فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
دستیابی به صورتی کهن تر و اصیل تر از شاهنامه، که هرچه بیشتر به سروده فردوسی نزدیک باشد، ایجاب می کند که به یکایک عناصر این اثر، از کلی ترین تا ریزترین، توجه شود. ویژگی های منحصربه فرد این اثر از جهت قدمت و حجم چشم گیرش، که آن را به یکی از مهم ترین منابع زبان فارسی در حوزه های گوناگونی همچون تاریخ، اسطوره شناسی، دستور تاریخی زبان و فنون بلاغت و صنایع ادبی تبدیل کرده است، اهمیت این توجه ویژه را صدچندان می کند. با همین رویکرد، نوشتار حاضر به دو موضوع اصلی می پردازد که ذیل آنها به برخی موضوعات دیگر نیز پرداخته شده است: موضوع نخست، یافتن و اثبات مواردی از کاربرد دو واژه «باد» و «گرد» است که به همراه حرف اضافه «از» یا بدون آن معنای شتاب و تندی را دربردارند. دیگر اینکه در تصحیح انتقادی شاهنامه، درباب موضوعات به ظاهر کم اهمیتی که تفاوت چندانی بین ضبط اقدم نسخ و اجماع سایر نسخ وجود ندارد، موضوعات کلیدی و مؤثر در معنای ابیات و روال داستان ها، ضروری است که در انتخاب ضبط ها حداکثر وسواس و دقت به کار گرفته شود و به صِرف وجود واژه ای از این دست در اقدم نسخ نباید حکم به صحت آن داد و آن را در متن گنجاند. به این موضوع با تکیه بر مصراعی که حاوی نخستین یادکرد ضحاک در شاهنامه است پرداخته شده است: «که از مهر بهرهَ ش نبود اندکی».
بررسی مقایسه ای تقابل کهن الگوی سایه و قهرمان در شهنشاه نامه صبای کاشانی و شاهنامه فردوسی با تکیه بر هفت خوان رستم و عباس میرزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد روان شناسی در قرن بیستم رواج پیدا کرده است. در این نوع نقد، آثار ادبی از جنبه روان شناختی مورد بحث قرار می گیرند و لایه های درونی آنها آشکار می گردد. یونگ از جمله نظریه پردازانی است که کهن الگوها را تعریف نموده و قائل به وجود دو سطح خود آگاهی و ناخودآگاهی در انسان هاست . بر اساس نظریه کهن الگویی وی آثار ادبی را می توان با توجه به جنبه های اساطیری آنها مورد بحث قرار داد. در این مقاله به روش توصیفی –تحلیلی دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و شهنشاه نامه صبای کاشانی از نظر تقابل قهرمان و سایه و نحوه مقابله قهرمان با سایه بررسی شده و نتیجه این است که فردوسی با توجه به شخصیت اسطوره ای رستم سفر معنوی او را با گذر از موانع مختلف تشریح نموده و او به عنوان قهرمان بلا منازع با تکیه بر نیروی معنوی و یاری خداوند به عنوان پیر دانا و گاه رخش و راهنمایان دیگر در سفر خود به کمال رسیده به عنوان قهرمان شناخته می شود . در منظومه شهنشه نامه ، عباس میرزا قهرمانی است که با روس ها می جنگد و صبا با تقلید از فردوسی تلاش نموده دشمنان را به عنوان نیروهای اهریمنی و اسطوره ای معرفی کند و عباس میرزا را رو در روی آنها قرار دهد. وی در سفر خود تنها نیست و با یاری سپاهیانش به نتیجه می رسد و دشمنان به طور نمادین به اژدها و شیر تشبیه می شوندکه از نظر کهن الگویی
Exploring the Role of Instagram in Learning English and Enhancing EFL Learners' Motivation
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
209 - 235
حوزههای تخصصی:
Instagram, a widely popular platform, has become an influential tool for teaching and learning English by delivering daily updates of new language content on various Instagram pages and accounts. This study examines the effect of Instagram on learners' motivation to learn English and evaluates its advantages and disadvantages for educational purposes. A mixed-methods approach was utilized, incorporating quantitative data collected through a questionnaire distributed among 100 Iranian EFL learners and qualitative data gathered via semi-structured interviews with five teachers who actively employ Instagram in English instruction. Findings revealed that Instagram significantly boosts learners' motivation, with participants expressing positive views about the platform. Key advantages include its engaging and diverse content, as well as its potential to enhance skills and subskills like speaking and vocabulary. In spite of these benefits, certain drawbacks were identified, such as the presence of distracting non-educational content, limited interaction opportunities, and restrictions in fostering deep learning and comprehensive teaching. The study concludes that Instagram offers notable benefits for English education, particularly in motivating learners and providing varied content. However, to fully benefit from its educational potential, it is important to implement strategies that address the challenges identified. Balancing its strengths and limitations is essential to make Instagram more useful in English language education.
بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
47 - 64
حوزههای تخصصی:
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
Etude contrastive des schémas-images des proverbes français et persans(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le persan et le français appartiennent à la famille linguistique indo-européenne. Ces deux langues relèvent bien entendu de branches différentes, le français est classé dans la branche indo-européenne, comprenant les langues romanes et persanes. Dans toutes les langues, les gens utilisent des proverbes dans leur communication quotidienne. Cela fait partie intégrante de la communication. Généralement, la comparaison des différences et des ressemblances entre les langues occupe un rôle primordial dans la linguistique moderne. Le présent travail étudie les schémas-images dans les proverbes français et persan dans le cadre de l’expression des sentiments et des émotions. Notre problématique peut être résumée sous la forme de la question suivante : Quels schémas-images sont utilisés pour exprimer des sentiments et des émotions dans les proverbes français et persans ? Et lesquels sont les plus courants ? Ce qui est au centre de cette recherche est donc de savoir comment les deux langues expriment des sentiments sous formes des schémas-images. L’analyse des résultats prouve que dans les proverbes des deux langues dans le domaine des émotions et des sentiments, différents types de schémas sont utilisés, et la fréquence la plus élevée est liée aux schémas de force et de mouvement.
بررسی تطبیقی جایگاه زن در امثال و حکم فارسی و کردی (با تأکید بر کارکرد خانوادگی و اجتماعی زن)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
179 - 218
حوزههای تخصصی:
با توجه به قرابت های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی در دو جامعه زبانی فارسی و کردی، و اهمیت جایگاه زن و خانواده در جامعه ایرانی و کردی، این مطالعه به بررسی تطبیقی امثال و حکم مرتبط با زن و خانواده در زبان کُردی و فارسی اختصاص یافت. بدین منظور به منابع اصلی که دربردارنده امثال و حکم فارسی و کُردی بودند، مراجعه شد و مثل های موجود در موضوع زن و نیز ارتباط زن با مرد و دیگر اعضای خانواده و همچنین جایگاه و کارکرد خانوادگی و اجتماعی زن، استخراج گردید. نگارندگان، این مثل ها را از حیث مولفه های تشکیل دهنده ساختار و فرم ادبی نظیر موسیقی، صور خیال، جنبه های زبانی و نحوی، و نیز از حیث اندیشه و محتوا بررسی کردند و جنبه های اشتراک و افتراق آنها را بازنمودند. از رهگذر جستجوی مثل های مرتبط با زن و خانواده، به طور کلی 39 زوج ضرب المثل مطابق هم در این دو زبان به دست آمد و در سه دسته همسان، مشابه و متفاوت طبقه بندی شده و در بوته بحث و بررسی قرار گرفت. در نتیجه از میان 39 زوج ضرب المثل بررسی شده، 7 زوج (9/17%) کاملاً همسان، 18 زوج (1/46%) مشابه و 15 زوج (4/38%) متفاوت بودند.
معرفی کتاب انهارالاسرار اثر علیم الله بلخی چشتی و ضرورت تصحیح آن
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
169 - 186
حوزههای تخصصی:
کتاب انهارالاسرار یکی از کتاب هایی است که در شرح بوستان سعدی به قلم علیم الله بلخی در قرن دوازدهم نگاشته شده است. این کتاب دربردارنده اطلاعات درخوری درباره نکات عرفانی است. ازاین اثر، چندین نسخه خطی وجود دارد که تا کنون مورد مطابقه، تدقیق و تصحیح قرار نگرفته اند.بنابراین، ارائه نسخه ای تصحیح شده همراه با فهرست ها و تعلیقاتی درباره محتوای کتاب ضرورت دارد. هدف از این پژوهش، معرفی کتاب انهارالاسرار، نویسنده آن و نیز بعضی نسخه های موجود این اثر است و بر همین مبنا به بررسی پاره ای از ویژگی های ادبی آن و نیز بیان ضرورت تصحیح این کتاب پرداخته شده است. بنابراین جستار، در میان نسخه های موجود از این اثر، نسخه موجود در دانشگاه مولانا آزاد علیگر می تواند نسخه ارجح باشد. بر این اساس، این پژوهش نشان می دهد که انهارالاسرار شرح بوستان سعدی بر مبنای دیدگاه عرفانی است که با توجه به مباحثی چون عرفان،کلام متن از لحاظ درک و معنا دارای پیچیدگی های زیاد است. همچنین با وجود استفاده از گونه نثر مرسل و ساده، کاربرد نثر مسجع و نیز نثر فنی، درنتیجه حضور آرایه های ادبی و عربی گرایی بسیار، دریافت معنا در این اثر را تاحدی دشوار ساخته است.
«داش آکل» از منظر روایت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
71 - 107
حوزههای تخصصی:
داش آکل، پهلوان مشهور شیرازی، یکی از شخصیت های برجسته در ادبیات عامه و رسمی ایران است که روایت های مختلفی از زندگی و شخصیت او در فرهنگ عامه مردم شیراز وجود دارد. صادق هدایت با الهام از این روایت ها، داستان کوتاه «داش آکل» را در سال 1311ش نوشت. مهارت های داستان نویسی هدایت و شهرت گسترده او موجب شد تا روایت او به تدریج به روایت غالب و تثبیت شده ای از داش آکل تبدیل شود، به طوری که سایر روایت های محلی به مرور فراموش شدند. تغییراتی که هدایت در روایت این داستان ایجاد کرد، تأثیر عمیقی بر شکل گیری تصویری جدید از داش آکل داشت. در این تصویر، داش آکل، قهرمانی بی عیب و نقص است که با آرمان های مردانگی و پاکدامنی اخلاقی درهم آمیخته است. تغییراتِ هدایت نه تنها شخصیت داستان را بازآفرینی کرد، بلکه بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در اوایل قرن بیستم بود که به طور گسترده توسط روشنفکران و نویسندگان پیگیری می شد. در مقاله حاضر تلاش شده با فاصله گرفتن از روایت تثبیت شده هدایت، به بررسی روایت های جایگزین از داش آکل که در منابع محلی در شیراز بازتاب یافته اند، بپردازیم. این روایت ها غالباً با نسخه هدایت تفاوت های اساسی دارند و ویژگی هایی چون وضعیت جسمانی، روابط عاشقانه و نحوه مرگ داش آکل را به شکلی متفاوت از روایت غالب هدایت بازگو می کنند. این مقاله به بررسی انگیزه های فرهنگی و ادبی پشت تغییرات هدایت می پردازد و نشان می دهد که چگونه او با ایدئال سازی شخصیت داش آکل، تصویری جدید از قهرمان اساطیری ساخت که نه تنها با تحولات فرهنگی زمانه اش هم راستا بود، بلکه از گفتمان های عرفانی، اساطیری و روشنفکری ایران نیز متأثر بود. این بازسازی نه تنها پیوند میان روایت های مسلط و تغییرات فرهنگی را آشکار می کند، بلکه نگاهی تازه به فرایند تطبیق فولکلور با چارچوب های ادبی مدرن ارائه می دهد.
Real Worlds and Text Worlds in Doris Lessing’s The Grass is Singing and Martha Quest(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims to analyze Doris Lessing's narrative techniques to explore how she developed the discourse of her stories and depicted her contemporary realities in her story worlds. It seeks to address the question of whether there is a relationship between her real world and her storytelling, and whether her ideology and personal background influenced her narrative approach. To accomplish this goal, we will analyze the novels The Grass is Singing and Martha Quest using Gavin's Text World Theory, a cognitive approach that provides a framework encompassing three levels of analysis: Discourse World, Text World, and Sub-Worlds. Our analysis reveals that the discourse of her stories closely mirrors her real-life discourse, indicating a direct relationship between her real worlds and her storytelling. Lessing’s intricate descriptions of world-building elements, such as time, locations, characters, objects, and actions within the story, serve to advance the narrative forward through both material and existential processes. Moreover, her use of sub-worlds to express her yearning for freedom and justice reflects her critical viewpoints on the oppressive systems prevalent in her time, particularly colonization and racial issues. Furthermore, it becomes apparent that from 1944 to 1956, her storytelling method was influenced by her communist ideology. In essence, the concepts and themes represented in her stories emerge as reflections of her real-world experiences, effectively conveyed through her narrative techniques.
حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای میرزا محمدباقر خسروی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی و آداب اجتماعی از جمله موضوعاتی است که با توجه به بافت آثار منثور در مضامین این نو نوشته ها قرار می گیرند. مفاهیمی چون حقوق شهروندی از مصادیق تجدد و نوگرایی در عصر حاضر محسوب می شود که بیش تر متأثر از اندیشه های غربی و به تأسی از زمینه های ذهنی، تحولات سیاسی و اجتماعی در اروپا در اندیشه و فرهنگ ایرانیان هم وارد شد و نویسندگان ایرانی از این مفهوم در آثار و نوشته های خود استفاده کردند و بیش از هر چیز در آثار منثور معاصر نمود یافت. از طرف دیگر آداب اجتماعی نیز با توجه به تعامل ادبیات با جامعه بخشی از درونمایه آثار منثور را به خود اختصاص داده اند. یکی از این نویسندگان که در این پژوهش مورد مداقّه قرار گرفته است، میرزا محمدباقر کرمانشاهی، متخلص به خسروی است. هدف از نگارش این مقاله بررسی حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای خسروی است که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل پژوهش نشان می دهد که خسروی در شمس و طغرا بیش تر بر جنبه واقع گرایی نوشته است و سعی داشته بیان واقعیت-های جامعه را سرلوحه کار خود قرار دهد.
بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
33 - 61
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
سرچشمه های اساطیری رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
173 - 199
حوزههای تخصصی:
اقوام هند و ایران پیش از آن که از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدّتی طولانی در کنار هم می زیستند و واجد یک فرهنگ، زبان، مذهب و اساطیر مشترک هندوایرانی بودند. با توجه به تأثیر فرهنگی متقابل ایران و هند بر یکدیگر، گاهی این امر امکان پذیر است که بتوان ریشه اسطوره های هندی را در ایران نیز جستجو کرد. با مروری بر داستان زال و رودابه در شاهنامه و جستجو در رمزگان هایی که در شخصیّت رودابه به صورت بارزی جلوه گر شده، درمی یابیم که این شخصیّت، در ژرف ساخت خود ممکن است به اصل و پیشینه ای اساطیری برسد. با بررسی ویژگی های این مِهین بانو و مطالعه کردارهای او در شاهنامه از یک سو و همچنین ردیابی ریشه های اساطیریِ همسان و تکراری در لایه های زیرین شخصیّتی وی، احتمالاً بتوان به یک بُن مایه کهن در جوامع مادرسالارانه عصر ماقبل تاریخ رسید که در آن ستایش و اقتدار الگویِ الهه - مادرِ بزرگ آب، باروری و عشق، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده بود. آن الهه در هریک از سرزمین ها و مناطق جغرافیایی کهن با کردارها و خویشکاری های مشابه و با نام های مختلفی جلوه گر شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد یافتن ویژگی های مشترک و همسان میان خدابانوی سرسوتی در هند و رودابه در شاهنامه فردوسی است. رودابه با داشتن ویژگی های مهم همچون: تبار بیگانه، خویشکاری مادرانه، نگهداری نطفه، نامیرایی، ارتباط با آب، ماه، مار، کوه، پرندگان اساطیری، گل نرگس و غیره این انگاره را سامان می بخشد که به احتمال بسیار، ترکیبی از بازتاب های ایزدبانوی کهن آب در هند است.
زیبایی شناسی کنایه در خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
9 - 39
حوزههای تخصصی:
نظامی برای آنکه داستان خسرو و شیرین را «دست بافی تازه درپوشد» و شعرش را از شعر داستان پردازان پیش از خود چون فردوسی و فخر الدین اسعد گرگانی متمایز سازد، در نظم داستان شگردهایی به کار برده که شناسایی دقیق و معرفی آن ها چه بسا ناممکن باشد؛ اما کاربرد گسترده کنایه، طرزی است که برای بالا بردن ارزش زبان شعر برگزیده است. او می داند که در این راه نباید «از اعتدال افزون نهد گام» تا مبادا خوانندگان را نادلپسند افتد. نگارنده در این مقاله کنایات داستان خسرو و شیرین را به شیوه دانیل برلین، از منظر زیبایی شناسی تجربی تحلیل کرد و بدین نتیجه دست یافت که نظامی برای اینکه داستان معروف خسرو و شیرین را برای خوانندگان لذت بخش گرداند از کنایه به طور گسترده بهره برده و توانسته است با بالا بردن خواص روان فیزیکی (چون تکرار واژگان کنایه، جناس ها و کنایات هم °آهنگ) و خواص هم سنجی (چون ایراد کنایات تازه، تبدیل کنایه به استعاره، اغراق و تضاد) کوشیده تا کاستی خواص بوم شناختی داستان (به دلیل آشنا و معمولی بودن معنا و مفهوم داستان) را جبران کند و پتانسیل برانگیختگی آن را به حد متعادلی برساند تا خوانندگان ذوق یابند و ملول نگردند.
مجمع النفایس، بیاض-تذکره یا تذکره ای تحقیقی- انتقادی؟ بررسی نوع شناسانه و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره مجمعالنفایس از مهمترین تألیفات سراجالدین علیخان آرزو است. دقت و طبع انتقادی نویسنده و احاطهای که به ادب فارسی و شیوههای سخنوری دارد و نیز دسترسیای که به منابع اصلی احوالی و آثاری ادبی داشته است، اعم از مصاحبت با صاحب ترجمان و یا مصاحبان آنها، نیز استفاده مستقیمش از دیوانها و آثار ایشان و اتکای هوشمندانه به متون متقن دستاول و نقدهای طرزشناسانه و محققانهاش به داوریهای دیگران، این اثر را در صدر تذکرههای تحقیقی و انتقادی ادبی قرار داده است. بااینحال، نظر به صورت ابتدایی آن که بیاض بوده و برخی منتخبات مفصّلش از دیوانهای نادر، نیز اقرار نویسنده به قصد آغازینش، برخی آن را تذکره ندانسته و تا حد بیاض و جنگ فروکاسته اند. اثری که اگر نیاز روز حوزه نقد ادبی و سبکشناسی نباشد، دستکم منبعی سرشار از آگاهیهایی برای بررسیهای تاریخی در مباحث نقد ادبی و سبکشناسی است. شوربختانه تا به امروز از این کتاب، که نسخههای متعددی از آن در کتابخانههای شبهقارّه و دیگر جایهاست، تصحیح بایستهای به عمل نیامده و همان چاپ ناهمگون و غیرمعتبر قدیمی هم که به کوشش چند استاد ادبیات پاکستانی فراهم آمده، هیچگاه بهخوبی در معرض دید و داوری قاطبه محققان این حوزه قرار نگرفته است. برایناساس، در مقاله حاضر، به بررسی نوعشناسانه اثر و اثبات ماهیت تذکرهای آن پرداختهایم و بهضرورت نسخههای آن را نیز شناساندهایم تا ضمناً بایستگی تصحیح آن بر مخاطبان اثبات شود.
Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
197 - 216
حوزههای تخصصی:
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
ارزیابی عملکرد مترجم در برگردان اسناد و ایجاز در ترجمه عربی رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
79 - 94
حوزههای تخصصی:
رباعیات خیام علاوه بر اینکه درون مایه هایی ژرف دارد و نیز مفاهیم بنیادین فلسفی و هستی شناسانه ای را مطرح می کند، از زبانی بسیار شاعرانه، رسا و دلالتمند دارد. این زبان به شکلی پرداخته شده و نظم یافته، است که تداعی گر مفاهیم و درون مایه های اصلی رباعی هاست؛ ازاین رو در مقاله پیشِ رو، نخست به دو مبحث زبانی اسناد و ایجاز کارکردهای زبانی و معنایی آنها در رباعیات خیام پرداخته شده و با در نظر گرفتن این دو اصل، ترجمه احمد زکی ابوشادی از رباعیات خیام نقد و بررسی شده است. در این پژوهش سعی شده است نقش زبان شعر (خاصه در سطح اسناد و ایجاز) در شکل دهی معنا تبیین شود و به اهمیت آن در ترجمه اشاره شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابوشادی در بخش هایی از ترجمه اش نظام اسنادی رباعیات را به درستی به عربی برنگردانده است و این موضوع سبب شده است که ریزه کاری های بلاغی رباعیات و همچنین، مفاهیم و معناهای آن به درستی به متن عربی منتقل نشود، ازجمله کاستی های ترجمه ابوشادی تغییر جایگاه مسند و مسندالیه، بر هم خوردن روابط معنایی واژگان در نظام خطی زبان، بر هم زدن توازی نحوی، تقدیم ها و تأخیرها در متن مقصد است که این مسئله باعث شده، نظام گسترش پیام در متن مقصد به درستی ترجمه نشود. همچنین، دقت نکردن مترجم در ایجازهای حذف، موجب شده است که متن ترجمه، زیبایی و فصاحت نداشته باشد و نظام گسترش پیام خیام که مبتنی بر توالی جمله های کوتاه و موجز است رعایت نشود.
مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
98-117
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
37 - 65
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
التفات روایی در مجالس سبعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
49 - 76
حوزههای تخصصی:
متون ادبی، تجلّی نگاه ها و نگرش های خاص خالق آن در بیان های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می کند. سطح دوم و سوم، جهان بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.
تحلیل موضوعی تمثیل حیوانات در قطعات پروین اعتصامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل یکی از شیوه ها و ابزار بیان مطلب است که شعرا و نویسندگان برای تبیین موضوعات و مفاهیم مورد نظر خود برای القای بهتر مطالب به مخاطب از آن بهره می گیرند؛ یکی از این افراد، پروین اعتصامی است که از تمثیل برای تبیین تعالیم خود بسیار بهره گرفته است، به گونه ای که می توان گفت تمثیل مهم ترین ابزار بیانی پروین اعتصامی است. در این مقاله تمثیل حیوانات در قطعات پروین به صورت موضوعی تحلیل شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از لحاظ فضای انجام کار کتابخانه ای است. فرض نگارندگان بر این بوده که پروین در قطعات خود از تمثیل حیوانات بهره گرفته است. مبتنی بر ایده مذکور و با تحلیل محتوایی قطعات براساس موضوع، نقش و جایگاه حیوانات در تبیین تعالیم تربیتی پروین اثبات شده ست. از میان 90 قطعه پروین، 21 قطعه از زبان حیوانات نقل شده است که تقریباً همگی به صورت گفتگو و مناظره هستند. در 15 قطعه هر دو طرف گفتگو از حیوانات هستند. یک قطعه به صورت گفتگوی درونی و تکی است و در 5 قطعه نیز یک طرف حیوان است و طرف دوم از سایر عناصر. نتیجه بحث حاکی از این است که در همه این قطعات با حالت تقابلی مواجه هستیم و هریک از قهرمانان طرفدار موضوعی هستند در تقابل دیگری و مخالف با آن. تلقی تمثیلی پروین در مورد برخی حیوانات، در ادبیات فارسی سابقه دارد اما در مواردی هم پروین تلقی جدیدی دارد بدون توجه به سابقه تمثیلی آن حیوان.