فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۲۱ تا ۶٬۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴۶
۸۴-۶۷
حوزههای تخصصی:
روش آموزش فعالیت - محور گونه ای از رویکرد ارتباطی آموزش زبان است که در سطح دنیا مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی و مقایسه آگاهی و دانش معلمان زبان انگلیسی ایرانی از اصول آموزش فعالیت - محور و رویکرد آنان نسبت به این روش و کاربردی بودن این روش در مدارس ایران قبل و بعد از تغییر برنامه درسی می پردازد. داده های پژوهش در دو مرحله قبل از تغییر برنامه درسی و بعد از آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته اعتبارسازی شده گرد آوری و با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس و مربع کای تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که تنها قبل از تغییر برنامه درسی میان آگاهی و رویکرد معلمان زبان مدارس و مؤسسات آموزش زبان نسبت به آموزش فعالیت - محور و قابلیت اجرای آن تفاوت معنادار وجود داشته است. اما معلمان مدارس در هر دو مرحله پژوهش، کمبود زمان، کلاسهای شلوغ، ناهمگن بودن سطح زبانی دانش آموزان و ضعف بسندگی دانش زبانی معلمان و کتابهای درسی را از عوامل بازدارنده اجرای روش آموزش فعالیت- محور بیان کرده اند. نتایج آزمون مربع کای برای مقایسه دلایل عدم کاربرد روش آموزش فعالیت - محور قبل و بعد از تغییر برنامه درسی نشان می دهد کتاب درسی تنها عاملی است که تفاوتی معنادار را میان دو گروه نشان می دهد. به عبارت دیگر، گرچه بعد از تغییر برنامه درسی آگاهی معلمان از اصول آموزش فعالیت- محور افزایش یافته و کتاب درسی نیز برای اجرای این روش مناسب تر شده است، عوامل متعدد دیگری نیازمند توجه بیشترند.
تبیین ماهیت سطوح تصمیم گیری در آزادسازی برنامه درسی دوره ابتدایی: یک پژوهش کیفی
منبع:
آموزش پژوهی دوره هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
61 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر شناسایی سطوح مناسب تصمیم گیری در فرایند اجرای آزادسازی برنامه درسی در دوره ابتدایی است. تحقیق استفاده شده از نوع کیفی بوده و و روش سنتزپژوهی(تحلیل محتوا و مطالعه اسنادی) را در برمی گیرد. جامعه پژوهش شامل معلمان،کارشناسان، اساتید دانشگاه های استان آذربایجان غربی و هم چنین اسناد و متون علمی در حوزه تمرکززدایی در سال تحصیلی 98-97 است. در جامعه اول نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه ساختاریافته تا نقطه اشباع شدگی حجم نمونه ها به تعداد 19 نفر ادامه یافت. در جامعه دوم نیز حجم نمونه انتخاب شده شامل اسناد و متون علمی 15 الی 20 سال اخیر می باشد. یافته ها نشان می دهد که سطوح تصمیم گیری مناسب برای آزادسازی برنامه درسی دارای سطوح چهارگانه اجتماعی، آکادمیک، نهادی و آموزشی است که در آن سطح نهادی به عنوان رابط تصمیم گیری های سطح آکادمیک(نظری) و سطح آموزشی(عملی) عمل می کند و عملکرد آن از بعد نظری- عملی(شبه عملی) جایگاه ویژه ای دارد. در واقع سطح نهادی با تلفیقی از دو سطح تصمیم گیری، به عنوان تدوین کننده نهایی و و فراهم کننده فرصت های یادگیری در کلاس های درس عمل می کند.
اثربخشی آموزش مهارت های فرزندپروری مثبت بر استرس ادراک شده و شادکامی مادران کودکان بیش فعال
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم آذر ۱۴۰۰ شماره ۴۲
282 - 271
حوزههای تخصصی:
مادران کودکان بیش فعال در تعامل با فرزندان شان دچار استرس و افسردگی می شوند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های فرزندپروری مثبت بر استرس ادراک شده و شادکامی مادران کودکان بیش فعال بود. روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان بیش فعال مدارس ابتدایی دخترانه شهر شهریار در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند که تعدادشان 328 نفر بود. 30 نفر پس از رعایت ملاک های ورود و خروج به پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایشی آموزش مختص گروه خود را در 8 جلسه 2 ساعته دریافت کردند؛ اما اعضای گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. ابزارهای اندازه گیری، پرسشنامه های استرس ادراک شده کوهن، و شادکامی آکسفورد بودند. تجزیه و تحلیل یافته ها از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام گرفت. میانگین و انحراف معیار متغیرهای استرس ادراک شده و شادکامی گروه آزمایش در پیش آزمون به ترتیب 35/3±67/26 و 70/19±67/99؛ و میانگین و انحراف معیار متغیرهای استرس ادراک شده و شادکامی گروه کنترل به ترتیب 06/4±13/27 و 39/13±80/99 بود. نتایج نشان داد که در پس آزمون، نمره استرس ادراک شده 04/5±87/17 و شادکامی گرو آزمایش 93/8±47/115 در مقایسه با گروه کنترل به ترتیب 68/4±53/28 و 91/12±00/99 کاهش و افزایش پیدا کرده است (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد که در مرحله پیگیری، اثر آموزش مهارت های فرزندپروری مثبت بر استرس ادراک شده 92/4±07/18 و شادکامی 90/8±27/115 ماندگار است (001/0>P). طبق نتایج به دست آمده می توان گفت، آموزش مهارت های فرزندپروری مثبت می تواند به عنوان روشی موثر در کاهش استرس ادراک شده و افزایش شادکامی مادران کودکان بیش فعال مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی شیوه رفتاری ائمه (علیهم السلام) در زندگی مشترک
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
214 - 201
حوزههای تخصصی:
واحد کوچک « خانواده»، که جامعه بزرگ بشری از آن ساخته شده، تربیت انسانها را از بعد اخلاقی، روحی، و اجتماعی عهده دار بود.بدون وجود خانواده، شیرازه جوامع بشری از هم گسسته شده است و تعادل حیات انسانی از بین رفت.توجه فراوانی که در سیره ی معصومین به ویژه وجود نورانی پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) به حفظ و گسترش این پیوند و روابط خوب میان زن و شوهر معطوف بوده، بیانگر اهمیت ذاتی و حیاتی آن بود. هدف این مقاله این بوده است تا روش های راهبردی و نیکوی همسرداری از ددگاه بزرگ مرد تاریخ و معلم واقعی بشریت، پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) را بیان نماید.و در نهایت میخواهیم با بررسی شیوه رفاری ائمه در زندگی مشترک و خانواده و چگونگی رفتار و روش آنها در اداره کردن خانواده، از مشکلاتی که بیشتر مردم در زندگی خویش با آنها روبه رو شده اند کم شود. در این مقاله با بررسی هایی که در زندگی ائمه ( علیهم السلام) انجام شد به این نتیجه رسیدیم که یکی از ارکان زندگی مشترک احترام و درک مشکلات بوده است و همچنین رضایت از همدیگر در میان خانواده باعث بهتر شدن زندگی شده که این ارکان را با نگاه به زندگی مشترک ائمه الگو برداری کردند بنابراین به زندگی ایده آل و موفقی رسیده اند پس با بررسی سیره عملی و نظری ائمه در اداره کردن خانواده ها در زندگی خود بهره بردند. این نوشتار از سه بخش مهم و اساسی تشکیل شده: زندگی مشترک، رفتار علمی رفتار عملی، ائمه اطهار و ارزش آن در نظام خلقت از مباحث آغازین این بحث بود.اهداف اساسی تشکیل خانواده و روابط بین زن و مرد و توجه به جنبه های انسانی ازدواج و وظایف شوهر نسبت به همسر خوت از جمله توجه به همسر، درک مشکلات همسر، مهربانی کردن به همسر، کمک کردن درکار خانواده، تامین غذای اهل خانواده، تقسیم کار و نقش آدمها در زندگی مشترک در این مقاله مرد توجه قرار گرفته است.
مقایسه سرمایه روان شناختی، شادکامی و ذهن آگاهی دانش آموزان تیزهوش و عادی دبیرستان های پسرانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
215 - 243
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرمایه روان شناختی، شادکامی و ذهن آگاهی دانش آموزان تیزهوش و عادی دبیرستان های پسرانه شهر نورآباد انجام گرفت. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، کمی و مبتنی بر روش علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان تیزهوش و عادی دبیرستان های شهر نورآباد نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 25 نفر برای هر یک از گروه های پژوهش (دانش آموزان تیزهوش و عادی) انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های سرمایه روان شناختی، شادکامی و پنج عاملی ذهن آگاهی بود که خصوصیات روان سجی (روایی و پایایی) آن ها همگی مناسب گزارش شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، شاخص های توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد، حداقل و جداکثر نمره) و استنباطی (مانوا) انجام گرفت. یافته ها نشان داد بین دانش آموزان تیزهوش و عادی دبیرستان های پسرانه شهر نورآباد در سه متغیر سرمایه روان شناختی، شادکامی و ذهن آگاهی تفاوت معنا داری وجود دارد. بنابراین، دانش آموزان تیزهوش با توجه به شرایط خاص خود و شرایط تحصیلی ویژه آنان، عملکرد بهتری در سازه های روان شناختی مثبت گرا از جمله سرمایه روان شناختی، شادکامی و ذهن آگاهی دارند.
تحلیل تجارب معلمان در مورد عوامل تأثیرگذار در کیفیت مدیریت زمان یاددهی -یادگیری در کلاس های چندپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۲
143 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر شناخت عوامل تأثیرگذار در کیفیت مدیریت زمان یاددهی-یادگیری در کلاس های چندپایه از دیدگاه معلمان باتجربه است. رویکرد پژوهش، کیفی از نوع پدیدار نگاری است. جامعه پژوهش، معلمان کلاس های چندپایه شهرستان یاسوج بودند که از طریق نمونه-گیری هدفمند، تعداد (24) نفر از آنان با رعایت اصل اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در پژوهش شرکت کردند. جهت دستیابی به روایی سؤال های مصاحبه از نظرات استادان گروه علوم تربیتی استفاده شد. برای اطمینان از اعتبار داده های پژوهش، پس از استنتاج متن مصاحبه ها، آنها به مصاحبه شوندگان ارائه شد تا نظر تأییدی آنها در این زمینه به دست آید. مصاحبه ها کدگذاری و مقوله بندی شده سپس تحلیل و دسته بندی شدند. بر اساس یافته های به دست آمده؛ تجارب معلمان درباره عوامل تأثیرگذار در بهبود کیفیت مدیریت زمان یاددهی-یادگیری در کلاس های چندپایه در دو مقوله کلان ایجابی و سلبی تقسیم شدند. مقوله کلان ایجابی شامل: (3 مقوله) اصلی و (9مقوله) فرعی و مقوله کلان سلبی شامل (5 مقوله ) اصلی است.
الگوی راهکارهای کاهش آسیب های اجتماعی در دانش آموزان با تأکید بر اوقات فراغت از دید معلمان ورزش و مدیران مدارس با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال بیستم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
55 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی راهکارهای کاهش آسیب های اجتماعی در دانش آموزان، با تأکید بر اوقات فراغت از دید معلمان ورزش و مدیران مدارس، با رویکرد آمیخته بود. در پژوهش حاضر، شیوه گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی و روش آمیخته (کیفی کمی) از نوع اکتشافی متوالی بود. مشارکت کنندگانِ پژوهش در بخش اول (کیفی)، برای اجرای مصاحبه میدانی، استادهای برجسته حوزه مدیریت ورزشی، متخصص در ورزش مدارس و اوقات فراغت؛ استادهای حوزه جامعه شناسی؛ و معلمان ورزش و مدیران مدارس برگزیده کرمانشاه بودند. این افراد (13 تن) به صورت هدفمند (از نوع معیاری) برای مصاحبه های کیفی در موضوعِ پژوهش انتخاب شدند و گزینش آن ها تا حد اشباع نظری ادامه یافت. در بخش دوم (کمی)، بعد از گردآوری اطلاعات حاصل از پژوهش کیفی، پرسش نامه (حاوی 40 گویه و در قالب 5 مؤلفه) تنظیم شد و در میان معلمان ورزش و مدیران مدارس شهر کرمانشاه (334 تن) به روش خوشه ای –تصادفی پخش شد. روایی و پایایی هر دو نسخه از سؤال های مصاحبه و پرسش نامه تأیید شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که راهکارها دربردارنده زیرساخت سازی (امکانات و اجرایی)، عوامل درونی (انگیزاننده فرهنگی، مشوق های جمعی و نگرش)، فرهنگی اجتماعی (فرهنگ سازی، مشارکت عمومی و ترغیب اجتماعی)، نرم افزاری (منابع دانشی و منابع انسانی)، و رفتاری (فردی و اجتماعی) هستند.
فرآیند شکل گیری سواد تحلیلی در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
102 - 79
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی فرآیند شکل گیری سواد تحلیلی در دانش آموزان متوسطه به انجام رسید. مطالعه حاضر با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد به ارائه الگویی جهت آموزش سواد تحلیلی در ایران پرداخت. این پژوهش از حیث پارادایم های غالب پژوهش، در گروه تفسیری قرار می گیرد. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته و روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. مصاحبه شوندگان این پژوهش را متخصصین و اساتید علوم تربیتی، برنامه ریزی درسی تشکیل دادند. داده های پژوهش به روش کدگذاری باز که مختص رویکرد زمینه ای است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مقولات مفهومی، اصلی و کلان استخراج و در نهایت الگوی آموزش سواد تحلیلی شامل عوامل علی، ساختاری، مداخله گر و همچنین راهبردها جهت آموزش سواد تحلیلی و پیامدهای پیاده سازی سیستم صحیح آموزش سواد تحلیلی ارائه گردید. با توجه به نتایج پژوهش مقوله اصلی شامل آموزش سرفصل های کلی، آموزش (درک مطلب، ابزارها و تکنیک های آموزشی)، مدیریت مطالعه (بودجه بندی کتاب، مدیریت زمان مطالعه) می باشد که جهت طرح، تدوین و اجرای برنامه آموزش سواد تحلیلی در ایران می توان از آن بهره برد. در زمینه عوامل علی (برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی خانواده، رسیدن به حد سواد مطلوب، استفاده از اینترنت اشیا، ظهور آموزش از راه دور، بهره مندی از فرصت های زندگی، اجتناب از مواجهه با پیامدهای آموزش تک قطبی) در زمینه عوامل ساختاری (خرده فرهنگ کشور_استان_شهر، سیستم آموزشی کشور، فرهنگ خانواده)، در زمینه عوامل مداخله گر (پیچیدگی مولفه های تحلیلی، ویژگی های ارثی از قبیل هوش، شرایط اقتصادی خانوار) شناسایی گردیدند.
بازکاوی مفاهیم سازگاری و سبک های مقابله و مرور آنها از دیدگاه های مختلف
حوزههای تخصصی:
امروزه وجود یک کودک کم توان ذهنی، یک عامل نگران کننده برای سازگاری خانواده محسوب می شود. خانواده های دارای کودک مبتلا به ناتوانی از نظر اجتماعی منزوی هستند و در مقابل استرس آسیب پذیرتر می باشند. والدین این کودکان خصوصا مادران دارای حالات هیجانی ناپایدار، سوگ پایدار و ناسازگاری هستند. منظور از سازگاری، انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط به نحوی است که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی، امکانپذیر می سازد. سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که هر فرد باید هدف های خود را با توجه به چهارچوب های اجتماعی، فرهنگی تعقیب نماید. صرف نظر از اینکه در کنار آمدن با مشکلات تا چه اندازه توانا باشیم باز هم در زندگی مواقعی پیش می آیدکه به ناچار احساس فشار روانی می کنیم. انگیزه های ما همواره به آسانی ارضا نمی شود، بنابراین باید موانعی را از سر راه برداشت، دست به انتخاب زد و در برابر ناکامی ها صبر و شکیبایی نشان داد. در اثر برخورد افراد با موانعی که راه را بر کامیابی های آنان می بندد، در هر یک از آنان شیوه های پاسخ دهی ویژه ای رشد می کند. به عبارت دیگر، می توان گفت روش های بسیاری برای مقابله با استرس وجود دارد. بسیاری از این روش ها ماهیت روانشناختی دارند و افراد متفاوت با توجه به ویژگی های شخصیتی خود، هر یک، روشی را برای مقابله با استرس بر می گزینند. از این رو در تحقیق حاضر، به لحاظ اهمیت موضوع به بررسی و بازکاوی سازگاری و سبک های مقابله و مرور آنها از دیدگاه های مختلف پرداخته شده است.
تاثیر عامل کنترل از دیدگاه شونفیلد بر خطاهای دانش آموزان طبق مدل خطای هودز نولتینگ در مبحث تابع برای دانش آموزان یازدهم ریاضی شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تاثیر عامل کنترل از دیدگاه شونفیلد بر خطاهای دانش آموزان طبق مدل خطای هودز نولتینگ در مبحث تابع برای دانش آموزان یازدهم ریاضی شهر کرج هست. این پژوهش به صورت نیمه تجربی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش تمام دانش آموزان پسر سال یازدهم رشته ریاضی ناحیه1 کرج در استان البرز در سال تحصیلی 1400-1399 هست که از این تعداد دوکلاس 25 نفری به عنوان نمونه، به صورت نمونه در دسترس انتخاب شده است. برای جمع آوری داده ها از دو آزمون محقق ساخته برای دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. کنترل عبارت است از تصمیم گیری های کلی در زمینه انتخاب و به کاربستنِ منابع و راهبردها می باشد و خطای هودزنولتینگ شامل خطاهای بی دقتی، مفهومی، قواعدی و بکارگیری است. جهت پایایی آزمون آلفای کرونباخ محاسبه و برای پیش -آزمون و پس آزمون به ترتیب مقادیر قابل قبول702/0و 824/0 به دست آمد. برای بررسی روایی آزمون ضریب CVR استفاده شده و مقدار 8/0 به دست آمد که تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از جدول فراوانی، درصد، میانگین، واریانس و همچنین آزمون U من ویتنی برای بررسی استنباطی استفاده شد، نتیجه پژوهش نشان داد به کارگیری کنترل شونفیلد توانست خطاهای دانش آموزان در مبحث تابع را طبق مدل هودز نولتینگ را به صورت معناداری کاهش دهد .
تاثیر توانبخشی شناختی مبتنی بر رایانه بر کارکردهای اجرایی (توجه انتخابی، حافظه کاری و بازداری رفتاری) دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر توانبخشی مبتنی بر رایانه برکارکردهای اجرایی(توجه انتخابی، حافظه کاری و بازداری رفتاری) در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی(پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری) انجام شد که جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص(10 الی 12 ساله) تشکیل می داد، که در بازه اول مهر تا نیمه آبان ماه 1397به مرکز اختلالات یادگیری شهر اردبیل مراجعه کرده بودند(123 نفر) . تعداد 30 نفر از آنها به صورت نمونه گیری هدفمند (انتخاب دانش آموزان داوطلب برای شرکت در پژوهش) انتخاب شدند(16نفر پسر و14 نفر دختر). و برای سنجش کارکردهای اجرایی از آزمون های استروپ(توجه انتخابی)، یک محرک پیشین(حافظه کاری) و برو/ نرو(بازداری رفتاری) استفاده شد. دانش آموزان گروه آزمایش تکالیف بسته توانبخشی شناختی را در 12 جلسه 45 دقیقه ای و در مدت چهار هفته انجام دادند. نتایج تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که بین میانگین پس آزمون های استروپ، یک محرک پیشین و برو/نرو دانش آموزان گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0>p). علاوه براین نتایج آزمون t همبسته نشان داد که بین نتایج مرحله پس آزمون و مرحله پیگیری تفاوت معنی داری وجود ندارد. کارکردهای اجرایی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص با انجام تکالیف بسته توانبخشی شناختی مبتنی بر رایانه تقویت می شود
بررسی وضعیت مدارس ابتدایی هوشمند منطقه 15 شهر تهران بر اساس مدل مفهومی مدرسه هوشمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت مدارس هوشمند، بر اساس مدل مفهومی مدرسه هوشمندبوده است. این پژوهش از لحاظ اجرا در زمره تحقیقات توصیفی از نوع پیمایشی قرار می گیرد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدارس ابتدایی هوشمند منطقه 15شهر تهران می باشد که از میان 717 نفر پرسنل آموزشی این 50 مدرسه ی هوشمند، حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 250 نفر در نظر گرفته شد.نحوه گردآوری اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه ی استاندارد، منطبق با چک لیست ارزیابی مدارس هوشمند آموزش و پرورش بود. جهت سنجش روایی پرسشنامه از روش روایی ظاهری(صوری) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 0.955 محاسبه شد که از پایایی بالای پرسشنامه حکایت می کند. نتایج پژوهش با استفاده از روش آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. نتایج پژوهش بیانگرآن است که مدارس هوشمند منطقه 15 شهر تهران در اوایل راه هوشمند سازی بوده و در رابطه با هر 5 رکن مدل مفهومی در سطح پایینی قرار دارند.لذا عنایت به تمامی مولفه های مدارس هوشمند و کاربست یافته های تحقیقات انجام شده می تواند نقش به سزایی در ایجاد و بهسازی مدارس هوشمند ایفا نماید.
رابطه همدلی، خودکارآمدی و زورگویی با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
110 - 135
حوزههای تخصصی:
زورگویی یک پدیده جهان شمول و حائز اهمیت به ویژه در سنین مدرسه است که می تواند روند یادگیری فرد را مختل سازد. بنابراین، شناسایی عوامل مختلف مرتبط با افزایش و کاهش زورگویی اهمیت فراوانی دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین همدلی، خودکارآمدی و زورگویی با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری در دانش آموزان متوسطه دوره اول شهر زابل در سال 1398 انجام گردید. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی به روش همبستگی، از بین جامعه آماری مشتمل بر 8053 دانش آموز متوسطه دوره اول، 386 نفر شامل 190 دانش آموز پسر و 196 دانش آموز دختر که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، مقیاس همدلی دیویس (1980)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر (1982)، مقیاس زورگویی کلامی الوئوس (1996) و مقیاس سبک های فرزند پروری بامریند (1973) بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی مانند ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای تحلیل آماری SPSS و Amos در سطح معناداری 05/0p< تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های همدلی و خودکارآمدی با متغیر ارتکاب زورگویی و سبک های فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه رابطه ی منفی و معنادار و با سبک قاطع رابطه ی مثبت و معنادار وجود داشت (001/0p<). بین متغیر ارتکاب زورگویی با سبک های فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه رابطه ی مثبت و با سبک قاطع رابطه ی منفی مشاهده شد (001/0p<). همچنین، مولفه های همدلی و خودکارآمدی تنها از طریق سبک فرزندپروری استبدادی با متغیر ارتکاب زورگویی به طور غیر مستقیم رابطه داشتند (05/0p<). از این رو، جهت پیشگیری و کاهش زورگویی، تقویت دو مفهوم همدلی و خودکارآمدی در نوجوانان و همچنین آموزش نحوه فرزندپروری صحیح به والدین از طریق نهادهای اجتماعی چون مدرسه ضروری به نظر می رسد.
ارائه الگویی برای تسهیم دانش در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش تحلیل محتوای مقالات مربوطه در زمینه تسهیم دانش بود. این پژوهش به شیوه تحلیل محتوای کیفی با بهره گیری از تکنیک پژوهش کیفی داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را مقالات مختلف علمی داخلی و خارجی از سال های 2000 میلادی و 1388 شمسی تاکنون در زمینه تسهیم دانش تشکیل می دادند. بدین منظور پس از تحلیل کسپ تعداد 61 مقاله که به صورت مستقیم موضوع تسهیم دانش را بررسی کرده بودند، وارد فرایند تحلیل شدند. بر مبنای تحلیل محتوای کیفی مقالات و با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای، کدگذاری مقالات صورت پذیرفت. نهایتاً با بررسی های انجام شده 355 کد در این مقالات در رابطه با تسهیم دانش وجود داشته است که منجر به شناسایی 13 متغیر اصلی و 39 مؤلفه گردیدکه هر یک از این مؤلفه ها نیز دارای شاخص هایی هستند. نتایج پژوهش نشان داد: مهم ترین عواملی که در مقالات تسهیم دانش به آن اشاره شده است شرایط سازمانی مبتنی بر بستر سازمان و هم چنین انگیزه های بیرونی و درونی افراد جهت تسهیم دانش می باشد.سرانجام بر اساس نظریه داده بنیاد، متغیرهای شناسایی شده در شش دسته کلی طبقه بندی و مدل نهایی ارائه گردید که تأمین کننده جریان فی مابین مؤلفه ها برای تسهیم دانش در سازمان است.
تأثیرات منفی فضای مجازی بر الگوی تربیتی دانش آموزان در عصر پساکرونا؛ با استفاده از نظریه جوزف نای
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی آسیب های ناشی از فضای مجازی در الگوی تربیتی دانش آموزان در فرآیند آموزش مجازی می باشد. گسترش ارتباطات و تنوع آن در دنیای مدرن در کنار مزایای آن، معایب زیادی را نیز برای بشر به ارمغان آورده است. نظام استکبار که در صدد تسخیر و استحاله ارزش های فرهنگی کشورهای مخالف خود است، در تلاش است تا از فضای موجود نهایت بهره برداری را به عمل آورد.صرف هزینه های سنگین در ساخت فیلترشکن، ساخت بازی های متنوع با هدف ترویج ارزش های غربی و تحقیر فرهنگ سایر کشورها، جذاب نمودن فضای مجازی با روش های مختلف نشان از قابلیت زیاد آن برای تغییر ارزش ها دارد. جوزف نای در کتاب جنگ نرم خود بر روش های تغییر ارزش ها و باورهای کشورها به منظور سلطه بر آنان تأکید می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزش مجازی در کنار قابلیت های مثبت آن به دلیل دسترسی بیشتر دانش آموزان و دانشجویانی که قبلا به هر دلیلی به این فضا دسترسی نداشتند، باعث آشنا شدن آنان به فضای شبکه های اجتماعی و دستیابی به گوشی های مجهز به سیستم اندروید شده است که می تواند آنان را با جذابیت های این فضا آشنا کرده و به دلایل مختلفی چون تهاجم فرهنگی، نداشتن سواد رسانه ای، آزادی نسبی موجود در این فضا، ناشناخته بودن هویت افراد، عدم مدیریت و نظارت درست توسط خانواده ها و... موجبات تغییر در الگو پذیری آنان برخلاف اهداف تربیتی و اخلاقی نظام آموزشی و پرورشی کشور شود.
