فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
۱۱۸-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز tDCS بر حافظه کاری و سطح خواندن دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خواندن می باشد. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی با ناتوانی یادگیری خواندن شهرستان سیرجان در سال تحصیلی 96-95 بوده که از این تعداد 20 نفر شامل 6 پسر و 14 دختر در پایه تحصیلی اول و دوم بصورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. تمامی آزمودنی ها در دو گروه 10نفره آزمایش و شم، به مدت 10جلسه و هر جلسه به مدت20 دقیقه، الکترود آند بر روی ناحیهDLPFC و الکترود کاتد برروی شانه سمت مخالف قرار گرفت، بمنظور بررسی اثر تحریک الکتریکی، گروه آزمایش در معرض تحریک قرار گرفت . یافته ها: تمامی آزمودنی ها در پیش از اعمال مداخله و پس از مداخله به وسیله آزمون های نرم افزاریback N- و آزمون نارساخوانی نما مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغییره و چند متغییره نشان داد که اعمال tDCS موجب بهبودی حافظه کاری و سطح خواندن دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خواندن می شود. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده حاکی از این است که پروتکل اعمال tDCS سبب افزایش تحریک پذیری قشری شبک ه ای از نواحی مغزی که در کارکردهای اجرایی نقش مهمی ایفا می کنند، می شود و قابلیت های بالقوه ای را در بهبود و توانبخشی کودکان با ناتوانی یادگیری خواندن دارا می باشد.
Enhancing Emotion Regulation and Critical Thinking in Hearing-Impaired Individuals through Sensory Integration Therapy: A Randomized Controlled Trial
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۱ No. ۱ (۲۰۲۳) : Serial Number ۱
22-31
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the effectiveness of Sensory Integration Therapy (SIT) in improving emotion regulation and critical thinking skills in individuals with hearing impairments. A randomized controlled trial was conducted with 30 participants (15 in the intervention group receiving SIT and 15 in the control group). The intervention consisted of ten 75-minute SIT sessions over a two-month period. Emotion regulation and critical thinking were measured at three time points: pre-intervention, post-intervention, and two-month follow-up, using the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS) and Watson-Glaser Critical Thinking Appraisal (WGCTA), respectively. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests. Significant improvements in emotion regulation were observed in the intervention group from pre-intervention (M = 95.45, SD = 12.78) to post-intervention (M = 81.32, SD = 11.45), and maintained at follow-up (M = 82.67, SD = 12.01). The control group showed no significant changes. For critical thinking, the intervention group’s scores increased significantly from pre-intervention (M = 28.67, SD = 5.23) to post-intervention (M = 36.78, SD = 4.89), and remained high at follow-up (M = 35.54, SD = 4.67). The control group’s scores did not change significantly. ANOVA results indicated significant main effects for time and group for both variables (p < .001), with significant interaction effects (p < .001). Sensory Integration Therapy significantly improves emotion regulation and critical thinking in individuals with hearing impairments, with effects sustained over a two-month follow-up. These findings support the use of SIT as an effective intervention for enhancing cognitive and emotional skills in this population.
The Impact of Fear of Negative Evaluation and Social Competence on Moral Reasoning in Individuals with ADHD
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۱ No. ۲ (۲۰۲۳) : Serial Number ۲
27-34
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the relationships between moral reasoning, fear of negative evaluation, and social competence in individuals with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD). By examining these variables, the study sought to identify key predictors of moral reasoning in this population. A cross-sectional design was employed, involving 364 participants with ADHD, recruited from clinical settings. Participants completed self-report measures, including the Defining Issues Test (DIT) for moral reasoning, the Fear of Negative Evaluation Scale (FNE), and the Social Skills Rating System (SSRS) for social competence. Data analysis was conducted using SPSS-27, with Pearson correlation and multiple linear regression analyses to examine the relationships between the variables. Descriptive statistics revealed mean scores of 38.47 (SD = 7.53) for moral reasoning, 49.28 (SD = 10.34) for fear of negative evaluation, and 75.82 (SD = 12.45) for social competence. Pearson correlation showed a significant negative relationship between fear of negative evaluation and moral reasoning (r = -.42, p < .001), and a significant positive relationship between social competence and moral reasoning (r = .38, p < .001). Multiple linear regression analysis indicated that fear of negative evaluation and social competence together accounted for 34% of the variance in moral reasoning (R² = .34, p < .001). The findings suggest that both fear of negative evaluation and social competence are significant predictors of moral reasoning in individuals with ADHD. Enhancing social skills and reducing social anxiety may positively impact moral reasoning. These insights underscore the importance of targeted interventions to support the social and moral development of individuals with ADHD.
The Impact of Emotional Maturity and Social Problem-Solving Abilities on Neurobehavioral Outcomes in Autistic Adolescents
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۱ No. ۳ (۲۰۲۳) : Serial Number ۳
35-41
حوزههای تخصصی:
This study aims to investigate the predictive value of emotional maturity and problem-solving skills on neurobehavioral functioning in adolescents with autism. A cross-sectional design was employed, involving 282 adolescents aged 12-18 diagnosed with autism spectrum disorder (ASD). Participants were assessed using the Behavior Assessment System for Children, Second Edition (BASC-2) for neurobehavioral functioning, the Emotional Maturity Scale (EMS), and the Social Problem-Solving Inventory-Revised (SPSI-R). Pearson correlation analysis and linear regression were conducted using SPSS version 27 to examine the relationships and predictive power of emotional maturity and problem-solving skills on neurobehavioral functioning. Descriptive statistics revealed mean scores of 78.54 (SD = 10.37) for neurobehavioral functioning, 84.29 (SD = 12.51) for emotional maturity, and 81.75 (SD = 11.68) for problem-solving skills. Pearson correlation showed significant positive correlations between neurobehavioral functioning and emotional maturity (r = 0.45, p = 0.001), and problem-solving skills (r = 0.38, p = 0.005). Regression analysis indicated that emotional maturity (B = 0.32, p = 0.001) and problem-solving skills (B = 0.29, p = 0.005) significantly predicted neurobehavioral functioning, explaining 27% of the variance (R² = 0.27). The study demonstrates that higher levels of emotional maturity and problem-solving skills are associated with better neurobehavioral functioning in adolescents with autism. These findings underscore the importance of incorporating emotional and cognitive skill development in interventions to enhance neurobehavioral outcomes for this population. Future research should adopt longitudinal designs to explore these relationships over time and include diverse populations for broader applicability.
سنتز پژوهی برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی دانش آموزان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۸۷)
۱۳۰-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، مطالعه نظام مند برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی دانش آموزان با اختلال طیف اتیسم است. در این پژوهش، یک برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی از تمام جهت ها بررسی شده است. روش: رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد فرا ترکیب می باشد. برای یافتن ویژگی ها و مؤلفه های برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه مورد مطالعه پژوهش های انجام شده از پژوهش های 15 سال گذشته است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام شده و حدود 31 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مد نظر به صورت هدفمند انتخاب، کد گذاری و طبقه بندی شدند و پس از آن الگوها، پایه های نظری و مضامین اصلی نیز استخراج شدند. یافته ها: با استفاده از تحلیل محتوا چهار بعد شناسایی شد که شامل دوازده زیر طبقه به شکل بعد رویکردهای برنامه درسی در چهار زیر طبقه، بعد اهداف برنامه درسی در سه زیر طبقه، بعد محتوای برنامه درسی در سه زیر طبقه، بعد فرایند یاددهی- یادگیری در سه زیر طبقه، بعد ارزشیابی در برنامه درسی در سه زیر طبقه می باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، می توان چنین نتیجه گرفت که برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی اجتماعی در دانش آموزان با اختلال طیف اتیسم مؤثر است.
بررسی تطبیقی قانون آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه در آمریکا و ایران و رویه اجرایی آن: با تاکید بر ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
247 - 282
حوزههای تخصصی:
شرایط زمینه ای در هر کشور ایجاب می کند که تاریخچه منحصربه فردی از آموزش های ویژه داشته باشند و این امر منجر به سیستم های آموزشی و خدمات متفاوت برای دانش آموزان با نیازهای ویژه شده است. پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی قانون آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه در آمریکا و ایران بود که با تأکید بر حیطه ناتوانی های یادگیری و رویه اجرای آن، نقاط قوت و ضعف آن را تشریح نمود. روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع تحلیل اسنادی بود که جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از طریق جستجوی گسترده در پایگاه های علمی معتبر و گزارش ها و اسناد دولتی منتشرشده، انجام گرفت. قوانین آموزش ویژه در آمریکا (تا سال 2022 م) و ایران (تا سال 1402 ش) با تطبیق و مقایسه روند تغییرات و چگونگی اجرای آن در زمینه ناتوانی های یادگیری موردتوجه بود. وجود برنامه های آموزش فردی، ضمانت اجرایی، حق تصمیم گیری والدین و دانش آموزان در امور آموزشی از برجستگی های قانون آموزش ویژه در آمریکا است ولی به توسعه طرح های پژوهشی و انجام پژوهش های علمی در قانون ایران تأکید بیشتری شده است. در بررسی رویه اجرایی قوانین و توجه به دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری، در ایران فقط حمایت ها در دوره ابتدایی صورت می گیرد درحالی که در آمریکا تا پایان تحصیلات دانشگاهی این حمایت ها وجود دارد. همچنین شناسایی و ارزیابی دانش آموزان دارای معلولیت نیز در آمریکا با دقت بیشتری انجام می شود. دستیابی به اهداف قانون حقوق افراد با نیازهای ویژه، نه تنها نیازمند تکمیل و تصویب قانون است، بلکه درگرو اجرای صحیح قوانین و اصلاح ساختارها نیز هست.
اثربخشی آموزش مبتنی بر مدل انگیزش خواندن بر میزان کارکردهای اجرایی و عملکرد خواندن دانش آموزان دارای مشکلات خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر مدلانگیزش خواندن بر کارکردهای اجرایی و عملکرد خواندن در دانش آ ّموزان دارای مشکلات خواندن بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان (دختر و پسر) پایه های چهارم و پنجم دوره ابتدایی دارای مشکلات خواندن شهر الیگودرز بود که در سال تحصیلی 1398-1399 مشغول به تحصیل بودند که از میان آنها به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به عنوان حجم نمونه و به روش تصادفی انتخاب شد. ابزار استفاده شده در پژوهش شامل کارکردهای اجرایی کولیج و همکاران (2002) و آزمون خواندن و نارساخوانی (نما) کرمی نوری و مرادی (1384) بود. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر مدل انگیزش خواندن باعث افزایش کارکردهای اجرایی و عملکرد خواندن در دانش آموزان دارای مشکلات خواندن شد (001/0>P). بحث نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت از آن جایی که خواندن یکی از مهارت های اصلی است، شناسایی دانش آموزان پایه های پایین تر دوره ابتدایی که مشکل خواندن دارند، برای حل مشکل آنها بسیار ضروری است.
ارزیابی مدل علی شیوه های فرزندپروری و صفات سنگدلی-بی رحمی در نوجوانان با اختلال سلوک: نقش میانجیگری کارکردهای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
27 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی پیشایند ها و پیامد های کارکرد های اجرایی در نوجوانان با اختلال سلوک، در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، از نوع توصیفی و طرح همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر متوسطه اول مشغول به تحصیل استان قم در سال 1400 بودند. از این جامعه، 451 نفر که با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی (4SCI-) کودکان با اختلال سلوک تشخیص داده شده و حاضر به همکاری بودند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شیوه فرزندپروری، کارکرد های اجرایی و صفات سنگدلی-بی رحمی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که بین متغیرهای پژوهش همبستگی معنا داری در سطح p <05/0 و p < 01/0 وجود داشت. در ادامه، نتایج تحلیل مسیر حاکی از معنا داری نقش واسطه ای کارکرد های اجرایی در رابطه میان شیوه های فرزندپروری و صفات سنگدلی-بی رحمی بود. به طورکلی، کارکرد های اجرایی و شیوه های فرزندپروری دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی صفات سنگدلی-بی رحمی هستند.
سنجش انطباق کتب فارسی پایه اول ابتدایی دوره های تلفیقی با نیازها و قابلیت های دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی میزان انطباق محتوای کتب فارسی پایه اول دبستان در دوره های تلفیقی با نیازها و قابلیت های دانش آموزان با آسیب شنوایی انجام شده است. این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و راهبردهای روش تحلیل محتوا انجام شده است و سپس با استفاده از روش تحلیل تفسیری موردنظر گال و همکارانش، نقاط قوت و ضعف محتوای کتاب های مذکور مشخص گردید. به جهت سنجش اعتبار یافته های به دست آمده از روش های موردنظر گوبا و لینکن، استفاده شده است. یافته های تحقیق مؤید این مطلب است که محتوای کتاب های فارسی و مهارت های نوشتن سال تحصیلی 1400-1399 در پایه اول دبستان نمی تواند نیازهای دانش آموزان با آسیب شنوایی را در «قابلیت های پایه هیجان کارکردی» موردنظر رویکرد تحولی رشد یکپارچه به ویژه «خلق و بازنمایی ایده ها» مرتفع نماید. از تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده می توان نتیجه گرفت تسلط فرد به قابلیت «خلق و بازنمایی ایده ها» موجب اصلاح گفتار و توسعه خزانه لغت فرد و درنتیجه تقویت سواد خواندن و نوشتن افراد با آسیبِ شنوایی می شود و ازآنجایی که قابلیت یادشده مبنایی برای یادگیری سایر علوم است، لذا ضعف در قابلیت «خلق و بازنمایی ایده ها» می تواند تهدیدی برای افراد جامعه هدف محسوب گردد و در تحصیل، آنان را در چرخه شکست قرار دهد.
تأثیر آموزش خودتنظیمی شناختی هیجانی بر خودکارآمدی و نارسایی هیجانی دانش آموزان با اختلال ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش خودتنظیمی شناختی هیجانی بر خودکارآمدی و نارسایی هیجانی دانش آموزان با اختلال ناتوانی یادگیری انجام شد. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان نارساخوان پایه ششم مقطع ابتدایی مراجعه کنند به مراکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش استان تهران در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. از بین آنها، نمونه ای به حجم 30 دانش آموز (13 دانش آموز پسر و 17 دانش آموز دختر) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارش شدند. برنامه آموزشی خودتنظیمی شناختی هیجانی در 8 جلسه 90 دقیقه ای (2 جلسه در هر هفته) بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های خودکارآمدی شوارزر و جروسالم و نارسایی هیجانی بگبی و همکاران استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغبره استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معنادرای در بین نمرات خودکارآمدی و نارسایی هیجانی دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که آموزش خودتنظیمی شناختی هیجانی بر افزایش خودکارآمدی و بهبود نارسایی هیجانی دانش آموزان با اختلال ناتوانی یادگیری تأثیر دارد.
ذهن آ گاهی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی نوعی اختلال عصبی تحولی است که بر جنبه های مختلف زندگی تأثیر می گذارد. کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در حافظه کاری، بازداری پاسخ، توجه و مهارت های اجتماعی دچار مشکل هستند. این کنش ها به کودک اجازه می دهد تا رفتار خود را بازبینی کند و مطابق آن تغییر دهد. هدف پژوهش حاضر، مروری بر پژوهش های انجام گرفته درمورد تأثیر ذهن آ گاهی درکودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. مواد و روش ها: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری نظام مند انجام گرفت. روش شناسی آن نیز مبتنی بر گردآوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی پژوهشی مرتبط با ذهن آ گاهی، اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در بین سال های 2020 - 2010 میلادی برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی Eric ، Ebsco ، Google Scholar، Scopus Science Direct ، PubMed ، با کلید واژه های ذهن آ گاهی، کودکان، اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. در جست و جوی اولیه 98 مقاله انتخاب شدند و در ادامه 12 مقاله که عنوان آنها ذهن آ گاهی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود، انتخاب شدند. از بین آنها 80 مقاله به دلیل عدم تناسب با موضوع، 5 مقاله به علت قدیمی بودن و 1 مقاله به علت تکراری بودن در چند پایگاه اطلاعاتی حذف گردید و نهایتاً 12 مقاله انتخاب شد. یافته ها: نتایج نشان داد که این درمان در کاهش علائم اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی مناسب است. همچنین ذهن آ گاهی باعث بهبود کارکردهای اجرایی، توجه، هیجانات، فراشناخت و خودتنظیمی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی می شود. نتیجه گیری: با بررسی مطالعات انجام گرفته می توان نتیجه گرفت که ذهن آ گاهی یکی از درمان های مکمل برای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است و قادر خواهد بود حیطه هایی که کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در آنها نقص دارند، از جمله کارکردهای اجرایی، تمرکز، توجه و کنترل تکانه را بهبود ببخشد.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزشی مبتنی بر یادگیری مشارکتی در محیط بازی رایانه ای برای دانش آموزان درخودمانده با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی آموزشی در محیط بازی رایانه ای برای دانش آموزان درخودمانده با عملکرد بالا است. در جهت رسیدن به این هدف از روش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. به این صورت که برای بررسی وضعیت موجود و شناسایی عناصر و مؤلفه های الگوی پیشنهادی از روش تحقیق کیفی و بکارگیری روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده گردید و برای اعتباریابی درونی الگو از روش توصیفی نظرسنجی استفاده شد. جامعه آماری برای طراحی الگوی آموزشی شامل تمام مقالات، کتب و پایان نامه های مرتبط از سال 1994 تا 2020 بود. نمونه آماری برای تعیین اجزاء الگو شامل تعداد 54 مقاله، 22 کتاب و 7 پایان نامه می شد که بطور هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه آماری برای اعتبارسنجی الگو شامل متخصصان حوزه تکنولوژی آموزشی، روانشناسی و آموزش کودکان استثنائی و روانشناسی تربیتی بود. 21 متخصص به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته 9 سؤالی بود که در مقیاس لیکرت طراحی و تدوین شد. روایی محتوایی پرسشنامه با محاسبه دو شاخص نسبت روایی محتوا(CVR) و شاخص روایی محتوا(CVI) و اعتبار آن با آلفای کرونباخ 92/. مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به تجزیه و تحلیل محتوای استقرایی، 7 مؤلفه اصلی بدست آمد. همچنین 25 زیرمؤلفه برای مؤلفه های اصلی استخراج شدند. ابتدا یک الگوی مفهومی طراحی شد و سپس الگوی روندی ارائه گردید. یافته های اعتبار درونی از نظر متخصصان نشان داد که الگوهای مفهومی و روندی، اعتبار درونی بالایی دارند. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگوها به عنوان استراتژی های نوآورانه برای دانش آموزان درخودمانده با عملکرد بالا استفاده شود.
اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی بوده که عموماً در اوایل دوره ی رشد شروع می شود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ ساله ی با اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به مرا کز آموزشی و بالینی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 99 - 98 بود. از بین جامعه ی آماری، 40 دانش آموز پسر با اختلال یادگیری خاص که افراد داوطلب واجد شرایط بودند، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی ) 20 نفر ( و گواه ) 20 نفر ( جا گماری شدند. گروه آزمایشی به مدت 1۲ جلسه ۷۵ دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر، مقیاس خودتنظیمی تحصیلی کارل ما گنو و آموزش هوش موفق استرنبرگ استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش موفق بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی آزمودنی ها تأثیر معناداری دارد ) 005 / .)P<0 نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد، از جمله روش های اثربخش در جهت افزایش انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص، آموزش مبتنی بر هوش موفق است.
تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری بر عملکرد حل مسأله های کلامی ریاضی دانش آموزان دختر کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای این پژوهش تعیین تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری بر ارتقاء عملکرد حل مسأله های کلامی ریاضی دانش آموزان کم توان ذهنی پایه ششم دوره ابتدایی شهر تهران بود. روش: برای اجرای پژوهش از شیوه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، نمونه ای با حجم 40 نفر طبق فرمول کوکران انتخاب شد. به منظور سنجش عملکرد دانش آموزان درحل مساله های کلامی ریاضی، در دو مرحله پیش از آموزش و پس از آموزش، از آزمون محقق ساخته حل مسأله های کلامی ریاضی استفاده شد. آموزش راهبردهای یادگیری به گروه آزمایشی، با استفاده از روش آموزش شناختی و به شیوه هدایت گام به گام صورت گرفت و گروه گواه از روش مرسوم آموزش استفاده کرد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون t همبسته) استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد میانگین نمرات عملکرد حل مسأله های کلامی ریاضی دانش آموزانی که آموزش راهبردهای یادگیری را دریافت کرده اند به طور معنی دار بالاتر از میانگین نمرات عملکرد حل مسأله کلامی ریاضی دانش آموزانی است که آموزش راهبردهای یادگیری را دریافت نکرده اند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده بنظر می رسد آموزش راهبردهای یادگیری به دانش آموزان کم توان ذهنی، سبب افزایش عملکرد آنها در حل مسأله های کلامی ریاضی شده است. از سوی دیگر بررسی داده های مرحله پیگیری نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری به دانش آموزان گروه آزمایشی در طول زمان از پایداری و دوام مناسبی برخوردار بوده است.
اثربخشی ورزش های گروهی هوازی مبتنی بر نظریه یکپارچگی حسی بر مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله های مبتنی بر ورزش های گروهی هوازی مبتنی بر نظریه یکپارچگی حسی بر مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان با نشانگان داون بود. روش: پژوهش حاضر با طرح پژوهشی نیمه آزمایشی به همراه پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. نمونه پژوهش ۳۰ کودک با نشانگان داون در بازه سنی ۸ تا ۱۰ سال بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. برای ارزیابی و سنجش از آزمون های پوردو پگبورد و آزمون رشد حرکتی لینکلن اوزروتسکی استفاده شد. بعد از اجرای پیش آزمون، کودکان گروه آزمایش به مدت ۶ هفته و در هر هفته ۲ جلسه (۱۲جلسه) تحت مداخله های مبتنی بر ورزش های هوازی تقویت کننده یکپارچگی حسی قرار گرفتند و فعالیت های بازی گونه مورد نظر را آموزش دیده و به کمک درمانگر و والدین تمرین کردند. یافته ها: هر دو گروه با پس آزمون سنجیده شده و نتایج به دست آمده به روش آماری تحلیل کوواریانس یک متغیره بررسی شدند که پیشرفت معناداری را در هر دو مهارت های حرکتی ظریف (p<0/01، F=12/98) و درشت (p<0/01، F=21/71) و همچنین تلفیق این دو مهارت (p<0/01، F=20/9) در گروه آزمایش نشان داد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان بیان کرد که استفاده از مداخله های مبتنی بر ورزش های گروهی هوازی تقویت کننده یکپارچگی حسی در قالب بازی ها تأثیر مثبت به سزایی بر بهبود مهارت های حرکتی درشت و ظریف کودکان با نشانگان داون خواهد داشت.
مقایسه اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر بهبود توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر بهبود توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز انجام شد. روش: روش پژوهش، آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. 30 نوآموز دیرآموز به شیوه نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه های آزمایش 20 جلسه 90 دقیقه ای در یک ماه آموزش دیدند. داده های به دست آمده از آزمون های مهارت های پیش نیاز خواندن، ریاضی و نوشتن با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر مؤلفه های توانایی تحصیلی (مهارت های پیش نیاز خواندن، نوشتن و ریاضی) تأثیر داشته است و با توجه به مجذور اتا می توان بیان کرد که 51 درصد از تغیرات ناشی از تأثیر مداخله ها است. نتایج آزمون توکی نیز نشان داد که مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده در مؤلفه های توانایی تحصیلی با گروه کنترل تفاوت معنادار داشتند. بعلاوه در مهارت های پیش نیاز خواندن مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده اثربخشی بیشتری داشته است. اما مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده در مهارت های پیش نیاز ریاضی و نوشتن، اثربخشی متفاوتی با هم نداشتند. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش در مجموع اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر بهبود توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز را تأیید کرد.
بررسی مشکلات خواندن در دانش آموزان آسیب دیده شنوایی: مروری نظا م دار بر مطالعات گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با جمع آوری مطالعات در مورد ویژگی دانش آموزان آسیب دیده شنوایی دارای مشکلات خواندن انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع بنیادی است که به تحلیل کمی و کیفی پژوه شهای گذشته م یپردازد. با توجه به هدف پژوهش، از روش نظا مدار استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه پژوه شهای داخلی و خارجی بود که با استفاده از کلیدواژ ههای دان شآموزان آسی بدید ه شنوایی و مشکلات خواندن در پایگا ههای اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، گوگل، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور ایران و در پایگا ههای اطلاعاتی خارجی مگیران، ساینس دایرکت، اسپرینگ، ایرانداک و گوگل اسکلر مورد جستجو قرار گرفت. با استفاده از روش نمون هگیری هدفمند، 72 پژوهش یافت شد که درنهایت 26 مقاله که منطبق با هدف پژوهش و ملا کهای انتخاب و یافت ههای پژوهش بودند، استخراج شدند که در این بین، 10 مقاله ) 38 درصد( به مقایسه درک خواندن در افراد ک مشنوا با افراد عادی، 5 مقاله ) 19 درصد( به بررسی سب بشناسی و میزان شیوع اختلال، 3 مقاله ) 11 درصد( به بررسی استفاده و عدم استفاده از وسایل کمک توا نبخشی و آموزشی در یادگیری خواندن دان شآموزان آسی بدیده شنوایی، 2 مقاله ) 7 درصد( به مقایسه درک و یادگیری خواندن دان شآموزان ک مشنوای تلفیقی و غیر تلفیقی، 6 مقاله ) 23 درصد( به بررسی تأثیر آموزش در درک خواندن دان شآموزان ک مشنوا در بازه زمانی سا لهای 2003 تا 2023 پرداخته بودند. در پژوهش حاضر و با مرور پژوه شهای منتشرشده در زمینه مشکلات خواندن در دان شآموزان آسی بدیده شنوایی ب هدنبال یافتن پاسخ به 5 پرسش اساسی بودیم. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان آسیب دیده شنوایی در مهارت خواندن نقص چشمگیری دارند. افت شنوایی بر سطوح مختلف درک خواندن اثر منفی می گذارد و دانش آموزان آسیب دیده شنوایی در مقایسه با دانش آموزان شنوا واژه های کمتری نمی دانستند، بلکه درکاربست آنها در واژه ها در بافت جمله و در فهم جمله ضعیف تر بودند. آسیب شنوایی، مهارت یادگیری از جمله خواندن را تحت الشعاع قرار می دهد. به منظور کاهش در شکاف تحصیلی دانش آموزان کم شنوا، پیشنهاد می شود مداخلات زودهنگام و ارائه ی روش های بهبوددهنده در راستای تقویت خواندن انجام شود.
اثربخشی برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی بر رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی بر رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین مراکز نگهداری و توان بخشی شهر کرج در سال تحصیلی 1399 بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. حجم نمونه 12 کودک با اختلال اتیسم عملکرد پایین از مرکز کهریزک بودند که با روشنمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل به شیوه تصادفی گمارش شدند. پس از آن گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 40 دقیقه ای برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی را دریافت کردند و گروه کنترل در انتظار آموزش مانند و جهت رعایت اخلاق پژوهش بعد از اتمام پژوهش، گروه کنترل نیز آموزش دریافت نمود. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یک راهه ( ANCOVA ) استفاده شد. یافته ها نشان داد که برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی موجب کاهش رفتارهای چالشی گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان از برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی به منظور کاهش رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین به عنوان یک روش مداخله ای مفید بهره برد.
تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 26 کودک مبتلا به اختلال زبانی از دانش آموزان کلاس اول تا سوم ابتدایی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران به عنوان نمونه در پژوهش حاضر شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون عملکرد مداوم و توجه انتخابی گرفته شد و سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در 5 جلسه پی در پی تحت مداخله تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز قرار گرفتند. مدت زمان تحریک در هر جلسه 20 دقیقه و شدت تحریک نیز 2 میلی آمپر در نظر گرفته شد. پس از اتمام مداخله، مرحله پس آزمون انجام شد و از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر توجه انتخابی (001/0=p ،20/50=f) و عملکرد مداوم (001/0=p ،80/34=f) تفاوت معنادار وجود دارد که با توجه به تفاوت میانگین ها، عملکرد گروه آزمایش بهتر از گروه کنترل است. نتیجه گیری: می توان گفت که رویکرد مداخله ای tDCS در 5 جلسه می تواند موجب بهبود توجه انتخابی و عملکرد مداوم در کودکان با اختلال یادگیری شود.
بررسی تحول شناختی و هوشی افراد سندرم داون بر اساس آزمون استانفورد بینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان نشانگان داون دارای تاخیرات در زمینه های حرکتی، زبان، خود حمایت گری، رشد شناختی و اجتماعی هستند. دانستن فنوتیپ شناختی و رفتاری افراد نشانگان داون به ما درباره ماهیت عصب روانشناختی افراد نشانگان داون آگاهی می دهد. در نهایت به درمان، آموزش و توانبخشی و ارائه مداخله به این کودکان کمک می کند تا رشد شناختی این گروه از افراد افزایش یابد. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی پروفایل شناختی دانش آموزان نشانگان داون در مقایسه با دانش آموزان عادی انجام شد و همچنین تحول پروفایل شناختی این گروه در مقایسه با دانش آموزان عادی پرداخته است. به این منظور 100 دانش آموز نشانگان داون و عادی در گروه سنی 14-6 ساله از مدارس استثنائی و عادی به طور تصادفی انتخاب شدند. در نهایت گروه های سنی دانش آموزان نشانگان داون و دانش آموزان با رشد عادی به 3 گروه 8-6 سال، 11-9 سال، 14-12 سال طبقه بندی شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، آزمون هوش استانفورد بینه نسخه پنجم است. نتایج تحلیل آماری این پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی بیانگر این است که در افراد دارای سندرم داون در مقایسه با کودکان عادی، در مقیاس های استدلال سیال غیرکلامی، دانش غیرکلامی و حافظه فعال با افزایش سن کاهش صورت می گیرد. در صورتی که در باقی زیر مقیاس ها تغییرات معنی داری در پروفایل شناختی دیده نشد. گرچه گروه نشانگان داون نیز مانند گروه افراد دارای رشد عادی، با افزایش سن تغییراتی در رشد کلی هوش کلامی و غیرکلامی و هوشبهر کلی نداشتند.