مطالب مرتبط با کلیدواژه

استیونز


۱.

شیوه ی القای ایدئولوژی و تأثیر آن بر تقابل لذت/ آموزش در دو رمان نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: لذت و آموزش ایدئولوژی های پنهان و آشکار رمان نوجوان استیونز مک کالم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۹ تعداد دانلود : ۴۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوه های القای ایدئولوژی و بازنمایی لذت جست وجوی ایدئولوژی های پنهان و آشکار در دو رمان نوجوان نگاشته می شود. رمان های امپراطور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت جمشید خانیان و کنسرو غول مهدی رجبی، نمونه های بررسی شده ی این جستارند. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با روی کرد توصیفی تحلیلی است. چارچوب نظری استیونز و مک کالم در باب ایدئولوژی و کتاب های کودکان، به ساختار مقاله شکل می دهد. در این جستار، بازتاب های ایدئولوژی، در نظام های نشانه شناسیک زبانی و در چهار محور جایگاه های سوژی نهفته در متن، تخیل، جنسیت و عصیان بررسی خواهد شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در امپراطور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت، تخیل، نوجوان را به تفسیر نمادین تجربه های عینی می رساند و یاری گر او در کشف معنای زندگی و رویدادها است. نوجوان از این ابزار برای وسعت بخشیدن و نظام مندساختن زندگی خود و اطرافیانش استفاده می کند. در کنسرو غول، تخیل جایگاه ویژه ای دارد، به رسمیت شناخته می شود و نوجوان به مدد آن و با فرافکنی، با دنیای واقعی و مشکل های زندگی اش کنار می آید و شخصیتش را بازسازی می کند. در واقع، تخیل به حذف رفتارهای ضداجتماعی می انجامد. زاویه ی دید در هر دو رمان، راوی-قهرمان است و روایت بی فاصله صورت گرفته است و همین، منجر به هم حسی مخاطب و تأثیرپذیری ایدئولوژیک بیشتر می شود. عصیان در هر دو اثر با شدت و ضعف دیده می شود. خانیان طلب رهایی و پرواز نوجوان را در لایه های زیرین پنهان کرده است. در مجموع، در قیاس دو کتاب، در رمان خانیان، نمادها و معناهای نهفته در پشت آن ها، هوشمندانه تر استفاده شده اند.
۲.

بررسی تطبیقی طرح واره های نقش جنسیتی در رمآن های کاش چیزی نمی ماند جز لحظات شیرین اثر ویرژینی گریمالدی و عادت می کنیم اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گریمالدی پیرزاد طرح واره نقش جنسیتی استیونز زن مادر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
این جستار به بررسی طرح واره های نقش جنسیتی در دو رمان" کاش چیزی نمی ماند جز لحظات شیرین" اثر ویرژینی گریمالدی، نویسنده ی معاصر فرانسوی و "عادت می کنیم "از زویا پیرزاد، نویسنده ی معاصر ایرانی، بر پایه نظریه ی طرح واره های نقش جنسیتی جان استیونز می پردازد. ادبیات، به ویژه رمان، با توجه به اینکه، بیشتر نسل جوان را مخاطب قرار می دهد، نقش بسزایی در شکل گیری طرح واره های ذهنی نزد مخاطبین خود دارد. این دو نویسنده در آثار خود نمونه های بسیاری از طرح واره های نقش جنسیتی را در جوامع خود به تصویر کشیده اند. شخصیت های اصلی هر دو رمان نقش مادر میان سال را در جوامع خود ایفا می کنند. آنچه پژوهش حاضر را به عنوان یک ضرورت در ذهن نگارنده مطرح کرده است، بررسی تفاوت ها و شباهت های چالش های پیشروی زنان و مادران بدون همسر، و شیوه ی رویارویی با آنها در این دو فرهنگ است. پرسش اصلی در جستار حاضر این است که پربسامدترین طرح واره های جنسیتی در این دو رمان چه هستند و آیا این دو نویسنده موفق به درهم شکستن طرح واره های جنسیتی منفی زنانه - مادرانه شده اند؟ تحلیل رویدادها، رفتار، گفتمان و زندگی فردی و اجتماعی شخصیت های دو داستان بر پایه نظریه طرح واره های نقش جنسیتی استیونز نشان می دهد که گریمالدی، نویسنده ی معاصر فرانسوی در این زمینه موفق تر عمل کرده است. وی توانسته است با حفظ طرح واره های مثبت زنانه، طرح واره های منفی را در شخصیت اصلی داستان خود تعدیل و اصلاح کند. پیرزاد اگرچه کوشیده است با نسبت دادن چندی از طرح واره های فرعی و گاهی سطحی مردانه به شخصیت های اصلی رمان خود، دست به کلیشه زدایی بزند ولی درنهایت موفق به درهم شکستن طرح واره های منفی غالب زنانه نشده است.