکرونا در مدارس کاربرد داشته باشد.
تأثیر تدریس با روش معکوس در مقایسه با روش های همیاری، کاوشگری و سخنرانی بر یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر استفاده از روش های معکوس، همیاری، کاوشگری و سخنرانی بر یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شده است. این پژوهش کاربردی، با رویکرد کمی و به روش شبه آزمایشی با استفاده از سه گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری، کلاس های پایه ششم مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان نیشابور بودند که در این پژوهش، 40 دانش آموز از چهار کلاس در مدارس ابتدایی پسرانه در شهرستان نیشابور، که معلمان آن ها به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، مشارکت داشتند. در هر مدرسه ده نفر از دانش آموزان پایه ششم که با نظر معلمان از هوش متوسطی برخوردار بودند، انتخاب شدند. گروه های آزمایش با استفاده از روش های تدریس کاوشگری، همیاری و معکوس و گروه گواه به روش سخنرانی در پنج جلسه 45 دقیقه ای با استفاده از پروتکل های طراحی شده آموزش دیدند. لازم به ذکر است دو جلسه هم به آموزش معلمان برای اجرای صحیح پروتکل های آموزشی اختصاص یافت. مدت این دوره پنج هفته و محتوای آن درس نهمِ کتاب علوم تجربی، مبحث انرژی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، شامل پروتکل های طراحی شده تدریس در روش های همیاری، معکوس و کاوشگری و فرم های پیش آزمون و پس آزمون هر کدام با ده سوال بود؛ که روایی آن با استفاده از نظر معلمان مورد بررسی قرارگرفت. جهت تحلیل داده های آماری از شاخص های آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(تحلیل کواریانس تک متغیره، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت بررسی معناداریِ تفاوت میانگین بین گروه ها) استفاده شد. در رابطه با سوالاتِ تحقیق، نتایج نشان داد؛ بین روش های تدریس معکوس، کاوشگری، همیاری و سخنرانی در یادگیری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در مبحث انرژی علوم تجربی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج حاکی از آن بود که بین اثرِ روش معکوس با اثرِ سایر روش ها تفاوت معناداری وجود دارد. این پژوهش کاربرد روش تدریس معکوس را برای تدریس مباحث مختلف در کنار روش های دیگری همچون همیاری و کاوشگری برای درس علوم تجربی پیشنهاد می کند.
مقایسه کارکردهای اجرایی در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده و عادی با درنظر گرفتن نقش جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکرد های اجرایی (بازداری پاسخ – توجه پایدار – حافظه فعال) در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده و کودکان عادی با در نظر گرفتن نقش جنسیت انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری مورد مطالعه تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی (سنین 8 تا 12 سال) شهر تبریز در سال تحصیلی 97_ 98 بودند. از این جامعه تعداد 100 کودک مبتلا به اختلال رفتاری برونی سازی شده (50 دختر و 50 پسر) و 100 کودک عادی (50 دختر و 50 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای با استفاده از پرسشنامه علایم مرضی کودکان CSI-4 فرم معلم انتخاب شدند. به منظور سنجش کارکرد های اجرایی از آزمون استروپ، آزمون سنجش عملکرد پیوسته و آزمون حافظه کاری وکسلر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد کارکرد های اجرایی بین کودکان مبتلا به اختلال رفتاری برونی سازی شده وکودکان عادی متفاوت می باشد (43/ 62F=، 05/0>p). همچنین کارکرد های اجرایی بین دختران و پسران نیزمتفاوت است (66/4F =، 05/0>p). نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که کارکرد های اجرایی در کودکان با اختلال رفتاری برونی سازی شده ضعیف تر از کودکان عادی است. در بازداری پاسخ و توجه پایدار بین گروه دختران و پسران تفاوت معناداری وجود نداشت، اما در زمینه حافظه فعال، دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران داشتند.
رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی با استفاده از نقش میانجی سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سلامت روانی در رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران انجام شد. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران به تعداد 958 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 274 نفر تعیین شد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی والراند (1992)، پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1996) و پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ (1979) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل از برازندگی خوبی برخوردار است؛ درنتیجه، سلامت روانی در رابطه بین هوش هیجانی با انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران نقش میانجی دارد. یافته های این مطالعه بر اهمیت تقویت هوش هیجانی در راستای تقویت سلامت روان و کسب موفقیت های تحصیلی یادگیرندگان تأکید دارد.
