فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره هجدهم تابستان ۱۴۰۱شماره ۲
215 - 231
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر ری استان تهران در سال تحصیلی1399-1398 بود که 357 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودکنترلی کندال و ویلکاکس، پرسشنامه والدگری هلیکوپتری لیموین و باچانان و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور بود. بر اساس مدلیابی معادلات ساختاری، نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و عملکرد تحصیلی تأیید شد (2t> ،45/0GOF=). همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین والدگری هلیکوپتری و خودکنترلی رابطه منفی(35/0-r=) ، بین خودکنترلی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت (28/0r=) و بین والدگری هلیکوپتری و عملکرد تحصیلی رابطه منفی وجود دارد(39/0-r=). بنابراین پیشنهاد می شود متخصصان سلامت روان و آموزش و پرورش به نقش والدگری هلیکوپتری و خودکنترلی جهت بهبود عملکرد تحصیلی توجه ویژه ای نمایند.
ارزیابی مدل علی شیوه های فرزندپروری و صفات سنگدلی-بی رحمی در نوجوانان با اختلال سلوک: نقش میانجیگری کارکردهای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
27 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی پیشایند ها و پیامد های کارکرد های اجرایی در نوجوانان با اختلال سلوک، در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، از نوع توصیفی و طرح همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر متوسطه اول مشغول به تحصیل استان قم در سال 1400 بودند. از این جامعه، 451 نفر که با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی (4SCI-) کودکان با اختلال سلوک تشخیص داده شده و حاضر به همکاری بودند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شیوه فرزندپروری، کارکرد های اجرایی و صفات سنگدلی-بی رحمی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که بین متغیرهای پژوهش همبستگی معنا داری در سطح p <05/0 و p < 01/0 وجود داشت. در ادامه، نتایج تحلیل مسیر حاکی از معنا داری نقش واسطه ای کارکرد های اجرایی در رابطه میان شیوه های فرزندپروری و صفات سنگدلی-بی رحمی بود. به طورکلی، کارکرد های اجرایی و شیوه های فرزندپروری دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی صفات سنگدلی-بی رحمی هستند.
مدل مولفه های روانشناختی محیط یادگیری با تاکید بر حس تعلق، امنیت روان و روابط همسالان در راستای ایجاد فضایی کیفیت محور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۳
111-136
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شاخص ها و مولفه های محیط روانی انجام گرفت. روش پژوهش کمی و کیفی و از جهت نتایج کاربردی است. در مطالعات میدانی، از نمونه در دسترس 180 نفری دانش آموزان دختر داوطلب دبیرستانی، سال تحصیلی 98-97 در شهر گرگان استفاده شد. تعداد نمونه با توجه به در دسترس بودن و مناسب بودن حداقل تعداد 100 تا 150 نمونه برای مطالعات مدلسازی، در نظر گرفته شد. بررسی داده ها از طریق مدلسازی و تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم صورت گرفت. پایایی ترکیبی مقیاس اصلی 0.97 و روایی همگرا 0.77، گزارش شد. براساس نتایج، شاخص های شش گانه محیط روانی قادر به توصیف مقیاس استاندارد "چه اتفاقی در این مدرسه می افتد؟"در نمونه مورد بررسی بود. کلیه عوامل و مولفه ها از لحاظ آماری معنادار گزارش شد، شاخص های حس تعلق(0.94)، شفافیت قوانین مدرسه(0.93)، پذیرش تفاوت و گوناگونی(0.90)، گزارش مشکلات(0.86)، روابط همسالان(0.85) و پشتیبانی معلمان(0.78) به ترتیب می تواند به تبیین مقیاس محیط روانی از نظر دانش آموزان به عنوان مهم ترین کاربران فضای آموزشی بپردازد. پس از اولویت بندی شاخص ها و مولفه های محیط روانی براساس مقیاس استاندارد، تعدادی راهکار پیشنهادی برای ایجاد فضای کیفیت گرا مانند ایجاد فضاهایی برای ارتباط گروه های سنی مختلف در مدرسه و ایجاد نمایشگاه هایی جهت آشنایی و احترام به فرهنگ های مختلف ارایه شد.
نقش سبک های اسنادی و تربیتی در پیش بینی اختلال سلوک با واسطه گری کارکرد اجرائی در دانش آموزان مقطع اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
105 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش سبک های تربیتی و اسنادی در پیش بینی اختلال سلوک با واسطه گری کارکرد اجرائی در دانش آموزان مقطع اول متوسطه بود. جامعه آماری، شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1400- 1399 بود که از میان آن ها بعد از برآورد حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 400 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های سیاهه رفتاری کودک آخنباخ نسخه والدین(2007) ، پرسش نامه سبک های فرزند پروری بامریند(1971) و پرسش نامه سبک های اسنادی پترسون و همکاران(1982) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری در نرم افزار Smart-PLS3 و SPSS-25 استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی داد ها نشان داد سه مقدار 01/0، 25/0و 36/0 به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GOF نشان از برازش مناسب مدل پیشنهادی داشت. همچنین نتایج نشان داد سبک اسنادی مثبت با ضریب تأثیر(202/0-)، سبک تربیتی سهل گیرانه با ضریب تأثیر(338/0)، سبک تربیتی مقتدرانه با ضریب تأثیر(432/0-) و نقص کارکرد اجرائی با ضریب تأثیر (363/0) به صورت مستقیم بر اختلال سلوک تأثیر داشتند. با توجه به تأثیر سبک تربیتی و اسنادی و نقص کارکرد اجرائی در اختلال سلوک، پیشنهاد می شود پژوهش های بیشتری جهت شناسایی بیشتر عوامل مذکور انجام گیرد و کارگاه های آموزشی برای والدین در زمینه اهمیت این موضوع برگزار شود.
سنجش ابعاد صلاحیت های حرفه ای معلمان ایران: مطالعۀ مروری تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸۴
29 - 64
حوزههای تخصصی:
معلم اساسی ترین عنصر در نظام آموزش و پرورش محسوب می شود و میزان صلاحیت حرفه ای، کارآمدی، علاقه مندی و تسلط حرفه ایِ او در کیفیت فرایند یاددهی یادگیری اثری تعیین کننده دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی صلاحیت های معلمان ابتدایی و متوسطه با استفاده از مرور تلفیقی پژوهش های معتبر در حوزه سنجش این سازه بود. به این منظور، جست وجوی پایگاه های الکترونیکی با استفاده از کلمات فارسی با هدف استخراج پژوهش های مربوط به سنجش صلاحیت های حرفه ای معلمان انجام شد. جست وجوی این پایگاه ها در فاصله دی و بهمن 1399 انجام شد. از مجموع 100 رساله دکتری، طرح پژوهشی و مقاله فارسی چاپ شده از سال های 1385 تا 1399 تعداد 22 پژوهش (15 مقاله، 4 طرح پژوهشی و 3 رساله دکتری) حائز شرایط لازم شناخته شدند. تحلیل این متون با روش مرور تلفیقی انجام شد و رویه پیشنهادی ویتمور و نالف، پس از کدگذاری، در چهار بُعدِ صلاحیت های دانشی، مهارتی، نگرشی/ ارزشی و شخصیتی/ اخلاقی در سه سطح (بالاتر، در حد و پایین تر از متوسط) دسته بندی شد. بر اساس یافته ها، درمجموع معلمان در بُعد دانشی در سطح متوسطی قرار داشتند. همچنین در بُعد مهارتی ازجمله مدیریت کلاس، برنامه ریزی و سازماندهی فرصت های یادگیری، روش های تدریس فعال و اجزای تدریس ازجمله ارزشیابی و نیز کاربرد فناوری در فرایند یاددهی یادگیری پایین تر از متوسط قرار داشتند. اما در بُعد نگرشی/ ارزشی و همچنین در بُعد شخصیتی/ اخلاقی در سطح بالاتر از متوسط بودند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به توسعه و ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان با برنامه ریزی نظام مند و مبتنی بر اسناد تحولی و پژوهش های علمی احساس نیاز می شود.
اثربخشی درمان های تنظیم هیجان و چشم انداز زمان بر افسردگی و نشخوار فکری مشترک دانش آموزان نوجوان در دوره کوید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
81 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان های تنظیم هیجان و چشم انداز زمان بر افسردگی و نشخوار فکری مشترک دانش آموزان نوجوانان در دوره شیوع کوید-۱۹ بود. روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل) بود. جامعه آماری این پژوهش را کل نوجوانان پسر پایه هفتم تا دوازدهم شهرستان گیلانغرب تشکیل دادند که دارای علائم افسردگی بودند. نمونه آماری شامل 51 نوجوان دارای علائم افسردگی بود که در سه گروه درمان تنظیم هیجان (17 نوجوان)، درمان چشم انداز زمان (17 نوجوان) و گروه کنترل (17 نوجوان) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه مقیاس افسردگی بک و مقیاس نشخوار فکری مشترک استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی توکی و بنفرونی استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که درمان های تنظیم هیجان و چشم انداز زمان بر کاهش علائم افسردگی و نشخوار فکری مشترک اثربخش بوده اند. علاوه براین، اثربخشی درمان تنظیم هیجان بر افسردگی بیشتر از درمان چشم انداز زمان بوده است (01/0p<). می توان نتیجه گرفت که درمان های تنظیم هیجان و چشم انداز زمان (به ویژه تنظیم هیجان) در افسردگی و نشخوار فکری مشترک نوجوانان تأثیر چشمگیری می تواند داشته باشد.
مقایسه مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان کلاس های چندپایه و تک پایه دوره دوم ابتدایی شهرستان دیواندره
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان کلاس های چندپایه و تک پایه دوره دوم ابتدایی شهرستان دیواندره انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی شهرستان دیواندره بودند. که تعداد 348 نفر به عنوان حجم نمونه تحقیق (تصادفی طبقه ای ساده) انتخاب گردید. ابزار سنجش شامل پرسشنامه های مهارت های اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی بود. آزمون های مورد استفاده در این تحقیق تی تک نمونه ای، تی مستقل و تی دو گروه مستقل بود. یافته ها نشان داد که بین میزان مؤلفه های استعداد، بافت و کوشش از متغیر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان تک پایه و چند پایه به نفع دانش آموزان چندپایه تفاوت معنی داری وجود دارد. بین میزان مؤلفه های مهارت های اجتماعی مناسب، رفتارهای غیر اجتماعی، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، برتری طلبی، اطمینان زیاد به خود داشتن و رابطه با همسالان از متغیر مهارت های اجتماعی دانش آموزان تک پایه و چند پایه به نفع دانش آموزان تک پایه تفاوت معنی داری وجود دارد.اجتماعی دانش آموزان تک پایه و چند پایه به نفع دانش آموزان تک پایه تفاوت معنی داری وجود دارد.
رابطه جو اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی عدالت سازمانی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه جو اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی عدالت سازمانی در بین معلمان مرد مقطع متوسطه شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی از نوع هبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران مدارس پسرانه شهر تهران (6435 نفر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 382 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه ابزار پرسشنامه جو اخلاقی ویکتور و کولن(1987) رفتار شهروندی سازمانی لی و آلن(2002) و عدالت سازمانی(مورمن و نیهوف، 2001) استفاده شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش آمار توصیفی و استنباطی(مدل یابی معادلات ساختاری و رگرسیون) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین جو اخلاقی حاکم بر سازمان و رفتار شهروندی معلمان همبستگی مثبت و معناداری(56/0)وجود دارد. همچنین عدالت سازمانی نقش تأثیرگذاری(25/0) در رابطه با جو اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان دارد. به هر میزان جو اخلاقی حاکم بر مدارس مثبت و معنادار باشد، عدالت سازمانی نیز به شکل بهتری انجام می گیرد و معلمان رفتار شهروندی بهتر و موثرتری خواهند داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت با توجه به تأثیر مستقیم و مثبت جو اخلاقی بر رفتار شهروندی سازمانی، ضروری است مدیران مدارس اقدامات موثری را برای ایجاد جو مطلوب اخلاقی در مدارس برای بهبود و ارتقاء رفتار شهروندی معلمان انجام دهند.
بررسی تأثیر عوامل جامعه پذیری بر انزوای اجتماعی شهروندان شهرستان کاشان
حوزههای تخصصی:
با گسترش وکاربرد وسیع فناوری های جدید و تغییر سبک زندگی افراد ،پدیده انزوای اجتماعی بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفت و در سطح فردی و اجتماعی پیامدهایی به همراه داشته است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه نظری و تجربی انزوای اجتماعی و بررسی ارتباط آن با عوامل جامعه پذیری در میان شهروندان شهرستان کاشان است .در این پژوهش که از روش پیمایش استفاده شده است جامعه آماری کلیه زنان و مردان 18 تا 45 ساله شهرستان کاشان را شامل می شود که تعداد آنها برابر با 164124 است و براساس فرمول کوکران حجم نمونه 400 نفری به دست آمده است و پرسشنامه ها به روش نمونه گیری طبقه بندی در نقاط جغرافیایی مختلف شهرستان توزیع شده است .برای متغیر انزوای اجتماعی 12 سوال مطرح شده است و به بررسی تاثیر متغیرهایی چون جنس،سن، وضعیت تاهل، پایگاه اقتصادی اجتماعی ، میزان دینداری ،وسایل ارتباط اجتماعی،تربیت خانوادگی ،میزان ارتباطات اجتماعی پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد که به استثنای متغیرهای سن،جنس، وضعیت تاهل،پایگاه اقتصادی اجتماعی بقیه متغیرها با انزوای اجتماعی رابطه معناداری در سطح اطمینان 95% دارند، نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که متغیرهای مورد نظر در این تحقیق می تواند 8/75% از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی کنند.
پیش بینی همدلی عاطفی بر اساس تنظیم هیجان و خودکنترلی در معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۵۱
159-176
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی همدلی عاطفی بر اساس تنظیم هیجان و خودکنترلی در معلمان انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل معلمان شهر سنندج در سال 1396 بود که از میان آنان 425 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003)، خودکنترلی (نیک منش، 1386) و همدلی عاطفی متعادل (مهرابیان و اپستاین، 1972) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که میان سرکوبی هیجان و همدلی عاطفی رابطه منفی وجود دارد (0/05 P< ) و میان تکانشی بودن، عمل به وظایف ساده، جستجوی مخاطره و فیزیکی بودن در مقابل ذهنی بودن با همدلی عاطفی رابطه منفی وجود دارد (0/01 P< ). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که متغیر سرکوبی هیجان و متغیرهای عمل به وظایف ساده، جستجوی مخاطره و فیزیکی بودن در مقابل ذهنی بودن از مؤلفه های خودکنترلی معنادارند ( 0/05 P< ) . با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت سرکوبی هیجانات و خودکنترلی پایین عواملی اند که می توانند در همدلی عاطفی مشکل ایجاد کنند. از این رو، مدنظر قرار دادن آموزش تنظیم هیجان و خودکنترلی می تواند به افزایش همدلی عاطفی در معلمان کمک کند.
بررسی تجربه زیسته خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان دختر دوره ی دوّم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
172 - 152
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه از خودکارآمدی اجتماعی انجام شده است. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اهواز در سال 1398 که مجموعاً به تعداد نفر بودند. برای نمونه تحقیق ابتدا از میان هر پنج آموزشگاه متوسطه دوره دوم دخترانه یک کلاس 30 نفری به صورت تصادفی گزینش و در میان آنان پرسشنامه توزیع گردید. بر این اساس پرسشنامه بین 150 نفر از دانش آموزان توزیع گردید و در نهایت 25 دانش آموز دختر به صورت هدفمند انتخاب شدند بود. برای تعیین نمونه تحقیق از پرسشنامهخودکارآمدی اجتماعی نوجوانان (کنلی، 1989) و مصاحبه استفاده شد. که پرسشنامه جهت مشخص نمودن دانش آموزانی بود که بیشترین خودکارآمدی اجتماعی را نسبت به بقیه داشتند از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و اشباع داده حجم نمونه نهایی بدست آمد. یافته های این مطالعه شامل 6 مضمون اصلی (ابراز وجود، عملکرد در موقعیت اجتماعی، شرکت در گروه های اجتماعی، دوستی و صمیمیت، کمک کردن و کمک گرفتن، احترام متقابل) و 19 مضمون فرعی است. با توجه به یافته های این مطالعه به نظر می رسد که بهترین راه افزایش خودکارآمدی اجتماعی در دختران نوجوان ایجاد درک صحیح از خودکارآمدی اجتماعی توسط والدین، مسئولان مدرسه و مسئولان و سیاستگذاران جامعه است. فرهنگ سازی، آگاهی دادن به خانواده ها و از بین بردن تبعیض جنسی در جامعه به رشد خودکارآمدی اجتماعی دختران نوجوان کمک شایانی می کند.
تأثیر روش بارش مغزی بر کاهش اختلال یادگیری خواندن در دانش آموزان دوره ابتدائی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
135 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس بارش مغزی بر کاهش اختلال یادگیری خواندن در دانش آموزان دوره ابتدائی شهر همدان انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر زمان یک پژوهش مقطعی، از لحاظ نوع داده ها کمی و از نظر روش تحقیق، نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری از نوع خواندن، مقطع ابتدایی که در سال تحصیلی ۱۴01- 1400 به مرکز اختلال یادگیری شهر همدان مراجعه کرده بودند، تشکیل داد. از جامعه آماری مذکور، تعداد ۳۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند، آنگاه گروه آزمایش به مدت 8 جلسه آموزشی (دو جلسه در یک هفته) به مدت 45 دقیقه تحت جلسات آموزش بارش مغزی قرار گرفتند اما مداخله برای گروه کنترل اجرا نگردید. سپس از هر دو گروه به وسیله پرسشنامه مذکور پس آزمون به عمل آمد. ابزار پژوهش شامل برنامه بارش مغزی بر اساس پروتکل بارش مغزی لفرانکویس (1991) و آزمون اختلال خواندن شیرازی و نیلی پور (1383) می باشد، جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد اثرات تدریس به روش بارش مغزی بر درک مطلب معنادار می باشد و اثرات تدریس به روش بارش مغزی بر سرعت خواندن و صحت خواندن تأثیر ندارد. روش تدریس بارش مغزی نتوانسته در مؤلفه سرعت خواندن و صحت مطالب بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری ایجاد کند.
بررسی تحلیلی جرم شناختی سقط جنین از منظر حقوقی و فقهی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مرداد ۱۴۰۱ شماره ۵۰
252 - 273
حوزههای تخصصی:
سقط جنین یکی از جرائمی است که جوامع، پیوسته با آن درگیر و در ادیان مختلف الهی نیز مطرح بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به دنبال بیان مواضع فقهای امامیه در مورد سقط جنین هستیم. حرمت سقط جنین از احکام اولیه و مسلمی است که عمومات کتاب و سنت به صراحت بر آن دلالت دارد، اما همانند هر حکم اولیه دیگر، در صورت عروض عناوین ثانویه، قابل تغییر بوده و امکان جواز سقط وجود دارد. عناوین ثانویه ای مانند: عسر و حرج و اضطرار و یا دفاع مشروع و سایر عناوینی که در موارد خاص موجب تغییر عنوان موضوع حکم حرمت می شود. این موارد خاص جایی است که ادامه بارداری موجب مرگ مادر شده و یا سلامتی او را به مخاطره می اندازد و نیز مواردی که تولد فرزند با ناهنجاری های جنینی حاد، مستلزم عسر و حرج والدین یا خود طفل گردد. در این صورت می توان قائل به جواز سقط شد.
موانع و چالش های فراروی تعلیم و تربیت جنسی در بعد ارزش های فرهنگی از دیدگاه معلمان مدارس دولتی دخترانه ابتدایی ناحیه یک اصفهان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی موانع و چالش های فراروی تعلیم و تربیت جنسی در بعد ارزش های فرهنگی از دیدگاه معلمان مدارس دولتی دخترانه ابتدایی ناحیه یک اصفهان در سال تحصیلی 1395-1394 انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مدارس دخترانه ناحیه یک در پایه دوم به تعداد 139 نفر تشکیل دادند. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران از این میان تعداد 102 نفر به عنوان حجم نمونه برآورد و انتخاب گردید. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه 38 گویه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط پاسخگویان و متخصصان موضوعی مورد تایید قرار گرفت و روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عاملی تایید شد. پایایی آن توسط ضریب الفای کرونباخ (0.82) تایید شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی (انحراف معیار، فراوانی) و استنباطی (آزمون تی، آزمون فریدمن، تحلیل واریانس و تحلیل عاملی) انجام گرفت. یافته ها نشان عوامل ارزش های فرهنگی از جمله: تعارض بین ارزش های سنتی و مدرن، ناهمسانی ارزش های دانش آموزان از نظر تنوع قومیتی و فرهنگی، ارزش های مردسالارانه غالب، برداشت های غیرمعقول و منطقی از آموزه های دینی، کاهش حساسیت نسبت به ارزش های اسلامی، تصورات قالبی و کلیشه ای درباره مسایل جنسیتی، قالبی بودن نقش های جنسیتی (انتظاراتی که جامعه از زنان و مردان دارد)، تفاوت در ارزش گذاری مسائل جنسی و تغییر در ارزش های فرهنگی به عنوان موانع و چالش های تربیت جنسی کودکان قلمداد می گردد. نتایج کلی پژوهش نشان داد ارزش های فرهنگی یکی از مهم ترین موانع آموزش جنسی کودکان در سطح اجتماع می باشد.
مبانی فلسفی فضای مجازی و پیام موردی بیماری کرونا ویروس؛ مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی یکی از پدیده های مهم زندگی امروزه بشر است که به خوبی فلسفه آن در تمام اوقات تربیت، سنین کودکی، نوجوانی و بزرگسالی، جنسیت مذکر و مونث و نیز ابعاد گوناگون زندگی دینی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و ... را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به تغییر و تحولات و گسترش محدوده و دامنه اطلاعات، تهیه چهارچوب مشخص و تعیین حدود و مرزهای منظم فکری جهت پرورش متربیان متناسب ضرورتی است که باید بدان توجه شود. هدف این پژوهش پرداختن به مبانی وجودی فضای مجازی، نحوه کسب معرفت و ایجاد ارتباط دراین فضا و نیز ارزش و هنجار موجود در آن می باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و یافته های تحقیق نشانگر آن است که نحوه دریافت اطلاعات و سرعت آن به گونه ای متفاوت از دوران گذشته می باشد. نمونه بیماری واگیردار جهانی کرونا و دریافت پیام متناسب با ساختار فلسفی وجودی، ارزش شناسانه و نیز معرفت به آن تاثیراتی مهم و اساسی را در آموزش و نیز نحوه تعاملات و ارتباطات متربی با محیط اطراف خود دارد.
چارچوب نظری مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
277 - 302
حوزههای تخصصی:
مقاله ح اض ر با هدف شناسایی چارچوب نظری مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش ایران صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی شامل: تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا بوده و رویکرد آن نیز کاربردی بود. جامعه پژوهشی شامل دو بخش: متون مرتبط با برنامه درسی کنجکاو محور و محتوای چهار سند بالادستی نظام آموزش و پرورش ایران بود. با توجه به ماهیت موضوع، از نمونه گیری صرف نظر شده و حجم نمونه برابر با حجم جامعه در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری، فرم فیش برداری و سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود. داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوی با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفت. ع م ده ت ری ن ی اف ت ه ه ا بیانگر آن است که: 1. چارچوب نظری برنامه درسی کنجکاو محور را می توان در ده مؤلفه: ذهنیت باز، اکتشاف، اشتیاق یادگیری، خود جهت دهی، انگیزه، خلاقیت، نوآوری، یادگیری مشارکتی، پرسشگری، خودانگیختگی تدوین نمود. 2. در اسناد بالادستی (سند چشم انداز بیست ساله، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی)، در م ج م وع 366 مرتبه به مؤلفه های برنامه درسی کنجکاو محور توجه شده که میزان تراکم آن در مؤلفه خلاقیت زیاد و در مؤلفه خودانگیختگی بسیار کم بود. در بین اسناد مورد بررسی، بیشترین ضریب اهمیت مربوط به برنامه درسی ملی و کمترین مربوط به سند نقشه جامع علمی کشور بوده است.
هوش موفق: رویکردی کارآمد برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مهر ۱۴۰۱ شماره ۵۲
198 - 208
حوزههای تخصصی:
مفهوم تیزهوش ناتوان در ظاهر یک مفهوم ضد و نقیض است؛ زیرا در آن دو ویژگی که دو سر یک طیف هستند در فرد جمع شده است و این سوال را در ذهن تداعی می کند که چگونه ممکن است کودکی هم تیزهوش باشد و هم ناتوان؟ به طور کلی یکی از خطراتی که دانش آموزان تیزهوش با آن روبه رو می شوند، کم پیشرفتی است. این یک واقعیت شگفت آور است برای کسانی که توانایی بالایی دارند. نظریه ی هوش موفق استرنبرگ یکی از جدیدترین و کارآمدترین نظریات در زمینه هوش و تیزهوشی و آموزش هوش است . بنابراین هدف از این پژوهش ، بررسی تحلیلی کاربرد آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت بود. پژوهش حاضر با روش مرور سیستماتیک منابع علمی ، به معرفی برنامه آموزش هوش موفق برای دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می پردازد. نتایج نشان داد که آموزش هوش موفق با به کار گیری، سه هوش تحلیلی، عملی و خلاق باعث رشد مهارت های مختلف در دانش آموزان تیزهوش کم پیشرفت می شود. بنابراین برنامه ریزی برای ارایه مداخلات مناسب به این گروه اهمیت ویژه ایی دارد.
رابطه اثربخشی برنامه درسی با توانایی های دانشجویان با نقش تعدیل گر کیفیت تجارب یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
75 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه اثربخشی برنامه درسی با توانایی های دانشجویان با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر کیفیت تجارب یادگیری می باشد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود که در سال 1400 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های این پژوهش از آزمون های معادلات ساختاری در نرم افزار حداقل مربعات جزئی (پی ال سی) استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که اثربخشی برنامه های درسی رابطه مثبتی با توانایی های دانشجویان و مولفه های آن (شخصی، بین فردی و شناختی) دارد. هم چنین نتایج نشان داد که کیفیت تجارب یادگیری در رابطه بین اثربخشی برنامه های درسی و توانایی های دانشجویان و مولفه های آن اثر تعدیل گری دارد. به عبارت دیگر می توان بیان کرد که کیفیت تجارب یادگیری باعث تقویت رابطه اثربخشی برنامه درسی بر توانایی های شخصی، بین فردی و شناختی دانشجویان می شود. بنابراین توجه به این مهم از سوی مسؤلان دانشگاه اهمیت بسزایی دارد؛ چرا که داشتن توانایی های بالا می تواند به دانشجویان در شناخت توانایی های خود و الزام و ایجاب آن کمک نماید و زمینه ساز رشد علمی و حرفه ای آن ها گردد.
الگوی ارزیابی حوزه های برگزاری آزمون سراسری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۷
125 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف: طراحی الگوی ارزیابی حوزه های برگزاری آزمون سراسری روش پژوهش: بر اساس هدف پژوهش از نوع کاربردی و بر اساس فرآیند جمع آوری داده و اطلاعات مورد نیاز، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش تمامی حوزه های برگزاری آزمون سراسری در سال 1396 به تعداد 478 حوزه بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده با تخصیص متناسب از هر استان سعی شد نمونه مناسب از زیر حوزه های هر استان شامل آموزش و پرورش و دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، انتخاب شود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد.که پایایی از طریق آلفای کرونباخ 84/0 و روایی آن براساس بررسی خبرگان تایید شد. بر این اساس ، داده ها از هر یک از زیر جامعه ها شامل دست اندرکاران برگزاری آزمون سراسری در سال 1396متشکل از نمایندگان تام الاختیار (157 نفر)، مسؤلین حفاظت آزمون (61 نفر) ( و دستیاران ایشان 8 نفر) جمعاً 226 نفر بود، جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها به تناسب موضوع از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است.یافته ها: بر اساس بررسی دانش و تجربیات ملی ابتدا مولفه های ارزشیابی جامع حوزه های اجرای آزمون احصاء شد. سپس وضعیت عوامل از دیدگاه زیرجامعه های پژوهش بررسی و اهمیت و اولویت آنها مشخص شد. در نهایت چهارچوب ارزیابی حوزه های برگزاری ترسیم و ارائه شده است.نتیجه گیری: در نهایت تمامی فعالیت های پراکنده ای که برای ارزیابی اجرای و حوزه های اجرایی انجام می شود منسجم و خروجی آن در قالب یک گزارش کار برای مبنای ارزشگذاری و اعتبارسنجی حوزه های اجرا و مبنای برنامه ریزی و حوزه سازی در سال بعد و در زمینه انتخاب حوزه ها قرار خواهد گرفت.
تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 26 کودک مبتلا به اختلال زبانی از دانش آموزان کلاس اول تا سوم ابتدایی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران به عنوان نمونه در پژوهش حاضر شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون عملکرد مداوم و توجه انتخابی گرفته شد و سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 5 جلسه پی در پی تحت مداخله تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز قرار گرفتند. مدت زمان تحریک در هر جلسه 20 دقیقه و شدت تحریک نیز 2 میلی آمپر در نظر گرفته شد. پس از اتمام مداخله، مرحله پس آزمون انجام شد و از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر توجه انتخابی (001/0=p ،20/50=f) و عملکرد مداوم (001/0=p ،80/34=f) تفاوت معنادار وجود دارد که با توجه به تفاوت میانگین ها، عملکرد گروه آزمایش بهتر از گروه کنترل است. نتیجه گیری: می توان گفت که رویکرد مداخله ای tDCS در 5 جلسه می تواند موجب بهبود توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری شود.