ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۹۰۱ تا ۵۳٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۹۰۱.

یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۸
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.
۵۳۹۰۲.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.
۵۳۹۰۳.

فیلسوف در چشم صوفی؛ جایگاه ابن سینا در اندیشه شیخ علاء الدوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
مقاله حاضر به بررسی دیدگاه های شیخ علاءالدوله سمنانی، فقیه و عارف قرن هفتم و هشتم هجری، در نقد ابوعلی سینا و حکما می پردازد. سمنانی با رویکردی توصیفی- تحلیلی، مبانی فلسفی و عرفانی را بررسی می کند. این پژوهش با استفاده از شیوه تحقیق کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی انجام شده و هدف آن ارائه دیدگاه سمنانی به عنوان یک صوفی درباره ابوعلی سینا به عنوان یک فیلسوف است. سمنانی در نقد نظریات مختلف در زمینه های کلامی، فلسفی و عرفانی، انتقادات جدی به آرای ابوعلی سینا وارد کرده و او را در زمره حکما و پیروان حکمت یونانی قرار می دهد. به اعتقاد سمنانی، سخنان حکما در بسیاری موارد غلط و بی اساس است که بیشتر بر مبنای عقل و برخلاف مذهب سنت و جماعت است. سمنانی در چهار مسئله کلیدی، شامل علم خدا به جزئیات، قدیم بودن عالم، انکار معاد جسمانی و تنعم و تألم روح در قیامت، به منازعت با آرا و اندیشه های ابن سینا می پردازد و براساس مشی کلامی و عرفانی خود به آن ها پاسخ می دهد. در بررسی آرای سمنانی و ابن سینا، تفاوت های بنیادینی در رویکردهای کلامی و فلسفی آن ها مشهود است. سمنانی، به عنوان یک عارف و متکلم، بر آموزه های دینی تأکید می کند و علم خدا را جامع و حادث بودن عالم را می پذیرد، درحالی که؛ ابن سینا با تفسیر کلی از علم خدا و تأکید بر پیچیدگی های حدوث و معاد روحانی، رویکردی فلسفی و آزاداندیشانه دارد.
۵۳۹۰۴.

مقایسه تطبیقی نگرش غزالی و ابن برجان در شرح اسما الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن برجان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می داند، درحالی که ابن برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومه ابن برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم نظرند، اختلاف در مبانی هستی شناختی، زبان شناختی و معرفت شناختی، به ویژه در مسئله اشتقاق اسما و حروف، نشان دهنده دو منظومه فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونه معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیه نفس در اندیشه غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی واسطه در دیدگاه ابن برجان - منجر می شود.
۵۳۹۰۵.

ساختار گزاره هایِ شعری در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.
۵۳۹۰۶.

تحلیل تطبیقی اشعار وندل بری و سهراب سپهری از منظر بوم نقد و زیبایی شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۵
بوم نقد رویکردی در مطالعات نقد ادبی است که رابطه انسان و طبیعت را در متون ادبی مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از زیر مجموعه های این رویکرد مطالعاتی، بوم نقد تطبیقی است که به بررسی دو شاعر یا نویسنده از منظر نقد بوم گرا می پردازد. وندل بری شاعر، نویسنده و فعال محیط زیست معاصر آمریکایی شاعری طبیعت گراست که طبیعت و نمود های آن در اشعارش نقشی پر رنگ ایفا می کند و با خواندن اشعار او بلافاصله ذهن خواننده گرایش به اشعار سهراب سپهری می یابد. در این نوشتار قصد داریم تا با بیان اشتراکات نقد بوم گرا و رمانتیسیسم به بررسی اشعار سپهری و بری با رویکرد بوم نقد تطبیقی بپردازیم و دغدغه های مشترک آن ها را در مواجهه با دنیای مدرن، مشکلات و بحران های آن تحلیل کنیم و تفاوت های فکری شان را در این مواجهه، به نمایش بگذاریم. در چنین تحقیقی ناگزیریم زیبایی شناسی زیست محیطی را دست مایه کار خود کنیم. در این پژوهش روشن شد که بری و سپهری هر دو با رویکردی طبیعت محور و متأثر از سنت های رمانتیستی، از طبیعت به عنوان بستری برای بازنمایی ارزش های اخلاقی، زیبایی شناختی و انتقادی بهره می گیرند. آن ها با ستایش سادگی، نفی زندگی شهری و تأکید بر بازگشت به زیست بوم اصیل به بازخوانی رابطه انسان و طبیعت می پردازند. با این حال تفاوت آن ها در خاستگاه فکری، نوع مواجهه با مدرنیته و شدت انتقاد از مداخلات انسانی در طبیعت بروز می یابد.
۵۳۹۰۷.

شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۹
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
۵۳۹۰۸.

تحلیل گفتمان قدرت و ایدئولوژی در دو نامه از اسکندرنامه ی نظامی بر اساس روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
بافت فکری و اجتماعی ایران و مشخصاً آذربایجان قرن ششم در اسکندرنامه ی نظامی تبلور یافته است. برای شناخت گفتمان های رایج در این عصر، می توان از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده نمود. فرکلاف ضمن تأکید بر رابطه ی درهم تنیده ی متن، تعامل و بافت اجتماعی، از اهمیت نقش نهاد قدرت در تولید، اصلاح و بازتولید گفتمان ها با کمک ایدئولوژی سخن می گوید. بر پایه ی روش فرکلاف، یک متن در سه لایه ی توصیف و تفسیر و تبیین بررسی می شود. در این پژوهش با مطالعه ی اسکندرنامه ی نظامی، دو نامه ی دارا و اسکندر پیش از شروع جنگ، تحلیل شده است و در طی آن با بررسی عبارت بندی دگرسان، عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، عاملیت جمله، فرآیند اسم سازی، مجهول سازی، مثبت و منفی بودن جمله و پیوند جملات در سطح توصیف؛ بافت موقعیت، بافت بینامتنی در سطح تفسیر و بررسی داده های برآمده از دو سطح قبلی در سطح تبیین وجود سه گفتمان خویشاوندی، دین داری و نظامی گری برای تصاحب قدرت سیاسی در قرن ششم آشکار گشت. نظامی دو گفتمان دین داری و گفتمان نظامی گری برای تصاحب قدرت را تقویت می کند و گفتمان خویشاوندی را به چالش می کشد. همچنین او ایدئولوژی بیگانه دوستی که نقطه ی مقابل ایدئولوژی بیگانه ستیزی است را تقویت می کند. در حیطه ی نهاد دین، سه گفتمان دین داری اسلامی، گفتمان اشعری و گفتمان فلسفه گرایی در اسکندرنامه تجلی یافته است. برخورد نظامی با گفتمان دین داری اسلامی هنجاری است اما با ترکیب و اصلاح دو گفتمان اشعری و فلسفه گرایی در حال بازتولید نوعی دیگر از گفتمان مبتنی بر خردگرایی است.
۵۳۹۰۹.

بررسی نام شخصیت ها در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) بشری خلفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۵
نام گذاری شخصیت ها یکی از عناصر معنادار در ساختار روایی رمان به شمار می آید و می تواند در انتقال مفاهیم، بازنمایی هویت ها و جهت دهی به روند روایت نقشی تعیین کننده داشته باشد. در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) اثر بشری خلفان، نام شخصیت ها فراتر از یک انتخاب تصادفی، حامل دلالت های فرهنگی، اجتماعی و نمادین اند و با بافت تاریخی و قومیتی اثر پیوندی معنادار برقرار می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی نام شخصیت های اصلی و فرعی این رمان می پردازد و می کوشد نسبت میان نام ها، نقش شخصیت ها و زنجیره کلی رویدادهای روایی را تبیین کند. بدین منظور، ابتدا شخصیت ها بر اساس میزان تأثیرگذاری در پیشبرد روایت انتخاب شده، سپس نام های آنان در ارتباط با موضوع رمان، فضای اجتماعی، تنوع قومیتی و لایه های معنایی متن تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تنوع شنیداری نام ها و بازتاب گوناگونی قومیت ها در جامعه روایی رمان، به شکل گیری طیفی متنوع از شخصیت ها انجامیده و نام گذاری به مثابه ابزاری روایی در برجسته سازی هویت ها و صداهای مختلف اجتماعی عمل کرده است. همچنین انتخاب نام ها با نقش کنش گران داستان و مسیر تحولات روایی همخوانی دارد و به تقویت بار نمادین و معنایی اثر یاری می رساند. این پژوهش در نهایت به این پرسش ها پاسخ می دهد که مهم ترین دلالت های نمادین نام شخصیت ها چیست و چه عواملی در انتخاب آگاهانه این نام ها از سوی نویسنده نقش داشته است.
۵۳۹۱۰.

