ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۶۱ تا ۹٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۹۹۶۱.

تجربه عرفانی در «موقعیّت های مرزی» و بازتاب آن در داستان طوطی و بازرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۵۶۵
مثنوی معنوی مولانا، چنانکه از محتوای آن برمی آید و اطّلاعات تاریخی مربوط به قصد و غرض گوینده آن نیز مؤیّد آن است، متنی «تعلیمی» است و هر متن تعلیمی در درجه نخست، محصول اطّلاعات، دانش و تراوشات ذهنیِ فرد گوینده و نویسنده و در درجه دوم برآمده از «هوشیاری و آگاهیِ پیشینی» مؤلّف است. با وجود این، در مثنوی، همچون غزلیّات شمس که گوینده آن بیشتر در سیطره ناهوشیاری و قرار گرفتن در کشف و شهودهای ناب عرفانی است، جلوه هایی از «تجارب و کشف و شهودهای عرفانی» را می توان سراغ گرفت؛ به عبارت دیگر، مولانا در پاره ای از تمثیلات مثنوی، با خلق موقعیّت هایی، شخصیّت های داستانی خود را در معرض «تجربه های عرفانی و کشف و شهود» قرار می دهد. موقعیّت هایی که این شخصیّت ها وارد تجربه عرفانی می شوند، بی شباهت با «موقعیّت های مرزی/حدّی» (Boundary Situation) مدّ نظر فلاسفه اگزیستانسیالیست نیست. به نظر فلاسفه مذکور، آدمی در موقعیّت های خاصّی مستعدّ ایجاد تحوّل بنیادین در وجود خویش و استعلا یافتگی است. این موقعیّت ها می توانند در اثر بحران های روحی و روانی، عجز و ناتوانی اساسی، مواجهه با پرسش های لاینحل، برخورد با افرادی شگفت، فربه شدگی بیش ازحد در یک وضعیّت معرفتی و عوامل دیگر به وجود آیند. داستان طوطی و بازرگانِ مثنوی، یکی از تمثیلات پیچیده عرفانی است. در این داستان، یکی از قهرمانان اصلی آن، یعنی بازرگان، بعد از مواجهه با «مرگ تصنّعی» طوطی خود و از دست دادن آن، به عنوان بزرگ ترین تعلّق ذهنی خود، در موقعیّت مرزی قرار می گیرد و همین موقعیّت او را برای ورود به عالم تجارب عرفانی مهیّا می کند. بازرگان، ضمن از سر گذراندن تجربه عرفانی دچار استحاله شخصیّتی (تولّد مجدّد) و استعلای شخصیّتی می شود. در خوانشی دیگر، بازرگانِ این تمثیل، بازنمودِ بخشی از وجودِ مولانا و منعکس کننده تجارب عرفانی خود اوست که در مواجهه با شمس تبریزی، دچار تحوّل و استعلای شخصیّتی شده است. به این دلیل، در قسمتی از داستان، مولانا (راوی) با شخصیّت داستانی خود (بازرگان) چنان در هم ادغام می شوند که به نفس واحدی تبدیل می شوند.
۹۹۶۲.

استعاره های جهتی در آغاز شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۵۵۰
زبان شناسان شناختی مانند لیکاف، دانش زبانی را از اندیشیدن و شناخت مستقل نمی دانند و معتقدند دانش زبانی بخشی از شناخت عام آدمی است. آن ها استعاره را ابزار مناسبی برای تشخیص چگونگی اندیشیدن و رفتارهای زبانی می دانند. استعاره در زبان شناسی شناختی آن است که حوزه های مفهومی گوناگون را جایگزین هم کنیم؛ به عنوان مثال، زندگی را سفر فرض کنیم یا موفقیت را که مفهومی انتزاعی است در بالا تصور کنیم. یکی از گونه های اصلی استعاره های مفهومی که زبان شناسان بررسی می کنند، استعاره های جهتی هستند. آن ها بررسی می کنند که چطور مفاهیمی که ملموس و محسوس نیستند و درنتیجه نمی توانند جایگاه و جهت مشخصی داشته باشند در زبان دارای جهت شده اند و اهل زبان آن ها را در بالا یا پایین، چپ یا راست یا چنین جهات متعینی جای می دهند و این گونه درباره شان سخن می گویند. شاهنامه یکی از ارزشمند ترین متون فارسی برای مطالعات زبان شناسی شناختی است؛ زیرا شکل گیری داستان ها، تعبیرات و اصطلاحاتش در دوره های کهن تاریخ قوم ایرانی ریشه دارد و می توان زیرساخت های شناختی و بسیاری از قدیمی ترین نگاشت های زبانی فارسی زبانان را از آن استخراج کرد، اما تاکنون بررسی علمی مستقلی درباره آن صورت نگرفته است. مقاله حاضر می کوشد استعاره های جهتی -یا به عبارتی دیگر چنان که خواهد آمد بخشی از طرح واره های تصویری- 500 بیت آغازین شاهنامه را بررسی کند که تا اوایل پادشاهی ضحاک را دربر دارد؛ استعاره هایی مانند جفت های متضاد بالا و پایین، راست و چپ، پیش و پس، درون و بیرون و مرکز و پیرامون.
۹۹۶۳.

بررسی رابطه جنگ نامه های محلی فارسی با حماسه شاهنامه از منظر گونه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۸۱۶
سهم قابل توجهی از اشعار فارسی را گونه ادبی حماسه دربر می گیرد. دامنه این گونه تا قلمرو ادبیات شفاهی نیز کشیده شده است. جنگ نامه های محلی منظومه هایی هستند با حال و هوای حماسی که مشخصاً به تأثیر و تقلید از شاهنامه سروده شده اند. این شعرها در قالب مثنوی و بحر متقارب و گاه در بحر هزج هستند که با روایتی داستانی و توصیف مبالغه آمیز، دلاوری های فرد یا افرادی تاریخی از یک منطقه جغرافیایی را شرح می دهند و تا مدت ها پس از سروده شدن، میان مردمان آن منطقه مقبولیت دارند، و در اختلافات محلی و طایفه ای، کارکردهای تبلیغی دارند. جنگ نامه ها بسته به موضوع خود، گاه به جنگ میان سران طوایف و خوانین منطقه و در مواردی به نزاع یک گروه با حکومت مرکزی پرداخته و گاه نبرد گروهی از مردمان منطقه ای را با نیروهای بیگانه روایت کرده اند. عنصر «جنگ» و بزرگداشت یا خوارداشت شخصیت ها و حوادث محلی و منطقه ای، پایه و مایه اصلی این شعرها به شمار می رود. در این مقاله سه جنگ نامه محلی جنوب ایران، یعنی جنگ نامه رئیسعلی دلواری ، جنگ نامه حیات داود و شبانکاره و جنگ نامه بر تابناک لیراوی از جهت سبکی و گونه شناختی بررسی شده اند. این منظومه ها با آنکه از سبک زبانی و ادبی شاهنامه و دیگر متون حماسی و همچنین لحن و گفت وگوی آن ها تأثیر فراوانی پذیرفته اند، اما تفاوت های اساسی نیز با گونه حماسه دارند؛ مؤلفه هایی همچون زمینه اسطوره ای، داستانی، پهلوانی، صبغه ملی و خرق عادت در این سروده ها نیست. رنگ ملی ندارند؛ چراکه اهداف آن ها در راستای آرمان های یک ملت نیست و قهرمانانشان اغلب به دنبال رسیدن به آرمان ها و اهداف شخصی اند؛ بنابرین به باور ما، از منظر گونه شناسی این سروده ها را باید «شبه حماسه» نامید. با این همه جنگ نامه ها ازمنظر تأثیر شاهنامه بر فرهنگ ها و خرده فرهنگ های قلمرو زبان فارسی و نیز از لحاظ ثبت وقایع و حوادث محلی و به کارگیری برخی واژگان و اصطلاحات بومی در شعر شایسته توجه و درخور بررسی اند .
۹۹۶۴.

تحلیل خودگویی ها در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۶۶۲
عمده مختصات زبان در شاهنامه فردوسی، بر گفت وگو محوری استوار است، در جوار این گفتارها، با خودگویی شخصیّت ها نیز مواجه می شویم. نقش خودگویی، برای گفت وگوهای تنهایی به کار می رود و شیوه ای از روایت است که تجربیّات عاطفیِ شخصیّت های داستان، در سطوح مختلف ذهن، نشان داده می شود و به جریان سیّال ذهن نزدیک است. این مرحله پیش از گفتار، زمزمه درونی است که شخصیت برای تبیین موقعیّت ها و ارائه ذهن خویش، از آن بهره می برد. زبان و خودگویی در ادبیّات، دو نظام نشانگی است و سعی دارد محتویات ذهن شخصیت را به تصویر بکشد. خودگویی در شاهنامه، تولید معنا می کند و دارای کاربردهای مفهومی است. در این مقاله از منظر پیوند ادبیات با روان شناسی، ابیات مربوط به خودگویی در شاهنامه با دو روش پژوهشی کیفی و کمّی تبیین شده است که بیانگر ارتباط معناداری، بین خودگویی و شخصیّت پردازی، در شاهنامه فردوسی است. نتیجه آن که خودگویی ها در کنش گری شخصیت ها که شامل کردار، اقدام یا مقابله هستند، برخوردی منفعلانه، نشان دادند. به این معنا که در خود گویی؛ بیان اندیشه و مافی الضمیر صورت گرفته و ارتباط مستحکمی میان خودگویی و کنش و واقعه بعد از خودگویی وجود ندارد و به عبارتی، از جانب شخصیت، کنشی متفاوت و منفعلانه انجام می گیرد که اغلب در تضاد با خودگویی است که زمزمه کرده است. در حالی که ارتباط وجوه و لایه های شخصیت و نمایاندن مکنونات شخصیت به وسیله خودگویی به مراتب مؤثرتر و شفاف تر نمودار شده است. در این مسیر، خودآگاهی هم جریان می یابد و ترسیم بهتر شخصیّت پردازی رخ می دهد. در تحلیل محتوا مشخص شد، خودگوترین شخصیت شاهنامه با (۲۳) بیت رستم و سپس به ترتیب سیاوش (۲۰) بیت و کی کاووس (۱۸بیت)، خودگوترین شخصیت ها هستند.
۹۹۶۵.

تحلیل و بررسی نشانه های حتمی ظهورِ حضرت قائم (عج) در سروده های سید حسن میرجهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه مهدویت، نشانه های ظهور است. شاعران بسیای در این باره شعر سروده و هر یک به گونه ای به این علایم پرداخته و همه نشانه هایی را که از پیامبر اسلام6 و ائمه معصومین: به ما رسیده، به نظم درآورده اند. برخی از شاعران تقریباً تمام علایم ظهور و برخی دیگر به گوشه ای از آن ها اشاره کرده اند. در این میان سید محمدحسن میرجهانی از شاعران ایرانی است که علاوه بر سرودن اشعار فراوان به فارسی در مدح اهل بیت: سروده هایی جالب هم در این خصوص به عربی دارد؛ از جمله این اشعار می توان به منظومه های ایشان در ارتباط با نشانه های ظهور اشاره کرد. وی از جمله کسانی است که تقریباً همه نشانه های ظهور امام مهدی7 را در چهار مبحث علایم عام، علایم حتمی، علایم مشروط و علایم مخصوص در اشعار خویش به کار برده است. این مقاله بر آن است تا ضمن معرفی شخصیت سید محمدحسن میرجهانی، به بررسی و تحلیل علایم محتوم ظهور از ورای سروده های وی بپردازد.
۹۹۶۶.

فانتزی شاه قهرمان ملی، قهرمان دینی: شیوه ای برای برقراری ارتباط با دربار در شعر مدیحه سرایان قرن پنجم و ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۴۵۱
اکثر قریب به اتفاق مدیحه پردازان قرن پنجم و ششم در توصیف ممدوح پیرو فانتزی شاه قهرمان ملی، قهرمان دینی هستند. این فانتزی که نتیجه تلاقی سمبلیک شخصیت های ملی و دینی علی الخصوص تلاقی سمبلیک شخصیت هایی چون رستم و حیدر (ع) است دست مایه توصیف ممدوح به انحا و طرق مختلف شده است. این جهانبینی ایده آلیستی که در ایران با شروع نهضت های ملی از جمله نهضت شعوبیه و همچنین با افزایش گرایش های شیعی شکل گرفت در مدیحه های شاعران قرن پنجم و ششم شالوده توصیف حالات شاه -که در گفتمان خلیفه اللّهی و ظل اللّهی مرکز امور و مرجع صدور بود- قرار گرفت و فانتزی مشترکی را در شعر مدحی پدید آورد. در این مقاله با در نظر داشتن روش نقد زمینه فانتزی که ابزاری کارآمد برای بررسی ارتباط های انسانی است و با تکیه بر بررسی محوریت و بسامد مضامین مشترک میان شاعران این عهد نشان می دهیم که اندیشه ها و رویکردهای مشترک شاعران قرن پنجم و ششم بر مدیحه های این دوران چه تأثیری داشته و چه زمینه های مشترکی را میان آنها ظاهر کرده است. چنین تحلیلی نشان می دهد که فانتزی مشترک شاعران این عصر چه شیوه های ارتباطی ای را پدید آورده و این شیوه های ارتباطی تحت تأثیر چه تلاقی سمبلیکی هستند.
۹۹۶۷.

معانی نحو، اساس بلاغت در سیرالملوک نظام المک (تبیین غلبه معانی نحو بر بیان و بدیع در شکل گیری نظام بلاغی سیرالملوک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۵۲۳
بررسی آثار بلاغی ادب فارسی و پژوهش های پیرامون آن نشان می دهد که پژوهشگران، به نظام زیبایی شناختی مستقل و معینی در حوزه پژوهشی نثر فارسی قائل نیستند. حال آن که بررسی های موردی متون نثر نشان می دهد که نه تنها این آثار، نظام زیبایی شناختی مستقل و مؤثری دارد، این نظام زیبایی شناختی همسویی کارآمدی با رسالت متون نثر-که انتقال معنا از مؤلف به خواننده است- دارد. معانی نحو، به عنوان یک شیوه بلاغی مستقل، تبیین کننده بسیاری از شگردهای بلاغی مورد استفاده مؤلفان آثار منثور ادبی است. نظامی که به دلیل اولویت نداشتن در نظام بلاغی نظم فارسی، به اندازه دو حوزه دیگر بلاغت یعنی بیان و بدیع در معرض توجه نبوده و نیست. نگارنده در پژوهش حاضر سعی کرده است تا با بررسی دقیق فصل های سی و نهم و چهلم سیرالملوک نظام الملک از منظر علم معانی، نظام زیبایی شناختی یکی از مهمترین متون منثور ادبیات فارسی را برجسته کند و نشان دهد که این نظام، هم کاملاً مؤثر و کارآمد و هم کاملاً منطبق با رسالت مؤلف از تولید این متن است. از سوی دیگر با تحلیل این متن از منظر بیان و بدیع نشان داده است که هنرسازه های این دو حوزه بلاغی سهم ناچیزی در زیبایی این متن دارد.
۹۹۶۸.

