ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۱۸۱.

تأویل و تحلیلِ هوشِ مصنوعی از کاربردِ حقیقی تا رمزی و تمثیلیِ مفهومِ بروج در متونِ عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۹
آسمان در نزد عرفا جایگاه والای معنوی دارد و سرچشمه معارف است. در فراسوی آسمانی که با چشم دیده می شود، جهان نادیدنی و ملکوت قرار دارد. آسمان مرئی در باور گذشتگان هشت فلک به شمار می آمد که هشتمین فلک، جایگاه بروج بود. این آسمان و صورت های فلکی آن، افزون بر کاربرد حقیقی که برآمده از نگاه اخترشناسی آن دوران بود در نزد پیشینیان در مواردی کاربردهای رمزی و تمثیلی نیز داشت. دریافت معنی حقیقی یا استعاری چندان دشوار نیست؛ اما کشف معانی پنهان و رمزی این کاربرد در متون عرفانی تا اندازه ای دشوار است. شناخت لایه های زیرین متن نیازمند دانش گسترده ای در ستاره شناسی کهن، آشنایی با ظرافت های ادبی و آگاهی از حکمت، فلسفه و جهان بینی گذشتگان است. باتوجه به توانمندی بسیار هوش مصنوعی در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده و تمثیلی متون عرفانی می تواند ما را بیش ازپیش در شناخت و شیوه بهره مندی از این ابزار یاری کند. در این پژوهش به روش توصیفی تجربی تلاش شده است تا کاربرد رمزی و تمثیلی مفاهیم آسمانی در متون عرفانی، با استفاده از هوش مصنوعی سنجیده و بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در قالب ربات چت جی پی تی به خوبی از مفاهیم تمثیلی عرفانی در پیوند با اصطلاحات نجومی آگاهی دارد و از پسِ شناخت کلی این مفاهیم در متون عرفانی برمی آید. هرچند که در این میان، گاهی تحلیل های نادرستی نیز دیده می شود. شناخت هوش مصنوعی از بیشتر اصطلاحات اخترشناسی کهن به همراه مفاهیم عرفانی و کاربرد نمادین اعداد از دیگر توانمندی های این ابزار است.
۱۱۸۲.

بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۳
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
۱۱۸۳.

معالم الإسلام والتأسلم عند الإمام علی (ع)؛ دراسه تحلیلیه فی ضوء نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۲
یشکّل تمییز الإسلام الأصیل عن صوره المزیفه إحدى القضایا المحوریه التی شغلت - ولا تزال - الفکر الإسلامی ، ولکی نعرف الإسلام معرفه صحیحه، لابد من الرجوع إلى المصادر الإسلامیه الأصیله و الموثوق بها، ومنها نهج البلاغه الذی یعد أحد أبرز المدونات التی احتفظت بتعالیم الإسلام الأصیل. یحظى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، صاحب هذا السِّفْر الجلیل، بمکانه سامیه وفریده فی التراث الإسلامی کأهم شخصیه بعد النبی المصطفی (ص)، وإنه جسّد الإسلام بصورته النقیه فی أقواله ومواقفه وحیاته، وهو ما تنعکس أنواره بوضوح فی نصوص نهج البلاغه التی تکون بمثابه مشکاه تضیء طریق الرشاد والهدایه. لذلک تهدف هذه الورقه البحثیه إلى استقراء أقوال الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه لاستجلاء معالم الإسلام الأصیل وسمات التأسلم سعیا لخدمه الدین الحنیف وآل بیت النبوه (ع). ونحاول من خلال البحث رسم الصوره التی قدّمها الإمام (ع) للإسلام الأصیل والمزیّف، ولخصائص المسلم الحقیقی والمتأسلم فی نهج البلاغه. ونظرا لموضوع البحث والأهداف المرجوه منه، فإنه قد انتهج المنهج الاستقرائی؛ تتبعا لمادته العلمیه، والمنهج التحلیلی الذی یقوم علی فحص النصوص، واستخلاص الدلالات وعرض النتائج. وانتهی البحث إلی جمله من النتائج، محصّلها: أن الإمام (ع) قدم صوره شامله عن الإسلام والتأسلم، مع تحدید سمات المسلم الحقیقی والمزیّف. ومن أبرز معالم الإسلام الأصیل التی حددها البحث بناء على کلام الإمام (ع): قوه حجته واستدلاله، کونه مصدرا للهدایه والأمن والسلام، تفوّقه على سائر الأدیان، تمیّزه بسلطان إلهی عزیز، اصطفاؤه من قبل الله تعالى، واتصافه بالدوام والخلود. أما أبرز سمات المتأسلم والمسلم المزیّف فتمثلت فی: الطغیان، إظهار الإسلام مع إضمار الکفر، اقتراف الأفعال المناقضه لروح الإسلام وجوهره، انتهاک حرمه المسلم، وتبنی الإسلام قسرا أو لمصلحه نفعیه.
۱۱۸۴.

مقایسه تطبیقی نگرش غزالی و ابن برجان در شرح اسما الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن برجان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می داند، درحالی که ابن برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومه ابن برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم نظرند، اختلاف در مبانی هستی شناختی، زبان شناختی و معرفت شناختی، به ویژه در مسئله اشتقاق اسما و حروف، نشان دهنده دو منظومه فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونه معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیه نفس در اندیشه غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی واسطه در دیدگاه ابن برجان - منجر می شود.
۱۱۸۵.

بازتاب مسائل اجتماعی در شعر شاعران سوسیالیستی افغانستان (مطالعه موردی مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۱
ادبیات سوسیالیستی واقع گرا در افغانستان، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین جریان های ادبی در تاریخ ادبیات معاصر این کشور به شمار می آید؛ جریانی که به واسطه غنای محتوایی و هنری، توانسته جایگاهی درخشان در منظومه ادبیات افغانستان به خود اختصاص دهد. این مکتب، با تأکید عمیق بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک و دغدغه های مردم محور، در عین حال نوآوری های ساختاری و محتوایی چشمگیری را نیز به نمایش بگذارد. بازنمایی هوشمندانه و هنرمندانه مفاهیم اجتماعی، سیاسی و طبقاتی در شعر، از ویژگی های ممیز آن است. شعر سوسیالیستی واقع گرا، نه تنها در مقام یک آفرینش ادبی، بلکه به عنوان ابزار انتقال آگاهی، بیان مقاومت، و بازتاب آرمان های جمعی، در بستر فرهنگی و اجتماعی افغانستان نقشی تعیین کننده ایفا کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مسائل اجتماعی در شعر سوسیالیستی افغانستان، به واکاوی کیفیت بازتاب مفاهیم اجتماعی در آثار شاعران برجسته این حوزه با تکیه بر اشعار منتشرشده در نشریه معتبر ژوندون پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مضامینی چون تمجید از نیروی کار و منزلت کارگر، تجلیل مبارزان پایبند به اندیشه های مارکسیستی، ستایش آزادی و برابری، نکوهش تبعیض های طبقاتی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز و مخالفت با فقر و نابرابری، به شکل برجسته ای در اشعار نویسندگانی چون اسدالله حبیب، دستگیر پنجشیری، سلیمان لایق، رحیم الهام، نصرالله رها، شربت باقری، علی شاه ناشاد، غریب نواز، نسیم کامجو، حشمت ربی و ذکیه رستگار بازتاب یافته است؛ و این امر نشانگر پیوند وثیق میان ادبیات و ایدئولوژی در فضای فرهنگی آن دوران است.
۱۱۸۶.

نقش ساختار زبانی در شکل گیری روایت رمان؛ بررسی مدل کنشگرانه گرماس در تعامل با نظریه سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۹
از منظر ساختارگرایی شخصیت در روایت نه صرفاً عنصری داستانی، بلکه کنشگری فعال در فرایند معناپردازی و سازمان دهی روایت است. در این چارچوب نظری، مفهوم شخصیت با نقش ها و کارکردهای روایی پیوندی ناگسستنی دارد و جایگاهی فراتر از موجودیتی ایستا و منفعل می یابد. شخصیت ها در مقام کنشگران، در تعامل مستمر با سایر عناصر روایت نقشی تعیین کننده در شکل گیری حرکت داستان و انسجام درونی آن ایفا می کنند. نظریه پردازان ساختارگرا با تمرکز بر روابط میان کنشگران، تلاش می کنند سازوکارهای درونی روایت را تحلیل پذیر سازند و زبان روایت را به مثابه نظامی ساخت یافته که با رخدادها، کنش ها و کارکردهایِ نقشی در ارتباط است، بررسی نمایند. در پژوهش حاضر با تکیه بر تمایز زبان شناختی فردینان دو سوسور میان "زبان" و "گفتار"، در ابتدا مروری اجمالی بر روایت شناسی پراپ صورت گرفت و سپس به واکاوی مدل کنشگرای گرماس به منزله چارچوبی ساختاری-زبانی برای فهم نحوه سازمان یافتگی روایت پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روایت داستانی همانند گفتار زبانی واجد ساختاری دوسویه است: نخست؛ روساختی که زنجیره ای از رخدادهای روایی را دربرمی گیرد، و دوم؛ ژرف ساختی که منطق معنایی و کارکردی کنش های شخصیت ها را بنیاد می نهد. از منظر گرماس این ژرف ساخت بر سه محور دوگانه فرستنده/گیرنده، موضوع/فاعل، و یاریگر/بازدارنده استوار است؛ محورهایی که تعامل نظام مند و پویا میان آن ها نه تنها پویایی عملکردی روایت را سامان می دهد، بلکه مسیر معنایی و جهت گیری ارتباطی آن را نیز مشخص می سازد.
۱۱۸۷.

Le Soufisme, L’autre Voie du Roman Autobiographique, Maghrébin, D’expression Française(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۴
Le présent article vise à rendre visible une nouvelle piste récemment empruntée par le roman autobiographique, francophone, maghrébin, celle de la spiritualité soufie par laquelle se renouvelle ainsi non seulement le genre en question mais toute la littérature maghrébine d’expression française. Ce tournant littéraire, inédit, fait écho à l’approche critique de Marthe Robert sur le genre romanesque, définissant ce dernier comme « une capacité à s’emparer de secteurs de plus en plus vastes de l’expérience humaine » (Robert, 1972 : 15). Cette nature plastique du roman se manifeste à deux niveaux dans Nulle part dans la maison de mon père de la célèbre écrivaine, algérienne, Assia Djebar : dans la relation dialogique qu’il entretient avec le livre, explicitement spirituel, Soufi, mon amour de l’écrivaine turque, Elif Shafak, et dans sa structure composite incluant le soufisme , l’autobiographie, la romance . De cette hétérogénéité, il résulte un néant culturel réalisé sur le mode de l’initiation soufie de l’accomplissement spirituel de l’être.
۱۱۸۸.

تحلیل چرایی شعرنکوهی شاعران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
سروده های شاعران نشان می دهد که آنان گاهی نسبت به شعر و شاعری اظهار ناخرسندی کرده و مقام شاعری را در مقایسه با دیگر پیشه ها پایین تر دانسته اند، شاعران گاهی بیتی و یا ابیاتی و گاهی نیز اشعار مستقلی را به نکوهش شعر اختصاص داده اند. چرایی این امر، مسئله اصلی این مقاله است که با بررسی آثار شاعران تا قرن هشتم هجری به شیوه توصیفی و تحلیلی بدان پاسخ داده می شود. پژوهش نشان می دهد که بخشی از این بدبینی ها نسبت به شعر خاستگاه فلسفی دارد که به ماهیّت شعر بر می گردد. فراهم شدن شعر از قضایای متخیّل، محاکات و تقلیدی بودنِ آن که هیچ گونه صدقی را موجب نمی گردد و به شکلِ تناقض و اغراق و دروغ در شعر جلوه می کند، مبنای فلسفی دارد. ستایش از حکمت و فلسفه و نکوهش شعر در برابر آن بازتاب همین نگاه فلسفی است. منشأ مهم دیگر شعرنکوهی اثرپذیری از برخی مؤلفه ها و گزاره های دینی است که موجب تشدید چنین نگاهی در میان شاعران نسبت به شعر و شاعری شده است. برتری شرع و مفاهیم شرعی نسبت به شعر یکی از دلایل اصلی شعرنکوهی از این دید است. کارکرد شعر و رفتار اغلب شاعران نظیر اختصاص یافتن اغلب اشعار به مدح، پرداختن شاعران به هجو و هزل گویی، تکدّی کردن و طمع ورزیدن بیشتر شاعران، بی رونقی بازار شعر و شاعری در برخی از دوره ها و ناتوانی شعر از بیان معانی و مفاهیم از جمله عواملی است که موجب این بدبینی به شعر و شاعری شده است.
۱۱۸۹.

بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۱
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
۱۱۹۰.

شغال، شکار یا شکال (تصحیح واژه ای از بوستان سعدی در پرتو فرهنگ عامه جغرافیای جنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۸۲
شعر سعدی نمونه اعلای فصاحت و بلاغت است؛ ساختاری منظم که اجزای آن به صورت کاملاً منسجم و دقیق در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این چینش منظم و به هم پیوستگی دقیق اجزا، به نحوی است که ایرادات احتمالی عموماً برآمده از عوامل بیرون از کلام سعدی مثل لغزش ها و دستکاری های کاتبان و شارحان، به وضوح برای مخاطب نمایان می شود. از این چشم انداز در باب دوم بوستان سعدی واژه ای وجود دارد که نسبت زیبایی شناختی و منطقی چندانی با کلیت شعر و اندیشه سعدی ندارد و سال هاست که در حافظه فرهنگی ایرانیان در شکل یک خطای مزمن، رسوب کرده است. در حکایت درویش و روباه، باب دوم بوستان آمده است: در این بود درویش شوریده رنگ/ که شیری در آمد شغالی به چنگ// شغال نگونبخت را شیر خورد/ بماند آنچه روباه از آن سیر خورد، با توجه به اینکه در رفتار زیستی شیر و روباه، خوردن گوشت هم نوعان و دیگرگوشتخوارن بسیار نادر است و به شکار اجباری محدود می شود، بنظر می رسد خوانش معمول از واژه شغال چندان صحیح نیست. نگارندگان در مقاله حاضر با نیم نگاهی به فرهنگ عامه مردم جنوب و سپس با مراجعه به نسخه های خطی، شرح های شناخته شده و سایر منابع مکتوب نشان داده اند که خوانش معمول و غالب از واژه چندان صحیح نیست؛ صورت صحیح این واژه شکار بوده است که به دلیل قواعد ناظر بر تحولات آوایی، به صورت شکال نیز تلفظ می شده است و از طرفی شکال شکل عام شکار به شمار می رفته است که به خاطر وفور نوع خاصی از بز کوهی در مناطق جنوب، برای نامیدن آن استفاده می شده است.
۱۱۹۱.

ساختار گزاره هایِ شعری در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.
۱۱۹۲.

گفتمان و بازنمایی تصویر خود و دیگری در سفرنامه جانستان کابلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی و تلفیق سه رویکرد کلیدی تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی ، به بررسی کیفیت «تصویر» از «خود» و «دیگری» در سفرنامه ای از دهه ۱۳۹۰ می پردازد. هدف آن شناسایی عوامل تأثیرگذار بر این «بازنمایی» است. روش و پژوهش: این تحقیق، سفرنامه «جانستان کابلستان» اثر رضا امیرخانی را با به کارگیری چارچوب نظری سه گانه تحلیل می کند. این چارچوب، نظریات لاکلائو و موف در مورد گفتمان (که در آن همه پدیده های اجتماعی، گفتمانی تلقی می شوند)، دیدگاه استوارت هال در مورد بازنمایی (که تصاویر را برساخته هایی گفتمانی می داند) و تصویرشناسی - به طور خاص الگوی نانکت - را برای طبقه بندی تصاویر «دیگری» ترکیب می کند. یافته ها و نتایج: تحلیل ها نشان می دهد که هویت برساخته نویسنده به عنوان یک ایرانی مسلمان متعهد، اساس شکل گیری تصاویر را تشکیل می دهد. بر اساس رویکرد تصویرشناسی، سه نوع متمایز از «دیگری» شناسایی شد: «دیگری به مثابه غیربیگانه» یا «آلتر» (شامل افغان های هم قابل ستایش و هم قابل سرزنش)، «دیگری به مثابه بیگانه» (نمایندگی شده توسط طالبان و نیروهای غربی) و «دیگری گذرا یا زودگذر» (مانند افراد سازمان ملل). نتیجه گیری: این مطالعه نتیجه می گیرد که هویت ایدئولوژیک نویسنده و گفتمان مذهبی مسلط او، عوامل اصلی تأثیرگذار بر بازنمایی تصاویر در این سفرنامه بوده اند. چارچوب تحلیلی به کار گرفته شده متشکل از تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی در شکافتن این تصاویر کارآمد بوده و به عنوان الگویی قابل اجرا برای تحلیل سایر سفرنامه ها پیشنهاد می شود.
۱۱۹۳.

Les enjeux et les défis traductologiques des nouvelles de Faribâ Vafi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۱
Cette étude se penche sur les enjeux et les défis traductologiques liés à la traduction littéraire, en particulier dans le cas des nouvelles de Faribâ Vafi, l’une des figures de la littérature iranienne contemporaine. L’objectif principal est d’élaborer une stratégie traductive capable de préserver à la fois la structure narrative, les spécificités stylistiques et les éléments culturels propres à l’univers de l’auteure, tout en produisant un texte fluide, lisible et culturellement accessible en langue cible. Notre corpus est constitué de quatre nouvelles issues du recueil Pas de vent, pas de rame que nous avons traduites en français. Ces textes, empreints d’un réalisme subtil et d’une écriture intimiste, posent des défis particuliers sur les plans lexical, syntaxique et culturel. Afin d’aborder ces problématiques, notre analyse s’appuie sur l’approche comparative de Vinay et Darbelnet, qui permet de mettre en lumière les procédés de transposition, d’équivalence ou encore d’emprunt mobilisés dans le passage du persan au français. Cette approche sera également enrichie par des apports théoriques issus de travaux récents sur la traduction des culturèmes et des spécificités littéraires dans les textes contemporains.
۱۱۹۴.

دو موضوع واژگانی و نحوی در شاهنامه (نمادهای شتاب و نمونه ای از مالکیت محمولی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۲
دستیابی به صورتی کهن تر و اصیل تر از شاهنامه، که هرچه بیشتر به سروده فردوسی نزدیک باشد، ایجاب می کند که به یکایک عناصر این اثر، از کلی ترین تا ریزترین، توجه شود. ویژگی های منحصربه فرد این اثر از جهت قدمت و حجم چشم گیرش، که آن را به یکی از مهم ترین منابع زبان فارسی در حوزه های گوناگونی همچون تاریخ، اسطوره شناسی، دستور تاریخی زبان و فنون بلاغت و صنایع ادبی تبدیل کرده است، اهمیت این توجه ویژه را صدچندان می کند. با همین رویکرد، نوشتار حاضر به دو موضوع اصلی می پردازد که ذیل آنها به برخی موضوعات دیگر نیز پرداخته شده است: موضوع نخست، یافتن و اثبات مواردی از کاربرد دو واژه «باد» و «گرد» است که به همراه حرف اضافه «از» یا بدون آن معنای شتاب و تندی را دربردارند. دیگر اینکه در تصحیح انتقادی شاهنامه، درباب موضوعات به ظاهر کم اهمیتی که تفاوت چندانی بین ضبط اقدم نسخ و اجماع سایر نسخ وجود ندارد، موضوعات کلیدی و مؤثر در معنای ابیات و روال داستان ها، ضروری است که در انتخاب ضبط ها حداکثر وسواس و دقت به کار گرفته شود و به صِرف وجود واژه ای از این دست در اقدم نسخ نباید حکم به صحت آن داد و آن را در متن گنجاند. به این موضوع با تکیه بر مصراعی که حاوی نخستین یادکرد ضحاک در شاهنامه است پرداخته شده است: «که از مهر بهرهَ ش نبود اندکی».
۱۱۹۵.

نگاهی تطبیقی به گفت وگوی دراماتیک در رمان های بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۴
قدمت گفت وگو به آغاز سخن گفتن و مکالمه بشر برمی گردد. نخستین گفت وگو با عمل همراه بوده است. از این رو، درام که ماهیتی کنشی دارد، بیانگری خود را در قالب گفت وگو یافته است. گفت وگو در نمایشنامه یا فیلم، یک گفتار دراماتیک خیالی است که همه موارد اضافه گفت وگو را حذف می کند. این نوع گفت وگو، مجموعه مشخصی از اهداف و زمان محدودی را برای رسیدن به آن ها دارد. از کارکردهای گفت وگوی دراماتیک، عمق بخشیدن به شخصیت ها و پیشبرد طرح است. این ویژگی می تواند در داستان هم کارکرد داشته باشد؛ یعنی در عین تفاوت میان عنصر گفت وگو در داستان و درام؛ یک اثر داستانی می تواند واجد گفت وگوی دراماتیک باشد که این موضوع به معنای داشتن ظرفیت نمایشی و قابلیت اقتباسی است. در این پژوهش، دو رمان بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا به شیوه تطبیقی از منظر دیالوگ دراماتیک بررسی شده اند. شیوه پژوهش توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و اسنادی است. بررسی این عنصر برجسته نمایشی، ضمن تأیید ظرفیت نمایشی این دو اثر، نشان داد که در این دو رمان، گفت وگو از عناصر مورد نظر این نویسندگان بوده و بر بار دراماتیک آثار آن ها افزوده است. با این اوصاف می توان به این دو اثر به عنوان منبعی برای اقتباس سینمایی یا نمایشی نگاه کرد.
۱۱۹۶.

نمودهای فرهنگی و اجتماعی در چیستان های تالشی رایج در منطقه عنبران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
چیستان ها یکی از عناصر فرهنگی مهم در زبان های مختلف هستند که علاوه بر جنبه های سرگرمی، نقشی اساسی در انتقال دانش و ارزش های اجتماعی دارند. در زبان تالشی عنبران، چیستان ها به عنوان بخشی از ادبیات شفاهی، بیانگر هوش، خلاقیت و سنت های این جامعه اند. این مقاله به بررسی چیستان های زبان تالشی عنبران پرداخته و نقش آن ها را در حفظ فرهنگ و زبان محلی تحلیل می کند. از طریق بررسی ساختار زبانی، مضامین رایج و کاربردهای اجتماعی این چیستان ها، به اهمیت آن ها در هویت زبانی و ارتباطات اجتماعی پرداخته می شود. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و به روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. در پایان هر چیستان نیز واژگان اصلی آن جداگانه ترجمه شدند. نتایج بیانگر این است که چیستان های تالشی رایج در منطقه عنبران معرف جهان بینی و بینش جامعه خود هستند و در گروه های طبیعی، رستنی ها، جانداران، بی جان ها، مضامین دینی و معنوی، و مضامین انتزاعی قابل طبقه بندی هستند.
۱۱۹۷.

تولّی و تبرّی در اشعار دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
تولّی و تبرّی، این دو اصطلاح قرآنی درمدایح و هجویات شاعران شیعی، بویژه در دوره ی عباسی به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی حاکم، نمود بیشتری یافته است. شاعران شیعی، عشق و دوستی نسبت به اهل بیت را در قالب مدح و رثا و برائت و دشمنی با خلفای ظالم عباسی را در قالب هجو و عتاب ابراز می داشتند. دعبل خزاعی نیز از جمله شاعران متعهد و دوستدار اهل بیت است که توانسته دو امر تولّی و تبرّی را در اشعار خود، با زبانی زنده و ضمن بهره گیری از احادیث و روایات اسلامی به تصویر کشد. در این پژوهش به روش توصیفی به بیان مظاهر تولّی و تبرّی در اشعار دعبل پرداخته شده است و نتایج آن حاکی از آن است که دعبل با تلفیق زبان عاطفی و حماسی و پیوند آن با اندیشه های دینی، و با استناد به احادیث و قرآن و اصل ولایت، تولّای راستین خود را نسبت به اهل بیت به نمایش گذارده است. او توانسته است تبرّای قلبی خود را که از تولای اهل بیت سرچشمه می گیرد، با هجویات گزنده و اثر گذار خود درباره ی عباسیان و دشمنان علویان بیان کند. دعبل در اشعارخود، ضمن بیان تولّی و تبرّای قلبی، با مدح و رثای اهل بیت و از سوی دیگر با نکوهش خصلت های دشمنان آنها، به دو تکلیف امر به معروف و نهی از منکر عمل نموده است که این خود منجر به اصلاح جامعه ی اسلامی می شود.
۱۱۹۸.

جای گزینی تخیل تاریخی با تخیل جغرافیایی به مثابه وجه ممیز دوره های عجایب نامه نویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
در این نوشتار، نشان داده خواهد شد که چگونه عنصر «مکان»، که در قالب توجه به جغرافیا در متون عجایب نامه ای دوره اول برجسته شده است، نماینده فکر زمینی و غیرتخیلی و خردگرایی است که در دوره های بعد جای خود را به «زمان» در قالب «تاریخ» می دهد و از عقلانیت و عینی بودن خارج می شود و به تخیل گره می خورد. به نظر می رسد عجایب نامه نویسی در دوره اول، پایگاهی برای نوعی «مقاومت» دربرابر جریان رسمیِ علم بوده است. با استناد به روش تبارشناختی فوکو، در پژوهش حاضر کوشش شده است نقاط گسست در خیال پردازی عجایب نامه نویسان معرفی شوند. در دوره نخست عجایب نویسی، «جغرافیا» محمل خیال پردازی و حلقه اتصال با واقعیت است. در دوره دوم، تمسک به «روایت پردازی» جای جغرافیا را می گیرد. دوره سوم، که طی آن خیال ورزی با تمسک به رویدادهای «تاریخی» صورت گرفته است، شاهد پروبال گرفتن موجودات افسانه ای و رشد چشمگیر آن ها هستیم. حتی شخصیت های تاریخی نیز از خیال پردازی مؤلفان عجایب نامه ها برکنار نمانده اند. براین اساس، سه دوره متمایز عجایب نامه نویسی معرفی شده اند.
۱۱۹۹.

دیالکتیک امید و ناامیدی در داستان شیخ صنعان و پیرچنگی عطار نیشابوری براساس نظریه «اصل امید» ارنست بلوخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.
۱۲۰۰.

نقد و بررسی اصطلاحات عرفان و تصوف در لغت نامه دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
جستار حاضر نقد و بررسی فرایند فرهنگ نویسی دهخدا درخصوص اصطلاحات حوزه عرفان و تصوف است. فرهنگ ها از ضرورت نقد و بررسی نظام مند معاف نیستند. در این مقاله به شیوه کمی، توصیفی و تحلیلی تلاش شده است تا با استخراج 662 اصطلاح تصوف از میان حدود 343 هزار مدخل لغت نامه دهخدا، کم وکیف تعاریف براساس اصول ارزیابی فرهنگ نگاری تحلیل شود. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که باوجود خلاقیت های دهخدا در زمینه هایی مثلِ آوانگاری، گردآوری جامع و مدون اصطلاحات و امانت داری در استفاده از منابع؛ نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف در فرهنگ او معیارهای مشخصی ندارد. نحوه علامت گذاری اصطلاحات تصوف نیز یکدست نیست و در مواردی، مشخص نیست که چگونه مدخلی اصطلاح قلمداد شده است و مدخلی دیگر نه. در مقدمه مفصل لغت نامه، شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح پردازی مغفول مانده است. تعریف اصطلاحات نیز بیشتر بر متون منثور کهن و اصطلاح نامه های قدیمی استوار است و از شواهد شعری کمتر استفاده می شود. این تعاریف مفصل، با زبان کهنه، دیریاب و دشوار و بعضاً به زبان عربی بیان شده اند. بنابراین، در این مقاله تلاش می شود با ارائه آمار دقیق از تعداد اصطلاحات، منابع استفاده شده و شواهد شعری و متنی، به بررسی کمّی و کیفی تعریف اصطلاحات عرفانی در این لغت نامه پرداخته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان