فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۴۱ تا ۶٬۳۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
98 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ذهن آگاهی با رضایت از زندگی معلمان با توجه به نقش میانجی سبک های مقابله در رویارویی با اپیدمی کرونا بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی، ازنظر ماهیت کمی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات، همبستگی با کاربرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، معلمان مقطع ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 189 نفر از آنان به شیوه هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های رضایت از زندگی داینر و پاوت (1985)، سبک های مقابله ای درتاج و همکاران (1399) و مقیاس پنج وجهی ذهن آگاهی Bauer و همکاران (2006) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش حداقل مجذورات جزئی (PLS) به کمک نرم افزار SPSS و PLS3 استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای پژوهش رابطه معنی دار وجود دارد و سبک های مقابله مثبت و منفی در رابطه بین ذهن آگاهی و رضایت از زندگی نقش میانجی را دارند و 19 درصد از اثر کل ذهن آگاهی بر رضایت از زندگی معلمان از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی سبک های مقابله مثبت تبیین می شود. همچنین، 18 درصد از اثر کل ذهن آگاهی بر رضایت از زندگی معلمان از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی سبک های مقابله منفی تبیین می شود. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی به عنوان یک ویژگی مثبت و ارزشمند با تأثیر بر سبک های مقابله در رویارویی با اپیدمی کرونا، می تواند منجر به افزایش رضایت از زندگی معلمان گردد.
مشکلات آموزش برخط در دوران کرونا از دیدگاه معلمان و والدین و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال بیستم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
117 - 145
حوزههای تخصصی:
همه گیری کُوید–19 مراکز آموزشی را ناگزیر به تلفیق آموزشِ برخط با روش های سنتیِ یادگیری کرده که به علت ساختار و ماهیت خود مشکلاتی را برای معلمان و والدین به همراه داشته است. هدف پژوهش حاضر مشخص کردن مشکلات آموزش برخط از دیدگاه والدین و معلمان و پیشنهاد راهکار است. ابتدا در فاز کیفی به روش نمونه گیریِ هدفمند، 14 معلم و 15 والد انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اطلاعات با روش کلایزی تحلیل و مقولات اساسی ازطریقِ آن استخراج شد. در فاز کمّی، دو پرسش نامه بر اساس همین مقولات طراحی و با نمونه گیریِ گلوله برفی به شکل اینترنتی روی 357 والد و 306 معلم اجرا شد. تحلیل اطلاعات پس از تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه ها (روایی سازه به روش تحلیل عاملی اکتشافی، ملاکی، محتوایی و اعتبار)، نشان داد مشکلات آموزش برخط از دیدگاه معلمان در هشت مؤلفه (به ترتیب اولویت: آسیب های استفاده افراطی دانش آموزان از اینترنت، مشکلات شبکه شاد و منابع دیجیتالی، نقض عدالت آموزشی، کمبود امکانات پایه، مشکلات فرایند یاددهی–یادگیری و سنجش، فشار شغلی، همکاری نکردن والدین و سواد رسانه ای پایین) و از دیدگاه والدین در هشت مؤلفه (کمبود امکانات پایه، آسیب های استفاده افراطی از اینترنت، کاهش کارآمدی معلم، وقفه در تحول شخصیتی دانش آموز، کاهش انگیزش، برهم خوردن نظم خانه و ناآشنایی با عناصر و مهارت های آموزشی والدین) مقوله بندی می شوند. براین اساس، پیشنهاد هایی مبنی بر ارتقای سواد رسانه ای، تسهیل تعامل میان مدرسه با والدین، بهبود پیام رسان ها، منابع آموزشی دیجیتالی و آموزش تلویزیونی، فراهم کردن امکانات پایه، ارتقای نظارت والدینی، آموزش مهارت های آموزش غیرحضوری، تشویق ارتباط همسالان و بهبود زمان بندی تدریس مطرح و بررسی شد.