نقش مناظره در بیان اعتراضات سیاسی با تأملی بر متون ادبی قرن 4-7 (ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۰ تعداد دانلود : ۴۷۴
اگر بخشی از ادبیات پایداری را اعتراض به طبقه حاکم بدانیم، بدون شک پابرهنگان و فرودستان در این راه پیشتازند. با بررسی متون ادبی، یک چیز به نحو چشم گیری خودنمایی می کند و آن افزون بر جسارت و شهامت این گروه، شیوه اعتراضات است. در مقاله پیش رو هدف این بود تا با دقت بیشتری به اعتراضاتِ مطرح شده در متون ادبی قرون چهارم تا پایان قرن هفتم هجری پرداخته و ویژگی مشترک این انتقادات سیاسی شناخته شود. با مطالعه اشعار و متون منثور، رگه های مشترکی در بیشتر آثار دیده شد و نتیجه بررسی ها نشان داد شیوه اعتراضی پیرزنان، خارکنان، درویشان، زهاد و حتی دیوانگان بر گفت وگو و مناظره استوار است، و البته مناظراتی در دو کفه نابرابر، که یک طرف آن معمولاً پادشاهی است مقتدر و طرف دیگر بیوه زن یا درویشی یک لا قبا است. این مناظرات که عموماً از جانب پادشاه و با قصد تحقیرآغازشده، به دست طرف دوم که ابتدا خود را بی اعتنا نشان داده، پی گرفته می شود و به شیوه شگفت انگیزی به نفع او پایان می گیرد. علت فرادستی این فرودستانِ حاضر جواب، فصاحت و بلاغتی ست که از آن برخوردارند و سخن آن ها عمدتاً به زیورهای لفظی و معنوی آراسته است. در ادامه نمونه هایی از این مناظرات به دست داده ایم.
۹۹۶۹.

نگاهی به شخصیتهای رمان کلیدر دولت آبادی براساس مفاهیم احساس کهتری، جبران و برتری جویی در نظریه آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲۹ تعداد دانلود : ۷۹۸
منتقدین ادبی با بهره گیری از علم روان شناسی و تحلیل شخصیت و رویدادهای داستان، زوایای پنهان متن را آشکار می نمایند. یکی از اهداف نقد روان کاوانه بررسی و تحلیل شخصیت ها و وقایع پیوسته در متن است. هدف این مطالعه بررسی عقده حقارت، نمودهای برتری جویی و شیوه های جبران عقده حقارت در شخصیتهای اصلی داستان است. رمان های بلند و هنری، با توجه به پرداختن به وجه های مختلف شخصیت و رویدادهای متنوع پیرامون آن، جایگاه خوبی برای بروز و ظهور نقد روان شناختی هستند؛ از این رو رمان بلند و درخشان کلیدر، به قلم محمود دولت آبادی به دلیل پرداختن به وجوه مختلف شخصیتهای متعدد داستان ، متن خوبی برای این بررسی است. یافته های این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده؛ حاکی از این است که نیروی برانگیزن ده و محرک رفت اره ای گل محمد حس برتری جویی او و تلاش برای غلب ه بر احس اس کهتری بود که عمال حکومتی بر وی روا داشتند. رفتار وی در پایان داستان بیانگر رسیدن به یکپارچگی و انسجام نقش وی و وسیله ای برای بروز جنبه های برتر و متعالی شخصیت وی می باشد. سایر شخصیتهای داستان نیز مانند ستار، بیگ محمد و خان عمو نیز با غلبه بر احساس حقارت به مراتبی از حس برتری جویی رسیده بودند اما برخی دیگر مانند قدیر، نادعلی، از احساس کهتری به ورطه عقده حقارت غلطیدند.
۹۹۷۰.

بازنمایی فرهنگ شفاهی تهران قدیم در «بوف کور» صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۶ تعداد دانلود : ۸۱۵
بخشی از فضای مناقشه برانگیز و تأویل پذیر بوف کور را می توان در تصاویری بازجست که به فرهنگ شفاهی تهران سده ی سیزدهم اشاره دارد. به مردمانی قصه پرداز که اینک خود بخشی از قصه ها شده اند. حکایات بازمانده از این مردمان به اندازه ای به شخصیت ها و حوادث بوف کور نزدیک است که این گمان را ایجاد می کند: «شاید هدایت در نوشتن بوف کور از آن ها بهره جسته باشد.» این تصاویر را به طور خلاصه می توان در موضوعات زیر دسته بندی کرد: جغد ساعت، حکیم باشی یا قلمدان ساز انبار ارگ، بی بی خانم و حکیم باشی، سرنوشت یک بیمار در حال احتضار، سمساری حسین گدا و شرابخانه ی اعتضادالسلطنه، مهدیعلی خان مردی از بنارس، کلیسای طاطاووس، تصنیف رایج «حالا نخوریم کی خوریم؟»، وکلای بقال و چقال مجلس، جوانمرد قصاب، آبگوشت آدم، محاکمه ی محمدباقر گلپایگانی، آب بازی روز سیزده و عمارت سرخه حصار. بازخوانی این عناصر می تواند بوف کور را به یک اثر اتوبیوگرافیک تاریخی با محوریت تهران صفوی قاجاری نزدیک کند. این پژوهش در نظر دارد با تکیه بر مطالعات تطبیقی به روش کتابخانه ای به این پرسش پاسخ گوید که سهم بوف کور از این تصاویر، حکایات و فرهنگ شفاهی تا چه اندازه است؟ و آیا ایماژهای دگرگونه ی بوف کور تباری داستانی دارند یا پاره نقوشی از گلیم تکه تکه شده ی تهران هستند که در این اثر فرصت تجلی یافته اند؟ نویسنده معتقد است که با انگاره های مردم شناسی که نزد هدایت به امانت سپرده شده، بعید نیست که ساختار بوف کور بر پایه ی بخشی از این انگاره ها پی ریزی شده باشد؛ تهرانی که هدایت در آن زیسته و بدون شک با فرهنگ شفاهی مردمان آن آشنایی داشته است.
۹۹۷۱.

بازآفرینی و بازخوانی شخصیت های تاریخی در شعر نازک الملائکه و طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۷۶۴
حوادث و شخصیت های تاریخی یکی از پربارترین منابع الهام بخش هنر معاصر است. در این میان، نگاه شعر معاصر به واسطه ی پیوند محکمی که با تجربه ی بشری دارد، به تاریخ حوادث و شخصیت-های تاریخی دگرگون گشته است. شاعران معاصر با پشت سر گذاشتن دوره اشعار مناسبتی، به مرحله ی نوین بازخوانی و بازآفرینی تاریخ وارد شده اند. از سویی، با توجه به جهانی شدن تجربه شعری، می توان رویکرد های مشابهی را در میان ادبیات ملل گوناگون مشاهده نمود. بازخوانی و بازآفرینی میراث تاریخی یکی از همین رویکردها است که در شعر معاصر عربی و فارسی به وجود آمده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد میان رشته ای به تحلیل شخصیت-های تاریخی به کاررفته در اشعار دو شاعر معاصر فارسی و عربی یعنی نازک الملائکه و طاهره صفارزاده پرداخته است. در این پژوهش طبقدو مرحله ی فراخوانی شخصیت، یعنی مرحله ی بازخوانی و بازآفرینی که به عنوان روش تعامل شاعران با شخصیت میراثی شناخته می شود، اشعار این دو شاعر دسته بندی شده، ملیت شخصیت ها و بسامد آن مشخص گردیده و هر یک از آن ها مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین در مرحله ی دوم شیوه ی به کارگیری شخصیت یعنی بازآفرینی، عامل به کارگیری، هدف و نیز موضع شاعر در کاربرد شخصیت نیز معین می گردد. یافته های این پژوهش نشان دهنده ی این است که هر دو شاعر از شخصیت های تاریخی در شعر خود بهره برد ه اند و شخصیت هایشان در دو مرحله یمذکور به کار رفته است. با این تفاوت که تعداد بازآفرینی و بازخوانی شخصیت های تاریخی در شعر صفارزاده بیشتر از نازک الملائکه است.
۹۹۷۲.

بررسی و تحلیل تراژدی سیاوش بر مبنای نظریه «میتوس تراژدی» فرای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۶۸۲
شاهنامه فردوسی از آثار ادب کلاسیک ایران است که بسیاری از داستان های آن از منظر یک اثر تراژیک قابل بررسی است. سوگ سیاوش به عنوان روایتی کهن با هسته تراژیک، از جمله این داستان هاست. در این پژوهش، داستان سیاوش بر اساس نظریه «میتوس تراژدی» نورتروپ فرای، منتقد کانادایی بررسی شده است. بر مبنای این نظریه، که اصولی جهان شمول را در بررسی آثار تراژیک ارائه می دهد، داستان سیاوش از مؤلفه هایی همچون: «ناهمخوانی عشق و ساختار اجتماعی»، «سلطه بی قید و شرط تقدیر» و همچنین مراحل شش گانه ای برخوردار است که آن را در ردیف یکی از زیباترین تراژدی های جهان قرار می دهد. فرای در نظری ه خود به شخصیّت ضدقهرمان نمی پردازد؛ این سیر وقایع، جبر زمانه و خواست خدایان است که  دوستی ها را به دشمنی بدل می سازد. در داستان سیاوش نیز سلطه تقدیر و بازی زمانه، افراسیاب را نادانسته و بی سبب در برابر داماد و دختر خویش قرار می دهد و هر دو طرف بی آنکه بخواهند به مصاف هم می روند. از دیگر مؤلفه های تراژدی، «اجتناب ناپذیری فاجعه نهایی» است که در سوگ سیاوش، به بهترین نحو به مخاطب القا می گردد. برقراری ثبات و آرامش پایانی و همچنین جهان بینی تقدیر  مدار حاکم بر داستان به آفرینش نوعی تسلای متافیزیکی می انجامد که لازمه بخش پایانی یک اثر تراژیک است.
۹۹۷۳.

بررسی میزان کارآمدی سطح نحوی-واژه ساختی الگوی گارسس در ارزیابی ترجمه قرآن (مطالعه موردی: ترجمه مکارم شیرازی از پنج سوره قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۴۹۴
تاکنون الگوی دقیق و جامعی برای ارزیابی ترجمه قرآن طراحی نشده است. به منظور دستیابی به چنین الگویی می توان ابتدا کارآمدی الگوهای ارزیابی موجود را بررسی کرد. در همین راستا، مقاله حاضر به بررسی کارآمدی الگوی گارسس در ارزیابی ترجمه قرآن پرداخته و از میان چهار سطح این الگو، سطح نحوی- واژه ساختی این الگو را مورد مطالعه قرار داده است. با توجه به اینکه الگوی گارسس به متن مقصد توجه دارد و اولویت را به مخاطب ترجمه می دهد، ترجمه مکارم شیرازی که در این دیدگاه با الگوی مورد نظر هم راستا است به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. داده های تحقیق را ترجمه سوره های انفال، توبه، احزاب، حجرات و تحریم تشکیل می دهند که فضای گفتمانی مشابهی دارند و به تاریخ اسلام مربوط می شوند. مطالعه کارآمدی این سطح در ارزیابی ترجمه قرآن نشان می دهد که سطح نحوی-واژه ساختی الگوی گارسس با توجه به تفاوت های ساختاری زبان فارسی و عربی و ضرورت ایجاد تغییرات نحوی در ترجمه قرآن در ارزیابی ترجمه قرآن کارآمد است، اما تقسیم کلی مؤلفه ها به مثبت و منفی باید با توجه به جایگاه و ضرورت آن ها مورد بازبینی قرار گیرد. از میان مؤلفه های این سطح «تغییر نحو»، «تغییر مقوله» و «بسط معنایی» بیشترین کارکرد را در ترجمه قرآن دارند. «جبران» با توجه به گستره صنایع بلاغی در قرآن، مؤلفه کارآمدی برای سنجش میزان موفقیت مترجم در انتقال زیبایی های قرآن است. مؤلفه های منفی «ترجمه تحت اللفظی» و «تلویح، تقلیل و حذف» و تکنیک خنثای «تغییر نوع جمله» در ترجمه مکارم به عنوان نمونه یک ترجمه مقصدگرا کمترین کارکرد را داشته اند.
۹۹۷۴.

ارزیابی ساختاری مجله «پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۴۷۸
ارزیابی و تحلیل انتقادی مقاله های علمی نقش بارزی در گسترش دانش و ارتقای کیفی پژوهش های علمی دارد؛ از همین رو، ضرورت دارد نشریه های علمی براساس رویکردهای ارزیابی مقاله های پژوهشی نقد شوند. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، مقاله های مجله «پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی» از شماره 6 تا 17 را براساس رویکرد ساختاری ارزیابی مقاله بررسی کند. بنابراین، با استفاده از پرسشنامه طراحی شده 61 مقاله از این مجله براساس پربسامدترین موضوعات انتخاب و تحلیل شد. بررسی ها نشان می دهد مقاله های سال 1392 و 1393 از نظر معیارهای ارزیابی ساختاری برخی اشکال های ساختاری دارند، اما از سال 1394 روند رو به رشدی دیده می شود، این روند در سال 1396 سرعت بیشتری پیدا می کند. علمی- پژوهشی شدن مجله در سال 1392 و افزایش تعداد مجله های پژوهشی و در پی آن افزایش تولیدات علمی، توسعه تحصیلات تکمیلی، پررنگ شدن امتیازهای پژوهشی در جذب اعضای هیات علمی، انتخاب دانشجوی نمونه، ارتقای اعضای هیات علمی و دریافت پژوهانه از علت های این حرکت رو به جلوی مجله است. یافته های پژوهش نشان می دهد مواردی چون ذکر روش پژوهش و هدف در چکیده، پیشینه پژوهش، روش پژوهش و پایبندی به آن، مبانی نظری پژوهش، نوآوری، تحلیل یافته های پژوهش و روزآمدی منابع با معیارهای تفصیلی تعریف شده برای مقاله علمی- پژوهشی هماهنگ نیست. علت تطابق نداشتن برخی بخش ها با معیار های مقاله علمی- پژوهشی به نبود روش یکسان در ارائه آن ها در مقاله ها و روشن نبودن فایده هرکدام از این بخش ها برای نویسندگان بر می گردد. این پژوهش چارچوب مفهومی برای ارزیابی ساختاری مقاله های علمی- پژوهشی در زبان و ادبیات عربی پیشنهاد داده است.
۹۹۷۵.

جمال شناسی اغراق در سبک هندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۶۹۷
مسأله این مقاله فرانمایی (صنعتِ اغراق) به عنوان یکی از ارکان اصلی شعر سبک هندی است. مقاله شیوه های فرانمایی و نقش هنری اغراق در شعر فارسی قرن یازدهم از خلال موضوعات اغراق، شگردهای فرانمایی و کارکرد هنری این اسلوب را بررسی می کند. و به همسویی اسلوب اغراق شاعران پارسی زبان با زیبایی شناسی اغراق در بلاغت هندی اشاره می کند. گرچه اغراق نقطه پیوند جمال شناسی شعر فارسی با ذوق و بلاغت هندی بود اما در ایران نقطه کانونی مخالفت با سبک هندی شد؛ ادیبان ایرانی اغراقها و ابیاتِ مستحیل شاعران خیال بند را عامل اصلی انحطاط شعر فارسی در قرن یازدهم و دوازهم دانسته اند. مقاله ضمن اشاره مبانی نظری اغراق ستیزی تأکید دارد که اسلوبِ اغراق با نگرش زیباشناختی و سیاقِ باریک اندیشی مطابقت دارد و سبک هندی بدون عنصر اغراق از ماهیت خود ساقط می شود.
۹۹۷۶.

تحلیل کهن الگوهای فرارونده عرفانی در دیوان حیاتی کرمانی با رویکرد به نظریه روان شناختی یونگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۵۸۹
نقد کهن الگویی، روشی نوین در بررسی متون ادبی است. یونگ با طرح و شرح دو مقوله ناخودآگاه جمعی و کهن الگو، به این شیوه از نقد، انسجام بیشتری بخشیده است. کهن الگوها میراث مشترک تمدّن بشری هستند که در ناخودآگاه جمعی ذخیره شده اند. صور مثالی یونگ را در عرفان اسلامی، اعیان ثابته می نامند. بر اساس نظریه یونگ، کهن الگوها (آرکی تایپ) بن مایه ها و تصاویر نمادینی هستند که در اساطیر و فرهنگ ها، مفاهیم مشترک و مشابهی را در ناخودآگاه بشر در طول زمان به جا گذاشته اند. شعر فارسی متأثر از پشتوانه های تاریخی، عرفانی و اسطوره ای است. تأثیر این عناصر را در اشعار شاعران متأخر، بیش از دوره های دیگر می توان دید و دلیل آن مردمی بودن شعر امروز است. شعر و اسطوره، جدایی ناپذیرند و اسطوره سبب بارور شدن واژه ها و شکوفایی شعر می شود. حیاتی اندیشه های انتزاعی و شهودی را از تعالیم عرفانی شاعران متقدّم، گرفت ه اس ت. در دیوان حیاتی علاوه بر نق ش کلی دی نماده ا، س هم چش مگیر هنجارگریزی و آش نازدایی در برجسته سازی بیشتر ابیات مؤثر است و در شعر او، کهن الگوها ریشه در ناخودآگاهی جمعی دارند. شاعر در ای ن سروده ب ا تأویل و تفسیر، بخشی از حقیقت را به اشاره بازگو می کند و کهن الگوهایی همچون آتش، آفتاب، آیینه، دریا، سفر، تأویل و تفسیر شده اند. هدف اصلی این مقاله که به روش پژوهشی، توصیفی-تحلیلی است، بررسی بازتاب عناصر اسطوره ای، دینی و عرفانی در سروده های حیاتی کرمانی است.
۹۹۷۷.

بررسی تطبیقی عناصر رئالیسم جادویی در آثار داستانی منیرو روانی پور و رضا امیرخانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۴ تعداد دانلود : ۵۵۶
رئالیسم جادویی یا واقع گرایی جادویی شیوه ای نو در داستان نویسی معاصر جهان است که در آن، عناصر واقعیت و خیال در هم آمیخته می شوند؛ این آمیختگی، شگفتی خواننده را برمی انگیزد و در عین حال باعث نمی شود که در سیر طبیعی داستان، اختلال یا آشفتگی ایجاد شود. از جمله کسانی که از این شیوه در ایران استفاده کرده اند، منیرو روانی پور و رضا امیرخانی هستند. با توجه به پژوهش انجام شده، منیرو روانی پور و رضا امیرخانی از شیوه روایت رئالیسم جادویی بیشترین بهره را برده اند و در این میان به رئالیسم اجتماعی هم توجه نشان داده اند. از میان مؤلفه های مهم رئالیسم جادویی در آثار این دو نویسنده به این موارد می توان اشاره کرد: وجود عناصر جادویی، واقعیت و خیال، فضای وهم انگیز و رمزآلود، حضور ارواح مردگان و استفاده فراوان از افسانه ها و داستان های کهن جنوب ایران و توجه به باورهای عامیانه و خرافی و توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی از مؤلفه های مورد بحث نویسندگان این آثار است. روش تحقیق در این پژوهش از نظر هدف با توجه به ماهیت آن، از نوع تحقیق نظری است که بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده است و از دیدگاه روش تحقیق، این کار پژوهشی، توصیفی- تحلیلی می باشد. نگارندگان در این پژوهش به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در آثار داستانی این دو نویسنده و سپس تطبیق این مؤلفه ها با یکدیگر می پردازند
۹۹۷۸.

بررسی حکایت «پسر بازرگان روم و شهر خاموشان» از کتاب هشت بهشت امیر خسرو دهلوی بر اساس الگوی تک اسطوره سفر قهرمان جوزف کمپبل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۵۵۰
جوزف کمپبل، اسطوره شناس آمریکایی، براساس آرای کارل گوستاو یونگ، به بررسی سفرهای قهرمان در فرهنگ های مختلف پرداخته و در کتاب «قهرمان هزار چهره»، الگویی برای این سفرها ارائه کرده است. این الگو، قابلیّت های فراوانی برای تجزیه و تحلیل آثار ادبی دارد. کتاب «هشت بهشت» امیر خسرو دهلوی یکی از آثاری است که می تواند با الگوی جوزف کمپبل، مورد تطبیق قرار گیرد. پژوهش پیش رو براساس این الگو به بررسی حکایت «پسر بازرگان روم و شهر خاموشان» در کتاب هشت بهشت امیر خسرو دهلوی پرداخته است. نتیجه پژوهش نشان می دهد بجز دو مؤلّفه «ملاقات با خدا بانو یا باز پس گرفتن نشاط دوره کودکی» که پیش تر از مرحله گام نهادن قهرمان در «جاده آزمون ها»، در بخش تشرّف آمده و مرحله «رسیدن کمک از خارج» که قبل از مرحله «عبور از آستان بازگشت به دنیای عادّی» در بخش بازگشت، ارائه شده -که از نظر کمپل محتمل است- تمام مؤلفه های این داستان با الگوی پیشنهادی جوزف کمبپل، مطابقت کامل دارد.
۹۹۷۹.

تحلیل گفتمانی ادبیات متعهد و اجتماعی با تکیه بر نظرگاه «اخوان ثالث»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۶۸۵
تحلیل گفتمان به عنوان رویکردی زب ان شناس ی از عل وم اجتم اعی ب ه بررس ی چگونگی پیوند آثار ادیبان با محیط اجتماعی و تأثیر این محیط بر روش و اسلوب آنها می پردازد. گفتمان ادبیات متعهد و اجتماعی از گفتمان های شناخته شده در حوزه ادب معاصر است که در این مقاله با استفاده از نظریه های لاکلا و موفه به تحلیل و بررسی علل شکل گیری و رویکرد «اخوان» در دفاع از این گفتمان می پردازیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که گره خوردگی و پیوند ادبیات و جامعه باعث می شود که اخوان به عنوان سوژه تحت تأثیر کارکردهای گفتمانی زبانی و غیر زبانی و قدرت پشت گفتمانی ناشی از رویدادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در بستر تاریخی مورد نظر، در موقعیت سوژگی قرار گیرد و با ایجاد بحران و ساختارشکنی در گفتمان های رقیب (موج نو، رمانتیک فردی و ادبیات فرم گرا) و درک دال های خالی گفتمان ها ی غیر خودی (توجه و تعهد ادبیات به مردم و جامعه) به تثبیت نظام گفتمانی خود بپردازد. وی در نظام معنایی گفتمان خودی، جامعه و نیازهای آن را (متغیر مستقل) اعم از هنر و ادبیات (متغیر وابسته) می داند و با تأکید بر دال مرکزی گفتمان خودی، دیگر دال های شناور (هنر، هنرمند، غزل، شعر و شاعر) را تعریف می کند و با استفاده از راهبردهای حاشیه رانی، برجسته سازی و غیریت سازی سعی دارد تا گفتمان خودی را تقویت و گفتمان های غیر خودی را تضعیف کند.
۹۹۸۰.

بررسی توصیه های عام و خاص (وصیت نامه) در ساقی نامه ها (بر مبنای تذکره میخانه، پیمانه، ساقی نامه سرایان آذربایجان و سایر ساقی نامه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۴۵۰
ساقی نامه ها از انواع ادبی غنایی هستند که شاعر در آن ها ابیاتی خطاب به ساقی، مغنّی و مطرب سروده، از او طلب باده و نواختن ساز و سرود می کند. سرایندگان در این نوع ادبی، علاوه بر مضامین خمری و میخانه ای و توصیف باده، جام، ساقی و... مضامینی دیگری درباره دنیای فانی و بی اعتباری مقام و منصب ظاهری، ناهنجاری روزگار، دورویی مردم زمانه و... نیز آورده و در ضمن آن ها کلمات حکمت آمیز هم افزوده اند. یکی از مفاهیم پرکاربرد و موضوعات مهم در ساقی نامه ها نکات اخلاقی و تعلیمی و عبرت آموز است. نگارندگان در این جستار، توصیه و وصیت نامه در ساقی نامه ها را بررسی می کنند. این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به بررسی و تحلیل موضوع توصیه به شکل عام و وصیت نامه به شکل خاص در ساقی نامه ها پرداخته است. بررسی ها نشان از آن دارد که سفارش و توصیه عام در این نوع ادبی شامل اندرزها و پندهای اخلاقی (اعم از سفارش به انجام فضایل و نیکی ها و ترک رذایل و بدی ها) عرفانی، خیامی و کشورداری است. توصیه های خاص (وصیت نامه) که مراد از آن سفارش هایی در سیاق وصیت نامه شرعی با بیانی ادیبانه است نیز در شعر برخی از ساقی نامه سرایان چون ملاهادی سبزواری و والی کرمانی و محمدحسن سهایی وجود دارد که سرایندگان در آن ها سفارش به امور مربوط به مرگ و خاک سپاری را در فضایی میخانه ای به تصویر کشیده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان