مطالب مرتبط با کلیدواژه

امتزاج افق ها


۱.

دیالوگ، دیالکتیک، امتزاج افق ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سنت زبان فهم بازی گفتگو دیالکتیک دیالوگ پرسش و پاسخ امتزاج افق ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۹۲۸
گادامر فهم را عملی دیالکتیکی میداند که از در آمیختگی افق مفسر و افق متن پدید میآید. این فهم دیالکتیکی، بر خلاف نگرش روشنگری، غیرروشمند وپیش بینیناپذیر است. به این سبب، گادامر فهم را یک رخداد یا واقعه میخواند. بر طبق این نگرش، فهم دیگر انکشاف منفعلانه یک ابژه بر سوژه نیست، بلکه عبارت است از تفاهم یک سوژه با سوژه دیگر در فراشد گفت و گو. بدین ترتیب حقیقت چیزی نیست که از قبل وجود داشته باشد و سوژه صرفا آن را کشف میکند؛ حقیقت در گفت و گو و با گفت و گو پدید میآید. ساختار گفت و گو مبتنی بر پرسش و پاسخ است. مفسر برای حل مسائل امروزین خود به پرسشگری از متن میپردازد و متن را به سخن در میآورد. متن نیز که برخاسته از سنت و حامل سنت است، با پاسخ های خود موقعیت هرمنوتیکی مفسر را به پرسش میگیرد. حاصل این گفت و گو، گشودگی متن به سوی مفسر و گشودگی مفسر به سوی متن است و پایان آن امتزاج افق ها و ارتقای مفسر به فهم و افقی گسترده تر.
۲.

بررسی تطبیقی هرمنوتیک فلسفی از نگاه علامه جعفری و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فهم متن روش منظر پیش فرض ها امتزاج افق ها تاریخ مندی بازیگری

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای هرمنوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
تعداد بازدید : ۱۹۴۵ تعداد دانلود : ۱۲۴۳
بررسی نحوة رخداد و تحقق فهم، موضوع هرمنوتیک فلسفی است. در جهان غرب، هیدگر و گادامر از جمله اندیشمندانی هستند که در این زمینه، آرای ویژه ای دارند. درمقابل، برخی فیلسوفان به مطالعة روش و فهم متون پرداخته اند و از شلایر ماخر گرفته تا هرش و ریکور، راهکارهایی برای فهم متن ارائه کرده اند. مباحث مربوط به روش فهم، هم در مباحث علم اصول و هم در بحث های تفسیری مورد توجه اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است، اما بحث از نحوة تحقق فهم کم تر مورد توجه آن ها قرار گرفته و تا حدودی در لابه لای مباحث معرفت شناسی فیلسوفان و عارفانی چون مولوی مطرح شده است. محمدتقی جعفری از جمله متفکران اسلامی است که در بحث های گوناگون، به ویژه مباحث معرفت شناسی، آرای خاصی را مطرح کرده است. در این مقاله، ابتدا آرای وی در این زمینه، به لحاظ هرمنوتیک فلسفی بازخوانی شده و سپس با آرای گادامر، فیلسوف معاصر، مقایسه خواهد شد. از آن جا که گادامر، بحث های مهمی در باب هرمنوتیک فلسفی مطرح کرده، برآنیم پس از بازخوانی دیدگاه علامه جعفری، با اشاره به آرای گادامر در زمینة عوامل مؤثر در تحقق فهم، مانند پیش داوری ها، زبان، تاریخ مندی، و امتزاج افق ها، مشترکات و وجوه اختلاف نظر این دو متفکر را در بحثی تطبیقی، مورد بررسی قرار دهیم.
۳.

مساهمت گادامر در فلسفه علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گادامر هرمنوتیک فلسفه علوم انسانی زیبائی شناسی امتزاج افق ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۰ تعداد دانلود : ۷۲۱
ماهیت فهم که دغدغه اصلی"گادامر" بود، لاجرم وی را به سوی توجه فهم ویژه علومانسانی کرد. او هرچند در قول بهابتنای علومانسانی بر فهم همدلانه پدیدار ها به جای تبیین علی آن ها (که معمول علومطبیعی است) پیرو "دیلتای" بود، اما برآن بود که دیلتای هنوز مسحور اسطوره روش است. درحالی که خود، روش را به پرسش میکشید و حقیقت را الزاماً در چارچوب روش جستجو نمی کرد. همین امر سبب گردید که مدعای دیلتائی: «هرمنوتیک بهمثابه شالوده علوم انسانی» در عین حفظ اعتبار کلی خود نزد گادامر، معنا و مدلولی یکسره متفاوت پیدا کند. زیبائی شناسی آن چیزی است که گادامر بهویژه با ارائه تأویلی نو از نقد سوم کانت (نقد حکم زیبائی شناسانه)، زیبائی شناسی را اصل راهنمای علوم انسانی قلمداد می کند.
۴.

هرمنوتیک فلسفی و برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هرمنوتیک هرمنوتیک فلسفی برنامه درسی چرخه هرمنوتیک امتزاج افق ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۲ تعداد دانلود : ۳۹۲
هرمنوتیک رشته ای نو ظهور در حوزه تفکّر مغرب زمین است که پیشینه آن به نهضت اصلاح دینی و عصر روشنگری باز می گردد. این شاخه در دهه های اخیر رونق یافته است و در کنار معرفت شناسی، فلسفه تحلیلی و زیبایی شناسی، شأن فلسفی ویژه ای احراز کرده است. به گونه ای که می توان ادّعا کرد از دهه هفتم قرن بیستم، هرمنوتیک به وجهه غالب تفکّر فلسفی معاصر غربی تبدیل گشته و بر دیگر گرایش های نظری تفوّق یافته است. آنچه که در مورد هرمنوتیک قابل توجّه است، گستره مباحث و تلقّی های متنّوع و گسترده از آن است. این علم که ابتدا تنها به عنوان روشی برای تفسیر کتب مقّدس مورد استفاده قرار می گرفت در قرن نوزدهم توسط دیلتای به عنوان «روش شناسی خاصّ علوم انسانی» در جهت ارتقای اعتبار و ارزش این علوم و همطراز کردن آنها با علوم تجربی معرّفی شد. امّا از اوایل قرن بیستم هرمنوتیک با تلاش های مارتین هایدگر تا حدّ یک مکتب فلسفی ارتقا پیدا کرد؛ مکتبی که بر خلاف  گذشته تنها به مقوله فهم متن و روش شناسی خاصّ علوم انسانی محدود نشده و مطلقِ فهم را در دستور کار خویش قرار داده است. ورود هرمنوتیک به عرصه برنامه درسی با تلاش های نظریه پردازان نو مفهوم گرایی چون پاینار، رینولدز، اسلتری و... امکان پذیر گشته است. اگر چه مدّت زمان زیادی از ورود این مکتب فلسفی به حوزه برنامه درسی نمی گذرد، امّا در همین مدّت کوتاه نیز حیطه های مختلفی چون نظریه پردازی برنامه درسی، پژوهش در برنامه درسی و برنامه ریزی درسی تا حد زیادی تحت تأثیر آموزه های هرمنوتیکی قرار گرفته اند. این مقاله در صدد است با مروری اجمالی بر تاریخچه و ریشه کلمه هرمنوتیک، شرایط برنامه درسی را از حیث نظریه پردازی، پژوهش و برنامه ریزی در حیطه هرمنوتیک فلسفی، با تأکید بر دیدگاه های هایدگر و گادامر، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی نشان می دهد که تحت تأثیر این مکتب فلسفی، نظریه پردازی، پژوهش و برنامه ریزی برنامه درسی ماهیّتی تکثّر گرا، دیالکتیکی و بافت محور خواهد داشت.
۵.

هویت یابی های ممکن و مطلوب در عصر ارتباطات براساس هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هویت هرمنوتیک فلسفی امتزاج افق ها گادامر

تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف این نوشتار بررسی هویت یابی های ممکن و مطلوب در عصر ارتباطات براساس هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر است. روش پژوهش تحلیلی استنتاجی از نوع پژوهش های کیفی است. در هرمنوتیک فلسفی گادامر در ارتباط فهم منوط به عناصری همچون سنت، تاریخمندیِ فهم، زبانمندی، امتزاج افق ها و تعاملات تأملی «من» و «تو»ها در فرایندی بی پایان، است. در صورت عدم حضور هرکدام از عناصر و هم چنین استیلا و مهار «من» یا «تو»، بر دیگری، روند تعالی انسان دچار نقصان می شود. با تصور این وضعیت برای مقوله هویت می توان چهار حالت متصور شد، که سه هویت ممکن و یک هویت مطلوب است: 1- مهارشدگی (هویت مهارشده) زمانی که فرد از داشته های خود آگاه نباشد و «غیر» غالب باشد؛ 2- مهارگری (هویت مهارگر) زمانی که همسوسازی و غیبت «تو» رخ دهد؛ 3- بی هویتی هم حاکی از غیبت هر دوی «من» و «تو» است؛ 4- اما براساس مبانی اندیشه گادامر می توان شکل چهارمی از هویت یابی را استلزام کرد، که از خودفهمی شروع، با دگرفهمی تعدیل و با هم فهمی شکل می گیرد.
۶.

امتزاج افق ها در نظریّه «فهمِ» بودیسم و «هرمنوتیکِ» اگزیستانسیالیستیِ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هرمنوتیک هایدگر بودیسم تهیت امتزاج افق ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۵
گفت وگوی میان هایدگر و فلسفه بودایی حول محورِ مفهومِ «فهمْ» در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته است. هایدگر و مکاتب بودایی بر این که «انسان» بخشی از جهانِ پدیداری است اتّفاق نظر دارند. مواجهه با تائوئیسم و ذن بودیسم، هایدگر را به سمت و سوی فضایی فراتر از محدودیت های فهمْ سوق داد؛ فضایی که نه هرمنوتیکی یا پدیدارشناختی، بلکه شاعرانه و مبتنی بر مراقبه بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان گر آن است که از یک سو اندیشه اگزیستانسیالیتیِ هایدگر به نوعی با آموزه بنیادیِ پرَگْیاپارَمیتَه مبنی بر اینکه فرم (صورت)، تهی و تهی، فرم است واجد هم خوانی است. و اساساً قرابتِ این آموزه مَهایانیستی با دیدگاهِ هایدگر مبنی بر این که هستی و نیستی در عمل «همان» هستند بود که اندیشمندان مکتب کیوتو را مجذب اندیشه هایدگر کرد. از سوی دیگر، فیلسوفانِ معاصرِ هند نیز در توافق با فلسفه های بودایی و هایدگر، فهمْ را طبیعتِ ذاتیِ آگاهی دانسته و مهم ترین رکنِ دستیابی به آن را حذف موانعی که توسّط شرطی شدگی ایجاد می شود، لحاظ کردند. پژوهش با استفاده از رویکرد تطبیقی به انجام رسیده و داده های آن از طریق منابع کتاب خانه ای گردآوری شده و با روش توصیفی – تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
۷.

امتزاج افق ها در رمان جزیره سرگردانی: تأملی بر بنیاد نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گادامر امتزاج افق ها گفت وگوی هرمنوتیکی پیش بینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۶
رمان جزیره سرگردانی نوشته سیمین دانشور، با روایتی چندلایه، تجربه های روایی شخصیت ها را در بستر چالش های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران معاصر بازتاب می دهد. این اثر با تمرکز بر تعاملات شخصیت ها و بازاندیشی در باورهایشان، فضایی برای تأمل در فرایند فهم انسانی و تحول آگاهی فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی مفاهیم پیش بینی، گفت وگوی هرمنوتیکی و امتزاج افق ها در ساختار روایی و شخصیت پردازی رمان، براساس نظریه هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر انجام شده است. روش تحقیق کیفی است و با تحلیل محتوای دقیق روایت، گفتگوها و زمینه های تاریخی، کارکرد مفاهیم گادامری در متن بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت ها، به ویژه «هستی»، از طریق تعامل با دیگران و مواجهه با دیدگاه های متفاوت، وارد فرایند تأویل می شوند. این فرایند که از گفت وگوهای میان شخصیت ها با باورهای سنتی و مدرن شکل می گیرد، به بازاندیشی در پیش بینی ها و درنهایت به امتزاج افق ها می انجامد. این امتزاج، به معنای آمیختگی دیدگاه های متفاوت و خلق فهمی نوین، در تحول فکری و عاطفی شخصیت ها نمود می یابد. درنتیجه، جزیره سرگردانی هم به عنوان اثری ادبی و هم به عنوان فضایی هرمنوتیکی برای فهم متقابل و بازسازی آگاهی انسانی قابل توجه است. این رمان، با نمایش کشاکش میان سنت و مدرنیته، عقلانیت و عرفان، و فردیت و جمع، آیینه ای از گفت وگوی فرهنگی و تاریخی ایران در آستانه تحولات اجتماعی است.
۸.

سیر تکاملی سلوک در داستان شیخ صنعان عطار بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری عشق شیخ صنعان گادامر هرمنوتیک امتزاج افق ها

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
در طبقه بندی آثار منظوم عطار، «منطق الطیر» جایگاه خاصی دارد و در این منظومه داستان بلند «شیخ صنعان» چه از نظر مهارت قصه پردازی و چه از دیدگاه پرداختن به معانی بلند عرفانی موقعیتی ممتاز دارد. نقد هرمنوتیکی پس از این که به واسطه ی دیدگاه های متألّه پروتستانی شلایر ماخر ظهور می کند، با دیلتای و پس از او هایدگر افق های تازه ای یافته و در اندیشه ی والای گادامر قوام تمام می یابد. گادامر با طرح و تبیین مفاهیمی چون «افق امتزاج»، «تاریخ تأثیر»، «سنّت» و «پیش داوری» و هم چنین فاصله گرفتن از «نیّت مؤلف» و تکیه بر «فهم» حاصل از دیالکتیک، نقش خواننده را پررنگ کرده و دریچه ی جدیدی را بر نقد ادبی و خوانش متن می گشاید. در این مقاله نگارنده با شیوه تحلیل محتوای کیفی، پس از مرور اجمالی تاریخچه ی هرمنوتیک به تبیین آرای گادامر و سپس تحلیل این داستان بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک فلسفی گادامر پرداخته است. نتیجه ی حاصل این که هسته ی مرکزی این داستان حرکت از نوعی ریاضت عابدانه به سمت تجربه ی عاشقانه که نمودی از همان عشق الهی است می باشد. در این تحلیل دختر ترسا نه یک وسیله ی آزمون صرف بلکه در نقش زنی کاردان ظاهر می شود که برای شیخ صنعان واسطه ی تجربه ای رو به تکامل در عشق است؛ عشقی که می توان آن را به منزله ی پلی برای درک عشق جاویدان الهی قلمداد کرد و از این نظر دختر ترسا خود نقش پیر راهنما را برای شیخ صنعان یافته است.