فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۲۱ تا ۴٬۲۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
172 - 152
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه از خودکارآمدی اجتماعی انجام شده است. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اهواز در سال 1398 که مجموعاً به تعداد نفر بودند. برای نمونه تحقیق ابتدا از میان هر پنج آموزشگاه متوسطه دوره دوم دخترانه یک کلاس 30 نفری به صورت تصادفی گزینش و در میان آنان پرسشنامه توزیع گردید. بر این اساس پرسشنامه بین 150 نفر از دانش آموزان توزیع گردید و در نهایت 25 دانش آموز دختر به صورت هدفمند انتخاب شدند بود. برای تعیین نمونه تحقیق از پرسشنامهخودکارآمدی اجتماعی نوجوانان (کنلی، 1989) و مصاحبه استفاده شد. که پرسشنامه جهت مشخص نمودن دانش آموزانی بود که بیشترین خودکارآمدی اجتماعی را نسبت به بقیه داشتند از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و اشباع داده حجم نمونه نهایی بدست آمد. یافته های این مطالعه شامل 6 مضمون اصلی (ابراز وجود، عملکرد در موقعیت اجتماعی، شرکت در گروه های اجتماعی، دوستی و صمیمیت، کمک کردن و کمک گرفتن، احترام متقابل) و 19 مضمون فرعی است. با توجه به یافته های این مطالعه به نظر می رسد که بهترین راه افزایش خودکارآمدی اجتماعی در دختران نوجوان ایجاد درک صحیح از خودکارآمدی اجتماعی توسط والدین، مسئولان مدرسه و مسئولان و سیاستگذاران جامعه است. فرهنگ سازی، آگاهی دادن به خانواده ها و از بین بردن تبعیض جنسی در جامعه به رشد خودکارآمدی اجتماعی دختران نوجوان کمک شایانی می کند.
The Effectiveness of a Philosophy for Children Program on Aspects of School Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the effectiveness of a Philosophy for Children Course on aspects of students' school engagement. School engagement is a structure indicating that students can create personal relationships with their teachers in addition to the educational content. For this purpose, a quasi-experimental study was conducted on 7th-grade students (n=128) from 4 classes at the same school as the intervention and control groups. In the current quasi-experimental, pre-test, and post-test study, the independent variable was the philosophy for children (P4C) program (ten 60 minute sessions) and the dependent variables were the school engagement aspects including behavioral, emotional, cognitive, and agency engagements. To analyze the data ANOVA was used. The findings indicated that the score of all four aspects of school engagement were significantly higher in the intervention group who attended the Philosophy for Children Program than those of the control group. Based on the obtained results, 28.2% of changes in total school engagement were attributed to the P4C program. The results show a significant increase in school engagement and its aspects. Philosophy for Children Program can be used to create an educational atmosphere with the highest relationship to students’ curriculum in which the students can rule out their learning behaviors with high motivation.
تأثیر روش بارش مغزی بر کاهش اختلال یادگیری خواندن در دانش آموزان دوره ابتدائی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
135 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس بارش مغزی بر کاهش اختلال یادگیری خواندن در دانش آموزان دوره ابتدائی شهر همدان انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر زمان یک پژوهش مقطعی، از لحاظ نوع داده ها کمی و از نظر روش تحقیق، نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری از نوع خواندن، مقطع ابتدایی که در سال تحصیلی ۱۴01- 1400 به مرکز اختلال یادگیری شهر همدان مراجعه کرده بودند، تشکیل داد. از جامعه آماری مذکور، تعداد ۳۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند، آنگاه گروه آزمایش به مدت 8 جلسه آموزشی (دو جلسه در یک هفته) به مدت 45 دقیقه تحت جلسات آموزش بارش مغزی قرار گرفتند اما مداخله برای گروه کنترل اجرا نگردید. سپس از هر دو گروه به وسیله پرسشنامه مذکور پس آزمون به عمل آمد. ابزار پژوهش شامل برنامه بارش مغزی بر اساس پروتکل بارش مغزی لفرانکویس (1991) و آزمون اختلال خواندن شیرازی و نیلی پور (1383) می باشد، جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد اثرات تدریس به روش بارش مغزی بر درک مطلب معنادار می باشد و اثرات تدریس به روش بارش مغزی بر سرعت خواندن و صحت خواندن تأثیر ندارد. روش تدریس بارش مغزی نتوانسته در مؤلفه سرعت خواندن و صحت مطالب بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری ایجاد کند.
بررسی تحلیلی جرم شناختی سقط جنین از منظر حقوقی و فقهی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مرداد ۱۴۰۱ شماره ۵۰
252 - 273
حوزههای تخصصی:
سقط جنین یکی از جرائمی است که جوامع، پیوسته با آن درگیر و در ادیان مختلف الهی نیز مطرح بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به دنبال بیان مواضع فقهای امامیه در مورد سقط جنین هستیم. حرمت سقط جنین از احکام اولیه و مسلمی است که عمومات کتاب و سنت به صراحت بر آن دلالت دارد، اما همانند هر حکم اولیه دیگر، در صورت عروض عناوین ثانویه، قابل تغییر بوده و امکان جواز سقط وجود دارد. عناوین ثانویه ای مانند: عسر و حرج و اضطرار و یا دفاع مشروع و سایر عناوینی که در موارد خاص موجب تغییر عنوان موضوع حکم حرمت می شود. این موارد خاص جایی است که ادامه بارداری موجب مرگ مادر شده و یا سلامتی او را به مخاطره می اندازد و نیز مواردی که تولد فرزند با ناهنجاری های جنینی حاد، مستلزم عسر و حرج والدین یا خود طفل گردد. در این صورت می توان قائل به جواز سقط شد.
موانع و چالش های فراروی تعلیم و تربیت جنسی در بعد ارزش های فرهنگی از دیدگاه معلمان مدارس دولتی دخترانه ابتدایی ناحیه یک اصفهان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی موانع و چالش های فراروی تعلیم و تربیت جنسی در بعد ارزش های فرهنگی از دیدگاه معلمان مدارس دولتی دخترانه ابتدایی ناحیه یک اصفهان در سال تحصیلی 1395-1394 انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مدارس دخترانه ناحیه یک در پایه دوم به تعداد 139 نفر تشکیل دادند. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران از این میان تعداد 102 نفر به عنوان حجم نمونه برآورد و انتخاب گردید. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه 38 گویه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط پاسخگویان و متخصصان موضوعی مورد تایید قرار گرفت و روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عاملی تایید شد. پایایی آن توسط ضریب الفای کرونباخ (0.82) تایید شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی (انحراف معیار، فراوانی) و استنباطی (آزمون تی، آزمون فریدمن، تحلیل واریانس و تحلیل عاملی) انجام گرفت. یافته ها نشان عوامل ارزش های فرهنگی از جمله: تعارض بین ارزش های سنتی و مدرن، ناهمسانی ارزش های دانش آموزان از نظر تنوع قومیتی و فرهنگی، ارزش های مردسالارانه غالب، برداشت های غیرمعقول و منطقی از آموزه های دینی، کاهش حساسیت نسبت به ارزش های اسلامی، تصورات قالبی و کلیشه ای درباره مسایل جنسیتی، قالبی بودن نقش های جنسیتی (انتظاراتی که جامعه از زنان و مردان دارد)، تفاوت در ارزش گذاری مسائل جنسی و تغییر در ارزش های فرهنگی به عنوان موانع و چالش های تربیت جنسی کودکان قلمداد می گردد. نتایج کلی پژوهش نشان داد ارزش های فرهنگی یکی از مهم ترین موانع آموزش جنسی کودکان در سطح اجتماع می باشد.
مبانی فلسفی فضای مجازی و پیام موردی بیماری کرونا ویروس؛ مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی یکی از پدیده های مهم زندگی امروزه بشر است که به خوبی فلسفه آن در تمام اوقات تربیت، سنین کودکی، نوجوانی و بزرگسالی، جنسیت مذکر و مونث و نیز ابعاد گوناگون زندگی دینی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و ... را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به تغییر و تحولات و گسترش محدوده و دامنه اطلاعات، تهیه چهارچوب مشخص و تعیین حدود و مرزهای منظم فکری جهت پرورش متربیان متناسب ضرورتی است که باید بدان توجه شود. هدف این پژوهش پرداختن به مبانی وجودی فضای مجازی، نحوه کسب معرفت و ایجاد ارتباط دراین فضا و نیز ارزش و هنجار موجود در آن می باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و یافته های تحقیق نشانگر آن است که نحوه دریافت اطلاعات و سرعت آن به گونه ای متفاوت از دوران گذشته می باشد. نمونه بیماری واگیردار جهانی کرونا و دریافت پیام متناسب با ساختار فلسفی وجودی، ارزش شناسانه و نیز معرفت به آن تاثیراتی مهم و اساسی را در آموزش و نیز نحوه تعاملات و ارتباطات متربی با محیط اطراف خود دارد.
چارچوب نظری مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
277 - 302
حوزههای تخصصی:
مقاله ح اض ر با هدف شناسایی چارچوب نظری مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش ایران صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی شامل: تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا بوده و رویکرد آن نیز کاربردی بود. جامعه پژوهشی شامل دو بخش: متون مرتبط با برنامه درسی کنجکاو محور و محتوای چهار سند بالادستی نظام آموزش و پرورش ایران بود. با توجه به ماهیت موضوع، از نمونه گیری صرف نظر شده و حجم نمونه برابر با حجم جامعه در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری، فرم فیش برداری و سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود. داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوی با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفت. ع م ده ت ری ن ی اف ت ه ه ا بیانگر آن است که: 1. چارچوب نظری برنامه درسی کنجکاو محور را می توان در ده مؤلفه: ذهنیت باز، اکتشاف، اشتیاق یادگیری، خود جهت دهی، انگیزه، خلاقیت، نوآوری، یادگیری مشارکتی، پرسشگری، خودانگیختگی تدوین نمود. 2. در اسناد بالادستی (سند چشم انداز بیست ساله، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی)، در م ج م وع 366 مرتبه به مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور توجه شده که میزان تراکم آن در مؤلفه خلاقیت زیاد و در مؤلفه خودانگیختگی بسیار کم بود. در بین اسناد مورد بررسی، بیشترین ضریب اهمیت مربوط به برنامه درسی ملی و کمترین مربوط به سند نقشه جامع علمی کشور بوده است.
هوش موفق: رویکردی کارآمد برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مهر ۱۴۰۱ شماره ۵۲
198 - 208
حوزههای تخصصی:
مفهوم تیزهوش ناتوان در ظاهر یک مفهوم ضد و نقیض است؛ زیرا در آن دو ویژگی که دو سر یک طیف هستند در فرد جمع شده است و این سوال را در ذهن تداعی می کند که چگونه ممکن است کودکی هم تیزهوش باشد و هم ناتوان؟ به طور کلی یکی از خطراتی که دانش آموزان تیزهوش با آن روبه رو می شوند، کم پیشرفتی است. این یک واقعیت شگفت آور است برای کسانی که توانایی بالایی دارند. نظریه ی هوش موفق استرنبرگ یکی از جدیدترین و کارآمدترین نظریات در زمینه هوش و تیزهوشی و آموزش هوش است . بنابراین هدف از این پژوهش ، بررسی تحلیلی کاربرد آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت بود. پژوهش حاضر با روش مرور سیستماتیک منابع علمی ، به معرفی برنامه آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می پردازد. نتایج نشان داد که آموزش هوش موفق با به کار گیری، سه هوش تحلیلی، عملی و خلاق باعث رشد مهارت های مختلف در دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می شود. بنابراین برنامه ریزی برای ارایه مداخلات مناسب به این گروه اهمیت ویژه ایی دارد.
رابطه اثربخشی برنامه درسی با توانایی های دانشجویان با نقش تعدیل گر کیفیت تجارب یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
75 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه اثربخشی برنامه درسی با توانایی های دانشجویان با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر کیفیت تجارب یادگیری می باشد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود که در سال 1400 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های این پژوهش از آزمون های معادلات ساختاری در نرم افزار حداقل مربعات جزئی (پی ال سی) استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که اثربخشی برنامه های درسی رابطه مثبتی با توانایی های دانشجویان و مولفه های آن (شخصی، بین فردی و شناختی) دارد. هم چنین نتایج نشان داد که کیفیت تجارب یادگیری در رابطه بین اثربخشی برنامه های درسی و توانایی های دانشجویان و مولفه های آن اثر تعدیل گری دارد. به عبارت دیگر می توان بیان کرد که کیفیت تجارب یادگیری باعث تقویت رابطه اثربخشی برنامه درسی بر توانایی های شخصی، بین فردی و شناختی دانشجویان می شود. بنابراین توجه به این مهم از سوی مسؤلان دانشگاه اهمیت بسزایی دارد؛ چرا که داشتن توانایی های بالا می تواند به دانشجویان در شناخت توانایی های خود و الزام و ایجاب آن کمک نماید و زمینه ساز رشد علمی و حرفه ای آن ها گردد.
الگوی ارزیابی حوزه های برگزاری آزمون سراسری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۷
125 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف: طراحی الگوی ارزیابی حوزه های برگزاری آزمون سراسری روش پژوهش: بر اساس هدف پژوهش از نوع کاربردی و بر اساس فرآیند جمع آوری داده و اطلاعات مورد نیاز، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش تمامی حوزه های برگزاری آزمون سراسری در سال 1396 به تعداد 478 حوزه بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده با تخصیص متناسب از هر استان سعی شد نمونه مناسب از زیر حوزه های هر استان شامل آموزش و پرورش و دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، انتخاب شود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد.که پایایی از طریق آلفای کرونباخ 84/0 و روایی آن براساس بررسی خبرگان تایید شد. بر این اساس ، داده ها از هر یک از زیر جامعه ها شامل دست اندرکاران برگزاری آزمون سراسری در سال 1396متشکل از نمایندگان تام الاختیار (157 نفر)، مسؤلین حفاظت آزمون (61 نفر) ( و دستیاران ایشان 8 نفر) جمعاً 226 نفر بود، جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها به تناسب موضوع از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است.یافته ها: بر اساس بررسی دانش و تجربیات ملی ابتدا مولفه های ارزشیابی جامع حوزه های اجرای آزمون احصاء شد. سپس وضعیت عوامل از دیدگاه زیرجامعه های پژوهش بررسی و اهمیت و اولویت آنها مشخص شد. در نهایت چهارچوب ارزیابی حوزه های برگزاری ترسیم و ارائه شده است.نتیجه گیری: در نهایت تمامی فعالیت های پراکنده ای که برای ارزیابی اجرای و حوزه های اجرایی انجام می شود منسجم و خروجی آن در قالب یک گزارش کار برای مبنای ارزشگذاری و اعتبارسنجی حوزه های اجرا و مبنای برنامه ریزی و حوزه سازی در سال بعد و در زمینه انتخاب حوزه ها قرار خواهد گرفت.
بررسی تطبیقی فرایند تألیف کتاب های درسی در ایران و چند کشور جهان (کره جنوبی، سنگاپور، ژاپن، ترکیه و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی فرایند تولید کتاب های درسی در ایران و مقایسه آن با کره جنوبی، ژاپن، آمریکا، سنگاپور و ترکیه بود. پژوهش از نوع کیفی با روش تطبیقی انجام گرفت. جامعه آماری کتاب های درسی کشورهای جهان بود و نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. داده ها با روش چهارمرحله ای جرج بردی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد: 1. در همه کشورها، کتاب درسی اصلی ترین رسانه آموزشی است و مسئولیت تدوین سیاست های اساسی و کلی تهیه کتاب های درسی بر عهده وزارت آموزش و پرورش است. 2. برخلاف سایر کشورها، در ایران یک دوره 10ساله به عنوان فاصله زمانی تجدید نظر و بازبینی کلی کتاب درسی در نظر گرفته شده است که تقریباً دوبرابر سایر کشورهای مورد مطالعه است. 3. در همه کشورهای مورد مطالعه به جز ایران، سیاست های چندتألیفی و تولید غیر متمرکز وجود دارد. 4. در همه کشورهای مورد مطالعه مرجعی فراتر از مؤلفان کتاب های درسی برای بررسی پیش نویس کتاب ها و تأیید آن وجود دارد؛ اما جایگاه این مرجع در سلسله مراتب درون وزارت آموزش و پرورش متفاوت است. 5. در حالی که در سایر کشورها، مؤلفان دولتی و غیر دولتی کتاب درسی تألیف می کنند، در ایران تنها مؤلفان انتخاب شده دولتی که توسط دفتر تألیف و تحت شرایطی گزینش می شوند، وجود دارند. 6. انتخاب کتاب درسی در ایران مفهومی ندارد، اما در سایر کشورها انتخاب به معنای گزینش بهترین کتاب از بین کتاب های تأییدشده و متناسب با نیازهای آموزشی مدرسه، معلم و دانش آموز است. 7. در همه کشورها مراحل برنامه ریزی، تألیف، تأیید و انتشار کتاب درسی اگر چه با برخی تفاوت ها، مشترک است.
تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 26 کودک مبتلا به اختلال زبانی از دانش آموزان کلاس اول تا سوم ابتدایی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران به عنوان نمونه در پژوهش حاضر شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون عملکرد مداوم و توجه انتخابی گرفته شد و سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 5 جلسه پی در پی تحت مداخله تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز قرار گرفتند. مدت زمان تحریک در هر جلسه 20 دقیقه و شدت تحریک نیز 2 میلی آمپر در نظر گرفته شد. پس از اتمام مداخله، مرحله پس آزمون انجام شد و از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر توجه انتخابی (001/0=p ،20/50=f) و عملکرد مداوم (001/0=p ،80/34=f) تفاوت معنادار وجود دارد که با توجه به تفاوت میانگین ها، عملکرد گروه آزمایش بهتر از گروه کنترل است. نتیجه گیری: می توان گفت که رویکرد مداخله ای tDCS در 5 جلسه می تواند موجب بهبود توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری شود.
طراحی و اعتباریابی الگوی یادگیری معکوس مبتنی بر رویکرد تدریس مسئله محور درس زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸۲
81 - 104
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش برای شناسایی، طراحی و اعتباریابی الگوی یادگیری معکوسِ مبتنی بر رویکرد تدریسِ مسئله محور چارچوبی داده شده است. تلاش بر آن بوده طرحی کلی برای طراحی الگوی آموزشی نوین به منزله راهبرد بهبود در تدریس و یادگیری زبان انگلیسی ارائه شود. همچنین در این پژوهش در جایگاه تسهیلگر و راهنما به رفع مشکل یادگیری و عملکرد بهتر در یادگیری پرداخته شده است. پژوهش حاضر جزء پژوهش های کاربردی است. اطلاعاتِ بخش کیفی برای شناسایی مؤلفه هایِ الگو ازطریق مرور نظام مندِ 93 اثر و ازطریق مصاحبه عمیق با 32 نفر از متخصصانِ در دسترس و هدفمند گردآوری شده است. سپس تحلیل محتوای کیفی استقرائی مؤلفه ها انجام گرفت و شاخص های نهایی الگو مشخص شدند. برای اعتباریابی مؤلفه ها در بخشِ کمی از 25 نفر از متخصصان خواسته شد درزمینه شاخص ها و الگو اظهارنظر کنند. بر اساس نتایج به دست آمده از 0/9 = CVR و پایایی پرسش نامه 0/83 =r نیز هر 94 مؤلفه در قالب 18 شاخص اصلی و 76 شاخص فرعی دسته بندی شدند که جداگانه فعالیت های قبل، حین و بعد از کلاس به همراه فعالیت های مستقل مدرس و فراگیر تأیید و به صورت الگوی مفهومی و روندی بررسی شدند. طبق نتایج، شاخص های شناسایی شده الگوی طراحی شده قابل قبول اند. همچنین طبق نظرِ متخصصان، وجود مؤلفه های ارائه شده در الگو می تواند به عنوان انتخاب روش تدریس مناسب با طراحی آگاهانه تأثیر فراوانی در فعال بودن فراگیران در یادگیری خود داشته باشد. لذا نحوه برنامه ریزی و اجرای این الگو نه تنها به مدرسان زبان انگلیسی، بلکه به مدرسان گرایش ها و دروس گوناگون نیز پیشنهاد می شود.
تبیین استعاره های مفهومی جهت دار زمان در مکان کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی بر مبنای رویکرد لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸۲
133 - 146
حوزههای تخصصی:
مفهوم سواد خواندن یکی از اهداف مهم پژوهش های تربیتی است که به واسطه آن دانش آموزان، طی دوران آموزش، متون درسی را یاد می گیرند. لیکاف و جانسون رویکردی زبان شناسانه در علوم شناختی معرفی کردند که، برخلاف رویکرد چامسکی که به شناخت زبان نحوی می پردازد، در آن به عنصر معنی در زبان از منظر استعاره مفهومی تأکید ویژه داشتند. لیکاف و جانسون استعاره های مفهومی را مهم ترین عامل شناخت انسان از جهان برمی شمارند. استعاره مفهومی به معنای فهم فکر یا مفهومی انتزاعی بر اساس فکر یا موضوع دیگری است که مفهومی عینی دارد. با توجه به اهمیت استعاره های مفهومی در شناخت و درک مفهوم دانش آموزان، این مقاله به بررسی استعاره های مفهومی جهت دار زمان در مکان درس فارسی پایه چهارم ابتدایی پرداخته است. روشِ این پژوهش تحلیل مفهومی با رویکرد زبان شناسی لیکاف است که با تحلیلی زبان شناسانه و فلسفی به مفهوم استعاره در درس فارسی می پردازد. بر اساس نتیجه بررسی و پژوهش ها، متون کتاب فارسی استعارات متعدد مفهومی برای آموزش دارد؛ اما در بخش فعالیت ها و پرسش های این کتاب آموزش ویژه ای دراین باره صورت نگرفته است. بنابراین لازم است برای درک بهتر مفاهیم و شناخت جهان اطرافِ دانش آموز برنامه و رویکرد متناسبی از آموزش معنی در بستر استعاره های مفهومی در نظر گرفته شود.
بررسی تأثیر اصل کاربرد مریل بر یادگیری یادداری و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم زمستان ۱۴۰۱شماره ۴
76 - 81
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیرفت تکنولوژی در عصر کنونی ،عصر حاضر را عصر اطلاعات نامیده اند. اطلاعاتی که درمدت زمان اندکی دو برابر و حتی چندین برابر می گردد. با توجه به سرعت پیشرفت تکنولوژِ دوره های آموزشی باید به گونه ای طراحی گردند که پاسخگوی نیازهای رو به گسترش جامعه باشد. با توجه به مطالب بیان شده هدف از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر اصل کاربرد مریل بر یادگیری یادداری و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان می باشد و سوال اصلی این پژوهش این است که آیا اصل کاربرد مریل بر یادگیری و یادداری و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان اثر گذار است؟ روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش های شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد . جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه دبستان شهرستان خاش می باشد ، که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تحصیل بودند. تعداد دبستان هایی که در شهرستان خاش پایه دبستان وجود دارد 4 دبستان را دارند و به طور تقریبی مجموع 50۰ دانش آموز در مقطع دبستان مشغول به تحصیل اند و جامعه آماری در دسترس مجموع 50 دانش آموز ، می باشد. و مطابق نتایج بدست آمده حاصل از این پژوهش بین میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان پایه ابتدایی که مطابق با اصل الگوی مریل آموزش دیده اند و دانش آموزانی که به صورت سنتی آموزش دیده اند، آموزش دیده اند ، تفاوت معنی داری وجود دارد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر گسترش فرهنگ پژوهش در دانش آموزان ابتدایی از دیدگاه مدیران و معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم بهار ۱۴۰۱شماره ۱
42 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر گسترش فرهنگ پژوهش در دانش آموزان ابتدایی از دیدگاه مدیران و معلمان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهرستان سرخس هستند. با مطالعه مبانی نظری 22 مولفه استخراج شد و جهت سنجش روایی صوری و محتوا در اختیار خبرگان قرار گرفت؛ پس ازاطمینان از روایی اولیه 22 مولفه موجود در قالب پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت به منظور سنجش روایی سازه (تحلیل عاملی تاییدی) و پایایی(آلفای کرونباخ) مورد بررسی قرار گرفت، روایی سازه تاییدو مقدارآلفای کرونباخ 0.864 می باشد که بیانگر پایایی مطلوب است. سپس درخت سلسله مراتبی تصمیم گیری برای مساله تحقیق تهیه و22 مولفه تایید شده درقالب 4 مولفه اصلی با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی در اختیار نمونه ای در دسترس از معلمان و مدیران به حجم 60 نفر قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار expertchoice وSPSS با تکنیک تحلیل سلسله مراتبی تحلیل و عوامل اصلی و مولفه ها وزن دهی و رتبه بندی شد. بعد از آزمایش نسبت سازگاری، نظرات ادغام شده و یافته ها نشان داد از دیدگاه مدیران و معلمان عامل معلم به ترتیب با ضریب اهمیت 444/0 و 299/0 دارای بیشترین اهمیت بوده همچنین از دیدگاه مدیران عامل سیاستگذاری (145/0) از دیدگاه معلمان عامل ساختار (209/0) از کمترین ضریب اهمیت برخورداربود. با توجه به اینکه عامل معلم از دیدگاه معلمان و مدیران بیشترین اهمیت را در فرهنگ پژوهش داراست لذا فرصتهایی برای اشنایی بیشتر معلمان با پژوهشگری در دوره های ضمن خدمت در نظر گرفت.
بررسی میزان موفقیت دانش آموزان در دو نوع آموزش حضوری و مجازی با استفاده از الگوریتم های داده کاوی دانش آموزان ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی 1400- 1399
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۴۶
164 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان در هر دو نوع آموزش مجازی و حضوری با استفاده از داده کاوی است. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر ازنظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی و به روش علی مقایسه ای است. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان ابتدایی مدارس شهرستان خوی که در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ مشغول به تحصیل می باشند. میزان حجم نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان، تعداد ۳۸۰ نفر نمونه از بین ۳۸۴۰۰ نمونه انتخاب شد و مورد بررسی قرار گرفت. جمع آوری اطلاعات از طریق مدیران مدارس با استفاده از پرونده های موجود در مدارس صورت گرفت. با عنایت به غیر نرمال بودن داده ها از تحلیل معادلات ساختاری تحت نرم افزار Rapid miner استفاده گردید، نتایج حاکی از آن است فارغ از جنسیت دانش آموزان، بین موفقیت تحصیلی دانش آموزان و مؤلفه های (معدل در آمورش مجازی، معدل در آموزش حضوری، شغل مادر، شغل پدر، ساعات بازی در خانه، ساعات مطالعه در خانه، نوع آموزش، میزان تحصیلات برادر، میزان تحصیلات خواهر، میزان تحصیلات مادر، میزان تحصیلات پدر، دارای پدر, دارای مادر, تعداد خواهر، تعداد برادر و نوع جنسیت) آن با آموزش مجازی و حضوری ارتباط معنی داری مشاهده شد.
اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی بوده که عموماً در اوایل دوره ی رشد شروع می شود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ ساله ی با اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به مرا کز آموزشی و بالینی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 99 - 98 بود. از بین جامعه ی آماری، 40 دانش آموز پسر با اختلال یادگیری خاص که افراد داوطلب واجد شرایط بودند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی ) 20 نفر ( و گواه ) 20 نفر ( جا گماری شدند. گروه آزمایشی به مدت 1۲ جلسه ۷۵ دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر، مقیاس خودتنظیمی تحصیلی کارل ما گنو و آموزش هوش موفق استرنبرگ استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی آزمودنی ها تأثیر معناداری دارد ) 005 / .)P<0 نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد، از جمله روش های اثربخش در جهت افزایش انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص، آموزش مبتنی بر هوش موفق است.
نقش سبک های پردازش اطلاعات در حل مسئله با نقش میانجی گری اضطراب امتحان و انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم ناحیه دو اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۲
223-248
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع و اهداف موردنظر، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این تحقیق، تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ناحیه دو مدارس شهر اردبیل در سال تحصیلی 1400 تعداد 4800 نفر دانش آموزان بودند. برای انتخاب نمونه ی آماری مناسب و قابل قبول برای اجرای آزمون ها و گردآوری داده ها، از فرمول کوکران برای مشخص کردن حجم و اندازه ی نمونه ی آماری استفاده شد. بر اساس فرمول نمونه گیری فوق، تعداد 355 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از پرسشنامه سبک های پردازش اطلاعات پسینی و اسپاین (1999)، پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن (1997)، پرسشنامه حل مسئله پارکر (1997) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰)، داده های جمع آوری شده از اجرای پرسشنامه ها مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفتند. ابتدا برای خلاصه کردن و توصیف داده های عوامل دموگرافیک از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد متغیرها) و در بخش دوم، برای آزمون فرضیه ها از آمار استنباطی با استفاده از نرم افزار 22 - spss جهت بررسی سؤال و فرضیه های پژوهش استفاده شد؛ و تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل انجام شد. می توان نتیجه گرفت که بین سبک های پردازش اطلاعات و نقش میانجی گری اضطراب امتحان و انعطاف پذیری شناختی با حل مسئله رابطه معناداری وجود دارد مدل معادلات ساختاری هم مورد برازش قرار گرفت.
اثربخشی آموزش رفتارهای اجتماعی مطلوب تحصیلی بر اشتیاق و پایستگی تحصیلی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش رفتارهای اجتماعی مطلوب تحصیلی بر اشتیاق و پایستگی تحصیلی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری مطالعه حاضر کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 12045 نفر بودند. در این پژوهش تعداد 50 دانش آموز با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (25 دانش آموز در گروه آزمایش و 25 دانش آموز در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله آموزش رفتارهای اجتماعی مطلوب تحصیلی (محقق ساخته) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 90دقیقه ای دریافت کردند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد و پاریس (2004)، و پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) بود. داده های پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش رفتارهای اجتماعی مطلوب تحصیلی بر اشتیاق و پایستگی تحصیلی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم تأثیر معنادار دارد (001 / 0>P). بدین صورت که این مداخله توانسته به بهبود اشتیاق و پایستگی تحصیلی دانش آموزان منجر شود. بر اساس یافته ها، آموزش رفتارهای اجتماعی مطلوب تحصیلی با بهره گیری از مفاهیمی مانند تعامل مثبت، مسئولیت پذیری، پیروی از راهنمایی های معلم، ارتباط بین فردی، مهارت حل مسئله، خودکارآمدی تحصیلی و تلاش برای پیشرفت می تواند به عنوان یک آموزش کارآمد برای بهبود اشتیاق و پایستگی تحصیلی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.