جناس نما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
در مطالعه متون ادبی گاه با واژه هایی مواجه می شویم که در شکل ظاهری خود مشابه انواعی از جناس هستند، اما چون تمام ویژگی های جناس را ندارند، نمی توان آن ها را ذیل این صنعت قرار داد و از فروع جناس برشمرد. از طرفی این واژه ها در شکل غیرظاهری خود مشابه «تکرار» هستند، اما باز به دلیل نداشتن برخی از ویژگی های صنعت تکرار، نمی توان آن ها را جزو این صنعت ادبی دانست. نمود دووجهی این واژه ها اگرچه گمان حضور صنایع جناس و تکرار را برای مخاطب ایجاد می کند، در حقیقت ظهور هیچ یک از آن ها را محقّق نکرده است. به عبارت دیگر، این واژه های دوگانی که به مثابه ارکان جناس یا تکرار مقابل یکدیگر می ایستند، نه جناس هستند و نه تکرار. هدف نگارندگان از این پژوهش، بررسی ارتباط این نوع واژه ها با یکدیگر است و این که بنا به چه دلایلی این واژه ها، باوجودِ داشتن شباهت بسیار به جناس و تکرار، نمی توانند ذیل این دو صنعت قرار بگیرند؛ همچنین به دلیل شناسایی بهتر، عنوانی برای این جفت واژه های سرگردان تعریف می کنند. روش پژوهش در این مقاله کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل داده هاست و این داده ها از اسناد و متون استخراج شده اند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که شاعران گاه بنابر ضرورت هایی از تکرار واژه ها در ابیات پرهیز کرده و با شگردهای متنوعی شکل های دیگر همان واژه را در بیت به خدمت می گرفته اند که این استخدام دو شکل از یک واژه، سبب بروز جناس نما شده است.
۵۳۹۱۱.

تطبیق موسیقی و بلاغت در اجرای آوازی سه غزل از حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۲
در این پژوهش به منظور تبیین اهمیت رعایت نکات بلاغی در اجرای مناسب و تأثیرگذار آوازی، بر اساس مبانی نظری فرمالیست ها به صورتِ توصیفی-تحلیلی، چگونگی انتقال معانی در اجراهای آوازی سه غزل از دیوان حافظ را بررسی و تحلیل می کنیم. غزل نخست با مطلعِ «زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد» با اجرای محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور و حسام الدین سراج؛ غزل دوم با مطلعِ «روز وصلِ دوستداران یاد باد» با اجرای محمدرضا شجریان، محمد معتمدی و سالار عقیلی و غزل سوم با مطلعِ «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را» با دو اجرا از محمدرضا شجریان، دو اجرا از شهرام ناظری و یک اجرا از محسن کرامتی است. مهم ترین شاخص های تحلیل آوازها عبارت است از: نحوه بیان خواننده، میزان تأکید بر واژگان خاص، میزان رعایت تکنیک های بلاغی شاعر، کیفیت و میزان تناسب تحریرها و لحن های آوازی جهت انتقال معانی ابیات و کلمات. غالب تحریرها با مقصود شاعر متناسب است اما تحریرهای شجریان نسبت به سایر خوانندگان موفق تر است. برخی تحریرهای خوانندگان غیرِضروری است اما در برخی موارد نیز به رغمِ ضرورت تحریر برخی واژه ها، آوازخوانان از تحریر این موارد غفلت کرده اند. تکرارهای معتمدی بر اثرِ رعایت ضرورت های بلاغی از سایر خوانندگان دقیق تر است. شجریان با تأکید دقیق، قصر و حصر سخن را لحاظ و همچنین با تأکیدِ به موقع، معانی غزل را با عمق بیشتری منتقل می کند. عقیلی با تحریرهای دقیق مفاهیم، معانی، تعابیر و واژگان را منتقل و مفاهیم انتزاعی را برای مخاطب محسوس می سازد اما در تکرارها، ضرورت های بلاغی را رعایت نکرده است. همچنین در تلفظ واژگان و تعابیر نیز دقت ندارد؛ بدون ضرورت معنا یا آواز، کلام حافظ را تغییر می دهد. استفاده از نسخه بدل در اجرای شجریان و رعایت اصول بلاغی در آواز هماهنگ تر از سایر اجراها است.
۵۳۹۱۲.

