فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
71 - 99
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، جوانمردی همان فضایل اخلاقی ارزشی مانند شجاعت، وفاداری، فداکاری، عدالت خواهی، بخشش، مهمان نوازی و مساعدت به ضعفا در نظر گرفته شده است. ریشه این مفهوم در سنت تاریخی ایران قرار دارد. گروه هایی مانند عیّاران یا فتیان که در تاریخ به عنوان حاملان این ارزش ها شناخته شده اند، نقشی مهم در نشر و ترویج این اخلاق دارند. جوانمردان گروهی اخلاقی- تربیتی بوده که پیشینه حضور آنان به ایران پیش از اسلام می رسد. افسانه های عامیانه ازجمله آثار ادبی است که حاوی مضامین اخلاقی بوده و هدفی تعلیمی را در ژرفای خود جای داده اند. در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، «جوانمردی» افسانه های عامیانه ایرانی بررسی شده و نتایج حاکی از آن است که در برخی از افسانه های عامیانه ایرانی شخصیت هایی حضور دارند که ویژگی اخلاقی «جوانمردان» را دارا بوده و با شجاعت و وفاداری و فداکاری به ضعیفان یاری رسانده و به سبب بخشندگی و برپایی عدالت و مهمان نوازی می توان آنان را از جوانمردان و پیروان این آیین دانست. البته تمامی صفات در یک شخصیت دیده نمی شد و ممکن بود فقط یک یا چند صفت در قهرمان داستان دیده شود.
بررسی کارکرد عادت واره های بوردیو در پادشاهی کی کاووس
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
187 - 210
حوزههای تخصصی:
شاهنامه علاوه بر اینکه یک منبع ادبی است، خلق و خوی انسانی را نیز از زاویه های گوناگون مطرح می کند و در لطیف ترین حالت پند می دهد. ناهنجاری های اخلاقی در رفتار فردی، آسیب های اجتماعی به همراه دارد و جامعه را از حالت امنیت و سکون بیرون می بَرد. هدف این نوشتار ارائه اعمالی است که با خیر آرمانی همگونی نداشته و فرد و به طبع جامعه را با چالش مواجه می سازد. از آنجایی که اندیشه های کی کاووس یکپارچه نیستند و چندان با واقعیت مطابقت ندارند، نمی تواند راهبردی عمل کند. این پژوهش سعی دارد عادت واره های شخصیت کاووس را نشان دهد و دریابد کدام عادت واره تأثیر وافری در روند حکومتی او داشته است؟ بر اساس یافته ها، عادت واره سلبی کینه در پادشاهی کاووس از بسامد بسیار بالایی برخوردار است. در واقع عامل اصلی ایجاد کنش ها به شمار می رود و این در حالی است که نیرنگ پایین ترین میزان تأثیر را داشته است؛ اما با برجسته نمودن داستان سیاوش در عادت-واره های ایجابی مهر بیشترین بازکرد را به دست می دهد و اتهام که بر پایه حس تخاصم و رقابت در کاووس بروز می کند، پایین ترین بسامد را دارد. در پادسوی آن نیایش نیز اندک است. هرآیینه فردوسی سرّ توازن اخلاقی را بهترسازی پارسایی و باورمندی به یزدان تبیین می کند.
مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
197 - 212
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان، در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی می پردازد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و تحلیلی بوده و ازلحاظ روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری آن را نخبگان شهر هرات تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، ۳۶۰ نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نخبگان شهر هرات به طور کلی، سیاست های هند در قبال افغانستان را مطلوب تر از سیاست های ایران و پاکستان ارزیابی می کنند. همچنین، یافته های تحقیق به صورت جزئی نشان می دهد که در زمینه سیاست های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و نیز خط مشی های سیاسی، نخبگان هرات به ترتیب هند، ایران و پاکستان را ترجیح داده و در سیاست های مذهبی و فرهنگی، به ترتیب هند، پاکستان و ایران را ترجیح می دهند.
Etude contrastive des schémas-images des proverbes français et persans(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le persan et le français appartiennent à la famille linguistique indo-européenne. Ces deux langues relèvent bien entendu de branches différentes, le français est classé dans la branche indo-européenne, comprenant les langues romanes et persanes. Dans toutes les langues, les gens utilisent des proverbes dans leur communication quotidienne. Cela fait partie intégrante de la communication. Généralement, la comparaison des différences et des ressemblances entre les langues occupe un rôle primordial dans la linguistique moderne. Le présent travail étudie les schémas-images dans les proverbes français et persan dans le cadre de l’expression des sentiments et des émotions. Notre problématique peut être résumée sous la forme de la question suivante : Quels schémas-images sont utilisés pour exprimer des sentiments et des émotions dans les proverbes français et persans ? Et lesquels sont les plus courants ? Ce qui est au centre de cette recherche est donc de savoir comment les deux langues expriment des sentiments sous formes des schémas-images. L’analyse des résultats prouve que dans les proverbes des deux langues dans le domaine des émotions et des sentiments, différents types de schémas sont utilisés, et la fréquence la plus élevée est liée aux schémas de force et de mouvement.
معالم الإسلام والتأسلم عند الإمام علی (ع)؛ دراسه تحلیلیه فی ضوء نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یشکّل تمییز الإسلام الأصیل عن صوره المزیفه إحدى القضایا المحوریه التی شغلت - ولا تزال - الفکر الإسلامی ، ولکی نعرف الإسلام معرفه صحیحه، لابد من الرجوع إلى المصادر الإسلامیه الأصیله و الموثوق بها، ومنها نهج البلاغه الذی یعد أحد أبرز المدونات التی احتفظت بتعالیم الإسلام الأصیل. یحظى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، صاحب هذا السِّفْر الجلیل، بمکانه سامیه وفریده فی التراث الإسلامی کأهم شخصیه بعد النبی المصطفی (ص)، وإنه جسّد الإسلام بصورته النقیه فی أقواله ومواقفه وحیاته، وهو ما تنعکس أنواره بوضوح فی نصوص نهج البلاغه التی تکون بمثابه مشکاه تضیء طریق الرشاد والهدایه. لذلک تهدف هذه الورقه البحثیه إلى استقراء أقوال الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه لاستجلاء معالم الإسلام الأصیل وسمات التأسلم سعیا لخدمه الدین الحنیف وآل بیت النبوه (ع). ونحاول من خلال البحث رسم الصوره التی قدّمها الإمام (ع) للإسلام الأصیل والمزیّف، ولخصائص المسلم الحقیقی والمتأسلم فی نهج البلاغه. ونظرا لموضوع البحث والأهداف المرجوه منه، فإنه قد انتهج المنهج الاستقرائی؛ تتبعا لمادته العلمیه، والمنهج التحلیلی الذی یقوم علی فحص النصوص، واستخلاص الدلالات وعرض النتائج. وانتهی البحث إلی جمله من النتائج، محصّلها: أن الإمام (ع) قدم صوره شامله عن الإسلام والتأسلم، مع تحدید سمات المسلم الحقیقی والمزیّف. ومن أبرز معالم الإسلام الأصیل التی حددها البحث بناء على کلام الإمام (ع): قوه حجته واستدلاله، کونه مصدرا للهدایه والأمن والسلام، تفوّقه على سائر الأدیان، تمیّزه بسلطان إلهی عزیز، اصطفاؤه من قبل الله تعالى، واتصافه بالدوام والخلود. أما أبرز سمات المتأسلم والمسلم المزیّف فتمثلت فی: الطغیان، إظهار الإسلام مع إضمار الکفر، اقتراف الأفعال المناقضه لروح الإسلام وجوهره، انتهاک حرمه المسلم، وتبنی الإسلام قسرا أو لمصلحه نفعیه.
نگاهی تطبیقی به گفت وگوی دراماتیک در رمان های بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا
حوزههای تخصصی:
قدمت گفت وگو به آغاز سخن گفتن و مکالمه بشر برمی گردد. نخستین گفت وگو با عمل همراه بوده است. از این رو، درام که ماهیتی کنشی دارد، بیانگری خود را در قالب گفت وگو یافته است. گفت وگو در نمایشنامه یا فیلم، یک گفتار دراماتیک خیالی است که همه موارد اضافه گفت وگو را حذف می کند. این نوع گفت وگو، مجموعه مشخصی از اهداف و زمان محدودی را برای رسیدن به آن ها دارد. از کارکردهای گفت وگوی دراماتیک، عمق بخشیدن به شخصیت ها و پیشبرد طرح است. این ویژگی می تواند در داستان هم کارکرد داشته باشد؛ یعنی در عین تفاوت میان عنصر گفت وگو در داستان و درام؛ یک اثر داستانی می تواند واجد گفت وگوی دراماتیک باشد که این موضوع به معنای داشتن ظرفیت نمایشی و قابلیت اقتباسی است. در این پژوهش، دو رمان بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا به شیوه تطبیقی از منظر دیالوگ دراماتیک بررسی شده اند. شیوه پژوهش توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و اسنادی است. بررسی این عنصر برجسته نمایشی، ضمن تأیید ظرفیت نمایشی این دو اثر، نشان داد که در این دو رمان، گفت وگو از عناصر مورد نظر این نویسندگان بوده و بر بار دراماتیک آثار آن ها افزوده است. با این اوصاف می توان به این دو اثر به عنوان منبعی برای اقتباس سینمایی یا نمایشی نگاه کرد.
جلوه های نمادین رنگ سرخ درادبیات عرفانی با محوریت کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
77 - 106
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ بشر، رنگ ها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسان ها داشته اند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگ های مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. به هرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوه ای ویژه ای یافته اند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجم الدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحب نظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگ ها داشته اند .این بزرگان از طریق بیان رنگ ها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را به صورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحب نظران و مریدان خود بیان کرده اند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشته اند که از گنجینه های درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخص ترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه می پردازیم.
تحلیل محتوایی نماد و تمثیل های داستانی نویسندگان دوره اول بوشهر؛«علی دشتی، رکن زاده آدمیت, آیت اله بلادی و دکتر برازجانی»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانی بوشهر-واقع شده در جنوب غربی ایران و کناره خلیج فارس با نویسندگان نسل(دوره) اول تا چهارم خود در داستان نویسی ایران به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. تمثیل به عنوان یک شگرد ادبی همواره یکی از مهم ترین محمل های بازنمایی درون مایه های مقتضای زمانه بوده است که برخی نویسندگان این دوره از توان روایی سنتی این گونه برای بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی-سیاسی در کنار نماد بهره گرفته اند. هدف و ضرورت این مقاله؛ بیان مزایا و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره اول نویسندگی بوشهر است. از آن جا که تا کنون پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند؛ آثار تمثیلی را در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله سال های۱۳۳۲- ۱۳۰۴شمسی(مقارن حکومت پهلوی اول و دوره ی اول پهلوی دوم) بر پایه موضوع و درون مایه نقد و تحلیل کنند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوه کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ جز«رکن زاده» که سعی کرده است وقایع تاریخی عصر خویش را بی کم و کاست نقل کند، دیگر نویسندگان این دوره از تمثیل مستقل، در حین داستان و نماد برای روشن گری و بیان مضامین اخلاقی، سیاسی- اجتماعی بهره برده اند.
بررسی تمثیلات آیات 275 تا 286 سوره بقره در تفسیر تبیان شیخ طوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل یکی از ابزارهای بلاغی قرآن کریم است که برای انتقال مفاهیم انتزاعی و پیچیده به مخاطب استفاده می شود. این مقاله به بررسی تمثیلات در آیات 275 تا 286 سوره بقره پرداخته و نقش آن ها را در تفسیر "التبیان" شیخ طوسی مورد تحلیل قرار می دهد. در تفسیر قرآن، تمثیل ها اغلب به عنوان ابزاری برای روشن ساختن مفاهیم پیچیده و ارتباط مؤثرتر با مخاطب مطرح می شوند. اما در تفاسیر قدیمی مانند "التبیان"، بررسی دقیق تمثیلات به طور مستقیم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این تحقیق، بررسی نحوه ی استفاده از تمثیلات در تفسیر این آیات است تا نشان دهد چگونه شیخ طوسی از آن ها برای تسهیل درک مفاهیم قرآن بهره برده است. اهمیت این تحقیق در آن است که با توجه به پیچیدگی مفاهیم قرآنی، بررسی تمثیل ها می تواند به فهم بهتر و عمیق تر از آیات قرآن کمک کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگرچه شیخ طوسی به طور مستقیم به تمثیلات اشاره نکرده است، با تحلیل واژگان و ساختار جمله ها می توان به وجود تمثیلات تشبیهی، حکایتی و استعاری پی برد که به تبیین مفاهیم پیچیده و ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب کمک کرده اند. این تحقیق به پژوهشگران کمک می کند تا درک بهتری از کاربرد تمثیل ها در تفسیر قرآن پیدا کنند.
تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
44 - 86
حوزههای تخصصی:
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
بازنمایی اضطراب شخصیت های مجموعه داستان عزاداران بَیَل بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
1 - 33
حوزههای تخصصی:
کارن هورنای از جمله روان کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل های اجتماعی به مثابه عواملی موثر بر شکل گیری شخصیت تاکید کرد. او توجه بسیار بر بسترهای اجتماعی که فرد در آن رشد می کند، دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ریشه اضطراب در رفتار شخصیت های اصلی مجموعه داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی است که بر مبنای آرای کارن هورنای به روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. مجموعه داستان «عزاداران بیل» هشت داستان پیوسته دارد که شخصیت های تمامی داستان ها افرادی روان رنجورند، که ریشه عصبیت آن ها تجربه نکردن امنیت دوران کودکی در بستر خانواده و جامعه ناب هنجار روستای بیل است. بر اساس نظریه هورنای احساس درماندگی کودکان به رفتار والدینشان بستگی دارد. حال آنکه شخصیت های زیادی در بیل پدر و مادر ندارند و در جامعه سنتی روستا جرأت نافرمانی و مخالفت نداشته اند. کودک در چنین شرایطی ناچار به سرکوب خصومت خود شده که باعث اضطراب اساسی در او شده است. اکثر شخصیت های داستان ها روان رنجور و مضطرب هستند، چرا که برای هر موضوع و مسأله ای عزاداری می کنند. خرافات و جنون در ذهن شخصیت ها رسوخ کرده و فقر و ترس های بیرونی، آنها را آزار می دهد. توسل به مقدسات مذهبی و امامزاده ها راه حلی برای کم کردن اضطراب شخصیت ها است. آنها افراد روان رنجوری هستند که به دنبال نیازهای ده گانه خود دست به رفتارهای غیرمتعارف و ناهماهنگ با محیط اجتماعی که در آن زندگی می کنند می زنند.
بررسی مقایسه ای برگردان ترکیبات قرآنی ترجمه های الهی قمشه ای و مکارم شیرازی بر اساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی در جزء 29 و 30(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
61 - 91
حوزههای تخصصی:
قرآن معجزه ای الهی است که به زبان عربی نازل شده و حاوی جمیع احکام و دستورات الهی است، بنابراین ارائه ترجمه ای شیوا و روان از آن تنها راه دستیابی غیر عرب زبان از محتوای آن می باشد. برای این منظور در این مقاله سعی شده تا با تحلیل زبان شناختی ترجمه های معاصر قرآن از الهی قمشه ای و مکارم شیرازی و بررسی روش ها و اسلوب ها در ترجمه های مذکور و مقایسه نحوه برگردان ترکیبات قرآنی و همچنین ویژگی های سبکی آن ها بر اساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی که اولین ترجمه قرآن به زبان فارسی و بر مشرب شیعه می باشد و از لحاظ تاریخ تحول زبان فارسی و لغت شناسی اهمیت بسیاری دارد، به بهترین شیوه و اسلوب در بین این ترجمه ها دست یافت. بر این اساس ترجمه های مذکور توصیف و تحلیل شده و از منظر معناشناسی و در سطح زبان شناختی بررسی و تشریح شده اند که با توجه به بررسی های صورت پذیرفته می توان گفت با وجود اینکه مترجمان مذکور در برگردان ترکیبات قرآنی سبک خاص و یکنواختی را دنبال نکرده اند و در اکثر موارد برخلاف ابوالفتوح رازی بجای معنای واژه به واژه آن ها از شرح و توضیح ترکیبات در ترجمه استفاده کرده اند و یا در مواردی نیز برای یک کلمه قرآنی در ترجمه دو معنا آورده اند و معنای آن را در ترجمه وسعت بخشیده اند، اما در کل توانسته اند مفهوم ترکیبات قرآنی را براساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی به ترجمه انتقال دهند.
National and Cultural Identity: Comparing Rabindranath Tagore and Ferdowsi(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
51 - 59
حوزههای تخصصی:
This article explores the themes of national and cultural identity as depicted in the thoughts and works of Rabindranath Tagore- a pivotal figure in specifically sub-continental literature, and Ferdowsi- the legendary Persian poet. Both writers, separated by centuries and cultural contexts, utilized their literary genius to reflect on nationhood and cultural pride. Tagore, writing during the British colonial era in India, and Ferdowsi, during the formation of a unified Persian identity under various rulers, offer unique perspectives on how literature can serve as a vehicle for expressing and shaping national identity. This essay delves into how these literary giants contributed to forming cultural consciousness and national identity in their respective societies by comparing their thoughts and beliefs showcased in their works.
نمودهای مفهوم تشرف و گذار در برخی آیین های تولد تا بلوغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
33 - 64
حوزههای تخصصی:
تشرف و گذار مفاهیمی هستند که در بسیاری از فرهنگ ها برای توصیف تغییرات اساسی زندگی افراد به کار می روند. این تغییرات و گذار از مرحله ای به مرحله دیگر، اغلب با مراسم و آیین هایی همراه است. بسیاری از این آیین ها ناشناخته هستند و معرفی و شناساندن آن ها، موجب شناخت عمیق ما با فرهنگ جامعه می شود. ازاین رو، این مقاله در صدد است تا با روش توصیفی تحلیلی، خاستگاه کهن سه آیین «انداختن نوزاد از پشت بام به پایین»، «ختنه سوران» و «جشن نُوشوالانه» را که از تولد تا بلوغ فرد را شامل می شود، بررسی کند و ارتباط آن ها را با مفهوم تشرّف و گذار مشخص نماید. نتیجه تحقیق بیانگر این نکته است که هر سه آیین، مفهوم گذار از مرحله پیشین زندگی و تشرف به مرحله جدید را به رازآموز تلقین می کنند. بدین معنی که آیین انداختن کودک از بلندی به پایین، به معنای گذار از زهدان مادر اصلی و تشرف به آغوش/ زهدان مادر کبیر (زمین) یا گذر از زندگی زهدانی و تشرف به زندگی خاکی است. مراسم ختنه سوران با نشانه های اسطوره ای که در خود دارد مانند رسیدن به تمامیت و کمال و ظهور و تسلط اصل نرینه با کاربرد نمادین عدد سه مرتبط با مناسک تشرف به آیین حنیف و پیوستن به جماعت مردان است. مراسم نوشوالانه نیز به معنای گذار فرد از دوران کودکی و رسیدن به بلوغ و کسب هویت جدید اجتماعی و فرهنگی است.
واکاوی جایگاه نور در آئین های نوروزی (نمونه موردی: آیین چراغ بران شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
186 - 232
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که می تواند قدمت، اصالت و ریشه دار بودن باورهای کهن مردم هر سرزمین را به نمایش بگذارد، برگزاری آیین ها و سنت ها و سیالیت اندیشه های والایی است که در پیوند میان ملیت و مذهب، توانسته اند با گذر از کوره راه های سخت زمانه، به زیست خود ادامه دهند. یکی از آن ها، آیین چراغ بران است که همه ساله در شب عید نوروز در صحن امامزادگان دو خاتون (س) شهرکرد برگزار می شود؛ تا روشنایی بخش سفره هفت سین باشد. در این آیین، فردی که به اصطلاح «سید» است اقدام به روشن کردن چراغ می کند و مردم برای حفاظت از این شعله تا پایان یافتن سوخت چراغ، می کوشند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی جایگاه و عناصر نمادین نور در فرهنگ ایرانی اسلامی است و این پرسش مطرح می شود که: جایگاه نور در آیین ملی مذهبی چراغ بران شهرکرد کجاست؟ روش ارائه مطالب، توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده است. آیین چراغ بران پیشینه ای چند هزار ساله دارد و ارتباط ناگسستنی ملیت و مذهب را با محوریت نور در قالبی نوآورانه به منصه ظهور رسانده است. باوجود اینکه نوروز و نو کردن آتش، آیینی مربوط به پیش از اسلام است، اما مردمان شهرکرد با اجرای این مراسم که تقدس نور و روشنایی از پیش تا پس از اسلام و احترام به آن را به نمایش می گذارد، به نوعی ارتباط با معبود حقیقی و ارادت به اهل بیت(ع) را در آستانه سال نو اعلام می کنند. قابلیت انعطاف پذیری دین اسلام و هوشمندی ایرانیان یکتاپرست، درهم تنیدگی سنت های ملی مذهبی در جهت رسیدن به معبود الهی و پیوستگی فرهنگی در این آیین، هم زمان متجلی شده است.
بررسی اشعار گروس عبدالملکیان بر اساس نظریه روان شناسی تحلیلی یونگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
137 - 169
حوزههای تخصصی:
امروزه به سبب گستردگی مباحث ادبی، منتقدان از زاویه های مختلفی به بررسی در حوزه ادبیات می پردازند. یکی از شیوه های نقد اخیر، نقد روان شناسی از دیدگاه روان شناختی تحلیلی یونگ است. در روان شناسی تحلیلی یونگ، روان ناخودآگاه جمعی، در بردارنده کهن الگوهایی است که آثار و مفاهیم موروثی آن ها در اذهان همه مردم به یک شیوه ظهور و بروز می کند؛ لذا پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی صورت گرفت در صدد پاسخ به این پرسش اساسی است که با توجه به اشعار گروس عبدالملکیان، آیا امکان برداشت و استنباط کهن الگویی از آن ها وجود دارد؟ نگارندگان در فرایند انجام تحقیق ابتدا به بیان مبانی روان ناخودآگاه یونگ پرداختند؛ سپس در شرح مفصلی مقوله کهن الگو و انطباق آن با اشعار این شاعر معاصر را در سه اثر رنگ های رفته ی دنیا، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند و پذیرفتن مدنظر قرار دادند. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد بیشترین کارکرد و تنوع کهن الگوها در اشعار عبدالملکیان مربوط به سنخ های باستانی نقاب، سایه وآنیما است.
An Analysis of Linguistics-Based Approaches to the Classification of Literary Techniques: An Interdisciplinary Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ویژه
129-144
حوزههای تخصصی:
Rhetorical figures correspond to what is now called "foregrounding" in linguistic studies. Extra-regularity and deviation are considered types of foregrounding. Based on the concept, and considering the distinctions, Haghshenas makes among literary modes. Safavi, in his book From Linguistics to Literature, separates verse-creating and poetry-creating tools, proposing "the rhetoric of verse" (Badi'-e Nazm), "the rhetoric of poetry" (Badi'-e She'r), and "the rhetoric of prose" (Badi'-e Nasr).The purpose of this study is to examine whether a clear distinction can be made between the tools of verse-creating and poetry-creating, meaning that we believe techniques based on extra-regularity, which operate outside of language, have no role in creating poetry, whereas techniques that operate within language always transform it into poetry. Drawing on Russian Formalism and employing a documentary method with an analytical approach, this study investigates this possibility. The arguments presented demonstrate that, since the concept of form in Formalism is an interconnected structure, separating word and meaning is inherently unfeasible. Moreover, poetry is a unified whole, and the role of each element becomes meaningful only in relation to other textual components. Thus, figures of word can also contribute to a text's poetic quality, and dividing rhetorical figures into "the rhetoric of verse" (Badi'-e Nazm), "the rhetoric of poetry" (Badi'-e She'r), and "the rhetoric of prose" (Badi'-e Nasr) does not appear logically justified. Although it is very helpful and valuable in understanding the structure of rhetorical devices and grasping the connection between language and literature.
Modernist Echoes: The Role of Tradition, Language, and Myth in Eliot, Shamlou, and Sepehri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
126 - 142
حوزههای تخصصی:
This article attempts to explore the influence of T. S. Eliot’s modernist poetics on the works of Iranian poets, Ahmad Shamlou and Sohrab Sepehri. It examines how these Iranian poets engaged with the concepts of “tradition,” “language,” and “myth” in their writings, drawing upon Eliot’s critical perspectives. The article begins with an overview of T. S. Eliot’s significance as an Anglo-American figure of twentieth century literature, and how his modernist themes and techniques resonated with Iranian poets navigating their own cultural transformations. It then reviews relevant secondary sources that provide critical frameworks for understanding the relationships between Eliot, Shamlou, Sepehri, and the broader modernist poetic tradition. The core discussion analyzes how Shamlou and Sepehri, inspired by Eliot’s innovative spirit, may have sought to redefine their engagement with Persian classical poetry. They utilized new approaches to language and expression to challenge established forms, especially through using defamiliarization and mythical method, while still drawing upon their rich literary heritage. By tracing these intertextual and cross-cultural connections, the article aims to contribute to a deeper understanding of the transnational circulation of modernist poetic ideals, especially Eliot’s preoccupations, and how they were reinterpreted and reinvigorated within the Iranian literary context. In fact, this comparative analysis sheds light on the complexities of cultural exchange and the evolution of modern poetry across geographic boundaries.
Etude du rôle de la bande dessinée dans le développement de la compétence de l’expression écrite: cas des apprenants adolescents du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L'enseignement du FLE en Iran est confronté à de nombreux obstacles, surtout quand il s’agit de l’écrit. Ces obstacles comprennent la motivation, la créativité ainsi que la difficulté à maîtriser les aspects linguistiques et discursifs de l'écriture en français . Une solution potentielle pour surmonter ces défis pourrait résider dans l'utilisation de supports pédagogiques innovants, tels que la bande dessinée, dont le présent article cherche à évaluer l'impact sur le développement de la compétence en expression écrite chez les adolescents apprenant le FLE en Iran.Pour ce faire, notre étude s'appuie sur un cadre théorique qui articule les notions de compétence de l'expression écrite, de bande dessinée et de didactique du FLE. Elle met en œuvre une méthodologie de recherche qualitative, basée sur une étude de cas menée dans une classe de niveau A2 du FLE en Iran. En conclusion, cette étude démontre que l'intégration des bandes dessinées dans l'enseignement du FLE pour les adolescents en Iran peut avoir des implications pédagogiques profondes et positives. Ces implications touchent divers aspects, de la stimulation de la créativité à la facilitation de l'apprentissage grammatical, en passant par l'encouragement à la lecture et à l'écriture. Les enseignants devraient utiliser ces supports avec d'autres méthodes et ressources.
علل و زمینه های نفوذ زبان فرانسه در ایران دوره ی قاجار (پیش از مشروطیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 109
حوزههای تخصصی:
ترجمه یکی از مهم ترین جلوه های تعامل علمی و فرهنگی میان اقوام و ملت هاست و ترجمه ادبی زمینه ساز انتقال اندیشه ها و آفرینش های ادبی از زبانی به زبانی دیگر است. مطالعه تاریخ ترجمه نه تنها به شناسایی تأثیرپذیری های متقابل ادبی کمک می کند، بلکه می تواند ابعاد جدیدی از تاریخ اجتماعی هر جامعه را نشان دهد. در تاریخ ترجمه به زبان فارسی دوره قاجار اهمیت ویژه ای دارد و ریشه جریان مدرن ترجمه ادبی در ایران به آن دوران بازمی گردد. در عصر قاجار رویکردهای تازه و جریان ها و نهادهای نوینی در حوزه ترجمه شکل گرفتند و زبان های جدیدی، از جمله زبان فرانسوی، به طور جدی وارد برنامه های ترجمه شدند. در شاخه ترجمه ادبی، متن مبدأ بخش بزرگی از آثار ادبی ترجمه شده در دوره قاجار به زبان فرانسوی بوده است و این زبان پرنفوذترین زبان خارجی جدید در ایران آن دوران بوده است.هدف این پژوهش دستیابی به پاسخ این پرسش است که علت گسترش زبان فرانسه در دوره قاجار، پیش از مشروطیت، چه بوده است. وضعیت فرانسه در قرن نوزدهم میلادی، جایگاه این کشور در حوزه سیاست و فرهنگ، ویژگی های خاص تاریخ رابطه ایران و فرانسه، ویژگی ها و کارکردهای زبان فرانسوی، گرایش طبقه اشراف قاجاری و نخبگان به یادگیری این زبان و نقش نهادهایی چون مدرسه دارالفنون، مدارس فرانسوی و دارالترجمه ناصری مهم ترین عواملی هستند که با بررسی آن ها می توان به پاسخ این پرسش دست یافت.