فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۲۱ تا ۱۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی لایه ای با زیرساخت نشانه، لانگ، پارول، رمزگان، بافت و... در پی خوانشی دقیق از متن است. نشانه در این رویکرد در تعامل گفتمانی به متن تبدیل می شود. درواقع این فرایند نتیجة خوانش بافتاری نشانه ها در قالب رمزگان است که به لایه های متنی تبدیل می شود. البته خوانش بینامتنیتی و بیناگفتمانی مخاطب، به این لایه ها جهت می دهد. منظومة خسرو و شیرینتوانایی چنین خوانشی را دارد؛ بنابراین در این پژوهش به نشانه هایی مانند آب، شیر، خون، درخت، سنگ، خورشید و... در جایگاه کنشگران اصلی روایت، گرداگرد سه شخصیت فرهاد و خسرو و شیرین، توجه شد؛ به گونه ای که خوانش پدیدارشناختی، این نشانه ها را همگام با هر شخصیتی در فرایند معنایی، متناسب با دلالت های ضمنی دید. روش توصیفی تحلیلی لایه های نشانه ای نشان داد شاعر چگونه از شگرد اقتصاد داستانی در قالب نشانه ها برای افزونی ساختار معنایی محتوایی اثر استفاده کرده است؛ به طوری که با وجود نگرش ساختارگرایی برخی تحلیل گران، این پژوهش به سبب در نظرگرفتن پیرنگ برای همة نشانه ها در رمزگان های مختلف خوانشی، به افزونی معنایی داستان انجامید؛ برای مثال وقتی کنشگران همنشین شیرین، مانند آب و شیر و خون، برپایة عمل فراروی نشانه ها در رمزگان های مختلف عرفان و اسطوره و روانشناسی و... قرار می گیرند، پایان کار شیرین، در جایگاه دلالت های ضمنی متفاوتی قرار می گیرد؛ مانند فنای عارفانه و یا مرگ زودهنگامی که مجازات اوست.
بررسی و مقایسه سبک شناسی اسم های اشخاص در جلدهای اول تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی با استفاده از بسامدهای آماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نثر تاریخ بیهقیو تاریخ جهانگشای جوینیاز دو دوره کاملاً متفاوت، مرسل و فنی، است. تاکنون پژوهش های متنوعی دربارة سبک شناسی بر روی این آثار انجام شده است؛ اما متأسفانه دربارة ویژگی های سبکی این دو اثر، تنها شواهد محدودی بررسی می شود. از مهم ترین اهداف این پژوهش، تهیه اسناد و اطلاعات قطعی باتوجه به کل متن است؛ منظور از اسناد و اطلاعات قطعی، اطلاعات آماری و مشخص شدة هریک از ویژگی ها و عناصر مهمی است که صاحب نظران بر اساس آن نظر خود را دربارة سبک یک اثر ارائه می کنند. تمرکز این روش بر اطلاعات به دست آمده از آثار ادبی و تحلیل آنها با نرم افزارهای پیشرفته رایانه ای است؛ به همین منظور جلد اول تاریخ بیهقیو تاریخ جهانگشای جوینیانتخاب شد. اسم های موجود در هر اثر با استفاده از رایانه، از هر دو متن استخراج گردید. با بررسی هر دو متن تفاوت ها و شباهت های ویژگی های مؤثر هر اثر در زمینة اسم های اشخاص، باتوجه به رویکرد سبک شناسی، تحلیل شد. ابوالفضل بیهقی به سبب سبک خاص و تلاش برای مستندکردن نوشته هایش، بیش از جوینی از اسم های اشخاص بهره برده است؛ البته این تفاوت تنها در تنوع اسامی نیست؛ بلکه تفاوت اصلی در میزان تکرار اسم هاست؛ به گونه ای که در تاریخ بیهقیتکرار اسم بیش از تاریخ جهانگشای جوینیاست.