L’espace federmanien : la réalité ou la fictionnalité?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۱
Du fait que le concept de réalité occupe une place primordiale dans le genre de la surfiction, l’espace, en tant qu’un des éléments principaux du texte, n’échappe pas à cette logique. L’étude de la notion d’espace chez Federman soulève deux questions essentielles : s’agit-il d’un espace réel ou fictif dans ses récits de vie ? Et s’il s’agit de faits réels, pourquoi recourt-il à la fictionnalisation de l’espace ? Enfin, quel est le rôle de l’espace scripturaire dans le déroulement de ses histoires ? Pour aborder l’espace chez le surfictionneur, nous avons choisi trois de ses ouvrages : Chut (2008), La Voix dans le débarras (2008) et Quitte ou Double (2004). Afin de mieux étudier la notion d’espace chez l’écrivain, nous nous appuierons sur La Poétique de l’espace (1974) de Gaston Bachelard, car celui-ci et Federman partagent une conception similaire (une conception intime) de l’espace et que pour tous deux, la maison natale joue un rôle essentiel dans la vie.
۵۳۹۱۳.

تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی با تمرکز بر «دستور الجمهور» و «کتاب النور»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، به مثابه تک نگاری های زندگی بایزید بسطامی می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، به ویژه مفهوم «بیش متنیت»، انواع دگرگونی های کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونی های دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که دستورالجمهور با تکنیک هایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکل یافته از بایزید ارائه می دهد که با گفتمان صوفیانه متأخرتر هم سوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» به جای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای هم سو نشان دادن آن با گفتمان شریعت و برجسته سازی پیوندهای سلسله ای با تمرکز بر رابطه سرسپردگی به جای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیت بخشی به جریان های صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسی های مناقب نامه ها به مثابه ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشان دادن تحولات گفتمانی برجسته می کند.
۵۳۹۱۴.

Le phénomène polyfonctionnel des adverbiaux temporels en français(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
: La fonction d’un mot peut être variable selon certaines circonstances linguistiques. La place du mot dans un énoncé suit l’ordre structurel et linguistique de sa propre langue et à travers lequel le sens des éléments de l’énoncé est formé et perçu par le lecteur. À première vue, l’adverbe temporel joue souvent le rôle de complément circonstanciel de temps. Mais s'agit-il d'une fonction permanente pour les adverbiaux de temps? Comment peut-on leur attribuer d’autres fonctions linguistiques lorsqu’il change de place? Et, comment la variété des fonctions influe-t-elle sur la traduction persane? Le but de cette recherche est de confronter les différentes fonctions d’un même élément dans deux langues différentes pour comprendre les causes des contradictions qui en découlent. En recourant aux sources de la grammaire française, il sera possible de trouver les explications grammaticales par rapport à l’entité de cet élément linguistique. Deuxièmement, à travers une étude contrastive, nous pouvons profiter des cas où l’adverbe de temps joue de différentes fonctions. Enfin, nous comparons la fonction de l'adverbe de temps dans le texte original et dans le texte traduit. Le résultat se résume dans le fait que l'hypothèse du traducteur conduit à considérer la fonction de complément circonstanciel de temps pour tous les adverbes temporels, alors que ce n'est pas leur seule fonction linguistique. La transmission des mêmes fonctions des mots dans l’énoncé source en traduction dépend du respect de la ponctuation et de l’ordre des éléments dans la langue de départ.
۵۳۹۱۵.

