ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۶۰۱.

فرآیند گذار از «تبیین ساختاری» به «تأویل وجودی»: خوانش هرمنوتیکی در غزلی از عطار بر مبنای نظریه «استعاره زنده» از پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
غزلیات عطار نیشابوری با زبان نمادین و ساختار چندلایه، بستری غنی برای تحلیل متون عرفانی از منظر نظریه های معاصر فراهم می کند. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند آفرینش معنا در غزل عطار و ارائه الگویی نو برای خوانش متون عرفانی، غزلی را در چارچوب نظریه «استعاره زنده» پل ریکور تحلیل می کند. روش تحقیق حاضر مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و بر پایه نقد ریکور بر نظریه های «جانشینی» سنتی در سطح واژه، بر سازوکار نظریه «تنش یا تعاملی» در سطح گزاره و گفتمان تمرکز دارد. غزل منتخب براساس پیچیدگی استعاری و انطباق با قوس هرمنوتیکی ریکور (تبیین، فهم، تخصیص) انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهد که استعاره های بنیادین این غزل، ازطریق تنش حاصل از برهم کنش دو حوزه معنایی نامربوط، سه سطح اساسی کشف معنا را محقق می سازد: خلق تقابل های هستی شناختی، ترسیم مسیر تحول وجودی از سیر طلب تا فنا و رسیدن به اوجی که در آن، سکوت، والاترین زبانِ ادراک حقیقت می شود و بدین ترتیب تجربه عرفانی را به گفتمانی زنده بدل می سازد. این مطالعه با پیوندِ پدیدارشناسی هرمنوتیکی و عرفان شرقی، ظرفیت های نظریه ریکور را در تحلیل مفاهیم متعالی می سنجد و در قالب الگویی نظام مند، ابزاری تحلیلی برای متون عرفانی فراهم می آورد؛ خوانشی نوین که ظرفیت های نهفته در متن را در پرتو این نظریه آشکار می سازد.
۶۰۲.

تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۴
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
۶۰۳.

کانون روایت داستان حضرت آدم و حوا (ع) بر اساس دیدگاه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
روایت یکی از مفاهیم رایج در نقد ادبی است، و روایت شناسی یکی از رویکردهای جدید مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها می پردازد و روایت شناسان بسیاری در این حوزه نظریاتی ارائه داده اند. ژرار ژنت، ساختارگرای فرانسوی، از جمله این روایت شناسان بود که نظریه کانون روایت را مطرح ساخت. در این نظریه مقوله زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدگی) و لحن یا صدا (راوی) به عنوان مهم ترین وجوه ساختار روایی مورد توجه قرار گرفت. از میان قصص مختلف قرآن، داستان حضرت آدم (ع) قابلیت بررسی بر طبق این نظریه را دارد. در این پژوهش داستان حضرت آدم (ع) به منزله نمونه ای از داستان های قرآنی و نیز به عنوان یک متن ادبی که عناصر روایی را در بر دارد، از دیدگاه نظریه ژرار ژنت مورد بررسی قرار می گیرد. جستار حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه روایت شناسی ژنت انجام شده و نتایج نشان می دهد که در این داستان، نظم، تداوم و بسامد در زمان دستوری، فاصله و کانونی شدگی در وجه داستان و راوی در لحن همه برای پیشبرد اهداف بلند و متعالی قرآن که در واقع هدایت و تربیت انسان هاست، صورت گرفته است.
۶۰۴.

