The purpose of this study is to explore the image of loss in modern American drama in the theme of family. The image of loss prevails the post-war era of American drama in three levels of psychological, physical, and moral space. This image is clearly observable in two of the prominent works of the era, Tennessee Williams’ The Glass Menagerie and Arthur Miller’s Death of a Salesman. Moreover, this image of loss is closely connected with the notion of time. The familial breakdown appears as a sustaining motif that plays a central role in the psychologically shattered personality of the major characters, as a result of the profound changes in the American post-war society and family. World War II was a milestone in the society as a whole, and in the family as a smaller society, and correspondingly among the people as entities which the image of loss seemed inseparable from. American post-War drama fully represents the tough conditions of that era particularly in the themes of familial breakdown and the image of loss.
با استفاده از نقد روان شناسی که برای تحلیل متون ادبی به کار گرفته می شود، کنکاشی در لایه های زیرین شخصیّت صاحب اثر و متن آفریده شده از سوی او، صورت می گیرد. انسان گرایی یکی از مکاتب روان شناسی است که در آن به جنبه های مثبت انسانی توجه شده است. آبراهام مزلو به عنوان چهره اصلی این مکتب، با ارائه نظریّه خودشکوفایی به توصیف انسان سالم و بالنده پرداخته است. تجربه اوج یکی از معیارهای اصلی نظریّه مذکور است که مبانی آن شباهت های زیادی به آراء شاعران عارف مسلک مسلمان از جمله بیدل دهلوی در باب فنا، وصال، وحدت و اتّحاد دارد. دیوان بیدل سرشار از توصیف تجربیّات عاشقانه ای است که سالک کمال جو با آن روبه رو شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، نمودهای تجربه اوج را در غزل های بیدل با رویکرد به یافته های مزلو کاویده است. نتایج پژوهش نشان می دهد مواردی مانند گشوده شدن افق نامحدود در برابر دیدگان، احساس شدید وجد و حیرتی فرامکانی و فرازمانی، احساس یکپارچگی و بی خویشتنی و گرایش به شعر، عرفان و مذهب در آزمودنی های مزلو و تجربه های بیان شده از سوی بیدل مشابه است.
حُسن طلب، از آرایه های ادبی است که نیاز و خواسته ای را با شیوه ی نیکو و اثرگذار برای شنونده ی خویش بیان می نماید؛ این آرایه ادبی به عنوان یک متغیّر در بدیع معنوی، بر پایه ی نیاز، نوع تقاضا و جایگاهِ مخاطب، به گونه های متفاوتی در قالب های شعری پدیدار می گردد و در مرکز آن طلب به عنوان یک سخن هدفمند نمود دارد. اجزای سازنده ی بافت شعر، همچون واژگان و زبان، تصویر،آهنگ کلام، عاطفه، لحن و جایگاه سخن که موجب حُسن آن می شوند، با تأثیرپذیری از عواملی مانند شخصیّت شاعر، سبک شعری، نوع مخاطب، مطلوب یا خواسته ی شاعر، شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم برجامعه ای که شاعر درآن زندگی می کند، سبب بیان طلب می شوند؛ این نکته در تعاریف کتاب های پیشین بدیع و بلاغت نیامده است. این مقاله با بررسی، نقد و تحلیل تعاریف موجود درمنابع بلاغی، بر پایه ی شیوه های استفاده ی شاعران ازحسن طلب، تعریفی نوین با دیدگاهی تازه، از این آرایه، ارائه کرده است.
در هر روایت، نوعی منطق واسازانه وجود دارد که از طریق تقابل اجزای ساختاری روایت یعنی رخ دادها و طرح شکل می گیرد. تکیه بر هر کدام از این اجزا، خوانشی متفاوت به وجود می آورد. روایت رستم و سهراب به دلیل نوع تراژیک خود، باید به فاجعه منتهی شود. این ویژگی، روی دادها را به سمت طرحی خاص جهت می دهد و در نتیجه این گونه برداشت می شود که روی دادها بر اساس نیت نویسنده و نوع تراژدی چیده شده اند و هیچ گریزی از فاجعه نیست. از طرفی منطق و احتمالاتی که به واسطه رخ دادها در متن ایجاد می گردد، باعث شده تا این گونه برداشت شود که خاصیت علّی و منطقی روی دادها باعث به وجود آمدن چنین فاجعه ای شده است. بر اساس همین منطق متضاد، در این مقاله کوشش شده، تناقض داستان و طرح و تبعات ساختاری و معنایی این تنش در روایت رستم و سهراب واکاوی شود. ضعف رخ دادها و برجسته شدن طرح، ضعف روابط علّی، استفاده از شتاب مثبت برای به حاشیه راندن خلل های معنایی، توجیه علیت حوادث با پشتوانه قضا و قدر، تکثیر تعلیق و واسازی طرح از جمله پیامدها و شگردهایی هستند که به واسطه تنش واسازانه میان داستان و طرح در این روایت شکل گرفته اند.
نقد اسطوره ای به عنوان یکی از رویکر دهای نقد ادبی معاصر تبیین کننده ماهیّت و ویژگی اسطوره ها و نقش آن ها در ادبیّات است. در این مقاله گرشاسب نامه اسدی طوسی بر اساس دیدگاه پیرسون که یکی از دیدگاه های نقد اسطوره ای است تحلیل شده است. زندگی گرشاسب از سفرهای مختلفی در کنار هم تشکیل شده که هر سفر سبب رشد یکی از جنبه های شخصیّتی او و در کل تکامل شخصیّت گرشاسب شده است. سیر سفرهای گرشاسب گذر او از مرحله خود به جان و سپس خویشتن را نشان می دهد. با ظهور جفت های کهن الگویی، زمینه بروز کهن الگوهای کودک مقدّس، خدابانو، مرگ و تولّد دوباره، آرمان شهر و... فراهم شده است و گرشاسب، قهرمان این سفرها، در سیر و سلوک درونی و اجتماعی خود، با پشت سر گذاشتن موانع و آزمون های مختلف، با ایزد بانو همراه می شود و به جای آمیختن با پری بر او غلبه می کند، مراسم قربانی بر پا می دارد و نهایتاً با آگاهی و شناختی که در طول سفرها به مدد پدر و سایر یاریگران به دست می آورد، به جاودانگی روحی می رسد
بخشی از متون کلاسیک ادب فارسی را منظومه های عاشقانه در سه حوزه ادبیات حماسی، غنائی و عرفانی تشکیل می دهد. یکی از ویژگی های مشترک این آثار حضور گسترده بن مایه ها و مؤلفه های اسطوره ای در آن هاست که می توان از منظر نقد اسطوره ای به توصیف، بررسی و نقد آن پرداخت. در این نوشتار با اتخاذ رویکرد اسطوره شناسی تطبیقی ماکس مولر از نظر ساختار و کنش شخصیت های داستانی تعدادی از منظومه های عاشقانه مجموعه «یکصد منظومه عاشقانه ادب فارسی» مورد نقد و بررسی قرارگرفته است. با خوانش منظومه های عاشقانه از این دیدگاه، چرایی یک ساله بودن سفر قهرمان، علت اشاره به شهرهای شرقی و غربی (چین و روم)، دلیل حضور فرد راهنما و یاریگر، سبب حضور زنان افسونگر و جادوگر، فلسفه وجودی اسامی نجومی شخصیت های داستانی و دلیل مراحل چندگانه ماجراجویی های قهرمان داستان منظومه های عاشقانه مشخص می شود.
La littérature est la scène de la vie des personnages inventés par l'auteur ou bien celle de la réapparition des mythes qui inspirent depuis l'ère antique les écrivains. Comme les mythes sont les représentants authentiques des caractéristiques de l'homme, ils sont souvent servis comme un trésor unique par les littérateurs. Ainsi, Alexandre Soumet reprend le mythe de Médée dans sa pièce intitulée Norma ou l'infanticide. En fait, malgré la ressemblance de Médée et Norma, elles se révèlent différentes. Cette différence s'éclaire à l'abri d'une étude détaillée de la pièce du XIXe siècle ; l'attitude représentée par les personnages de Soumet envers les situations antiques et l'atmosphère lourde et terrifiante qui règne sur la vie des caractères. Il est clair que les modifications subies par le mythe sont imposées par auteur, mais la réponse aux comment et pourquoi de ces changements ne sera découverte qu'à travers une étude sociologique menée sur Norma de Soumet. En effet, en premier lieu, cette pièce met en scène la situation précaire de la femme et sa liberté étouffée et ensuite, elle présente la majesté royale comme le représentant indéniable de Dieu sur la terre. Cette étude nous conduit à mettre en évidence la liaison étroite de la politique et de la religion au XIXe siècle français.
شاهنامه بایسنغری ، اثر ممتاز و برجسته مکتب نگارگری هرات تیموری در عصر شاهرخ تیموری است که به سفارش بایسنغرمیرزا، فرزند هنردوست شاهرخ و با دعوت از هنرمندان بزرگ آن روزگار خلق گردید. این اثر از دو جنبه متن و نگاره حائز اهمیت است؛ چرا که متن آن توسط گروهی از شاهنامه شناسان بزرگ فراهم آمده و نگاره های آن توسط نام آوران مکتب نگارگری هرات به تصویر کشیده شده است و این فرضیه را در ذهن متبادر می سازد که احتمالاً ارتباط تنگاتنگی بین متن و تصویر در این شاهنامه وجود داشته باشد. همین نکته اساس این پژوهش را شکل می دهد. هدف از این پژوهش، بررسی پیوند و گسست بین متن شاهنامه بایسنغری و نگاره های آن می باشد. پرسش این است: نگارگران شاهنامه بایسنغری تا چه اندازه به متن ادبی شاهنامه در ترسیم نگاره های آن وابسته بوده اند؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تطبیقی و استفاده از منابع کتابخانه ای-اسنادی به بیان موضوع می پردازد. نتایج تحقیق مبیّن آن است که نگارگران شاهنامه بایسنغری ، از آموخته های خود در تصویرگری بهره برده و الگوهای از پیش آموخته را به تصویر کشیده اند؛ از این رو توجه چندانی به متن کتاب نداشته و خود را موظف به خوانش متن ندانسته اند؛ بنابراین در این نسخه ارتباط چندانی بین متن و نگاره ها وجود ندارد.
«چرخیات» نوعِ ادبی ناشناخته ای در تاریخ ادبیات فارسی است.با آنکه در تمام دوره های شعر فارسی(از آغاز تا پایان دوره قاجار)نمونه هایی از چرخیات می توان یافت؛امّا به سبب آنکه تا قرن نهم، نام مشخصی بر آن ننهاده اند ، ناشناخته مانده است. چرخیات شعری است، در قالب قصیده که شاعر،چرخ (=آسمان) و ستارگان و بروج فلکی را توصیف می کند و گاه با نیروی خیال، به معراج می رود (= معراج الخیال) تا مدحِ ممدوح را از زبان چرخ و آنچه در آن است، بیان کند. در این مقاله برای نخستین بار، چرخیاتی از معروف ترین شاعران زبان فارسی، از لابه لای دیوان ها و تذکره ها استخراج شده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که نخستین نمونه چرخیات،از چه زمانی پدید آمده است و سابقه کاربرد این نام، برای این نوع شعر از کجاست؟ موضوع و محتوای چرخیات چیست و مخاطب آن کیست؟ چرخیات در سیر تاریخی خود، چه دگرگونی هایی را پذیرفته است و مناسبات متون در این نوع شعر، چگونه است؟ آیا چرخیات در ساختار سنّتی قصیده های مدحی و صرفاً در تشبیب قصیده ها، نمودار شده یا در دوره های بعد، کلّیت شعر را فرا گرفته است و به صورت نوع ادبی مستقلّی در شعر فارسی نمایان شده است؟
پژوهش حاضر با رویکردی بینارشته ای به بررسی عناصر معماری در رمان محاکمه می پردازد. هریک از عناصر معماری در ساختمان برای هدف خاصی طراحی و جانمایی می شوند. استفاده از این عناصر به شیوه معمول باعث ایجاد آسایش برای کاربران بنا خواهد شد. کافکا در رمان محاکمه ، با استفاده های پارادوکسیکال از این عناصر معماری و با نگاهی اکسپرسیونیستی، سعی در بیان مف اهی م مورد نظر خود دارد. اولین نکته ای که در این میان خودنمایی می کند، بیان مفهوم تناقض است. در این راستا در دنیای محاکمه حتی در، پنجره، دیوار، پله و سایر عناصر نیز کاربری های معمول خود را ازدست داده اند. مفهوم دیگری که کافکا به یاری این اجزا بیان می کند، بیگانگی و تنهایی است که در سراسر رمان محاکمه دیده می شود. گویی این عناصر معماری در درجه اول برای دیگران ساخته شده اند و این کاربری های معمول برای یوزف کا. دربرابر دیگران رنگ می بازد. این بیگانگی یادآور ابعاد مختلف زندگی خود کافکا است. آخرین و شاید مهم ترین مفهومی که کافکا به کمک عناصر معماری بیان می کند، تحت کنترل و سلطه بودن است که با ازمیان رفتن فضای خصوصی زندگی یوزف کا. پررنگ تر جلوه گر می شود.
یکی از موضوعات قابل بررسی در شاهنامه و آثار حماسی ملی دیگر اخلاق است. بهمن نامه حکیم ایرانشاه ابن ابی الخیر یکی از معروفترین آثار حماسی بعد از شاهنامه، روایت پادشاهی بهمن و کین خواهی او از خاندان رستم برای انتقام خون اسفندیار است که پر است از رذائل و فضائل اخلاقی. هرچند در همه ادیان به بایسته ها و نابایسته های اخلاقی پرداخته اند ولی از آنجا که بهمن نامه به بعد از ظهور زردشت مربوط است و خانواده لهراسب از خدمتگزاران آیین زردشتی اند به نظر می رسد گوینده این حماسه در بیان نکات اخلاقی داستان از مبانی اخلاقی آیین زرتشتی بیش از اخلاق اسلامی تاًثیر گرفته است. این مقاله سعی دارد بهمن نامه را با این دید به روش توصیفی - تحلیلی بررسی کند. نیایش خداوند، بخشش، وفای به پیمان و... جزء فضائل و کینه ورزی، بدعهدی، ظلم، دروغ و خشم از رذائل اخلاقی مشخص در این کتابند که هریک مصادیق بسیاری در این اثر دارند.
تکرار یکی از جلوه های مهم علم زبان شناسی است. این پدیده از دیرباز همواره مورد توجه اهل ادب بوده است؛ چرا که تکرار هر کلمه یا عبارت، هدف و معنای مهمی را در پی دارد و بهتر می تواند مخاطب را تحت تأثیر خود ق رار دهد. اسلوب تکرار در قرآن کریم گامی رو به جلوتر دارد؛ به گونه ای که اعج از کلام آسمانی را به رخ همگان می کشاند؛ زیرا نوع ساختار و چیدم ان کلمات تکرار شونده، علاوه بر زیب ایی که به آیات و سوره ها می بخشد، بر بلاغت کلام می افزاید و موجب غنای نظام معنایی و تجلّی مفاهیم مهم قرآنی می شود. پژوهش پیش رو، حاصل مطالعه تکرار هندسی در سوره بقره است و به دلیل نقش برجسته این نوع تکرار در سوره بقره، بر آنیم که با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه آمارگیری انواع تکرار هندسی، چگونگی کاربرد آن و میزان تأثیر دلالتی این نوع تکرار را بررسی کنیم. نتایج پژوهش نشان می دهد پنح نوع تکرار استهلالی، ختامی، هرمی، دایره ای و تراکمی در سوره بقره دیده می شود که تکرار هرمی با هدف تکرار و یادآوری مجدد مفاهیم و در راستای توصیفات، بیان جزئیات نعمت ها و مراتب خسران و رستگاری؛ تکرار ختامی به صورت حکم قاطع و حسن ختام آیات است؛ بنابراین، برخی صفات خداوند مانند سمیع، غفور، علیم و قدیر، به منظور هشدار و پس از اشاره به برخی احکام و قوانین به وفور تکرار شده است؛ همچنین تکرار استهلالی به منظور امر و نهی های اخلاقی و دینی بیشترین بسآمد را به خود اختصاص داده اند.
یکی از شاعران بزرگ دوره بازگشت ادبی و عهد قاجار، میرزا محمّدخان موسی بیگ کرمانشاهی، معروف به نصیبی کرمانشاهی است؛ ازجمله آثار متعدّد این شاعر کرمانشاهی، مجموعه رونق المجالس است که شاید تنها منظومه مفصّلی باشد که برمبنای مبانی قرآنی و مستندات مُتقن حدیثی و روایی شیعی سروده شده است؛ امّا هنوز به صورت منقّح و علمی، احیاء و زینت بخش محافل علمی و ادبی نشده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که این اثر عظیم در ساحت هنری و معنایی خود، تأثیرات فراوانی از آیات قرآنی، روایات و احادیث فرقانی و ادبیّات عرفانی عربی پذیرفته است؛ همچنین با توجّه به تحوّلات سیاسی، اشاعه و ترویج فرهنگ شیعی و بازگشت شاعران دوره قاجار به استفاده از تلفیق دو سبک خراسانی و عراقی و از همه مهم تر، آشنایی خاصّ نصیبی نسبت به فرهنگ و ادب عرب، باعث شده است که اثرپذیری وی در ساخت ترکیبات نو و نوآوری در ترجمان و کاربرد واژگان و ترکیب های عربی در فارسی و فخر و خودستایی به سبک شاعران عرب و هم اندیشی یا بیان آموزه های تعلیمی به سبک اندیشه آنان، درخور توجّه باشد.
در این مقاله، یکی از مهم ترین آثارِ طنز در تاریخ ادبیات فارسی (وغ وغ ساهاب) بر پایه «نظریه جامع(1) طنز کلامی» بررسی و تحلیل شده است. این اثر در هر شش متغیّرِ نظریه یادشده، ویژگی هایی ممتاز دارد، امّا تمرکزِ این پژوهش بر سه متغیّرِ هدف (موضوعاتِ موردِ تمسخرِ نویسندگانِ اثر)، تقابلِ انگاره و مکانیزمِ منطقی (شیوه ایجادِ طنز) بوده است. یکی از مهم ترین ویژگی های سبکیِ «وغ وغ ساهاب» این است که هر دو ویژگیِ طنزآمیز بودنِ یک متن روایی را دارد؛ هم پایان بندی در پیرنگِ قضایا در تقابل با انتظارِ خواننده قرار می گیرد (مانندِ سطرِ ضربه در جوک ها) و هم خطوطِ طنز در سرتاسر قضایا پراکنده شده است. نکته دیگر آن است که انتظارِ هدف قرار دادنِ افرادِ برون گروه و نشان دادنِ همبستگی و تعلّق به یک گروه (افرادِ درون گروه) که ابزاری معمول برایِ ایجادِ طنز است، در «وغ وغ ساهاب» نقض شده است. در این مقاله، دو نوع تقابلِ انگاره سنّت/ مدرنیزم و ظاهر/ باطن، افزون بر انگاره های معرفی شده در نظریه یادشده، بازشناسی شده است. اغراق، متاطنز (خودانعکاسی)، مجاورت، نتیجه، قیاس غلط و وارونه نقشی از مکانیزم های پرکاربردِ ایجاد طنز در این اثر است.
نخستین جلوه های مدرنیسم در ادبیات داستانی ایران به شکل گسترده و منسجم در دهه 40 شمسی و در آثار نویسندگانی دیده می شود که اغلب آن ها جزء حلقه جُنگ اصفهان بودند و این شیوه به تدریج در دهه های 50 و 60 به جریانی غالب در داستان نویسی تبدیل شد که تمرکز آن بر امر ذهنی و برجسته شدن فرد و ذهنیت و عواطف درونی اشخاص داستان بود که البته با شگردهای تازه روایی نیز همراه بود. محمد ایوبی یکی از نویسندگان پرکار و نوگرای دهه 50 است که در داستان هایش از شگردهای مدرن روایی بهره جسته و رمان «زیر چتر شیطان» وی از همین گونه است. این پژوهش می خواهد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که بهره گیری از چه تمهیداتی رمان ایوبی را به داستانی مدرن تبدیل کرده است؟ نتایج نشان می دهد که آشفتگی و گسست در روایت، استفاده از پیرنگ نامتعارف، ابهام و پیچیدگی روایی، تلاطم عاطفی و تنهایی و بیگانگی شخصیت، دگرگونی مفهوم زمان، سیلان ذهن و شاعرانگی نثر از جمله شگردهایی است که «زیر چتر شیطان» را به رمانی مدرن تبدیل کرده است.
رمزهای قمری، ویژگی هایی هستند که با کارکردها و تجلیات قدسی ماه (در مقام یک ایزد) مرتبط اند. این ویژگی ها به طور کلی شامل تغییر و دگرگونی، تنظیم زمان، بافتن تقدیر، باروری و باران زایی، تجدید حیات و مرگ و رستاخیز هستند که ماه به عنوان یک ایزد، جامع و عامل آن ها ست. هر چیز یا پدیده ای که دارای یک یا چند تا از این ویژگی ها باشد، نشان و رمزی قمری دارد؛ یعنی ماه حاکم و مسلط بر آن است. افسانه های ملی ایران به خوبی باورها و نمادهای مذهبی اساطیری را بازتاب می دهند. افسانه «چشمه پری» (منتخب از فرهنگ افسانه های مردم ایران ) به صورت جامع، مجموعه ای از رمزهای قمری را در خود گرد آورده است. به همین جهت، نگارنده ها در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی این افسانه را مد نظر قرار داده اند تا از رهگذر بررسی آن، ردپای باورهای اساطیری قوم ایرانی را که متمایل به کیش های پرستش ماه و آب است نمایان سازند. به این منظور با در نظر گرفتن ویژگی های یاد شده، این افسانه ارزیابی شده است. آب، مهم ترین عنصر و یا رمز قمری است که مدار روایت و وقوع رویدادها پیرامون آن در گردش است. تقریباً تمام کارکردهای مرتبط با ماه در این افسانه به کار رفته است.