از سال 1362، طی دستورالعمل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، شرط تملیک مجانی تا نصف اموال زوج به زوجه، در نکاح نامه های رسمی گنجانده شد و قریب به اتفاق زوج ها آن را امضاء و قبول می کنند. لیکن از ابتدا در خصوص این نهاد عاریتی که با قالب فقهی وارد نظام حقوق ایران شد به دلایلی مانند مجهول بودن اظهار تردید شد و پاره ای آن را باطل اعلام کردند، بدون این که دلایل صحت و بطلان آن به خوبی واکاوی و اوصاف آن به نحو تحلیلی مطالعه شود. این مقاله در صدد است که اوصاف شرط مذکور را از جمله از حیث طبیعت حقوقی، تعلیق، لزوم، رضایی بودن، مجهول بودن و ماهیت ترمیمی تنبیهی آن بررسی کند و پس از بیان دلایل بطلان و نقد آنها، به تقویت دلایل صحت آن بپردازد. البته اختیار وسیع قاضی در تعیین میزان موضوع شرط و ابهام در قلمرو دارایی مشمول آن، از کارآمدی آن کاسته و انجام پاره ای از اصلاحات را ضروری می نماید.
به زعم بسیاری از صاحبنظران، دوره صفویه یک دوره منحصر به فرد و خاص در تاریخ فرش بافی ایران به شمار می رود. قالی های زیبا و باشکوهی که از آن روزگار باقی مانده و اکنون مایه مباهات مجموعه داران و موزه های بزرگ دنیاست؛ گواه بر این مدعاست. قطعاً شناخت این گنجینه عظیم برای هنرمندان هر دوره ای لازم و ضروری است. واکاوی طرح ها و نقوش این قالی ها هم در جهت شناخت هویت و جان مایه آثار گذشته و هم در ارتقاء سطح کیفی آثار امروز مثمر ثمر خواهد بود.
در این مقاله، طرح ها و نقوش یک گروه مشخص از قالی های این دوره، مشهور به سنگشکو، بررسی شده و تلاش می شود ویژگی های مشترک در طرح و نقش این قالی ها معرفی گردد. در این راستا پاسخ به سؤالات زیر مورد نظر می باشد:
ساختار طرح در قالی های سنگشکو چگونه است؟
نقوش مشترک در قالی های سنگشکو کدامند؟
بدین منظور تصاویر متعلق به نمونه های به جامانده و شناخته شده از این گروه، به روش کتابخانه ای گرد آمده و به روش توصیفی مورد بررسی قرار می گیرند. حاشیه های قابقابی، انواع نقوش حیوانات و صورتک های حیوانی (نقش واق واق)، طاووس های جفت، نقوش گرفت و گیر، سیمرغ و اژدها و ماهی از جمله نقشمایه های مشترک میان این قالی هاست
از دیدگاه فقه اسلامی، خودکشی یک بزهکاری و یک جرم سنگین و جنگ با خداست که حتی اجبار و اکراه این و آن به عنوان یک « عذر» پذیرفته نیست. در فقه اسلامی که انسان را مملوک خالق متعال به شمار می آورد؛ کسی حق ندارد این ودیعه گران بهای الهی را نابود سازد. در فقه اسلامی خودکشی از گناهان کبیره است و باعث می شود که آدمی برای همیشه در جهنم حبس گردد. خودکشی مصادیق مختلفی دارد که پنج مورد آن در اینجا مورد توجه قرار می دهیم. بنابراین خودکشی هرگز یک راه حل و راه برون رفت از مشکلات دشواری های زندگی نیست و به غلط بعضی از کج فهمان غرب زده و شرق زده و افراد بیگانه از ایمان به خداٰ به سراغ آن می آورند.
در این مقاله، عملکرد نسبی شرکت های توزیع برق ایران، با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها بررسی شده است. کارایی فنی (کل و محض) و کارایی مقیاس 42 شرکت توزیع برق در سال 1381 و رشد بهره وری مجموع عوامل با استفاده از شاخص بهره وری مالم کوییست برای شرکت های مزبور در دوره زمانی 1380-1377 محاسبه شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهند که عدم کارایی مقیاس، مهم ترین عامل عدم کارایی شرکت های توزیع برق در ایران است. اکثر شرکت ها در ناحیه بازده نسبت به مقیاس فزاینده فعالیت می کنند و تحصیلات کارکنان تاثیر معنی داری بر مقادیر کارایی شرکت ها ندارد. علاوه بر این رشد بهره وری مجموع عوامل شرکت های مزبور طی دوره زمانی مورد بررسی منفی است. مهم ترین دلیل رشد منفی بهره وری شرکت ها، استفاده از تجهیزات فرسوده و از رده خارج در شرکت های توزیع است.
نظامی گنجوی، مثنویسرای بزرگ قرن ششم هجری قمری و یکی از بنیان گذاران ادبیات داستانی منظوم فارسی است. یکی از جذابیتهای مثنویهای نظامی وجود تحمیدیهها، مناجات و معراجیههایی است که در آغاز هر یک از منظومههایش دیده می شود که به دلیل زیبایی و تخیل زائدالوصف آن ها بسیار مورد توجه پیروان او بوده است. مقالة حاضر در پی بررسی تطبیقی معراجیههای خمسة نظامی و سه معراجنامة عربی پیش از او یعنی المعراج قشیری، معراجالنبی ابنعباس و الإسراء و المعراج ابن حجر عسقلانی و سیوطی است که بر این اساس شباهتها و تفاوتها را در ساختار و محتوای آن ها نشان داده است و بدین نتیجه دست یافته که با وجود وجوه افتراق متعدد، نظامی در سرودن معراجیههای خود تحت تأثیر بسیار معراجنامههای مذکور بوده است. برای رسیدن به این برآیند، ابیات معراجیههای نظامی با شواهدی که از معراجنامههای مذکور به دست آمده، در کنار هم قرار گرفته تا بدین گونه میزان شباهتها آشکارتر شود.
تحلیل گران اقتصاد جهانگردی، اثر ناشی از تغییر هزینه کرد جهانگردان بر اقتصاد ملی را با بهره گیری از محاسبه تعداد دفعاتی که این مبلغ بین بنگاه های مختلف تجاری دوباره هزینه می شود تا به تدریج از چرخه اقتصادی خارج گردد اندازه گیری می کنند. جمع مبلغ هزینه کرد جهانگرد به جهت این چرخش در اقتصاد افزایش می یابد. این افزایش اثر تکاثری نامیده می شود. تصمیم گیران و برنامه ریزان توسعه گردشگری، اهمیت اقتصادی این صنعت را از طریق ردیابی اثارت مخارج جهانگردان بر فروش، درآمد و اشتغال در یک کشور توجیه می کنند......
دین در ((وضعیت انقلابی)) موضوع مطالعه ای است که در آن نقش و عملکرد دین در دو تجربه انقلابی فرانسه و ایران مورد بررسی و مقایسه قرار می گیرد. مروری گذرا بر زمینه ها و روند شکل گیری انقلاب 1789 فرانسه و جریانات و حوادث متعاقب آن نشان می دهد که کلیسای کاتولیک و باور مسیحی به عنوان یکی از اجزای برپا دارنده نظام حاکم و حافظ وضع موجود مورد تعرض و ادبار انقلابیون قرار داشت. به بیان دیگر، مسیحیت نه تنها هیچ نقشی در فرایند بسیج انقلابی فرانسه بازی نکرد، بلکه در مرحله رادیکالیزه شدن انقلاب بعضا مواضع ضد بسیج نیز به خود گرفت.همین مساله در انقلاب ایران صورت کاملا متفاوتی یافت؛ تا جایی که دین با احراز موقعیت ایدئولوژیک توانست رهبری و سازماندهی بسیج انقلابی را نیز به عهده بگیرد و تجربه جدیدی را در سلسله انقلابات به ثبت برساند. از بررسی تطبیقی تجربه انقلابی فرانسه و ایران چنین به دست می آید که به جز عوامل و شرایط ساختاری تاثیر گذار، تفاوت های این دو انقلاب را اولا در تمایزات آموزه ای اسلام و مسیحیت و ثانیا در عملکرد گذشته و مواضع سیاسی- اجتماعی همان وقت متولیان این دو دین باید جست.
این بحث برای حالتی که پرتفوی بیمه گر شامل دو مخاطره وابسته است، ارائه شده است. برای وابستگی بین مخاطره ها نیز از الگوی وابستگی پواسون دو متغیره استفاده کرده ایم. برای یافتن حدود نگهداشت مخاطره ها از دو معیار استفاده می کنیم. اولین معیار، مطلوبیت مورد انتظار سرمایه برای یک دوره است که بیمه گر با ماکسیمم کردن آن نسبت به حدود نگهداشت مخاطره ها، جواب بهینه را به دست می آورد. دومین معیار، ضریب تعدیل ادعاهای خسارت تجمعی است که باز هم مانند بالا با ماکسیمم کردن آن حدود نگهداشت را محاسبه می کنیم. در هر دو معیار، از اصل مشابهی برای محاسبه حق بیمه اتکایی استفاده می کنیم. در نهایت، اگر چه دستگاه معادلاتی که در هر دو معیار، حدود نگهداشت بهینه را تعیین می کنند، مشابه هستند اما جواب مسئله کاملاً به معیار انتخابی بستگی دارد.
امروزه دنیا شاهد تحولات و دگرگونیهای گسترده و شگفت آوری در عرصه اقتصاد، ارتباطات، فرهنگ، سیاست، معاهدات و امور بین الملل در راستای جهانی شدن است. به علت وقوع این تغییرات و تحولات گسترده در جهان و اهمیت موضوع جهانی شدن، نمیتوان آن را نادیده گرفت و از بحث و گفت و گو درباره آن چشم پوشید. واقع بینی آگاهانه نسبت به ابعاد گوناگون و پیچیده جهانی شدن، شناخت وضع موجود، درک کاستیها و ناکارآمدیهای آن، به کارگیری مواضع سنجیده و برخورد آگاهانه و فعال در برابر آن، نیازمند شناخت عمیق و همه سویه آن است.
در جهان معاصر، مدعیان و نظریه پردازان جهانی شدن رو به فزونی نهاده اند. شیعه نیز با ارائه نظریه «حکومت جهانی حضرت مهدی» در طول قرن ها و سال های متمادی، داعیه دار اصلی جهان شمولی در عرصه های فرهنگی، سیاسی و... بوده است؛ زیرا در اسلام، به ویژه در مکتب تشیع، توجه به آینده و تشکیل حکومت جهانی واحد بر اساس قسط و عدل و تحت رهبری امام معصوم، جایگاهی ویژه دارد. این مسئله در تاریخ اسلام، به نام مهدویت مطرح شده است. این اعتقاد از توانمندترین عوامل رشد و بالندگی جامعه اسلامی است و بقای اسلام و شیعه در گرو این حقیقت بزرگ است.
از این رو در این نوشتار برآنیم از بحث های مطرح در زمینه جهانی شدن، ضمن ارائه چشم اندازی از آن، پلی برای فهم و درک حکومت جهانی مهدوی بزنیم و بررسی کنیم که جهانی شدن با آن حکومت عدل جهانی حضرت مهدی که در آیات قرآن کریم و روایات اسلامی بارها و بارها با عناوین مختلف به آن اشاره شده است، چه وجه اشتراک و امتیازاتی دارد.
ایجاد شهرهای جدید صنعتی در مجاورت شهرها و روستاهای موجود، همواره دگرگونی هایی بی سابقه در عرصه های گوناگون زندگی این شهرها و روستاها پدید می آورد. شهر صنعتی البرز در اواسط دهه چهل در چهارده کیلومتری شرق شهر قزوین در حاشیه روستای الوند ایجاد شده است. الگوی مکان گزینی البرز، ویژگی ها و هویّت خاصی بدان بخشیده است. و در نتیجه تحولات پر دامنه ای را در روستای الوند به وجود آورده است. هدف مقاله حاضر شناخت مشخصات پایه ای و تحولات شهر صنعتی البرز به منظور تحلیل و تبیین روند و چرایی دگرگونی ها و نقاط عطف تحولات الوند در چارچوب روش تاریخی - تحلیلی و دیدگاه روند پژوهی بوده است. برای دست یابی به این منظور تلاش شده تا به دو پرسش زیر پاسخ گفته شود: 1) سیر دگرگونی ها و نقاط عطف تحولات الوند و پیوندهای آن با شهر صنعتی البرز طی سال های 1346 تاکنون چگونه بوده است؟2) علل و عوامل بنیادی شکل دهنده به "ساز و کار" حاکم بر دگرگونی های الوند با ماهیت، ویژگی ها و مشکلات کنونی اش چه بوده است؟مقاله، دگرگونی های الوند را از سال 1346 تاکنون در سه دوره بررسی و تحلیل نموده و به این نتیجه رسیده است که شهر صنعتی البرز علت بنیادی تحولات الوند بوده و از آغاز تاکنون "نقش خوابگاهی" مهم ترین کارکرد آن بوده است. هم چنین دگرگونی های الوند تا سال 1361 در شرایط نبود چهار پیش شرط اصلی رشد شهری سالم یعنی "فرصت"، "فرهنگ"، "برنامه ریزی" و "مدیریت شهری" روی داده و در هر حال متاثر از استعدادهای طبیعی، تاریخی و زیست محیطی آن نبوده است. شهر شدن الوند در سال 1361 نقطه عطف مهمی در حیات آن بوده است، چرا که از یک سو، دو پیش شرط حیاتی رشد صحیح شهر یعنی برنامه ریزی و مدیریت شهری بر دگرگونی های الوند حاکم و ناظر شده است و از سوی دیگر، نقش خدماتی الوند که تا آن زمان به صورت خود جوش شکل گرفته بود، در چارچوبی قانونمند به عنوان "نقش دوم"، در حیات اقتصادی الوند، ظاهر می گردد. در مورد سوال دوم نیز نتیجه این بوده است که شکل گیری البرز با ماهیت کنونی اش عمدتا معلول علل و عوامل فرا منطقه ای و نیز شرایط عامی بوده است که در دهه 40 و 50 بر فرهنگ نو شهرسازی در ایران حاکم بوده است. بالاخره، مقاله پیشنهاد نموده است که با عبرت از گذشته، البرز و الوند باید در چارچوب "منطقه شهری - صنعتی قزوین" به عنوان یک "مجتمع شهری - صنعتی جدید"، سازمان دهی، برنامه ریزی و تجهیز شوند.
در مابعدالطبیعه دکارت در جهان مخلوقات تنها دو نوع جوهر وجود دارند که از اساس با یکدیگر متفاوتند؛ این دو عبارتند از: جوهر «اندیشنده» و جوهر «ممتد» یا نفس و ماده. نزد دکارت نه تنها باید نفس انسانی را از نفوس حیوانات جدا کرد، بلکه باید آنها را دارای دو حیطه متفاوت اندیشه و حرکات مادی دانست. نفس در فلسفه دکارت معادل ذهن است و جوهری اندیشنده به شمار می رود و همین جوهر غیر مادی، اصل انسان تلقی می شود. بدن که جزو مادیات محسوب می شود، جوهری ممتد دارد و کاملا متمایز از نفس است. پس نفس، هم وجود دارد و هم می تواند قبل از شناخت بدن شناخته شود و چون اصلا جسمانی نیست، می تواند پس از مرگ انسان نیز باقی بماند. از این رو، دکارت با اصل تمایز جوهری می تواند بقای انسان را اثبات نماید. از طرف دیگر، دکارت به عنوان یک تنکارشناس [/فیزیولوژیست] و روان شناس، در حقیقت معتقد به تعامل و اتحاد واقعی بین ذهن و بدن است، زیرا که برخی اندرکنش های علی میان ذهن و بدن، نشان دهنده اتحاد جوهری بین آنهاست. در این مقاله نشان داده می شود که جمع بین اتحاد و تمایز جوهری ذهن و بدن، دکارت را با مشکلی جدی رو به رو می کند و، علی رغم تلاشهای او در ارایه راه حل هایی چون انگاره روح بخاری یا هر انگاره دیگری مثل قلب یا غده صنوبری، این اشکال همچنان باقی می ماند. از این رو، به نظر می رسد که چون دکارت نمی تواند از تنها دلیل اثبات بقای نفس آدمی صرف نظر کند، مجبور است از لحاظ نظری تمایز جوهری ذهن و بدن را در مابعدالطبیعه خود نگه دارد. در واقع، دکارت ترجیح می دهد در مقابله با پارادوکسی که از یک طرف تمایز جوهری و از طرف دیگر، اتحاد جوهری ذهن و بدن را درست می داند، جانب تمایز جوهری ذهن و بدن را بگیرد.