رابطه دوره های آموزش ضمن خدمت و توانمندسازی شغلی (مورد مطالعه: معلمان تربیت بدنی استان مرکزی)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
71 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه دوره های آموزش ضمن خدمت و توانمندسازی شغلی معلمان تربیت بدنی استان مرکزی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، از ﻧﻮع ﺗﻮﺻیﻔی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان تربیت بدنی شاغل در آموزش و پرورش استان مرکزی (499 نفر) بودند که از بین آنها 217 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های وضعیت آموزش ضمن خدمت معلمان مبتنی بر الگوی سیپ و توانمندسازی شغلی معلمان مارتین (2001) استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از آزمون t تک متغیره و تحلیل رگرسیون با نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. نتایج پژوهش، نشان داد که نمرات متغیرهای آموزش ضمن خدمت و توانمندسازی شغلی معلمان تربیت بدنی بالاتر از میانگین است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد که بین آموزش ضمن خدمت و توانمندسازی شغلی معلمان تربیت بدنی همبستگی وجود دارد. بعلاوه، دوره های آموزش ضمن خدمت توانسته ا ند توانمندسازی شغلی آنها را پیش بینی کنند. در این رابطه، مؤلفه های فرایند و برون داد دوره ها و خرده مقیاس های مدیریت، نتایج، اهداف و مدرسان دوره ها نقش بیشتری در توانمندسازی شغلی معلمان تربیت بدنی داشتند. آموزش های ضمن خدمت می تواند باعث توانمندسازی شغلی معلمان تربیت بدنی شود. از این رو، پیشنهاد می شود که دوره های آموزش ضمن خدمت با تأکید بر مؤلفه ها و خرده مقیاس های مذکور و تلاش برای بهبود وضعیت سایر خرده مقیاس ها برای معلمان تربیت بدنی استان برگزار شود.
بررسی نقش ورزش در استقامت قلبی عروقی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم آذر ۱۴۰۰ شماره ۴۲
174 - 170
حوزههای تخصصی:
فعالیت های ورزشی و امادگی جسمانی بی شک در سلامتی انسان تاثیر گذار هستند .مهم ترین دلایلی که افراد به سمت فعالیت های جسمانی و ورزشی روی می آورند: شادابی ،داشتن روحیه ی تلاش گری، افزایش قدرت عضلانی و دامنه حرکتی، افزایش قدرت ذهنی و روحی میباشد. اما مهم ترین آنها تاثیری است که مستقیم بر روی اعضای داخلی بدن از جمله : قلبی و عروق، کلیه، کبد، دستگاه های تنفسی و ... میگذارد. امروزه با گسترش ورزش های متنوع میزان تاثیر و اثر گذاری آنها بر روی جسم و روحیه افراد متفاوت میباشد اما غایت آنها تندرستی و سلامتی افراد است. به طور معمول افرادی که ورزش و فعالیت های جسمانی بطور متناوب دارند از لحاظ موقعیت اجتماعی و شخصیتی، روحیه شکست ناپذیری برخوردارند. هدف از این پژوهش نقش ورزش در استقامت قلبی عروقی است. شیوه ی بیان، شیوه ی توصیفی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات برگرفته از روش مطالعاتی کتابخانه ایی و دیگر منابع اطلاعاتی است.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی با شیوه های فرزند پروری و الگوی ارتباطی خانواده در دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
159 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی با شیوه های فرزند پروری و الگوی ارتباطی خانواده در دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود بود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود به تعداد 2570 نفر که بر اساس جدول نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. پرسشنامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ(1988) ،پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده (2000)و پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند (1973) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین شیوه های فرزند پروری و الگوهای ارتباطی خانواده با اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. همچنین بین سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی رابطه مثبت و معنادار و بین سبک فرزندپروری قاطع با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که بین الگوهای ارتباطی گفت و شنود و همنوایی با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز حاکی از نقش معنادار مولفه های سبک های فرزندپروری و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی متغیر اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی در میان دانش آموزان بود.
تأثیر آموزش چندرسانه ای و ترکیبی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس مطالعات اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش ترکیبی و چندرسانه ای بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان آق قلا بود. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای بود بدین صورت که از بین دانش آموزان شهرستان آق قلا دانش آموزان دوره دوم به تعداد 60 نفر به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند و به صورت همگن ازنظر معدل و نمره ریاضی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) تقسیم شدند ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی پیشرفت تحصیلی فام تیلور (1994) با 48 گویه است؛ که پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد که نشان از پایایی خوب پرسشنامه دارد و روایی آن نیز به کمک استادان و متخصصان حوزه علوم تربیتی مورد بررسی و تائید قرار گرفت. پس از جمع آوری داده ها جهت تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از نرم افزار spss نسخه 26 در دو قسمت تحلیل توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی) و تحلیل استنباطی (کولموگروف اسمیرنف و کواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ترکیبی و چندرسانه ای تأثیر مثبت و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد (00/0>p). بنابراین می توان بیان کرد که آموزش ترکیبی و چندرسانه ای سبب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می گردد.