ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۳۰۱.

تأمّلی در بیت پانزدهم دیباچه شاهنامه (از این پرده برتر ...)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
با وجود تلاشهای بسیاری که برای تصحیح شاهنامه فردوسی انجام شده، هنوز در این اثر مسائل فراوانی هست که نیازمند تحقیق و تجدید نظر است و برای هر چه بیشتر نزدیک شدن به آنچه از قلم فردوسی تراویده، لازم است که پژوهشگران درحوزه های مختلف مرتبط با این اثر با مراجعه به ضبطهای نسخه ها و سنجش و مقایسه تصحیح های موجود به بازنگری یکایک عناصر این اثر اقدام نمایند. گاه صورت اصیلی توسّط مصحّحان از متن خارج شده و گاه تفاوت های موجود در تصحیح ها خواننده متفنّن و متخصّص را سردرگم می کند. در مورد نخست باید با شواهد و دلایل کافی صورت صحیح مغفول به متن باز گردانده شود و در مورد دوم باید کوشید تا تکلیف واژه، مصرع و یا بیت روشن گردد تا مصحّحان در بازنگریها و چاپهای بعدی با در نظر گرفتن این گونه آثار، صورتی منقّح تر از متن ارائه نمایند. در این نوشتار بر پانزدهمین بیت از دیباچه شاهنامه تمرکز شده است و با بهره گیری از ضبط دستنویس ها و تأمل در معنای واژه «هستی» و نیز صفت برتر «بر» در متون سده های نخستین اسلامی و پیشینه آنها در متون فارسی میانه، خوانشی و معنایی جدید اما متناسب تر با فحوای دیباچه ارائه گردیده است. در نهایت پیشنهاد شده است که بیت مذکور به شکل زیر تصحیح شود: ازین پرده برتر سخن راه نیست / ز هستی بر، اندیشه آگاه نیست
۱۳۰۲.

خلقت و آفرینش در مثنوی های بیدل با نظر به منابع فلسفی و عرفانی دین هندو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
دین هندو یکی از مهم ترین ادیان در هند است. خلقت و آفرینش انسان و جهان هستی پایه ی جهان بینی و ایدئولوژی این دین را تشکیل می دهد. مفاهیم خلقت و آفرینش انسان و جهان در قدیم ترین متون حکمی و فلسفی آنها یعنی وداها و اوپه نیشدها مطرح شده است. در وداها خلقت و آفرینش را از عدم و نیستی می دانند. در متون اوپه نیشدها برای تبیین خلقت و آفرینش از واژه ی «برهمن» استفاده کرده اند. برهمن از یک سو عدم و نیستی است و هیچ توصیف ادراکی نمی گیرد و به آن «نیرگون برهمن» می گویند و از سوی دیگر جهان مادی و جسمانی است که آن را «سگون برهمن» می نامند. فرزانگان اوپه نیشدی می گویند عدم و نیستی مانند یک روح حقیقی در باطن انسان و جهان هستی وجود دارد. بیدل بی آنکه از اصطلاحات «نیرگون برهمن» و «سگون برهمن» استفاده کند، به گونه ای چیستی آفرینش را گزارش می کند که مخاطب آشنا با عرفان و فلسفه هند، می تواند با نظر در زوایای سخن او، تصاویر و شیوه استدلالش مفاهیم هندی «عدم و نیستی»، «انسان»، «تخم عالم کیهانی»، «نظریه ی انعکاس»، «شخص خلقت» و «وهم و خیال بودن جهان هستی» بازیابی کند.
۱۳۰۳.

 مخاطب کودک در افق فراتر از داستان درنگی در داستان هایی که کودک را به اشتباه شخصیت داستانی توجه می دهند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۸۱
  مخاطب کودک در افق فراتر از داستان درنگی در داستان هایی که کودک را به اشتباه شخصیت داستانی توجه می دهند          در این نوشتار به بررسی آن دسته از داستان های کودک می پردازیم که کودک را به شیوهای خاص با ماجرا مواجه می کنند؛ به گونه ای که مخاطب خود را هوشمندتر و آگاه تر از قهرمان و شخصیت ها می شناسد. کودک احساس می کند اصل ماجرا را بهتر و درست تر از قهرمان می فهمد و چه بسا اشتباه قهرمان را درمی یابد و اوست که در جایگاه داوری، بررسی، تفسیر و گاه تأویل ماجراها می نشیند. این کتاب ها پیوند روایت با مخاطب روایت را به طرزی تازه تعریف می کنند و کودک قصه شنو را بر فراز داستان می نشانند. این داستان ها هم از منظر روان شناسی و شناخت شناسی تأمل برانگیزند و هم از چشم انداز روایت شناسی و هنر داستان پردازی. در بیشتر این آثار روایت تصویر در کنار روایت متن، نقش آفرین است و چه بسا روایت بصری همدستی بیش تری با کودک در زمینه ی ارائه ی اطلاعات داشته باشد؛ اطلاعاتی که او را از قهرمان، آگاه تر می گرداند و به او فرصت و امکانی می دهد تا در داستان از بالا بنگرد. این بررسی با اشاره به شماری از داستان های کودک و در نمونه هایی داستان نوجوان، از ایران و جهان شکل گرفته است؛ آثاری که از نمونه های نام آور و برتر این شیوه به شمار می روند و طیف گسترده و رنگ به رنگ این دسته روایت ها را نمایندگی می کنند.      
۱۳۰۴.

بررسی و تبیین مصداق های حسن وقبح معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
خوبی یا بدی کارها از مهم ترین مباحث کلامی و مذهبی و نحله های کلامی است و با توجّه به ماهیّت آن ، اختلاف نظربین عالمان و متکلّمین پدیدآمده است.نخست آنچه ذهن آدمی را درگیر می نماید این است که خوب بودن و شایسته بودن کارها بدان جهت است که این افعال در ذات خود خوب یا بد هستند. برخی بر عقلی بودن آن اصرار داشته و گروهی نیز آن هارا شرعی می خوانند. اشعری و به تبع او، اشاعره قائل به شرعی بودن حسن و قبح بودند و معتزله نیز بر عکس اشاعره قائل به ذاتی بودن، یا عقلی بودن حسن و قبح بودند. در کنار آنها ماتریدیه نظر میانهای ابداع کرده و برخی از امور را شرعی و برخی را نیز عقلی میداند. مولانا حسن و قبح را به زیبایی و زشتی تأویل در مورد ماهیّت کرده وبه ضرورت و نتیجه آن بیشتر اندیشیده است . در این مقاله، به بررسی وتبیین نمودها ومصداق های حسن و قبح، با ذکر شواهدی از مثنوی معنوی که با باریک اندیشی های ذهن پرتکاپوی مولوی در هم آمیخته، می پردازیم.
۱۳۰۵.

تطبیق روایت عشق ایزدان اساطیری و نظریه مثلث عشق (نمونه موردی: خدایان هند، یونان و میان رودان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۴۰۹
تجربه عشق ورزی از مهم ترین و پیچیده ترین روابطی است که انسان ها در طول زندگی خود تجربه می کنند و از دیرباز موردتوجه جدی فلاسفه و اندیشمندان بوده است. نظریه مثلث عشق رابرت. جی استرنبرگ یکی از آرایی است که به بررسی این مقوله از دیدگاه روان شناسی پرداخته است و در تحلیل متون داستانی، کاربرد فراوان دارد. بر اساس این نظریه، عشق دارای سه جنبه: صمیمیت، اشتیاق و تعهد است که از ترکیب این سه جنبه، هفت گونه عشق ورزی پدیدار می شود. نوشتار حاضر با روش تحلیلی تطبیقی می کوشد تا با تکیه بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ، به تبیین و تحلیل کنش های عاشقانه آن دسته از خدایان اساطیریِ هند، یونان و میان رودان بپردازد که روایاتی از آن ها برجای مانده است. پس از تطبیق روایات ایزدان و ایزد بانوان با انواع هفت گانه عشق در نظر استرنبرگ، دانسته شد که فراوانیِ عشق شیفتگی بی خردانه در یونان و نیز عشق تهی، شراکتی و کامل در هند، به نسبت دو حوزه دیگرِ فرهنگی پژوهش، بیشتر است. در حوزه فرهنگی میان رودان، عشق شاهد مثال های کمتری دارد. این موضوع می تواند بازتابی از تلقی و تصور رایج مردم این مناطق از مفهوم عشق نیز باشد. این پژوهش نشان از ذهن پیچیده انسان های نخستین در مسائل احساسی و انتزاعی دارد.
۱۳۰۶.

انواع طنزهای موقعیتی در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۳۰
کنش های نامتعارف رفتاری در یک موقعیت متعارف، نوعی از طنز را پدید می آورد که نامش طنز موقعیتی است. حافظ استاد طنزهای موقعیتی است، چون به موازات تلاش برای رسیدن به اوج هنرنمایی های ادبی، حساسیت به موضوعات سیاسی و اجتماعی نیز از دغدغه های اساسی در زندگی و اشعار اوست. گونه های طنز موقعیتی در اشعار او بیش از طنزهای ادبی است. این موضوع نشان دهنده ی آن است که در عصر حافظ، رفتار شخصیت های سیاسی و فرهنگی به حدی تمسخرآمیز و تعجب انگیز و متناقض بوده است که شاعری چون حافظ و هم چنین عبید زاکانی، نیاز چندانی به آفرینش طنز به شیوه ی تصنعی در اشعار و آثار خود احساس نمی کرده اند. آن ها با تصویر واقعیت های جاری در جامعه، گونه های مختلفی از طنز را پدید آورده اند که نامش طنز موقعیتی یا رفتاری است. حافظ با خلق شخصیت های آرمانی چون پیر مغان و رند بازاری تلاش می کند تا ارزش های مقبول عرفی را به عنوان مناسب ترین جای گزین ها در برابر گفتمان های مسلط و منفور سیاسی، دینی و عرفانیِ حاکم بر جامعه، الگوسازی کند.
۱۳۰۷.

تحلیل بینامتنی روایت اسطوره ای رمان چاه بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۱
بینامتنیت اصطلاحی مهم در نظریه های ادبی معاصر است که در آن به روابط بین متون اشاره می شود؛ بنابر، این نظریه متون ادبی در انزوا شکل نمی گیرند و نمی توان آن ها را بدون ارتباط با یکدیگر خواند و تفسیر کرد. بینامتنیت در آثار پست مدرن با دیگر ویژگی های این متون همچون گسست زمانی، روایت غیرخطی، دور باطل و... پیوندی جدانشدنی دارد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از نظریه بینامتنیت، اثرپذیری روایت چاه بابل از اسطوره هاروت و ماروت بررسی و تحلیل شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد شخصیت ها، کنش ها و حوادث داستان چاه بابل هم در صورت و هم در مضمون مشابهت های فراوانی با روایت اسطوره ای هاروت و ماروت دارند و استفاده از عناصر اسطوره ای همچون بن مایه ها، شخصیت ها و نمادها، چاه بابل را به روایتی اسطوره ای تبدیل کرده که از اهمیت تحلیل بینامتنی برخوردار است. در این داستان سیال بودن ذهن راوی رمان در بینامتن های اسطوره ای، روایتی پسامدرن از دنیای پر از رنج و عذاب شخصیت ها آفریده است. هدف این پژوهش بررسی و بازنمایی نقش بینامتنیت در روایت پسا مدرن و رابطه آن با دیگر مؤلفه های این نوع متون در رمان چاه بابل است.
۱۳۰۸.

مطالعه ویژگی های هنرمند در دوگانه های شاپور/ فرهاد و باربد/ نکیسا بر اساس منظومه «خسرو و شیرین»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
نظامی در منظومه «خسرو و شیرین» از چهار هنرمند دربار خسرو (شاپور/ فرهاد و باربد/ نکیسا) نام برده و جایگاه آ نها را مؤثر و ویژه می داند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل جایگاه این چهار هنرمند در منظومه خسرو و شیرین است. ضرورت انجام پژوهش در شناسایی مؤلفه های مربوط به هنرمندان دوره شاعر و نگاه آن دوره به هنرمندان بوده است. ویژگی های هنرمندانه شاپور/ فرهاد و باربد/ نکیسا در منظومه خسرو و شیرین نظامی کدامند؟ به نظر می رسد مؤلفه هایی مانند دقت و مهارت در طراحی و ترسیم هنرهای دیداری و برانگیختن احساسات مخاطبان از جمله ویژگی های هنری هنرمندان نام برده شده در منظومه خسرو و شیرین است. روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. جامعه هدف پژوهش، ابیات مربوط به منظومه یادشده است. ابیات به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که شاپور و فرهاد در حوزه تجسمی و با مهارت و استادی، بارها به کمک خسرو و شیرین آمدند. هر دو، شاگرد یک استاد بودند. شاپور، نقاش و فرهاد، پیکرتراش بودند. هر دو واقع گرا بودند. اما باربد و نکیسا موسیقی می دانستند. یکی در نواختن چنگ و دیگری در بربط، سرآمد نوازندگان دوره خود بودند. هر دو با الحان ابداعی و خلاقانه بارها حالات و روحیات مخاطبان را تحت تأثیر قرار دادند.
۱۳۰۹.

تحلیل اگزیستانسیالیستی روایت ها در گنبدهایِ غالیه و سپید براساس رویکرد نشانه- معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
منظومه هفت گنبد نظامی گنجوی یکی از شاهکارهای نظام ادبی، فرهنگی و تاریخی به حساب می آید که در نوع خود بی بدیل و بی نظیر انگاشته می شود. همچنین این منظومه انسان شناسانه و هستی گرایانه با اصالت وجود بشری سروکار دارد و تلاش می کند تا سره را از ناسره تمیز دهد. این پژوهش قصد داشت با بررسی اولین روایت در گنبد غالیه و آخرین روایت در گنبد سپید براساس دیدگاه نشانه-معناشناسی به مطالعه مسیر حرکت روایت ها و جهش های معنایی حاصل از آن بپردازد. تحلیل روایت ها با بهره گیری از مولفه های نظام گفتمان روایی بُوشی صورت پذیرفته است. نتایج حاصله نشان می دهد که سیر روایت پردازی شاهدخت ایرانی و هندی تقریباً یکسان بود. شخصیت های اصلی این دو روایت دارای صفات زهد، پارسایی، وارستگی و محتشم منشی بوده است. به ناگاه در مسیر هستی و زندگی با اتفاقاتی مواجه می شوند که آن ها را به ظلمات و تاریکی درون سوق می دهد. با سلب دازاین اولیه و ایجاب دازاین معیوب به همراه نقصان معنایِ وجودی با مصائبی بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. با عبور از این آشفتگی و ناهنجاریِ درونی، از تاریکی عبور کرده و به نور و استعلایِ درون که هدف غائی اصالت وجود است، دست می یابند. در انتهای روایت، شخصیت ها با جهش معناییِ شدیدی از موقعیت نابسامان خودپیش آورده به شرایط رهایی بخش از ظلمات و تجدید حیات اخلاقی می رسند.
۱۳۱۰.

مؤلفه های ادبیات مهاجرت در آثار مهشید امیرشاهی و روح انگیز شریفیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
ادبیات مهاجرت، ادبیاتی برون اقلیمی است که بیانگر ابعاد و تبعات مهاجرت باشد. مهشید امیرشاهی (متولد 1316ه.ش) و روح انگیز شریفیان (متولد 1320ه.ش) از نویسندگان مهاجر ایرانی مقیم اروپا هستند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با روش تحلیل مقایسه ای می کوشد تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که مهم ترین مؤلفه های ادبیات مهاجرت در آثار امیرشاهی و شریفیان کدامند و این مؤلفه ها در آثار هریک از این دو نویسنده به چه شکل منعکس شده اند. هدف تحقیق شناسایی و مقایسه مؤلفه های ادبیات مهاجرت در آثار نویسندگان زن مهاجر ایرانی است. نتایج نشان می دهد که مؤلفه های بحران هویت، تعارض فرهنگی، نوستالژیا، مانندگردی، فرهنگ پذیری، سازگاری، زبان، سیاسی بودن و مقایسه در آثار این دو نویسنده به چشم می خورند و بحران هویت و مسئله زبان، از دیگر مؤلفه ها پررنگ تر است. مؤلفه ی دیگری که در آثار این دو نویسنده به صورت مشابه دیده می شود، بحث مقایسه است. مقایسه در آثار امیرشاهی با استعاره ها و آرایه های ادبی بیشتری همراه است و توصیف تفاوت ها دارای جلوه های هنری است. در حالی که مقایسه در آثار شریفیان، بیشتر به بیان جزئیات تفاوت ها می پردازد. همچنین هریک از مؤلفه ها به ویژه نوستالژی و بحران هویت در آثار امیرشاهی حزن انگیزتر است. یافتن برخی مشخصه ها در ادبیات مهاجرت زن ایرانی متعلق به یک نسل را می توان از دستاوردهای پژوهش تلقی کرد.
۱۳۱۱.

رفتارشناسی شخصیّت های داستان بیژن و منیژه بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
بررسی شاهنامه فردوسی، بر پایه نظریه های روان شناسی، یکی از روش های بایسته برای آشنایی بیشتر با ابعاد متنوع این اثر بزرگ است. موضوع این پژوهش، بررسی رفتار شخصیت های داستان بیژن و منیژه برمبنای تئوری انتخاب ویلیام گلسراست. پرسش بنیادین این مقاله آن است که چگونه می توان خوانشی روان شناختی، بر پایه تئوری انتخاب از رفتار شخصیت های این داستان داشت؟ هدف این پژوهش بررسی رفتار شخصیت ها، بر پایه ارکان اساسی این رویکرد؛ یعنی، نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری و واقعیت پذیری است. همچنین، نقش فردوسی را به عنوان یک راوی قدرتمند در طرح موقعیت های پاسخگو به نیازهای اساسی مورد تحلیل قرار خواهیم داد. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی رفتار در شاهنامه، مبتنی بر انتخاب و مسئولیت، از زاویه دید نظریهعلمی خاص، در پی برخورد علمی با مقوله ای به نام ادبیات است. ضرورت انجام این پژوهش، مدیون آن است که بررسی و تحلیل رفتار شخصیت های یک اثر ادبی از منظر تئوری انتخاب، به واسطه امکان همذات پنداری مخاطبان با این شخصیت ها، بی تردید سبب آشنایی درست با نیازها، خواسته ها، ادراک، رفتار و مسئولیت پذیری و درنهایت خودکنترلی می شود. بنا بر این نتایج، شاهنامه بازتابی از تمام نیازهای بشری است که شخصیت ها با شناخت و درک واقعیت برای رسیدن به هدف، دست به انتخاب می زنند.
۱۳۱۲.

شیوه های استدلال در عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۱
عجایب المخلوقات و غرا یب الموجودات، تألیف محمّدبن محمود بن احمد طوسی از نمونه نثرهای شیوای ادب فارسی در سده ششم هجری است. این کتاب ده «رکن» دارد که به حکایات، پدیده ها، عناصر و مخلوقات شگفت انگیز عالم اختصاص دارد. در این پژوهش که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده است، روش های اقناع مخاطب بررسی می شود. هدف از پژوهش حاضر، اثبات توانمندی گوینده در طرح اندیشه های اعتقادی، معرّفی شگفتی های آفرینش و در نهایت، چگونگی بهره گیری او از شیوه های اقناع مخاطب برای پذیرش سخنان خود است. نویسنده در مواردی با یاری گرفتن از قیاس و تمثیل و در شکلی گسترده تر با استناد به قرآن، روایات و سخنان حکما به توجیه شگفتی ها و غرایب می پردازد. حاصل پژوهش نشان می دهد که در بیشتر موارد، نویسنده قصد دارد با استدلال های مبتنی بر آیات قرآنی و روایات، بین علم و دین پیوند برقرار کند. اشاره به خواص شگرف سنگ ها، گیاهان و داروها، کنش های خارق العاده حیوانات، اتّفاقات شگرف همراه با استدلال هایی که ریشه در اعتقادات گوینده دارد، گویای آن است که در لایه زیرین گزارش ها و حکایات، اهدافی با بار عاطفی ایدئولوژیک و بعضاً تبلیغاتی نهفته است و این موضوع، دلیل روشنی بر هدفمندبودن ساختار عجا یب المخلوقات و غرا یب الموجودات است. در واقع نویسنده تحت تأثیر اندیشه های مذهبی و گرایش های کیهان شناختی خود تلاش می کند با این شیوه استدلال ، مخاطب را به تفکّر در آفرینش و شناخت پروردگار عالم برانگیزد.
۱۳۱۳.

تاثیر مولفه های پست مدرن بر داستان نویسی مکتب جنوب -با رویکردی به رمان «همسایه ها» احمد محمود -(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۷
پست مدرن به معنای نوگرایی و تجدد گرایی ترجمه شده است. برخی از نویسندگان ایرانی با توجه به اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور و با قرار گرفتن در جریان فکری این مکتب یا تحت تاثیر ساخت و زبان ویژه ی پست مدرن آثار خود را پدید آوره اند.احمد محمود (۱۳81-۱۳10) از جمله داستان نویسان –مکتب جنوب - است که در مسیر تاریخی و سیاسی- ملی شدن صنعت نفت - این مکتب ادبی و فلسفی قرار دارد. بر این اساس ، در مقاله پیش رو می کوشیم تا پیشینه ی این مکتب را با بررسی مفاهیم و مولفه های پست مدرن از جمله (نفی کلّیت و جامعیت ، انکار هویت انسجام یافته فرد و اجتماع ، اعلان پایان پذیرفتن و بی اعتباری ایدئولوژی ، انکار حقیقت ثابت و عینی و..) در داستان همسایه ها احمد محمود به عنوان یکی از نمایندگان مکتب جنوب مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. حاصل آنکه هویت بومی و اقلیمی و محوریت مضامین اجتماعی در حقیقت مثلث توفیق ادبیات داستانی احمد محمود را تشکیل می دهد. نگارنده این مقاله کوشیده است از رهگذر بررسی و تحلیل داستان همسایه ها میزان بهره گیری این نویسنده داستانهای اقلیمی از مفاهیم و مولفه های پست مدرن را تبیین نماید.
۱۳۱۴.

بررسی مفاهیم ادبیات جهان، جهان شمول و جهان میهنی در پرتو ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۲
این مقاله کیفی به شیوه ای تحلیلی     تبیینی و براساس منابع کتابخانه ای، نسبت میان ادبیات جهان، ادبیات جهان شمول و ادبیات جهان میهنی را از منظر ادبیات تطبیقی بررسی می کند. هدف پژوهش، روشن سازی تمایزها و پیوندهای این سه مفهوم است تا جایگاه ادبیات ایران در ادبیات جهانی از این رهگذر بهتر درک شود. در اینجا، چند پرسش مطرح می شود: آیا ادبیات جهان با ادبیات جهان شمول یکسان است یا از آن متمایز است؟ با ادبیات جهان میهنی چطور؟ چه نسبتی با ادبیات تطبیقی دارند؟ برخی ادبیات جهان و ادبیات جهان شمول را مترادف می دانند. برخی ادبیات جهان را متشکل از بهترین آثار معیار ادبیات های بوم محلی می دانند که یا از طریق ترجمه یا به زبان اصلی خود در سطح فراملی و بین المللی انتشار یافته اند. یافته ها نشان می دهد ادبیات جهان، گذشته نگر و ناظر به آثار معیار تاریخی است، اما ادبیات جهان شمول حال نگر بوده و محصول فرآیندهای جهانی سازی معاصر است. همچنین، مفهوم ادبیات جهان میهنی، با تقویت حس تعلق جهانی و تأکید بر تعاملات فرهنگی، پیوند نزدیکی با این دو دارد. ادبیات تطبیقی می تواند به مثابه چهارچوبی برای تحلیل این روابط و تقویت ارتباط ادبیات فارسی با جریان های جهانی عمل کند.
۱۳۱۵.

بررسی علل نبود نام کوروش در شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
چرایی شاهنامه بدون نام کوروش کوروش بزرگ حدود 600 پ.م، چشم به جهان گشود؛ او پسر کمبوجیه اول در یک پادشاهی کوچک در جنوب غرب ایران به نام پارس در استان امروزی فارس بود. نخستین شاه خاندانی پارسی، چیش-پیش بوده و جانشینان او چون کوروش، خودشان را شاه اَنشَن می خواندند. بدون شک، افسانه کوروش بزرگ در روایات داستان گونه ایران باستان و در دوره خود مردمان هخامنشی رواج داشته وداستان هایی از زایش، پادشاهی و بزرگی نخستین شاه خودشان یاد می کردند. باوجودی که نام او در اسناد بابلی، یونانی و عبری و کتیبه های خودش آمده است، امّا نامی از او در شاهنامه نیامده است. هدف این پژوهش با بررسی متون تاریخی دوره ی فردوسی و با روش تحلیل محتوایی، قصد دارد پاسخی تاریخی-منطقی برای علل عدم نام کوروش در شاهنامه ارائه دهد. هدف این پژوهش چرایی عدم نام کوروش هخامنشی از روش تطبیق و بررسی شاهنامه ی فردوسی با متون تاریخی آن دوره چون تاریخ طبری و یعقوبی و ... است و به چه علت نام کوروش در شاهنامه نیامده است. یافته های این پژوهش علل عدم نام کوروش در شاهنامه را این گونه بیان می کند: حذف نام کوروش از زمان به قدرت رسیدن داریوش با توجه به کتیبه بیستون و فرمان های داریوش، درنتیجه نبودن نام کوروش در منابع ساسانی، استفاده ی مستقیم فردوسی از خدای نامک های ساسانیان و اعتماد به آنها، عدم آگاهی فردوسی از خط و زبان عبری و یونانی که ذکری ازنام کوروش کرده اند.
۱۳۱۶.

تحلیل رفتار قهرمانان عاشق در «ورقه و گلشاه» بر اساس نظریه «سفر قهرمان» کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
نظریّه سفر قهرمان جوزف کمپبل یکی از نظریّاتی است که بر پایه اصل اسطوره یگانه بنا نهاده شده است. کمپبل بر این باور است که کنش و رفتار قهرمان در تمامی داستان های جهان، از کهن الگوی ثابت و یکسانی پیروی می کند. او این کهن الگو را الگوی سفر قهرمان نامیده و سه مرحله عزیمت، تشرّف و بازگشت را به همراه زیرمجموعه هایشان برای این الگو در نظر گرفته است. این تحقیق با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی رفتار قهرمانان داستان عاشقانه ورقه و گلشاه می پردازد و میزان و چگونگی انطباق داستان ورقه و گلشاه را با کهن الگوی یگانه سفر قهرمان توضیح می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مرحله عزیمت، نقش دراماتیک برجسته ای در تعلیق و پیشبرد پی رنگ داستان ورقه و گلشاه ندارد و قسمت زیادی از ماجراهای داستان در مرحله تشرّف می گذرد که مرحله بحران پی رنگ و آزمون های پی درپی قهرمانان و تلاش آنها برای موفقیت در آزمون را شامل می شود. در این داستان، مرحله بازگشت قهرمان که گره گشایی و پایان داستان را شامل می شود، انطباق بیشتری با الگوی سفر قهرمان دارد.
۱۳۱۷.

نقدی لکانی بر «داستان تصویر» بیدل دهلوی: سیری از خود شناسی به بیگانگی و تخریب نمادین خود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقاله حاضر در تلاش است تا یکی از اسرارآمیزترین و زیباترین حکایت های بیدل دهلوی را، که شرح حال زندگی خود او است، از منظر نظریه های ژاک لکان، روان کاو فرانسوی پیرو مکتب فروید، بررسی کند. هدف اصلی، بررسی سیر تحول شخصیت اصلی داستان برمبنای سه الگوی مهم از ناخودآگاه لکانی، مرحله آینه ای، مرحله نمادین و ساحت واقع است. علاوه برآن، تفصیل و توضیح حالت های روانی شخصیت اصلی داستان در پرتو نظریه های فانتزی، دیگری، فقدان، ابژه کوچک و نظریه اختگی بازتاب روشنی می یابد. سوژه لکانی در داستان بیدل با خلئی عظیم مواجه است که برای پر کردن این حفره در وجود خویش، به دنبال همسان سازی خود با دیگری یا همان تصویری است که انوب نقاشی کرده است. سوژه چند پاره، خود را در قاب تصویر هماهنگ و بی نقص می یابد و می کوشد که هویت ازدست رفته اش را در تصویر کامل بجوید، غافل از اینکه با ورود به مرحله نمادین دچار انفصال و خط خوردگی می شود. او با توسل به فانتزی سعی در زنده نگه داشتن توهم تکامل خود دارد، گرچه با ورود به امر واقع و رویارویی با ترومای این ساحت و عدم امکان برای نمادینه کردن دردهایش، دست به خودکشی نمادین می زند و به زنجیره دال های متواتر نظم نمادین پایان می دهد. یافته ها نشان داد که بیدل در گذر از مرحله آینه ای، با شناختی خیالی از خود، به بیگانگی مرحله نمادین نزدیک می شود و در امر واقع به عنوان سوژه ای روان پریش، مابین خیال و واقعیت مردد می شود و به مرگی نمادین روی می آورد.
۱۳۱۸.

مقایسه و تحلیل مقام زهد و تسلیم در دیوان عماد فقیه کرمانی و شوکت بخاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۵۷
محیط اجتماعی، مؤثرترین عامل در پدیدآمدن آثار ادبی خاصّه ادبیات عرفانی است. عرفا اعتقاد دارند. انسان برای رسیدن به قلّه رفیع معرفت، باید به طور کامل مقامات را طی کند. در واقع عرفان مکانیزمی دفاعی است تا شاعر و نویسنده بتواند بر التهاب ها و تشویش های درونی خود که بر اثر شرایط سیاسی – اجتماعی حاکم بر جامعه زیست بوم خویش بوجود آمده، فائق آید. در هر دو دیوان شعری تلطیف نگرش و معرفت شاعر همراه با بکارگیری مفاهیم خوشایند و ناخوشایند در کنار یکدیگر، برای ارائه تصویری مطلوب از اهداف و ویژگی های درونی با مطالعه کتابخانه ای و رهیافتی توصیفی- تحلیلی میسر نموده است. در سایه توجه عمادفقیه در قرن هشتم به مقام زهد و تسلیم با71 بسامد در مفهوم ساختاری و معانی اصیل عرفانی ارزش گذاری شده است؛ در حالیکه در عصر صفویه که تمرکز حاکمان وقت بر ترویج مذهب شیعه بوده است، شوکت بخاری مقام زهد و تسلیم را با 48 بسامد برای بیان مسائل سیاسی–اجتماعی، بهره برده است. در واقع زبان شعری عماد فقیه، در بیان مضامین عرفانی مانند شاعران آسمانی عمل کرده است؛ اما شوکت بخاری مضامین عرفانی را همچون ابزاری برای بیان تحولات سیاسی–اجتماعی، اندیشه ها و تجربیات درونی خود بکار برده است
۱۳۱۹.

اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۱۸
اخلاق حرفه ای را از شعبه های جدید اخلاق است که با مبانی ارزشی و اعتقادی، ارتباط نزدیکی دارد. هر شغل و حرفه ای متناسب با خود، مسئولیت های اخلاقی خاصی ایجاد می کند و اخلاق حرفه ای با توجه به راهکارهای سالم سازی ارتباطات این زمینه نقش مهمی دارد. این مقاله با هدف بررسی اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. روضه-العقول از جمله کتب نثر فارسی و تحریر دیگری از مرزبان نامه است که محمد بن غازی ملطیوی در قرن ششم به رشته تحریر درآورده است. یکی از موضوعاتی که در این کتاب به روشنی تبیین شده جایگاه و اهمیت لشکر و نیروهای لشکری در حکومت و بین طبقات مختلف جامعه است که می توان اخلاق حرفه ای این قشر از جامعه آن روزگار را از آن استخراج کرد. پرسش های اصلی این تحقیق این است که؛ لشکر و لشکریان در روضه العقول چه جایگاهی دارند و به کدامیک از مولفه های اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول اشاره شده است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که صلح-طلبی و پیشی نگرفتن در جنگ، داشتن تعهد و تخصص، صبر و استقامت و تحمل شدائد، رعایت سلسله مراتب و اطاعت از مافوق، آگاهی و آمادگی در برابر دشمن، یاریگری، وفاداری، شجاعت، پرهیز از شبیخون زدن و پرهیز از غارت از جمله اصولی است که در اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول مورد توجه قرار گرفته است.
۱۳۲۰.

نعم البدل و تصحیح متون منظوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
در حاشیه نسخه های خطّی مثنوی مولانا مخصوصاً در مثنوی مورخ 677 قونیه که اساس تمام تصحیح های مثنوی بعد از نیکلسون است، و مطابق ادعای کاتب آن، از روی نسخه ای کتابت شده که با حضور مولانا و حسام الدین چلبی و سلطان ولد بازخوانی و بازبینی شده است، کلمات و تعبیرات و ابیاتی آمده که با علامت "صح" بر ضبطِ متن ترجیح داده شده است و آوردنِ آن در حاشیه نیز در اصل بدان معنی بوده است که در کتابت های بعدی، در متن جایگزین ضبط های قبلی شوند. ولی کاتب نسخه برای اینکه به نسخه اصل وفادار بماند، متن و حواشی را عیناً به همان صورت نسخه اصل، به نسخه خود منتقل کرده است. از ناشرانِ نسخه قونیه یا مصححان مثنوی بر اساس نسخه های کهن (با تأکید بر نسخه قونیه)، انتظار می رفت کار ناتمام کاتب نسخه قونیه را با آوردنِ حواشیِ نشاندار با نشانه "صح" به متن و بردنِ متن به حاشیه تمام کنند، ولی مصححان نسخه قونیه در مورد اینگونه کلمات و ترکیبات و ابیات سلیقه ای عمل کرده اند. مخصوصاً در خصوصِ ابیات، بعضی متن قونیه را حفظ کرده و بیتِ حاشیه را در حاشیه (پاورقی) نقل کرده اند؛ بعضی حاشیه را به متن برده اند و متن را به حاشیه؛ و بعضی هر دو را به متن آورده اند؛ اگرچه این ابیات عیناً به یک معنی باشند. در تصحیح استاد موحد نیز غالباً هر دو بیت راجح و مرجوح در متن حفظ شده است؛ هرچند اینگونه ابیات موازی و مترادف، و تکرار یک معنی با دو تعبیر باشند.«نعم البدل» در این مقاله به ابیاتی اطلاق می شود که در حاشیه نسخه بازبینی شده، به خواستِ شاعر یا پیشنهاد دیگران و تأیید او، بر ضبط متن ترجیح داده شده و این ترجیح غالباً با علامت «صح» مشخص شده است تا کاتبان و مصححان بعدی آن را جایگزین متن کنند و متن را به حاشیه برند ولی وفاداری کاتبان و مصححان به نسخه اساس باعث شده هر دو را به متن ببرند تا با حذف بیتِ مرجوح، احیاناً خلاف مقصود سراینده متن عمل نکنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان