فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۶۰۳ مورد.
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۵)
123 - 142
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش حافظه فعال بر بازداری و عملکرد خواندن دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری نارساخوان صورت گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۳۷۲ دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خواندن پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدایی ارجاع داده شده از سوی مدارس به مرکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس، ۷۵ نفر که ویژگی های لازم از نظر ملاک های ورود را داشتند فهرست و سپس ۴۰ دانش آموز پس از تشخیص ناتوانی یادگیری خواندن توسط روان شناس های مرکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر و همچنین مصاحبه بالینی ساختاریافته، انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل در هر گروه ۲۰ نفر گمارش شدند. ابزارهای سنجش شامل چک لیست نشانگان نارساخوانی، مصاحبه بالینی ساختاریافته، مقیاس هوش تجدیدنظر شده وکسلر کودکان، آزمون خواندن و نارساخوانی نما و آزمون استروپ بود. گروه آزمایش تحت آموزش حافظه فعال، طی ۱۸ جلسه ۴۵ دقیقه ای قرار گرفت و گروه کنترل، هیچگونه درمانی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. آموزش حافظه فعال در گروه آزمایش موجب افزایش نمرات بازداری (03/0= P) و عملکرد خواندن (۰1/0= P) شده است و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند (۰۰۱/0˂ P).نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده از مطالعه حاضر می توان نتیجه گیری کرد که آموزش حافظه کاری می تواند به عنوان یک روش مداخله ای در بازداری و بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان با ناتوانی یادگیری نارساخوانی استفاده شود.
تاثیر آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب-روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
مقدمه ناتوانی یادگیری با اختلال در فرایند توجه و یادگیری دانش آموزان، به مرور آنها را دچار دلزدگی و فرسودگی تحصیلی می کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بود. روش: به منظور انجام این پژوهش نمونه ای 30 نفره از جامعه آماری پژوهش (دانش آموزان با ناتوانی یادگیری دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شدند. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون هوشی ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، آزمون عصب -روان شناختی (کانرز، 2004)، پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران،2011) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (شائوفلی و همکاران، 2001) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش مداخله آموزشی را در طی 9 جلسه آموزشی در طول 2 ماه و نیم دریافت نمود. داده های به دست آمده توسط تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری تأثیر معناداری داشته است (f= 197.39, f= 86.09, p به ترتیب 88 و 76 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش مهارت های توجه را به عنوان روشی کارآ برای بهبود مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مورد استفاده قرار داد.
بررسی بدکارکردی های عصب روانشناختی و نقص نظریه ذهن در افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
139 - 158
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی است. ویژگی اساسی اختلال شخصیت مرزی یک الگوی فراگیر بی ثباتی روابط بین فردی، تصور خود، تمایلات و تکانشگری علامت دار است که از اوایل بزرگسالی شروع می شود و در انواع زمینه ها موجود است. با این حال، شواهدی وجود دارد که تغییرات عصب روانشناختی در ویژگی های بالینی این بیماران نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با هدف بدکارکردی های عصب روانشناختی و نقص نظریه ذهن در افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی و عادی انجام گرفت. روش: تعداد 30 نفر از دانشجویان با رگه های اختلال شخصیت مرزی و 30 نفر از دانشجویان عادی با پرسشنامه شخصیت مرزی(BPI) انتخاب شدند. سپس آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، پرسشنامه تکانشگری بارت، آزمون بلوک های کرسی، آزمون ریسک پذیری بادکنکی و آزمون ذهن خوانی از روی تصاویر چشم بر روی هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA)نشان داد که بین دوگروه در متغیرهای انعطاف پذیری شناختی، تکانشگری، حافظه کاری دیداری فضایی و نظریه ذهن تفاوت معنی داری وجود دارد(0001/0> p)، در حالی که در تصمیم گیری مخاطره آمیز تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد(58/0= p ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که افراد با رگه های اختلال شخصیت مرزی نقایصی را در انعطاف پذیری شناختی، تکانشگری، حافظه کاری دیداری فضایی و نظریه ذهن نشان می دهند.
بررسی اثربخشی درمان عصب شناختی مبتنی بر کامپیوتر در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۴)
37 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش های بسیاری نشان داده اند که اختلال شخصیت مرزی با نقایص عصب شناختی ارتباط دارد و شواهدی مبنی بر اینکه ممکن است نیمرخ عصب شناختی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با پیامدهای این اختلال ارتباط داشته باشد، وجود دارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله درمان عصب شناختی مبتنی بر کامپیوتر (CACR) در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بود.روش: طرح این پژوهش ، شبه آزمایشی با روش پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل ،جامعه مورد مطالعه شامل کلیه بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز درمانی شهر تهران و نمونه پژوهش شامل 30 بیمار بود که به وسیله نسخه بازبینی شده مصاحبه تشخیصی اختلال شخصیت مرزی(DIB-R) در 4 مقیاس عدم تنظیم عاطفی، الگوهای رفتار تکانشی، آسیب ادراکی شناختی و اختلال در روابط بین فردی تشخیص اختلال شخصیت مرزی را داشتند. سپس آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و کنترل (۱۵ نفر در گروه آزمایشی و ۱۵ نفر در گروه کنترل) به صورت تصادفی قرار گرفتند و مداخلات آزمایشی بر روی آنها انجام شد. همچنین آزمودنی ها در مرحله خط پایه تحت ارزیابی با ابزارهای بالینی، عصب شناختی و کارکردی قرار گرفتند، و سپس در 32 جلسه ۱۶ هفته ای ( هفته ای 2 بار) تحت درمان مداخله ای عصب شناختی مبتنی بر کامپیوتر (گروه آزمایشی) و نیز درمان معمول (گروه کنترل) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بیمارانی که تحت درمان مداخله ای عصب شناختی مبتنی بر کامپیوتر بودند نسبت به بیمارانی که درمان معمول را دریافت کرده بودند، بهبود بیشتری در حافظه کاری و ابزارهای کارکردی روانی اجتماعی از خود نشان دادند، شدت علائم با درمان مداخله ای عصب شناختی مبتنی بر کامپیوتر تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه آزمایشی امکان و پتانسیل کارایی را در حیطه های خاص عصب شناختی نشان می دهد، در حالی که در مورد نحوه استفاده از برنامه کامپیوتری در درمان عصب شناختی اختلال شخصیت مرزی سودمندی بالینی نسبتا کمی را نشان داد.
تاثیر تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر حافظه کاری و شدت نشانه های افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۵)
75 - 88
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS) بر حافظه کاری و شدت نشانه های افسردگی بود.روش: پژوهش حاضر در قالب یک طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون _پس آزمون با گروه گواه اجرا شد.نمونه پژوهش شامل ۳۲ نفر از افرادی که به یکی از کلینیک های شهر تهران برای درمان افسردگی مراجعه کرده و با تشخیص افسردگی داوطلب شرکت در این پژوهش بودند،می شد.از بین افراد انتخاب شده ۱۶ نفر در گروه آزمایشی و ۱۶ نفر در گروه گواه جایابی شده سپس هر دو گروه براساس سن، جنس و تحصیلات همتاسازی شدند.دو نوع مختلف تحریک آندی وشم (ساختگ ) با شدت جریان ۲ میلی آمپر و به مدت ۲۰ دقیقه ، طی۲۰جلسه ارائه شد.شرکت کنندگان قبل و بعد از تحریک با پرسشنامه افسردگی بک و آزمون کامپیوتری تعیین فراخنای حافظه کاری (n-back) موردسنجش قرار گرفتند.یافته ها:تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه در حافظه کاری و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. P) نتیجه گیری: به نظر می رسد روش تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی می تواند سبب بهبود حافظه کاری و شدت علایم افسردگی شود.بنابراین می توان ادعا کرد که این مداخله بعنوان یک مداخله مکمل در کنار سایر درمان های روان شناختی و دارویی می تواند مورد توجه متخصصین قرار گیرد.
بررسی ارتباط بین فعالیت نورون های آینه ای و فعالیت الکتریکی عضلات در بازخورد ویدیویی مقایسه اجتماعی ضربه پات گلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
61 - 76
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط فعالیت نورون های آینه ای و EMGدر بازخورد ویدیویی مقایسه اجتماعی پات گلف در دختران جوان بود. روش: 18 نفر از دختران غیر ورزشکار دانشگاه تصادفی در3 گروه بازخورد ویدیویی مقایسه اجتماعی مثبت، منفی، و واقعی قرار گرفتند. در روز اول، آموزش ضربه پات گلف و یک دسته 6 کوششی به عنوان پیش آزمون، روز دوم 60 ضربه با 5 دقیقه استراحت بین دسته کوشش ها ودریافت بازخورد ویدئویی متناسب با گروه خود پس از هر دسته کوشش به عنوان جلسه اکتساب و در روز سوم 6 کوشش به عنوان آزمون یادداری انجام شد. اطلاعات با استفاده از EEG و EMG، در سه شرایط پایه، اجرا و مشاهده ثبت گردید. در دسته کوشش آخر دوره اکتساب، میزان فعالیت الکتریکی عضله و مغز در شرایط پایه و مشاهده فیلم های بازخورد، و در حین اجرای ضربه ثبت شد. برای تحلیل از همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین فعالیت الکتریکی مغز و عضله استفاده شد (کمتر از 05/0). یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد بین فعالیت الکتریکی عضله و نورون های آینه ای در حین اجرا ارتباط مثبت معنی داری وجود داشت.
بررسی دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی- رفتاری و سطوح احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی - رفتاری و سطوح احساس تنهایی بود. روش: در این پژوهش از طرح عاملی گروه های نامعادل استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اعتیاد شهر کرمان بودند که در بازه زمانی سال 95-96 جهت ترک اعتیاد به کلینیک ها و مراکز درمانی مراجعه کردند. نمونه اولیه پژوهش، شامل 580 نفر بود که با روش دردسترس انتخاب شدند. طبق نمره احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری، گروه هایی تعیین شد که هر گروه بین 21 تا 24 آزمودنی را شامل شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه عقاید وسوسه انگیز، پرسشنامه پنج عاملی جکسون، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و مقیاس احساس تنهایی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (دوراهه ی عاملی) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی سیستم های مغزی رفتاری بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار است، اما اثر اصلی احساس تنهایی بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار نیست. اثر تعاملی احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار بود. در میان گروه های تعیین شده بر اساس شدت فعالیت سه سیستم های مغزی - رفتاری، بیشترین میزان وسوسه مصرف در گروه FFFS بالا و کمترین آن در FFFS پایین بود. نتیجه گیری:در مجموع، تاثیر احساس تنهایی بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف زمانی تشدید و معنادار می شود که اثر تعاملی احساس تنهایی و FFFS بالا مورد بررسی قرار گیرد.
تاثیر توانبخشی شناختی رایانه یار بر کارکردهای اجرایی و توانایی های شناختی دانش آموزان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۵)
55 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، تحقیقی شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است که با هدف بررسی تاثیر توانبخشی شناختی رایانه یار بر کارکردهای اجرایی و توانایی های شناختی دانش آموزان مبتلا به دیابت، انجام یافت. روش: 18 دانش آموز مبتلا به دیابت از انجمن دیابت شهرستان بناب انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 9 نفری آزمایش و کنترل انتساب شدند. کارکردهای اجرایی و توانایی های شناختی هردو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با ابزارهای تحقیق سنجش شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه نرم افزار کامپیوتری بهسازی حافظه و توجه، نسخه نرم افزاری آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، و نرم افزار کاگلب (کشف تغییر از مجموعه آزمون های توجه، و کشف علامت از مجموعه آزمون های ادراک) بود. برای مداخله، گروه آزمایش به صورت انفرادی در 10 جلسه نیم ساعته (دوبار در هفته) با کمک نرم افزار بهسازی حافظه و توجه، مورد توانبخشی شناختی قرار گرفتند. یافته ها: داده ها با تحلیل کواریانس یکطرفه، تجزیه و تحلیل شدند. و نتایج، حاکی از افزایش توانایی های شناختی (توجه برای کشف تغییر و ادراک) در گروه آزمایش بود. اما، مداخله اعمال شده، کارکردهای اجرایی گروه آزمایش را افزایش نداده بود. نتیجه گیری: این مطالعه به این نتیجه رسید که مداخله و تعداد جلسات مقرر شده در این مطالعه، هرچند برای ارتقاء توانایی های شناختی مفید بود، ولی برای بهبود کارکردهای اجرایی، از توان کافی برخوردار نبود.
اثربخشی قابلیت محیط (فراهم سازها) روی مهارت های فراشناختی کودکان دارای اختلالات ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۴)
59 - 72
حوزههای تخصصی:
مقدمه:هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر قابلیت محیط (فراهم سازها) روی مهارت های فراشناختی کودکان دارای اختلالات ذهنی 6 تا 9 ساله بود. این تحقیق کاربردی و از نوع نیمه تجربی )مداخله ای( بود. روش: جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دارای اختلال ذهنی 6 تا 9 ساله شهرستان بابل در سال1396 بودند با توجه به امکانات و همکاری مدیران و معلمان مدارس استثنایی شهر بابل از این تعداد، 50 دانش آموز پسر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در یکی از گروه های آزمایش یا کنترل قرار گرفتند (25 نفر در هر گروه). آزمودنی ها در گروه آزمایش به مدت 36 جلسه (3 ماه و هفته ای 3 جلسه) و هر جلسه 30 الی 45 دقیقه تحت آموزش و تمرین برنامه های خاصی که شامل فراهم سازی محیطی با قابلیت زیاد در راستای بهبود مهارت های فراشناختی تحقیق بود و در محیط مدرسه اجرا می شد قرار گرفتند. برای ارزیابی مهارت های فراشناختی از پرسشنامه فراشناخت های کودکان(MCQ-C) استفاده شد. داده ها با روش آماری آنالیز کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که فراهم سازها در بهبود مهارت فراشناختی تاثیر داشته است(01/0P
اثربخشی بازی درمانی گروهی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز بر کارکردهای اجرایی حافظه فعال و بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال بیش فعالی- نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۴)
73 - 90
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری) CBPT )و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز) (tDCS بر کارکردهای اجرایی حافظه فعال و بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال بیش فعالی- نقص توجه) (ADHD انجام گرفت.روش: در این مطالعه شبه آزمایشی دارای پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل ، 49 پسر ADHD 6 تا 11 ساله به روش نمونه گیری در دسترس از دو مدرسه شهرستان اسلامشهرانتخاب شدند.سپس توسط تستهای هوش استنفورد و کانرز والدین،13 نفر بدلیل نداشتن ملاکهای ورود حذف گردیدند.36 پسر باقیمانده به طور تصادفی در گروههای مداخله و کنترل( هر گروه 12 نفر)قرار گرفتند. سپس آزمونهای ان بک جهت سنجش حافظه فعال و برو – نرو جهت سنجش بازداری پاسخ قبل و بعد از مداخلات صورت گرفت. مداخله ها شامل CBPT به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای و tDCS شامل 10 جلسه 10 دقیقه ای با شدت 1 میلی آمپربود .داده ها با به کار گیری نرم افزار spssنسخه 23 تحلیل شدند.یافته ها: پس از حذف اثر پیش آزمون مشخص گردید در نمرات حافظه فعال، بین گروه های مداخله و کنترل تفاوت معنی دار وجود نداشت همچنین درCBPT در هیچ یک از نمره های بازداری پاسخ نسبت به گروه کنترل تفاوت معنا داری نداشت. لیکن tDCS در نمرات« دقت اجرا و سرعت اجرا » ، با گروه کنترل تفاوت معنی دار داشتند.نتیجه گیری:روش CBPT در بهبود حافظه فعال و بازداری پاسخ مؤثرنیست و روش tDCS ، تنها در بهبود بازداری پاسخ مؤثر است.
اثربخشی آموزش حرکات ریتمیک ملودیک و بازی بر عملکرد نورون های آینه ای و حافظه کاری کودکان بیش فعال 4-7 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۴)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تأثیر بازی های توجهی بر خودتنظیمی و کارکرد اجرایی دانش آموزان مضطرب است. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی کودکان پسر9تا11 ساله مدارس ابتدایی شهر بوکان در سال تحصیلی 97-96 بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و با استفاده از پرسش نامه اضطراب کودکان 30 نفر از دانش آموزان انتخاب و با روش تصادفی ساده به دو گروه آزمایش(15=n) و کنترل (15=n) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت ده جلسه در معرض بسته ی مداخلات مبتنی بر بازی های توجهی قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. به منظور سنجش تأثیر مداخله پرسش نامه خودتنظیمی پینتریج و دی گروت، کارکرداجرایی کانرز و مقیاس اضطراب بالینی اسپیلبرگر قبل و بعد از تشکیل جلسات آموزشی بر روی گروه های کنترل و آزمایش اجرا گردید. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس یک طرفه نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل از لحاظ خودتنظیمی و کارکرد اجرایی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین متغیر اضطراب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، از پیش آزمون تا پس آزمون کاهش داشته است و این نشان دهنده این موضوع است که مداخلات مؤثر بوده است و شدت اختلال اضطراب کمتر شده است. نتیجه گیری: بازی توجهی را می توان به عنوان یک روش اثربخش در کنار سایر روش های درمانی بر افزایش خودتنظیمی و بهبود کارکرد اجرایی دانش آموزان مضطرب به کار برد.
بهبود حافظه بینایی و فضایی در نتیجه تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر کاهش موج بتا و افزایش موج SMR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
21 - 34
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تمرینات نوروفیدبک به عنوان یک ابزار مفید و ارزان برای تقویت و افزایش بهبود در انواع حافظه شناخته شده است، با این حال تاکنون تأثیر آن بر حافظه بینایی و فضایی بررسی نشده است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بهبود حافظه بینایی و فضایی در نتیجه تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر کاهش موج بتا و افزایش موج SMR بود. روش: طرح تحقیق حاضر از نوع درون گروهی و به صورت پیش آزمون – پس آزمون، روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و به لحاظ هدف کاربردی بود. جهت انجام این پژوهش، 11 دانشجو (میانگین سنی 76/2 ± 36/27 ) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند.با کسب رضایت نامه آگاهانه، ابتدا پیش آزمون حافظه بینایی از طریق آزمون حافظه کوتاه مدت بینایی دستگاه وینا و حافظه فضایی از طریق دستگاه حافظه فضایی مدل LM-01 از آزمودنی ها گرفته شد. سپس آزمودنی ها به مدت 5 جلسه به تمرینات نوروفیدبک با تأکید بر پروتکل کاهش موج بتا و افزایش موج SMR پرداختند. با اتمام تمرینات پس آزمون بعمل آمد. داده ها از طریق آزمون تی همبسته در سطح معنی داری 05/0≥P تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات نوروفیدبک موجب بهبود معنی دار حافظه بینایی (020/0≥P ) و نیز حافظه فضایی (013/0≥P ) شد. نتیجه گیری: بنابراین می توان تمرینات نوروفیدبک را به عنوان ابزاری مفید برای ارتقای توانایی های شناختی مانند حافظه درنظرگرفت.
تاثیر تمرینات جسمانی پیشرونده و توانبخشی شناختی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و رشد اجتماعی کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۴)
91 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین تاثیر تمرینات توانبخشی شناختی و جسمانی پیشرونده بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و رشد اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی بود. روش: در این مطالعه نیمه تجربی،45 کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر با دامنه سنی 8-12سال بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه تجربی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل کواریانس-واریانس یک راهه نشان داد بین میانگین متغیرهای رشد اجتماعی و خطای کل در گروه ها تفاوت معنادار نیست (05/0p>). نتایج تحلیل واریانس مرکب با اندازه های تکراری نشان داد میانگین متغیرهای تعداد طبقات و خطای درجاماندگی انعطاف پذیری شناختی در گروه های توانبخشی شناختی و تمرینات جسمانی پیشرونده در مرحله پس آزمون بهتر از پیش آزمون و بهتر از گروه کنترل بود (05/0p
برآورد مقدماتی ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه حافظه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر برآورد مقدماتی ساخت و تعیین پایایی و روایی پرسش نامه حافظه بوده است. روش: کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور مرکز اهواز در سال تحصیلی 1396 جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل داده اند که از بین آن دانشجویان 250 نفر (200 دختر و 50 پسر) به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. جهت سنجش متغیر حافظه از پرسش نامه تحلیل عاملی اکتشافی محقق ساخته استفاده گردید. داده های تحقیق از طریق نرم افزار Spss و Amos تجزیه و تحلیل گردیدند. روش تحقیق حاضر توصیفی- اکتشافی است. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسش نامه تحلیل عاملی شده حافظه از 12 ماده و دو عامل حافظه مربوط به اتفاقات آینده (7 ماده) و حافظه مربوط به اتفاقات گذشته (5 ماده) تشکیل شده است. پایایی ماده ها از طریق باز-آزمایی 75/0 و از طریق آلفای کرونباخ کاملاً رضایت بخش و روایی ماده ها از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به اینکه با گذشت زمان خیلی از پرسش نامه های حافظه کارایی دقیق خود را از دست می دهند لذا با کمک پرسش نامه حاضر می توان موضوع حافظه که بر مبنای تحقیقات جدید پایه گذاری شده است را سنجید و از پرسش نامه یاد شده می توان در موقعیت های مختلف استفاده نمود.
مقایسه فعالیت سیستم های مغزی رفتاری بین ورزشکاران رشته های ورزشی انفرادی و گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظریه ی زیستی سیستم های فعال ساز رفتاری گری، یکی ازنظریه های مهم در حیطه ی تبیین تفاوت های فردی است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه ی فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری بین ورزش کاران رشته های انفرادی و گروهی بود. روش: طرح پژوهش حاضر به لحاظ نوع طرح، از نوع پژوهش های مقایسه ای و جامعه ی آماری آن را، ورزش کاران رشته های ورزشی اصفهان و شهرکرد تشکیل می دادند که به طور حرفه ای در سال 1394 در حال فعالیت بودند. نمونه های موردنظر در این پژوهش 120 نفر، شامل چهار گروه سی نفری از ورزشکاران رشته های ورزشی انفرادی (بدن سازی و دوچرخه سواری) و گروهی (ایروبیک و فوتبال) بودند که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ی شخصیتی گری-ویلسون بود که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار «اس پی اس اس» و تحلیل کوواریانس (به دلیل تفاوت معنادار متغیرهای جمعیت شناختی بین دو گروه) تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد از بین شش مؤلفه پرسشنامه شخصیتی گری-ویلسون، در مؤلفه روی آوری بین ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی تفاوت معناداری وجود دارد. در مورد سایر متغیرهای پژوهش، تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج: از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که مؤلفه روی آورد سیستم مغزی-رفتاری (که به معنی جستجوی فعالانه تقویت کننده های مثبت است) ممکن است در انتخاب رشته های ورزشی انفرادی و گروهی نقش داشته باشد.
مقایسه کارکردهای اجرایی کودکان مبتلاء به ناتوانی یادگیری ریاضیات با کودکان دارای ناتوانی خواندن، نوشتن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشکلات تحصیلی و به ویژه مشکلات ویژه یادگیری در کودکان توجه زیادی به خود جلب کرده است. یکی ازابعاد مورد توجه بررسی ویژگی های نوروسایکولوژیک در این کودکان است. هدف این پژوهش مطالعه کارکردهای نوروسایکولوژیک مورد سنجش آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST) (انعطاف پذیری شناختی، درجامانی، زمان، کوشش الگوی اول) در کودکان دارای دارای ناتوانی یادگیری در ریاضیات و مقایسه آنان با کودکان عادی و با کودکان دارای انواع دیگر ناتوانی های یادگیری بود. روش: برای این منظور، چهار گروه کودکان (یک گروه دانش آموزان عادی و سه گروه از مبتلایان به ناتوانی یادگیری ریاضیات، خواندن و نوشتن) از کودکان ارجاع شده به مرکز آموزش کودکان دارای مشکلات ویژه یادگیری به روش هدفمند انتخاب گردید. نرم افزار آزمون WCST بر روی گروه های نمونه اجرا گردید و نتایج با روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که کودکان دارای اختلال ریاضی و عادی در انعطاف پذیری شناختی، درجامانی، و کوشش الگوی اول، تفاوت معناداری داشتند. همچنین کودکان دارای ناتوانی ویژه در ریاضیات به همان اندازه کودکان دارای ناتوانی در خواندن در کارکردهای اجرایی بدکارکردی داشتند ولی این دو گروه در مقایسه با کودکان دارای ناتوانی در نوشتن بدکارکردی بیشتری نشان دادند. نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که نیمرخ کارکردهای اجرایی دانش آموزان مبتلا به یادگیری از نوع ریاضیات و ناتوانی های یادگیری نوشتن و عادی متفاوت، ولی با مبتلایان به ناتوان در خواندن مشابه است.
تأثیر هشت هفته تمرینات ثبات دهنده مرکزی بر میزان انگیزه درونی بیماران پارکینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شیوع بیماری پارکینسون در سال های اخیر به خصوص در میان سالمندان افزایش یافته است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر 8 هفته تمرینات ثبات دهنده مرکزی بر میزان انگیزه درونی بیماران پارکینسون بود. روش: طرح تحقیق، نیمه تجربی و میدانی بود که آزمودنی ها در دامنه سنی 55-75 سال و با سطح بیماری خفیف تا متوسط از مقیاس هون و یار (H&Y) به صورت در دسترس و تصادفی به دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. مداخله به مدت 8 هفته و در هر هفته 3 جلسه تمرینی ثبات دهنده مرکزی برگزار شد. در این تحقیق از پرسش نامه انگیزش درونی (مک آئولی و همکاران، 1989) استفاده شد. برای توصیف داده ها از میانگین و انحراف استاندارد برآمده از آزمون های توصیفی و برای تغییرات بین گروه ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که گروه آزمایش دارای برتری معنی داری به لحاظ آماری در شاخص های انگیزه کلی، شایستگی ادراک شده، علاقه و لذت و کوشش و تلاش داشته است. نتیجه گیری: احتمالاً در پژوهش حاضر، افزایش تجربیات حرکتی و همچنین بهبود قوای جسمانی منجر به افزایش انگیزه درونی (علاقه و لذت، شایستگی ادراک شده، کوشش) شد.
مقایسه دامنه مؤلفه P300 دانشجویان دارای دانش مفهومی و رویه ای سطح بالا با دانشجویان دارای دانش مفهومی و رویه ای سطح پایین در حل مسائل انتقال بین بازنمایی نموداری و جبری تابع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
55 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این مقاله به کمک پتانسیل های وابسته به رویداد (ERPs)، به بررسی تفاوت های الکتروفیزیولوژی دو گروه از دانشجویان، هنگام حل مسائل انتقال بین بازنمایی نموداری و جبری تابع، پرداخته می شود. روش: این پژوهش از نوع کمی و به روش نیمه آزمایشی می باشد. جامعه آماری شامل 177 نفر از دانشجویان سال اول رشته های مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد هستند که به کمک یک آزمون ریاضی محقق ساخته به دو گروه دانش مفهومی و رویه ای سطح بالا (دانش سطح بالا) و گروه دانش مفهومی و رویه ای سطح پایین (دانش سطح پایین) تقسیم بندی شدند. از هر گروه 14 نفر به طور تصادفی انتخاب شده و در آزمایش اصلی شرکت کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که تعداد پاسخ های درست در گروه دانش سطح بالا بیشتر از گروه دانش سطح پایین است. تفاوت معناداری بین سرعت پاسخ دوگروه مشاهده نشد. از لحاظ الکتروفیزیولوژی دامنه مؤلفه P300 گروه دانش سطح پایین، بیشتر از گروه دانش سطح بالا در الکترودهای نواحی O2,O1,P4,PZ,P3,CP6,CP5 بود. نتیجه گیری: تفاوت دامنه مؤلفه P300 در گروه دانش سطح پایین و دانش سطح بالا موید این است که افراد دارای دانش سطح بالا نسبت به افراد دارای دانش سطح پایین، از کارکرد مغزی بهینه تری برخوردار بوده و از استراتژی متفاوتی برای پردازش اطلاعات در حل مسائل استفاده می کنند. نتیجه ای که شاید نتوان به راحتی از داده های سنتی قلم و کاغذی به آن دست یافت.