نگاهی معنایی بر دو واژه «جُناغ» و «جُنا» در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۸
124 - 99
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از نسخ شاهنامه، شرح ها و فرهنگ های نوشته شده بر آن، در باب معنای دو واژه «جُناغ» و «جُنا» اختلاف نظرهایی دیده می شود. معنای بیان شده این دو واژه چندان با ابیاتی که این دو واژه در آن ها آمده است، سازگاری ندارد. از این رو، در این مقاله در پی آنیم که با در نظر گرفتن «بافت موقعیتی» ابیات شاهنامه، «استفاده از نشانه های درون متنی» موجود در شاهنامه و «نگاهی کُل گرایانه و جامع» بر ابیاتی که دو واژه «جُناغ» و «جُنا» در آن ها آمده اند، به بررسی معنایی این دو واژه در شاهنامه فردوسی بپردازیم. از این رو، ابتدا معانی موجود در فرهنگ های مهم زبان فارسی، فرهنگ های تخصصی شاهنامه و شرح های نوشته شده در باب این دو واژه را دسته بندی کردیم و آنگاه با در نظر گرفتن این سه عامل مهم، معانی متعدد این واژه را در بوته نقد قرار دادیم تا به دو معنای اصلی دست یافتیم. از رهرو همین بررسی دریافتیم که برخلاف نظر محققان، واژه «جُنا»، ریخت دیگر واژه «جُناغ» نمی تواند باشد و در واقع، دو واژه مجزّا با دو معنای متفاوت است که نزدیکی معنایی و قرابت ظاهری آن باعث شده تا بسیاری این دو را یکی بپندارند و در تصحیح های شاهنامه، بدون در نظر گرفتن تفاوت معنایی آن ها، از آن دو به جای یکدیگر استفاده کنند.
بررسی ساختاری رمانس فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
77 - 88
حوزههای تخصصی:
در میان متون ادب فارسی، ده منظومه به نام های <em>ویس و رامین</em>، اثر فخرالدین اسعد گرگانی، <em>خسرو و شیرین، هفت پیکر، شرف نامه و اقبال نامه</em> نظامی گنجه ای، <em>گل و نوروز</em> و <em>همای و همایون</em> خواجوی کرمانی، <em>جمشید و خورشید</em> سلمان ساوجی، <em>بهرام و گل اندام</em> از امین الدین صافی و <em>همای نامه</em> وجود دارد که دارای ویژگی های نوع ادبی رمانس اند. اختلاف زمانی در روایت رمانس های منظوم و گستردگی جغرافیایی این منظومه ها، روساخت آنها را متنوع ساخته است. این تنوع و تفاوت در شیوه روایت رمانس ها، چند ساختار را در آنها ایجاد کرده است؛ اما ساختار اصلی آنها مبتنی بر آیین آشناسازی یا پاگشایی قهرمانی است؛ پاگشایی و آیین های تشرف، بر مجموعه ای از مراسم و مناسک و آموزش های شفاهی دلالت دارد که هدفشان ایجاد تغییر و تحولی بنیادین و تعیین کننده در وضعیت دینی و اجتماعی آن فردی است که مشرف یا پاگشا می شود. در این مقاله، بر اساس الگوی ساختارگرایی لوی استروس، کمینه های روایی رمانس های منظوم فارسی را استخراج و ساختار آنها را بررسی کرده ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد استفاده از ساختار پاگشایی در روایت رمانس های منظوم فارسی، به دلیل اهمیت ازدواج برون خانواده ای در ژرف ساخت این داستان هاست که بر پایه تقابل سفر قهرمان به سرزمین بیگانه و بازگشت او به زادگاه خویش، تقابل خواسته قهرمان و دست یابی به خواسته، تقابل نبرد قهرمان و پیروزی او و در نهایت، تقابل سرزمین پدری و سرزمین معشوق شکل گرفته است.
تضمین: اصطلاحی متفاوت در بوطیقای بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضمین: اصطلاحی متفاوت در بوطیقای بیدل دهلوی بهمن بنی هاشمی [1] چکیده یکی از دشواری های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهمِ معانی و کاربردهای خاصّ واژه ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه های فارسی را با معنای وضعی و لغت نامه ای به کار می برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه ها در زبانِ فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه هاست که بیدل آن را در معنای متفاوتی به کار برده و گاه با آن ترکیبِ «مصرعِ تضمین» را ساخته است. در این مقاله ابتدا تعاریف و معانیِ تضمین در لغتنامه ها و کتب بلاغی بررسی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می شود. همچنین اصطلاح «مصرعِ تضمین» مورد بررسی قرار می گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار بیدل، تعیین و تبیین شده است. در پایان معنای «تضمین» و «مصرعِ تضمین» در اشعار تعدادی از شاعرانِ هم عصرِ بیدل بررسی و با معنای آن ها در اشعار بیدل مقایسه می شود. این مقاله نشان می دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن 12 هجری قمری در شبه قاره هندوستان، به اصطلاحاتی تخصصی در حوزه نقد ادبی تبدیل شده است و تعاریفی جدید را پذیرفته. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصا به معنی «مصراع برجسته» به کار می رود و «تضمین» به فرایند «مصرع رسانی» یا «پیش مصرع رسانی» اطلاق می شود به این فرایند «مضمون بستن» نیز می گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش مصرعِ رسانده» به کار می رود. [1] دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی bahmansher@gmail.com
گونه شناسی مرثیه های استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم آذر و دی ۱۳۹۷ شماره ۲۳
201-218
حوزههای تخصصی:
استان بوشهر را بی تردید از استان های تاریخی کشور می توان به شمار آورد. این استان از نظر فرهنگ عامیانه، یکی از غنی ترین گنجینه های ایران زمین است. این گنجینه عظیم، به ویژه در موسیقی آیینی، نوحه خوانی و مرثیه سرایی، بیشتر نمود دارد. با توجه به خرده فرهنگ های سنتی و شرایط خاص جغرافیایی موجود در این استان، مرثیه های عامیانه در آن جایگاهی مهم دارد. در این پژوهش بنا بر این است تا به شیوه ای تحلیلی، گونه شناسی مرثیه ها در این استان، بررسی شود. شیوه این پژوهش کتابخانه ای است؛ اما در برخی از مورد ها از شیوه میدانی نیز استفاده شده است. هدف اساسی این نوشتار، شناخت مرثیه های عامیانه در زمینه های خاص؛ از جمله سنج و دمام، ذکرخوانی، عَلَم، کتاب خوانی، پیش خوانی، پامنبری، سینه زنی دوره ای، لایی لایی گهواره علی اصغر (ع) ، سرود حجله گاه قاسم (ع) ، چاووش، روضه خوانی، شبیه خوانی ذوالجناح، صبحدم، شبیه خوانی شام غریبان و دیگر مرثیه های به کار گرفته شده در آیین های عزاداری استان بوشهر است. یافته های این نوشتار، علاوه بر گونه شناسی مرثیه های استان بوشهر، نشان دهنده تأثیر این مرثیه ها از نظر زبان، بیان، اندیشه، موسیقی و قالب، بر ادبیات آیینی این استان است.
طریقه فردوسیه و تأثّرات آن از سلسله کبرویه از رهگذر مکتوبات صدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از منابع کهن و متأخر، طریقه شرف الدین مَنیَری (661 ؟‑782 ق) به سلسله سهروردیه و گاه چشتیه منسوب شده؛ حال آنکه به گواه آثار شیخ منیری و نیز بیشترِ منابع هم روزگار او، شرف الدین به طریقه کبرویه فردوسیه منتسب بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به این مسئله کانونی، نادرستی انتساب شیخ منیری به سهروردیه و گاه چشتیه، پرداخته شده است تا افزون بر تبیین ضرورتِ مشخص کردن طریقه شیخ منیری به این پرسش ها نیز پاسخ داده شود: انتساب شرف الدین به سلسله ها در منابع به چند دسته تقسیم می شود؟ احتمالات برای شکل گیری و رواج این انتساب ها در چند رده دسته بندی می شود؟ بنابراین نخست با رجوع به یکی از ملفوظات شرف الدین با نام معدن المعانی (تألیف: پیش از 15 شعبان 749 ق) و دیگر منابع کهن و معاصر، نادرستی انتساب شیخ منیری به سهروردیه و گاه چشتیه گوشزد و سپس سه احتمال برای شکل گیری و رواج این انتساب ارائه شده است. همچنین در بخش سوم مقاله، به هدف پژوهش یعنی ارائه برخی از مهم ترین تأثیرپذیری های شرف الدین منیری از آثار نجم الدین کبری (540‑618 ق) و دیگر مشایخ کبرویه، که در مکتوبات صدی نمود یافته، پرداخته شده است تا انتساب فردوسیه به سلسله کبرویه به عنوان دستاورد برجسته این نوشتار بیش از پیش نمایان شود.
ماهیت و کارکرد تصویر نمادین در شعر نیما(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تصویر از اساسی ترین اصطلاحات نقد ادبی و از مباحث بنیادی بلاغت امروز است. این مقاله بر آن است که ویژگی و کارکرد تصویر نمادین شعر نیما را بررسی نماید. بنابراین نماد و همچنین شاخصه های ایماژ نمادین در شعر نیما با بحث از: گنگی ذاتی، تأویل پذیری و چند معنایی، وحدت ایده و تصویر و ساختار ارگانیک تبیین شده، و به نظم افکار و احساسات و القای احساس و عاطفه، دو نقش و کارکرد مهم ساختار تصویر در شعر نیما پرداخته شده است. این پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع کیفی و کتابخانه ای است. هدف از مقاله حاضر ارزیابی تصاویر شعر نیما از منظر منطق تخیلی خاص و بررسی کیفیت نظام ایماژی در شعر او با تکیه بر نظریه های زیبایی شناسی ادبی مدرن و مطابقه آن با مکتب های ادبی است. یافته ها گویای آن است که ماهیت، کارکرد و فرآیند تصویر نمادین با توجه به نگرش او به مکتب های ادبی، متفاوت است. با توجه به طرح مسایل اجتماعی و سیاسی و گرایش نیما به وقایع اجتماعی، قلمرو معنایی این ساختار از تصویر در شعر او، نمادگرایی انسانی -اجتماعی است و ساختار اندامیک نماد، یکی از شاخصه های بارز تصویرگری نمادین در شعر نیما است.
بررسی کاربست برخی از ساخت های تازه در شعر طنز انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
219-246
حوزههای تخصصی:
طنز نوعی ادبی است که، جنبه های بد رفتارهای بشری، ضعف های اخلاقی و فسادهای اجتماعی و یا اشتباهات انسان را به شیوه ای تمسخر آمیز و اغلب غیر مستقیم بازگو می کند و هدف آن اصلاح است. گاهی اغلب جوامع دچار مشکلات و رنج های اجتماعی، سیاسی و... شده و یا حاکم و مردم آن جامعه دچار مفاسد اخلاقی می شوند؛ در چنین شرایطی طنز با کارکرد های مختلف سیاسی، اجتماعی و... در قالب های مختلف از جمله شعر به رسالت خود می پردازد و شاعران طنزپردار آثاری را به وجودمی آورند؛ که این سؤال مطرح می شود، آیا با تولید این همه اثر طنز در شعر انقلاب اسلامی که در هیأت طنز سیاسی، اجتماعی و البته طنز زبان گرا فرانمودند، ساخت های بدیع و تازه ای در این کارها قابل ردیابی، دسته بندی و بازشناخت پدیدآمده است؟ در این پژوهش با تحلیل آثاری برگزیده از شاعران طنزپرداز انقلاب، کاربست برخی از ساخت های تازه در شعر طنز انقلاب بررسی و مشخص شده است؛ آن هم ساخت های خاص که باز کمتر بدان ها توجه شده است و در ساحت شعر طنز انقلاب توجه انگیزند. ساخت هایی چون قالب فراغزل، آشفته، شعر فرانو، کوتاه سروده ها (ترانک و آنک) گویش های محلی، زبان محاوره و ترانه گون، طرفه کاری ، انواع نقیضه ها، نظیره، بازی های زبانی و... بایددانست، بررسی کاربست ساخت های نوِ شعر طنز انقلاب درحقیقت تشریح یکی از عمده ترین بسترهای طنز انقلاب محسوب و مشخص می شود که طنزپردازان انقلاب بنا به سلیقه جامعه امروزی و تنگی مجال، برای سرودن اشعار طنز خود استفاده کرده اند. افزودن بر لطف کلام و تأثیر آن، فاصله گرفتن از برخی شگردهای دست پرسوده و همگرایی ساخت و معنا از دلایل پدیدآمدن برخی از این شگردهاست که به نوعی یافته این مقاله به حساب می آید.
خوانش تطبیقی تاریخ نگاری منظوم در مدایح ابن هانی و امیر معزی (مطالعه موردی: مضامین، ساختار های ادبی و تصاویر شاعرانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به طورکلی تاریخ نگاری منظوم یا ثبت وقایع تاریخی در شعر شاعران عرب و ایران، جایگاه ویژه ای داشته است؛ اما این امر در عصر عباسی به نحو گسترده و متفاوتی در ادب عرب ظهور یافته و شاعران ایرانی نیز در این دوره، به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با شعر و ادبیات عرب پیدا کرده اند، در ثبت وقایع تا حد زیادی متأثر از بزرگان شعر و ادب عرب بوده اند. بر این اساس، مدایح تاریخی امیر معزی را که به عنوان یک شاعر درباری که در لغت، تصاویر شعری و مضمون متأثر از شعرای عرب و از جمله متنبی است، می توان از جنبه های مختلف با مدایح تاریخی ابن هانی که او نیز از متنبی تأثیر پذیرفته و ملقب به متنبی مغرب است، مقایسه کرد. وی بسیاری از مضامین مدایح خود را به صورت مستقیم و آگاهانه، از طریق مطالعه و تسلط بر اشعار برخی از شاعران عرب هم عصر یا پیش از خود یا غیرمستقیم و ناآگاهانه، با تأثیر پذیری از برخی شاعران ایرانی هم عصر یا پیش از خود، از شاعران عرب اخذ کرده و در تعدادی از قصاید خود، طرح کلی، ساختار عمومی و مضامین و تصاویر شعری قصاید عربی را رعایت کرده است. در این پژوهش، با بررسی و مقایسه مدایح تاریخی این دو شاعر، ضمن بیان وجوه اشتراک و افتراق آنها در مضون، ساختار و تصاویر شعری، جایگاه هریک از آنها در ثبت وقایع تاریخی عصر خود، نشان داده شده است.
بررسی تطبیقی گلستان سعدی و مقامات بدیع الزمان همدانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بدیع الزمان همدانی یکی از بزرگ ترین نویسندگان عصر عباسی، فنّ جدیدی را ابداع کرد که مورد توجّه نویسندگان و شاعران آن زمان و حتّی دوره های بعد قرار گرفت. این اقبال به فن ابتکاری بدیع الزمان، به زبان عربی محدود نشد و ادبای سایر زبان ها نیز به پیروی از بدیع الزمان آثار ارزشمندی را تألیف نمودند. ازجمله این آثار کتاب گلستان سعدی است. سعدی در تألیف این اثر بی بدیل تا حدود زیادی از مقامات عربی تأثیر پذیرفته، تا جایی که برخی از منتقدان، گلستان را در شیوه انشا نوعی مقامات دانسته و مقدمه آن را یک مقامه کامل به حساب آورده اند. مقاله حاضر درصدد است تا گلستان سعدی را به شکل تطبیقی با مقامات بدیع الزمان مقایسه کرده و موارد اشتراک و اختلاف میان آن ها را به شکل واضح بیان نماید. بر اساس نتایج به دست آمده، گلستان در دوازده مورد با مقامات بدیع الزمان مشترک و در شش مورد با آن متفاوت است. بدین ترتیب و با عنایت به وجود موارد مشترک بیشتر نسبت به موارد اختلاف، معلوم می شود که سعدی گلستان را به شیوه مقامات و به تبعیت از سبک بدیع الزمان تألیف کرده، اما این تأثیرپذیری تقلید صرف نبوده و نبوغ سعدی در گلستان به وضوح نمایان است.
کارکرد منابع جانبی در نقد و تصحیح متون باتکیه بر نقش ولی نامه در تصحیح تذکره الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به منابع جانبی یا فرعی در نقد و تصحیح متون کهن کاربرد ویژه ای دارد. این گونه منابع با متن تصحیح شده ارتباط هایی فرعی مانند تاریخی و محتوایی و ساختاری دارد. تذکره الاولیای عطار همواره مانند متنی مرجع در سنت صوفیانه ایرانی منظور همگان بوده است. گزیده ها و ترجمه های گوناگون این متن در طول تاریخ نشان دهنده این واقعیت است. منظومه ولی نامه در نیمه نخست قرن نهم هجری در شهر شیراز سروده شد. این اثر ترجمه ای منظوم از تذکره الاولیا ی عطار است که افزون بر جنبه های ادبی و هنری از منظر متن شناسی نیز بسیار اهمیت دارد؛ زیرا نویسنده ان گویا به نسخه یا نسخه های اصیلی از تذکره الاولیا دسترسی داشته و در نظم این مجموعه کوشیده است تااندازه ممکن به ضبط های ویژه تذکره الاولیا پایبند باشد. در این نوشته ویژگی های این منظومه تبیین و نمونه هایی از ضبط های دقیق و اصیل ان بررسی می شود؛ همچنین نویسنده با تحلیل های نسخه شناسانه می کوشد تا نقش این اثر را مانند متنی جانبی در تصحیح و گشودن برخی از مشکلات متنی تذکره الاولیا واکاوی کند.
بررسی زمینه های جبرباوری و اختیارگرایی در مثل های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۹ (پیاپی ۸۴)
219-241
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها، به منزله نوعی ادب محاوره ای، همواره از آبشخورهای دین، فرهنگ، آداب ورسوم و باورهای فلسفی و کلامی جامعه مایه می گیرند و باورهای عوام را نیز آینگی می کنند. تکرار و بسامد ضرب المثلی با اندیشه خاص باعث می شود که آن نوع اندیشه به الگوی رفتاری تبدیل شود و کنش ها و رفتارهای مردم جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. در جامعه ایرانی، همواره دو جریان کلامی اختیارگرایی معتزله و جبرباوری اشاعره حاکم بوده است، اما ازآنجاکه همواره حکومت ها جریان جبرباور اشاعره را به شیوه های مختلف تقویت کرده اند، این باورها در ذهن و زبان عامه مردم و به تبع آن امثال فارسی راه یافته اند، تاجایی که بیشتر امثال فارسی با ذهنیتی جبرگرا ساخته شده اند. همین جبرگرایی در ایران باستان در اندیشه زروانی باعنوان "بخت" مطرح است که حجم گسترده ای از امثال را شامل می شود. باورهایی مثل اعتقاد به جبر محض، اعتقاد به قضا و قدر و اراده حتمی خداوند و عدم استقلال انسان در سرنوشت خود، کژفهمی مسایلی مثل توکل و تفویض، رضا و تسلیم دربرابر قضای حتمی و توفیق و خذلان، در طی اعصار عواقب ناگواری برای فرهنگ ایرانی به همراه داشته است.
بررسی تأثیر مضامین قرآنی در دیوان شعر ابراهیم گلشنی بردعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابراهیم گلشنی بردعی یکی از عارفان بزرگ طریقه خلوتیه و از سنیهای متعصب بود که شخصیت ادبی و عرفانی وی در نزد اهل تحقیق و ادب چندان شناخته نیست. گلشنی در عرفان صاحب طریقت خاص بود و مریدان زیادی داشت چنانکه طریقه گلشنی در سرزمینهای عثمانی و مصر، منسوب به اوست. گلشنی بردعی یکی از خیل شاعرانی است که می توان در شعر وی تأثیر بسیار بالای قرآن را مشاهده کرد. آشنایی عمیق و گستره وی با آموزه های قرآنی باعث شده است که کلام وی به صورت های مختلف دربرگیرنده مضامین قرآنی باشد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، هدف آن بررسی تأثیر قرآن در نسخه خطی دیوان وی است که در کتابخانه فاتح استانبول به شماره 3866 نگهداری می شود. مهمترین محورهای این پژوهش، بررسی آرایه هایی چون تضمین، تلمیح و اقتباسات قرآنی است که دو شیوه تأثیر واژگانی و گزاره ای را در بر می گیرد. نتایج این بررسی نشان می دهد که گلشنی در مبحث تلمیح و اقتباس بیشترین تأثیر از قرآن پذیرفته است و بیشترین تلمیحات وی مربوط به داستان های پیامبران است.
فرامتن های سلامان و ابسال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامان و ابسال، داستانی رمزی و تمثیلی است که در تمدن یونانی ریشه دارد؛ اما در فضای فرهنگ ایرانی پرورده شده است. وجود روایات متعدد از این داستان در پیشینه ادبی ایران، بیانگر اهمیت آن در میان اندیشمندان ایرانی است. قابلیت های بالقوه این اثر رمزی در ایجاد مضامین عمیق، دست مایه شاعران و نویسندگان بسیاری قرار گرفته است؛ پدیدآورندگانی که برای برآوردن انتظارات مخاطبان، در سده های پیوسته این اثر را بازآفرینی کردند. ابن سینا نخستین کسی است که از قابلیت های رمزی سلامان و ابسال بهره برد. سپس برخی متفکران نام آور ایرانی مانند فخر رازی، خواجه نصیر طوسی، جامی و نویدی، مفاهیم باطنی این روایت را کشف کردند. خواجه نصیر با تلاش چندین ساله به دو روایت از سلامان و ابسال دست یافت که در ظاهر متفاوت به نظر می رسید. او بر آن بود که مقصود ابن سینا از سلامان و ابسال در نمط نهم اشارات با روایتی همخوانی بیشتری دارد که ابوعبید گرگانی، شاگرد ابن سینا، به استاد خود نسبت داده است. برخی صاحب نظران معاصر مانند هانری کربن نیز نظر خواجه نصیر طوسی را تأیید کرده اند. بررسی تأویل های یک اثر در نقد ادبی نوین جایگاه ویژه ای به دست آورده و ژرار ژنت پژوهشگر معاصر فرانسه بخشی از ترامتنیت خود را با عنوان فرامتنیت به آن اختصاص داده است. به همین سبب در این پژوهش تلاش شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا با بررسی شرح ها و تأویل های سلامان و ابسال، به گونه های تازه ای از فرامتن می توان دست یافت؟ دستاوردهای برخاسته از این پژوهش به بازیابی دو گونه فرامتنی گسسته و پیوسته انجامید. همچنین این پژوهش بیانگر آن است که بیشتر شرح و تأویل های سلامان و ابسال با تأثیر پذیرفتن از اندیشه های فلسفی ابن سینا پدید آمده است.
بررسی چهار گونه ادبی شعر شیعی متأثر از قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
زبان و ادب فارسی رشد و گسترشی چشمگیر در فرهنگ و تمدن اسلامی داشته است. این در درجه نخست مرهون تأثیری است که قرآن کریم بر اندیشه دانشمندان، متفکران، ادیبان، شاعران و دیگر گروه های جامعه داشته است. قرآن مجید شاعران، هنرمندان و نویسندگان فارسی را در دو سطح شکلی و محتوایی تحت تأثیر خود قرار داده است. پژوهش های گسترده درباره تأثیر قرآن در آثار ادبی نشان می دهد که عبارات و اشارات شاعران به محتوای تاریخی، کلامی، دینی، اخلاقی و فکری قرآن از یک سو و کاربرد تصاویر قرآنی، آرایه های لفظی و معنوی و نیز ساختار متنی قرآن از سوی دیگر بسیار عمیق و گسترده است. آنچه در این مقاله موردبررسی قرارگرفته است، تأثیر قرآن بر شکل گیری زیرگونه های ادبیِ کهن در نسخه های خطی جنگ هایی است که شاعران شیعی سروده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاعران به ویژه شاعران شیعی در شکل دادن و سرودن این زیرگونه ها و یا گونه های فرعی تا چه حد متأثر از شکل و محتوای آیات قرآنی بوده اند. بعضی ازاین گونه ها مانند «بسم الله نامه» اختصاص به شعر شیعی ندارد و در شعر دیگر شاعران مسلمان نیز یافت می شود. برخی دیگر ازاین گونه ها مانند «سلام نامه»، «صلوات نامه» و «لعن نامه» تنها در حوزه ادبیات شیعی شکل گرفته اند و برای نخستین بار در این مقاله معرفی و مورد تحلیل قرارگرفته اند.
نقدی بر شرح چند جمله در نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفثه المصدور، اثر ماندگار ادب فارسی در عرصه نثر متکلف، مورد عنایت شارحان قرار گرفته است. از این جمله، شرحی است که حاصل مساعی امیر حسن یزدگردی است. علی رغم کوشش شارح، امکان بازبینی برای ناقدان دیگر وجود دارد. این پژوهش از نوع توصیفی و با روش کتابخانه ای تهیه گردیده و بنا به نیاز، به اسناد معتبر و قابل اعتماد مراجعه شده است. در این پژوهش ابتدا عباراتی که در شرح آن اشکالی وارد بود، مشخص و در ادامه نظر شارحِ اثر ذکر شد. پس از آن اشکالاتی که در شرح به نظر رسید با وجوه مختلف آن بیان و در پایان به نتیجه گیری و ارائه مفهوم نهایی پرداخته شد. البته برای ابهام زدایی کامل از عبارت مورد نظر، عنداللزوم، از عبارات قبل و بعد یا صفحات دیگر نیز شواهد یا عباراتی به عنوان شاهد مثال ذکر شده است. این اشکالات یا مربوط به متن اثر است یا شرحی که برآن عبارت نگاشته شده است.