تحلیل و بررسی اصطلاحات نجومی در شگردهای تصویرگری خواجوی کرمانی در منظومه عاشقانه گل و نوروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
خواجوی کرمانی از شاعران برجسته عاشقانه سرای قرن هشتم هجری و از معدود شاعرانی است که در گونه های مختلف شعر، سخن پردازی کرده است. بی تردید از سخنورانی می باشد که در سرودن منظومه های غنائی، نقش به سزایی داشته است. در بین همه آثار خواجو، منظومه گل و نوروز بیشتر شناخته شده است. به نحوی که دارای فردیّت ادبی و هنری خاص خود می باشد. وضع ادب غنائی به همراه دیگر دانش ها در این دوره در مقایسه با ادوار قبل، کاملاً متمایز است. استفاده از انواع علوم و فنون روزگار از جمله علم ستاره شناسی، یکی از ویژگی های سبکی این عصر می باشد. خواجو با معلومات گسترده و با مهارت و استادی هرچه تمام، در منظومه گل و نوروز، اصطلاحات مرتبط با علم نجوم را در تصویرسازی های خود به کار برده است. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی و ابزار کتابخانه ای درصدد آن است تا بر اساس دقت در زیباشناسی و ژرف ساخت هنری به بررسی و تحلیل تصاویر برگرفته از اصطلاحات نجومی در شعر خواجو بپردازد و میزان، چگونگی و شگردهای استفاده خواجو را از این اصطلاحات در تصویرسازی نشان دهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تسلط شاعر بر علم نجوم و هیأت، باعث شده است که وی در بیان حوادث داستان و توصیف های مورد نظر خویش، 165 بار از اصطلاحات و مفاهیم مربوط به این علم استفاده کند.
۵۳۹۱۶.

اشعار نویافته از قاسم کاهی در جُنگ شرف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۳
جُنگ شرف یکی از نسخه های موجود در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی است که به دست عبدالرحمن ابن شرف گردآوری شده است. بخش عمده این جُنگ را اشعار جامی و شعرای قرن نهم و دهم تشکیل داده است. در این میان اشعار شاعران پیش از قرن نهم نیز دیده می شود. شعر بسیاری از شعرای فارسی زبان ایران شرقی را در این مجموعه می توان یافت؛ شعرایی که بیشتر یا در شبه قاره هند ساکن بوده اند یا به آن بلاد سفرکرده اند. از جمله شعرایی که شعرشان در این جُنگ معرفی می شوند، قاسم کاهی است. از قاسم کاهی سی و یک غزل در جنگ شرف آمده که از بین آنها هجده غزل در دیوان چاپی وی موجود نیست. این پژوهش نشان می دهد جنگ شرف به عنوان منبعی که در دوران کاهی کابلی تصنیف شده است چه کمکی به افزایش غزل های وی می کند. در این مقاله نخست ضمن ارائه مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای از پژوهش های مشابه صورت گرفته خواهیم آورد. در ادامه به زندگی و احوال آثار کاهی خواهیم پرداخت و در پایان ضمن ارائه هجده غزل نویافته و بررسی مختصری درباره این آثار، به ذکر دلایلی مبنی بر صحت انتساب این غزلیات به قاسم کاهی خواهیم پرداخت.
۵۳۹۱۷.

تحلیل بلاغی زبان لوطی ها در فیلم نامه های علی حاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۴
در نگرش های ساختاری به آثار ادبی، اصل تناسب فرم و محتوا و ایجاد ارتباط میان اثر، موقعیت و مخاطب مورد توجه قرار می گی رد و هر ک اربست بلاغ ی به ص ورت مستقیم با ج ایگاه و م وقعیت مت ن و مخ اطب مرتبط است. ب ه عب ارتی برجسته سازی های اثر هنری، اگر فراتر از بافت و موقعیت و یا فروتر از آن باشد، به امری غیر ساختاری و یا نازیبا تعبیر خواهد شد. علی حاتمی در آثار خود، سعی در بازآفرینی فضا و بافت زبان جاری در متون ادبی دوره قاجار را داشته است؛ اما روند افراطی و غیر ساختارمند او در کاربست صنایع بلاغی در دیالوگ های شخصیت ها، این ظرفیت را به یک امر ضد ارزش در ساختار زیبایی شناسانه بدل کرده است. لذا این پژوهش سعی دارد تا با استخراج و بررسی زبان لوطی های فیلم نامه های علی حاتمی، با روشی توصیفی - آماری به تحلیلی انتقادی این رویکرد بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که علی رغم تلاش حاتمی در کاربست زبان برجسته برای این تیپ شخصیتی جهت بالا بردن ارزش ادبی متن خود، عملاَ این فرایند به یک ضد ارزش در آثار او تبدیل شده و ادبیت جاری در دیالوگ های جاهلانه او، موجب فاصله گرفتن اثر از مخاطب و بافت تاریخی و واقعیت جامعه شده است.
۵۳۹۱۸.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۵۳۹۱۹.

