فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
168 - 201
حوزههای تخصصی:
ادبیات بازتاب وضعیت اجتماعی و اقتصادی در هر عصری است. شاهنامه به عنوان حماسه ملی ایران از دو قرن اخیر ابتدا مورد پژوهشهای علمی در زمینه های زبانشناسی، ادبی، نسخه شناسی قرار گرفت و سپس جنبه های پژوهشی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی نیز به این بررسی ها افزوده شد. از آنجا که شاهنامه بر اساس منابع خود به نظم در آمده است می تواند به عنوان منبعی برای بازشناسی وضعیت اقتصادی دوران باستانی و نیز اواخر سده چهارم یعنی زمان سرایش این اثر باشد. فردوسی خود از طبقه دهقانان بود که میراث علمی و فرهنگی کهن ایران را به دوره اسلامی منتقل می کردند. با سرایش شاهنامه در اواخر قرن چهارم بخش عظیمی از این میراث جاودان گردید و در ابیات شاهنامه منعکس گردیدو در این تحقیق امر برزیگری، کشاورزی و طبقه کشاورزان در سرتاسر شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته و سپس با منابع دست اول آن دوران و منابع آیین مزدیسنا مقایسه گردیده است و نیز بر اساس نظریه سه کنشی(سه بنی) ژرژ دوموزیل نشان داده شده است که کشاورزی و طبقه کشاورزان در اساطیر ایران ذیل کنش سوم که بازتاب ثروت، باروری و سلامت قرار می گیرند. در شاهنامه به امر برزیگری بیش از سایر مشاغل ارج نهاده شده است و طبقه کشاورزان از اهمیت بالایی برخوردار بودند. برشاهنامه و متون تاریخی اشاعه کشت و زرع و کمک برای آباد کردن زمین های زراعی و حمایت از برزیگران در مواقع بروز خسارات و بلایا از وظایف حکومت ها در دوران باستانی منابع شاهنامه شمرده می شده است.
کنش گفتار دعا در زبان عربی و فارسی بر پایۀ مدل دل هایمز (مطالعۀ موردی: متون داستانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
21 - 39
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی در پی بررسی کنش گفتار دعا و تفاوت های کاربردی آن در زبان عربی و فارسی است. به این منظور، برای بررسی این کنش گفتارها در متون داستانی و به منظور جمع آوری داده ها، سه مجموعه از آثار نجیب محفوظ نویسنده نامی مصر را به شکل اتفاقی برگزیدیم: شهرالعسل، تحت المظله و بیت سیء السمعه، آنگاه پاره گفتارهای دربردارنده دعا را با استفاده از چارچوب هشت گانه مدل پیشنهادی دل هایمز(1976) ( SPEAKING) مورد کنکاش قرار دادیم و معادل مناسب با زبان مقصد ارائه دادیم. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که میزان و انبوه واژه ها و گفتارهای دعا در موقعیت های گوناگون با توجه به شرایط گوناگون در میان گویشوران فارسی و عربی متفاوت است؛ زیرا برخی از گفتارهای دربردارنده دعا در زبان مبدأ از لحاظ ساختاری، معنای کاملاً متفاوتی با زبان مقصد دارد. با توجه به بررسی های کل داده های واکاوی شده، کاربردهای کنش گفتاری دعا در این داستان ها عبارت است از: درخواست از خداوند، طلب بخشش، طلب آمرزش، طلب خیر، رفع خطر، آرزوی سلامتی و طول عمر، طعنه، تمجید، شادی، عجز و درماندگی و تمسخر، تهنیت و...
هم سنجی سیمای همسر آرمانی در مثل های عربی و انگلیسی با نگاهی به مدل فرایند و محتوای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
195 - 216
حوزههای تخصصی:
مطالعه ضرب المثل ها در زبان های مختلف برای دستیابی به آداب و رسوم و عقاید و باورها از ضروریات زبان پژوهی و مسائل مربوط به زبان است و گنجینه داستان های نهفته در پس آن ها، میراثی است که صفحات تاریخ را به گونه ای جذاب در برابر مخاطب ترسیم می-نماید. تأمل در این گنجِ بی نام و نشان می تواند گره گشای مشکلات اجتماعی، فرهنگی و... باشد؛ از این رو پژوهش حاضر، با روشی توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای سیمای همسر آرمانی را در مثل های عربی و انگلیسی به تصویر می کشد. مجموعه مثل های کتاب مجمع الأمثال ابوالفضل احمد بن محمد میدانی (۵۱۸ ه.ق) که به عنوان شاخص ترین و معتبرترین فرهنگ امثال عربی دانسته شده و مجموعه مثل های کتاب های The facts on file dictionary of proverbs نوشته مارتین منسر (2007) و The Oxford dictionary of proverbs نوشته جان سیمپسون و جنیفر اسپیک (2015) که کامل ترین مجموعه فرهنگ امثال زبان انگلیسی محسوب می شوند، پیکره زبانی این پژوهش را تشکیل می دهند. به منظور دسته بندی منسجم تر داده ها از مدل فرایند و محتوای خانواده استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مقوله همسرگزینی در ضرب المثل های عربی بازتاب گسترده تری دارد و علی رغم وجود برخی معیارهای مشترک، سیمای همسر آرمانی در ضرب المثل های دو ملت به گونه ای متفاوت ترسیم شده است. از سوی دیگر بر اساس مدل یادشده، معیارهای فرایندی سهم بیشتری را به خود اختصاص داده اند و این موضوع بیانگر آن است که از دیدگاه زنان، کنش هایی که موجب سازماندهی نظام خانواده می شوند نسبت به خصوصیات دموگرافیک فردی و خانوادگی از ارزش بالاتری برخوردارند.
بازتاب تمثیل دنیا و آخرت در مثنوی معنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های پرکاربرد تمثیل مربوط به کاربرد آن در شعر است. شاعران برای تجسّم بخشیدن به تصورات ذهنی خود با مخاطب، از روش تمثیل استفاده می کنند. مولانا از جمله شعرایی است که ابیات زیادی از او به عنوان تمثیل در نزد مردم رایج شده است. تمثیل رمزی از شیوه های مولوی است که به جهت ملموس شدن جهان بینی خود با تمثیلات، تعبیرات و تشبیهات به بیان فکر و ایده های خود در مباحث گوناگون می پردازد. زیرا این تجسّم سبب می شود مفاهیم عرفانی، راحت تر درک شود و با کاربردتمثیل به موضوع جنبه عینیت می بخشد. بنابراین ضرورت دارد تصاویر ذهنی مولانا که با روش تمثیل بیان شده، تبیین گردد؛ تا مشخص شود به چه میزان در این راه موفق بوده است. با توجه به شیوه شاعری مولوی، محقق در این پژوهش کوشیده است به شیوه ی گردآوری کتابخانه ای مبتنی بر مطالعه ی کتب و با روش توصیفی- تحلیلی عمل نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر، میزان بهره گیری ازصورخیال مربوط به دنیا و آخرت در مثنوی معنوی، بسامد و کثرت صنایع ادبی استفاده شده و مقیاس تأثیرپذیری از آیات، احادیث، اساطیر و چگونگی کاربرد هریک از موارد ذکر شده توسط این شاعر پرآوازه ی زبان فارسی پرداخته و مشخص نماید. نتیجه ی تحقیق نشان می دهد مولوی با زبان تمثیل و با استفاده از انواع مجاز، استعاره، تشبیه،کنایه و...در بیان معارف بلندی که در ذهن دارد به خوبی سود جسته و از میان انواع صور خیالی که درباره ی دنیا و آخرت به کار می گیرد و از تشبیه و کنایه بیش ترین سهم و بهره را برده است.
پیوندهای طیفی سماع و وجد در ادب تعلیمی صوفیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصوف اسلامی، جریانی نظام مند است که از عناصر به هم پیوسته متعددی تشکیل می شود. عناصری که از سویی با خود و از سوی دیگر با نظام عرفانی ارتباط دارند. یکی از مؤلفه های پر اهمیت و بحث برانگیز این جریان، سماع است. سماع موسیقی تعلیمی صوفیان و ابزاری مؤثر برای تصفیه دل و دگرگونی حال و رقت قلب به شمار می آید که خود را در قالب وجد نشان می دهد. وجد زمینه ساز درک اشراقی هستی است. توجه صوفیان به سماع سبب می شود که طیفی از مفاهیم عرفانی که با احوال رقصنده و واجد از یک جنس است، در گرد آن به چرخش درآید. اصطلاحات و مفاهیمی چون تواجد، وجد، وجود، وقت، سکر، بسط، شطح و طامات و نظایر آن-ها زاده سماع اند. در این پژوهش کتابخانه ای با روش کیفی و تحلیلی به بخشی از این طیف گسترده نگریسته شده است. هدف نویسندگان بازنمود بخشی از تأثیر سماع بر نظام تصوف است. نتایج حاصل نشان می دهد که سماع به رغم مناقشات لفظی و بعضاً منازعات خشونت بار مخالفان صوفیه، در میان اهل تصوف ادامه داشته و از اسباب مهم دگرگونی سالک و آماده کردن او برای محقّق ساختن جهان بینی اشراقی بوده است.
