فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
93 - 119
حوزههای تخصصی:
اُ.هنری و جمال زاده از تأثیرگذارترین داستان نویسان در قالب داستان کوتاه هستند. از جمال زاده به عنوان قصه نویس پیشتاز معاصر، پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقع گرایی در ادبیات فارسی نامبرده شده است. اُ.هنری نیز، به خاطر خلق آثار فاخر در قالب داستان کوتاه، به عنوان استاد بزرگ داستان کوتاه جهان، مشهور است. هدف از این پژوهش مقایسه تطبیقی عناصر داستان در سه داستان کوتاه (کباب غاز، پاشنه کش و دوستی خاله خرسه) از محمد علی جمال زاده و همچنین سه داستان کوتاه (پلیس و سرود کلیسا، پاندول و آخرین برگ) از اُ.هنری است. این جستار با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی عناصر داستانی از قبیل: پیرنگ، کشمکش، تعلیق و غافلگیری، شخصیت پردازی، درونمایه، زاویه دید، صحنه پردازی و گفت و گو می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده از شخصیت های باورپذیر و عوام جامعه در خلق داستان های خویش بهره برده اند. همچنین زبان طنزگونه هر دو موجب شده است که بسیاری از عبارت ها و جمله های آنها تبدیل به ضرب المثل گردد. به جز داستان پاشنه کش و آخرین برگ که شخصیت های پویایی دارند، چهار داستان دیگر دارای شخصیت های ایستا هستند.
از روایت دینی به روایت مردمی: تحلیل روایت شناختی داستان یوسف و زلیخا در تفسیر میبدی و منظومه خانای قُبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
235 - 271
حوزههای تخصصی:
تغییر روایت یک داستان به عنوان نشانه ای کلان از یک سو بر عدم مقبولیت روایت پیشین در جامعه فرهنگی موردهدف و تلاش برای حذف واقعیت بازنمایی شده در آن دلالت دارد، از سوی دیگر نیز این مسئله را نشان می دهد که با روایت آفرینی جدید، مطابق انتظارات آن جامعه واقعیت سازی انجام شده است. داستان یوسف و زلیخا که روایت آن در ادبیات تفاوت بنیادینی با منابع دینی دارد، مصداقی از مقوله تغییر روایت برای همسوسازی داستان با خواسته ها و انتظارات جمعی است. گفتمان و نظام معنایی ارزشی حاکم بر روایت دینی این داستان، اخلاقی تعلیمی است که بر نکوهش هوسرانی و خیانت زلیخا و نیز ارزش بخشی به پاکدامنی یوسف بنا شده است. با تغییرات و دستکاری هایی در این روایت، روایت دیگری برای داستان تولید شده است که ساختار و گفتمان کاملاً متفاوتی دارد. در روایت ادبی مردمی گفتمان عشق و دلدادگی حاکم است که در آن، زلیخا به عنوان سوژه با عشقی پاک برای رسیدن به معشوق تلاش می کند. هدف از این پژوهش، تبیین عوامل و انگیزه های دخیل در تغییر روایت این داستان و نیز تشریح تغییرات صورت گرفته در ساختار روایت و نشانه معناشناختی هرکدام از این تغییرات است. نتایج به دست آمده دالّ بر این است که به دلیل ماهیت این داستان، برای تغییر روایت آن نمی توان مبنای ایدئولوژیکی قائل شد تا منشأ این تغییر روایتی را به عوامل سیاسی، تاریخی و اندیشگانی نسبت داد، بلکه عوامل و انگیزه های عاطفی، روانی و ارزشی در این تغییر روایت نقش تأثیرگذار داشته اند.
موسیقی نوحه های سقایی (بر پایه نوحه های سقایی نوش آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
108 - 156
حوزههای تخصصی:
سقایی آیینی است کهن در برخی از شهرهای ایران ازجمله نوش آباد که در آن نوحه های مربوط به واقعه عاشورا در قالب موسیقی سنتی ایرانی اجرا می شود. اشعار سقایی که از صنایع ادبی خالی نیست، لبریز از شور و حال دینی است و عمده شاعران سقایی از اواخر دوره قاجار تا دوره معاصر و اهل حرفه و بازار منطقه کاشان هستند. بیشترین اشعار از فراهی، نوایی و خباز سه شاعر کاشانی است. قالب اشعار بیشتر مسمط مربع است و غزل و ترکیب بند پس از آن قرار دارد. در این پژوهش به صورت میدانی و با رجوع به دستک ها و دفترچه های سقایی، 70 شعر پرکاربرد انتخاب و به تفکیک وزن عروضی هرکدام، خوانش و 32 نوحه متمایز، شناسایی و نت نویسی شده است. براساس این پژوهش بیشتر نوحه های سقایی نوش آباد در قالب درآمدِ آواز دشتی خوانده می شود و آوازهای ابوعطا، سلمک شور، ماهور، سه گاه و راست پنجگاه در ردیف بعدی قرار دارند. بسیاری از اوزان عروضی شعر سقایی را دیگر استادان موسیقی دوران قاجاری و پهلوی برای گوشه های آوازی ایرانی پیشنهاد کرده اند. این پژوهش ضمن ثبت بخشی ناشناخته از فرهنگ موسیقایی ایران، نغمه های جدیدی را به علاقه مندان و موسیقی دانان و آیین گزاران معرفی و آن را از فراموشی و آسیب دور می کند.
Regard van dijkien sur la traduction de quelques textes journalistiques concernant la guerre entre Israël et le Hamas(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La traduction de textes journalistiques, et en particulier politiques, occupe une place importante dans le domaine des études de traduction, en raison de la sensibilité des relations internationales. Ces dernières années, la guerre entre Israël et le Hamas a toujours été au premier plan de l'attention chez les politiciens européens, iraniens ainsi qu’israélien. Une traduction correcte du discours politique est cruciale pour transmettre correctement les objectifs politiques de ces pays. L’objectif de cette recherche est d'analyser la traduction de certaines nouvelles politiques concernant la guerre entre Israël et le Hamas, en utilisant le modèle d'analyse du discours de Van Dijk. Ce dernier estime que le cadre logique, le pouvoir, la cognition et le discours jouent un rôle dans la formation d'une construction mentale des individus dans la société. Cette étude montre comment les traducteurs appliquent souvent la politique de distorsion et d'omission, augmentent et intensifient la traduction avec le moins de transparence et dirigent des résultats politiques spécifiques. Dans la majorité des cas, les traducteurs apportent des modifications sur les constructions sémantiques du texte original en utilisant des équivalents et des structures différentes.
بررسی ساختاری سنت های ادبی در نظیره های مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «بر پایه استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
113 - 146
حوزههای تخصصی:
منظومه مخزن الاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزه ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیره های این مثنوی از دیدگاه های ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگی های سبکی این اثر را آشکار می سازد. در پژوهش حاضر 8 نظیره مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلع الانوار ، صفانامه ، روضه الانوار ، المشاهد ، مظهرالآثار ، نقش بدیع ، مظهرالاسرار و تحفه الاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنت های ادبی در اشعار نظیره گویان مخزن الاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آن ها با این منظومه است. بیان میزان به کارگیری نظیره پردازان مخزن الاسرار از مهارت های کاربرد سنت های ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آن ها از دیگر هدف های این پژوهش است. یافته ها نشان می دهند که ارتباط مخزن الاسرار و نظیره های آن، ماهیتی تقلیدی دارد به طوری که اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیش گفته شده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزن الاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگی های فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آن ها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینه های تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل می شود. علاوه براین هیچ یک از نظیره گویان نتوانستند به هم طرازی و عمق سخن و اندیشه نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزن الاسرار توجه داشته اند. نظامی تمام آرایه های بلاغی را بیشتر برای مضمون پردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت می گیرد و حتی ساده ترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمی توان یافت.
مسوده ناقص تذکره ای نویافته از قرن دهم هجری (مقایسهل تطبیقی آن با لطایف نامه فخری هروی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
37 - 54
حوزههای تخصصی:
باوجود شناسایی بیش از 500 تذکره شاعران که هرکدام بخشی از موجودیت تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل داده اند؛ اما باز هم تذکره های ناشناخته دیگری در گوشه وکنار کتابخانه ها به شکل نسخه خطی مغفول مانده که یکی از آنها در ضمن مجموعه شماره 15492 کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی محفوظ است. از این تذکره نویافته فقط 15 صفحه باقی مانده و محتوای آن شامل معرفی 48 شاعر از میر سربرهنه تا لطفی ثانی است و باوجود اینکه مشخصات مؤلف و تاریخ تألیف آن معلوم نیست؛ اما طبق محدوده زمانی شاعران آن، به احتمال قوی در نیمه دوم قرن دهم هجری نوشته شده است. این تذکره از لطایف نامه فخری هروی به شدت تأثیر پذیرفته، به همین دلیل متن آن با لطایف نامه مقایسه و معلوم شد که مؤلف تذکره یا برخی از مطالب لطایف نامه اعم از جملات منثور و ابیات شعری را در تذکره خود حذف کرده یا ساختار لغوی و نحوی لطایف نامه را تغییر داده یا اینکه متن نثر او نسبت به لطایف نامه افتادگی های مخلّ معنایی دارد؛ اما در عوض، مؤلف گاه چند سرگذشت کامل و گاه یک یا چندین جمله و چند بیت را به تذکره خود افزوده که همگی تازگی دارد؛ البته برخی از ضبط های اعلام تاریخی و جغرافیایی و نمونه های شعری این تذکره، مشکوک و اشتباه است یا بیت یک شاعر به شاعری همنام منسوب شده، اما با استفاده از لطایف نامه می توان آنها را اصلاح کرد.
تحلیلی بر واژگان غنایی در منظومه های عاشقانه عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
75 - 108
حوزههای تخصصی:
واژگان یک متن، صرف نظر از محتوا و نوع اثر، اولین پل ارتباطی با مخاطب به شمار می رود و با نوع آواها و ویژگی های ساختاری و سپس با معانی که درصدد انتقال آنها است، ویژگی های صوری یک متن را می سازد. جایگاه الفاظ و واژگان در پیدایش شعر، دغدغه ای است که پیش از پرداختن به اصول حاکم بر شعر، از سوی منتقدان ادبی همواره مطرح بوده است. گاه واژگانی در معنای قراردادی خود استفاده نمی شود و در تحلیل ابیات و با توجه به دیگر واژگان آن، معنایی متفاوت به خود می گیرد. هم چنین است کلمات نمادینی که در متون ادبی با هاله ای از معانی به کار می رود و لزوماً ذهن مخاطب را به سمت یک مدلول خاص سوق نمی دهد. بنابراین در متون ادبی، رسیدن به «جان کلام» باید با توجه به مؤلّفه ها و مختصات گوناگون و چند جانبه آن صورت پذیرد. در این پژوهش سه داستان عاشقانه و رمزی «شیخ صنعان» از منطق الطیر، «شاه و کنیزک» از مثنوی و سلامان و ابسال جامی، گزینش و واژگان شاخصی که در شعر غنایی مطرح است، در آنها بررسی شده است. مهم ترین دستآورد این تحلیل، حاکی از آن است که بسیاری از واژگان غنایی در منظومه های عاشقانه رمزی در ظاهر صبغه ای غنایی و در باطن معنایی نمادین دارد.
تحلیل محتوایی و ساختاری مدایح دینی حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیحه سرایی از موضوعات غالب شعر فارسی است. در تحقیق حاضر ابتدا مدح در لغت و اصطلاح بررسی شده، سپس ضمن معرفی حسین منزوی و بیان جایگاه برجسته او در شعر معاصر، مدایح دینی وی از حیث محتوا و ساختار بررسی شده است. روش پژوهش کتابخانه ای، نوع پژوهش اسنادی- توصیفی و جامعه آماری اشعار آیینی حسین منزوی بود که نمونه هایی از اشعار وی از جمله تماشای ایزدی، آئینه تاریخ، پیله بهشت، گنج شایگان، باغ نرگس و ... مورد بررسی قرار گرفت. منزوی به عنوان شاعری شناخته می شود که در عرصه غزل به موفقیت های بزرگی دست یافته و شهرت وی بیشتر به خاطر غزل های اوست؛ اما در کنار این غزلیات بخش دیگری از اشعار خود را به مسائل مذهبی نیز اختصاص داده است. وی در مثنوی ها و قصایدی به مدح ذات مقدس باری تعالی، ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و بیشتر ائمه، پرداخته است. شیفتگی و علاقمندی شاعر در مدح ائمه اطهار (ع) و پیامبران و توجه به مضامین الهی و انسانی، ذیل اومانیسم اسلامی حائز اهمیت است. مضامین نهفته در این مدایح دینی همان مفاهیمی است که در دوره های پیشین مشاهده می شود و جز در برخی موارد اثری از نوآوری در مضمون این قصیده ها دیده نمی شود. شاعر با بهره گیری از عاطفه صادقانه، واژه ها و ترکیب هایی ساده را برای القای این مضامین برگزیده است. از حیث ساختاری نیز مجموعه ای از تناسب ها و توازن های آوایی و واژگانی و نحوی، ساختار نظام مندی به قصیده های دینی منزوی بخشیده است.
بررسی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی براساس منطق گفت و گویی باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
97 - 132
حوزههای تخصصی:
نظریه چندصدایی باختین چارچوبی نظری برای تحلیل متون ادبی و گفتمان ارائه می دهد که می تواند به ما در درک بهتر شعر زنان قاجار تا انقلاب اسلامی کمک کند. این نظریه در مقابل نظریه های مونولوگیک قرار دارد که تنها یک صدا را به عنوان صدای غالب درنظر می گیرند. باختین معتقد است که متون ادبی متشکل از صداهای مختلف و گاه متضاد هستند که با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند. این صداها می توانند شامل صدای نویسنده، راوی، شخصیت ها و حتی خواننده باشند. در همین راستا این مقاله به بررسی و تحلیل شعر سه شاعر برجسته زن ایرانی، ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد، و سیمین بهبهانی، از منظر نظریه چندصدایی و گفت و گویی باختین می پردازد. این مقاله نشان می دهد که شعر زنان ایرانی، با وجود تقاوت های فردی، دارای ویژگی های مشترکی است که آن ها را در یک جریان ادبی متحد می کند و این ویژگی ها نشان دهنده تأثیرپذیری از آثار پیشین، تمایل به ایجاد دیالوگ با مخاطبان آینده و تمرکز بر مسائل اجتماعی و انسانی است. این تحقیق با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، به تفسیر و تحلیل آثار پرداخته و به درک جدیدی از جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر ایران دست یافته است. درمجموع، بررسی تطبیقی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی نشان می دهد که هر یک از این شاعران با بهره گیری از شیوه های زبانی و ساختاری خاص، فضایی چندصدا را در اشعار خود ایجاد کرده اند. این فضای چندصدا، حاصل تعامل صداهای مختلفی است که در شعر آن ها حضور دارند و به شعر آن ها عمق و پیچیدگی می بخشد.
تأثیرجلوه های کهن الگوهای یونگی بر تفکر کودک با نگاهی به افسانه های نامادری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 205
حوزههای تخصصی:
افسانه های نامادری، از جمله افسانه هایی است که می توان نسخه بدل های متفاوت ایرانی و غیرایرانی آن را مشاهده کرد. این افسانه ها با وجود تفاوت های روساختی، مفاهیم آشکار و پنهان مشترکی را در ژرف ساخت به خواننده منتقل می کنند. اندیشه های روانکاوان، بویژه یونگ، خواننده را به سوی این اشتراکات ژرف ساختی رهنمون کرده اند. هدف این پژوهش، مطالعه و استخراج افسانه های نامادری ایرانی و سایر ملل به روش تحلیلی - توصیفی و براساس کهن الگوهای یونگی و بیان شباهت ها و تاثیرهای مثبت و منفی آن ها، بر تفکر کودکان است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد که اساطیر بازتاب یافته در کنار کهن الگوها، علاوه بر تبیین لایه های ژرف معنا، ریشه های مشترک افسانه های ملل را بازنمایی می کنند و مخاطبان خود را به کمک تفکری همذات پندارانه، به کمالی فردیت یافته در جهانی که برتری خیر بر شر قطعی است، هدایت می کنند . بنابراین محتواهای خشن نه تنها کودک را ناامید نمی کنند، بلکه درهای رهایی و رستگاری را می گشایند. اشتراکات این افسانه ها خود را در ثنویت خیر وشر،کمال یابندگی قهرمانان، دست یابی به فردیت و ختم شدن افسانه ها به ازدواج نشان می دهد. هرچند قهرمانان، رشد فردی را تجربه می کنند؛ ولی این رشد به جامعه تسری داده نمی شود.
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
172 - 189
حوزههای تخصصی:
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
152 - 181
حوزههای تخصصی:
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.
بررسی بازتاب تخیّلی عنصر باد در منطق الطیر عطّارنیشابوری با رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
41 - 72
حوزههای تخصصی:
عناصر هستی بخش تصاویر تخیّلی گوناگونی در آثار هنرمندان و شاعران دارد. یکی از تجربیات خواننده شعر در مواجهه با تصاویر تخیّلی، کشف رمزهای شعری است و به ارتباط دو سویه با شاعر در تجربه های مختلف او می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی با این فرض که «مرغ زرّین» خود ِعطار است و رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران مبنی بر منظومه تخیّل روزانه (قطب های مثبت و منفی) و شبانه (تعدیل و تلطیف این دو قطب)، به بررسی و تحلیل تصاویر تخیّلی باد در منطق الطیر به عنوان بازتابی از تجربیات درونی و بیرونی شاعر در ارتباط با خود، جهان، شعر و مخاطب، پرداخته است. خویشکاری های عطار با باد، مرغ زرّین، هدهد، سیمرغ و دیگر پرندگان، اسطوره قهرمان را شکل داده است. این نوع بررسی از تصاویر تخیّلی ارتباطی با صورخیال از نظر بلاغی وآرایه های ادبی ندارد؛ بلکه کشف ماهیت عنصری شاعر و هم چنین رمزگشایی لایه های پنهانی تر شعر او است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عنصر باد در این اثر بیشتر دوگانه و در ریخت مثبت حیوانی با محرکه عروجی سفر است و از نظر ساختار اسرارآمیز و وضعیت های ترکیبی به نظام تخیّلی شبانه ژیلبر دوران نزدیک تر است.
ارشاد الزراعه، متن جامع فلاحت در دوره تاریخ میانه ایران
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
25 - 43
حوزههای تخصصی:
ایرانیان مبدع روش های کشاورزی به خصوص آبیاری و باغ سازی در تاریخ تمدن بشری بوده اند، از پرورش گیاهان جدید تا ابداع قنات و روش های افزایش تولید محصول حاصل کوشش های کشاورزان ایرانی در طول قرون است. حاصل این تجربیات در متون علمی کهن ایران منعکس است. از قرن ششم به بعد تصنیف متون تخصصی در رابطه با فلاحت شکل می گیرد و آثاری چون ورزنامه، آثار و احیا و ارشادالزراعه در طول قرون به نگارش در می آید. همچنین در لابه لای متون ادبی و سفرنامه ها، به روش های کشت و زرع پرداخته می شود و مفاهیم کشاورزی در معنای حقیقی و استعاری در ادبیات فارسی نیز به کار می رود. جامع ترین اثر تخصصی تا شروع دوره نوین آموزش کشاورزی بعد مشروطه با نثری زیبا و ادبیانه، ارشادالزراعه، تألیف قاسم بن یوسف ابونصری هروی، در قرن دهم نگارش یافته است. این کتاب در مقایسه با آثار دوره میانه و نیز تألیفات به زبان عربی بسیار دقیق تر به کلیه موضوعات کشاورزی با روشی منسجم تر از آثار پیش از خود به امر کشت و زرع، باغبانی و گلکاری پرداخته است. در این نوشتار روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای، ارشاد الزراعه معرفی شده است. جلوه ویژه این اثر افزون بر جلوه های ادبی و مباحث کشاورزی پرداختن به باغ آرایی ایرانی و صنایع غذایی است.
انقلاب در زبان شاعرانه: تلفیق امر نشانه ای و نمادین ژولیا کریستوا در دیوان شمس مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ژولیا کریستوا متفکری پسا ساختارگراست که اندیشه هایش در تحلیل متون ادبی نور تازه ای بر فهم متون پیچیده ی ادبی و هنری تابانده است. بخشی از نظریه های وی مربوط به امر نشانه ای و نمادین در زبان است. در اندیشه ی کریستوا زبان حاصل ترکیب این دو ساحت می باشد و تصور کارکرد یکی از این دو ساحت به تنهایی غیر ممکن است. پژوهش حاضر در پی این است تا بر اساس چارچوب نظریه ی زبان کریستوا و روش تحلیلی-توصیفی تلفیق اعجاب انگیز و تمام عیار امر نشانه ای و نمادین را در غزلیات دیوان شمس مولانا ردیابی کند و نور تازه ای بر ابعاد ناشناخته ی هنر کلامی او بگستراند. از دید این رهیافت، دیوان شمس تجسم عالیترین نمونه ی نظریات کریستوا در حوزه ی زبان و روانکاویست چرا که از برآیند تلاقی و آمیزش دو امر نشانه ای و نمادین در زبان شعری غزلیات شمس، نابترین نمونه ی یکپارچکی و درهم تنیدگی این دو ساحت به نمایش گذاشته می شود و نوعی ژوئیسانس شعری پدیدار می شود. در این اثر مفاهیم و مضامین عرفانی و فلسفی عمیق در قالب و شکل به غایت موسیقایی و زیبایی شناختی ارائه شده اند.
پیر شفابخش (طبقه بندی انواع شفابخشی در مقامات شیخ احمد جام براساس مقامات ژنده پیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آمیختگی قدرت روحی و شفابخشی در بسیاری از اسطوره ها، ادیان و عرفان به چشم می خورد؛ در شفابخشی، انسان مقدّسی با قدرتی فراطبیعی و قدسی به درمان بیماران می پردازد. در عرفان اسلامی، اولیا و مشایخ مدعی امر شفابخشی شده اند. شیخ احمد جام یکی از مشایخی است که شفابخشی جزو مهم ترین کرامت های وی بوده است که در نوع خود و در متون عرفانی برجسته شده است؛ افزون برپربسامد بودن شفابخشی های وی، گوناگونی شیوه ها نیز باعث شده است تا از جنبه ها و ابعاد مختلف (تقابلی) بررسی شوند؛ این پژوهش با روش طبقه بندی ویژگی ها و به صورت توصیفی تحلیلی در دو بخش پربسامد و کم بسامد، با توجه به نظریه های اسطوره ای وتاریخی انواع شفابخشی را بررسی کرده است. گونه های پربسامد شامل شفابخشی در زمان حیات شیخ، شفای جسمانی، مستقیم، فردی، شفای بیماری های جسمی و شفای انسان و گونه های کم بسامد برگرفته از شفابخشی پس از وفات شیخ، شفای گروهی، شفای حیوان و شفای بیماری های روحی است. احمد جام هجده نوع بیماری را شفا داده است. درمان مفلوجان، نابینایان، دیوانگان، مداوای حیوان رنجور نیز جزو کرامت های شیخ الاسلام بوده است. او برای شفابخشی از هفده روش استفاده می کرده که در میان آن ها استفاده از آب دهان ، لمس درمانی، دعا کردن و توبه درمانی پرتکرارترین روش ها بوده است.
تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟
امتزاج افق ها در رمان جزیره سرگردانی: تأملی بر بنیاد نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
250 - 265
حوزههای تخصصی:
رمان جزیره سرگردانی نوشته سیمین دانشور، با روایتی چندلایه، تجربه های روایی شخصیت ها را در بستر چالش های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران معاصر بازتاب می دهد. این اثر با تمرکز بر تعاملات شخصیت ها و بازاندیشی در باورهایشان، فضایی برای تأمل در فرایند فهم انسانی و تحول آگاهی فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی مفاهیم پیش بینی، گفت وگوی هرمنوتیکی و امتزاج افق ها در ساختار روایی و شخصیت پردازی رمان، براساس نظریه هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر انجام شده است. روش تحقیق کیفی است و با تحلیل محتوای دقیق روایت، گفتگوها و زمینه های تاریخی، کارکرد مفاهیم گادامری در متن بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت ها، به ویژه «هستی»، از طریق تعامل با دیگران و مواجهه با دیدگاه های متفاوت، وارد فرایند تأویل می شوند. این فرایند که از گفت وگوهای میان شخصیت ها با باورهای سنتی و مدرن شکل می گیرد، به بازاندیشی در پیش بینی ها و درنهایت به امتزاج افق ها می انجامد. این امتزاج، به معنای آمیختگی دیدگاه های متفاوت و خلق فهمی نوین، در تحول فکری و عاطفی شخصیت ها نمود می یابد. درنتیجه، جزیره سرگردانی هم به عنوان اثری ادبی و هم به عنوان فضایی هرمنوتیکی برای فهم متقابل و بازسازی آگاهی انسانی قابل توجه است. این رمان، با نمایش کشاکش میان سنت و مدرنیته، عقلانیت و عرفان، و فردیت و جمع، آیینه ای از گفت وگوی فرهنگی و تاریخی ایران در آستانه تحولات اجتماعی است.
A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
11 - 20
حوزههای تخصصی:
This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.