شناخت مراحل دعوت و اصول و چگونگی به کارگیری روشهای تربیتی در ترغیب فرزندان به نماز
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۳۹
64 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه سازی و فراهم کردن شرایط و بهره گیری از زمینه های مختلف مادی و معنوی، لازم است بیشتر در دوران کودکی و نوجوانی و قبل از سن بلوغ شرعی تحقق یابد. تا والدین بتوانند در این سن فرزندانشان را با نماز و نحوه ارتباط با خدا آشنا سازند و گرنه در سن بلوغ و بعد آن دچار مشکل خواهند شد. ذهن کودک، لوح سفیدی است که هرچه بر آن نگاشته شود به آسانی زدوده نمی شود. نقش والدین در آموختن ارزش ها، هنجارها و امور دینی و معنوی به کودک بسیار اساسی است. همه ما (والدین و مربیان) نسبت به فرزندان و شاگردان مسئولیم و باید در تربیت آن ها کوشا باشیم. فرزند وقتی در خانه است از والدین مسائل را می آموزد و وقتی که در مدرسه است از مربیان، والدین در آموختن ارزش های اسلامی به فرزندان بیش از سایرین تاثیر گذار می باشند. نماز بر نو نهالان گرچه واجب نیست، لیکن زمینه ساز دوران جوانی است. هدف از این تحقیق در این است که والدین و مربیان در ترغیب فرزندان و دانش آموزان به نماز مؤثر واقع گردد. در این نوشتار از روش کتابخانه ایی و از شیوه توصیفی _ تحلیلی به مطالب پرداخته شده است.
نقش همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین در سازگاری اجتماعی نابینایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین در سازگاری اجتماعی نابینایان بود. مطالعه حاضر مقطعی از نوع همبستگی بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، همه افراد نابینای عضو انجمن نابینایان شهرستان ارومیه در سال 1397 بود ) 257 نفر( که همگی به عنوان نمونه ی آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های همدلی عاطفی )دویس، 1983 (، ارتباط خانوادگی )کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002 (، مهارت های ارتباطی )بارتون، 1990 ( و سازگاری اجتماعی )سینها و سینگ، 1993 ( بود. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که با افزایش نمرات همدلی عاطفی، الگوهای ارتباط گفت وشنود، همنوایی، مهارت های ارتباطی، بازخورد، و گفت و شنود؛ نمره ی سازگاری اجتماعی نابینایان به طور معناداری کاهش می یابد. با توجه به اینکه، در پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی، نمره ی بالاتر به معنای سازگاری پایین تر است، پس با افزایش همدلی عاطفی، الگوهای ارتباط گفت وشنود و همنوایی و مهارت های ارتباطی بازخورد، شنود و کلامی میزان سازگاری اجتماعی نابینایان افزایش می یابد. همچنین همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین به طور معناداری توانستند 5/ 40 درصد از تغییرات سازگاری اجتماعی نابینایان را پیش بینی کنند ) 05 / .)P> 0 نتیجه گیری: برای بهبود سازگاری اجتماعی نابینایان می توان میزان همدلی عاطفی، ارتباط خانوادگی و مهارت های ارتباطی والدین را از طریق کارگاه های آموزشی ارتقا داد.