تحلیل تاریخی حروف اضافه در متون فارسی میانه و فارسی نو برپایه مؤلفه یک نظریه سوی انشعاب درایر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
رده شناسی زبان با درنظر گرفتن شباهت و تفاوت میان زبان ها در پی تعیین رده های زبانی است. در رده شناسیِ تاریخی، با استناد به نظریه ها و جهانی های ردهشناختی، رده زبانی هر زبان در دوره های تاریخی بررسی می شود. در پژوهش حاضر با مدنظر قراردادن مؤلفه یک نظریه سوی انشعاب درایر (1992)، کاربرد نوع حروف اضافه در متن فارسی میانه کارنامه اردشیر بابکان و متن فارسی نو آخرین سفر زرتشت بررسی شده و تحلیلی آماری از کاربرد این مؤلفه داده شده؛ همچنین، شواهدی برای بررسی بیشتر فرضیه 34 دبیرمقدم (1392) و سایر آثارِ مدعیِ تغییر رده فارسی ارائه شده است. به علاوه، سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که چرا فارسی در در دو دوره میانه و نو، به طور یکپارچه، زبانی هسته آغازی یا هسته پایانی نبوده و زبانی است با ویژگی های رده شناختی بینابین که هر دو شقّ این مؤلفه را دارد. یافته ها نشان می دهد گرچه به طور کلی، تمایل غالب هر دو اثر به کاربرد پیش اضافه است، شمار کمیِّ پس اضافه ها در فارسی میانه بیشتر از فارسی نو است که تمایل غالب آن به زبان های vo را نیز تأیید می کند. این نتیجه گیری نشان می دهد زبان فارسی در مرحله تغییر رده نبوده و صرفاً مسیری مشابه فارسی میانه را طی کرده است.
۶۰۵.

نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر با کاربست نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
رومن یاکوبسن تفاوت نقش های زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی (فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) دانسته و معتقد است هر پیام نقش های زبانی متعددی دارد که معمولاً یکی از آنها برجسته تر است. در متون ادبی، به دلیل پیچیدگی متن، تعدد لایه ها و سیّال بودن نشانه ها، هنرسازه ها علاوه بر ایجاد یا تقویت نقش ادبی و ارتقای فرمی متن، با دیگر نقش های زبانی نیز در تعامل اند و درصورت استفاده هوشمندانه، سبب تناسب و تطابق صورت و معنای متن می شوند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی، نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر عطار تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که عطار با آگاهی از کارکردهای گوناگون زبان، بین هنرسازه های بدیعی و محتوای اخلاقی عرفانی منطق الطیر تناسب و تعادل برقرار و هنرسازه ها را براساس جوهره و کارکرد ادبی شان، برای بیان مفاهیم خاصی استفاده کرده است؛ مثلا،ً «حسن تعلیل» را برای تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقض نمایی» را برای تصویرگری ماهیت متناقض تجربه های عرفانی و کشمکش های درونی و برونی عارف به کار برده است. کاربست هنرسازه ها به فراخور موضوع و محتوای حکایات منطق الطیر، زیبایی، تأثیرگذاری عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آورده است.
۶۰۶.

بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.
۶۰۷.

تحلیل بلاغی شعر فارسی بر اساس خوانشی شناختی از زمانمندی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
. یکی از اندیشه های کلیدی سوسور تاکید بر اهمیت زمانمند یا خطی بودن زبان و کارکردهای آن در ساحت های گوناگون است که در سال های اخیر گروهی از زبانشناسان بر اساس آن نحو زمانمند را به عنوان نگرشی نو بنیاد نهاده اند. از طرف دیگر توجه به زمانمندی حلقه های زنجیره ی سخن باعث تمرکز و دقت خاصی در چینش و جایگاه تک تکِ اجزای سخن می شود که هر کدام از آنها نقش مهمی در ایجاد زیبایی و بلاغت شعر فارسی دارند. نوشتار حاضر براساس این اصول و با توجه به این که نحو زبان فارسی به ویژه در شعر آزادی بیشتری به سرایندگان می دهد کوشیده است نوعی تحلیل بلاغی تازه را پیشنهاد کند. این روش در مرحله ی اول با الهام از علوم ادبی سنتی و رویکرد فرمالیسم به عنوان دو شیوه ی مهم سنتی و نوین تحلیل زبان شعر، با دقت بسیار علل ادبی و بلاغی را در جزئی ترین تغییرات جایگاه هر عنصر را جستجو می کند. در مرحله ی دوم این روش جدید با بهره گیری از اصول و شیوه های شعرشناسی شناختی می کوشد نقش هر کدام از این تغییرات را در معنا و تاثیری که مخاطب از شعر دریافت می کند به دقت نشان دهد. نتایج همگون تحلیل های نمونه نشان می دهد که این شیوه ی پیشنهادی به دلیل انسجام منطقی خود قادر است ساختارهای بلاغی مبتنی بر زمانمندی در شعر را که در زمینه هایی چون آموزش فارسی عمومی و تخصصی، گویندگی، خوانندگی، تصحیح متون ادبی و ترجمه کاربرد بسیار دارند بیابد و تجزیه و تحلیل کند.
۶۰۸.

