فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری بازنمایی فرهنگی (استوارت هال) و مکان های حافظه (پی یر نورا)، به بررسی تعارض میان روایت های تولیدشده توسط AI و حافظه فرهنگی دبیران تاریخ در مدارس ایران می پردازد. روش ها : روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قیاسی استقرایی است. داده ها شامل تحلیل محتوای پاسخ های GPT به پرسش های تاریخی و مصاحبه با معلمان در پنج استان کشور (یزد، فارس، قم، خراسان، گیلان) است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که روایت های الگوریتمی، به دلیل اتکا به الگوهای آماری و منابع غالب، دارای ساختاری تقلیل گرا، بی زمینه و حافظه زدوده هستند. در مقابل، معلمان با بهره گیری از حافظه زیسته، روایت های چندصدایی، و بازاندیشی انتقادی، به مقاوم سازی آموزش تاریخ در برابر این محتواها می پردازند. این مقاومت ها در قالب کنش هایی چون چندروایتی سازی پرسش ها، بازخوانی محلی، و تلفیق روایت های خانوادگی با متن درسی شکل می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نسبت میان تاریخ، حافظه و فناوری، عرصه ای گفتمانی است که نیازمند تحلیل فراتر از سطح ابزار است و نقش دبیر، همچنان به عنوان کنشگر حافظه ای، در خط مقدم این مواجهه باقی می ماند. نتیجه گیری: تحول فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه مدل های زبانی نظیرChatGPT، نه تنها نظام های آموزشی را متأثر کرده؛ بلکه شیوه های روایت تاریخی را نیز دستخوش بازتعریف ساخته است. از این رو شرایط بکار بردن دانش این حوزه در آموزش بیشتر لحاظ کردد
بررسی شیوه های نوآورانه تدریس تاریخ و بومی سازی آن مطابق با فرهنگ در جوامع اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چالش ها و فرصت های نوآوری در آموزش تاریخ با رویکرد بومی سازی در جوامع اسلامی می پردازد. با توجه به ناهمخوانی روش های آموزشی رایج با ارزش های اسلامی و پیامدهای هویتی آن، این مطالعه ضرورت بازنگری در شیوه های تدریس تاریخ را مورد تأکید قرارمی دهد. روش های پژوهش: پژوهش حاضر با روش کیفی و تحلیل محتوای اسنادی انجام شده و داده ها از طریق بررسی منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر گردآوری شده اند. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که تلفیق روش های نوین مانند یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی با مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، ضمن افزایش اثربخشی آموزشی، به حفظ هویت فرهنگی دانش آموزان کمک می کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بومی سازی محتوای تاریخی با تأکید بر میراث تمدن اسلامی و استفاده از فناوری های آموزشی سازگار با فرهنگ اسلامی می تواند چالش های موجود را کاهش دهد. این مطالعه پیشنهاد می کند که نظام های آموزشی با به کارگیری راهبردهایی مانند آموزش شخصی سازی شده، روش های خلاقانه و ارزیابی جامع در چارچوب ارزش های اسلامی، زمینه را برای پرورش نسلی پویا و متعهد فراهم کنند. محدودیت اصلی تحقیق، کمبود منابع معتبر در زمینه الگوهای بومی آموزش تاریخ است که لزوم انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه را نشان می دهد.
نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین هوش هیجانی با مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
303 - 332
حوزههای تخصصی:
ناتوانی یادگیری شامل مشکلاتی در زمینه خواندن، نوشتن، گوش دادن، حل مسائل ریاضی و درک یا کاربرد زبان گفتاری است که موانع قابل توجهی را برای دانش آموزان ایجاد می کند و موجب مشکلاتی در مسائل تحصیلی و عملکرد شناختی می شود. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه حساسیت به طرد با مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری با نقش میانجی تنظیم هیجان انجام شد. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها (طرح تحقیق) از پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری در مراکز اختلال یادگیری شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 282 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری عاطفی راتر (1975)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005) و خودکارآمدی شرر و مادکس (1982) استفاده شد. تمام تحلیل ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS27 و نرم افزار Lisrel 8.8 انجام شدند. یافته ها نشان داد که هوش هیجانی و خودکارآمدی بر مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری اثر منفی معنادار دارند. همچنین خودکارآمدی توانست میانجی روابط بین متغیرهای پژوهش باشد؛ بنابراین متغیر هوش هیجانی علاوه براثر مستقیم، به طور غیرمستقیم و از طریق خودکارآمدی نیز بر مشکلات رفتاری عاطفی تأثیر می گذارند. (01/0>P). با توجه به یافته های پژوهش، در مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی می توان در مورد تنظیم و کنترل هیجانات و خودکارآمدی درزمینه هوش هیجانی باهدف برقراری تعاملات سازنده با دیگران در کودکان با ناتوانی یادگیری به والدین و معلمان آموزش های لازم ارائه شود.
واکاوی معنای مفهوم «سند» و ارایه راهکارهایی برای اصلاح سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در صدد است تا با نگاهی فلسفی تر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را مورد واکاوی و نقد قرار دهد. بر این اساس، هدف از این مقاله، واکاوی سند تدوین شده بر مبنای معنای مفهومی واژه ی سند است. علاوه بر آن مقاله ی حاضر در تلاش برای نشان دادن راهکارهای اصلاح ریشه ای سند است. در واقع پرسش های اصلی این مطالعه عبارتند از اینکه مفهوم سند در زبان به خصوص زبان اجتماعی رایج به چه معنایی است؟ و دوم اینکه آیا سند بر اساس این معنای مفهومی تدوین شده است ؟ و بالاخره اینکه برای اصلاح ریشه ای آن چه راهکارهایی می توان در پیش گرفت؟ برای دستیابی به پاسخ پرسشهای نامبرده از روش تحلیل مفهومی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل مفهومی انجام شده،حکایت از آن دارند که مفهوم سند در زبان رایج دلالت بر توافق دوسویه دارد. همان طور که مشخص است، توافق دوطرفه زمانی حاصل می گردد که شرایط و خواسته های هر دو طرف به خوبی روشن شده و مورد پذیرش قرار گرفته باشند.
مطالعه تطبیقی برنامه درسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی در چند دانشگاه جهان: ارائه الگویی برای دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه عناصر برنامهدرسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاههای شیکاگو، جرج مانسون، کارولینای شمالی آمریکا و گوتنبرگ سوئد به جهت ارائه الگویی برای تأسیس دوره دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاه تهران است. رویکرد حاکم بر این پژوهش کیفی است که از روش مطالعات تطبیقی و الگوی بِرِدی استفاده شده است. برنامهدرسی دانشگاههای منتخب به روش نمونهگیری ملاکی و با درنظرگرفتن رتبه علمی بهتر نسبت به دانشگاه تهران انتخاب شدند. اطلاعات موردنیاز از طریق سایت دانشگاههای موردمطالعه استخراج و اطلاعات تکمیلی نیز از طریق ایمیل از کارشناس آموزش دانشگاه مربوطه دریافت شد. برنامه درسی دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاههای موردمطالعه در چهارعنصر هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی برنامهدرسی مورد توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه قرار گرفتند و شباهتها و تفاوتهای آن بیان شد. در پایان نیز باتوجهبه یافتهها و نتایج حاصل از پژوهش، الگوی پیشنهادی برنامه درسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی که متناسب با اهداف اسناد بالادستی کشور نیز هست، بهمنظور ایجاد این دوره در دانشگاه تهران ارائه شده است.
تحلیل موانع و چالش های فرهنگی در نظام آموزشی بر اساس روش سلسله مراتبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، ش تحلیل موانع و چالش های فرهنگی در نظام آموزشی بر اساس روش سلسله مراتبی است. روش تحقیق به صورت کمی می باشد که از تکنیک دلفی بهره گرفته شده و از نوع توصیفی- پیمایشی است. پژوهش از لحاظ هدف نیز از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل در مرحله اول خبرگان آموزش و پرورش به تعداد 20 نفر و در مرحله دوم مدیران و کارشناسان در سازمان آموزش و پرورش می باشد که نمونه ۱۰۸ نفری برای این پژوهش انتخاب شده است. جهت گرداوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است که در روش میدانی از ابزار پرسشنامه چالش های فرهنگی مدیریت توسعه و پرسشنامه ارجحیت بندی استفاده شده است. روایی محتوایی آن توسط اساتید راهنما مورد تأیید و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی شامل درصد فراوانی و میانگین و همچنین آزمون تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای اولویت بندی شاخص ها استفاده شده است. برای انجام آزمون های فوق از نرم افزار SPSS و Expert Choice استفاده شده است. یافته های حاصل از این تحقیق نشان داد که از میان چالش های پنج گانه فرهنگی مدیریت توسعه، بعد" تغییر فرهنگ سازمانی" با وزن 0.433 بالاترین اهمیت را در میان ابعاد و بعد"تفاوت های فرهنگی" با وزن 0.054 پایین ترین اولویت را به خود اختصاص دادند. ابعاد تنوع فرهنگی، واکنش های فرهنگی و تضاد فرهنگی به ترتیب در اولویت های دوم، سوم و چهارم قرار گرفتند.
تأثیر مهارت های کوانتومی مدیران بر چابکی سازمانی با میانجیگری آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیچیدگی شرایط محیطی، پویایی و نامطمئن بودن از جمله نشانه های عصر جدید کوانتومی است. اجرای مدل کوانتومی باعث می شود که سازمان ها مدام در حال تغییر، چابک و در آنها ابتکار و معلومات آزادانه در جریان باشد.
روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر از نظر ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی و روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان به تعداد 512 نفر تشکیل دادند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های کوانتومی مدیران میرصفیان (1395)، آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی گراهام (2006) و چابکی سازمانی شریفی و ژانک (1999) استفاده گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری توسط دو نرم افزار Spss و Lisrelتحلیل شدند.
یافته ها: یافته های فرضیات پژوهش نشان داد اثر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی بر آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی 76/0 و بر چابکی سازمانی 33/0 مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 52/0 مثبت و معنادار است. اثر غیر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی از طریق آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 39/0 مثبت و معنادار است.
بحث و نتیجه گیری: آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی می تواند به عنوان نقش میانجی، میزان همبستگی مهارت های کوانتومی مدیران و چابکی سازمانی را افزایش دهد. قرن بیست و یکم نیازمند یک جهان بینی کوانتومی است. پیشنهاد می شود مبانی مهارت های کوانتومی مدیریت به مدیران ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان و حتی مدیران مدارس آموزش داده شود تا بدین طریق زمینه افزایش آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی و به تبع آن چابکی سازمانی فراهم گردد.
آماده سازی دانش آموزان برای آینده: بررسی مؤلفه های آمادگی شغلی در کتابهای درسی شیمی سال آخر دوره متوسطه ایران، ترکیه و مالزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۲۴۲-۲۲۲
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی محتوای کتابهای درسی شیمی سال آخر دوره متوسطه دوم کشورهای ایران، ترکیه و مالزی از نظر توجه به مؤلفه های آمادگی شغلی پرداخته شده است. روش پژوهش کاربردی-توصیفی از نوع تحلیل محتواست. جامعه آماری کتابهای آزمایشگاه علوم تجربی 1 و 2 و شیمی دوره متوسطه دوم ایران در سال تحصیلی 1401-1400 و کتابهای شیمی دوره متوسطه دوم ترکیه و مالزی در سال تحصیلی 2020 بوده است. این پژوهش مجموع صفحات کتابهای شیمی شامل متن، تصاویر، پرسشها و فعالیتها را در برگرفته و در آن از روش نمونه گیری تمام شماری استفاده شده است. ابزارگردآوری داده ها سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود که روایی آن با توجه به نظر صاحب نظران تأیید و داده ها با روش آمار توصیفی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کتابهای شیمی سال آخر متوسطه سه کشور از نظر توجه به مؤلفه های آمادگی شغلی شباهتها و تفاوتهایی دارند. در هر سه کشور توجه به مؤلفه «شناخت و کشف فرصتهای شغلی» بیش از سایر مؤلفه ها و میزان توجه به مؤلفه «انجام مهارتهای دست ورزی» کمتر از سایر مؤلفه ها بوده است. در مجموع مالزی بیشترین فراوانی را در توجه به مؤلفه های آمادگی شغلی داشته است و پس از آن ترکیه و ایران به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. در مؤلفه «گرفتن تصمیم مناسب درباره مشاغل»، مالزی و ترکیه فراوانی تقریباً یکسانی داشتند، درحالی که توجه به این مؤلفه در کتاب شیمی سال آخر ایران کمتر بود. تنها در مؤلفه «بروز رفتار مناسب هنگام کار»، مالزی فراوانی کمتری نسبت به ترکیه داشت. در کتاب شیمی سال آخر مالزی توجه بیشتری به تفکر نقاد، تفکر خلاق و انجام کار گروهی شده است.
مطالعه تطبیقی شیوه های بکارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های مجازی و الکترونیکی ایران و برخی کشورهای آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
113-154
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش «مطالعه تطبیقی شیوه های به کارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های ایران و سایر کشورهای آسیایی» بود. پژوهش کیفی و با شیوه توصیفی- تطبیقی انجام شد. حوزه پژوهش شامل دانشگاه های ایران، که از سیستم آموزش از راه دور و مجازی و آموزش های الکترونیکی و فناوری های نوین بهره برده اند و همچنین، دانشگاه های باز جهان از جمله ژاپن و چین، دانشگاه ایندیراگاندی هند، دانشگاه ملی هند، دانشگاه ای پی یو مالزی، دانشگاه علامه الاقبال پاکستان، دانشگاه ترباکا اندونزی، دانشگاه مجازی سنگاپور و دانشگاه آنادولو ترکیه در سال 1402 بود. روش نمونه گیری، به شیوه هدف مند بود. معیار انتخاب این کشورها، دانشگاه های برگزارکننده آموزش از راه دور بوده است. واحد تحلیل "فناوری های مورد استفاده" بود. جمع آوری اطلاعات از طریق فیش برداری بود. تحلیل و مقایسه اطلاعات بر اساس روش جرج بردی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه انجام شد. یافته ها نشان داد، شیوه های به کارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های مجازی ایران، بصورت سیستم مدیریت یادگیری، ابزارهای سیار و به طور محدود دوره های موک است و در دانشگاه های آسیایی متاورس و هوش مصنوعی را هم دربر می گیرد. فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های ایران و دانشگاه های آسیایی از نظر به کارگیری سیستم مدیریت یادگیری، شباهت و از نظر امکانات و ابزارهای آموزشی تفاوت دارند. ضعف زیرساخت های فناوری ایران، مانند سرعت اینترنت، کمبود سخت افزارهای جدید و با کیفیت، تجربه کم مدرسان نسبت به دانشگاه های آسیایی چشم گیر است.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان بر استرس تحصیلی و کیفیت خواب دانشجویان با اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استرس تحصیلی و کیفیت خواب از پیامدهای اضطراب اجتماعی است، بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی میزان تاثیر آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان بر استرس دوره تحصیلی و کیفیت خواب دانشجویان دارای اختلال اضطراب اجتماعی است. روش ها: . روش این پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در تابستان و پاییز سال 1399- 1398 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ابتدا 60 دانشجوی دارای نمره بالا در اختلال اضطراب اجتماعی و عدم تحمل بلاتکلفی شناسایی شدند و سپس بعد از انجام مصاحبه تشخیصی، و بر اساس ملاک های ورود، به روش هدفمند انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه 20 نفر) آموزش شناختی رفتاری متمرکز بر عدم تحمل بلاتکلفی، آموزش تنظیم هیجان (هر کدام 10 جلسه گروهی) و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اضطراب فراگیر، اجتماعی، کیفیت خواب و استرس دانشجویی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با اس تفاده از ن رم اف زار SPSS نسخه 25 و ب ه روش تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در هر دو گروه مداخله، نمرات استرس تحصیلی و کیفیت پایین خواب در دوره پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافته است (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی هر دو آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان بر کاهش استرس تحصیلی و کیفیت خواب بود، بنابراین به مشاوران و متخصصان تعلیم و تربیت توصیه می شود که برای کاهش استرس و بهبود کیفیت خواب دانشجویان مضطرب از آموزش های شناختی رفتاری و تنظیم هیجان استفاده کنند.
آموزش مبتنی بر طرحواره رویکردی موثر در حل مسائل کلامیِ ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه: مطالعه ی موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حل مسائل کلامی، یک مولفه کلیدی در یادگیری ریاضیات است که از کلاس های ابتدایی شروع می شود. روش های آموزش مرسوم در مدارس، موفقیت کمی در بهبود حل مسائل کلامی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه داشته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره در بهبود حل مسائل کلامیِ ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژ با آسیب ریاضی بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی در قالب طرح ABA و بصورت تک موردی اجرا شده است. مورد مطالعه در این پژوهش یک دانش آموز پسر 8 ساله پایه سوم ابتدایی بود که به مرکز اختلالات اداره آموزش و پرورش ناحیه4 شهر تبریز مراجعه کرده بود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل؛ آزمون هوش وکسلر نسخه چهارم، آزمون ریاضیات ایران کی مت و مقیاس تسلط بر حل مسائل کلامی می باشد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان دهنده ی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره در بهبود حل مسائل کلامیِ ریاضی بود، که این مداخلات توانست به اندازه 53 درصد وضعیت آزمودنی را از خط پایه بهبود بخشد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب ریاضی می توانند با استفاده از آموزش مبتنی بر طرحواره مهارتهای حل مسائل کلامی را بخوبی یاد بگیرند.
تحلیل گفتمان فیلم میم مثل مادر با رویکرد لاکلا وموفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۱)
97 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف: سینما به بازنمایی واقعیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میپردازد. تحلیل گفتمان بارویکرد لاکلا وموفه نیز واقعیتهای زبانی را با توجه به مؤلفه هایی همچون ایدئولوژی، اجتماع، فرهنگ و سیاست بازنمایی میکند. بازنمایی معلولیت در رسانه از این حیث حائز اهمیت است که رسانه در ایجاد نگرش و تغییر نگرش به معلولیت نقش مهمی ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد عناصر اجتماعی معلولیت چگونه در فیلم میم مثل مادر تقویت یا بازتولید شده است و چه نظام معنایی پیرامون معلولیت در این فیلم شکل گرفته است. روش: فیلم میم مثل مادر در دوسطح متنی و نمایشی با ابزارهای مفهومی و روش شناختی لاکلا و موفه مورد بررسی قرار گرفت. سپس داده های کامل فیلم با استفاده از مولفه های گفتمانی مطرحشده در نظریه آنها مورد توصیف وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در این پژوهش به سه مفصل بندی و سه نظم گفتمانی دست یافته شد. مفصل بندی شخصیت مادر حول دال مرکزی مادران گی، شخصیت پدر حول دال مرکزی خودمحوری و شخصیت فرد معلول حول دال مرکزی آگاهی از ناتوانی است. نظم گفتمانی عقلانی، عاطفی، خشونت بار سه نظم گفتمان مسلط در این فیلم بوده است. بحث و نتیجه گیری: گفتمان عاطفی در این فیلم در مورد معلولیت برجسته سازی شده، نظم گفتمانی عقلا نیت طرد و نظم گفتمانی خشونت بار به حاشیه رانده شده است
شناسایی عوامل، ملاکها و نشانگرهای تدریس مبتنی بر سازنده گرایی: مروری منظم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
47 - 63
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شده که با روش "مرور نظام مند" عوامل، ملاکها و نشانگرهای تدریس مبتنی بر نظریه سازنده گرایی اجتماعی شناسایی شوند. برای انجام دادن این پژوهش، پایگاههای داده های اریک، ساینس دایرکت، الزویر، اس آی دی، نورمگز و مگیران جستجو شدند. نتایج حاصل از مرور منظم پیشینه پژوهشی به استخراج 5 عامل کلی، 11 ملاک و 91 نشانگر انجامید. برای اعتباربخشی الگو از نظرات خبر گان عرصه آموزش و خود بازبینی پژوهشگر بهره گیری شد. بر اساس عوامل استخراج شده چارچوب پیشنهادی در قالب مدلی ترسیم شد. مؤلفه های اصلی این مدل عبارت اند از: معلم به منزله تسهیلگر، دانش آموز خود تنظیم، محیطی ایمن، انعطاف پذیر و باز و اصلاح و پیشرفت جامعه که تدریس مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی بر اساس آنها شکل می گیرد. یافته ها نشان دادند که تأکید روش تدریس سازنده گرایی این است که ساخت دانش به عهده دانش آموزان باشد و معلم در نقش راهنما و تسهیل گر یادگیری انجام وظیفه کند. به کارگیری این روش، دانش آموزان را به یادگیرندگانی مسئولیت پذیر، خبره و مادام العمر تبدیل می سازد و در عملکرد دانش آموزان تأثیری قابل توجه دارد.
طراحی مدل توسعه ورزش مدارس: رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
175 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه ورزش مدارس بود که با طرح تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. گردآوری اطلاعات در دو بخش کیفی(تحلیل مضمون) و بخش کمی(مدل سازی معادله ساختاری) انجام شد. از همین رو ابتدا از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 17 متخصص و صاحب نظر داده های کیفی گردآوری شدند. پس از جمع آوری و تحلیل همزمان داده ها با استفاده از رویکرد براون و کلارک(2006) سه مضمون اصلی شناسایی شدند که عبارت اند از: عوامل مؤثر بر توسعه ورزش مدارس، راهکارهای توسعه ورزش مدارس و پیامدهای توسعه مدارس. بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسشنامه ای محقق ساخته تنظیم شد که پس از تعیین روایی و پایایی مقدماتی، در اختیار نمونه های بخش کمی قرار گرفت. 387 کارشناس و معلم تربیت بدنی شهر تهران پرسشنامه را تکمیل کردند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادله ساختاری(SEM) استفاده شد. نتایج مدل سازی معادله ساختاری، مدل طراحی شده را تأیید کرد به گونه ای که همه گزاره ها و مؤلفه های موجود در مدل طراحی شده، از برازشی مطلوب برخوردار بودند. در یک نتیجه گیری می توان بیان داشت که برای توسعه ورزش در مدارس باید عوامل مؤثر بر آن را به صورت همه جانبه و دستگاهی در نظر گرفت و به تناسب پیامدهای موردنیاز، راهکارهای توسعه ورزش در مدارس را مورد استفاده قرار داد.
ﺗﺄﺛیﺮآﻣﻮزش کﺎرآﻓﺮیﻨی ﺑﺮ ﻧیﺎز ﺑﺎزار کﺎر و ﺧﻮداﺷﺘﻐﺎﻟیﻣﻬﺎرت آﻣﻮزانﻣﺮاکﺰ آﻣﻮزش ﻓﻨی و ﺣﺮﻓﻪای ﺷﻬﺮ ﺷیﺮاز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر نیاز بازار کار و خوداشتغالی مهارت آموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهر شیراز انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش گرده آوری داده ها نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل مهارت آموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهر شیراز می باشد که از این بین 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه نیاز بازار کار اجتهادی و بهروزی (1385) و خواشتغالی دکر و کالو (2012) استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، آزمون لوین، تحلیل کوواریانس) با نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی بر نیاز بازار کار و خوداشتغالی مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. آموزش کارآفرینی بر نیازهای فنی، شناختی، شخصیتی، ارتباطی و مدیریتی مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. آموزش کارآفرینی بر توانایی تشخیص ایده ها، قصد خوداشتغالی، توانایی اداره کسب و کار، اختصاص وقت آزاد برای بررسی و برنامه ریزی کسب و کار مهارت آموزان تاثیر معناداری دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته ها می تواند راهکارهایی برای بهبود عملکرد سازمانی ارایه دهد و نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده مدیران، سیاستگزاران، کارآفرینان، مربیان و مهارت آموزان قرار گیرد.
بررسی عدالت تربیتی در اسناد بالادستی آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت یکی از مهم ترین محورهای حکمرانی در گام دوم انقلاب اسلامی است. اجرای عدالت امری فرایندی و دارای مؤلفه های مختلفی ازجمله تربیت انسان عدالت خواه است. از آنجایی که اساساً رسالت آموزش وپرورش تربیتی بوده، رویکرد عادلانه به تربیت مطابق با محور حکمرانی انقلاب اسلامی ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه عدالت در اسناد بالادستی آموزش وپرورش، با رویکرد کیفی و با روش تحلیل محتوا است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مفهوم عدالت در قالب عدل مهدوی، عدالت گستری جهانی، عدالت اخلاقی، آموزشی، توزیعی، اقتضایی و جنسیتی در محورهای مختلف اسناد به کاررفته، و عدالت تربیتی با رویکرد حقوقی مورد بررسی قرار گرفته، و زیرنظام های سند تحول، ارتباط معناداری با مفهوم عدالت در اهداف سند برقرار نکرده است. هرچند گرایش به عدالت امری فطری است؛ اما فهم، بینش و کنش عادلانه نیازمند آموزش و تربیت و نقشه راه اجرایی است. پیشنهاد شده است که سند تحول بنیادین با تمرکز بر تربیت انسان عدالت پرور مورد بازنگری قرار گیرد و برنامه جامع تربیتی در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری تدوین و عملیاتی گردد. اصل عدالت می تواند بر همه شئون نظام تعلیم وتربیت تأثیرگذار باشد و در فرایندهای آن نقش مهمی ایفا کند.
مقایسه تأثیر روش های بازی درمانی شناختی-رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت بر توجه انتخابی و حافظه فعال کودکان دیرآموز دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش های بازی درمانی شناختی - رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت بر توجه انتخابی و حافظه کاری کودکان دیرآموز دوره اول ابتدایی انجام شد. دیرآموزان آن دسته از دانش آموزانی به شمار می آیند که نسبت به همسالان خود توانایی شناختی کمتری دارند و می توانند با کمک های تحصیلی مناسب به سطوح تحصیلی خوبی برسند. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دیرآموز دوره اول ابتدایی شهرستان هندیجان در سال تحصیلی 1402-1403 است. نمونه آماری این پژوهش شامل 45 نفر از دانش آموزان دیرآموز پسر دوره اول ابتدایی است که به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (15) قرار گرفتند. گروه های آزمایش در 16 جلسه تحت بازی درمانی شناختی - رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت قرار گرفتند و گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، ماتریس پیشرونده ریون رنگی، آزمون حافظه کاری وکسلر، آزمون توجه انتخابی، مداخله های بازی درمانی شناختی - رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بازی درمانی شناختی - رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت بر حافظه کاری و توجه انتخابی در کودکان دیرآموز دوره اول ابتدایی تأثیر مثبت و معنی داری دارد (001/0 P <). همچنین، نتایج مقایسه دو روش مداخله نشان داد که میزان تأثیر آنها بر حافظه کاری و توجه انتخابی تفاوت معنی داری ندارد (05/0 P >). نتیجه گیری: بازی درمانی شناختی - رفتاری و آموزش مبتنی بر دقت باعث بهبود حافظه کاری و توجه انتخابی کودکان دیرآموز دوره اول ابتدایی شد. پیشنهاد می شود که این روش ها برای سایر کودکان نیز استفاده شود.
اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر حل مسئله دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۳)
۱۰۰-۹۱
حوزههای تخصصی:
هدف:دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی اغلب مشکلات عمده را در مهارت های حل مسئله نشان می دهند که پیامد های جدی برای عملکرد تحصیلی و اجتماعی آن ها دارد. لذا تلاش های رو به رشدی برای بهبود این مهارت صورت گرفته است و پژوهش حاضر نیز با هدف اثر بخشی آموزش هوش هیجانی بر حل مسئله دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی انجام شد. روش : پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم و پنجم ابتدایی مبتلا اختلال نقص توجه/بیش فعالی شهر تهران بودند و نمونه پژوهش حاضر از بین دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز مشاوره آوای رهایی و کسری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند، آزمودنی های گروه آزمایشی برنامه آموزش هوش هیجانی را به مدت 10 جلسه دریافت کردند و آزمودنی های گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. تمامی آزمودنی ها قبل و بعد از آموزش با استفاده از پرسشنامه حل مسئله هپنر و پترسون مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: پس از برگزاری جلسات آموزش هوش هیجانی، افزایش معناداری در نمره حل مسئله دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی مشاهده شد.نتیجه گیری: برنامه آموزش هوش هیجانی مداخله ای موثر برای بهبود مهارت حل مسئله در دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی است.
تدوین مدل ساختاری بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
۱۶۵-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
هدف: تولد یک کودک با کم توانی هوشی می تواند شرایط دشواری برای والدین و خانواده ایجاد کند، زیرا والدین به طور غیرمنتظره ای با یک معضل عاطفی مواجه می شوند که موجب افزایش ناراحتی و نگرانی آن ها می شود. این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی به روش مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه والدین دارای کودک با کم توانی هوشی هستند که از سازمان بهزیستی خدمات دریافت می کنند. حجم نمونه در پژوهش حاضر نیز با در نظر گرفتن احتمال اُفت نمونه ها 300 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری مورد استفاده نیز به صورت در دسترس بود. ابزارهای اندازه گیری داده ها شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی، مقیاس هسته ارزشیابی خود، پرسشنامه دلزدگی زناشویی بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی وجود دارد. نتیجه گیری: این یافته می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی و اجرای برنامه های جامع و حمایتی در زمینه روان شناسی عمل کند که با هدف تقویت هسته ارزشیابی خود و کاهش دلزدگی زناشویی، به بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی کمک کند. کلید واژه ها: بهزیستی روان شناختی، کم توانی هوشی، هسته ارزشیابی خود، دلزدگی زناشویی.
نگاهی راهبردی به برنامه درسی شیمی دوره متوسطه دوم: فاصله وضع مطلوب و موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۲۳۳-۲۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی برنامه درسی شیمی دوره متوسطه دوم ایران با رویکرد راهبردی بود. نوع پژوهش کاربردی و روش تحقیق، ترکیبی از نوع اکتشافی بوده است. جامعه پژوهش را در بخش کیفی، متخصصان برنامه درسی و اساتید آموزش شیمی ایران و در بخش کمی ، دبیران شیمی استان اصفهان تشکیل می دادند. برای نمونه گیری در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند استفاده شده و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری(12 نفر) ادامه یافته است. دربخش کمی، حجم نمونه مطابق جدول کرجسی و مورگان و فرمول کوکران 200 نفر تعیین شده است. ابزارگردآوری داده ها، در بخش کیفی سؤالات نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 0/89 برآورد شده است. تحلیل یافته های کیفی نشان داد که متخصصان برای سواد شیمی جنبه های گوناگون (دانش، نگرش، مهارت و زمینه های شغلی) قائل اند و از نظر آنان در برنامه درسی شیمی باید به تفسیر علمی پدیده ها و پرورش مهارتها در زمینه های شغلی توجه بیشتری شود. بر اساس یافته های کمی بالاترین میانگین پاسخها (3/32) مربوط به حیطه اهداف و پایین ترین مقدار(2/83) مربوط به حیطه محتوا بود. میزان تحقق برنامه درسی شیمی دوره متوسطه دوم در حیطه اهداف، بیشتر از سطح متوسط است و در پاره ای از گویه ها در حد زیاد مورد توجه دبیران بوده است. در نهایت اینکه سازماندهی محتوا و روشهای تدریس و ارزشیابی در برنامه درسی شیمی دوره متوسطه دوم باید وضعیتی مناسب تر پیدا کنند.