فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
آموزش پژوهی دوره هشتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
65 - 77
حوزههای تخصصی:
در تربیت کودکان عموما دیدگاهی آینده نگر غالب است که دوران کودکی را مقدمه ای برای دست یابی به بزرگسالی ایده آل می داند. این دیدگاه در آموزش شهروندی، کودک را به مثابه ش هروندی برای آینده و دوران کودکی را به سان مرحله ای برای تبدیل شدنِ کودکان به ش هروندانی می بیند که تنها در دوره بزرگسالی می توانند وارد جامعه شده و فعالانه به کنش بپردازند. به نظر می رسد برای آموزش شهروندی، با توجه به نظام حاکم بر تعلیم وتربیت هر جامعه، دو رویکرد کلی قابل تصور است؛ رویکرد محافظه کارانه و رویکرد فعال یا پیشرفت گرا. در این پژوهش با بهره گیری از تحلیل تأملی کوشیده ایم جایگاه کودک را در هریک از این دو رویکردها بررسی کرده و نیز اهداف این دو رویکرد را تحلیل کنیم. در آنچه بدست آمد، دو جایگاه برای کودک مطرح است؛ یکی جایگاه منفعل که با تمرکز اهداف بر آینده، کودک را شهروندی برای بزرگسالی (شهروند آینده) تربیت می کند و دوم جایگاه فعال که اهدافش متمرکز بر توانمند ساختن کودک برای حضور و کنش فعال در جامعه است. با توجه به یافته های این بررسی تطبیقی، در ادامه ی پژوهش، رویکردی زیست جهانی به شهروندی کودک بررسی شد که با نگاهی به مشارکت و شایستگی اجتماعی، امکان شهروندی واقعی کودک به مثابه کنش گر اجتماعی را در نظر گرفته است.
اثربخشی آموزش گروهی هنر چرم دوزی بر بهبود رضایت و لذت از زندگی مادران دارای کودک کم توان ذهنی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۴۶
11 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش هنر چرم دوزی بر بهبود رضایت و لذت از زندگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود.جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک کم توان ذهنی مراجعه کننده به موسسه توانبخشی ولیعصر(عج) تهران در سال 1398بود.از مادرانی که در پیش آزمون فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت رضایت و لذت از زندگی(Q Q-Les-) اندیکت و همکاران (۱۹۹۳)، نمره پایینی کسب کرده بودند30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و یه صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش و کنترل( درهر گروه 15 نفر) قرار گرفتند.اعضای گروه آزمایش طی هشت جلسه نود دقیقه ای هنر چرم دوزی را آموزش دیدند و اعضای گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفتند و یک هفته پس از اتمام جلسات از هر دو گروه آزمایش و کنترل پس آزمون گرفته شد.داده ها با بهره گیری از نرم افزار spss و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: یافته ها نشان داد که آموزش گروهی هنر چرم دوزی در بهبود رضایت و لذت از زندگی مادران دارای کودک کم توان ذهنی موثر بوده است.(01/0(p< بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که آموزش گروهی هنر چرم دوزی مداخله ای موثر است. و استفاده از آن برای بهبود رضایت و لذت از زندگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی در مراکز توانبخشی بهزیستی و کلینیک مددکاری اجتماعی پیشنهاد می شود.
ولایت مداری از دیدگاه نهج البلاغه با نگاهی به رفتار و گفتار شهید قاسم سلیمانی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۴۶
128 - 117
حوزههای تخصصی:
در تفکر دینی - اسلامی وجود «ولی الله» و «حجت الله » در زمین و میان توده مردم به عنوان رهبر دینی و الهی، مقتدا و اسوه مردم دین دار و ولایت مدار ضرورت دارد، پذیرش ولایت ولی و رهبری دینی توسط مردم نیز ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بنا به تصریح قرآن کریم، انسان ها از دو حال خارج نیستند: یا مسلمان ِمؤمن اند و تحت ولایت الهی اند، در نتیجه، قرین سعادتمندی و رستگاری حقیقی اند و یا فاسق کافرند و تحت ولایت شیطان و طاغوت می باشند و دچار بدفرجامی و گمراهی اند.(بقره/2). هدف این مقاله بررسی مولفه های ولایت مداری قاسم سلیمانی با نگاه بر نهج البلاغه می باشد.بخش های مختلف تحقیق عبارتند از:جایگاه ولایت درجامعه،مولفه های ولایت مداری قاسم سلیمانی، آثار ولایتمداری در کلام قاسم سلیمانی.پس از مطالعه در منابع مختلف این نتیجه حاصل شد که آموزه های نهج البلاغه وقتی رنگ و بوی واقعی به خود می گیرد که بر پایه ولایت پذیری ولایت مداری باشد.
تأثیر بازی وارسازی (گیمیفیکیشن) بر یادگیری درس علوم تجربی دانش آموزان پایه چهارم ناحیه یک استان البرز
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۴۶
203 - 190
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تأثیر بازی وارسازی (گیمیفیکیشن) بر یادگیری درس علوم تجربی دانش آموزان پایه چهارم ناحیه یک استان البرز بود. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با ماهیت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم ناحیه یک استان البرز شهر کرج بود که تعداد 60 نفر از دانش آموزان دبستان 13 آبان دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در گروه آزمایش آموزش با برنامه کوییزیز و در گروه کنترل با ارسال فیلم انجام گرفت. قبل از شروع آزمایش از هر دو گروه آزمایش و کنترل پیش آزمون و پس از اتمام آزمایش پس آزمون گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات، آزمون محقق ساخته که روایی آزمون توسط متخصصین در حوزه آموزش تائید شده است. پایایی سؤالات آزمون با استفاده از فرمول کودر ریچاردسون 0.866 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس دوراهه انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که استفاده از بازی وارسازی بر میزان یادگیری درس علوم تجربی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی نسبت به آموزش در روش سنتی تأثیر معنی داری داشته است. همچنین نتایج نشان داد که تأثیر جداگانه جنسیت (دختر و پسر) بر یادگیری درس علوم معنی دار می باشد بنابراین می توان بیان نمود که اثر تعاملی جنسیت معنی دار است.
حافظه و نقشی که در یادگیری دارد
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم خرداد ۱۴۰۱ شماره ۴۸
163 - 177
حوزههای تخصصی:
مطالعه حافظه انسان و نقشی که در یادگیری ایفا می کند، این امکان را برای ما فراهم می آورد تا حداکثر بهره وری را از حافظه خود داشته باشیم، راه های تقویت آن را موردتوجه قرار داده و سرعت یادگیری خود را افزایش دهیم. با نظری بر مطالعات صورت گرفته در زمینه حافظه و یادگیری، عوامل تأثیرگذار بر آن، شناخت توانایی ها و ویژگی ها و نقشی که در آسان تر شدن زندگی دارد، اهمیت موضوع این مقاله را نشان می دهد. روش جمع آوری اطلاعات در این مقاله از طریق منابع کتابخانه ای بوده و یافته ها حاکی از این است که قابلیت رشد مغز و افزایش توانایی های آن تا پایان عمر بوده و نیز هوش انسان و استعدادهای او می تواند در صورت انگیزه و بهره وری درست روندی افزایشی داشته باشد. باتوجه به عوامل محیطی تأثیرگذار در ذهن انسان و نیز باورها، فرهنگ، انگیزش و... انسان می تواند قابلیت های تازه ای از ظرفیت ذهنی خود را در شیوه زندگی وارد کرده و آن را مورد استفاده قرار داده و از این طریق مدل های یادگیری خود را گسترش دهد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مدل ماتریکس با و بدون هیپنوتیزم بر وسوسه مصرف بیماران وابسته به - متامفتامین
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم خرداد ۱۴۰۱ شماره ۴۸
202 - 212
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری مدل ماتریکس با و بدون هیپنوتیزم بر ولع مصرف بیماران وابسته به متامفتامین انجام شده است. این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. در این پژوهش 26 مرد وابسته به متامفتامین که به صورت غیر تصادفی از بین مراجعین در دسترس انتخاب شدند، به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی 13 نفر قرار داده شدند. این افراد که حداقل 18 ماه از سوءمصرفشان به این ماده می گذشت به مدت دو هفته تحت درمان بستری با داروهای روان پزشکی قرار گرفتند و پس ازآن با معیارهای ورود به پژوهش تحت رواندرمانی قرار گرفتند. در گروه آزمایشی 1 درمان جویان به مدت 24 جلسه تحت روان درمانی به شیوه شناختی – رفتاری مدل ماتریکس قرار گرفتند و گروه آزمایشی 2 طی 24 جلسه تحت رواندرمانی ماتریکس هیپنوتیزمی قرار گرفتند. در هر دو گروه بیماران با پرسشنامه سنجش ولع مصرف مواد (DDQ) یک هفته قبل از شروع روان درمانی و همچنین بلافاصله بعد از پایان جلسات مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به کمک روش آماری کوواریانس، کای دو و آزمون U مان - ویتنی برای هر دو گروه مستقل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که درمان مدل ماتریکس به طور معناداری در کاهش وسوسه مصرف بیماران وابسته به متامفتامین تحت درمان موثر است همچنین درمان ماتریکس هیپنوتیزمی نیز به طور معناداری در کاهش وسوسه مصرف بیماران وابسته به متامفتامین تحت درمان موثر است و تفاوت متغیر وسوسه مصرف و مولفه های آن بین دو گروه معنادار می باشد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی – رفتاری مدل ماتریکس در کنترل ولع مصرف بیماران همزمان با افزوده شدن درمان هیپنوتیزمی افزایش می یابد.
ارائه مدلی برای آموزش استاندارد در هنرستان های شهر تهران از بعد مهارت آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : ایجاد فرصت های شغلی، توسعه فعالیت های اقتصادی، کاهش معضل بیکاری و افزایش مهارت های اجتماعی ازجمله عواملی هستند که اهمیت مهارت آموزی و رعایت استانداردهای لازم جهت بهبود کیفیت آموزش های مهارتی را آشکار می سازد، بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای آموزش استاندارد در هنرستان های شهر تهران از بعد مهارت آموزی انجام گردید. روش شناسی پژوهش : این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و به روش آمیخته اکتشافی انجام گردید. در مرحله کیفی ۱۱ نفر از خبرگان در زمینه آموزش استاندارد در هنرستان ها به عنوان نمونه، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده های کیفی به روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفت. در بخش کمی، جامعه آماری را کلیه ی مدیران هنرستان های شهر تهران (۳۲۹ نفر) تشکیل دادند که برای تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۱۷۷ نفر به عنوان نمونه، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جمع آوری داده های کمی، بر اساس پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۹۳% و روایی آن با استفاده از نظر متخصصان و خبرگان تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS صورت پذیرفت. یافته ها : تحلیل داده های کیفی منجر به شناسایی ۲۴ شاخص و ۵ مؤلفه گردید، سپس بر مبنای یافته های مرحله کیفی، پرسشنامه کمی طراحی و به جمع آوری داده های کمی پرداخته شد. تجزیه وتحلیل داده های کمی در قالب تحلیل توصیفی داده ها و تحلیل عاملی تأییدی صورت گرفت. از بین ۲۴ گویه، در ۲۳ گویه بار عاملی کم تر از ۰٫۳ وجود نداشت و از روند تحلیل عاملی حذف نگردیدند و به دلیل بار عاملی بزرگ تر از 6,0 نشان داد که «خیلی مطلوب» هستند و ۱ گویه، بار عاملی ۰٫۰۸۳ داشته که به دلیل این که از ۰٫۳ کم تر است، از روند تحلیل حذف گردید. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش پنج مؤلفه: مالی و فیزیکی، منابع انسانی، آموزش و یادگیری، علمی و نوآوری، پرورش جسمی و روحی با شاخص های آن ها، تحت عنوان ابعاد و مؤلفه های مدل آموزش استاندارد در هنرستان های شهر تهران از بعد مهارت آموزی مشخص گردید.
بررسی و مقایسه بسته های توان بخشی شناختی کلاسیک و رایانه محور در ارتقای کارکردهای شناختی کودکان با اختلال یادگیری خاص: مروری نظام دار بر پژوهش های داخلی در ایران از سال 1389 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : در سال های گذشته با شیوع پیدا کردن اختلال های یادگیری، مداخله زودرس این دسته از اختلال ها برای مبتلایان بسیار می تواند اهمیت داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه مروری نظام مندی برای بررسی اثربخشی و ملاحظه های مرتبط با انواع روش های توان بخشی مختلف برای کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص در ایران می باشد. روش: در مطالعه نظام مند حاضر، مقاله های داخلی در بازه سال های 1389-1399 با موضوع توان بخشی های شناختی کلاسیک و مبتنی بر کامپیوتر برای کودکان دارای اختلالات یادگیری بررسی شدند که درمجموع 60 مقاله برای تحلیل و بررسی بیشتر در این مقاله انتخاب شدند. یافته ها: در این بخش نتایج تحلیل های آماری انجام شده در ارتباط با اطلاعات پژوهش ها تاریخ انجام پژوهش ها، سن آزمودنی ها، نوع اختلال یادگیری، نوع متغیر وابسته (کارکرد های شناختی)، نوع ابزار توان بخشی و مشخصات مرتبط با آن، تعداد و طول جلسه ها، فردی یا گروهی تشکیل شدن جلسه ها، داشتن پیگیری در ادامه پژوهش و مکان برگزاری پژوهش آورده شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعات انجام شده و تائید اثربخشی برنامه های توان بخشی های شناختی بر بهبود مؤلفه های شناختی کودکان دارای اختلال های یادگیری، این نوع مداخلات می توانند در جهت بهبود انواع مؤلفه های شناختی به کار روند. همچنین پژوهشگران برای بهبود اثربخشی هرچه بیشتر این برنامه ها باید در استفاده از این بسته های توان بخشی باید به شرایط مخاطبان و اجرای برنامه در طراحی هر بسته توجه کنند تا با توجه شرایط خاص هر مخاطب، این برنامه ها در بهبود مهارت های مورد نظر، بهتر و سریع تر محقق گردد .
مدل یابی رابطه تعادل عاطفی، هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی: نقش واسطه گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب سخنرانی از عوامل مختلفی نشأت می گیرد، دو عامل مهم در این زمینه تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با واسطه-گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی می تواند باشد. بنابراین این تحقیق با هدف مدل یابی رابطه تعادل عاطفی، هوش اجتماعی و اضطراب سخنرانی با واسطه گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش : این پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان کرمان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای 740 نفر انتخاب شدند و به مقیاس های اضطراب سخنرانی ﭘﺎل (1996)، ت عادل ع اطفی برادبورن (۱۹۶۹) ، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، انتظار پیامد بنز و ویتون (1997) و برانگیختگی هیجانی گروس و جان (2003) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد مدل تبیین تعادل عاطفی، هوش اجتماعی و اضطراب سخنرانی با میانجی گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از برازش قابل قبولی برخوردار است. تعادل عاطفی و هوش اجتماعی بر اضطراب سخنرانی، انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی اثر مستقیم دارند. انتظار پیامد در رابطه بین تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی نقش واسطه ای ایفا می کند. همچنین برانگیختگی هیجانی در رابطه بین تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی نقش واسطه ای ایفا می کند. نتیجه گیری: طبق نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد اضطرلب سخنرانی دانشجویان که یکی از شایع ترین اضطراب های اجتماعی در بین دانشجویان می باشد
شایستگی های برنامه درسی رشته کارشناسی مهندسی نفت با رویکرد دانشگاه نسل چهارم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی رشته مهندسی نفت در دانشگاه نسل چهارم است که به روش کیفی، از نوع پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش، اساتید دانشکده نفت اهواز در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه پژوهش به روش هدفمند براساس اشباع نظری تعیین شد و پژوهشگر در نفر پنجم به اشباع اطلاعاتی رسید. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته بود. داده ها به روش تحلیل محتوا، کدگذاری و تحلیل شد و شایستگی های برنامه درسی رشته کارشناسی مهندسی نفت در قالب 4 درون مایه که از ویژگی های دانشگاه نسل چهارم است، شامل: توانایی انتقال یادگیری در محیط کار، با 4 شایستگی (کاربرد دانش تخصصی درموقعیت های عملی، مهارت در به کارگیری نرم افزارهای تخصصی، مهارت گزارش نویسی پروژه های نفتی و توانایی کسب مهارت در واحدهای صنعتی)؛ بومی سازی با 2 شایستگی (توجه به فرایندهای بومی سازی و توانایی طراحی پروژه های تحصیلی)، نوآوری و خلاقیت با 3 شایستگی (مهارت به روز کردن دانش تخصصی، توسعه مهارت ها بر اساس زمینه های شغلی و توانایی کسب اطلاعات جدید درصنعت نفت) و بین المللی سازی با تمرکز بر شرایط محلی و منطقه ای با 3 شایستگی (توانایی مشارکت در فرایندهای پژوهشی– علمی، توانایی مشارکت در پروژه های صنعتی و مهارت های محاوره ای و تخصصی زبان انگلیسی)، شناسایی شد.
شناسایی الگوی مطلوب نظارت بر پایان نامه ها مطالعه ی موردی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد است با رویکرد کیفی به شناسایی الگوی مطلوب نظارت بر پایان نامه ها بپردازد. داده های مورد نظر، پس از مصاحبه با تعداد 11نفر از اعضای هیات علمی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی با روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه سازمان یافته، به اشباع نظری دست یافت. سپس مرحله تحلیل داده ها، در سه مرحله کدگذاری باز و محوری و گزینشی جهت شناسایی الگوی مطلوب نظارت بر پایان نامه ها صورت پذیرفت. اعتباریابی فرایند و یافته های تحقیق از طریق راهبردهای مقایسه مداوم، مشارکت اعضاء، مرورهمتا، توضیح شیوه های یادداشت برداری و انجام گزارش انجام شد. نتایج حاصله نشان می دهد که الگوی مطلوب نظارت بر پایان نامه ها متشکل از مقوله های کلی، فردی (استاد راهنما) و سازمانی است. هم چنین مقوله فردی، دارای مقوله های اصلی ساختاری و حمایتی و مقوله سازمانی نیز دارای مقوله های اصلی برنامه ریزی و یادگیری می باشد. ضرورت اهتمام به گویه های مستخرج از مقوله کلی فردی و سازمانی جهت بهبود فرایند نظارت بر پایان نامه ها توصیه می شود.
واکاوی ارتباط میان تورم نمرات با ارزشیابی دانشجویان از تدریس اساتید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
107 - 133
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی ارتباط میان نمرات پیشرفت تحصیلی دانشجویان با ارزشیابی آنها از تدریس اساتید بود. طرح طولی تحقیق از نوع مطالعات پنلی است که در آن طی فواصل زمانی مشخص اندازه گیری های لازم انجام می شود. دانشجویان شاغل به تحصیل در سه نیمسال پیش از شرایط آموزش مجازی جامعه آماری این تحقیق بوده اند. حجم نمونه با نرم افزار جی پاور و بر اساس آزمون های آماری تعیین شد. پس از شرط گذاری و غربال بیش از یکصدهزار جفت «نمره دانشجو-ارزشیابی استاد»، تحلیل نهایی روی داده های مربوط به 1970 دانشجو انجام شد که در سه نیمسال متوالی با یک استاد درس گرفته بودند. ابزار گردآوری داده های ارزشیابی اساتید، فرم رسمی مؤسسه در نیمسال های مورد نظر بوده است. تحلیل ها نشان داد با افزایش نمره پایان ترم دانشجو، نمره ارزشیابی او از استاد در نیمسال بعد افزایش معناداری پیدا می کند. تحلیل تکمیلی مشخص ساخت که اثر نمره اولیه تا دو نیمسال بعد نیز پایدار می ماند، به نحوی که می توان گفت با یک واحد افزایش در نمره پایان ترم دانشجویان، پس از دو نیمسال افزایش معناداری بین 1 تا 4 درصد در نمره ارزشیابی آنها از استادان قابل مشاهده است. ضرایب رگرسیونی ارتباط معدل کل کلاس با ارزشیابی تدریس استادان نیز در حالت دو نیمسال متوالی معنادار بود. سرانجام، تحلیل ها بر روی نمرات دروس تخصصی و اصلی دانشجویان نشان داد، در مقایسه با گذشته، در گروه رشته های علوم انسانی، ادبیات و معماری و هنر تورم نمره وجود دارد. بر اساس این شواهد پیشنهاد شده است که پدیده تورم نمرات از منظر ارتباط احتمالی آن با نحوه بهره برداری از ارزشیابی های دانشجویی در تصمیم گیری های استخدامی و دانشگاهی اعضای هیات علمی مورد تأمل قرار گیرد.
مدلیابی تاثیر فرهنگ اخلاقی و جو سازمانی بر کیفیت زندگی کاری معلمان با نقش میانجی اعتماد سازمانی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر فرهنگ اخلاقی و جو سازمانی بر کیفیت زندگی کاری معلمان با نقش میانجی اعتماد سازمانی بود. تحقیق حاضر از نظر ماهیت محتوایی توصیفی- همبستگی (مدل معادلات ساختاری) و از منظر هدف کاربردی بود. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر یا به عبارتی جامعه آماری تحقیق، معلمان شاغل به تدریس در دوره ی ابتدایی سال تحصیلی 1401-1400 شهرستان نمین به تعداد 721 نفر بودند. روش نمونه گیری به کار گرفته شده، نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بوده و با توجه به ناهمگون بودن جامعه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای نیز استفاده گردید، که از میان جامعه ی آماری پیش گفته، بر اساس جدول مورگان نمونه ای به حجم 279 نفر (200 نفر زن و 79 نفر مرد) انتخاب شدند. اطلاعات لازم برای پاسخ به سوال پژوهشی از طریق پرسشنامه های کتبی جمع آوری شد و داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای spss و lesril مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که فرهنگ اخلاقی و جو سازمانی به ترتیب با مقدار بار عاملی 39/. و 42/0 بر کیفیت زندگی کاری معلمان تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین اعتماد سازمانی با مقدار بار عاملی 78/0 و مقدار تی (85/3) بر کیفیت زندگی کاری معلمان تاثیر گذار بوده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در سازمان هایی که در آنها فرهنگ اخلاقی و جو سازمانی مطلوب همراه با اعتماد سازمانی باشد، کیفیت زندگی کاری کارکنان نیز بهبود خواهد یافت.
رابطه ساختاری هوش هیجانی و تمایزیافتگیِ خود با ثبات ازدواج: نقش میانجیگری صمیمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
107 - 136
حوزههای تخصصی:
برپایه نظام های خانواده بوئن، میزان تمایزیافتگی خود، عاملی مهم در تعیین کیفیت روابط زناشویی و ثبات آن است. شناخت و مدیریت هیجانات خود و همسر، نقشی اساسی در این ثبات ایفا می کند و صمیمیت نیز به ویژه در ثب ات بخشیدن به ازدواج، نقشی مهم دارد. هدف از این پژوهش، تعیین رابطه دو متغیر هوش هیجانی و تمایزیافتگی خود با پایداری ازدواج ازطریق میانجیگری صمیمیت است. این پژوهش، توصیفی و ازنوع همبستگی است و جامعه آماری آن، افراد متأهل و زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه های دو و پنج تهران را شامل می شود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 345 نفر مرد و زن در سال 1399برای شرکت کردن در پژوهش انتخاب شدند و افراد موردنظر، پرسشنامه های شاخص بی ثباتی ازدواج بوث، جانسون و ادواردز (1983)، هوش هیجانی گریوز و برادبری (2005)، تمایزیافتگی خود اسکورن و فریدلندر (2003)، و مقیاس صمیمیت واکر و تامپسون (1983) را تکمیل کردند. در تجزیه وتحلیل آماری از ضریب همبستگی پیرسون و برای برازش مدل از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان می دهند میان ضریب مسیر کل هوش هیجانی با ثبات ازدواج (01/0>p، 609/0=β) و تمایزیافتگی خود با ثبات ازدواج (05/0>p، 226/0=β) و صمیمیت با ثبات ازدواج (01/0>p، 451/0=β)، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. درنهایت، ضریب مسیر غیرمستقیم هوش هیجانی و ثبات ازدواج (01/0>p، 288/0=β) و ضریب مسیر غیرمستقیم تمایزیافتگی خود و ثبات ازدواج (05/0>p، 082/0=β)، مثبت و معنادار بود و بنابراین، نقش واسطه ایِ صمیمیت بین تمایزیافتگی خود و هوش هیجانی با ثبات ازدواج تأیید می شود. تمایزیافتگی خود، هوش هیجانی و صمیمیت درمجموع، 49 درصد از واریانس ثبات ازدواج را تبیین می کنند و در این حوزه، برگزارشدن کارگاه های آموزشی برای شناخت و ارتقای هوش هیجانی، تمایزیافتگی، صمیمیت و مؤلفه های آن جهت ثبات ازدواج توصیه می شود.
واکاوی روایت ها و تجارب زیسته دوران تحصیلی یک دانشجو معلم به عنوان عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای معلمان
منبع:
اخلاق حرفه ای در آموزش سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۲
1 - 35
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر واکاوی روایت ها و تجارب زیسته ی دوران تحصیلی یک دانشجو معلم به عنوان عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای نویسنده است. بدین منظور در این پژوهش ابتدا خاطرات تأثیرگذار در سه دوره ی مدرسه؛ یعنی ابتدایی، متوسطه ی اول و دوم جمع آوری شد. در مرحله ی بعدی هر یک از خاطرات کدگذاری شد و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پژوهش حاضر کیفی و از نوع روایت پژوهی است و روش تجزیه وتحلیل اطلاعات این پژوهش کدگذاری های متعارف است که تعداد 310 کد باز و 23 محور استخراج شد. جامعه ی آماری این پژوهش تمامی روایت های دوران ابتدایی و متوسطه ی اول و دوم است و در هر روایت خاطرات برجسته و جملات مهم به عنوان نمونه آمده است. روش جمع آوری اطلاعات مشاهده، بررسی دفترچه ی خاطرات و مصاحبه با دوستان دوران تحصیلی بوده است. یافته های حاصل از این پژوهش باعث به وجودآمدن ۳۱۰ کد باز و ۲۳ محور شده است که این ۲۳ محور در آخر به 4 مقوله ی وسیع تر با عنوان محیط آموزشی، مهارت های شغلی و حرفه ای، عوامل درونی مؤثر بر عملکرد تحصیلی و عوامل بیرونی مؤثر بر عملکرد تحصیلی تبدیل شده است. در انتها این یافته ها باعث شناسایی عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای شد که در یک مدل تحلیلی-استنباطی ارائه گردید که نشان می دهد این مطالعه این امکان را برای معلمان و دانشجو معلمان به وجود می آورد تا اخلاق حرفه ای را در خود پرورش داده و دانش، مهارت و نگرش های حرفه ای خود را توسعه دهند.
آسیب شناسی نظام سیاست گذاری آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش آسیب شناسی نظام سیاست گذاری آموزش عالی کشور است.روش شناسی: در این پژوهش از روش شناسی کیفی و به طور خاص از روش تحلیل محتوی کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. بر این اساس برای شناسایی آسیب ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس قاعده اشباع نظری با 15 نفر از خبرگان این حوزه که ترکیبی از صاحب نظران، پژوهشگران، مسئولان فعلی و سابق در سیاست گذاری آموزش عالی بودند، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. برای اطمینان از روایی پژوهش، اقداماتی در دو مرحله انجام شده است: تطبیق توسط اعضا، و بررسی همکار، که در آن چند نفر از متخصصان و صاحب نظران این حوزه یافته ها را بررسی و دیدگاه های خود را ثبت کرده اند.یافته ها: یافته ها تحقیق نشان داد که مشخص نبودن هدف گذاری و مأموریت های آموزش عالی و نسبت آن با سایر سیاست های دستگاه های اجرایی کشور، ضعف های ساختاری، قانونی و نگاشت نهادی در سیاست گذاری آموزش عالی، مغفول ماندن استفاده از علم سیاست گذاری، کم توجهی به چرخه فرآیند سیاست گذاری از تدوین سیاست تا نظارت، بی ثباتی مدیریتی و نبود نگاه راهبردی بلندمدت در نظام سیاست گذاری آموزش عالی، کم توجهی به پیش نیازهای فنی و مالی در سیاست گذاری آموزش عالی و عدم توجه به سیستم های یکپارچه اطلاعاتی و عدم تبیین از مهم ترین آسیب است.نتیجه گیری و پیشنهادات: نمی توان نظام سیاست گذاری آموزش عالی ایران را تک بعدی نگاه کرد و باید برای تدوین سیاست های مطلوب و کارآمد همه اجزای این نظام همانند قطعات یک ساعت به درستی به ایفای نقش بپردازند.
آموزش مجازی و دانش آموزان مناطق حاشیه ای، مورد مطالعه نواحی حاشیه ای شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
153 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مسائل دانش آموزان حاشیه نشین شهر شیراز در زمان آموزش های مجازی دوران کرونا بود.. روش انجام تحقیق کیفی از نوع داده بنیاد بود. قلمرو پژوهش معلمان نواحی حاشیه ای شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب 16 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه نیز بر اساس قاعده اشباع نظری مشخص شد. بدین صورت که نمونه گیری تا جایی ادامه یافت که یافته جدیدی پدیدار نشد. به منظور جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. اعتبار و پایایی داده ها با استفاده از باز آزمون و روش ممیزی بررسی و مورد تایید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از روش نظام مند اشتراوس و کوربین در سه مرحله کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام شد. در مرحله کدگذاری باز128 مفهوم به دست آمد که در قالب13مقوله اصلی، حول یک مقوله ی هسته به نام چالش های آموزش مجازی در نواحی حاشیه ای شکل گرفت. محیط کالبدی، امکانات زیرساختی، فقر و فرهنگ فقر به عنوان شرایط علی، ضعف مهارتی والدین و معلم در قالب شرایط زمینه ای تفکرات سنتی، عدم پذیرش آموزش مجازی و نگاه حاشیه ای به آموزش به عنوان شرایط مداخله گر مشخص شدند که می توان با راهبردهایی چون رشد دانش مجازی و ارتقا فرهنگ خانواده در جهت بهبود شرایط اقدام کرد تا پیامدهایی چون بهبود یادگیری دانش آموزان حاشیه ای و کاهش نابرابری ها حاصل شود.
Predicting the performance of school principals in leadership based on spiritual intelligence and spirituality at workplace with the mediation of organizational intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۴, Winter ۲۰۲۲۳
216 - 237
حوزههای تخصصی:
performance management has become one of the most effective incentive tools. The performance of school principals in the field of leadership has been less investigated. This research was conducted with the aim of Predicting the performance of school principals in leadership based on spiritual intelligence and spirituality at workplace with the mediation of organizational intelligence. The correlation research method was based on the structural equation model. The statistical population of the research was all the public and girls’ senior high schools’ principals of Tabriz (N=270). The sample size is 160 people based on the table of Krejcie and Morgan with stratified random sampling. Albrecht's organizational intelligence questionnaires, King's spiritual intelligence questionnaires, Milliman's spirituality at work, as well as the researcher-made questionnaire of school principals' performance in leadership were used to collect data. The psychometric properties of the questionnaires are valid and reliable. PLS software was used for data analysis. The results of the structural equation model showed (P<0.05): the ability to predict the leadership performance of principals based on spirituality at work and spiritual intelligence with the mediation of organizational intelligence at a high level (R2 = 0.85) and the ability to predict organizational intelligence based on spiritual intelligence was significant (Total effect = 0.86). There is a significant positive relationship between spiritual intelligence, spirituality at work and organizational intelligence with performance (P<0.05). Based on research results, promoting spiritual and organizational intelligence in principals, as well as promoting spirituality at work in schools can improve the leadership performance of principals
طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی آمادگی یادگیری مبتنی بر موک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
۱۲۸-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی آمادگی یادگیری مبتنی بر موک به منظور ارزیابی آمادگی یادگیرندگان برای شرکت در این دوره ها است. روش این پژوهش از لحاظ نحوه ی گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل عاملی) و از لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل متخصصان یادگیری الکترونیک و موک کشور و 200 نفر از افرادی که درباره دوره های موک اطلاع داشتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (95/0=α) به دست آمده و به منظور روایی این ابزار از روش صوری و محتوایی به شکل کمی، از دو ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد و مورد تایید قرارگرفت. جهت تجزیه تحلیل اطلاعات از روش تحلیل های کمی مانند تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی با کمک نرم افزار spss و لیزرل استفاده شد. نتایج ده عامل را در پرسشنامه نشان می دهد. ارزش های T برای تک تک نشانگرها با عامل های مربوطه با بیشتر از 99 درصد اطمینان معنادار است، تأکید می کند نشانگرها به خوبی عامل هایشان را حمایت می کنند. با توجه به این موارد شواهد لازم جهت تایید اعتبار گویه ها و عامل ها فراهم شد. شاخص های برازش نیز همگی از وضعیت مطلوب و نسبتاً مطلوب برخوردارند که نشان دهنده برازش مناسب داده ها با مدل است.
رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با حواس پرتی از تکلیف و بدرفتاری کلاسی از نظر دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با حواس پرتی از تکلیف و بدرفتاری در کلاس درس از نظر دانش آموزان در قالب طرح همبستگی اجرا شد. نمونه پژوهش از بین 50 کلاس پایه ششم ابتدایی مدارس دخترانه دولتی و غیر انتفاعی منطقه ۱۵ شهر تهران در سال تحصیلی 98-97، طبق جدول کرجسی و مورگان (1970) ، ۲۰۰ دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسشنامه های لوئیس (2001، 2005 و 2008) با عناوین، راهبردهای انضباطی معلمان، بدرفتاری کلاسی دانش آموزان و حواس پرتی از تکلیف گردآوری شد. طبق شاخص های توصیفی متغیرها، رایج ترین راهبرد انضباطی معلمان پرخاشگری و پس از آن به ترتیب، تنبیه، گفت وگو، اشاره غیر مستقیم، پاداش دهی و در نهایت، تصمیم گیری مشارکتی است. نتایج نشان داد، استفاده از راهبرد پاداش دهی با کاهش بدرفتاری و راهبردهای تنبیه و پرخاشگری با افزایش بدرفتاری دانش آموزان رابطه دارد، اما بین بدرفتاری و دیگر راهبردهای انضباطی رابطه معنادار مشاهده نشد. همچنین، راهبردهای گفت وگو، اشاره غیر مستقیم و پاداش دهی با کاهش حواس پرتی از تکلیف و راهبردهای تنبیه و پرخاشگری با افزایش حواس پرتی رابطه دارد، ولی بین راهبرد تصمیم گیری مشارکتی و حواس پرتی از تکلیف رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین، راهبردهای انضباطی معلمان مدارس دولتی با معلمان مدارس غیر انتفاعی تفاوت معناداری نداشت. طبق این یافته ها، اغلب معلمان برای مواجهه با بی انضباطی و برقراری نظم در کلاس بیشتر از راهبردهای انضباطی استفاده می کنند که با افزایش بدرفتاری کلاسی و حواس پرتی از تکلیف رابطه دارند و در مقابل، نسبت به کاربرد راهبردهای اثربخش تر که مرتبط با کاهش بدرفتاری و حواس پرتی از تکلیف اند کم توجه اند. این مسئله ضرورت بازاندیشی بر عمل تربیتی را برای معلمان ابتدایی دوبرابر می کند.