نقد و بررسی کتاب مطالعات اجتماعی، سال اول دبیرستان
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کتاب های درسی یکی از مؤلفه های بسیار اساسی در بهسازی و بهبود برنامه درسی است که به هنگام تکوین برنامه دانش آموزان صورت می گیرد و می تواند برنامه ریزان و تهیه کنندگان یک برنامه را به شکل عملی و منطقی یاری رساند. در این مقاله نیز به نقد و بررسی کتاب مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان (1399) پرداخته می شود. مؤلفان کتاب احمد رجب زاده، حسن ملکی و محمدمهدی ناصری هستند. پنج فصل کتاب شامل: شکل گیری زندگی اجتماعی، نظام اجتماعی، نظام خانواده، نظام اقتصادی و نظام سیاسی هستند. در تمام فصل ها اهداف، پرسش ها، مروری بر فصل و فعالیت ها دیده می شوند. بررسی هایی که در این مقاله انجام شده است نشان می دهند، کتاب از نظر شکل و محتوا دارای مشکل است که باعث می شود، دانش آموزان در خوانش آن دچار مشکل شوند. درنتیجه به لحاظ شکلی کتاب، طرح جلد کتاب، حروف نگاری و صفحه آرایی، کیفیت چاپ، صحافی و قطع اثر و منابع موردبررسی قرار گرفتند. همچنین به لحاظ محتوای کتاب، یکدست بودن متن، انسجام منطقی مطالب، رویکرد انتقادی و کاستی های مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.
شناسایی مؤلفه ها و عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله به منظور ارائه الگوی بهینه برای دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
72 - 43
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه ها و عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله و ارائه الگوی بهینه برای دوره پیش دبستانی بود. روش: این پژوهش به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. پژوهش حاضر در دو مرحله اجرا شد، اول: کشف مؤلفه های مهارت حل مسئله و دوم: شناسایی عناصر برنامه درسی پرورش مهارت حل مسئله و ارائه الگوی برنامه درسی با استفاده از عناصر نه گانه کلاین برای دوره پیش دبستانی. جامعه پژوهش از متخصصان برنامه درسی، روانشناسان تربیتی و مربیان پیش دبستانی تشکیل شد. نمونه گیری به روش هدفمند از نوع گلوله برفی بود. از هر گروه با یک نفر واجد معیارهای مشخص، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و نفر بعدی توسط وی معرفی و مصاحبه ها ادامه یافت تا اشباع نظری با 36 نمونه، حاصل شد و داده ها براساس روش استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه وتحلیل گردیدند. یافته ها: نتایج در مرحله اول، کشف 10 مؤلفه مهارت حل مسئله: خودآگاهی، تشخیص مسئله، سازمان دهی، تجزیه وتحلیل، ارزیابی، پرورش مهارت های تفکر، مهارت های اجتماعی و... بود. در مرحله دوم عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله شامل اهداف (شناختی، نگرشی، عملکردی)، محتوا (سازمان دهی، روش های ارائه)، روش تدریس (سنتی، فعال)، فعالیت یادگیری (انفرادی، گروهی)، مواد آموزشی (ویژگی، انواع منابع)، فضا (ویژگی های فیزیکی، تجهیزات)، زمان (مدت زمان، توجه به آمادگی و سن)، گروه بندی (توجه به ماهیت مسئله، جنسیت، سن، ناهمگنی، تعداد اعضا) و ارزشیابی (توجه به تفاوت فردی، فرآیندی، کمی، توصیفی) شناسایی و الگوی بهینه دوره پیش دبستانی ارائه شد.
