فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۶۰۳ مورد.
منبع:
عصب روانشناسی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۲۳)
27 - 42
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توانبخشی مبتنی بر رایانه و بررسی اثربخشی آن بر حافظه فعال، توجه و بازداری پاسخ در کودکان با ضعف کارکردهای اجرایی انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه انتظار بوده است. جامعه آماری شامل۲۳ کودک واجد شرایط، به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و انتظار قرار گرفتند. در همین راستا، در گام نخست به شناسایی نیازها و مولفه های برنامه توانبخشی شناختی به مطالعه و مرور نظامدار پژوهش های موجود پرداخته و در نهایت براساس مبانی نظری و پژوهشی موجود، اقدام به طراحی یک برنامه توانبخشی شناختی رایانه ای گردید. به منظور بررسی نشانه های ضعف کارکردهای اجرایی از پرسشنامه درجه بندی رفتاری و کارکردهای اجرایی(بریف-فرم والد)، جهت سنجش حافظه فعال برای کودکان از آزمون(حافبک) و برای سنجش توجه دیداری، شنیداری و بازداری پاسخ(IVA-2) استفاده گردید. دانش آموزان به مدت 18 جلسه(45 دقیقه) تحت مداخله قرار گرفتند و گروه انتظار هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده های حاصل از این پژوهش با روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل داده ها پس از حذف اثر پیش آزمون حاکی از اثربخشی برنامه توانبخشی رایانه ای بر عملکرد حافظه فعال، توجه و توجه مستمر بوده است(۰۵/۰p≤). با این وجود نتایج تحلیل کواریانس تفاوت معناداری را در آزمون بازداری پاسخ نشان نداده است(۰۵/۰p≤). نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که توانبخشی شناختی رایانه ای به عنوان یک روش مکمل درمانی در کنار سایر درمان ها، در مداخلات مرسوم جهت ارتقاء کارکردهای اجرایی مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه اثربخشی تمرین تکالیف دوگانه شناختی- حرکتی بر حافظه فضایی بیماران ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۱)
17 - 30
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(ام اس) اختلال در حافظه است. با وجود تأیید تأثیر تمرینات تکالیف دوگانه شناختی حرکتی بر عملکرد شناختی بیماران ام اس، تاکنون، پژوهش های اندکی در این زمینه صورت گرفته است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بهبود حافظه فضایی بیماران ام اس در نتیجه تمرینات تکالیف دوگانه بود. روش: طرح تحقیق از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه های تصادفی، روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و به لحاظ هدف کاربردی بود. در اجرا، 30 زن مبتلا به ام اس(20-60 ساله)عضو انجمن ام اس استان تهران، به صورت داوطلبانه و با کسب رضایت نامه آگاهانه به عنوان شرکت کننده به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرارگرفتند و پیش آزمون حافظه فضایی از طریق دستگاه حافظه فضایی مدلLM-01 از آنان گرفته شد. سپس شرکت کنندگان به مدت هشت هفته که هر هفته شامل دو جلسه 45 تا 60 دقیقه ای بود به انجام تمرینات تکالیف دوگانه پرداختند. با اتمام تمرینات پس آزمون گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب و تی همبسته و مستقل در سطح معنی داری 05/0≥ p انجام شد. یافته ها: نتایجنشان داد که تمرینات تکالیف دوگانه موجب بهبود معنی دار حافظه فضایی)04/0= p ) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد . نتیجه گیری: تمرین تکالیف دوگانه شناختی- حرکتی موجب فعالیت بیشتر مغز می شود و می توان آن را روشی مناسب برای ارتقای توانایی های شناختی مانند حافظه فضایی در نظر گرفت.
تأثیر آموزش حافظه فعال بر برنامه ریزی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص (نارساخوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
101 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش حافظه فعال بر برنامه ریزی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری نارساخوان صورت گرفت. روش: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل 380 دانش آموز با اختلال یادگیری خواندن پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدایی ارجاع داده شده از سوی مدارس به مرکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش بوشهر بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس، 62 نفر که ویژگی های لازم از نظر ملاک های ورود را داشتند فهرست و سپس ۴۰ دانش آموز پس از تشخیص اختلال یادگیری خواندن، انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در هر گروه ۲۰ نفر گمارش شدند. ابزارهای سنجش شامل چک لیست نشانگان نارساخوانی، مصاحبه بالینی ساختاریافته، مقیاس هوش تجدیدنظر شده وکسلر کودکان، آزمون برج لندن و آزمون ویسکانسین بود. گروه آزمایش تحت آموزش حافظه فعال، طی ۱۸ جلسه ۴۵ دقیقه ای قرار گرفت و گروه گواه، هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش حافظه فعال بر برنامه ریزی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان نارساخوان اثر داشته(۰۰۱/0˂ P) و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند(۰۰۱/0˂ P). نتیجه گیری: در مجموع می توان بیان کرد که از آموزش حافظه کاری می توان به عنوان مداخله کاربردی و موثر به خصوص برای بهبود برنامه ریزی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان نارساخوان استفاده گردد.
ساخت و رواسازی آزمون عصب - روان شناختی تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی برای کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
9 - 36
حوزههای تخصصی:
مقدمه : نقص ودشواری درکارکردهای عصب-روان شناختی ، مهمترین مولفه درنشانگان اختلال های یادگیری غیرکلامی است.هدف پژوهش حاضر،ساخت،اعتباریابی و رواسازی آزمون عصب-روان شناختی تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی بود. روش:روش پژوهش توصیفی – پیمایشی است.جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره ابتدایی شهرستان های استان البرزاست که درسال تحصیلی 97-1396مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه شامل 480 دانش آموز پایه اول تا ششم ابتدایی استان البرز بودکه با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدندوبا آزمون محقق ساخته ،خرده آزمون استدلال ادراکی وخرده آزمون درک مطلب کلامی ازمقیاس هوشی وکسلر کودکان چهار مورد آزمون قرار گرفتند.روایی صوری ومحتوایی مقیاس مورد تایید دونفر متخصص دراین زمینه قرار گرفت .همچنین برای بررسی روایی صوری ، ازنمرات تأثیرآیتم استفاده شد.روایی محتوایی با دوروش شاخص نسبت روایی محتواوشاخص روایی محتوابررسی شد.روایی همزمان آزمون با استفاده ازخرده آزمون استدلال ادراکی از مقیاس هوشی وکسلر کودکان چهار وروایی تفکیکی(تشخیصی) آزمون با استفاده ازخرده آزمون درک مطلب کلامی از مقیاس هوشی وکسلرکودکان چهاربررسی شد. برای بررسی روایی سازه ، ازروش تحلیل عاملی به شیوه مولفه های اصلی و ازچرخش عوامل از نوع واریماکس استفاده شد. یافته ها :نتایج ، تایید کننده روایی صوری ومحتوایی ،روایی همزمان، روایی تفکیکی و روایی سازه بود. پایایی آزمون محقق ساخته از طریق محاسبه آلفای کرونباخ ، 81/0 و با روش دونیمه کردن 78/0 بود. بهترین نقطه برش بالینی آزمون 5/18 بدست آمد. نتیجه گیری :براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آزمون تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی ازروایی وپایایی کافی برخورداراست ومی تواند به عنوان ابزاری معتبر برای تشخیص اختلال های یادگیری غیرکلامی دردوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش هم توانی قشری مغز (کوهرنس) در پیش بینی پردازش هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
75 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه:ا ختلال افسردگی اساسی یک اختلال شایع روانپزشکی است که یکی از مشخصه های اصلی آن مشکل در پردازش هیجانی است.شواهد پژوهشی نشان دهنده نقش مولفه های فعالیت الکتریکی قشری مغز در فرایند پردازش هیجانی در اختلال افسردگی است. برهمین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش هم توانی قشری در پیش بینی پردازش هیجانی است. روش : تعداد 60 نفر بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی براساس معیارهای DSM-5 انتخاب شدند. فعالیت الکتریکی قشری بیماران توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی 21 کاناله ثبت شده و با استفاده از نرم افزار نوروگاید، شاخص هم توانی باندهای مختلف برای مناطق قدامی، مرکزی و خلفی در دو نیمکره محاسبه گردید. پردازش هیجانی نیز توسط تکلیف تشخیص چهره های هیجانی ویلیامز و همکاران (2008) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: تحلیل رگرسیون نشان داد که هم توانی باندهای آلفا قدامی و بتا مرکزی در نیمکره چپ و آلفا قدامی و بتا خلفی در نیمکره راست پردازش هیجانی مثبت را پیش بینی کردند. همچنین، هم توانی باندهای تتا و آلفای قدامی در نیمکره چپ به صورت مثبت و بتا مرکزی چپ و بتا خلفی راست به صورت منفی پردازش هیجانی منفی را پیش بینی نمودند. نتیجه گیری : هم توانی باندهای تتا ، الفا و بتا در نواحی قدامی و خلفی نقش بارزی در پیش بینی پردازش هیجانی در بیماران مبتلا به افسردگی دارند. این یافته ها نشان می دهند که نواحی قدامی ، نوع هیجان و نواحی خلفی، شدت برانگیختگی را تعیین می کنند.
اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان: یک مطالعه نوروسایکولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۹)
25 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آ موزان پایه دوم و سوم تحصیلی بود که در مراکز ناتوانی یادگیری شهر تهران تشخیص نارساخوانی را دریافت کرده بودند و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از آنها بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (گثرکول و پیکرینگ، 2001) و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و دستجردی کاظمی، 1389) بود. گروه آزمایش 16جلسه 30-35 دقیقه ای آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و گروه گواه، هیچ آموزشی را دریافت نکردند. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نمرات پس آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در هر دو متغیر تفاوت معناداری پیدا کرده است که نشان دهنده تاثیر برنامه آموزشی بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی گروه آزمایش است. همچنین اندازه اثرهای به دست آمده تاثیر برنامه آموزشی را به خوبی تایید کردند.
اثربخشی مداخلات توانبخشی شناختی مغز بر کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
131 - 140
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال نقص توجه و بیش فعالی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات رشدی-عصب شناختی در کودکان است. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر مداخلات شناختی مغز بر کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی است. روش: روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه تجربی و از لحاظ هدف کاربردی است که با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. 30 کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی در این تحقیق شرکت کردند. در مرحله پیش آزمون از تمام شرکت کنندگان آزمون توجه انتخابی بوسله آزمون اثراستروپ در دوره بی پاسخی روان شناختی به عمل آمد.سپس شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه یک ساعته و در طی 4 هفته(هر هفته 3 جلسه) تحت مداخله تمرینات شناختی مغز قرار گرفت. در طی این مدت در گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. پس از پایان دوره مداخله، پس آزمون گرفته شد. داده ها با تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که مداخله شناختی مغز بر توجه انتخابی متمرکز(001/0P<) و تقسیم شده (002/0P<) تأثیر دارد . نتیجه گیری: در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان کرد که ارائه مداخلات شناختی مغز می تواند موجب بهبود کارکردهای اجرایی از قبیل توجه انتخابی متمرکز و توجه انتخابی تقسیم شده در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی گردد. کلیدواژه ها: مداخلات شناختی مغز، کارکردهای اجرایی، توجه انتخابی، اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی
اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شهر اصفهان بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد بود. در این پژوهش 28 کودک کم شنوای پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز توانبخشی مادر کودک آوا انتخاب و به دو گروه 14 نفری آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه درمان ترمیم شناختی را در 10 جلسه (هر جلسه 40 دقیقه) دریافت کردند. در حالی که گروه شاهد در این برنامه شرکت نکرد. ابزارهای پژوهش، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون و پرسشنامه مهارت های عصب روانشناختی کانر بود. اطلاعات به دست آمده در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها : نتایج بیانگر اثر معنادار درمان ترمیم شناختی بر مهارت های عصب روان شناختی و همه خرده مقیاس های آن (مشکلات توجه، عملکرد حسی حرکتی، عملکرد زبان، حافظه و یادگیری، کارکردهای اجرایی و پردازش شناختی) در گروه آزمایش بود (001/0P<). نتیجه گیری : برنامه درمان ترمیم شناختی باعث بهبود نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شد. در واقع، این برنامه از طریق فعالیت های شناختی موجب بهبود مهارت های عصب روان شناختی می شود.
مقایسه کارکردهای اجرایی بیماران دوقطبی نوع I و افراد بهنجار با استفاده از آزمون های ویسکانسین و برج لندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
75 - 90
حوزههای تخصصی:
مقدمه:عملکرد اجرایی،یک سیستم چند بعدی همراه با پردازش های چندگانه است که در بیماران دوقطبی،صدمه دیده است، لذا هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارکردهای اجرایی بیماران دوقطبی نوع I که به مدت 5 سال تحت درمان توانبخشی قرار داشتند و افراد بهنجار است.روش:پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای است که روی دو گروه 30 نفره از بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک که از سال 91 تحت درمان توانبخشی بودند و یک گروه از افراد بهنجار که با بیماران دوقطبی همتاسازی شدند، انجام شد. ابزارهای مورد مطالعه نسخه کامپیوتری آزمون ویسکانسین و برج لندن بود. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری مانوا مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها:نتایج نشان داد بین دو گروه در کارکردهای اجرایی تفاوت معناداری وجود دارد(88/0=partial h2 و00/0< P و 66/20=(21و8)F).نتیجه گیری:بر اساس نتایج به دست آمده با وجود آن که بیماران دوره های درمانی متعدد توانبخشی را در طول چندین سال گذرانده اند اما صدمات شناختی آن ها همچنان پایدار بوده است.
اثربخشی برنامه توانمندسازی مبتنی بر کارکردهای اجرایی خودتنظیمی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
25 - 42
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه توانمندسازی مبتنی بر کارکردهای اجرایی خودتنظیمی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان دوره ابتدایی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کل دانش آموزان پسر نارساخوان پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی97-1396، در شهرستان اسلامشهر بود.بدین منظور، تعداد 38 دانش آموز نارساخوان با روش نمونه گیری ترکیبی (سرشماری و تصادفی خوشه ای) به عنوان گروه نمونه انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (20 نفر) و گواه (18 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایشی طی 2 ماه (15 جلسه آموزشی 50 دقیقه ای به علاوه 2 ماه اصلاحات محیطی و مداخلات عملی تلفیق شده در برنامه های درسی روزانه) برنامه مداخله را دریافت کرد. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد بین عملکرد سرعت خواندن، دقت خواندن و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: برنامه توانمندسازی مبتنی بر کارکردهای اجرایی خودتنظیمی می تواند در بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان از کارایی لازم برخوردار باشد.
اثربخشی آموزش مهارت های عصب روان شناختی بر بریل نویسی و بریل خوانی (مطالعه ی موردی: دانش-آموزانِ با نقص بینایی دوره ابتدایی شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
9 - 26
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت های عصب روان شناختی بر بریل نویسی و بریل خوانی دانش-آموزانِ با نقص بینایی دوره ابتدایی مدرسه شقایق شهر یاسوج مورد بررسی قرار گرفت. روش: طرح پژوهش نیمه-آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزانِ با نقص بینایی پایه اول تا ششم ابتدایی است. نمونه پژوهش نیز شامل 24 نفر دانش آموز با نقص بینایی (12 نفر مورد آموزش عصب روان شناختی قرار گرفتند و 12 نفر دانش آموز که هیچ مداخله ای روی آن ها صورت نگرفت) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش آموزش مداخلات عصب روان شناختی و آزمون محقق ساخته بریل نویسی و بریل خوانی بود. داده ها با نرم افزار SPSS21 و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات مولفه های سرعت نوشتن، سرعت خواندن، درک خواندن و درست خوانی دانش آموزان نابینایی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آن هایی که در گروه کنترل جایگزین شده بودند افزایش معناداری دارد (001/0 ≥ P). اما نمرات مولفه ی نادرست نویسی دانش آموزان نابینایی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آن هایی که در گروه کنترل جایگزین شده بودند کاهش معناداری دارد (001/0 ≥ P). نتیجه گیری: آموزش مهارت های عصب روان شناختی می تواند رویکردی موثر در بریل نویسی و بریل خوانی باشد.
مطالعه تاثیر ابعاد مختلف هیجان چهره بر ادراک زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۹)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاثیر هیجان ها بر زمان ادراک شده معمولا به دو عامل عمده برانگیختگی و خوشایندی نسبت داده می شود. مطالعات اخیر نشان داده است که چهره های هیجانی باعث اعوجاج در ادراک زمان می شوند. براساس مدل ساعت درون، فرض بر این است که برانگیختگی، سرعت ضربان ساز ساعت درونی را کم و زیاد کند و میزان خوشایندی هیجان باعث باز یا بسته شدن دروازه ساعت درونی می گردد. هدف این مطالعه بررسی سهم هر یک از این ابعاد و تفکیک نقش آن ها در ایجاد اعوجاج در ادراک زمان چهره های هیجانی بوده است. روش: به این منظور 20 دانشجوی دختر یک تکلیف افتراق زمان دوبخشی را که با محرک ه ای چهره هیجانی طراحی شده بود، اجرا نمودند. انتخاب چهره های هیجانی با استفاده از مدل ابعاد هیجان (خوشایندی، برانگیختگی و غلبه( صورت گرفته بود. یافته ها:نتایج داده های رفتاری نشان داد نقطه افتراق زمان برای چهره های هیجانی شاد در مقایسه با چهره هیجانی عصبانی و خنثی، به صورت معنادارای کوچک تر بود در حالی که اختلاف معنادارای بین نقاط افتراق زمان چهره عصبانی و خنثی مشاهده نشد. نتایج حاصل بر اساس نظریه انتظار عددی تفسیر شد . نتیجه گیری: ابعاد مختلف هیجان چهره بر ادراک زمان تأثیر دارد.
اثر بخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه روزمره بیماران دچار سکته مغزی نوع ایسکمیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
27 - 42
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف برسی اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی صورت گرفته است روش : پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایشی با حجم نمونه 20بیمار دچار سکته مغزی نوع ایسکمیک به شیوه تصادفی انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ارزیابی شناختی بیماران شامل ارزیابی قبل از مداخله ، بلافاصله پس از مداخله و پنج هفته بعد از مداخله با استفاده از آزمون حافظه روزمره (1983) انجام گرفت. گروه آزمایش جلسات توان بخشی شناختی را به مدت هشت هفته یک ساعته دریافت کردند ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها بااستفاده از روش واریانس با اندازه گیری مکررتحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی بر بهبود عملکرد حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی درگروه آزمایش تاثیر مثبت داشته است. این نتایج در مرحله پیگیری که 6 هفته پس از مداخله شناختی بود نیز بدست آمد(05/0 p£) . نتیجه گیری: این مطالعه شواهدی برای اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی بر عملکرد حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی نوع ایسکمیک فراهم کرده است. توان بخشی شناختی می تواند اختلالات حافظه را در این دسته از بیماران بهبود بخشد و اثر مثبت بر عملکرد حافظه بیماران بگذارد.
الگوی امواج مغزی در باورهای فراطبیعی : مطالعه ای مبتنی بر EEG در گروه های شدید و خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۹)
89 - 98
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این تحقیق بررسی الگوی امواج مغزی در باورهای فراطبیعی با استفاده از EEG در گروه های شدید و خفیف بوده است . روش: شصت و چهار نفر( 18زن) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس باورهای فراطبیعی بلکمور(1994) به عنوان گروه های دارای باورفراطبیعی شدید و خفیف تقسیم شدند. EEG ازشرکت کنندگان دو گروه در حالت استراحت ثبت شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های باورهای فراطبیعی خفیف و باورهای فراطبیعی در موج دلتا (sig=0,01) و تتا (sig=0.03) وجود دارد و موج آلفا (sig=0.08) در مرز معناداری است.. نت یجه گیری : بر اساس این یافته ها می توان گفت که الگوی امواج مغزی در باورهای فراطبیعی متفاوت است.
اثرات یک جلسه تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر چرخش ذهنی تصاویر دست و حافظه دیداری فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
37 - 54
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات یک جلسه تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای بر چرخش ذهنی تصاویر دست و حافظه دیداری-فضایی انجام گردید.روش: 54 نفر از دانشجویان راست دست دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران، به صورت در دسترس انتخاب و سپس به شکل تصادفی به دو گروه تحریک(27نفر) و شم(27نفر) تقسیم و هر کدام از این دو گروه نیز در دو زیرگروه F4 و P4 توزیع شدند(در مجموع چهار گروه). قبل و بعد از تحریک الکتریکی، آزمودنی ها تکلیف چرخش ذهنی و آزمون کرسی را تکمیل نمودند.یافته ها: نتایج مشخص کرد که بین پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها در زمان پاسخ و دقت پاسخ چرخش ذهنی و زمان پاسخ، فراخنا در حافظه دیداری-فضایی، در هر دو نقطه در گروه تحریک تفاوت معناداری وجود داشت. در گروه شم تفاوت معناداری مشاهده نشد. مقایسه اثرات دو نقطه در چرخش ذهنی نشان داد آزمودنی ها در نقطه F4 سریع تر و دقیق تر پاسخ داده اند. در آزمون کرسی هم تنها در زمان پاسخ رو به جلو تفاوت معنادار به نفع F4 مشاهده شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که می توان از تحریک هر دو نقطه F4 و P4 برای بهبود چرخش ذهنی و نیز حافظه دیداری-فضایی استفاده کرد اما F4 در مقایسه با P4 نتایج بهتری را به همراه داشت.
اثربخشی راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه کاری و بازداری پاسخ دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نارساخوانی به عنوان شایع ترین اختلال یادگیری یکی از حوزه های متاثر از ضعف در کارکردهای اجرایی کودکان به شمار می آید و یافتن راه های بهبود کارکردهای اجرایی می تواند از بروز و پیدایش یک چرخه منفی ناکامی جلوگیری و به موفقیت تحصیلی دانش آموزان بینجامد لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر حافظه کاری و بازداری پاسخ دانش آموزان نارساخوان است. روش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده و جامعه آماری آن شامل همه دانش آموزان دختر پایه های چهارم و پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1398-1397 شهر مشهد با تشخیص اختلال نارساخوانی بوده که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون سیستم کارکرد اجرایی دلیس- کاپلان (D-KEFS)، آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1387)، استفاده شد. آزمودنی ها در 8 جلسه یک ساعته به صورت هفته ای یک بارطی دو ماه تحت برنامه آموزشی قرار گرفتند ولی در گروه کنترل هیچ مداخله ای انجام نشد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: افراد گروه آزمایش بعد از شرکت در جلسات آموزش خودتنظیمی، در پس آزمون عملکرد بهتری داشته و نمراتشان به طور معناداری نسبت به گروه گواه افزایش یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی می تواند رویکرد درمانی مؤثری برای بهبود حافظه کاری و بازداری پاسخ دانش آموزان نارساخوان باشد.
تاثیر بسته مداخلات بهنگام عصب - روانشناختی بر عملکرد حرکتی کودکان با تأخیر رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش با هدف بررسی تأثیر بسته مداخلات بهنگام عصب–روانشناختی بر عملکرد حرکتی کودکان با تاخیر رشدی انجام گرفت. روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش از بین کودکان 4 تا 6 ساله با تأخیر رشدی شهر تبریز که در سال تحصیلی 97-1396 در مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی مشغول به تحصیل بودند تعداد 30 کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات ازآزمون غربالگری رشدی DENVER-II که روایی و پایایی آن تأیید شده است، استفاده گردید. داده های به دست آمده با آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده در متغیرهای حرکتی ظریف و درشت نشان داد که بین عملکرد آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 > P). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که بسته مداخلات بهنگام عصب – روانشناختی منجر به افزایش عمکرد حرکتی ظریف و درشت در کودکان تاخیر رشدی شده است و از این بسته می توان در توانبخشی و بهبود مهارت های حرکتی کودکان استفاده کرد.
فراتحلیل بررسی اثربخشی مداخلات حافظه فعال در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه_بیش فعالی و مقایسه حافظه فعال آن ها با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
مقدمه : اختلال نارسایی توجه_بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات مزمن رشدی است که همواره مورد توجه پژوهشگران و درمانگران قرار داشته است. تاکنون پژوهش های متعددی به منظور ارزیابی و نیز بهبود مشکلات شناختی از جمله عملکرد حافظه فعال در کودکان مبتلا به این اختلال انجام شده است. هدف پژوهش حاضر جمع آوری و ترکیب نتایج این پژوهش ها و محاسبه اندازه اثر آن ها با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل به منظور دستیابی به دیدی جامع تر در زمینه میزان تفاوت بین حافظه فعال کودکان مبتلا به نارسایی توجه/بیش فعالی با کودکان سالم و نیز میزان اثربخشی مداخلات انجام شده بر روی آن است. روش: از بین پژوهش های متعدد انجام شده در این زمینه، 23 پژوهش (10 مقایسه و 13 مداخله) که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بودند، انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار این پژوهش چک لیست فراتحلیل بود. یافته ها: یافته های فراتحلیل نشان دادند که اندازه اثر مقایسه حافظه فعال در کودکان مبتلا به نارسایی توجه_بیش فعالی با کودکان عادی 21/1 (001/0>p) و اندازه اثر مداخلات مختلف بر حافظه فعال این کودکان 87/1 (001/0>p)است. نتیجه گیری: طبق جدول کوهن هر دو اندازه اثر به دست آمده در این پژوهش در حد بالاست و این تاییدکننده وجود تفاوت بین حافظه فعال کودکان مبتلا به نارسایی توجه_بیش فعالی با کودکان سالم و نیز نشان دهنده موثر بودن مداخلات انجام شده در این زمینه است.
مقایسه نیمرخ عصب - روان شناختی دانش آموزان تیزهوش و بااستعداد کم آموز و موفق در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
59 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیده کم آموزی دانش آموزان تیزهوش در حیطه ریاضی و مقایسه نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی این دانش آموزان در گروه هایی با سطوح مختلف پیشرفت انجام شد. روش : روش این پژوهش علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 36 نفر دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند و از نظر مهارت های عصب روان شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های آنلاین دسته بندی کارت ویسکانسین، آزمون تکلیف بلوک های کرسی و آزمون تکلیف زمان واکنش دیاری-لیوالد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها :نتایج پژوهش حاکی از تفاوت معنادار مهارت های عصب روان شناختی بین گروه ها در متغیرهای حافظه فعال دیداری - فضایی، تکلیف زمان واکنش انتخابی و کارکردهای اجرایی بود. نتیجه گیری :با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت دانش آموزان تیزهوش کم آموز نسبت به دانش آموزان تیزهوش با پیشرفت مورد انتظار، نارسایی های مهارت های عصب روان شناختی بیشتری را تجربه می کنند. بنابراین، در کنار توجه به عوامل شخصیتی و محیطی، ارزیابی مهارت های عصب روان شناختی و کاربست رویکردهای مداخله ای عصب روان شناختی متناسب جهت پیشگیری از بروز کم آموزی در تیزهوشان پیشنهاد می گردد.
تأثیر مشاهده الگوی زنده و ویدئویی بر فعال سازی نورون های آینه ای در مهارت روپایی فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر،تعیین تأثیر مشاهده الگوی زنده و ویدئویی بر فعال سازی نورون های آینه ای در مهارت روپایی فوتبال بود. روش: 24 شرکت کننده در المپیادهای دانش آموزی به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کرده و به صورت تصادفی و جفت شده در دو گروه مشاهده الگوی زنده و ویدئویی قرارگرفتند. امواج مغزی در حالت استراحت، مشاهده الگوی زنده و ویدیوئی با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی ثبت گردید. سرکوب ریتم میو، به عنوان شاخصی از فعالیت نورون های آینه ای، به صورت نسبت توان مطلق موج آلفا هنگام مشاهده الگوی زنده و ویدئویی به توان مطلق موج آلفا درحالت استراحت محاسبه شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سرکوب ریتم میو دوگروه مشاهده الگوی زنده و ویدئویی در مناطق 3 C، 4 C و C Z تفاوت معناداری وجود ندارد، همچنین توان مطلق موج آلفا در حالت مشاهده نسبت به استراحت در هر سه منطقه عصبی سرکوب معناداری داشته است. نتیجه گیری: باتوجه به فعال سازی نورون های آینه ای در هر دو الگو، پیشنهاد می شود مربیان در صورت محدودیت در استفاده از الگوی زنده، در آموزش مهارت روپایی فوتبال از نمایش ویدیوئی به جای الگوی زنده استفاده کنند.