از تقابل عقل و نفس تا وحدت وجود در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴
متابعت از نفس، همواره دلیل ابتلای انسان به درد هجران و موجب خسران او در دستیابی به حقیقت و معرفت در مسیر سیر الی الله بوده است. مولوی نیز در مثنوی بر این باور است که پیروی از فرامین عقل و توجه به راهنمایی های آن پیر طریقت و در پی آن دوری از راهزنی و شرارت های نفس، سالک را در مسیر روشن، حفظ و به هدف نهایی که همان فنای فی الله است، رهنمون می سازد. او نفس را سایه وجودی انسان و حایل او با حقیقت الهی دانسته و معتقد است که تنها با نور عقل می توان آن را از میان برداشت تا درون آدمی تجلی گاه معرفت حق گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر با بررسی تقابل عقل و نفس در داستان هایی از مثنوی که برمبنای این تقابل شکل گرفته اند یا در ابیاتی از آنها به این موضوع اشاره شده است، تحلیلی دقیق از نگرش مولانا با بهره گیری از آیات، احادیث، مضامین عرفانی و تعلیمی ارائه داده است. با بررسی دقیق آماری مشخص شد که از 962 عنوان این حماسه عرفانی، 146 داستان تقابل عقل و نفس وجود دارد که از این تعداد 47/55 درصد آن کل داستان برمبنای این تقابل و در 53/44 درصد تنها در ابیاتی از آنها تقابل وجود دارد که نمودار کارکرد و درصد آمار و ارقام مربوط به آن در شش دفتر مثنوی، در پایان این پژوهش ارائه شده است.
۵۳۹۲۰.

نگاهی تازه به یکی از اختلاف قرائت های شعر حافظ: بررسی موردی، سواد سِحر یا سواد سَحَر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۵
یکی از انواع ایهام در اشعار حافظ که کمتر به آن پرداخته شده، چندگانه خوانی یا چندمعنایی های حاصل از "اختلاف قرائات" است. امروزه با تعداد کثیری نسخه خطی کهن از اشعار حافظ مواجهیم که اختلاف ضبط و قرائات گوناگون نسخه نویسان در آن ها موج می زند. هرچند این خود مهم ترین عامل به وجودآمدن ضبط ها و تصحیحات گوناگون از برخی ابیاتِ محل بحث است، اما گاه این چندگانگی و چندخوانگی نه حاصل اختلاف نسخ، بلکه محصول اختلاف های مخاطبان و خوانندگان در نحوه قرائت یک واژه یا عبارت است که این خود می تواند محملی برای کشف نوع دیگری از ایهام در اشعار خواجه شیراز باشد. در این مقاله تلاش می شود با تکیه بر نظریه دریافت و دیدگاه های خواننده محور هرمنوتیک که قائل به دخالت آگاهانه و ناخودآگاهانه مخاطب در معناپردازی متن است و برداشت ها و تفاسیر و قرائات گوناگون را ممکن و حتی غیرقابل اجتناب می داند، به مسئله اختلاف قرائات در اشعار حافظ نگاهی تازه انداخته شود و این مسئله بررسی شود که آیا می توان به جای به گزینی مرسوم میان شارحان، با پذیرش امکان درستی چند قرائت برای یک عبارت، به نوع کمتر پرداخته شده ای از ایهام در اشعار حافظ دست یافت؟ تحلیل موردی یکی از این موارد اختلاف قرائت (سواد سِحر/سَحَر) آشکار می سازد که چگونه دخالت خواننده در انتخاب یا ترکیب قرائت ها، گونه ای از ایهام نو را شکل می دهد که در آن، مؤلف و مخاطب هر دو در تولید معنا سهیم اند. بر این اساس، اختلاف قرائت ها در دیوان حافظ چه ناشی از انتخاب آگاهانه شاعر و چه حاصل ظرفیت های زبان و گفتگوی خواننده محور، می تواند به جای مانع عنصری کلیدی در ایجاد متنی باز و تأویل پذیر، و بستری برای گشودگی معنایی و چندصدایی متن تلقی شود. متنی که با هر خوانش تازه، افقی نو از معنا را می گشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان