فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۰۱ تا ۵٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی دانشگاه نسل چهارم و ارتقای آن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران بود. این پژوهش با هدف کاربردی و با رویکرد کیفی- موردی انجام یافت. جامعه پژوهشی شامل اساتید و صاحب نظران و مدیران شاخص دانشگاه آزاد اسلامی (مرتبط با واحد علوم و تحقیقات) بوده است که از میان آن ها 9 نفر به عنوان گروه کانونی و 15 نفر به عنوان خبرگان دانشگاهی به روش نمونه گیری نظری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پیمایش مستقیم و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته گردآوری شدند. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوا با استفاده از روش کدگذاری استراوس و کوربین در سه سطح باز، محوری و انتخابی بوده که در نرم افزار مکس کیو دا 2020 تحلیل شد. سپس مفاهیم در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، راهبردها، شرایط زمینه ای، مداخله گر و پیامدها طبقه بندی به قالب مدل به هم مرتبط شدند. برای اعتبار سنجی (روایی و پایایی) نیز از گروه کانونی استفاده شد. نتایج نشان داد که واحد علوم و تحقیقات تهران با توجه به فاصله بین وضع موجود و مطلوب خود در برخی از شاخص های دانشگاه نسل چهارم نیاز به اقدامات خاصی از جمله توجه به تغییرات زمانه و الزام به نوآوری، همسویی با جهان، توجه به مسائل جامعه، ارتباط با صنعت، گسترش شرکت های دانش بنیان، التزام به برنامه تدوین شده و ... دارد تا بتواند برمبنای الگوی ارایه شده، خود را به دانشگاه نسل چهارم ارتقاء دهد.
مدل یابی رابطه تعادل عاطفی، هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی: نقش واسطه گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب سخنرانی از عوامل مختلفی نشأت می گیرد، دو عامل مهم در این زمینه تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با واسطه-گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی می تواند باشد. بنابراین این تحقیق با هدف مدل یابی رابطه تعادل عاطفی، هوش اجتماعی و اضطراب سخنرانی با واسطه گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش : این پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان کرمان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای 740 نفر انتخاب شدند و به مقیاس های اضطراب سخنرانی ﭘﺎل (1996)، ت عادل ع اطفی برادبورن (۱۹۶۹) ، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، انتظار پیامد بنز و ویتون (1997) و برانگیختگی هیجانی گروس و جان (2003) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد مدل تبیین تعادل عاطفی، هوش اجتماعی و اضطراب سخنرانی با میانجی گری انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از برازش قابل قبولی برخوردار است. تعادل عاطفی و هوش اجتماعی بر اضطراب سخنرانی، انتظار پیامد و برانگیختگی هیجانی اثر مستقیم دارند. انتظار پیامد در رابطه بین تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی نقش واسطه ای ایفا می کند. همچنین برانگیختگی هیجانی در رابطه بین تعادل عاطفی و هوش اجتماعی با اضطراب سخنرانی نقش واسطه ای ایفا می کند. نتیجه گیری: طبق نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد اضطرلب سخنرانی دانشجویان که یکی از شایع ترین اضطراب های اجتماعی در بین دانشجویان می باشد
طراحی الگوی سیاست گذاری تربیتی در آموزش و پرورش با تأکید بر نهاد خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۳
211-246
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد طراحی الگوی سیاست گذاری های تربیتی در آموزش و پرورش کشور با تأکید بر نهاد خانواده، با استفاده از روش کیفی «داده بنیاد» مبتنی بر ابزار «مصاحبه» بوده است. جامعه هدف پژوهش، خبرگان و متخصصان در حوزه سیاست گذاری تربیتی و نیز خانواده (مشتمل بر مدیران حوزه آموزش وپرورش و نیز اساتید و مطلعین دانشگاهی در حوزه سیاست گذاری و خانواده) بوده اند که از میان آن ها 15 نفر با روش اشباع نظری و به شکل نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. یافته های این مطالعه مبیّن آن است که طراحی الگوی سیاستگذاری تربیتی با تأکید بر نهاد خانواده، مبتنی بر پدیده محوری «سیاستگذاری مشارکتی چند بعدی» در ابعاد علمی- فرایندی، فکری و مالی بوده که عواملی علّی چون «بازتعریف نقش ذینفعان در تعلیم و تربیت» و شرایطی زمینه ای چون، دگرگونی در وضعیت موجود مبتنی بر «تحولات ساختاری – تشکیلاتی نظام تربیتی»، «تصویب قوانین و مقررات مشارکت پذیری» و «هم راستایی خانواده و نظام تربیتی» بستر ساز بروز و ظهور آن می باشند که البته در این میان نباید از اثرگذاری عوامل مداخله گری چون موانع خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و مدیریتی که عمدتاً محدود کننده مشارکت نهاد خانواده می باشند، غفلت نمود. با این وجود آنچه مسلم است آن است که اعمال «راهبردهایی مدیریتی» و نیز «پیش بینی سازوکارهای ارتباطی و تبادلی میان نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش» می تواند سیاست گذاری تربیتی مشارکتی را رقم زند که پیامدهایی در سطوح سازمانی (بهبود کارکردهای نظام آموزشی) و فراسازمانی (توسعه فردی و اجتماعی) در پی خواهد داشت.
تحلیل مقایسه ای مفاهیم ارائه شده در کتاب های درسی ریاضی مقطع ابتدایی ایران و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
122 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه مفاهیم ارائه شده در کتاب های ریاضی مقطع ابتدایی دو کشور ایران و ژاپن است که از روش تطبیقی بنابر الگوی چهار مرحله ای جورج بردی استفاده شده و جامعه آماری و نمونه، محتوای کتاب های درسی ریاضی مقطع ابتدایی دو کشور است. ابزار گردآوری داده ها، فرم های تحلیل محتوایی است که روایی صوری و محتوایی آن را اساتید آموزش ریاضی و معلمان باسابقه تایید نمودند. نتایج نشان داد که برخی مفاهیم به صورت مشترک در کتاب های درسی ریاضی دو کشور ارائه شده اند و بعضی دیگر از مباحث تنها در کتاب های درسی ریاضی یک کشور وجود دارند. از مفاهیم مشترک در کتاب های ریاضی مقطع ابتدایی دو کشور، پرداختن به مفاهیم اعداد و عملیات، الگویابی، کسرها و عملیات روی آن ها، اعداد اعشاری و عملیات روی آن ها، تقارن، اندازه گیری، هندسه، نسبت و تناسب، آمار و تقریب و تخمین زدن است. از مباحث غیرمشترک در کتاب های ریاضی مورد بررسی دو کشور می توان به ارائه مفاهیم شمارش، سرعت، سیستم متریک، شمارش و انجام عملیات با چرتکه در کتاب های ژاپن اشاره داشت. هم چنین مباحثی مانند احتمال، ارائه قواعد بخش پذیری، آشنایی با اعداد صحیح منفی تنها در کتاب های درسی ریاضی مقطع ابتدایی ایران مطرح گشته اند. با توجه به عملکرد متفاوت دانش آموزان ایرانی و ژاپنی در مطالعه بین المللی تیمز، نتایج این پژوهش می تواند برنامه ریزان درسی و مولفان را نسبت به تفاوت ها و اشتراکات مفاهیم مطرح شده در کتاب های درسی ریاضی مقطع ابتدایی این دو کشور آگاه سازد و به آن ها برای بهبود کتاب های درسی کمک رساند.
بررسی تاثیر آموزش ریاضیات با رویکرد تدریس مبتنی بر متغیرهای شادکامی و اضطراب در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
292 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف: تدریس به روش سنتی موجب خستگی دانش آموزان می گردید، لذا این پژوهش بر اساس روش بازی انجام گردید. روش ها: مطالعه از نوع نیمه آزمایشی می باشد. گروه نمونه 44 نفره به طور تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و در شرایط یکسان پیش آزمون مربوط به پرسشنامه ها از هر دو گروه به عمل آمد. پس از آن دانش آموزان گروه آزمایش تحت آموزش ریاضیات به روش بازی قرار گرفتند . یافته ها: تدریس با روش بازی بر اضطراب ریاضی، (F: 38/23, P: 0/001)، لذّت و شادکامی (F: 54/80, P: 0/002)، تأثیر دارد. نتایج: آنچه در آموزش ریاضیات حایز اهمیت است، درک مطلب می باشد. متخصصان برنامه ریزی درسی معتقدند که موضوعات درسی باید به گونه ای باشند که کشف نهایی مجهولات توسط دانش آموز صورت پذیرد.
اثربخشی یادگیری مبتنی بر پروژه بر هیجانات تحصیلی دانشجویان فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
192 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر هیجانات تحصیلی دانشجویان فیزیک در درس مبانی الکتریسیته و مغناطیس در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. از جامعه آماری دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 99-1398، چهار کلاس رشته فیزیک به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادقی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. دانشجویان کلاس های گروه آزمایش به مدت 16 جلسه در نیمسال اول، به روش یادگیری مبتنی بر پروژه آموزش دیدند و همزمان دانشجویان کلاس های گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. آزمون هیجانات تحصیلی پکران در هر دو گروه قبل و بعد از آموزش به صورت پیش آزمون و پس آزمون از گرفته شد. داده های حاصل با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج بدست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در هیجانات تحصیلی مثبت و منفی(هیجان های مربوط با کلاس و هیجان های مربوط یادگیری) تفاوت معنی دار وجود دارد. دانشجویان گروه های آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، میزان هیجانات مثبت بیشتر و هیجانات منفی کمتری را نشان دادند. نتایج این تحقیق اثربخشی روش یادگیری مبتنی بر پروژه را در افزایش هیجانات تحصیلی مثبت و کاهش هیجانات تحصیلی منفی دانشجویان فیزیک مورد تایید قرار داد.
واکاوی تجارب زیسته والدین از تدریس در فضای مجازی (مطالعه پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
294 - 274
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی تجارب والدین از تدریس در فضای مجازی انجام شد. روش پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه موردپژوهش تمام اولیای سطح شهرستان کرمانشاه بود.روش نمونه گیری از نوع هدفمند و ابزار پژوهش،مصاحبه نیمه ساختارمند بود.برای تجزیه وتحلیل ها داده ها از روش (Dickelman & et al,1989)که در پدیدار شناسی تفسیری مرسوم است،استفاده شد.نتایج نشان داد که اولیا تعاریف و ویژگی هایی از این نوع آموزش شامل: عدم محدودیت زمانی و مکانی،آموزش توسط چند رسانه ای ها،افزایش سواد رسانه ای،نبود تعامل و کاهش ارتباطات اجتماعی،کاهش انگیزه و مسئولیت پذیری اجتماعی و آموزش مقرون به صرفه ارائه دادند و اظهار داشتند که هرکدام بنابر توانایی های خود به فرزندانشان کمک می کردند،این توانایی ها عبارت بودند از: نظارت و مراقبت از فرزندان ،همکاری اولیا با معلمان،همکاری و راهنمایی در فرآیند آموزش و تدریس،حضور در دوره های آشنایی با آموزش مجازی. آن ها تجاربی را از مشارکت خود در این دوران ارائه دادند شامل: افزایش آگاهی والدین از فرایند آموزش،چالش وابستگی دانش آموزان به تکنولوژی،وابستگی دانش آموزان به اولیاو درگیری در فرایند تجصیلی دانش آموزان،که در نهایت بر این موضوع تاکید کردند که ناتوانی والدین در آموزش مجازی باعث مواردی شامل: مشکلات اجتماعی-اخلاقی،ایجاد مشکلات خانوادگی و افت تحصیلی را شامل می شود.
از رؤیا تا واقعیت معلمی؛ واکاوی تجارب زیسته ی یک دانش آموخته ی دانشگاه فرهنگیان
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش کیفی، واکاوی ویژگیهای حرفه ای بر اساس تجارب زیسته نگارنده و شناسایی نقاط قوت و ضعف و بهبود شایستگی های خود در راستای توسعه حرفه ای و نیز علاقه مند نمودن دانشجویان به رشته آموزش ریاضی است. در این روایت پژوهی، برای جمع آوری داده ها از روش کدگذاری تجاربی که نگارنده در طول دوران زندگی کسب نموده، استفاده شد. روش تحلیل دادهها، روش تحلیل مضمون است. در این راستا یافته های پژوهش نشان داد که علاقه به ریاضیات در نگارنده ریشه خانوادگی داشته و نیز دوستان و معلمان در گرایش او به این شغل سهیم بوده اند؛ همچنین به تجربیات کسب شده در دوران زندگی و طول دوره آموزشی، توسعه حرفه ای، چگونگی معلمی کردن خود در آینده (صبور، شوخ طبع بودن؛ عدم تحقیر دانش آموز)، آرمانها و تعهدات (به روز بودن اطلاعات یک معلم و ...)، باورهای معلمی (آموزش نحوه اندیشیدن به دانش آموز و ...)، چالشها و راه حلهای آنها (مدیریت کلاس شلوغ با مسؤولیت دادن به شاگردان و ...)، اصول و نظریات معلمی (هوشهای چند گانه و ...) اشاره نموده و در نهایت عهد می بندد که با هدف یادگیرنده مادام العمر بودن علمش را به روز نگه دارد
شناسایی، تحلیل و اولویت بندی شاخص های مؤثر بر کیفیت در نظام آموزش از دور: مورد دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی، تحلیل و اولویت بندی شاخص های مؤثر بر کیفیت آموزش از دور: مورد دانشگاه پیام نور بود که با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی و کمی) انجام گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش کیفی 15 نفر از استادان و دانش آموختگان آموزش از دور بودند که به صورتی هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه گردید. در بخش کمی مطالعه نیز جامعه آماری هدف (مدیران، برنامه ریزان و کارشناسان سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور) بودند که 215 نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و از آنها خواسته شده تا پرسش نامه پژوهش را تکمیل کنند. این پرسش نامه مشتمل بر 52 شاخص بود که روایی محتوای آن با استناد به نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89 /0 ارزیابی و مورد تأیید واقع شد. برای تحلیل داده های بخش کیفی از کدگذاری های باز و محوری بهره گرفته شد و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی حاصل از پرسش نامه نیز علاوه بر شاخص های گرایش مرکزی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که مدل جامع کیفیت در نظام آموزش از دور دارای 7 بعد سازمان یاددهنده؛ یاددهنده؛ یادگیرنده؛ مبانی پداگوژی، تئوری و نسل های فناوری؛ مواد و محتوای آموزشی؛ روش ها و رویکرد های آموزشی؛ و زمان و مکان آموزشی با 52 شاخص مرتبط است که بر اساس آنها راهبردهایی برای ارتقای کیفیت آموزشی نظام آموزش از دور پیشنهاد شده است.
سن مناسب شروع آموزش زبان خارجی با تأکید بر زبان انگلیسی با توجه به عوامل فرهنگی: سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۳
223 - 245
حوزههای تخصصی:
سن مناسب شروع آموزش زبان خارجی یکی از مباحث چالش برانگیز در آموزش زبان خارجی است، به خصوص هنگامی که جایگاه فرهنگ در آموزش زبان خارجی موردبحث قرار می گیرد. هدف از این پژوهش شناسایی محدوده سنی مناسب آموزش زبان خارجی با تأکید بر زبان انگلیسی و با توجه به عوامل فرهنگی است. در این پژوهش از روش سنتزپژوهش های انجام شده مرتبط استفاده شد. در مرحله اول سنتزپژوهی، با تعیین محدوده زمانی پژوهش، از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۲۰، و جست وجوی الکترونیکی تعداد 81 منبع به عنوان جامعه پژوهش شناسایی شد. در ادامه با لحاظ کردن روش نمونه گیری هدفمند طی دو مرحله «غربالگری» ۱۹ پژوهش برای مرحله بعد انتخاب شد. در مرحله دوم، پژوهش های انتخاب شده با استفاده از جداول تشریح فیزیولوژیک تجزیه وتحلیل و واکاوی شدند. نتایج حاصل از واکاوی وارد مرحله سنتز شد که دارای دو زیرمرحله سنتز تجمیعی و ترکیبی است. در مرحله سنتز، داده ها با هدف کدبندی تلفیق شدند که حاصل آن کدهای باز، محوری و گزینشی بود. کدهای گزینشی توانش بین فرهنگی، آگاهی فرهنگی انتقادی، یادگیری زودهنگام فرهنگ زبان دوم و زمان موردنیاز برای شکل گیری فرهنگ زبان اول و دوم را شامل می شد. یافته ها حاکی از آن است که بیشتر پژوهشگران به اشتراک نظر در خصوص سن مناسب شروع آموزش زبان خارجی با توجه به عوامل فرهنگی در محدوده سنی زیر 12سالگی و با تأکید بر محدوده سنی کودکان کم سن وسال (۳-۵) دست یافته اند. نتایج پژوهش حاضر می تواند مورداستفاده سیاست گذاران آموزش زبان خارجی قرار گیرد.
بررسی رابطه برنامه درسی پنهان با درگیری تحصیلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه برنامه درسی پنهان با درگیری تحصیلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع توصیفی- همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 230 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان ایوان غرب، از جامعه آماری 550 نفر، است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و براساس جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی محقق ساخته برنامه درسی پنهان پاشازاده، پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک، و پرسشنامه های راهبردهای یادگیری خود تنظیمی تحصیلی پینتریچ و دی گروت به همراه پرسشنامه دوپی رایت و مارین برای سنجش میزان درگیری تحصیلی، می باشند. یافته های حاصل از آزمون همبستگی کانونی حاکی از تأیید رابطه معنادار بین برنامه ی درسی پنهان با درگیری تحصیلی دانش آموزان و عدم رابطه معنادار با مهارت های ارتباطی آنان است. همچنین، در بررسی سهم هر یک از مؤلفه های برنامه درسی پنهان در پیش بینی درگیری تحصیلی و مهارت های ارتباطی، بر اساس نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام، کنش متقابل (دانش آموز - معلم) تنها مؤلفه پیش بین از برنامه درسی پنهان بود که با 10 درصد قدرت تبیین با درگیری تحصیلی دانش آموزان رابطه دارد و به همین شیوه، مؤلفه های کنش متقابل و ساختار سازمانی از برنامه درسی پنهان، به یک اندازه، با 4 درصد قدرت تبیین ( 8 درصد در مجموع) با مهارت های ارتباطی دانش آموزان رابطه دارند.
شناسایی فرصت ها و چالش های آموزش مجازی مدارس در دوران کرونا: یک مطالعه کیفی بر اساس مدل فراترکیب
منبع:
آموزش پژوهی دوره هشتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
78 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی فرصت ها و چالش های آموزش مجازی مدارس در دوران شیوع ویروس کرونا با استفاده از ترکیب یافته ها و نتایج پژوهش های منتشر شده با روش تحلیل کیفی فراترکیب است. بر این اساس، پس از بررسی مقالات متعدد از پایگاه های علمی مختلف داخلی و بر اساس معیارهای ده گانه، از میان188پژوهش در این حوزه، 17 مقاله به عنوان منابع نهایی جهت بررسی،تحلیل،تفسیر و طبقه بندی انتخاب گردید. بر پایه نتایج پژوهش حاضر که حاصل بررسی تمامی مقالات منتخب است، در مجموع 126 کد استخراج گردید که در ۶ مولفه و ۳ سطح تعیین و 47 کد به عنوان فرصت و 79 کد آن به عنوان چالش معین شد. یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که از میان مولفه های موجود به جز مولفه بهره وری که میزان فرصت های آن نزدیک به دو برابر چالش هایش بوده و مولفه سازمانی که فرصت ها و چالش هایش با یکدیگر کاملا برابر است در میان سایر مولفه ها، چالش ها از 1.5 تا بیش از 3 برابر بیشتر از فرصت های موجود در آن مولفه در میان منابع مختلف بوده است.
تاثیر برنامه آموزش ادراک دیداری- شنیداری بر مهارت روان خوانی و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه کودکان نارساخوان بیش از کودکانی که خواننده های متوسط یا بالاتر از متوسط اند، در روان خوانی و درک مطلب مشکل دارند، لذا هدف از این پژوهش تاثیر برنامه آموزش ادراک دیداری- شنیداری بر مهارت روان خوانی و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان بود. در این پژوهش کاربردی از طرح پژوهش، تک آزمودنی و از نوع طرح چند خط پایه ای با آزمودنی های مختلف استفاده شد. جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان با اختلال خواندن در پایه دوم ابتدایی که در سال تحصیلی 99-1398 به مرکز اختلالات یادگیری سلامت شهرستان تنکابن مراجعه نمودند بود. نمونه شامل سه نفر دانش آموز با اختلال خواندن است که به شیوه در دسترس انتخاب شدند که در مدارس مختلف مشغول تحصیل بودند. ابتدا آزمون وکسلر کودکان WISC-IV، آزمون خواندن و نارساخوانی (نما) و آزمون محقق ساخته درک مطلب تکمیل شد. برگزاری جلسات توسط پژوهشگر انجام شد، پس از اتمام جلسه پانزدهم، و 1 ماه پس از آن (به منظور بررسی پایداری اثر بخشی برنامه آموزشی) پرسشنامه ها مجدداً توسط کودکان هر دو گروه تکمیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش ادراک دیداری- شنیداری مهارت روان خوانی و درک مطلب را در همه آزمودنی ها ارتقا داده است. بنابراین به نظر می رسد که برنامه آموزش ادراک دیداری شنیداری روش مداخله مناسبی برای بهبود روان خوانی و درک مطلب است ، بنابراین می توان در کنار سایر برنامه های مداخله ای و درمانی اثر بخش از این برنامه را برای ارتقاء سلامت دانش آموزان نارساخوان استفاده نمود.
تدوین و برازش مدل سازمان یاد گیرنده درآموزش و پرورش با تأکید بر مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۶
115 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی پژوهش حاضر طراحی و برازش مدل مطلوب سازمان یاد گیرنده در آموزش و پرورش با تأکید بر مدیریت دانش بود. با استفاده از طرح متوالی اکتشافی (کیفی و کمی) این مطالعه در سال 1398 به انجام رسید. در فاز کیفی با انجام مصاحبه عمقی با 20 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و نیز مدیران آموزش و پرورش شهر تهران داده های لازم جمع آوری شد. با استفاده از روش تحلیل مضمون و از نوع شبکه مضامین تحلیل شده و مدل مفهومی اندازه گیری شبکه ای سازمان یادگیرنده در آموزش و پرورش تهیه شد. نتایج کیفی پژوهش نشان داد که مدل مطلوب سازمان یاد گیرنده از شش مضمون فراگیر و در مجموع با 259 مضمون پایه ای به اشباع نظری رسیده است. در فاز کمی پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته داده های لازم از 226 نفر از مدیران و کارکنان آموزش و پرورش شهر تهران که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند گردآوری شد. نتایج نشان داد که مدل تجربی از برازش نسبتاً مطلوبی برخوردار است و بعد مدیریت دانش با میزان 935/0 نسبت به پنج بعد دیگر در سنجش مدل تجربی سازمان یادگیرنده بیشترین سهم رادارد. براساس یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت که با تاکید مدیریت دانش می توان به رشد و شکوفایی سازمان ها به ویژه در آموزش و پرورش کمک کرد.به عبارت دیگر، برای بهبود عملکرد سازمان ها و نهادهای مختلف می توان با تکیه بر مدیریت دانش در سازمانهای یادگیرنده تحول ایجاد کرد.
مقایسه هوش هیجانی و توانایی شناختی در دانشجویان با پاسخ وانمود و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
110 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی هوش هیجانی و توانایی شناختی در دانشجویان با پاسخ وانمود و عادی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش عِلی- مقایسه ای بود. جامعه آماری20000نفر از دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی مشغول به تحصیل در سال 1400-1399دانشگاه آزاد تهران جنوب بود. در این پژوهش، نمونه ای به تعداد 295 نفر دانشجو به شیوه ی نمونه گیری در دسترس در دو گروه وانمود (149 نفر) و عادی (146 نفر)، پرسش نامه های هوش هیجانی شات و همکاران (1998)، توانایی شناختی نجاتی (1392) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره، مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به معناداری F در متغیر هوش هیجانی (F=8.730 و p<0.05) و نیز معناداری مقدار F در متغیر توانایی شناختی (F=10.773 و p<0.05) نتایج تحلیل واریانس نشان داد که هوش هیجانی و توانایی شناختی دانشجویان با پاسخ وانمود و عادی تفاوت وجود دارد. میانگین هوش هیجانی و توانایی شناختی در گروه وانمود، بالاتر از گروه عادی است (p<0.05)؛ بنابراین می توان گفت در مقیاس های خودگزارشی، به نظر می رسد که پاسخ دهندگان، قابلیت وانمود را دارند و این قابلیت، رابطه ی مثبتی با توانایی شناختی و هوش هیجانی افراد دارد، از این رو لازم است در گزینش افراد و استفاده از آزمون های شخصیتی، با توجه به توانایی شناختی افراد و هوش هیجانی افراد صورت گیرد.
نقش میانجی سواد اطلاعاتی در رابطه باورهای انگیزشی با آمادگی یادگیری الکترونیکی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر (به خصوص در دوره ی پاندومی کرونا و آموزش مجازی) یادگیری الکترونیکی توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب نموده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه باورهای انگیزشی و آمادگی یادگیری الکترونیکی با میانجی گری سواد اطلاعاتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان یزد بود که از بین آنها تعداد 277 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای درصدی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سواد اطلاعاتی نیک پور و همکاران (1390)، باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) و آمادگی ورودی یادگیرنده به دوره های الکترونیکی سراجی و یارمحمدی واصل (1389) استفاده شد. داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و نرم افزار معادلات ساختاری PLS تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین باورهای انگیزشی و آمادگی یادگیری الکترونیکی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0> p). همچنین سواد اطلاعاتی در رابطه بین باورهای انگیزشی و آمادگی یادگیری الکترونیکی نقش میانجی ایفا می کند. نتایج به دست آمده نشان داد افزایش انگیزه دانشجویان در محیط آموزشی تحت وب، توانمندی آنها را در کسب مهارت های سواد اطلاعاتی افزایش داده و در نهایت باعث افزایش میزان آمادگی آنها برای یادگیری الکترونیکی می شود. از این رو پیشنهاد می شود کارگاه های آموزشی در جهت تقویت باورهای انگیزشی و نیز افزایش مهارت های سوادآموزی دانشجویان به منظور افزایش میزان آمادگی یادگیری الکترونیکی آنها برگزار گردد.
واکاوی روایت ها و تجارب زیسته دوران تحصیلی یک دانشجو معلم به عنوان عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای معلمان
منبع:
اخلاق حرفه ای در آموزش سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۲
1 - 35
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر واکاوی روایت ها و تجارب زیسته ی دوران تحصیلی یک دانشجو معلم به عنوان عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای نویسنده است. بدین منظور در این پژوهش ابتدا خاطرات تأثیرگذار در سه دوره ی مدرسه؛ یعنی ابتدایی، متوسطه ی اول و دوم جمع آوری شد. در مرحله ی بعدی هر یک از خاطرات کدگذاری شد و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پژوهش حاضر کیفی و از نوع روایت پژوهی است و روش تجزیه وتحلیل اطلاعات این پژوهش کدگذاری های متعارف است که تعداد 310 کد باز و 23 محور استخراج شد. جامعه ی آماری این پژوهش تمامی روایت های دوران ابتدایی و متوسطه ی اول و دوم است و در هر روایت خاطرات برجسته و جملات مهم به عنوان نمونه آمده است. روش جمع آوری اطلاعات مشاهده، بررسی دفترچه ی خاطرات و مصاحبه با دوستان دوران تحصیلی بوده است. یافته های حاصل از این پژوهش باعث به وجودآمدن ۳۱۰ کد باز و ۲۳ محور شده است که این ۲۳ محور در آخر به 4 مقوله ی وسیع تر با عنوان محیط آموزشی، مهارت های شغلی و حرفه ای، عوامل درونی مؤثر بر عملکرد تحصیلی و عوامل بیرونی مؤثر بر عملکرد تحصیلی تبدیل شده است. در انتها این یافته ها باعث شناسایی عامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای شد که در یک مدل تحلیلی-استنباطی ارائه گردید که نشان می دهد این مطالعه این امکان را برای معلمان و دانشجو معلمان به وجود می آورد تا اخلاق حرفه ای را در خود پرورش داده و دانش، مهارت و نگرش های حرفه ای خود را توسعه دهند.
بررسی رابطه اشتیاق به مدرسه و فرهنگ مدرسه با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه اول و دوم شهر دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبردهای نوین تربیت معلمان سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
186 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر اشتیاق به مدرسه و فرهنگ مدرسه بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه اول و دوم شهر دهدشت بود. تحقیق از نظر هدف، از نوع کاربردی، از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق، همه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول به تعداد 1024 دانش آموز و متوسطه دوم به تعداد 918 دانش آموز مشغول به تحصیل در شهر دهدشت در سال تحصیلی 1400 بودند. نمونه آماری بر اساس جدول مورگان برای متوسطه اول 163 دانش آموز و متوسطه دوم 157 دانش آموز و کل حجم نمونه 320 دانش آموز به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه بهزیستی تحصیلی توسط تومینین و سوینی (2012)، پرسش نامه اشتیاق به مدرسه وانگ، ویلت و اکلس (2011) و پرسش نامه فرهنگ مدرسه الساندرو و ساد (1997) گردآوری شدند. روایی پرسش نامه ها از طریق روایی صوری و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ تأیید شدند. یافته ها نشان داد ضریب همبستگی پیرسون کل دانش آموزان بین اشتیاق به مدرسه و فرهنگ مدرسه با بهزیستی مدرسه 74/0، بین اشتیاق به مدرسه و بهزیستی مدرسه 71/0 و فرهنگ مدرسه و بهزیستی تحصیلی 66/0 در سطح خطای 05/0 به دست آمد و فرضیه های تحقیق تأیید شدند.
پیش بینی فضای عاطفی خانواده در دانشجویان براساس تنیدگی ادراک شده و تفکرخودآیند در دوران کرونا
منبع:
ایده های نو در تعلیم و تربیت دوره دوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴
45 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی فضای عاطفی خانواده در دانشجویان بر اساس تنیدگی ادراک شده و تفکرخودآیند در دوران کرونا بوده است. جامعه ی آماری در این پژوهش عبارت است از کلیه ی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1401 است. حجم نمونه با استفاده از فرمول فیدل و تاباکنیک (۲۰۰۷) حداقل 186 نفر با روش نمونه گیری در دسترس تعیین گردید. در پژوهش حاضر علاوه بر اطلاعات دموگرافیک از سه پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات نیز استفاده شده است؛ مقیاس تنیدگی ادراک شده (کوهن، کمارک و مرملستین، 1983)، افکار خودآیند (ﻫﻮﻟﻮن و ﮐﻨﺪال، 1980)، جوعاطفی خانواده (هیل برن، ۱۹۶۴) مورداستفاده قرار گرفت. پس از جمع آوری پرسشنامه ها در بخش داده های توصیفی، از میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی، از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. بین فضای عاطفی خانواده با تفکرخودآیند و تنیدگی ادراک شده رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون همزمان حاکی از تائید فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه تنیدگی ادراک شده و تفکرخودآیند در پیش بینی فضای عاطفی خانواده دانشجویان در دوران کرونا سهم دارند. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد که دانشگاه ها و نهادهای دولتی، کارگاه های آموزشی در زمینه شناخت و کنترل تفکرخود آیند، کلاس های آموزشی برای آگاهی های لازم فرزند پروری برای ایجاد فضای عاطفی خانوادگی سالم و امن برای فرزندان و آموزش مدیریت تنیدگی و راهبردهای مقابله با تنیدگی در دوران بحرانی نظیر کرونا را برگزار کنند.
آموزش مجازی و دانش آموزان مناطق حاشیه ای، مورد مطالعه نواحی حاشیه ای شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
153 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مسائل دانش آموزان حاشیه نشین شهر شیراز در زمان آموزش های مجازی دوران کرونا بود.. روش انجام تحقیق کیفی از نوع داده بنیاد بود. قلمرو پژوهش معلمان نواحی حاشیه ای شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب 16 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه نیز بر اساس قاعده اشباع نظری مشخص شد. بدین صورت که نمونه گیری تا جایی ادامه یافت که یافته جدیدی پدیدار نشد. به منظور جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. اعتبار و پایایی داده ها با استفاده از باز آزمون و روش ممیزی بررسی و مورد تایید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از روش نظام مند اشتراوس و کوربین در سه مرحله کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام شد. در مرحله کدگذاری باز128 مفهوم به دست آمد که در قالب13مقوله اصلی، حول یک مقوله ی هسته به نام چالش های آموزش مجازی در نواحی حاشیه ای شکل گرفت. محیط کالبدی، امکانات زیرساختی، فقر و فرهنگ فقر به عنوان شرایط علی، ضعف مهارتی والدین و معلم در قالب شرایط زمینه ای تفکرات سنتی، عدم پذیرش آموزش مجازی و نگاه حاشیه ای به آموزش به عنوان شرایط مداخله گر مشخص شدند که می توان با راهبردهایی چون رشد دانش مجازی و ارتقا فرهنگ خانواده در جهت بهبود شرایط اقدام کرد تا پیامدهایی چون بهبود یادگیری دانش آموزان حاشیه ای و کاهش نابرابری ها حاصل شود.