تحلیل مفهومی آندوفازی در رمان سنگی بر گوری جلال آل احمد بر پایه آراء ژرژ سن-پل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
در حوزه روانشناسی، پدیده آندوفازی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آندوفازی شکل خاصی از تجلی زبان انسان است که فقط برای گوینده قابل شنیدن است و به همین دلیل به عناوینی همچون زبان درونی، نیز اطلاق می شود. بدون شک جست وجوی ردپای آندوفازی در حوزه ادبیات کمی دشوار به نظر می رسد. زبان شناسان نیز همواره در تلاش هستند تا بتوانند چگونگی بازنمایی گفتارِ ذهنی را در ادبیات رمزگشایی کنند. این روش نه تنها به عمق شخصیت پردازی کمک می کند، بلکه ابزاری است برای بیان تناقضات و پیچیدگی های انسانی. آندوفازی می تواند به شکلی مؤثر، تنش های درونی و دیالوگ های ذهنی را به تصویر بکشد و به خواننده امکان دهد تا با دغدغه ها و چالش های شخصیت ها درگیر شود. در این پژوهش برآنیم تا با بررسی آندوفازی در کتاب سنگی برگوری جلال آل احمد براساس آرای ژرژ سن-پل به چگونگی بازنمایی گفتار درونی در قالب قراردادهای نوشتاری بپردازیم تا دریابیم که تصویر ذهنی نویسنده به چه صورت در متن بازتولید شده است. بدین منظور زبان درونی آل احمد را با در نظر گرفتن نمود تصاویر ذهنی وی تحلیل و بررسی می کنیم. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که آندوفازی نزد این نویسنده بیشتر به صورت تصویر دیداری نمود می کند.
تحلیل بوطیقایی ادبیات و آیین های عاشورایی (میانه گزارش و تحریف) مطالعه موردی ترکیب بند محتشم کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد تبیین این مسئله است که ظرفیت بوطیقایی موجود در ادبیات و برخی نمودهای آیینی شکل گرفته پیرامون نهضت عظیم عاشورا، امری مرتبط با ماهیت این قیام بزرگ است. بازآفرینی این جنبش شگفت در عرصه بیان، آن را عملاً از حیث تحلیل «ژانری ادبی» به «حماسه» تبدیل کرده است. برخی از دلایلی که می توان دراین باره برشمرد، عبارت اند از: 1. عظمت و سترگی حادثه ازنظر ظهور اراده ای خلل ناپذیر و مقدّس در نبردی بسیار نابرابر؛ 2. عمق معنوی این نهضت از آغاز تا پایان؛ از مقدمات تا امواج اجتماعی، فرهنگی و تبدیل شدن به نمودها و مظاهری انسان شناسانه در ادبیات عمومی و شفاهی اقشار گوناگون مردم. بنابراین، عملاً از منظر ژانرشناسی ادبی در عرصه نوشتارها و گفتارها، ظرفیتی حماسی (epic) به این حرکت پرعظمت بخشیده شده است؛ ازاین رو، طبعاً در فرایند ورود به ساحت هنری حماسه، عناصر بوطیقایی ویژه در آن راه یافته است. این جستار می خواهد حد واسط میان «گزارش صرف» از عاشورا و تحریف های اغراقآمیخته از آن را بشناساند. این حد واسط فقط می تواند ادبیات باشد و از زاویه نگاه ادبی، بوطیقایی و هنری، متناسب با این واقعه خارق العاده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و بر پایه چهارچوب نظری محاکات و بوطیقایی ارسطو بنا شده است. اجمالاً، نتیجه تحقیق ضمن تأیید ضرورت به رسمیت شناختن این نگاه نسبت به ادبیات و آیین های عاشورا، هم غلوّهای افراطی و تحریف و هم گزارشگری معمولی غیرادبی مرتبط با عاشورا را نقد می کند و در ادامه با تبیین عناصر بوطیقایی، ازطریق تجزیه و تحلیل مشهورترین شعر عاشورایی فارسی، یعنی ترکیب بند محتشم کاشانی، این مرزها را بازشناسی می کند.
نگاهی به ابعاد دین داری در تعلیمات نگارستان معین الدین جوینی بر مبنای نظریه گلاک و استارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
138 - 156
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی دینداری در تعلیمات نگارستان معین الدین جوینی بر مبنای نظریه گلاک و استارک می پردازد. هدف این تحقیق تحلیل ابعاد دینداری در این اثر تعلیمی و ارائه شواهدی معتبر از متن نگارستان است. روش تحقیق، تحلیل متن به صورت توصیفی تحلیلی با روش یادداشت برداری کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که جوینی در نگارستان به ابعاد مختلف دینداری شامل اعتقادی، تجربی، مناسکی، اخلاقی و نهادی را منعکس کرده است. بُعد اعتقادی شامل باورها و اصول دینی است که در نظام آموزشی وی به طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، بُعد تجربی به تجارب فردی در زندگی دینی اشاره دارد که جوینی آن را از طریق مثال ها و داستان های مختلف به مخاطبان ارائه مکرده است. علاوه بر این، بُعد مناسکی در نگارستان مربوط به انعکاس آیین ها و مراسم دینی اسلامی است. بُعد اخلاقی که به فضایل انسانی و رفتارهای اخلاقی در جامعه تأکید دارد که در آموزش های جوینی به خوبی منعکس شده است. در بُعد نهادی تأثیر نهادهای اجتماعی و دینی همچون صوفیه در شکل دهی به دینداری نگارستان مشخص شد.
بن مایه «مرد آویزان» در فرهنگ و ادب عامه و رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های مهمی که در مرحله گذار فرد برای رسیدن به فردیت، در روایات بنیادین جهان دیده می شود، عبور از راهرو پیچ در پیچ افقی یا عمودی (چاه/غار) است؛ تاریک جایی که به سبب دیده نشدن و ناشناختگی پر از ترس و وحشت است؛ هیولاها، مارها و موجودات جهان زیرین در این مکان مسکن دارند و تنها با جنگیدن می توان از آن ها رست. گاه در عمق و بن این مکان ترسناک، موانعی قرار دارد که به ظاهر، پاداش یا هر چیز خوشایند دیگری است، اما همان شیء یا موقعیت با ایجاد تعلیق، خود مرحله ای از آزمون محسوب می شود و گاه مانعی از پیروزی قهرمان خواهد بود. در این مقاله کوشش شده به روش توصیفی تحلیلی، مصادیق تعلیق با الگوی تکرار شونده «مرد آویزان» در ادب عامه و رسمی ایران و جهان، بررسی شود. حاصل کار نشان می دهد این تصویر در ذات مشترک نگرش انسان در مواجهه با دشواری های زیستی ریشه دارد و با توجه به زمان و مکان زیست و نوع انسان، با قدرت در ادبیات، فرهنگ و دین، هنر، سیاست و اقتصاد به حیات خود ادامه داده است. این تصویر، متأثر از تجربه اندوزی از فاجعه بوده که کارکرد ذهن انسان است و به رغم تکامل فرهنگی نوع انسان، از ذهن وی حذف نشده و ابتدا در قالب بن مایه در اساطیر و آیین های مادی بازتاب یافته و در دوران نوتر، با ورود به انواع ادبی رسمی و یا عامه، کارکردی متفاوت یافته و موجد انواع ادبی خاصی شده است.
جایگاه مطالعات میان رشته ای در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات و تغییرات گوناگون جامعه و ارتباط دو سویه میان زبان و اجتماع سبب شده است که با رشد فناوری و افزایش معضلات پیچیده بشری و انعکاس آن در ساختار زبانی، همکاری های میان رشته ای بویژه در عصر حاضر، ضرورتی انکارناپذیر باشد. از سوی دیگر تلّقی و نگرش سنتی از امر زبان آموزی موجب شده است که ایجاد ظرفیت های لازم جهت رویارویی با تحولات مذکور بویژه در امر آموزش زبان به غیر فارسی زبانان با چالش های تازه ای مواجه شود. بر این اساس یکی از ضرورت های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان در عصر حاضر بویژه دو دهه اخیر، پرورش مهارت های میان رشته ای در زمینه آموزش به زبان آموزان و مدرسان است. در این مقاله به شیوه توصیفی – تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای با مروری بر جایگاه مطالعات میان رشته ای در سطح آموزش دانشگاهی بر ضرورت پرورش تفکر میان رشته ای در زبان آموزان به عنوان پیش نیاز درک و دریافت زبان و ادبیات فارسی با گستره مفاهیم غنی آن تأکید شده است. در ادامه با شرح و تبیین یادگیری خلاق با رویکرد «مسأله محور» این رویکرد نوین آموزشی که در بسیاری از علوم مورد توجه قرار گرفته است و جای خالی آن در مباحث آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان کاملاً مشهود است در ابعاد گوناگون مورد توجه قرار گرفته است.
رویکرد نوین نگارش و حرکت گذاری متن عربی در متون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاهی در نگارش برخی متون لزوماً از متن عربی در لابه لای متن فارسی بهره گرفته می شود. در این میان، اگر درست حرکت گذاری نشود یا املای صحیح آن رعایت نگردد، مخاطب را به اشتباه می اندازد؛ درنتیجه متن فارسی نیز گنگ و مبهم خواهد شد. پس یکی از مشکلات و چالش های پیش روی زبان آموزان در زبان فارسی کلمه ها و عبارت های عربی در نوشتارها و متون فارسی است. این موضوع به دو گونه میان ما نمود می یابد: أ) کلمه های عربی دخیل؛ ب) کلمه ها و عبارت های عربی مانند آیه های قرآن کریم، حدیث های پیامبر(ص)، پیشوایان(ع) و بزرگان دین، نثر و شعر. البته هدف پژوهشگر در این مقاله نوع دوم است؛ زیرا به نظر می رسد برخی اصحاب فرهنگ و هنر نتوانسته اند کلمه یا متن عربی نوع دوم را در زبان فارسی درست بنویسند و یا اینکه به درستی حرکت گذاری کنند. از این رو نگارنده مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی بنا دارد با آوردن نمونه ها و مثال های فراوان درست نویسی کلمه ها و حرکت گذاری روشمند و استاندارد متون عربی را به زبان آموزان فارسی آموزش دهد. البته در آغاز به بیان چارچوب و قواعد درست آنها خواهد پرداخت، سپس مهم ترین اشکال و ایرادهای نگارشی (ازجمله همزه نویسی، نگارش الف، تاء و ...) و حرکت گذاری رایج در نوشتارهای مجازی و حقیقی را نیز به چالش می کشاند. ما باید بپذیریم ناتوانی در این موضوع، پیامدهای سنگینی برای زبان مقصد در پی داشته و دارد. در این نوشتار به روشنی نشان داده خواهد شد هر کس که نتواند متون عربی را روشمند حرکت گذاری کند و درست بنویسد، بی تردید نخواهد توانست آنها را نیز درست و روان بخواند و بفهمد. بر این اساس راهکارهای درست نویسی و حرکت گذاری صحیح متون عربی با آموزش، روشمندکردن و رهایی از روش نادرست گذشتگانی است که در قرن های پیاپی به طور عمده از سوی کاتبان، منشیان، دبیران و... پیش روی ما گذارده شده است. انشای سست، نارسا، مبهم و دور از فصاحت و بلاغت عیب شمرده می شود، ولی به نظر نگارنده درست نانویسی و حرکت گذاری ناهمگون بدتر از آن، بلکه گناه نابخشودنی است.
تقویت مهارت های متقاعدسازی و استدلال در نوشتن: مروری بر راهبردهای مؤثر در آموزش مهارت نوشتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت های متقاعدسازی و استدلال در نوشتن، به دلیل نقش کلیدی در ارائه منطقی و قانع کننده ایده ها از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ با این حال زبان آموزان اغلب در ایجاد استدلال های شفاف، استفاده از استدلال های مخالف و حفظ انسجام متن با چالش روبه رو هستند. این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای مؤثر برای تقویت مهارت های استدلالی و متقاعدسازی در نوشتن، بررسی چالش های زبان آموزان و ارائه توصیه های آموزشی انجام می شود. پرسش های تحقیق شامل شناسایی چالش های اصلی زبان آموزان، عوامل مؤثر بر توانایی آنها و راهبردهای کارآمد آموزشی است. روش مرور نظام مند برای تحلیل 43 مقاله از پایگاه های داده ای مانند Google Scholar، ERIC و SCOPUS انتخاب می شود؛ زیرا این روش امکان بررسی جامع و ساختارمند مطالعات مرتبط از سال 2002 تا 2025 را فراهم می کند. معیارهای انتخاب شامل تمرکز بر راهبردهای آموزشی مؤثر، استفاده از مدل های نظری مانند مدل تولمین و هایلند و بررسی چالش های نوشتار استدلالی است. نتایج نشان می دهد که آموزش مدل های استدلالی، تعامل گفتاری پیش از نوشتن، نوشتار مشارکتی، آموزش ژانر محور، ابزارهای دیجیتال، یادگیری پروژه محور و نیز نوشتار فرایندی به طور قابل توجهی مهارت های استدلالی را بهبود می بخشد. این راهبردها انسجام متن، استفاده از شواهد معتبر و توانایی پاسخ به استدلال های مخالف را تقویت می کند. آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان نیز از این راهبردها بهره مند می شود، اما نیاز به تطبیق با ویژگی های زبانی و فرهنگی فارسی دارد. محدودیت های پژوهش شامل کمبود داده های خاص درباره زبان فارسی و نبود بررسی های بلندمدت است. این یافته ها طراحی برنامه های آموزشی هدفمند را برای بهبود مهارت های نوشتاری پیشنهاد می کند.
جعل ادیبانه کلمات شعر و بلاغت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
169 - 184
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع جعل ادیبانه در شعر پرداخته ایم. جعل ادیبانه هرگونه تغییر و تبدیل در کلمات، بافت و ساخت شعر است که در جریان نقل شفاهی یا نوشتن شعر یک شاعر، به صورت غیرعمدی یا عمدی از سوی شخص ادیب انجام می شود. با توجه به فراوانی و شیوع این امر و اینکه تا کنون در هیچ منبع علمی مربوط به ادبیات شناسی، به صورت مستقل به این موضوع پرداخته نشده ، اهمیّت و ضرورت انجام این تحقیق آشکار می گردد. مسئله تحقیق، تبیین ماهیت، تعریف، ویژگی ها، انواع جعل ادیبانه، تأثیر آن بر تعدّد نسخ خطی و چگونگی حضور آن در کتب علوم بلاغی است. در مقدمه مقاله به معرفی موضوع مقاله با ذکر نمونه ها و به بحث دشواری نامگذاری این پدیده پرداخته و خاطرنشان کرده ایم که در این مقاله منظور ما از جعل، معنای خنثای آن، یعنی ساختن است. در ادامه به پیشینه تحقیق و بررسی این پدیده از منظر علوم بلاغی پرداخته ایم. سپس موضوع تأثیر این پدیده را بر تعدّد نسخ دیوان های شاعران با ذکر و تحلیل نمونه هایی از دیوان حافظ بررسی کرده ایم و در ادامه چگونگی حضور این پدیده در کتاب های مربوط به علوم بلاغی با ذکر نمونه های متعدّد بررسی و تحلیل شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که جعل ادیبانه به دو نوع اصلی شفاهی و کتبی و این دو نوع نیز به گونه های شاعرانه و غیرشاعرانه و آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می شود. در جعل شاعرانه گاه نتیجه کار زیباتر، متناسب تر و تأثیرگذارتر از اصل شعر شاعر از کار درمی آید. جعل ادیبانه کتبی اغلب از نوع غیرشاعرانه است. این نوع جعل در نسخه بدل ها اغلب به صورت آگاهانه و غیرشاعرانه دیده می شود. در کتب علوم بلاغی به مواردی متعدّد از این پدیده می توان برخورد که اغلب از نوع ناآگاهانه و غیرشاعرانه اند. به عنوان نتیجه کلی باید گفت که جعل ادیبانه اغلب غیرشاعرانه است و به زیبایی، تناسب، فصاحت و بلاغت اشعار آسیب وارد می کند.
نقدی بر فرضیه رؤیاپنداری وحی با مبانی اندیشه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث نوظهور در حوزه زبان قرآن و چگونگی نزول وحی، فرضیه رؤیاانگاری وحی است که در حدود یک دهه اخیر مطرح شده و مورد توجه و انتقاد صاحب نظران واقع شده است. یکی از مباحث پایه ای صاحب آن فرضیه که از آن برای تأیید فرض خود استفاده و بدان استناد کرده این است که این فرضیه تحت تأثیر تعالیم و زندگی عارفان و شاعران، به ویژه جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی، بوده است. رؤیاانگار با ذکر شواهدی از اشعار مولوی می کوشد که فرض خود را تأیید کند و اثرپذیری خود را از تعالیم او نشان دهد. نگارنده، باتوجه به این موضوع، به شیوه تحلیل متن و با رویکردی انتقادی کوشیده است با اشاره به برخی از مبانی اندیشه های مولوی، نقدی مختصر، اما نظری و مبنایی بر فرضیه رؤیاانگاری وحی ارائه دهد. هدف از این نقد، نشان دادن ضعف های این فرضیه و برداشت های مغایر یا نادرست صاحب آن از اندیشه های محوری مولوی است. همچنین، نگارنده در پی اثبات این نکته است که این فرضیه و برداشت با اندیشه های بنیادی مولوی در حوزه های مختلفی همچون خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و پیامبر شناسی، و قرآن شناسی و وحی شناسی، نه تنها سازگاری و هماهنگی ندارد، بلکه در موارد متعددی با آن ها در تناقض است.
Etude des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude explore l'utilisation des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett, mettant en évidence leur rôle fondamental dans la structuration de ses pièces. Les concepts d’espace et du temps, détachés de leur sens habituel, deviennent des objets obsédants pour les personnages beckettiens, soulignant ainsi la dimension existentialiste et absurde qui caractérise ses œuvres. L’objectif principal de cette recherche est d'analyser comment ces éléments spatio-temporels contribuent à la création d’un univers clos et oppressant, où les personnages sont pris au piège d’un cycle répétitif, sans espoir d’évasion ni de progression. Cette étude repose sur une analyse structurelle qui s'articule autour de trois axes principaux : l’analyse du langage verbal, paraverbal, et de la structure textuelle. Ces approches seront explorées pour montrer comment Beckett utilise les éléments spatio-temporels pour construire un univers théâtral hermétique et oppressant. L’analyse révèle que ces éléments jouent un rôle crucial non seulement dans la caractérisation des personnages, mais aussi dans la création de l’atmosphère théâtrale. Les résultats suggèrent que ces éléments influencent profondément la perception émotionnelle et philosophique du spectateur, ouvrant ainsi de nouvelles perspectives pour les recherches futures sur leur impact dans le théâtre minimaliste. L’étude repose sur les théories de Franck Evrard, Marie-Claude Hubert, Bruno Clément et Anne Ubersfeld, en se concentrant sur les didascalies, les dialogues et les éléments paraverbaux, afin d’éclairer leur rôle dans la construction de l’univers théâtral de Beckett.
تحلیل و بررسی غیریت سازی در اشعار فدوی طوقان و سپیده کاشانی از دیدگاه نظریۀ گفتمان لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی تطبیقی اشعار سپیده کاشانی، شاعر پایداری ایران و فدوی طوقان، شاعر پایداری فلسطین از دیدگاه نظریه تحلیل گفتمانی لاکلائو و موفه می پردازد. شعر پایداری در دهه های اخیر خصوصاً در ایران و فلسطین مورد توجه ویژه واقع شده و رشد کمّی و کیفی قابل ملاحظه ای داشته است. این نوع شعر به دلیل تقابل با جبهه دشمن، تصویری دقیق از دیگری به نمایش می گذارد و مرز خود با دیگری را پررنگ می سازد. نمایش خود و دیگری که عاملی مؤثر در تعریف هویت ملّی است، در اشعار کاشانی و طوقان قابل تأمل است. این پژوهش بر اساس نظریه گفتمان لاکلائو و موفه به این سؤال اصلی پاسخ می دهد که در شعر کاشانی در مجموعه شعر «پروانه های شب» و شعر طوقان در مجموعه «تموز والشیء الآخر»، تاریکی و روشنایی چه نقشی در مرزبندی با دیگری دارد؟ و به این نتیجه می رسد که در شعر مقاومت ایران و فلسطین، اشتراکات مفهومی مرتبط با نور و ظلمت با روش های مختلف ادبی در قالب برجسته سازی، حاشیه رانی و مانند آن نمود یافته و توانسته مرز خود با دیگری را به مخاطب اشعار نشان دهد و از این طریق به تشویق آنان به مبارزه یا دفاع از خود بپردازد.
«تمثیل های وحدت وجود» در آثار اسیری لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین اندیشه های عرفانی که در میان عرفا از دیرباز رایج بوده و به شکلهای مختلف به بیان آن پرداخته اند، مبحث وحدت وجود است. این اندیشه از آغاز در کلام عرفا وجود داشته است و رگههایی از این نوع تفکر را در متون نظم و نثر عرفانی می توان مشاهده کرد. در آثار ابن عربی این مبحث تبدیل به نظریه ای میشود تحت عنوان «وحدت وجود». این مبحث با اصطلاحاتی مانند «وحدت»، «کثرت»، «وحدت در کثرت»، «کثرت در وحدت»، «وحدت شهود»، در آثار عرفانی بعد از ابن عربی به طور گسترده ای مطرح شده-است. عرفا و شاعران پیرو اندیشه های ابن عربی، بعد از او کوشیده اند این مسأله را در آثار خود شرح دهند و برای توضیح این مبحث به تمثیل روی آورده اند. اسیری لاهیجی یکی از شارحان اندیشه های ابن عربی است. وحدت وجود یکی از مهمترین مضامین آثار اوست. وی برای توضیح اندیشه های وحدت وجودی خود از تمثیلهای مختلفی استفاده کرده است. در این پژوهش برآنیم با روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به تحلیل تمثیلهای وحدت وجود در آثار اسیری لاهیجی بپردازیم. هدف از پژوهش آن است که به این پرسش پاسخ بدهیم که وحدت وجود در اندیشه اسیری چگونه بیان شده است و برای بیان این اندیشه از چه تمثیلهایی استفاده میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اسیری از تمثیل هایی مانند تصویر و آینه، عدد واحد و سایر اعداد، دریا و جلوهای گوناگون آن و چندین تمثیل دیگر برای بیان این اندیشه استفاده کرده است.
خرقه دریدن، از روزگار باستان تا خانقاه صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
103 - 134
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، سنت خانقاهی خرقه دریدن با آداب مشابهی در فرهنگ های ایران باستان، مسیحیت، یهودیت و همچنین برخی رسوم کهن عرب جاهلی، مصری و بین النهرینی مقایسه شده است. در بخش نخست این مقاله به معرفی اجمالی سنت جامه دریدن در تصوف اسلامی پرداخته و در ادامه با ارائه شواهدی نشان داده شده است که شباهت بسیاری میان این رسم و سنت جامه دریدن در دیگر فرهنگ ها و مذاهب کهن وجود دارد که از قدمت و گستردگی این رسم باستانی به ویژه در منطقه خاور نزدیک حکایت می کند. به طور کلی در تمام نمونه های بازمانده، جامه دریدن بر نوعی حس اضطراب شدید دلالت دارد. در نمونه های کهن تر، مرگ عزیزان و ترس از عواقب هولناک گناهان کبیره ای چون کفرگویی اصلی ترین محرک های این رفتار خاص اند. این معانی در ادبیات یهودی، مسیحی و اسلامی نمونه های فراوانی دارند و همچنین به فرهنگ تصوف اسلامی نیز راه یافته اند. علاوه بر این ها، تصوف اسلامی این رسم کهن را بازتفسیر و با افزودن معانی تازه ای متناسب با چهارچوب های مفهومی خود به سنت باستانی جامه دریدن، آن را به رسمی خانقاهی بدل کرده است. در پایان این نوشته، پس از تحلیل نمونه های متعدد از این رفتار سمبولیک در طول تاریخ، به نخستین ریشه ها و فرایند شکل گیری آن پرداخته می شود و دو فرضیه دررابطه با سرمنشأهای این رسم کهن، تحلیل و بررسی می شوند.
An Analytical Overview of Alexander’s Epic (Iskandarnāme) in Persian Literature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
27 - 36
حوزههای تخصصی:
In works revolving around the life of Alexander, the characterization of Alexander is marked by exaggerations and contradictions, as if we are faced with two distinct Alexanders; a wise, just, and prophet-like figure, and a detested, tyrannical oppressor. Conducted by the library method, the present study investigates the description and qualitative content analysis of famous Persian Alexander Epic (Iskandarnāme). While briefly introducing existing Alexander Epics, the study explores the characterization of Alexander besides comparing various texts of the same genre. The analysis reveals that in most of these works, Alexander assumes a mythical, legendary, and sacred persona. In some works, such as Nizami’s Iskandarnāme, Alexander is identified with Dhu al-Qarnayn, while in the mystical works of Jami and Amir Khosrow, he takes on an orphic character. In some works, like Darab Nameh, references to Alexander’s weaknesses are more or less hinted at. Nevertheless, overall, he is depicted as a just and wise monarch, and in some instances, a prophetic figure. Regarding Alexander’s ethnicity, there is no consensus in these works. Among these, two narratives are more noteworthy: some, like Nizami, consider him of Iranian descent, while others view him as from the lineage of the Greek hero Philip.
برهم کنش استعاره و مجاز در برآیند معنایی افعال دارای جزء وام واژه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
71 - 94
حوزههای تخصصی:
تغییرات معنایی واژه ها بر پایه استعاره و مجاز در زبان، امری همواره در جریان و البته مورد توجه است. ازآنجاکه وام واژه ها بستر مساعدتری برای تغییرات معنایی دارند، نوشته حاضر با التفات به آن دسته از افعال غیربسیط فارسی که حاوی وام واژه هستند، به بررسی نحوه تغییرات معنایی مجازی و استعاری وام واژه ها به مثابه جزء غیرفعلی و همکرد هم نشین آنها پرداخته است. شواهد زبانی، اغلب از فرهنگ لغات مخفی زبان فارسی (1400) استخراج و بر مبنای الگوی شناختی روئیز و گالرا (2011) تحلیل شده است. نتایج نشان داد در زبان فارسی گرچه مجاز می تواند مستقلاً عامل تغییر معنایی فعل غیربسیط باشد، استعاره استقلال عمل ندارد و همیشه همراه با مجاز است. همچنین، مشخص شد فرآیندهای دخیل در تغییرات معنایی در فارسی به مراتب پیچیده تر است. مجموعاً دوازده الگو دسته بندی شد که هشت مورد آن منحصر به شواهد زبان فارسی بود. از این میان، سه الگو تنها بر پایه مجاز و سایر الگوها از برهم کنش استعاره و مجاز حاصل آمده بود که عبارت است از: 1. گسترش مجازی دامنه حوزه؛ 2. کاهش مجازی دامنه حوزه؛ زنجیره متوالی گسترش و کاهش دامنه حوزه؛ 3. گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره و کاهش مجازی حوزه مقصد؛ 4. کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره و گسترش مجازی حوزه مقصد؛ کاهش مجازی هر دو حوزه مبدأ و مقصد استعاره؛ 5. تلفیق حوزه مقصد دو استعاره در یک حوزه مبدأ و در نهایت زنجیره استعاری با کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره نخست. چهار الگوی دیگر منطبق با ساختارهای پیشنهادی روئیز و گالرا شامل گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مقصد استعاره و تلفیق یک استعاره در حوزه مبدأ-مقصد استعاره دیگر است. از مجموع مشاهدات روئیز و گالرا در انگلیسی و نگارنده در فارسی، مجموعاً نوزده الگوی تغییر معنایی حاصل آمد که نشان می دهد زبان بشری در کاربرد تعاملی استعاره و مجاز ظرفیت بیشتری دارد.