فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۳۲۱ تا ۱۱٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هر اثر، متناسب با موضوع خود حاوی کلان گفتمان ها و خرده گفتمان هایی است که عناصر زبانی و معنایی در خدمت تبیین و تفسیر آنها به کار گرفته می شود. خاطرات حاج سیاح محلاتی ، از جمله آثار برجسته در دوره قاجار است که در بخش قابل ملاحظه ای از آن به یکی از رویدادهای سیاسی-اجتماعی زمان، یعنی مشروطیت پرداخته شده و قرار داشتن مؤلف در جبهه مشروطه طلبان، این صبغه را پررنگ تر ساخته است. بررسی کلان گفتمان مشروطیت در این اثر بر اساس الگوی نسبتاً جامع فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نماینده نگرش مثبت نویسنده به مسئله مشروطیت و به کارگیری عناصر زبانی و واژگانی، دستوری و بیانی و... در موافقت با این رویداد است. در جبهه مخالف مشروطه خواهان، مخالفان آن قرار دارند که دقیقاً روی دیگر سکه را می نمایانند و برخورد انتقادی نویسنده در سه ساحت توصیف، تفسیر و تبیین با آن ها این امر را برجسته تر می کند.
Библейские образы в поэзии символизма: о методологии анализа (на примере образа Страшного Суда в творчестве М. Волошина)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
В статье рассматривается характер трансформации библейских образов в поэзии символизма, сознательно вторгающегося в область богословия. В центре внимания – творчество М. Волошина, поэта-мифотворца. Анализируется образ великих религий мира – Страшный Суд, на примере которого показаны этапы и методы анализа образа традиции у поэта Серебряного века. Их цель – избежание ошибок интерпретации и оценки, и выявление того нового, что дает поэт в своей концепции в результате трансформации образа. Показано, как начальный комментарий, набор сведений о главном анализируемом образе, расчленяется на существенное и родственное для волошинской мысли и побочное; на фоне первого выявляется знакомое, прозвучавшее в иных трансформациях образа у поэта, – и новое, ранее не бывшее; при этом отсеиваются ложные интерпретации – при учете всего контекста темы у поэта. В итоге дается главное – новое знание, которое дает поэт.
نقد تصحیح کتاب کلیات نظام قاری (به تصحیح رحیم طاهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمود بن امیر احمد نظام قاری از نقیضه سرایان دورة تیموری است. قاری به تقلید از دیوان اطعمهکتابی به نظم و نثر فراهم آورد که مبنای آن البسه بود. دربارة قاری اطلاع بسیاری در دست نیست. اصلی ترین منبع برای شناخت قاری کتاب اوست؛ از این رو گام نخست در شناخت او فراهم آوردن متنی تصحیح شده از این اثر است. تصحیح این کتاب با دشواری هایی روبروست؛ نبودن نسخه ای تصحیح شده از آن و واژه ها و ترکیب های پیچیده و ناآشنا از این جمله است. نخستین بار میرزا حبیب و سپس رحیم طاهر کتاب قاری را تصحیح کردند. تصحیح میرزا حبیب افزون بر امتیاز مقدم بودن، با وجود دشواری های کار تصحیح در روزگار او، تصحیح دقیقی است. متن تصحیح شدة طاهر نویافته هایی دارد که بر ارزش این تصحیح می افزاید؛ اما نادرستی و خطاهایی نیز در آن وجود دارد. در این مقاله برخی از این خطاها برپایة تحلیل های درون متنی و شگردهای فن تصحیح و نیز منابع برون متنی تصحیح می شود. نویسندة این جستار برخی از دشواری های متن را با تحلیل های درون متنی گشوده است و برپایة آن به یافته هایی دربارة قاری، زندگی و جایگاه ادبی او در روزگار خود، اطلاعات جامعه شناسی، مردم شناسی و تازه های زبانی در آن عصر دست یافت؛ نگارنده همچنین برخی از ممدوحان قاری و اعلام انسانی و جغرافیایی را برپایة منابع برون متنی و استفاده از فرهنگ های عمومی و تخصصی فارسی، عربی و ترکی، منابع حدیثی و نیز جست وجو در تذکره ها، سفرنامه ها، منابع تاریخی، متون جغرافیایی شناسایی کرد. افزون بر این، شماری از اصطلاحات ناشناختة حوزة البسه (بَتّ، بُرُنجُک، صوف مربّع، صوف قُبرُسی، داریه، فرّاء، قَرساق، کلاه شلغمی و مُشَرَّف) با کمک این منابع به طور گسترده شرح شد. آشنایی با این اعلام و اصطلاحات، برخی از ابهامات متن و دشواری های آن را از بین برد.
بلاغت وصل و فصل در آیات قرآن از منظر تفسیر المیزان
حوزههای تخصصی:
علم معانی یکی از شاخه های علوم بلاغی است و به عنوان یکی از مهارت های مورد نیاز در فهم صحیح کلام خدا به شمار می رود. فصل و وصل از مهم ترین بخش های علم معانی و از مباحث عمده ی علم بلاغت است که تأثیر بسزایی در بیان معنا و مفهوم آیات قرآن دارد. علامه طباطبایی از مفسران بزرگ معاصر، در تفسیر گرانسنگ المیزان به بلاغت جملات نیز توجه داشته است؛ تأثیر ارتباط جملات یا عدم ارتباط آنها در معنای کلام در بخش وصل و فصل از موارد مورد توجه علامه طباطبایی بوده است. از این منظر، تفسیر المیزان معانی و اغراض ویژه ای از کلام الهی را دربردارد که با توجه به این اغراض، جایگاه علم معانی در باب فصل و وصل تبیین می گردد. این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی نگاه علامه طباطبایی را به وصل و فصل در قرآن و تأثیر آن در معنا و مفهوم آیات بررسی می کند. علامه طباطبایی علاوه بر اشاره به برخی جایگاه های مواضع وصل و فصل، با نگاهی نو در مواردی از جمله؛ مقام تعدید و شمارش، تأکید بر تغایر مفهوم دو جمله، امر ناگهانی و غیر منتظره، فصل در آیات را بیان نموده و تحلیل معنایی کرده است.
ارتباط بافت موقعیتی و لایه های معنایی زبان در رساله «در بیان سلوک» کتاب الانسان الکامل؛ با تکیه بر رویکرد نقشگرایی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله «در بیان سلوک» یکی از رسایل بیست و دو گانه کتاب الانسان الکامل اثر عزیزالدین نسفی، نویسنده قرن هفتم هجری، است. او در این رساله با معرفی و تبیین مراحل سلوک و ملزومات آن، به تعلیم و ترغیب مخاطب پرداخته است. در این پژوهش سعی شده است با بهره گیری از نظریه «ارتباط متن و معنا با بافت موقعیتی» در دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و بررسی بندهایی که بار ایدئولوژیکی و معنایی دارد، این موضوعات بررسی شود: 1) شناخت گفتمان غالب نسفی در بیان مفهوم سلوک و ابزارها و سازوکارهای بیانی او در این اثر؛ 2) بیان ارتباط لایه های سه گانه بافت موقعیتی (گستره و منش و شیوه سخن) با لایه های معنایی زبان (فرانقش اندیشگانی و بینافردی و متنی). مؤلف در این رساله گفتمان خطابی تعلیمی را در پیش گرفته است. مخاطب او چنانکه از گستره و منش سخن برمی آید، درویش مبتدی است و تأکید بر مفاهیم ایدئولوژیکی، برجستهترین سازوکار بیانی نسفی است. روش های تأکیدی، نفی و استثنا، تقدیم ادات نفی، کاربرد کلمات تأکیدی در ساختار جملات منفی، نوع چینشیِ ساختار نحوی، قراردادن افعال امر و نهی (اغلب از مصدرهای دانستن و فهمیدن) در آغاز جمله و استفاده بسیار از این مصدرها، بهره گیری از تمثیل و تشبیهات ساده و ملموس با زبان و بیانی عامیانه و نیز به طور ویژه انواع تکرار، از ابزارهای بیانی نسفی برای القای اندیشه خود به مخاطب با بیان مؤکد است. گستره سخن در فصل های مختلف این رساله آموزش مباحث اصلی در حوزه سیر و سلوک است. مشارکین مرکزی گفتمان سلوک، «رونده/ سالک» و «پیر/ هادی» اند که به ترتیب در محوریت فرآیندهای ذهنی و مادی قرار دارند.
المدرسة السریالیة ومبادؤها؛ دراسة نقدیة من رؤیة إسلامیة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۹
72-41
حوزههای تخصصی:
اجتاحت اتجاهات فلسفیة غربیة عدیدة ومذاهب فکریة شتی الفکر المعاصر وغلبت علیها الفوضویة والعدمیة والتشتت. وتسربت هذه الفکرة إلی الأدب العربی الذی ترعرع فی المجتمع الذی تختلف جذوره الثقافیة وفکرته الفلسفیة عن المجتمع الغربی، حیث أدی هذا الأمر إلی تشویه الهویة وإلی نوع من الازدواجیة بین الفئات المختلفة فی المجتمع العربی، ومن ثم جعل المجتمعات الشرقیة فی دوامة أزمة الهویة التی تتمثل بصورة خاصة فی المذاهب الأدبیة التی انبهر بها الأدباء والمثقفون فی مجتمعاتنا الإسلامیة. واعتمدت المدرسة السریالیة بوصفها إحدی هذه المدارس الفکریة علی فکرة الغرب الفلسفیة وثقافته وإیدئولوجیته، قد تلقفها أدباؤنا إما عشوائیاً من غیر وعی بأساسها الفکری واختلاف أرضیتها وإما عن وعی وإثر الانبهار الثقافی أو تشویه الهویة التی ابتلوا به لا شعوریاً علی الهوة الحضاریة بین مختلف البلدان، أو ربما دون الاهتمام بهذه الخلافات بینها. وانطلاقا من هذا؛ یقوم هذا البحث علی أساس منهج وصفی – تحلیلی بدراسة أهم مبادئ هذه المدرسة دراسةً إشکالیةً من رؤیة إسلامیة بغیة تبیین هذه الخلافات الفکریة والثقافیة وإبراز مساوئها علی ضوء الاهتمام بالتراث الفکری والأدبی للحضارة الإسلامیة. وخلص البحث إلی أن هذه المدرسة لا تستطیع أن تؤدی الوظیفة التی یحملها الأدب فی البلدان الإسلامیة کونها مدرسة أحادیة البعد ومادیة عقیمة، قائمة علی أساس آراء فروید النفسیة التی ترید هدم کل شیء دون تقدیم بدیل له.
کشمکش سیاسی اجتماعی در شعر خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
123-144
حوزههای تخصصی:
بیان نمایشی یکی از انواع تمهیدات ادبی به شمار می رود. شاعر معاصر به منظور عینیت بخشیدن به افکار خویش از شیوه های مختلف نمایشی بهره می گیرد.کشمکش از اساسی ترین شگردهای این فن است، زیرا به اثر ادبی بعدی دو سویه می بخشد و ارتباط آن را با زمان، جامعه و هستی میسر می کند، همچنین میان نگرش غنایی و موضوعی پیوند برقرار می سازد. وجود مشابهت های فراوان میان خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث از جمله زیستن در شرایط سیاسی اجتماعی یکسان، بهره گیری از بیان نمادین و شیوه های مختلف نمایشی ، سبب شد از منظر برون متنی و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی چگونگی به کارگیری شگرد کشمکش سیاسی اجتماعی توسط این دو شاعرهمچنین تفاوتها و شباهتهایشان در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد. بررسی اشعار حاوی و اخوان ثالث نشان می دهد که هر دو شاعر به شکل ضمنی و با عنایت به نمادهای مکانی، زمانی و طبیعی شگرد کشمکش را در مقوله های سیاسی اجتماعی به کار گرفته اند . تفاوتشان در زمینه به کار گیری این شگرد، غالبا در ارتباط با مصادیق نمادها می باشد.
بررسی سبک قرآن کریم در چینش ثابت واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سبک قرآنی، چینش واژگان بر اساس تناسباتی مختلف صورت گرفته است. برخی از چینش های تکراری بنا بر موقعیت های مختلف تغییر یافته اند مثلا: «حکیم علیم» در برخی مواضع به صورت «علیم حکیم» آمده؛ اما برخی پیوسته یکسان به کار رفته است. مثلا واژگان «عزیز حکیم» با وجود کثرت تکرار به یک صورت به کار رفته است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به دو پرسش در مورد واژگان ثابت است و آن این که اولا چه تناسباتی بین واژگان ثابت قرآن وجود دارد و ثانیا این که چه اسباب و عللی مایه مقدم شدن همیشگی یک واژه بر دیگری شده است؟ به نظر می رسد در چینش های ثابت واژگان قرآنی تناسباتی نامتغیر یا کم متغیر وجود دارد که ممکن است برخی ریشه معنایی و برخی آوایی و یا معنایی آوایی داشته باشد. پژوهشگر با توجه به محدودیت بحث به تناسبات معنایی واژگان ثابت پرداخته و نتیجه گرفته که تناسباتی همچون اهم و مهم و تدرج و غیره مایه تقدم یک واژه بر دیگری وظهور آنها به صورت ثابت گردیده است.
کارگفت های ترغیبی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان قرآن کریم زبان وحی و دارای ویژگی های منحصر به فرد از لحاظ اعجاز کلام، بلاغت، شیوایی، موسیقیایی، ساختار و بافتار است. پژوهش در این خصوص امری بس دشوار و کشف معانی از این بحر بیکران بسیار پیچیده و گاه غیر ممکن می نماید. این پژوهش به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی– تحلیلی به تجزیه و تحلیل نمونه هایی از آیات قرآنی پرداخته تا گوشه ای کوچک از این معجزه پیامبر اکرم (ص) را بررسی و در جستاری، کنش های گفتاری ترغیبی وتنوع آنها را بر اساس نظریه سرل (1969) دسته بندی کند. مطالعه بسامد کارگفت ها در آیات قرآن کریم نشان می دهد که کارگفت های ترغیبی بالاترین بسامد و به ترتیب ، کنش های گفتاری تعهدی، عاطفی، اعلامی و اظهاری در رتبه های دیگر قرار دارند. لذا این پژوهش اشکال کارگفت های ترغیبی را در نه دسته به شکل ساختارهای استفهامی، خبری، امری، اظهاری، مدح، ذم، تعجبی، دوستی و تعاملی قرار داده است. بررسی این اشکال نشان داد که کارگفت های غیر مستقیم در ترغیب انسانها بیشتر استفاده شده است و این نشان دهنده چند بعدی و چند معنایی بودن آیات قرآن کریم است. ضمنا اصل تفکر و تدبر در قرآن کریم موجب شده که انسان به قوه عقل و منطق به درک معانی کارگفت های غیر مستقیم دست یابد و از نعمت تعقل و خرد خویش سود برد.
تحلیل مضامین اجتماعی در آثار «زویا پیرزاد» با تاکید بر زنان اقلیت های مذهبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی ادبیات، متوجه کردن انسان به موضوعات و مطالبی است که از آن غفلت دارد. در میان صد ها حوزه مطالعاتی مربوط به ادبیات ، داستان یا رمان این فضا را فراهم می کند که وارد فضا های مسکوت بشویم. یکی از موضوع هایی که کمتر به آن توجه شده ،نقش و جایگاه ادبیات _خصوصاً رمان_ با اندیشه های اقلیت های مذهبی در ایران است. زویا پیرزاد نویسنده رمانهای «چراغ ها را من خاموش می کنم» و «عادت می کنیم» از جمله نویسندگان موفق ایران است که توانسته جایگاه مناسبی در میان خوانندگان و منتقدان به دست آورد. این رمان ها علاوه بر ارزش های ادبی و هنری خود، از این نظر نیز شایسته بررسی اند که نخستین رمان های فارسی اند که به دست نویسنده ای ارمنی نوشته شده؛ ماجراهایشان در محیطی ارمنی زبان می گذرند و یکی از تم هایشان مناسبات یک جامعه قومی بسته با جامعه بزرگ محاط بر آن است. در این جستار سعی می شود که نقش رمان های پیرزاد در آشنایی مردم با زندگی اقلیت ها خصوصاً جامعه زنان آن ها، بیشتر و بهتر نمایان گردد. در این راستا پایه کار بر اساس بررسی دو رمان ذکر شده گذاشته شده و در لابلای آن از دیگر آثار این نویسنده هم بی بهره نخواهیم بود.
بررسی فرایند فردیت در داستان کبوتر سفید کنار اینه از احمدرضا احمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان هایی که برای کودکان نوشته می شوند سرشار از نمادهایی است که اگر به خوبی رمزگشایی و تبیین شوند می توانند ما را در رسیدن به درکی متفاوت و گاه عمیق تر از داستان هدایت کند. از رویکردهایی که راه منتقد را برای بررسی لایه های ژرف تر اثر باز می گذارند می توان به نقد کهن الگویی یونگ اشاره کرد. یونگ با تبیین واژه های به کارفته در اثر به عنوان نمادهای ناخوداگاه جمعی انسان، به تحلیل و بررسی افرینش های ادبی می پردازد. در این پژوهش سعی شده است تا داستان کبوتر سفید کنار اینه از احمدرضا احمدی با رویکرد نقد کهن الگویی یونگ و در سه سطح موقعیت های کهن الگویی، نمادهای کهن الگویی و شخصیت های کهن الگویی بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان با دربرداشتن سه سطح فوق در پی رسیدن و رسانیدن کودک به فردیت است. به عبارت دیگر در این داستان کودک با اغاز و به پایان بردن سفری که بی شباهت به گذر از معصومیت و کسب تجربه و رسیدن به معصومیتی نظام مند نیست، فرایند فردیت خویش را کامل می کند و به وحدت خوداگاهی و ناخوداگاهی می رسد.
عیاری و شاطری، در سندی بسیار کُهَن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نثرالدرّ نام کتاب مهمی است از ابوسعد منصوربن حسین آبی که در دهه آغازین سده پنجم هجری نوشته شده است. این کتاب، نوعی سفینه یا آنتولوژی است مشتمل بر هفت فصل در مورد مسائل مختلف که به کار همه صنوف، اعم از دبیران و خطیبان و شاعران و ندیمان و حتی و شاهان و رعایا می آید. فصلِ سوم کتاب، دوازده باب دارد که هر بابی به منزله گزیده ای است از سخنان و حکایات و نوادرِ مربوط به یکی از مشاهیر یا گروهی از طبقات ویژه. نویسنده در باب دوازدهم، از فصل سوم کتاب، به کلام شاطران (شُطّار) می پردازد. این بحث چون تا به حال مورد توجه کسی قرارنگرفته به عنوان یکی از اسناد مهم فتوت قبل از سده هفتم که متون عیاری و فتوت نامه ها زیاد می شود، حائز اهمیت است؛ ازاین رو ترجمه آن در ذیل این مقاله آورده می شود. در پایان هم بر اساس همین متن، ویژگی های عمده عیاران و عیاری که اساساً با رنگ و بوی ایرانی و با خلق و خوی متفاوت و عادت شکن بوده اند، به عنوان نتیجه فهرست شده است.
نقد جامعه شناختی نمایشنامه افول نوشته اکبر رادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معرفی و بررسی سبکی «ضیاءالقلوب فی اخلاق المطلوب»یک اثرتازه یافته منثور به تقلید از گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون زیادی در زمینه مسائل اخلاقی به رشته تحریر در آمده است که هر کدام سعی در نجات ارزش های انسانی و فضائل اخلاقی داشته اند. از جمله این آثار، کتاب ارزشمند «ضیاء القلوب فی اخلاق المطلوب» تألیف سیدمحمدضیاءالدین حسینی مازندرانی اصفهانی معروف به حسینی مرعشی است که در قرن یازدهم هجری قمری به نثر آمیخته به نظم و به تقلید از گلستان سعدی به زیور تحریر درآمده است. ضیاءالقلوب فی اخلاق المطلوب کتابی مفصل در بیان مسائل اخلاقی با استناد به آیات ، روایات و حکم و داستان ها و اشعار نغز است که به نام شاه عباس اول صفوی تحریر و دریک عنوان و دو صحیفه هر کدام در چند باب تنظیم شده است. از نویسنده، در هیچ تذکره ای نامی برده نشده است. این پژوهش بر آن است که برای نخستین بار، ضمن معرفی اثر و با دستیابی به ژرفنای آن و شناخت ارزش های زبانی، ادبی و فکری آن با تکیه بر سبک شناسی، زمینه ای برای شناخته شدن هر چه بیشتر این اثر ارزشمند تعلیمی فراهم سازد. از آنجا که این کتاب تاکنون تصحیح و به زیور طبع آراسته نشده است، بررسی سبکی آن از حلقه های تکمیل کننده نوعی از سبک نثر فارسی در عهد صفوی است.
بررسی و مقایسه موقعیت های طنز آمیز در داستان ها و نمایشنامه های محمود دولت آبادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
محمود دولت آبادی از نویسندگان پر آوازه معاصر است که در آثار داستانی و نمایشی خود با دیدگاهی واقع گرایانه به بررسی معضلات و مشکلات جامعه پرداخته است و گاه برای به تصویر کشیدن معضلات اجتماعی از موقعیت های طنز آمیز سود جسته است. طنز موقعیت طنزی برگرفته از تصویر ها، تصور ها و مفاهیم است که می تواند آمیزه ای از رفتار، موقعیت، صحنه و گفتار باشد. در تحقیق حاضر تلاش می شود تا شگردهای ایجاد موقعیت های طنز آمیز در داستان ها و نمایشنامه های دولت آبادی با تکیه بر دو اثر داستانی و دو اثر نمایشی، بررسی و مقایسه شوند. با تفحص در موقعیت های موجود در چهار اثر می بینیم که عامل کلیدی ایجاد موقعیت های طنز آمیز در شبکه ارتباطی بین آنها آن-هاست که علاوه بر خنده انگیزی با ظرافت سیستم فرهنگی یا سیاسی جامعه را به سخره می گیرند. مهمترین موضوعاتی که نویسنده در قالب موقعیت های طنز آمیز به آنها توجه دارد عبارتنداز: معضلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بی-عدالتی و وجود فساد در بین ارگان های مختلف اداری.
مقامه و پیکارسک: آیا سبک داستان نویسی پیکارسک از مقامه نویسی تأثیرپذیر بوده است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
49 - 64
حوزههای تخصصی:
برخی معتقدند روایات پیکارسک در ادبیات اروپایی براساس مقامه نویسی در ادب عربی و فارسی شکل گرفته است. مقامه نوعی مجلس گویی است که در آن قصه ها و حکایاتی با نثر مصنوع و مسجع و در موضوعات گوناگون بیان می شود. تکدی گری، دزدی و سخنوری موضوعات اصلی مقامات است. پیکارسک نیز گونه ای از داستان است که در قرن شانزدهم میلادی در اسپانیا به وجود آمده است و روایت کننده داستان فردی حیله گر، دزد و سخنور است که با انواع ناملایمات روزگار درگیر است. ازلحاظ ساختار و موضوع، شباهت های فراوانی میان مقامه و پیکارسک وجود دارد و البته تفاوت های میان آنها نیز اندک نیست. روش نگارش یافته ها در این مقاله تحلیلی-توصیفی است و در آن، تلاش بر این بوده که شباهت ها و تفاوت های میان مقامه و پیکارسک با تحلیل (بررسی تک تک اجزاء) هریک از آنها بیان شود تا بدین وسیله مشخص شود مقامه بر پیکارسک تأثیرگذار بوده است یا نه. به نظر می رسد به دلایلی همچون تأثیرناپذیری مستقیم پیکارسک از مقامه، شکل گیری این گونه داستانی همسو با پیشینه فرهنگی-ادبی اروپا و تأثیرپذیری آن از شرایط تاریخی-اجتماعی اسپانیای آن دوران، بتوان این فرضیه را مردود دانست.
La peur du temps chez Alfred de Musset(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le sentiment du temps apparaît comme un thème perpétuel dans la littérature. L’homme a toujours peur du passage du temps, de la mort et de la fin de sa vie mais c’est un voyage obligé, ce qui domine toute sa vie. Dans cet article, nous étudions les visages du temps dans les poèmes les plus célèbres d’Alfred de Musset qui s’appellent <em>les Nuit</em>. L’omniprésence du temps montre que ce dernier occupe une place très importante dans ses poèmes. Le monde imaginaire de Musset provoque l’angoisse, la peur et le désespoir chez le lecteur. En effet, le poète montre son anxiété devant le passage du temps qui suit son chemin vers la mort. Il présente aussi ses échecs dans l’amour qui apporte la mélancolie pour lui et entraine la fin de sa vie. Cet article est donc basé sur les images désespérantes et angoissantes. Pour étudier les visages du temps dans les poèmes de Musset, nous aurons recours à la méthode critique de Gilbert Durand. Notre étude s’intéresse à l’analyse des images et ne fait pas attention aux aspects philosophiques. L’objectif de cet article est de révéler sous quelles formes, l’angoisse du temps se présente dans la conscience du poète.
جریان شناسی ادبیات داستانی مهاجرت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهههای اخیر، روند مهاجرت ایرانیان و به ویژه نویسندگان و نشر آثار مهاجران شکل ویژه ای یافته است. حضورِ نویسندگان و شعرا در خارج از کشور و تولید متن ادبی، گرایش ها، جریان ها و رویکردهای ادبی خاصی را در بیرون از مرزهای کشور پدید آورده است. آثارِ ادبی برون مرزی با عنایت به شاخصه ها و ویژگیهایی که برخی از منتقدان برشمرده اند، تعابیر متفاوتی دارد. مسئله نویسنده و چگونگیِ رفتن یا زمان بودن او در خارج از کشور و محتوای اثر او از دلالت های مهمی تلقی می شود تا کاری ذیلِ عنوان خاصی تعریف و طبقه بندی گردد. همچنین داستان نویسی برنمرزی در جریانهای مشخصی قابل دستهبندی است. در مقاله حاضر داستاننویسی مهاجرت ایرانی، در قالب جریانهای عمده سیاستمحور، هویتمحور و داستاننویسی زنان تحلیل شده است. داستان نویسی سیاسی در دهه 60 و تا اواسط دهه 70 پربسامدترین جریان است. این جریان زیر سایه گروهها و فعالیت های سیاسی پدید میآید و به مسئله انقلاب و مسائل پیرامون آن توجه می کند. از نیمه دهه 70 به بعد جریان هویتاندیش غلبه مییابد. در این جریان مضامینی نظیر تفاوتهای سرزمین مادری و سرزمین دیگری و نحوه مواجهه مهاجران با دنیای جدید در قالب روایتهای هویتاندیش برجسته میشود. نویسندگان زن نیز در مهاجرت بسیار بودهاند و در حوزه داستان، با نگاهی زنانه به روایت زندگی زنان مهاجر و مسائل آنها پرداختهاند. در داستاننویسی زنان نحوه مواجهه زن با دنیای جدید و نیز مسائل آنها در جامعه ایران از موضوعات عمده روایتهاست.
خوانش تطبیقی تحول ویژگیها و کنشهای ایزد مهر در ریگ ودا و اوستا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهر از دیرینه ترین شخصیّت های اسطوره ای، دینی و فرهنگی اقوام هند و آریایی است. این ایزد نمودی از باورهای مشترک خدایانی است که قبل از مهاجرت اقوام هند و اروپایی و بسیار پیشتر از ظهور زرتشت شکل گرفته اند. متون دینی و سرودهای مقدّس هند و ایران، نمایانگر اندیشه ها و باورهای مذهبی این دو سرزمین در هزاره های پیش از میلاد است. ایزد مهر هم یکی از ایزدان و شخصیّت های مشترک در این دو قوم کهن است که پس از جدایی، جایگاه ویژه خود را نزد هر دو حفظ کرده است. پژوهش حاضر می کوشد ایزد مهر را با تکیه بر کهن ترین جامعه آماری دو قوم هند و ایرانی مطالعه کند و با استناد مستقیم به ریگ ودا و اوستا در پی آن است تا نقش بافت فکری – فرهنگی این اقوام را در تعیین کنش ها و ویژگی های همسان و متفاوت چهره اسطوره-ای مهر بکاود. یافته ها نشان می دهند که کنش ها و ویژگی های مشترک ایزد مهر ریشه در روزگار یگانگی این اقوام دارد و منشأ تفاوت های این چهره اسطوره ای را باید در شاخه ایرانی و پس از جدایی فیزیکی و معنوی از شاخه هندی جست. بنابراین پس از جدایی اقوام، تفاوت های فکری و فرهنگی در شخصیت های اسطوره ای مشترک هم نمایان می شود. این ویژگی ها وکنش های متفاوت، تحت تأثیر بافت فرهنگی و عوامل اجتماعی به وجود آمده و یا متحوّل شدند.