جریان شناسی شعرِ زنان پساهفتادی؛ با نگاهی به اشعار شاعران شاخص زن پانته آ صفایی و فاطمه سالاروند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
39-56
حوزههای تخصصی:
در همه ی ادوار شعر فارسی تا قبل از مشروطه یک جریان کلی شعر، با فضایی کاملا مردانه، حاکم بوده و طبعاً به اشعار شاعران زن نیز در تاریخ ادبیات ما بی توجهی شده است. با جنبش مشروطه و فعال شدن زنان و شروع مطالبه گری آنها، زنان در عرصه ی جامعه فعال تر شدند اما در ادبیات زنان تحول شاخصی که بتوان از آن به عنوان یک جریان ادبی یاد کرد، روی نداد. در این دوره، هرچند روشنفکران مدرنیست به مسائل زنان نیز توجه نشان دادند اما دغدغه و محور اندیشه ها یا فعالیت های سیاسی اجتماعی آنان نبود. نتایج همین فعالیت های اندک سیاسی اجتماعی از مشروطه تا اواخر پهلوی، در حوزه شعر زنان، را باید در ظهور چهره ها و نوابغ شعری همچون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین دولت آبادی و... جستجو کرد. بعد از انقلاب اسلامی و درپی باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور، شعر زنان نیز تشخص ادبی پیدا کرد و به ویژه در دهه هفتاد و هشتاد با غلبه جریان اصلاحات گسترش یافت. قدرت گرفتن جریان اصلاحات در فضای سیاسی جامعه و بروز تحولات فرهنگی به دنبال آن، نقطه شروع و استمرار جریانی ادبی محسوب می شود که آن را «جریان شعر پساهفتادی» می نامیم. بانوان شاعر این جریان را نه می توان کاملا روشنفکر نامید و نه انقلابی، بلکه زنان شاعری هستند که به نوعی اعتدال ادبی اجتماعی رسیده اند؛ یعنی هم در حوزه جنبش زنان و مطالبات فمینیستی اشعار متعددی دارند و هم در نقد اجتماعی، عاشقانه و آیینی. این شاعران کوشیده اند، تا مستقل از نگاه و بیان مردانه ی مرسوم، لایه های حسی و عاطفی زن را بکاوند و درمعرض دید و داوری مخاطبان بگذارند.