The Mediating Role of Learning Emotions in Relation to Learning Approaches with Academic Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Learning emotions consist of a range of ups and downs students come across in the classroom concerning the subject of study that may affect their performance in academic affairs and the correlation between learning approaches and academic engagement. The present study discussed the mediating role of learning emotions in the relationship between learning approaches and academic engagement in the academic year 2020/2021. The study used a correlation-descriptive research method and multistage cluster sampling. Participants were 384 female upper-secondary school students according to the Cochran formula. Three types of questionnaires were used to collect data: Reeve and Tseng’s academic engagement, Miller et al.’s learning approaches, and Pekrun’s learning emotions. Data were analyzed using Structural Equation Modelling in PLS software. Our findings showed that learning emotions (both positive and negative) have a mediating role in the correlation between learning approaches (learning goals, performance goals, instrumental/future goals, perception ability, external and internal evaluation) and academic engagement (P≤0/05). Moreover, learning approaches have a significant positive correlation with academic engagement (P≤0/05). Furthermore, learning approaches have a significant positive correlation with positive learning emotions, but a significant negative correlation with negative learning emotions (P≤0/05). We can hereby deduce that positive emotions have a significant positive correlation with academic engagement (P≤0/05), whereas the correlation coefficient between negative learning emotions and academic engagement is not significant (P≥0/05). It can be concluded that academic engagement is significantly affected by learning approaches and learning emotions and positive emotions increase the effect of learning approaches on academic learning.
بازکاوی اهمیت نقش مادر در تربیت دینی دختران
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۳۵
134 - 120
حوزههای تخصصی:
اسلام مملو از مقولاتی در زمینه مقام و جایگاه والدین در خانواده است. یکی از موضوعاتی که در جوامع امروزی والدین بخصوص مادر باید به آن توجه بسیاری داشته باشد تربیت دینی دختران است. بی تردید نقش دختران هم در خانواده و هم در اجتماع بسیار مهم است. آنان در آینده به عنوان همسر وظایفی را بر عهده دارند و به عنوان مادر نیز عهده دار تربیت نسل بعدی هستند اگر دختری به روش اسلامی تربیت شد می تواند خوشبختی و سعادت را هم برای همسر و هم در نسل آینده ضمانت کند. ضرورت ایجاب می کند بنا بر این وظیفه ی خطیری که در آینده بر عهده دختران است باید مادر که بیشترین سهم در تربیت فرزند را بر عهده دارد به گونه ای خاص برای تربیت دینی دختران تلاش کند تا آنان را به اهداف اسلامی نزدیک تر کند. در مقاله حاضر که به روش توصیفی– تحلیلی گردآوری شده است، به شناخت اهمیت نقش مادر در تربیت دینی دختران که به روند رشد و تعالی آن ها کمک می کند، می باشد. یافته های مقاله حاکی از آن می باشد مادر به عنوان اساسى ترین عامل تربیت، مى تواند با بهره گیرى از دستورات قرآن و روایات و همچنین عملیاتى کردن آن ها در همه مراحل زندگى، دخترانی با تربیت دینی که در آینده در جایگاه همسری و مادری نقش بسزایی را دارند، تربیت کنند.
تأثیر فلات شغلی ساختاری و محتوایی بر انگیزش شغلی معلمان
حوزههای تخصصی:
شناخت پدیده فلات شغلی در بین معلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا این پدیده در بین معلمان به لحاظ ویژگی های شغلی و ساختار سازمانی وجود دارد. در پژوهش حاضر تأثیر فلات شغلی ساختاری و محتوایی بر انگیزش شغلی معلمان بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان مقطع متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1396-1397 می باشند که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای تعداد 423 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق از پرسشنامه-های فلات شغلی میلمن (1992) و انگیزش شغلی بکر (2008) بدست آمد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرانباخ تأیید شد. اطلاعات بدست آمده در این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی (محاسبه فراوانی، درصد، ترسیم نمودار، تدوین جدول و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و...) با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد رابطه بین فلات شغلی ساختاری و محتوایی با انگیزش شغلی، در سطح اطمینان 99/0 درصد در جهت منفی معنی دار می باشد. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه از نوع گام به گام نشان داد فلات شغلی ساختاری و محتوایی تأثیر منفی روی انگیزش شغلی معلمان دارند. این نتایج نشان می دهد که هر چه فلات زدگی شغلی بیشتر باشد انگیزش شغلی معلمان کمتر می باشد.
بررسی رابطه سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهردهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهر دهدشت بود. تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان شهرستان کهگیلویه به تعداد 2200 در سال 1398 بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) انجام شد و تعداد 327 نفر از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، مدیریت دانش نیومن و کنراد (1999) و اسپریتزر (1995) استفاده شد. داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته نشان داد ضریب همبستگی به دست آمده در سطح اطمینان (05/0p<) بین سواد دیجیتال و توانمندسازی (6/35%=r)، بین مدیریت دانش و توانمندسازی (2/54%=r) مثبت و معنادار بودند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدل استفاده شده برای پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر دهدشت معناداراست و این مدل توان تبیین رابطه بین متغیرها را دارد. متغیرهای مدیریت دانش و سواد دیجیتال، به ترتیب با ضرایب بتای 2/29% و 4/12%، توان پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر ده دشت را داشتند. بر اساس ضریب بتا، به ازای یک واحد استاندارد افزایش خرده مقیاس های یافتن اطلاعات و مدیریت اطلاعات و ارتباطات، دانش آفرینی، حفظ (جذب) دانش و انتقال دانش به ترتیب 21%، و 5/48%، 7/22%، 6/57% و 3/61% واحد استاندارد باعث افزایش توانمندسازی معلمان شهر دهدشت می گردد. بر این اساس، نتیجه گیری می شود که برای توانمندسازی معلمان، توجه به مدیریت دانش (توانمندی و به روز بودن مدیر) و ارتقای سواد دیجیتالی معلمان، ضروری است.
اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران در مدارس متوسطه پسرانه دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99_1398
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
25 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توانمند سازی یکی از ابزارهای بسیار ضروری برای مدیریت هر سازمانی است که می تواند درجهت هدایت و تامین منابع انسانی به منظور افزایش بهره وری و اثربخش بودن مورد استفاده قرار گیرد که ضرورت این مهم در ساختار آموزش و پرورش بیشتر احساس می شود. چرا که آموزش و پرورش نهادی فراگیر، همه گیر، پویا و اثرگذار بر کلیه رفتارها و هنجارهای آشکار و نهان همه جانبه ی اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، دینی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آحاد مردم جامعه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران در مدارس متوسطه پسرانه دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 انجام شد. روش: در این مقاله با یک رویکرد کاربردی به توضیح ، تبیین و رتبه بندی مولفه های بعد روانشناختی توانمندسازی دبیران پرداخته شد. یک سوال اصلی و پنج فرضیه فرعی مطرح گردید. روش پژوهش توصیفی است. نتیجه گیری: 1- در تمام مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران میانگین نمونه آماری از میانگین واقعی بیشتر می باشد که وضعیت مناسب را نشان داد . 2- اولویت بندی مولفه های بعد روان شناختی توانمندسازی دبیران به ترتیب احساس شایستگی با 14/3، احساس موثر بودن با 08/3، احساس خودمختاری با 94/2، احساس اعتماد با 93/2 و احساس معنادار بودن با 92/2 است. 3- 25درصد واریانس متغیر توسط مولفه احساس اعتماد، 21درصد احساس خودمختار بودن، 19 درصد احساس موثر بودن، 11 درصد احساس معنادار بودن و کمترین درصد مربوط به احساس شایسته بودن با 9 درصد تبیین شد.
شناسایی و تحلیل فرصت ها و چالش های آموزش مجازی از منظر دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، درصدد بررسی چالش ها و فرصت های آموزش مجازی از منظر دانشجویان کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی است. در همین راستا، برای جمع آوری داده ها از روش کیفی و فن مصاحبه عمیق استفاده شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. یافته های پژوهش نشان دهنده آن بود که چالش های آموزش مجازی از منظر دانشجویان، تحت پنج مقوله مشکلات فنی، آموزشی، مربوط به عملکرد استاد، دانشجو، کنشگری و تعامل قرار می گیرد. دانشجویان برای فرصت های آموزش مجازی، به نمونه هایی ازجمله: از بین رفتن هزینه رفت وآمد، کم شدن استرس ارائه درسی، صرفه جویی در زمان، آزادی و خارج شدن از چارچوب ها، امکان ضبط کلاس و استفاده از آن در زمان دیگر، جلوگیری از اپیدمی بیماری، از بین رفتن مشکلات خوابگاه برای خوابگاهی ها و بهینه شدن فراغت اشاره کردند. در بخش پیشنهادهای پژوهشی، به برخی از مهم ترین نمونه ها شامل: استفاده از اسکایپ به جای نرم افزار ادوبی کانکت، ارزشیابی دانشجویان براساس ترکیبی از فرایندهای عملی، فعالیت های کلاسی و ... در کنار امتحان، حضوری شدن درس های مهم تر و مجازی شدن درس های کم اهمیت تر، فراهم کردن بانک اطلاعاتی یا کتابخانه مجازی، الزام به روشن بودن وبکم ها در زمان امتحان برای جلوگیری از تقلب و استفاده از نرم افزارهای جانبی برای افزایش تعامل اشاره می شود.
راهبردهای یادگیری زبان دانشجویان کارشناسی رشته های زبان های خارجی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۰
195 - 224
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی راهبردهای یادگیری زبان دانشجویان کارشناسی رشته های زبان های خارجی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. همچنین در این پژوهش به بررسی متغیر هایی چون سن، معدل، رشته و تک زبانه/ آشنا با دو یا چند زبان پرداخته شد. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش شامل دانشجویان سال دوم کارشناسی رشته های زبان های خارجی بودند. ابزار های پژوهش شامل مصاحبه گروهی و پرسشنامه آکسفورد(1990) می باشد. برای تحلیل فرضیه ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آزمون های آماری همبستگی و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانشجویان از بین راهبردها، بیشتر از راهبردهای فراشناختی استفاده می کنند. همچنین نتایج نشان داد که بین تمام راهبردهای یادگیری (به غیر از راهبردهای جبرانی) و معدل ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد.تفاوت معناداری بین رشته های مختلف تحصیلی در استفاده از پنج راهبرد شناختی، جبرانی، فراشناختی، عاطفی و اجتماعی وجود داشت. در راهبردهای حافظه ای، جبرانی، فراشناختی و عاطفی تفاوت معناداری بین دانشجویان تک زبانه/آشنا با دو زبان/چند زبان وجود نداشت اما در راهبردهای شناختی و اجتماعی در این راهبردها تفاوت معناداری بین دانشجویان تک زبانه/آشنا با دو زبان/چند-زبان وجود داشت. نتیجه گیری: این پژوهش با بررسی راهبردهای یادگیری زبان در رشته های مختلف، تأثیر آموزش و به کارگیری راهبردها را در پیشرفت زبان آموزان مورد تأکید قرارداد. آگاهی زبان آموزان از راهبردهای یادگیری در استفاده از آن ها بسیار حائز اهمیت بود. انجام این قبیل پژوهش ها در زمینه راهبردهای یادگیری می تواند زمینه آشنایی زبان آموزان و حتی مدرسان را در رشته های مختلف با راهبردهای یادگیری فراهم سازد.
رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی با استفاده از نقش میانجی سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سلامت روانی در رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران انجام شد. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران به تعداد 958 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 274 نفر تعیین شد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی والراند (1992)، پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1996) و پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ (1979) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل از برازندگی خوبی برخوردار است؛ درنتیجه، سلامت روانی در رابطه بین هوش هیجانی با انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی گچساران نقش میانجی دارد. یافته های این مطالعه بر اهمیت تقویت هوش هیجانی در راستای تقویت سلامت روان و کسب موفقیت های تحصیلی یادگیرندگان تأکید دارد.
بررسی نقش ورزش در استقامت قلبی عروقی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم آذر ۱۴۰۰ شماره ۴۲
174 - 170
حوزههای تخصصی:
فعالیت های ورزشی و امادگی جسمانی بی شک در سلامتی انسان تاثیر گذار هستند .مهم ترین دلایلی که افراد به سمت فعالیت های جسمانی و ورزشی روی می آورند: شادابی ،داشتن روحیه ی تلاش گری، افزایش قدرت عضلانی و دامنه حرکتی، افزایش قدرت ذهنی و روحی میباشد. اما مهم ترین آنها تاثیری است که مستقیم بر روی اعضای داخلی بدن از جمله : قلبی و عروق، کلیه، کبد، دستگاه های تنفسی و ... میگذارد. امروزه با گسترش ورزش های متنوع میزان تاثیر و اثر گذاری آنها بر روی جسم و روحیه افراد متفاوت میباشد اما غایت آنها تندرستی و سلامتی افراد است. به طور معمول افرادی که ورزش و فعالیت های جسمانی بطور متناوب دارند از لحاظ موقعیت اجتماعی و شخصیتی، روحیه شکست ناپذیری برخوردارند. هدف از این پژوهش نقش ورزش در استقامت قلبی عروقی است. شیوه ی بیان، شیوه ی توصیفی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات برگرفته از روش مطالعاتی کتابخانه ایی و دیگر منابع اطلاعاتی است.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی با شیوه های فرزند پروری و الگوی ارتباطی خانواده در دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
159 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی با شیوه های فرزند پروری و الگوی ارتباطی خانواده در دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود بود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان پایه سوم دوره اول متوسطه شهرستان دورود به تعداد 2570 نفر که بر اساس جدول نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. پرسشنامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ(1988) ،پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده (2000)و پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند (1973) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین شیوه های فرزند پروری و الگوهای ارتباطی خانواده با اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. همچنین بین سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی رابطه مثبت و معنادار و بین سبک فرزندپروری قاطع با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که بین الگوهای ارتباطی گفت و شنود و همنوایی با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معناداری در سطح (01/0) وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز حاکی از نقش معنادار مولفه های سبک های فرزندپروری و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی متغیر اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی در میان دانش آموزان بود.
مربی گری خیرخواهانه و تقویت سرمایه انسانی: تحلیل نقش میانجی سرمایه انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف تحقیق حاضر تعیین تأثیر مربی گری خیرخواهانه بر تقویت سرمایه انسانی با نقش میانجی سرمایه انگیزشی می باشد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق کارکنان معاونت توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای وزارت ورزش و جوانان بوده که به علت برخورد نزدیک با عملکرد ورزشکاران در سطح حرفه ای و قهرمانی برای پاسخگویی به پرسشنامه تحقیق انتخاب شدند. تعداد این کارکنان 68 نفر گزارش شد که براساس جدول مورگان 58 نفر به عنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده که پایایی آن با آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون نرمال بودن داده ها، آزمون همبستگی و مدل معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای SPSS و smart PLS استفاده شد. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که مربی گری خیرخواهانه بر دو متغیر سرمایه انگیزشی و تقویت سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. سرمایه انگیزشی دارای تأثیر مثبتی بر تقویت سرمایه انسانی بود و همچنین این متغیر در تأثیر مربی گری خیرخواهانه بر سرمایه انسانی دارای نقش میانجی بود. بحث و نتیجه گیری: آموزش یکی از روش های مؤثر در تقویت سرمایه انسانی است و در این میان مربی گری خیرخواهانه به عنوان یکی از روش های آموزشی می تواند از طریق افزایش سرمایه انگیزشی به تقویت سرمایه انسانی در سازمان ها کمک نماید.
پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی نوجوانان دختر براساس میزان اعتیاد اینترنتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی نوجوانان دختر براساس میزان اعتیاد اینترنتی انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه هدف را کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز به تعداد 29747 نفر تشکیل می دهند که از بین آنها و براساس جدول کرجسی مورگان 370 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در ادامه جهت جمع آوری داده های موردنیاز از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ(1996)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف(1980) و پرسشنامه تعلل ورزی تحصیلی سواری(1390) بهره برداری شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و رگرسیون چندگانه در محیط نرم افزار spss23 استفاده شده است. یافته ها نشان داد، مؤلفه های اعتیاد به اینترنت(مشکلات اجتماعی، تأثیر بر عملکرد، فقدان کنترل، استفاده مرضی از چت روم و بی توجهی به وظایف شغلی و تحصیلی) قادر است، تعلل ورزی تحصیلی نوجوانان دختر را به صورت مثبت و بهزیستی روانی را به صورت منفی و معناداری پیش بینی نماید.
اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی بر سطح همدلی و اشتیاق به مدرسه در دانش آموزان مقطع ابتدایی با مشکلات هیجانی-رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مشکلات هیجانی-رفتاری به شرایطی اشاره دارند که پاسخ های هیجانی و رفتاری فرد در مدرسه با هنجارهای سنی، قومی و فرهنگی متناسب نبوده و زمینه ناسازگاری های اجتماعی، خودمراقبتی ضعیف و شکست در تحصیل و همچنین اختلال های روانی دوران بزررگسالی را فراهم می سازند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی بر سطح همدلی و اشتیاق به مدرسه در دانش آموزان مقطع ابتدایی با مشکلات هیجانی-رفتاری انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر ما کو به تعداد 6102 نفر بود. نمونه آماری شامل 30 نفر از دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایدهی شدند. شرکت کنندگان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های همدلی پایه و اشتیاق به مدرسه را تکمیل کردند. آزمودنی های گروه آزمایشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش خودتنظیمی هیجانی قرار گرفتند و گروه کنترل در معرض متغیر مستقل قرار نگرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری در برنامه spss انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که آموزش خودتنظیمی هیجانی منجر به تفاوت معنا دار بین گروه ها در سطح همدلی F=11/09 ،P> 0/001( ( و اشتیاق به مدرسه ) 001 / F=12/11 ،P> 0 ( دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که آموزش خودتنظیمی هیجانی مداخله مؤثری برای بهبود همدلی )عاطفی و شناختی( و اشتیاق به مدرسه )رفتاری، هیجانی و شناختی( دانش آموزان دارای مشکلات هیجانی-رفتاری در گروه آزمایشی است.
بازنمایی تجربه یاددهی-یادگیری در کلاس های پر ازدحام از منظر معلمان: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی تجارب معلمان از فرایند یاددهی- یادگیری در کلاس های پر ازدحام صورت گرفت. پرسش های پژوهشی از پارادایم نظریه داده بنیاد پیروی کرده و عبارت بودند از: کدام زمینه ها چرایی کلاس های پر ازدحام را توضیح می دهند؟ پدیده محوری کدام است؟ فرایندها و شرایط علّی کلاس های پر ازدحام چیست؟ چه مباحث خاصی بر آن اثرگذار است؟ پیامدهای ناشی از راهبردها کدامند؟ مشارکت کنندگان 30 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهر سنندج در استان کردستان بودند که تجربه چند ساله یاددهی در کلاس های پر ازدحام را داشتند. ابزار آفرینش داد ه ها یک منشور مصاحبه نیمه ساختارمند با هفت سئوال اصلی بود. تحلیل داده ها به روش نوخاسته و در قالب کدگذاری نظری سه مرحله ای انجام گرفت. در مجموع، تعداد 117 کد بدوی، 50 کد محوری و 19 کد گزینشی احصا گردید. یافته ها آشکار کرد که چگونه بی عدالتی در توزیع منابع مالی و انسانی در آموزش و پرورش، میزان مشارکت والدین و معیارهای انتخاب مدرسه به تشکیل کلاس های پر ازدحام می انجامد. نتایج همچنین گویای آن بودند که معلمان در کلاس های پر ازدحام در زمینه یاددهی به شیوه مهیج و فعال، برقراری نظم و انضباط، سنجش و ارزشیابی آموخته های فراگیران با چالش روبرو شده بودند. با ازدحام فراگیران در برخی مدارس، پیامدهای اجتناب ناپذیری همچون بی توجهی به تفاوت های فردی فراگیران، عدم امکان خود-بهسازی معلمان، یاددهی غیر کیفی و تشکیل کلاس های استادیومی بروز می کند که موجب به حاشیه رانده شدن یادگیری و تمرکز بر نظم و مدیریت کلاس می شود. نتایج این پژوهش از اشارات کاربردی مفیدی برای نظام آموزشی و تربیت معلمان برخوردار است. می توان گفت تدریس در کلاس پر ازدحام وضعیتی پیچیده در زندگی واقعی مدرسه است و معلمان باید برای ساخت دانش خود از مهارت های مورد نیاز برای مقابله با این چالش بهره مند شوند.
شناسایی و تبیین بایسته های راهبرد یاددهی-یادگیری خود راهبر، متناسب با ویژگی های نسلی دانشجویان امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و تبیین بایسته های راهبرد یاددهی-یادگیری خودراهبر، متناسب با ویژگی های نسلی دانشجویان دوره کارشناسی امروز با روش آمیخته (اکتشافی متوالی) انجام شد. در بخش کیفی با 29 نفر از افراد صاحب نظر کشوری در موضوع تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد و به روش تحلیل محتوا به صورت ساختاری و تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری بخش کمی شامل اعضای هیأت علمی و دانشجویان دوره کارشناسی بود که نمونه پژوهش از بین آنها به روش طبقه ای، متناسب با حجم، انتخاب شد. داده های بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته، مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد و برای تحلیل آن از آمار توصیفی و استنباطی بهره گیری شد. بر اساس یافته های پژوهش، از منظر صاحب نظران، اساتید و دانشجویان، 9 شاخص، جزء مهمترین بایسته های راهبرد یاددهی-یادگیری خودراهبر، متناسب با ویژگی های نسلی دانشجویان دوره کارشناسی امروز هستند که می بایست مورد توجه مدرسان قرار گیرد. در میان این نه شاخص، پنج عنصر«ضرورت خودمدیریتی دانشجویان در یادگیری»، «مشارکت دهی دانشجویان در تدریس»، «هدایت دانشجویان به یادگیری مادام العمر»، «توجه به استعداد فردی دانشجویان در شکل انجام تکالیف» و «کاربست روش های تدریس مورد علاقه دانشجویان» در صدر قرار دارند.
طراحی مدل بهینه مولفه های مدیریت و توسعه استعداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهمترین سرمایه هر سازمانی، سرمایه های انسانی آن است، مدیریت استعداد نیز اصلی ترین بخش مدیریت سرمایه های انسانی می باشد. با مدیریت صحیح این سرمایه ها سازمان ها می توانند به اهداف خود برسند. پژوهش حاضر درصدد طراحی مدل مطلوب مولفه های مدیریت و توسعه استعداد در شرکت نفت بوده است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون می باشد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمقی با 14 نفر از خبرگان شرکت نفت که با استفاده ازروش نمونه گیری نظری انتخاب شده بودند، گردآوری و به اشباع نظری رسیده است. برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون، از نوع شبکه مضامین استفاده شده است. به منظور اعتبار سنجی مضامین از دو روش ارزیابی اعتبار به شیوه ارتباطی و نیز گروه متمرکز و جهت پایایی سنجی از قابلیت تکرارپذیری و نیز قابلیت انتقال یا تعمیم پذیری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که مدل مطلوب مولفه های مدیریت و توسعه استعدادها از 3 گام مقدماتی، اجرایی و تکمیلی براساس هشت مضمون سازمان یافته اصلی: استعداداندیشی، استعداد یابی، استعداد سنجی،استعداد پروری، استعداد گماری، استعداد سالاری، استعداد داری و استعداد سپاری تشکیل شده است.