مقایسه ی نیمرخ روان شناختی کودکان دارای همشیر با و بدون اختلال طیف اُتیسم و نشانگان دان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زندگی در کنار کودک با نیازهای ویژه، چالش های منحصربه فردی دارد و ممکن است بر سلامت روان همشیر کودک تأثیر بگذارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی نیمرخ روان شناختی کودکان دارای همشیر با و بدون اختلال طیف اُتیسم و نشانگان دان بود. روش: طرح پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه ی آماری این پژوهش تمامی کودکان 6 تا 12 ساله دارای همشیر با و بدون اختلال طیف اُتیسم و یا نشانگان دان در شهر رشت در سال 1399 بود. حجم نمونه در کل معادل 55 نفر به دست آمد ) 15 نفر در هر یک از گروه های دارای همشیر با اختلال طیف اُتیسم و یا نشانگان دان و 25 نفر در گروه غیر دارای همشیر با اختلال طیف اُتیسم و یا نشانگان دان(. گروه های اول و دوم به روش هدفمند و گروه سوم به روش در دسترس انتخاب شدند. فهرست وارسی اختلالات رفتاری کودکان )آخنبا خ و ایلدبروک، 1983 ( توسط مادران تکمیل شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت بین 3 گروه از نظر متغیرهای گوشه گیری / افسردگی، اضطراب / افسردگی و رفتار پرخاشگرانه معنادار است ) 05 / p>0 (. یافته ها در رابطه با هر 3 زیرمقیاس چنین بود که کودکان دارای همشیر با نشانگان دان نمرات بالاتری نسبت به کودکان دارای همشیر بهنجار به دست آوردند ) 05 / p>0 (. همچنین کودکان دارای همشیر با اختلال طیف اُتیسم در زیرمقیاس اضطراب / افسردگی نمرات بالاتری نسبت به کودکان دارای همشیر بهنجار به دست آوردند ) 05 / .)p>0 نتیجه گیری: همشیرهای افراد با اختلالات عصبی-تحولی در معرض آسیب های روانی قرار دارند.
بررسی مقایسه ای نظم جویی شناختی هیجان و پرخاشگری در دانش آموزان با آموزش مجازی و حضوری در دوره پاندمی کرونا
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۳۹
226 - 213
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه نظم جویی شناختی هیجان و پرخاشگری در دانش آموزان با آموزش مجازی و حضوری اجرا شد. روش تحقیق از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان پاکدشت در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. نمونه پژوهش 130 نفر از این دانش آموزان (65 نفر آموزش مجازی) و (30 نفر آموزش حضوری) بود، که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش-نامه نظم جویی شناختی هیجان (2006)، پرسش نامه پرخاشگری باس و پری (1992). برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون t مستقل و به کمک نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادند که نظم جویی سازگار شناختی هیجان در دانش آموزان با اموزش حضوری بیشتر از آموزش مجازی بود. همچنین میزان پرخاشگری در دانش آموزان با آموزش مجازی بیشتر از آموزش حضوری بود (05/0< P). بنابراین می توان نتیجه گرفت شرایط همه گیری کرونا ویروس و آموزش مجازی باعث مشکلات روان شناختی در دانش آموزان می گردد.
ارزیابی میزان اثربخشی برنامه های فرهنگی – تربیتی دانشگاه فرهنگیان
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی فرهنگی، یکی از ابزارهای مهم تکامل علمی و توسعه فرهنگی در هر جامعه می باشد. توسعه فرهنگی به معنای به وجود آوردن شرایط و امکانات مادی و معنوی فرهنگی برای افراد جامعه، ایجاد تفکر توسعه در بین مردم، شناساندن جایگاه آنان، رشد و افزایش آگاهی و دانش، بسترسازی برای تحول و پیشرفت جامعه در این زمینه می باشد. بر این اساس، هدف اصلی از این پژوهش، ارزیابی میزان اثربخشی برنامه های فرهنگی- تربیتی دانشگاه فرهنگیان قم بر اساس دیدگاه مدرسان انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان (160 نفر استاد) بود. روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از جدول مورگان، 113 نفر از اساتید به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. پرسش نامه شامل 30 سوال با 9 مولفه در مقیاس 5 ارزشی لیکرت بود. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ 90/. به دست آمد. روایی محتوایی پرسش نامه توسط نظرات تخصصی اساتید، مشاوران و صاحب نظران در حوزه تعلیم و تربیت اخذ شد و پس از تایید روایی اقدام به توزیع پرسش نامه ها گردید. در بخش آمار توصیفی از درصد فراوانی نسبی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و تی تک متغیره استفاده شد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که از منظر اساتید دانشگاه فرهنگیان، ویژه برنامه ها جهت بزرگداشت شهداء، برنامه های تربیتی، ویژه برنامه ها جهت مناسبت های ملی و مذهبی، برنامه های اردویی، بیشترین اثربخشی وکرسی های آزاداندیشی، همایش ها و سمینارها و فوق برنامه ها، دارای کمترین اثربخشی بوده است. در کل از دیدگاه اساتید برنامه بزرگداشت شهدا بیشترین و برنامه کرسی های آزاداندیشی کمترین اثربخشی را داشته است.