جریان شناسی شعرِ زنان پساهفتادی؛ با نگاهی به اشعار شاعران شاخص زن پانته آ صفایی و فاطمه سالاروند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
در همه ی ادوار شعر فارسی تا قبل از مشروطه یک جریان کلی شعر، با فضایی کاملا مردانه، حاکم بوده و طبعاً به اشعار شاعران زن نیز در تاریخ ادبیات ما بی توجهی شده است. با جنبش مشروطه و فعال شدن زنان و شروع مطالبه گری آنها، زنان در عرصه ی جامعه فعال تر شدند اما در ادبیات زنان تحول شاخصی که بتوان از آن به عنوان یک جریان ادبی یاد کرد، روی نداد. در این دوره، هرچند روشنفکران مدرنیست به مسائل زنان نیز توجه نشان دادند اما دغدغه و محور اندیشه ها یا فعالیت های سیاسی اجتماعی آنان نبود. نتایج همین فعالیت های اندک سیاسی اجتماعی از مشروطه تا اواخر پهلوی، در حوزه شعر زنان، را باید در ظهور چهره ها و نوابغ شعری همچون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین دولت آبادی و... جستجو کرد. بعد از انقلاب اسلامی و درپی باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور، شعر زنان نیز تشخص ادبی پیدا کرد و به ویژه در دهه هفتاد و هشتاد با غلبه جریان اصلاحات گسترش یافت. قدرت گرفتن جریان اصلاحات در فضای سیاسی جامعه و بروز تحولات فرهنگی به دنبال آن، نقطه شروع و استمرار جریانی ادبی محسوب می شود که آن را «جریان شعر پساهفتادی» می نامیم. بانوان شاعر این جریان را نه می توان کاملا روشنفکر نامید و نه انقلابی، بلکه زنان شاعری هستند که به نوعی اعتدال ادبی اجتماعی رسیده اند؛ یعنی هم در حوزه جنبش زنان و مطالبات فمینیستی اشعار متعددی دارند و هم در نقد اجتماعی، عاشقانه و آیینی. این شاعران کوشیده اند، تا مستقل از نگاه و بیان مردانه ی مرسوم، لایه های حسی و عاطفی زن را بکاوند و درمعرض دید و داوری مخاطبان بگذارند.
۶۰۹.

بازنمایی های کودک و جهان کودکی در آثار چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
کودکی مفهومی فرهنگ مبنا است و در جوامع و ادوار مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. برای دست یابی به شناختی کلی از کودکی، می توان از دانش های مختلف بهره گرفت. در این پژوهش، با روش تحلیل محتوای کیفی محتوایی ، مفهوم کودکی را در آثار صادق چوبک تحلیل می کنیم و تلاش می کنیم در کنار الگوهای شناخته شده جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه ایران دوره پهلوی دوم نیز معرفی شود. اگرچه این دوره تاریخی، دوره شکوفایی مفهوم کودکی است؛ اما چالش هایی نظیر فقر، کار کودکان و نابرابری همچنان وجود دارد و سهم کودکان فرودست از امکانات همچنان ناچیز است. چوبک در آثارش با توجه به سبک ناتورالیستی ، توجهی ویژه به کودکان طبقه فروتر دارد و دردها و رنج های آن ها را به شکلی عمیق و عریان به تصویر می کشد.کودکان طبقات متوسط و فراتر اگر در داستانی هم حضور دارند، برای نشان دادن تقابل طبقاتی با کودکان فرودست است. در آثار داستانی چوبک بیش از آن که مسائل اجتماعی عصر پهلوی و راه های برون رفت از فقر و ظلم به تصویر کشیده شود، مطابق با مؤلفه های داستان های ناتورالیستی،کودکان قربانیانی هستند که همچون بزرگسالان روان رنجور در چنبره سرنوشت شوم خود گرفتارند و گریزی از بدبختی و جبر محیط و سرنوشت ندارند. این کودکان معصوم و قربانی در معرض انواع آسیب های جسمی و روانی و اسیر در سنت ها و خرافات پوسیده-اند. تنها در داستان رئالیستی «تنگسیر» فرزند قهرمان در مسیر ظلم ستیزی پدر گام برمی دارد.
۶۱۰.

تحلیل بلاغی زبان لوطی ها در فیلم نامه های علی حاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۸
در نگرش های ساختاری به آثار ادبی، اصل تناسب فرم و محتوا و ایجاد ارتباط میان اثر، موقعیت و مخاطب مورد توجه قرار می گی رد و هر ک اربست بلاغ ی به ص ورت مستقیم با ج ایگاه و م وقعیت مت ن و مخ اطب مرتبط است. ب ه عب ارتی برجسته سازی های اثر هنری، اگر فراتر از بافت و موقعیت و یا فروتر از آن باشد، به امری غیر ساختاری و یا نازیبا تعبیر خواهد شد. علی حاتمی در آثار خود، سعی در بازآفرینی فضا و بافت زبان جاری در متون ادبی دوره قاجار را داشته است؛ اما روند افراطی و غیر ساختارمند او در کاربست صنایع بلاغی در دیالوگ های شخصیت ها، این ظرفیت را به یک امر ضد ارزش در ساختار زیبایی شناسانه بدل کرده است. لذا این پژوهش سعی دارد تا با استخراج و بررسی زبان لوطی های فیلم نامه های علی حاتمی، با روشی توصیفی - آماری به تحلیلی انتقادی این رویکرد بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که علی رغم تلاش حاتمی در کاربست زبان برجسته برای این تیپ شخصیتی جهت بالا بردن ارزش ادبی متن خود، عملاَ این فرایند به یک ضد ارزش در آثار او تبدیل شده و ادبیت جاری در دیالوگ های جاهلانه او، موجب فاصله گرفتن اثر از مخاطب و بافت تاریخی و واقعیت جامعه شده است.
۶۱۱.

اهمیت هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۰
در دوره ساسانی، فعالیت های تجاری با شبه قاره هند به ویژه مناطق سواحلی آن، از طریق خلیج فارس و دریای عمان توسعه یافت. با تصرف نواحی کلیدی، ارتباط میان خلیج فارس و دریای عمان با جزایر و بنادر هندوستان تسهیل شد. ساسانیان در مناطق ساحلی هند، قرارگاه هایی ساختند و به تدریج بازرگانان مهاجر زرتشتی و مسیحی نسطوری در آن ساکن شدند. دریانوردان، بین بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان تا هند در رفت وآمد بودند و به بارگیری و باراندازی کالا می پرداختند. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط تجاری کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس و دریای عمان با شبه قاره هند در دوره ساسانی است. نگارنده با تکیه بر روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه ای (Library research) و براساس مطالعه تحقیقات مستند، سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی، دارای چه اهمیتی بوده است؟ در انتها نتیجه گرفته می شود که مجموعه ای از عوامل مثبت ازجمله سیاست شهرسازی بندری در خلیج فارس، تشکیل ناوگان تجاری و نظامی قدرتمند، شناخت راه های دریایی و تصرف ارضی و بحری کرانه های اقیانوس هند توسط ساسانیان، موجب گسترش شکوفایی متقابل کانون های تجاری خلیج فارس و دریای عمان و شبه قاره هند بوده است.
۶۱۲.

شیوائیسم و عرفان اسلامی در درّه کشمیر: با تکیه بر مقایسه اندیشه های لِلّادِد و شیخ نورالدّینِ رِیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
دره کشمیر، یکی از مناطق مهم فرهنگی و دینی در آسیا محسوب می شود که همواره سکونتگاه ادیان مختلف، ازجمله شیوائیسم کشمیری و اسلام بوده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی-تحلیلی، به تبیین آرای لِلّادِد به عنوان یکی از شخصیت های مهم آیین شیوائیسم کشمیری و نیز شیخ نورالدّین رِیشی، و مقایسه اندیشه های آن دو پرداخته است. آرای عرفانی للّادِد و نورالدّین را می توان به صورت کلی در سه حوزه خداشناسی، سلوک عملی و رویکرد اجتماعی دسته بندی کرد. نتایج پژوهش حاکی از تعامل و ارتباط شیخ نورالدّین رِیشی با للّادِد است؛ چنان که نورالدّین از واژه «دِوا» و اسم «شیوا» که خدای اصلی آیین شیوایی است، در کنار لفظ «الله» استفاده کرده است. همچنین برخی عبارات مشابه در اشعار هردو شخصیت دیده می شود. البته مضامین مشترک دیگری در اشعار نورالدّین و للّادِد وجود دارد که مختص آیین شیوائیسم کشمیری و طریقت رِیشیّه نیست؛ بلکه در سایر سنت ها و طریقت های عرفانی نیز چنین اندیشه هایی وجود دارند. ازجمله این اعتقادات می توان به ریاضت های شدید، ترک خانواده، تجرد، امتناع از مصرف گوشت، آزار نرساندن به حیوانات، مراقبه، سیر انفسی، سیر و سلوک، انتقاد از ظاهرپرستی و توجه به باطن اعمال، و روحیه تسامح و مدارا با دیگران اشاره کرد.
۶۱۳.

بررسی رمان «درویش پنجم» رهنورد زریاب بر اساس کهن الگوی محوری «بازگشت» و نظام کهن الگویی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
در میان رویکردهای معاصر در تحلیل آثار ادبی، نقد کهن الگویی تلاشی است در جهت فهم بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه نویسنده که به صورت فعال در تمامی روایت ها جاری است. در خصوص نظریات محوری در این باره، مبانی نظری یونگ به عنوان بنیان گذار این مکتب تحلیلی، توانسته است همچنان به عنوان رویکرد غالب و محوری در نقد کهن الگویی حفظ شود. در سویی دیگر، در میان رمان نویسان معاصر، محمد اعظم رهنورد زریاب، یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات افغانستان است که در انواع متنوعی از خلق ادبی چون داستان کوتاه، رمان و فیلم نامه فعالیت داشته است. رمان درویش پنجم او را می توان در رده برجسته ترین آثار او به شمار آورد که این پژوهش سعی دارد با روشی توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر مبانی نظری یونگ، به بررسی کهن الگوی محوری و نظام پیرامون آن بپردازد. از نتایج این پژوهش آن است که کهن الگوی مبنایی و محوری در رمان را می توان کهن الگو ی بازگشت عنوان کرد که نظام ساختاری روایت، حول محور آن شکل گرفته است. از این رو آرکی تایپ های مادر مثالی، پیر فرزانه و قهرمان در ذیل این محور و در شخصیت های مادر و پدر مارال و درویش پنجم تصویر شده است. از سوی دیگر وجه آنیمایی در رفتار درویش پنجم و تأثیر منفی مادینه روان او، گسست عمیقی میان سایه و خویشتن را ایجاد کرده، و درویش پنجم به عنوان نمودی از انسان گم گشته معاصر، در تمامی روایت در راه شناخت خود و رسیدن به فردیت از مسیر غلبه بر سایه در حرکت خواهد بود.
۶۱۴.

نقش اقلیم در داستان های پایداری فرهادحسن زاده(مطالعه موردی داستا ن های نوجوان ماشو در مه، مهمان مهتاب، حیاط خلوت و هستی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
ادبیات اقلیمی، آثاری را دربرمی گیرد که فرهنگ، باورها و آداب و رسوم یک زیست بوم خاص را بازتاب می دهد. مقاله حاضر داستان های پایداری «ماشو در مه»، «مهمان مهتاب»، «حیاط خلوت» و «هستی» اثر فرهاد حسن زاده (آبادان، 1341) را که بین 1373 تا 1389 برای نوجوانان به چاپ رسیده اند و جوایز متعدّدی کسب کرده اند، از نظر مؤلفه های ادبیات اقلیمی حاصل از هویت و دلبستگی مکانی بررسی می کند. نگارندگان با شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن داستان ها با پاسخ به این پرسش ها که بسامد فراوان عناصر اقلیمی گوناگون خوزستان در داستان های منتخب حسن زاده در چه عواملی ریشه دارد و این عناصر از چه زوایایی بر متن، فضاسازی، تجسّم حوادث، ارتباط مخاطب و جذابیت داستان های حسن زاده اثرگذاشته اند؛ دریافته اند بسامد بسیار و همه جانبه عناصر اقلیمی در داستان های بررسی شده، حاصل هویت مکانی و دلبستگی حسن زاده به زادبوم خویش است؛ به گونه ای که نویسنده، تحت تأثیر تعلّق خاطر به خوزستان به عنوان بخشی از هویت خویش و به کارگیری تمام انواع هویت مکانی در داستان های خویش، پایداری و مقاومت در عرصه های جنگ تحمیلی را که بین زیست بوم خوزستان و ساکنان آن مشترک است، نشان می دهد. به کارگیری مؤلفه های اقلیمی این زیست بوم در طرح داستان ها، عنوان روایت ها، شخصیت ها و زمینه داستان ها، ساخت های واژگانی و تصویرهای تشبیهی و استعاره های زبانی در جذابیت و قوّت داستان های حسن زاده بسیار مؤثّرند؛ چنانکه نگاه بوم محورانه حسن زاده همراه با آگاهی عمیق وی نسبت به عناصر زیست بوم های زادبوم خود و بازنمایی آن ویژگی ها در ژرف ساخت و روساخت داستان های خویش، بین حوادث داستان و مخاطب نوجوان پیوندی محکم ایجادکرده است تا به کمک فضاسازی های حاصل از تصاویربرساخته از زیست بوم مصنوعی جنگ و ابزار جنگی و زیست بوم های طبیعی و اجتماعی خوزستان که حوادث در آن اتفاق افتاده؛ داستان هایی ملموس، جذّاب و باورپذیر برای مخاطب نوجوان آفریده که می تواند مفهوم پایداری در برابر بیداد داخلی و خارجی را به بهترین وجه، احساس و درک کند.
۶۱۵.

ارزیابی ترجمه عربی سه شعر«مهتاب»، «بیاد وطنم» و «خانه ام ابریست» نیما یوشیج بر اساس نظریه وینه و داربلنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۰
ترجمه متون ادبی، به ویژه شعر، به دلیل پیوند عمیق معنا با زبان، سبک و عناصر زیبایی شناختی، از پیچیده ترین حوزه های مطالعات ترجمه است. نیما یوشیج (1276–1338)، بنیان گذار شعر نو فارسی، با نوآوری های زبانی و ساختاری خود جایگاهی برجسته در ادبیات معاصر ایران دارد. ازاین رو، ترجمه اشعار او به زبان عربی، به سبب نزدیکی زبانی و فرهنگی دو زبان، اهمیتی ویژه یافته و نیازمند بررسی علمی و انتقادی است. اگرچه پژوهش های متعددی درباره ترجمه شعر فارسی به عربی و کاربرد نظریه های ترجمه انجام شده است، مطالعات نظام مند مبتنی بر الگوی وینه و داربلنه در تحلیل ترجمه اشعار نیما یوشیج محدود است. این پژوهش با تمرکز بر سه شعر مشخص و یک ترجمه معین، در پی پر کردن بخشی از این خلأ پژوهشی است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و داده ها از طریق مقایسه متن مبدأ فارسی با ترجمه عربی رمله محمود غانم تحلیل شده اند. هفت راهبرد ترجمه وینه و داربلنه شامل وام گیری، گرته برداری، ترجمه تحت اللفظی، جابه جایی، تغییر بیان، معادلیابی و همانندسازی به عنوان چارچوب نظری به کار رفته است. یافته ها نشان می دهد مترجم به دلیل قرابت ساختاری زبان های فارسی و عربی، بیشتر از گرته برداری و ترجمه تحت اللفظی بهره برده است. بااین حال، در مواجهه با عناصر فرهنگی و تصاویر شعری، به کارگیری راهبردهایی چون تغییر دیدگاه و همانندسازی موجب فشردگی معنا و تضعیف برخی ظرایف زیبایی شناختی شده است. به طور کلی، ترجمه در انتقال پیام محتوایی موفق بوده، اما بازآفرینی کامل لایه های هنری شعر به طور کامل محقق نشده است.
۶۱۶.

تحلیل سبک شناختی کاهش ترکیبات اضافی و نقش آن در ایجاد توازن نحوی در منطق العشاق اوحدی مراغه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۵
ساختار نحوی و موسیقایی از مهم ترین ویژگی های سبکی هر متن ادبی به شمار می رود، زیرا این دو لایه بنیان اصلی شکل گیری ریتم و آهنگ زبانی و سازمان معنایی اثر را فراهم می سازند. در این چارچوب منطق العشاق اوحدی مراغه ای نمونه ای شاخص است که در آن نحوه چینش اجزای نحوی و پیوند آن با موسیقی کلام جلوه ای ویژه یافته است. یکی از ویژگی های برجسته در این اثر پرهیز شاعر از کارگرفتِ گسترده ترکیبات اضافی است؛ گرایشی که نه تنها در سطح معنایی و نحوی، بلکه در سطح موسیقایی نیز انعکاس آشکاری دارد. این پژوهش با رویکردی تلفیقی از سبک شناسی ساختاری و شناختی که از روش توصیفی_ تحلیلی نیز بهره برده است، به بررسی و تحلیل پیامدهای این ویژگی می پردازد. از منظر ساختاری کاهش ترکیبات اضافی موجب ساده تر شدن روابط نحوی-معنایی، افزایش بسامد جملات متوازن، و ایجاد نوعی نظم پایدار در متن می شود. از دیدگاه شناختی نیز این امر با اصل اقتصاد زبانی و کاستن از بار پردازشی مخاطب ارتباط مستقیم دارد، به گونه ای که شفافیت معنا و سهولت دریافت مفاهیم تقویت می شود. یافته ها نشان می دهد که پرهیز اوحدی از ترکیبات اضافی علاوه بر ارتقای وضوح و انسجام زبانی، نقش مهمی در تثبیت آهنگی یکنواخت و موسیقایی، و افزایش احتمال ایجاد توازن نحوی ایفا کرده است. بدین ترتیب، سبک شاعر نتیجه تعامل پویا میان عوامل نحوی، شناختی و آوایی تلقی می شود.
۶۱۷.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۶۱۸.

مدارک تازه ای از انتشار شعر حافظ در سده هشتم تا نیمه سده نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۵
بخشی از مطالعات مربوط به شعر حافظ، به شناسایی مدارک و اسناد بازمانده از عهد حیات شاعر و دهه هایی پس از آن اختصاص دارد که تاکنون پیشرفت های خوبی داشته و به سبب حسّاسیّت شعر حافظ، تقریباً بخش اعظم آن مدارک بررسی و تحلیل شده است. امّا همچنان در منابع شعری چاپ نشده و اوراق پراکنده خطّی نمونه هایی به دست می آید که لازم است پس از قیاس با نتیجه پژوهش های پیشین، عرضه شود. می دانیم که مدارک مربوط به شهرت شعر حافظ در عهد حیات او و اندکی پس از آن (در اقلیم های متنوّع مربوط به حضور زبان فارسی) نادر است. از سویی ضبط های ابیات شاعر در منابع چندگانه موجود (اعمّ از دستنویس های دیوان، سفینه های شعری، منابع تاریخی و جز آن) گاه چنان متنوّع و متشتّت است که تصحیح برخی از غزل ها، جز با پذیرش چندتحریری بودن آن ها امکان پذیر نیست. آغاز روند انتساب غزل های جعلی و الحاقی به شاعر از همان ادوار نزدیک به حیات او، مسأله دیگری است که دراین باره، جز با استناد به قدیم ترین منابع خطّی شعر فارسی نمی توان سخن گفت. در این پژوهش، چند منبع تازه یاب که اطّلاعاتی به دانسته های پیشین می افزاید معرّفی و ارزش آن ها بررسی شده است.
۶۱۹.

دوگانه پنداری فرهنگ وطبیعت در رمان های خانم دالاوی و اورلاندو ویرجینیا وولف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر بیان دوگانگی فرهنگ و طبیعت در دو اثر ویرجینیا وولف (1882-1942) خانم دالاوی و اورلاندو می باشد. وی ثابت می کند که دوگانه پنداری در فرهنگ غرب و خلق جفت های دوگانه ای مانند: انسان/طبیعت، مرد/زن، و فرهنگ/طبیعت به تخریب هر چه بیشتر طبیعت، منابع طبیعی و محیط زیست می انجامد. وی معتقد است اگر فرهنگی در تعامل با طبیعت نباشد صد در صد در پی تقابل و تخریب آن است. تحقیق حاضر از خوانش میان رشته ای بوم گرایی، مبتنی بر نظرات وال پلوموود (1939-2008) در رابطه با دوگانه پنداری، در راستای تجزیه و تحلیل دو رمان ذکر شده، بهره می جوید. در رمان خانم دالاوی، وولف عصر نو و تولیدات حاصل از آن که باعث آلودگی طبیعت و تضعیف آن می شود، مانند هواپیما که حاصل پیشرفت تکنولوژی و اعتلای فرهنگ انسانی است، را زیر سئوال می برد. همچنین در رمان اورلاندو، تضاد فرهنگ و طبیعت را به نحوی نشان می دهد که اورلاندو شخصیت اصلی داستان آشکارا به توصیف لندن قرن شانزدهم می پردازد، زمانی که فرهنگ انسانی بر آن غالب نشده بود و طبیعت آن بکر و دست نخورده باقی مانده بود و در مقابل به لندن قرن نوزدهم می پردازد که با دخالت فرهنگ انسانی از حالت بکر خارج شده است. بنابراین، وولف با طرح مسأله دوگانگی و تقابل فرهنگ و طبیعت تخریب طبیعت و محیط زیست را از طریق رمان های خود خانم دالاوی و اورلاندو نشان می دهد.
۶۲۰.

از تقابل عقل و نفس تا وحدت وجود در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰
متابعت از نفس، همواره دلیل ابتلای انسان به درد هجران و موجب خسران او در دستیابی به حقیقت و معرفت در مسیر سیر الی الله بوده است. مولوی نیز در مثنوی بر این باور است که پیروی از فرامین عقل و توجه به راهنمایی های آن پیر طریقت و در پی آن دوری از راهزنی و شرارت های نفس، سالک را در مسیر روشن، حفظ و به هدف نهایی که همان فنای فی الله است، رهنمون می سازد. او نفس را سایه وجودی انسان و حایل او با حقیقت الهی دانسته و معتقد است که تنها با نور عقل می توان آن را از میان برداشت تا درون آدمی تجلی گاه معرفت حق گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر با بررسی تقابل عقل و نفس در داستان هایی از مثنوی که برمبنای این تقابل شکل گرفته اند یا در ابیاتی از آنها به این موضوع اشاره شده است، تحلیلی دقیق از نگرش مولانا با بهره گیری از آیات، احادیث، مضامین عرفانی و تعلیمی ارائه داده است. با بررسی دقیق آماری مشخص شد که از 962 عنوان این حماسه عرفانی، 146 داستان تقابل عقل و نفس وجود دارد که از این تعداد 47/55 درصد آن کل داستان برمبنای این تقابل و در 53/44 درصد تنها در ابیاتی از آنها تقابل وجود دارد که نمودار کارکرد و درصد آمار و ارقام مربوط به آن در شش دفتر مثنوی، در پایان این پژوهش ارائه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان