ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۷۸۱.

تحلیل پیکرگردانی اسطوره سیمرغ به قو در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
پیکرگردانی اسطوره ها، تحت تأثیر عوامل درون متنی و برون متنی در بستر روایت ها شکل می گیرد که یکی از مهم ترین این عوامل، تغییر مکاتب ادبی است. گذار از ادب غنایی به رمانتیسم، موجب دگرگونی اسطوره ها، ازجمله اسطوره سیمرغ شده است. در این تحول، سیمرغ که در شاهنامه به عنوان رابط آسمان و زمین و در منطق الطیر به عنوان فرمانروای پرندگان، معرفی و ستایش می شود، در متون رمانتیک معاصر، به پیکره هایی چون بوف، ققنوس و قو تغییر شکل داده و با از دست دادن قدرت و قطع ارتباط با آسمان، ناتوان از تحقق آرمان های فردی، به سوی نابودی سوق می یابد. مسئله پژوهش حاضر، این است که تغییر نوع ادب غنایی به رمانتیسم، چگونه بر پیکرگردانی اسطوره سیمرغ تأثیر گذاشته و چه ویژگی های جدیدی را در آن ایجاد کرده است. بدین منظور، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، تغییرات اسطوره سیمرغ را از منظر پنج عنصر روایی شامل شخصیت پردازی، گفتار، کنش، زمان و نیز مکان بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم، اسطوره ها از نظر جثه، کوچک تر، از لحاظ کنش، گفتار و زمان، محدودتر، و از منظر مکان، در فاصله ای بیشتر از آسمان قرار می گیرند.
۷۸۲.

نشانه شناسی اجتماعی رمان این خیابان سرعت گیر ندارد بر اساس نظریه پیر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
رویکرد نشانه شناسی اجتماعی از زیر شاخه های علم نشانه شناسی است که با تبیین نشانه ها، معانی نهفته در متن را آشکار می سازد. این رویکرد بر دو حوزه رمزگان های هویت و نشانه های آداب معاشرت تکیه دارد. از آنجا که رمان این خیابان سرعت گیر ندارد یک رمان اجتماعی است، برای بررسی نشانه شناسی به ویژه با رویکرد اجتماعی ظرفیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر این است که با تحلیل رمزگان ها و نشانه های اجتماعی اطلاعات ارزشمندی از بافت جامعه شهر نویسنده و وضعیت زنان این جامعه دریافت گردد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای با رویکرد نشانه شناسی پی یرگیرو به این رمان پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مریم جهانی، نویسنده ای است که با بهره گیری از نشانه های اجتماعی، سعی دارد مشکلات و رنج زنانی که در بند جامعه ای زن ستیز گرفتار شده اند، بیان کند و آنان را نسبت به حق و حقوق خود آگاه سازد. بهره گیری نویسنده از نشانه های هویت و آداب معاشرت از مهم ترین نشانه ها برای بیان اعتراض نویسنده به مسائل اجتماعی و حاکمیت جامعه مردسالار است. شهره به عنوان شخصیت اصلی در مقابل تمام قوانین و سنت های مردسالارانه، ایستادگی می کند. بارزترین نقض هنجار در میان نشانه های اجتماعی، انتخاب شغل راننده تاکسی برای شخصیت اصلی است.
۷۸۳.

واکاوی نگرش به مرگ در حکایات هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۳
مرگ، به عنوان کهن ترین نگرانی انسان، در متون ادبی بازتاب فراوان داشته است. هزارویک شب نیز یکی از برجسته ترین آثاری است که مرگ را در اَشکال و جنبه های گوناگون به تصویر می کشد. پژوهش حاضر با بررسی ساختار روایی این کتاب و مفاهیم وابسته به مرگ در حکایات آن، نشان می دهد که این پدیده، نه تنها یک واقعیت زیستی و طبیعی، بلکه عاملی در جهت پیشبرد روایت و شکل گیری تعلیق در داستان است. مرگ در این مجموعه در قالب هایی چون مرگ طبیعی، قتل و کشتار، مرگ فراطبیعی، مرگ عاشقانه و مرگ آیینی ظاهر می شود و نشان دهنده جلوه هایی از باور اجتماعی، مذهبی و اسطوره ای جوامع شرقی است که با عوامل فراطبیعی و جادویی درآمیخته است. هرچند شهرزاد با روایت پردازی از مرگ می گریزد و چرخه کشتار را به ابزاری برای ادامه زندگی و استمرار داستان تبدیل می کند، اما در حکایات با شخصیت هایی مواجه می شویم که مرگ را عاشقانه می پذیرند و آگاهانه به استقبال آن می روند. مرگ در هزارویک شب، نه تنها سرنوشتی تلخ و گریزناپذیر، بلکه مفهومی چندلایه و ابزاری برای بازنمایی و نمایش عشق، قدرت، تقدیر، سرنوشت، مکر، حیله، برقراری عدالت و مسیری برای رهایی و تعالی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر ترجمه هزارویک شب از مرعشی پور، خوانش تمام حکایات و بررسی اَشکال و شیوه های گوناگون مرگ، تصویری روشن، عمیق و تحلیلی از ترس ، امید، کنش و واکنش های انسانی در مواجهه با فناپذیری ارائه می دهد.
۷۸۴.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۶
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۷۸۵.

تحلیل و تعریف کنایه بر حسب خاستگاه آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۳
کنایه در کتب بلاغی فارسی و عربی تعاریف مختلفی دارد که موجب ابهام در تعیین مصداق آن و تعیین دقیق مرز آن با مجاز و استعاره شده است. به نظر می رسد که دلیل عمده این اختلاف تعاریف، به ماهیت کنایه بستگی دارد زیرا کنایات گونه های متنوعی دارند که در تقسیم بندی قدما بدان توجه نشده است و تقسیم کنایه به سه نوع مرسومِ کنایه از موصوف، کنایه از صفت و کنایه از نسبت، ناظر به تفاوت های بنیادی کنایات نیست. نگارنده در این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی تعاریف گذشتگان، راهی برای تقسیم بندی دقیق تر کنایه پیدا کند که به نظر می رسد این امر با توجه به خاستگاه کنایات، نوع نشانه ای که کنایه بر آن مبتنی است و رابطه میان دال و مدلول میسر شود. از این رو کنایه را بر حسب نوع دلالتی که دارد می توان چهار گونه دانست: 1. کنایات شمایلی که در این کنایات رابطه میان دال (معنای لفظی) و مدلول (مفهوم) طبعی است؛ 2. کنایات نمایه ای که در این کنایات رابطه میان دال و مدلول، رابطه علی است و درک مدلول این کنایات مبتنی بر استدلال است؛ 3. کنایات نمادین که در این کنایات، رابطه میان دال و مدلول، وضعی است و این کنایات اغلب مبتنی بر علوم، آیین ها و رسوم، قوانین، عرف و سبک زندگی مردمان اند؛ 4. کنایات زبانی. این کنایات مبتنی بر نشانه زبانی است اما از لحاظ دلالت این نوع را می توان در ذیل کنایات نمادین (دلالت وضعی) گنجاند.
۷۸۶.

بازنمایی خاطره غیرارادی در جهان داستانی گلی ترقی بر اساس اندیشه های والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش به بررسی بازنمایی خاطره و فرآیند یادآوری در داستان های گلی ترقی، با تکیه بر مفهوم «خاطره غیرارادی» والتر بنیامین می پردازد. بنیامین با الهام از پروست میان خاطره ارادی و غیرارادی تمایز می گذارد؛ اولی تحت اراده آگاهانه ذهن عمل می کند، درحالی که دومی به طور ناگهانی و از خلال محرک های حسی فعال می شود و گذشته را به شکلی گسسته، برق آسا و غیرخطی در اکنون حاضر می سازد. در جهان داستانی ترقی، تجربه های حسی -از شنوایی، بویایی و چشایی تا بینایی، لامسه و حتی جنبش بدنی- دروازه هایی برای فعال سازی چنین خاطره هایی اند. بررسی داستان های «اولین روز»، «بازی ناتمام»، «درخت گلابی»، «خانه ای در آسمان»، اتفاق و بازگشت به عنوان نمونه های موردی این پژوهش نشان می دهند که محرک های حسی کوچک می توانند شبکه ای از تصاویر محو، تکه تکه و شبه سینمایی را فراخوانند؛ تصاویری که همچون مونتاژی ناگهانی، گذشته و حال را در هم می آمیزند. تحلیل این روایت ها آشکار می سازد که بدن و حواس نقشی محوری در شکل گیری خاطره های غیرارادی دارند و یادآوری در آن ها کمتر محصول بازسازی خطی گذشته، و بیشتر رخدادی گریزپا و دیالکتیکی میان یادآوری و فراموشی است. بدین سان، خاطره در آثار ترقی، نه سازه ای صرفاً روایی، بلکه پدیده ای زیسته و بدن مند است که از خلال گسست های ناگهانی حال، فرد را به لایه های پنهان گذشته و تجربه های زیسته اش پیوند می زند. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که کیفیت تصویری و مونتاژی این خاطره ها با استعاره های بصری بنیامین درباره حافظه هم خوان است. بنابراین، می توان گفت جهان داستانی ترقی مجالی است برای تجسد ایده بنیامینی خاطره غیرارادی، جایی که تجربه حسی به نقطه تلاقی گذشته و حال بدل می شود.
۷۸۷.

مطالعه تطبیقی «شگردهای متعارف سازی» در زمین سوخته و نخل های بی سر براساس نظریه جاناتان کالر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
اغلب آثار ادبی دارای ساخت و معنی منحصر و خاصی است که می توان آنها را به شیوه های گوناگون خواند و تعبیر کرد. ساخت و معنی به مثابه دارایی های بالقوه و نهفته در متون، پژوهشگران را در بررسی گفتمان، سطوح توصیفی و واقعی نمایی آنها یاری می رساند. براین اساس در پژوهش حاضر دو شگرد متعارف سازی در رمان های زمین سوخته و نخل های بی سر بحث و بررسی شده است. روش پژوهش دراین تحقیق برپایه تحلیل محتوا و رویکرد مورد استفاده توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که عملکرد صمیمانه، دقیق و موشکافانه احمد محمود در توصیف ها (رسوب توصیفی)، انتقال اندیشه ها،عمق بخشی و نمایشی کردن صحنه ها، همذات پنداری و همراهی خوانندگان را در پی دارد در حالی که فراست با عملکرد ادیبانه و کلی، در این محور موفقیت چندانی ندارد. بررسی سطح واقعی نمایی اجتماعی دو رمان تحت عناوین مردم شناسی و آسیب ها و معضلات اجتماعی در رمزگشایی سطوح داستانی و ایجاد تصاویر زیبا، زشت، خنثی، قدرتمند، ضعیف، عامی یا روشنفکر، قوی یا ضعیف، پاک یا پلید، سفید، سیاه یا خاکستری، امیدبخش یا ناامیدکننده، آرمانی درباره جنگ و مردمان آن روزگار، در ذهن مخاطب، بسیار مؤثر بوده است.
۷۸۸.

بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه طفلی به نام شادی سروده شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۵
درک لایه های پنهان در متن با استفاده از نشانه ها مشخص می شود. نشانه ها متشکل از یک صورت آوایی (دال) و یک تصور مفهومی (مدلول) هستند که به تنهایی معنا و مفهومی را بیان می کنند. شیوه هماهنگی و توازن آوایی موجود در میان کلمات، معنی تازه می آفریند؛ بدین معنی که موسیقی ایجادشده از رهگذر وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت های کلمات با مفهوم موردنظر شاعر هماهنگی و مطابقت دارد. شفیعی کدکنی، جادوی مجاورت را موسیقی پنهان میان واژه ها و آوا ها می داند که با جناس و سجع نمایان می گردد. جادوی مجاورت به واسطه موسیقی پنهان، قدرت جذب پیام نهفته در متن را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه شعری «طفلی به نام شادی» اثر شفیعی کدکنی است. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با اتکا به روش کتابخانه ای انجام شده است، در این مطالعه جامعه آماری را گاه مصراع، گاه بیت و گاهی سطرهای شعر تشکیل می دهند که با نرم افزار spss مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد شفیعی کدکنی با استفاده از آرایه های ادبی مانند واج آرایی، جناس، سجع و ترکیب های تابعی در سروده هایش به ایجاد جادوی مجاورت در اشعار خود پرداخته است و در این راستا بیشترین کاربرد ادبی «جادوی مجاورت» در این مجموعه «واج آرایی» و بیشترین کاربرد معنایی بعد از واج آرایی، «القای احساس» است. بر این اساس به نظر می رسد جادوی مجاورت در نیرومند کردن موسیقی اشعار دکتر شفیعی جایگاه بسیار والایی دارد.
۷۸۹.

واکاوی اعتماد در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
در این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به بررسی «اعتماد» در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه پرداخته و رابطه پنج مؤلفه امنیت، نظام طبقاتی، خویشاوندی، دشمن و خطاکاران، در نسبت با اعتماد سنجیده شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد درباره اعتماد، با توجه به موقعیت ها و وضعیت هایی که شخصیت ها در آن قرار می گیرند، گفتمان های متفاوتی وجود دارد؛ چنان که درباره رابطه با شاه و دربار سه گفتمان دیده می شود: گفتمان محتاطانه که در آن بر محدودسازی شعاع اعتماد تأکید می گردد؛ گفتمان فرصت طلبانه که دستیابی به اعتماد را ممکن می داند و گفتمان اصلاح گرایانه که شاه با پذیرش خطا و تکیه بر خرد، در پی بازسازی اعتماد است. در زمینه انتخاب کارگزاران، در گفتمان سیاسی غالب، اعتماد بر اساس قدرت، ثروت و خویشاوندی است؛ اما در گفتمان بدیل که فرودستان مدافع آن هستند، بر شایستگی های فردی تأکید می شود. درباره اعتماد به دشمن، سه نگرش: بی اعتمادی مطلق، اعتماد عقلانی و اعتماد مبتنی بر ویژگی های فردی بازنمایی شده است. در خصوص خطاکاران نیز میزان اعتماد، به جایگاه اجتماعی افراد و نوع خطا وابسته است؛ چنان که خطاهای کوچک فرودستان با گذشت مواجه می شود؛ اما خطای فرادستان، حتی کوچک، بازیابی اعتماد را دشوار می کند. در مجموع، می توان گفت در گفتمان های سیاسی بازنمایی شده در کلیله و دمنه، ضمن تثبیت برخی هنجارهای سنتی، امکان بازاندیشی در روابط قدرت و عبور از مرزهای نظام طبقاتی وجود دارد. این رویکردها نشان می دهد اعتماد سیاسی در کلیله و دمنه، متأثر از بافت اجتماعی، جایگاه طبقاتی و راهبردهای کنشگران است.
۷۹۰.

دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) مع مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۷
إن العداله الاقتصادیه باعتبارها أحد رکائز الحکم الإسلامی کانت لها أهمیهٌ خاصهٌ فی السیاسه الاقتصادیه للإمام علی (ع). وعلی هذا الأساس فإن هدف هذه المقاله هو إجراء دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ومحاوله مقارنه خصائص وأهداف نظام الضرائب فی تلک الحقبه مع المبادئ الاقتصادیه الحدیثه. تمّ إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، ولتحقیق هذه الغایه، یتمّ أولاً تقدیم مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ثم یتم تحلیل بنیه وخصائص نظام الضرائب عند الإمام علی (ع)، مثل أنواع الضرائب (الخراج، والجزیه، والزکاه) وأهدافها (التوزیع العادل لبیت المال، وتقلیل الفوارق الطبقیه). وبعد ذلک سیتم مناقشه مقارنه بین نظام الضرائب عند الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه. تتضمن هذه المقارنه دراسه وجهات التشابه والاختلاف فی المبادئ الاقتصادیه، وأنواع الضرائب، وکیفیه جمع الموارد وتوزیعها، فضلاً عن الاهتمام بالفئات الأضعف فی المجتمع. وتظهر النتائج أنه على الرغم من وجود اختلافات فی البنیه وتعقیدات التنفیذ، فإن مبادئ العداله ودعم الضعفاء والتوزیع العادل للموارد مشترکه بین النظامین. وأخیراً، یناقش هذا المقال الاستنتاجات والمقترحات لتحسین النظام الضریبی الحدیث استناداً إلى تعالیم الإمام علی (ع). وتتضمن المقترحات استخدام مبادئ العداله والإشراف الدقیق على مسؤولی الضرائب، وهو ما یمکن أن یساعد فی تحقیق العداله الاقتصادیه وتقلیص الفجوات الطبقیه والحد من التفاوت فی المجتمعات الحدیثه. ویؤکد هذا البحث على أهمیه الاهتمام بالتجارب التاریخیه للنظام الضریبی الإسلامی من أجل الارتقاء بالأنظمه الاقتصادیه المعاصره.
۷۹۱.

بازتاب مکتب گوتیک و گروتسک در رمان خفاش شب سیامک گلشیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۰
گوتیک، مکتب و یا به اصطلاح از جمله ایسم های ادبی رایج در دوران کلاسیک و معاصر است که می توان آن را زیربنای رمانتیسم قرن هجدهم به شمارآورد. این سبک ادبی که در ساختار روایت شناسی با اصلی ترین عناصر روایت شناسانه یعنی زمان با مؤلفه معنایی شب و تاریکی، مکان با مؤلفه خلوتی و فضا با مؤلفه هراس انگیزی شناخته می شود هدفی جز القای ترس، اضطراب و برانگیختگی حال و هوای مخاطب، فراتر از ادراکات عقلی و حرکت وی به سوی رمزآلودی و خوفناکی را نمی جوید. مفهوم گروتسک یا به عبارتی عجیب پردازی، که نوعی از طنز تلخ و وهم آلود است، بیان حالت های ترس، خنده های پلید، رعشه آور و مضحک به شکل توأمان، و به طور کلی حوادث زشت و غیرعادی، انحراف از هنجارها، ناهماهنگی، مسخ شدگی و هرگونه مسائل ناخوشایند است. سیامک گلشیری از جمله نویسندگانی است که در اغلب رمان های خود ضمن طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به الگوی وحشت به شکلی فراگیر می پردازد. رمان خفاش شب ، رمانی است برگرفته از پرونده قاتلی زنجیره ای با فضاسازی موحش، که یاریگر نویسنده در راستای هدف خویش یعنی تعلیق ترس در مخاطب است. در این پژوهش قصد داریم با تکیه بر روش کیفی و توصیفی- تحلیلی به واکاوی و تبیین شاخصه های سبک گروتسک و گوتیک در رمان مذکور بپردازیم و ضمن بیان مشابهت و تفاوت های این دو سبک مشخص کنیم که کدام یک از این دو سبک، ظرفیت بیشتری در رمان گلشیری دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که رمان خفاش شب نمونه آشکاری است که مضامین مکتب گروتسک و گوتیک در آن با کمیت های گوناگون جلوه گر می شود.
۷۹۲.

واکاوی بن مایه های مدح دینی در اشعار خواجه حسین ثنایی مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
مدح و ستایش گری، یکی از مهم ترین زیرمجموعه های انواع ادبی به شمار می رود. این نوع ادبی، بخش مهمی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. شعر مدحی و به ویژه مدح و منقبت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در میان شاعران ایران از پیشینه و جایگاه خاصی برخوردار است. خواجه حسین بن غیاث الدین محمد مشهدی، متخلص به ثنایی، از قصیده سرایان برجسته قرن دهم هجری است که سبکش جزء سبک بینابین یا حد وسط عراقی و هندی قرار می گیرد؛ برخی پژوهشگران وی را به دلیل تأثیر ویژه ای که در تغییر سبک زمان خود داشت، جزء پیشگامان سبک هندی می دانند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد آنست تا به این سؤال پاسخ دهد که جایگاه شعر مدح دینی در آثار ثنایی مشهدی چگونه است و وی به مدح چه کسانی پرداخته و به طور کلی بن مایه های مدح دینی در آثار وی کدامند؟ نتایج پژوهش حاکی از آنست مهم ترین بن مایه های مدح دینی در شعر ثنایی، تبیین و ستایش گری فضایل بزرگ، ذکر محاسن و نیکویی های پیامبر(ص) و خاندان عصمت (ع)، ذکر برخی از معجزات و کرامات ایشان و اظهار عشق و ارادت به آنان است. ثنایی مشهدی با استفاده از عناصر شاعرانه توانسته است احساس و عاطفه خود را نسبت به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بخوبی ترسیم نماید. وی در اشعار خویش، از احادیث و روایات معتبر نیز سود جسته است.
۷۹۳.

وجوه تعاملی سوژه و ژست در سه گانه بکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۳
سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطه تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه به تأثیر از ژست دچار استحاله می شود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش می کند. مسئله اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوه های تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت می توان پی جویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزنده او مایه می گیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سه گانه بکت واکاوی می شود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان می گردد. استحاله سوژه به میانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سه گانه بکت، فقدان ژست ، سوژه های بکتی را بی چهره و مستهلک می کند که حتّی به ماقبل سوژگی می رسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژه بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز می زند و به سوژگی نمی رسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را می زُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم می زند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فرو پاشیده، از هم گسیخته و به غایتِ تودگی می رسد.
۷۹۴.

شیوه های نوآوری در تصویرسازی های زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
زلالی خوانساری (وفات1025ه.) از شاعران شاخص تصویرگرا و نوجوی سبک هندی در سده یازدهم هجری است که با رویکردی نوآورانه، سخن خویش را با تصاویری خلّاقانه، به نمایش گذاشته است و از آنجا که بررسی و تحلیل این تصاویر نوآورانه، موجب درک بهتر مضمون مورد نظر شاعر و همچنین دریافت قدرت وی در پردازش تصاویر می گردد، در پژوهش حاضر، با هدف دریافت شیوه های زلالی در خلق تصاویر نوآورانه، ابیات دارای تصاویر مبتکرانه، با روش تحلیل کیفی محتوای متن بررسی و تحلیل می گردد. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که نوآوری های وی در تصویرسازی عمدتاً حاصل سه شیوه بوده است: تلفیق تصاویر، تصرفات واژگانی و کنایه های مبتکرانه. بر اساس یافته های پژوهش، در شیوه تلفیق تصاویر، بار اصلی تصویرسازی بر فن تشبیه استوار است و همچنین تصاویر این شیوه، جنبه تفصیلی بیشتری نسبت به دو شیوه دیگر دارد؛ در شیوه تصرفات واژگانی، تصاویر نو متنوع تر و دارای ایجاز، بیشتر مشاهده می گردد؛ در شیوه کنایه های مبتکرانه نیز شاعر، تصاویر نو را در بستری از کنایه های خلّاقانه به نمایش در آورده است و اینگونه ذهن مخاطب را از یک سو برای دریافت معنا و از سوی دیگر، دریافت تصویر جدید به تلاش وادار می سازد. 
۷۹۵.

زنان آفریقایی تبار، ملی گرایی و سیاست توانمندسازی بررسی اثر تملک راز شادی آلیس واکر بر مبنای تفکر فمینیستی سیاه پوستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۶
درک پیچیدگی وضعیت زنان سیاه پوست در نظام های اخلاقی و اجتماعی، یکی از موضوعات چالش برانگیز در ادبیات سیاه پوستان است که مورد توجه بیشتر نویسندگان، به ویژه نویسندگان زن سیاه پوست قرار گرفته است. اگرچه صدای زنان در اغلب موارد به حاشیه رانده شده، اما در این میان صدای زنان سیاه پوست بیشتر سرکوب شده است. این پژوهش بر آنست که رمان تملک راز شادی (۱۹۹۲) آلیس واکر را با  استفاده از نظریه ی پاتریشیا هیل کالینز مبنی بر تفکر فمینیستی سیاه پوستان و مفاهیمی نظیر مکاتب ملی گرایی، هویت و سیاست توانمندسازی زنان سیاه پوست را مورد نقد و بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه جنبش های ملی گرایانه سیاه پوستان به بهانه ی مقاومت در برابر ایدئولوژی قدرت و حفظ ارزش های سنتی، به تضعیف عاملیت زنان آفریقایی منجر می شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی رویکرد واکر به برخی جنبش های ملی گرایانه قبایل آفریقایی نظیر ترویج ختنه زنان به عنوان شکلی از مقاومت در برابر استعمار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که واکر در قالب رمان و کالینز در قالب نقد فمینیستی سیاه پوستان، کنش های تقریبا مشابهی از منظر تقابل با این قسم ملّیت گرایی فرهنگی از خود بروز داده اند.
۷۹۶.

بازتاب عشق قلندرانه شطاریه در دیوان عاقل خان رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
عاقل خان رازی، شاعر، مورخ و دولتمرد عهد گورکانیان هند بود که بنابر گفته محمد امین عامر، در حدود سال 1206 ه.ق/1614 م در اورنگ آباد دکن چشم به جهان گشود؛ اما براساس بیتی از خود وی، اصل او از خواف است. نام اصلی او، میرعسکری بود؛ اما تخلص رازی را برای خود برگزید که احتمالاً به دلیل انتساب معنوی او به مرادش، برهان الدین راز الهی بوده است. او مقامات و مناصب والایی داشت و در عرصه تاریخ، سیاست و ادب، در سرزمین هند دارای نامی شناخته شده بود؛ اگرچه در ایران باید او را در شمار شاعران گمنام جای داد. وی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی، برای کسب علوم روحانی به حضرت برهان الدین راز الهی رجوع کرد که در دوران پادشاهی «اورنگ زیب عالمگیر»، پادشاه هند، می زیست و از سلسله عرفای معروف شطّاریه به شمار می رفت. در پژوهش پیشِ رو، نگارندگان به روش تحلیل محتوا و با استفاده از دیوان شاعر، درصدد پاسخ به این سؤال هستند که نمود و تجلی عشق قلندرانه شطاریه در شعر عاقل خان رازی چگونه است؟ نتیجه تحقیق بیانگر چرخیدن مفاهیم وحدت، سکر، رهایی، فقر، فنا، بقا، رندی و قلندریِ شاعر، بر مدار عشق به گنج مخفیِ وجود مطلق است.
۷۹۷.

کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
۷۹۸.

نگاهی انتقادی به پژوهش های مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در مجلات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۷
تحلیل گفتمان انتقادی در سالیان اخیر در پژوهش های ادبی و غیرادبی کاربرد زیادی یافته و مقالات متعددی که رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را به کار گرفته اند در مجلات علمی-پژوهشی ایران منتشر شده اند. این پژوهش در پی آن است تا با اتخاذ روش فراتحلیل به ارزیابی توصیفی و کیفی این پژوهش ها بپردازد. به همین منظور، تعداد 87 مقاله علمی-پژوهشی و همایشی را که در بازه زمانی 1380-1402 در مجلات علمی معتبر ایران چاپ شده و از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف برای تحلیل موضوع مورد پژوهش شان استفاده کردند انتخاب شد. سپس با ابزارها و مقولات برگرفته از روش فراتحلیل به ارزیابی این مقالات در دو بخش توصیفی و تحلیلی پرداخته شد. یافته های توصیفی پژوهش در شش مقوله دسته بندی و موردبحث قرار گرفتند و به صورت جداول و نمودار خلاصه شدند. یافته های نظری پژوهش هم با نظرات و روش تحلیلی فرکلاف که در آثارش بیان شده اند مقایسه شد. یافته های نظری نشان داد که بیشترین پژوهش ها در حوزه ادبیات انجام شده و کمترین در حوزه مسائل اجتماعی. غالب پژوهش ها از نوع چگونگی (براساس شاخص های سه گانه بلینسکی) بوده و اکثر پژوهش ها وجه غیرگفتمانی روش فرکلاف را نادیده گرفته اند که این امر باعث تقلیل پژوهش ها به تحلیل متنی-مضمونی شده است. در پایان و براساس یافته های پژوهش توصیه ها یی درمورد ضعف ها و قوت های رویکرد فرکلاف و شیوه درست کاربست آن ارائه شده است.
۷۹۹.

بررسی شخصیت رستم در داستان رستم و سهراب بر اساس نظریه روان شناسی مثبت گرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
رستم برترین شخصیتِ حماسی در شاهنامه است. با ورود او به شاهنامه این کتاب جلوه ای دیگر می یابد و با مرگِ او دنیای شاهنامه تا حدود زیادی حیات و سرزندگی خود را از دست می دهد. برتری رستم فقط به دلاوری های شگفت انگیزش نیست، بلکه رفتار و اقوالِ وی از خردمندی، هوشیاری، نرمخویی و پیروزی سرشار است. در این مقاله این بُعد از شخصیت رستم از منظرِ روان شناسی مثبت گرا بررسی شود. سلیگمن، پدر روان شناسی مثبت گرا، مؤلفه های اصلی شخصیت را به شش قسمت تقسیم کرده است: خرد، شجاعت، عشق، عدالت، میانه روی و تعالی. در این جستار شخصیتِ رستم با توجه به مؤلفه های مذکور با بهره گیری از روشِ تحلیلی– توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای بررسی شده است. در داستان های مربوط به رستم در شاهنامه و تنوعِ رفتاری او در موقعیت های مختلف شاهد شخصیت های یکسان نیستیم و نمی توانیم حکم کلی برای آن صادر کنیم. به همین علت تنها به بررسی شخصیت وی در داستان رستم و سهراب پرداخته ایم. فرضیه تحقیق مبتنی بر این اصل بود که پیروزی های رستم در نبردهای مختلف تنها ناشی از قدرت جسمانی نیست و باید به لحاظ شخصیتی نیز از توانایی های بسیار برخوردار باشد. نتیجه پژوهش نشان داد که رستم در تصمیماتی که می گیرد همواره خرد و دانایی را در نظر دارد، هرچند گه گاه به نابخردی هایی نیز برمی خوریم که با توجه به جنبه بشری او دور از انتظار نیست. به علاوه، شجاعت، صداقت، عشق، امید، مسئولیت پذیری، فروتنی و دادگستری از مؤلفه های اصلی شخصیت اوست. در این داستان برخی از مؤلفه ها مانند اشتیاق، انصاف و درکِ زیبایی کمتر دیده می شود.
۸۰۰.

نقد فمینیستی رمان " حفله طلاق" اثر مانع المعینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۸
فمینیسم مجموعه ای از نظریه های اجتماعی، جنبش های سیاسی، و تفکرهای فلسفی است. که غالباً توسط زنان پا به عرصه ی جامعه نهاده است، این جنبش از اواخر قرن هجدهم میلادی به منظور از بین رفتن تبعیض های جنسیتی میان زنان و مردان شکل گرفت. نقد فمینیستی یکی از حوزه های نقد ادبی است که برپایه ی جنبش مذکور توسط ویرجینیا وولف بیان شد و به بررسی و نقد مؤلفه هایی از قبیل، مرد سالاری، طلاق، ازدواج اجباری، توهین به زنان، خشونت علیه زنان و... می پردازد. مانع المعینی یکی ازنویسندگان و تهیه کننده اماراتی است که به بیان دغدغه های جوانان و جامعه می پردازد. وی در رمان "حفله طلاق" درمورد یکی از دغدغه های جوانان سخن به میان می آورد. در این پژوهش سعی براین است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای به بررسی نقد فمینیسی و انطباق آن در جامعه و رمان مورد نظر بپردازیم. سپس به بررسی موردی رویکردهای نقد فمینیستی حاکم بر رمان حفله طلاق و تحلیل موضوعات مرتبط با فمینیسم موجود در رمان، همچنین تأثیر متقابل محیط اجتماعی بر روی افراد و افراد بر جامعه ی خود را مورد تحلیل قرارداده می شود، در رمان مذکور ریشه های فمنیسیم از قبیل مردستیزی، اشتغال زنان، مردسالاری، خشونت و مواردی دیگر از این قیبل به وضوح دیده می شود، و این که در جامعه مورد نظر فرهنگ سازی پایه ای شکل گیری نشده است، که زمینه را برای حضور زن در جایگاه مختلف آماده کند. در این اثر شروع فمینیستی شدن، موازی با رخ دادن اتفاقات تلخ در زندگی افراد است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان