فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۶۱ تا ۲٬۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
از اصلی ترین نیازهای هر تمدن، تربیت انسان است و هر نظام تربیتی نیازمند نظریه است. نظریه های تربیتی نیز بر مبنای نگاه های فلسفی مشخصی شکل می گیرند و مبتنی بر آن مبانی فلسفی، اندیشه ها و الگوهای تربیت دیگر را نفی می کند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است با توجه به جایگاه مهم شهید مطهری در نظریه پردازی اسلامی معاصر، به این پرسش پاسخ دهد که در مسیر تربیت انسان کامل، تربیت های نادرست و آسیب زا چه نوع تربیت هایی هستند و چگونه می توان آن ها را طبقه بندی نمود؟ برای این منظور، همه آثار شهید مطهری با روش تحلیلی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در فرایند تربیت انسان کامل چهار نوع تربیت آسیب زا ممکن است رخ دهد: تربیت غیرانسانی که راهی غیر از تربیت در مسیر فطرت را در پیش می گیرد و انسان تربیت شده به جای تطابق با خلقت خود با خواسته های مربی همسانی دارد؛ تربیت انسان ناتمام در مقابل تربیت همه جانبه که فقط به بخشی از ابعاد وجودی انسان توجه می کند؛ تربیت ناسالم در مقابل تربیت متوازن که در نهایت شخصیتی کاریکاتوری را به ارمغان خواهد آورد، و در نهایت تربیت ناکامل در مقابل تربیت کامل که ثمره آن تربیت ماکتی از انسان بوده که از طی مسیر کمال بازمانده است.
نِت وَندی و کودک در شبکه؛ تأملی تربیتی بر مفهوم دوران کودکی در میانه ی نسل Z و Alpha(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
159 - 184
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه نسل Z و Alpha مخاطب اصلی تعلیم و تربیت اکنون و آینده ما هستند، شناخت ویژگی های این دو نسل برای بسامان کردن امر تعلیم و تربیت به ویژه در دوران کودکی حائز اهمیت است. با توجه به این ضرورت، این پژوهش تلاش می شود تا تأملی بر مفهوم دوران کودکی با نظر به ویژگی های نسل Z و Alpha داشته باشد. در همین راستا، با استفاده از روش تحلیل مفهومی، نخست ویژگی های افراد این دو نسل را ذیل ده محور ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از: «زیستی واقعی در دنیای مجازی»، «پذیرش کدهای رفتاری جدید مجازی»، «تکثر و تزلزل هویتی»، «یادگیری مداوم و مادام العمر» و «فردگرایی و انزوای اجتماعی در مقابل گستردگی تعاملات مجازی». در ادامه با نظر به این ویژگی ها، کودک برآمده از این دو نسل را «نت وند» یا «کودک در شبکه» نامیده شده است که شامل مؤلفه هائی مفهومی است؛ «زیست دوگانه مجازی- حقیقی»، «تجربه زیستن در جهانی متکثر»، «خودآموزی و خودپردازش گری» و «انزوای اجتماعی در عین فعالیت و همکاری گروهی»، چهار مؤلفه مفهومی دوران کودکی هستند. در نهایت «به رسمیت شناختن دنیای مجازی در تعلیم و تربیت دوران کودکی» را به مثابه ی ضرورتی در تعامل تربیتی مطرح شده که عدم توجه بدان می تواند در فرایند تعلیم و تربیت خللی اساسی ایجاد کند و حتی مهم تر از آن به زوال دوران کودکی منجر شود.
سنجش تکوینی و نقش آن در رفتار یادگیری علمی و تقویت باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
241 - 262
حوزههای تخصصی:
سنجش تکوینی فرآیندی هدفمند است که به معلم و دانش آموز کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند و فرآیند آموزش و یادگیری را به طور مداوم بهبود ببخشند. در این پژوهش به کمک مدلی مفهومی، ساختار علّی بین مؤلفه های سنجش تکوینی، باورهای شایستگی و انگیزشی، و رفتارهای یادگیری علوم تبیین شد. نمونه ای 469 نفری از دانش آموزان دوره اول متوسطه در متغیر های بازخوردهای معلم، و تدریس انطباقی (مؤلفه های سنجش تکوینی)؛ انگیزه درونی، انگیزه ابزاری، و خودکارآمدی تحصیلی (مؤلفه های باورهای شایستگی و انگیزشی)؛ و رفتارهای یادگیری علوم سنجش شدند. به کمک مدل یابی معادلات ساختاری، روابط علّی بین متغیرها بررسی شد. یافته ها نشان دادند سنجش تکوینی هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق باورهای انگیزشی (متغیر میانجی) موجب ایجاد رفتارهای یادگیری علوم و تقویت آنها می شود. همچنین اثرمستقیم و غیر مستقیم بازخورد معلم بر رفتارهای یادگیری علوم بیشتر از اثر تدریس انطباقی است. نتیجه اینکه پیشنهاد، و بازخورد معلم هنگام ارائه مطالب در صورت تناسب با مقاصد یادگیری و انتظارات دانش آموزان موجب افزایش انگیزه و خودکارآمدی تحصیلی در آنها خواهد شد که پیامد مهم آن در درس علوم ایجاد رفتارهای علمی خواهد بود.
طراحی الگوی تربیت حرفه ای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان براساس مبانی معرفت شناختی تعلیم و تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
233 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه ها و اولویت بندی الگوی تربیت حرفه ای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بر مبنای معرفت شناختی تعلیم و تربیت اسلامی است. این پژوهش متکی بر روش ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای قیاسی با مطالعه دقیق منابع تربیت حرفه ای و مصاحبه داده های اولیه که با تعداد 30 نفر از خبرگان جمع آوری شد، الگوی نظری پژوهش شامل 74 گویه بصورت کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر 3 بُعد، 9 مولفه و 62 شاخص تا مرحله اشباع نظری زیر نظر خبرگان تأیید گردید. در بخش کمی پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شد که ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته و جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه فرهنگیان سراسر کشور در سال 1400-1399 تشکیل داده که حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 600 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری نیز مبتنی بر روش خوشه ای از بین 31 استان 5 استان بصورت تصادفی انتخاب و تعداد نمونه ها به نسبت توزیع در هر طبقه نیز به صورت تصادفی ساده نمونه گیری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، در بخش ابعاد اولویت به ترتیب با؛ 1- رسالت حرفه ای ، 2- عملکرد حرفه ای و 3 - بایسته ها حرفه ای و در بخش مولفه ها اولویت به ترتیب با: 1- توانایی های حرفه ای2- دانش حرفه ای، 3- بصیرت حرفه ای، 4- انگیزه بخشی، 5- ایجاد مدرسه صالح، 6 - نگرش حرفه ای، 7- عملکرد مشترک، 8- اصول تحول مداوم، 9- عملکرد اختصاصی است.
مهندسی شیمی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
53 - 66
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، مفهوم مهندسی شیمی سبز، به عنوان نقطه تلاقی «شیمی سبز» و «مهندسی سبز» معرفی شده است و بر اهمیت آن در برنامه درسی مهندسی شیمی تأکید می شود. این مقاله ابتدا اهداف و اصول دوازده گانه "شیمی سبز” و “مهندسی سبز”را تشریح می کند و نقش آنها را در ارتقای پایداری زیست محیطی و کاهش ردپای بوم شناختی فرایندهای شیمیایی برجسته می کند. پس از این مقدمه، مهندسی شیمی سبز با تمرکز بر معیارهای پایداری آن و نحوه اعمال این اصول برای ایجاد فرایندهای شیمیایی سازگارتر با محیط زیست و پایدار، با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار می گیرد. سپس بحث به این سو می رود که چگونه مفهوم مهندسی شیمی سبز می تواند به طور یکپارچه در برنامه درسی مهندسی شیمی ادغام شود و تغییرات و اضافاتی را به دوره های موجود پیشنهاد می کند تا موضوعات مهندسی پایدار را در بر گیرد. سرانجام، مقاله با خلاصه ای کوتاه به پایان می رسد و خواستار گنجاندن اصول سبز در چارچوب آموزشی، برای آماده سازی مهندسان آینده به منظور چالش های توسعه پایدار است و بر اهمیت تجهیز آنها به دانش و مهارت های لازم برای نوآوری و مسئولیت پذیری در حفظ محیط زیست برای توسعه پایدار تأکید می کند.
کارکرد هوش مصنوعی در کیفیت بخشی تدریس در آموزش ریاضی به دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۴۱-۱۶
حوزههای تخصصی:
پیشرفت فن آوری مانند هوش مصنوعی فرصتی را برای کمک به معلمان و دانش آموزان در حل و بهبود عملکرد تدریس و یادگیری فراهم می کند. از این رو، هدف پژوهش کارکرد هوش مصنوعی در کیفیت بخشی تدریس در آموزش ریاضی به دانش آموزان است. پژوهش حاضر بر اساس نوع هدف بنیادی و از نظر رویکرد پژوهشی از نوع سنتز پژوهی انجام شده است. جامعه آماری اسناد و مدارک است که با جستجو در منابع کتابخانه ه ا و مقالات در در پایگاه های معتبر فارسی و لاتین 110 منبع (تمامی اسناد از سال 2013 تا 13 ژوئن 2024) حاصل شد. در بررسی نهایی مرتبط ترین منابع شامل 71 مقاله بود که مورد بررسی و استخراج مطالب در راستای تحقق هدف مطالعه حاضر قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها با دو مؤلفه اصلی شامل: غنی سازی محیط یادگیری ( با زیرمؤلفه های اعتلای دانش فردی، شخصی سازی یادگیری، حمایت های سازنده و انگیزشی، ایجاد شبکه های ارتباطی، تحلیل و ارزیابی عملکرد)؛ توانمندسازی حرف ه ای معلم (با زیرمولفه های کمک به شناسایی اختلالات یادگیری، کمک به معلم در فرایند آموزشی، غنی سازی ابزارهای آموزشی) حاصل شد. در انتها می توان گفت فن آوری هوش مصنوعی نحوه یادگیری و درک موضوعات پیچیده ریاضیات را برای فراگیران متحول کرده است.
بررسی موانع و زمینه های مناسب کاربرد روش تدریس سقراطی در کلاس های درس (از دیدگاه دبیران شهرستان ساری)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
83 - 99
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی ها، موانع و زمینه های مناسب استفاده از روش سقراطی از دیدگاه دبیران مقطع متوسطه اول انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 398 دبیر رشته های گوناگون متوسطه اول ناحیه یک ساری، بوده که بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای 203 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با 36 گویه بوده است که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های T تک نمونه ای و توکی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که میزان استفاده دبیران از مولفه های روش تدریس سقراطی در فرایند آموزش، بالاتر از حد متوسط(05/0 (p < می باشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که موانع کاربست روش تدریس سقراطی نیز بالاتر از حد متوسط می باشد و طبق نظر دبیران زمینه های مناسب برای تحقق مولفه های سقراطی وجود ندارد. علاوه بر این، بین دیدگاه بانوان و آقایان در ارتباط با پژوهش حاضر تفاوت معناداری مشاهده نشد. این مسأله در ارتباط با مدرک و رشته تحصیلی نیز صدق می کند.
ارائه الگوی دانش فرهنگی مبتنی بر بوم معلمان مقطع ابتدایی استان کرمان؛ یک مقاله کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی دانش فرهنگی مورد نیاز معلمان مقطع ابتدایی استان است. رویکرد پژوهش کیفی و از روش گرندد تئوری استفاده شد. میدان پژوهش شامل اساتید دانشگاه فرهنگیان کرمان، معلمان ابتدایی استان است. در این پژوهش به منظور دستیابی به اطلاعات عمیق ، با 13 نفر ازافراد صاحب اطلاع مصاحبه بعمل آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در نرم افزار Maxqda و از طریق مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای سنجش پایایی الگوی طراحی شده از محاسبه پایایی شاخص ثبات استفاده شد که این شاخص برابر 80 درصد شد و پایایی کدگذاری تایید شد. نتایج تحقیق 94 کد باز از میان 282 مفهوم و 20 مقوله اصلی از یافته ها منجر شد. مقوله ها شامل شناخت ادبیات بومی، شناخت جامعه محلی، شناخت تاریخ و جغرافیای محلی، شناخت شیوه های کسب و کار محلی، شناخت هنر های بومی، شناخت بازی ها و سرگرمی های محلی، شناخت غذاهای بومی و تاثیر آن در مزاج و یادگیری، شناخت صنایع دستی، بومی گزینی معلمان، الزامات قانونی، مذهب، آداب و رسوم، برنامه درسی متمرکز و حجم زیاد محتوا، مدرنیزاسیون و فرهنگ بومی، توسعه دانش و مهارت معلمان در زمینه طراحی درسی بومی و اجرای ان، اختصاص دوره ضمن خدمت ، مهارت معلمان در شناخت و استفاده از لهجه محل خدمت و استفاده از آن، حفظ و توسعه فرهنگ بومی، هویت یابی فرهنگی تاریخی و اثربخشی فرایند یاددهی یادگیری است. در نهایت، الگوی دانش فرهنگی معلمان مقطع ابتدایی استان کرمان استخراج شد.
رابطه نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی و تربیتی با صلاحیت های حرفه ای معلمان و مدیران مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش بررسی رابطه نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی و تربیتی، با صلاحیت های حرفه ای معلمان و مدیران مدارس ابتدایی شهرستان اسدآباد، در سال تحصیلی 1402-1401 است. روش: روش انجام پژوهش، توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل مدیران و معلمان دوره ابتدایی به تعداد 443 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده 210 نفر انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های استاندارد راهنمایی و نظارت سبحانی نژاد و آقاحسینی (1394) و پرسشنامه محقق ساخته صلاحیت های حرفه ای معلمان و مدیران است. پایایی پرسشنامه ها بالاتر از 07/0 و روایی آن ها مورد تایید خبرگان است. از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و آزمون تی گروه های مستقل استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی و تربیتی موجب ارتقای صلاحیت های دانشی، مهارتی، نگرشی/ارزشی، شخصیتی/اخلاقی و صلاحیت های پژوهشی معلمان و همچنین صلاحیت های دانشی، اعتقادی/اخلاقی، شخصیتی، اجرایی، مدیریت و رهبری و صلاحیت ارتباطی مدیران می شود. آزمون تی گروه های مستقل نشان داد که بین نظرات معلمان و مدیران در خصوص نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی و تربیتی، تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی و تربیتی موجب ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان و مدیران مدارس ابتدایی می شود.
رابطه مدیریت استعداد با توسعه مهارت های یادگیری ترکیبی: آزمون نقش میانجی انگیزه خودمختار در بین دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مدیریت استعداد با توسعه مهارت های یادگیری ترکیبی و نقش میانجی انگیزه خودمختار در بین دانش آموزان انجام گرفته است. روش ها : روش تحقیق این پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 است. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی- مورگان 384 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مدیریت استعداد احمدی و همکاران (1393)، ارزیابی کیفیت یادگیری دانش آموزان رحمانی آخکند (1389) و انگیزه خودمختار نانسی (2008) استفاده شد و پایایی و روایی آن ها تایید شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیریت استعداد با توسعه مهارت های یادگیری ترکیبی، رابطه مثبت و معناداری دارد. رابطه بین مدیریت استعداد با انگیزه خودمختار نیز مثبت و معنادار است. رابطه غیرمستقیم، مثبت و معنادار مدیریت استعداد با مهارت های یادگیری ترکیبی از طریق انگیزه خودمختار نیز تایید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، توصیه می شود توسعه برنامه های مدیریت استعداد و ارتقای انگیزه خودمختار دانش آموزان، به منظور تقویت و توسعه مهارت های یادگیری ترکیبی آن ها در مدارس تقویت شود.
مدل یابی سرزندگی تحصیلی براساس درگیری تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
233 - 245
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش مدل یابی سرزندگی تحصیلی براساس درگیری تحصیلی با میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با تکیه بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان تیزهوش دوره متوسطه اول (پایه هفتم و هشتم) مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) شهر اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی 1402- 1401 بود. نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در نهایت 340 نفراز دانش آموزان به عنوان نمونه به پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391)، درگیری تحصیلی ریو (2013) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مورگان – جینکز (1999) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس23 تحلیل شدند. یافته ها: براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که درگیری تحصیلی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق خودکارآمدی تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی اثر معناداری دارد (05/0>P). و این نقش با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی برجسته تر نیز می شود. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط مثبت و معنادار درگیری تحصیلی با سرزندگی تحصیلی و تأیید نقش میانجی خود کارآمدی تحصیلی، در این زمینه پیشنهاد می شود. به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی دردانش آموزان تیزهوش ضمن توجه به افزایش درگیری تحصیلی بر افزایش خودکارآمدی تحصیلی نیز در این گروه تمرکز شود. در این زمینه توانمندسازی دانش آموزان و همچنین جلسات آموزشی فوق برنامه با تمرکز بر متغیرهای فوق الذکر اهمیت دارد.
شناسایی و طراحی مدل عوامل موثر بر توسعه فردی اعضای هیئت علمی،رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طراحی مدل عوامل موثر بر توسعه فردی اعضای هیئت علمی با استفاده از رویکرد کیفی سنتز پژوهی انجام شده است.
روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتز پژوهی با رویکرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه تحقیقات و مطالعات فارسی و انگلیسی چاپ شده در حوزه توسعه فردی در بین سال های 1380 تا 1401 میباشد. در این راستا، کلید واژه های مرتبط با هدف پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و مقالات و اسناد بدستآمده با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیارهای پذیرش مورد بررسی قرارگرفتند که در نهایت 22 مقاله که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند با استفاده از روش کد گذاری سه مرحلهای (باز، محوری، انتخابی) ازطریق نرم افزار MaxQDA 2020 تجزیه و تحلیل شدند. براساس نتایج تحلیل داده ها برای جمع آوری داده ها 125 کد باز شناسایی شد که در 4 مقوله اصلی و 20 مقوله فرعی دسته بندی شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که عوامل فردی، آموزشی پژوهشی، سازمانی و اجتماعی بر توسعه فردی اعضای هیئت علمی تاثیرگذار است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند مورد توجه مدیران آموزش عالی در زمینه توسعه منابع انسانی قرار گیرد. تا از طریق توسعه فردی میزان کارآمدی دوره های آموزشی، رضایت شغلی و بهره وری دانشگاه را به حداکثر رساند.
غایت شناسی تربیت عقلانی در رویکرد فیض محور افلوطین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
61 - 78
حوزههای تخصصی:
مقوله تربیت عقلانی از موضوعات مهم در عرصه تعلیم و تربیت است، هدف این پژوهش تحلیل مفهوم حیات عقلی و ویژگی های آن در رویکرد عقلانی فیض محور افلوطین است که به منظور تدوین هدف های تربیت عقلانی و جهت گیری معنوی در فراگیران از منظر افلوطین انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی و روش تحقیق آن روش توصیفی، تحلیل مفهومی است و با استفاده از قیاس عملی فرانکنا انجام شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، غایت اصلی تربیت عقلانی یگانگی عقلانی نفس با واحد نخستین از طریق دستیابی نفس انسانی به حیات معقول وکسب تجربه های معنوی است و اهداف واسطی نیل به آن عبارتند از مراقبه و فضیلت نفس،که ناظر به قدسی بودن و اعتدال امر معنوی و پرورش قابلیت خودشناسی و تعقل ورزی، که ناظر به اصالت و باطنی بودن امر معنوی وپرورش عشق ورزی و تخیل که ناظر به جذبه زیبایی و پویایی امر معنوی می باشد و در نهایت قابلیت خیرخواهی و وحدت خواهی نفس که ناظر به متعالی بودن و شکوهمندی امر معنوی است. تربیت و تعالی بخشیدن به نفس انسانی ، هدفمندی و معناداری زندگی نتیجه تحقق این اهداف است. حیات عقلانی از منظر افلوطین، زندگی کاملی است که دارای ابعاد شناختی، عملی، ارادی، مهارتی و زیباشناختی می باشد. گزاره بنیادین و هنجاری این تحقیق، کسب حیات معقول نفس انسانی است که تحقق و بهره مندی از آن وابسته به پرورش اهداف واسطی در ابعاد مختلف حیات عقلی در ساحت های شناختی، عملی، عاطفی (نگرشی)، ارادی در فراگیران است.
شناسایی ابعاد و موُلفه های آموزش شهروند حرفه ای جهانی در دانشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شناسایی ابعاد و موُلفه های آموزش شهروند حرفه ای جهانی در دانشگاهفاطمه آخوندی * حمیدرضا آراسته**نادرقلی قورچیان ***پریوش جعفری ****چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعادو مولفه های آموزش شهروند حرفه ای جهانی در دانشگاه می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی با تحلیل محتوا می باشد.جامعه نمونه استادان دانشگاه و صاحبنظران این حوزه بودندکه بر اساس قاعده اشباع نظری تعداد 15 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختار یافته و بررسی اسناد و متون تخصصی بود. برای اعتبار ابزار از روایی محتوایی و جهت پایایی نیز از روش کدگذاری مجدد استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون با کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید.یافته ها نشان داد که 5 مولفه (شایستگی های شناختی، شایستگی های علمی و تخصصی، شایستگی های فرهنگی و اجتماعی، شایستگی های اخلاقی و شایستگی های خود بالندگی مستمر) و16 زیرمولفه به عنوان عناصر آموزش شهروند حرفه ای جهانی شناسایی شدند.واژگان کلیدیشهروند جهانی، شهروند حرفه ای، آموزش شهروند حرفه ای جهانی، آموزش عالی
شناسایی پیامدهای ارتقای سرمایه دیجیتال در نظام آموزش عالی کشور با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی پیامدهای ارتقای سرمایه دیجیتال در نظام آموزش عالی کشور است. چارچوب اصلی شیوه ی کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی با نمونه گیری هدفمند و جهت جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش را اساتید و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و مدیران دانشگاه پس از اشباع نظری به تعداد 14 نفر تشکیل داد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و به شیوه ی توصیفی-تفسیری انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه سرمایه دیجیتال در نظام آموزش عالی دارای پیامدهای فردی(سواد دیجیتالی، تعاملات آنلاین، کسب و کار دیجیتالی، وابستگی دیجیتالی)، سازمانی(تحول دیجیتال، خلق عملکرد، هوشمند شدن، بهره وری، اشتیاق شغلی) و اجتماعی(شهروند دیجیتال، کاهش شکاف دیجیتال، خودکارایی اجتماعی، اقتصاد دیجیتالی) می باشد. بنابراین افرادی که مجهز به سرمایه دیجیتال هستند، می توانند به سرعت با فناوری های جدید سازگار شوند، حتی اگر هنوز هم به سواد لازم دیجیتال، دست نیافته باشند. حضور محض سرمایه دیجیتال باعث می شود که به نحو کارآمدی به سواد دیجیتالی دست یابند.
تأثیر آموزش از راه دور مبتنی بر فناوری موک بر عملکرد یادگیری، خودآگاهی هیجانی و تفکر سطح بالا دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: دوره های آزاد برخط انبوه (موک) در حال حاضر یکی از پیشرفته ترین و جدیدترین نسخه های فناوری آموزشی می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش از راه دور مبتنی بر فناوری موک بر عملکرد یادگیری، خودآگاهی هیجانی و تفکر سطح بالا دانشجویان می باشد. روش کار: روش پژوهش شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور آران و بیدگل در سال تحصیلی 98-97 می باشند که 60 نفر از آن ها (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش در محیط آموزش از راه دور با استفاده از فناوری موک و گروه کنترل به روش سنتی در هشت جلسه سه ساعته آموزش دیدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه عملکرد یادگیری یانگ، کلمز و مورفی (2003)، خودآگاهی هیجانی کائر و همکاران (2012)، تفکر سطح بالا سرمد و همکاران (1390) می باشد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد آموزش از راه دور مبتنی بر فناوری موک بر عملکرد یادگیری، خودآگاهی هیجانی و تفکر سطح بالا در دانشجویان تأثیر دارد (0/001>P). آموزش از راه دور مبتنی بر فناوری موک بر مؤلفه های خودآگاهی هیجانی (بازشناسی، شناسایی، تبدیل سازی، حل مسئله) در دانشجویان تأثیر دارد (0/001>P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد آموزش از راه دور مبتنی بر فناوری موک باعث افزایش و بهبود عملکرد یادگیری، خودآگاهی هیجانی و تفکر سطح بالا می شود. با توجه به هزینه های کمتر، عدم محدودیت زمانی و مکانی آموزش از راه دور و فواید کاربرد فناوری موک بهتر است آموزش به این روش انجام گیرد، از این رو می توان از فناوری موک در جهت آموزش به یادگیرندگان در دروس مختلف استفاده کرد.
تبیین مؤلفه های ارزیابی اجرای اثربخش نوآوری در آموزش (یک مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
131 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف: هرچند اهمیت طرح های ابتکاری و نوآورانه در حوزه های مختلف و از جمله در عرصه آموزش وپرورش برکسی پوشیده نیست، امّا باید این واقعیت را در نظرداشت که اثربخشی طرح های نوآورانه درگرو اجرای درست و مناسب آن هاست. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین مؤلفه های ارزیابی اثربخشی اجرای نوآوری در آموزش و پرورش بود.روش: رویکرد پژوهش کیفی و روش تحقیق تحلیل محتوا بود. مشارکت کنندگان پژوهش شامل: چهار گروه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، تدوین کنندگان سند تحول بنیادین، مسئولین اجرای سند و متخصصان مطلع بود. روش نمونه گیری، هدفمند با بهره گیری از استراتژی موردهای بحرانی بود که بر اساس قاعده اشباع داده ها به12نفر رسید. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه-ساختارمند جمع آوری و با روش تحلیل مضمون اترید- استرلینگ تحلیل شد. جهت قابلیت اطمینان از روش پایداری (پایایی بین کدگذاران مستقل) و برای باورپذیری از تحلیل موردی منفی و مثلث سازی (اجماع پژوهشگران) بهره گرفته شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش چهار مضمون فراگیر شامل: ویژگی های نوآوری(اصالت، روزآمدی، دوام، اهمیت، فواید اجتماعی، قابلیت اجرا، ظرفیت ایجاد تغییر، سادگی و جامعیت)، ویژگی های کاربران نوآوری(تفکر، روابط انسانی مؤثر، انگیزه و صلاحیت)، ویژگی های سازمان مجری نوآوری (منابع سازمانی کافی، پشتیبانی، حمایت از شبکه سازی، نگرش مثبت، شفافیت، مهارت های مدیریتی، سابقه اثربخشی، بلوغ سازمانی، انعطاف پذیری، تصمیم گیرنده بودن و استقلال سازمان) و ویژگی های عناصر محیطی مؤثر بر نوآوری (محیط فیزیکی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ایجاد فرصت های یادگیری در محیط، شواهد شفاف، شبکه ها و حمایت و تسهیل گری در محیط) در قالب27 مضمون سازمان دهنده و160 مضمون پایه برای ارزیابی اجرای اثربخش نوآوری در آموزش، شناسایی و استخراج شد که نشاندهنده ابعاد و مؤلفه های ارزیابی اثربخشی نوآوری آموزشی است.
تاثیر الگوی طراحی محیط یادگیری الکترونیکی سازگار با مغز بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تاثیر الگوی طراحی محیط یادگیری الکترونیکی مبتنی بر علوم اعصاب تربیتی (دانش ذهن، مغز و تربیت) بر مولفه های کارکردهای اجرایی دانش آموزان در برنامه درسی ریاضی بود. روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی بودند که از بین آن ها 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با روش تمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش با استفاده از الگوی شش مولفه ای یادگیری الکترونیکی سازگار با مغز (توجه، ارتباط، هیجان، یادگیری فاصله ای، عوامل محیطی و عوامل اجتماعی) در مدت شش جلسه در محیط تعاملی الکترونیکی Nearpod آموزش دیدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف (2000) بود. مولفه های این پرسشنامه شامل مهارت های تنظیم رفتار: بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی، کنترلی هیجان و مهارت های فراشناخت: برنامه ریزی، سازمان دهی مواد، نظارت، حافظه کاری، آغازگری بود. داده ها با روش کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد الگوی محیط یادگیری الکترونیکی سازگار با مغز بر مولفه های کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی، بازداری پاسخ و حافظه کاری) تاثیر دارد (001/ 0p<). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت معلمان می توانند از الگوی محیط یادگیری الکترونیکی در طراحی دروس مختلف تحصیلی استفاده کنند.
شناسایی شایستگی های معلم تأثیرگذار در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
259 - 284
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی با هدف کاوش شایستگی های معلم تأثیرگذار دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان و دانش آموزان است که با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفته است. روش نمونه گیری در این پژوهش، هدفمند به شیوه نظری است. بدین منظور، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از معلمان دوره ابتدایی و 18 نفر از دانش آموزان شاغل به تحصیل، در استان چهارمحال وبختیاری به دست آمد. بر پایه ی چارچوب نظری مسئله پژوهش، پرسش های مصاحبه طراحی و بازنگری شدند. به منظور تحلیل داده ها، پس از متن سازی هر مصاحبه، به منظور ساخت مفاهیم، داده ها به کمک رویکرد رفت و برگشتی و مقایسه مستمر، کدگذاری و ارائه شدند. یافته ها بیانگر آن است که سه مقوله ی اصلیِ شایستگی های شخصیتی، شایستگی های ادراک محیطی و شایستگی های حرفه ای نماینده ی فهم معلمان و دانش آموزان از ابعاد وجودی یک معلم تأثیرگذار است. بر پایه ی رهیافت های پژوهش، ضمن تأکید و توجه بیشتر به شایستگی های شخصیتی، دانش آموزان شرکت کننده در این پژوهش نشان دادند برای آن ها معلم تأثیرگذار در ویژگی های مراقبتی، عاطفی و حمایتی وجودی سرشار دارد حال آن که معلمان مشارکت کننده، به نفع صلاحیت های علمی و فنی نظر داشتند. از این رو این پژوهش می تواند زمینه ای برای ژرف اندیشی و بازاندیشی به مباحث مرتبط با تربیت معلم، به خصوص در بخش جذب و آماده سازی باشد.
EFL teachers’ pragmatic awareness and classroom practices influenced by an in-service training course of meta-pragmatics(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۱ , ۲۰۲۴
14 - 44
حوزههای تخصصی:
The present study focused on the effect of an in-service meta-pragmatics training course on Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers’ pragmatic awareness and classroom pragmatic practices. A mixed methods design was used to achieve the objectives of the study. In the quantitative phase of the study, 300 EFL teachers were selected through convenience sampling and filled out the Pragmatic Awareness Questionnaire. In the qualitative phase, 60 of those teachers participated in a pragmatic training course. They were divided into experimental and control groups and underwent the processes of pretesting, intervention, and post-testing. Furthermore, 30 of these teachers were observed in terms of their teaching inter-language pragmatics both before and after the training course of meta-pragmatics. The results of the multivariate ANOVA (MANOVA) revealed that EFL teacher’s pragmatic awareness was relatively low. In addition, the findings unveiled a statistically significant difference between the EFL teachers’ meta-pragmatic awareness and their practices in terms of the 'language teacher' component. Moreover, the findings showed a statistically significant improvement in the EFL teachers’ pragmatic practices regarding teaching pragmatic features after receiving the instructions. The results of this study have some implications for stakeholders, namely EFL teacher trainers, EFL teachers, and EFL students.