فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۰٬۲۲۱ تا ۳۰۰٬۲۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
بررسی آرای دکتر بوکای و پرفسور آربری پیرامون مصونیت قرآن از تحریف
حوزههای تخصصی:
تحلیل عاملی شاخص های مؤثر در نظام جامع ارزیابی عملکرد آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پیشرفت چشمگیر علم و تحولات گسترده در حوزة فناوریهای مدرن سبب شده است که توان علمی به یکی از ابزارهای قدرت تبدیل شود. بر همین اساس دولت ها در تلاشند تا نظام آموزش عالی خود را به گونه ای ارتقا بخشند که بر مبنای عملکرد آن جایگاهشان را بهبود دهند. در این مقاله یک مدل جامع در زمینه رتبه بندی و ارزیابی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه میشود از این رو محیطی رقابتی در میان این مراکز ایجاد میکند که کمک به بهبود سطح علمی آن ها میکند.
متدولوژی: در این مقاله از منابع ادبیاتی بهره گرفته شده و یک بررسی جامع انجام شده است. براساس آن 28 عامل موثر در ارزیابی دانشگاه ها استخراج شده است. این معیارها که با سیستم آموزش عالی در ایران سازگار هستند توسط متخصصان بررسی شده و در نهایت مدلی یکپارچه ایجاد شده است.
نتایج: این مقاله مدلی جامع برای ارزیابی دانشگاهی ارائه میکند. کاربرد این مدل در مراکزِآموزش عالی منجر به یکپارچگی عملکرد این مراکز میشود و رقابت میان این مراکز و در نهایت توان علمی آن ها را افزایش میدهد.
به سوی طراحی نظام ارزیابی عملکرد سیاست ملی علم ایران: پیشنهاد مدلی بر اساس اندازه گیری «ارزش عمومی» سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری عملکرد مدیریت در دولت چالش عمده در برابر سیاست گذاران هر کشوری است. دستگاه محاسباتیِ عملکرد دولت، برآیندِ پارادایمِ مدیریتی حاکم بر نظام سیاسی است. سیاست ها تجلی مدیریت هر دولتی است. برای اندازه گیری ره آورد سیاست ها، باید رژیم های اندازه گیری طراحی کرد. مدل محاسبة ارزش عمومی که در دهة اخیر در بخش دولتی مطرح شده است میتواند در ارزیابی عملکرد سیاستِ علم استفاده شود. نویسنده سعی کرده است با طراحی مدل ارزش عمومی سیاست علم، گامی به سوی طراحی نظام ارزیابی عملکرد سیاست های دولت در ایران بردارد. مدل پیشنهادی، حاصل تأمل ابتکاری نویسنده است و ارزیابی و بهبود آن نیاز به توجه علمی بیشتری دارد.
جهت گیری استراتژیک و موفقیت شرکت های صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روند جهانیسازی و شکل گیری فضاهای رقابتی جدید منجر شده است که صادرات نه تنها برای اقتصاد ملی امری ضروری باشد، بلکه برای بقا و رشد بسیاری از شرکت¬ها نیز امری حیاتی تلقی شود. نوع جهت¬گیری استراتژیک شرکت به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر موفقیت صادرات مشهود است. یکی از چارچوب¬های جهت گیری استراتژیک، فعال بودن در مقابل انفعالی بودن است. فعال بودن با درک مدیریتی مبنی بر این که سازمان میتواند از طریق تحلیل نظام مند فرصت¬ها و تهدیدها، مقصدش را تحت تأثیر قرار دهد، تعریف میشود و در مقابل انفعالی بودن بیانگر سطوح پایین تحلیل تقاضا و تحقیق بازار در سازمان است. انتظار میرود که شرکت های صادراتی با جهت گیری استراتژیک فعال، موفقیت بیشتری را در امر صادرات تجربه کنند و همچنین داشتن جهت گیری استراتژیک انفعالی موفقیت صادرات شرکت را مخدوش کند. بر این اساس مدل مفهومی تحقیق تبیین شد و 4 فرضیه مبتنی بر آن شکل گرفت. از طریق اطلاعات جمع آوریشده به وسیلة پرسشنامه ای 34 نمونه ای از جامعة شرکت¬های صادراتی واقع در شهر مشهد و با استفاده از روش تحلیل رگرسیون، نتایجی حاصل شد که نشان میدهد جهت گیری استراتژیک فعال بر موفقیت صادرات و انتظار موفقیت آتی صادرات تأثیر مثبت دارد. از طرف دیگر، تأثیر منفی جهت¬گیری استراتژیک انفعالی بر موفقیت صادرات و انتظار موفقیت آتی صادرات رد شد.
بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه ای (مطالعهی موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مدیریت سازمان ها به عنوان سیستم های پیچیدهی دیوانسالاری که هستهی آن ها کنش ها یا الگوهای پیچیده میان سازمان های رسمی و غیررسمی است، تعریف صحیح مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا کنش متقابل میان سازمان ها شبکه پیچیده ای از روابط را ایجاد کرده که در آن، الگوهای رسمی همواره تحت تأثیر شبکه ارتباطات غیر رسمی قرار میگیرند. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه ای که رویکردی جدید در حل مسایل چند بعدی و در هم تنیده مدیریتی است، به تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمان های مرتبط با محیط زیست در استان کهگیلویه و بویر احمد که با عدم کارایی مدیریتی روبه روست، پرداخته و سازمان های دارای بیشترین مرکزیت را در این شبکه ها مقایسه میکند. براساس نتایج، یکسان نبودن این سازمان ها در این دو شبکه بر تصمیم گیریهای مدیریتی زیست محیطی استان تأثیرگذار بوده و کارایی رویکرد تحلیل شبکه ای در حل مسایل مدیریتی تأیید شده است. در نهایت پیشنهادهایی به منظور بهبود عملکرد این شبکه ها و مدیریت موفق محیط زیست استان ارایه شده است.
ارائه الگوی اقتضایی برای فرایند انتقال از مبنای نقدی به مبنای تعهدی در حسابداری دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی زنان از حقوق شهروندی و عوامل موثر بر آن
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی زنان از حقوق شهروندی و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شاغل در شهرداری تهران است ، که به صورت استخدام رسمی یا قرارداری در این سازمان مشغول به کار هستند. دیدگاه های مختلف در رابطه با حقوق شهروندی بررسی و نظرات هابرماس، پارسونز، مارکس، ترنر به منظور چارچوب نظری انتخاب و فرضیات تحقیق که شامل وجود رابطه بین متغیرهایی چون میزان حضور در عرصه عمومی، نگرش به حقوق شهروندی، پایگاه اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های ارتباط جمعی با میزان آگاهی از حقوق شهروندی بوده ، تدوین گردیده است. روش تحقیق، تبیینی از نوع پیمایش است و تکنیک جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهرداری تهران است که در زمان تکمیل پرسشنامه در این سازمان حضور داشته اند. برای برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد270 نفر از جامعه آماری1842نفری را انتخاب نموده ایم. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده اند و از آزمون های کندال تای بی و گاما برای همبستگی های ترتیبی و آزمون کای اسکوئر برای سطح اسمی – ترتیبی در جداول متقاطع توافقی و همچنین تحلیل چند متغیره رگرسیونی و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. متغیر وابسته این پژوهش میزان آگاهی از حقوق شهروندی بوده، که به تفکیک به صورت آگاهی از حقوق مدنی ، آگاهی از حقوق سیاسی ، آگاهی حقوق فرهنگی ، آگاهی از حقوق اجتماعی، آگاهی از حقوق جنسیتی مورد سنجش قرار گرفته است. میانگین نمره آگاهی از حقوق شهروندی پاسخگویان برابر32/11 با انحراف معیار 726/0 است . دامنه تغییرات نمره پاسخگویان در این متغیر از 0 تا 18 به دست آمده است و در نهایت 2/35 درصد از پاسخگویان آگاهی پایینی از حقوق شهروندی داشتند، 6/45 درصد آگاهی متوسط و تنها 3/19 درصد از آگاهی بالایی برخوردار بوده اند. میزان حضور در عرصه عمومی، میزان استفاده از رسانه های جمعی، پایگاه اقتصادی اجتماعی و نگرش به حقوق شهروندی با میزان آگاهی زنان از حقوق شهروندی ارتباط معنی داری داشته اند.
سطح بندی شهرستان های استان اصفهان از لحاظ زیرساخت های گردشگری با استفاده از مدل TOPSIS و AHP
حوزههای تخصصی:
یکی از مسایل و مشکلات گردشگری در ایران از جمله استان اصفهان، عدم توازن در سازمان فضایی و عدم سلسله مراتب مبتنی بر رابطه تعاملی میان نواحی گردشگری است. رتبه بندی زیرساخت های گردشگری در نواحی مختلف یک استان و توزیع متعادل زیرساخت ها و تعدیل نابرابری در نواحی مختلف، یکی از اقدامات اساسی توسعه گرشکری است. بنابراین، در برنامه ریزی های آمایش سرزمین به منظور هدایت گردشگران با توجه به امکانات و زیرساخت های گردشگری و همچنین برای رفاه گردشگران و کاهش آسیب های زیست محیطی رتبه بندی نواحی ضروری است. هدف این مقاله، سطح بندی بر اساس برخی از عوامل موثر در جذب گردشگر شهری با بهره گیری از دو مدل TOPSIS و AHP است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل AHP و TOPSIS و برنامه SPSS استفاده شده است. نتایج اولیه تحقیق نشان می دهد که با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده برای سطح بندی شهرستان ها، شهرستان های اصفهان، شاهین شهر و کاشان از طریق مدل TOPSIS به ترتیب در سطح یک تا سه از نظر دارا بودن زیرساخت های گردشگری قرار دارند. و با ترکیب دو مدل فوق الذکر، شهرستان اصفهان و کاشان به ترتیب به عنوان نواحی اول و دوم گردشگری بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. همچنین همبستگی بین متغیر زیرساخت ها و تعداد گردشگران، مثبت و ضریب همبستگی بیش از 98 درصد را نشان می دهد.
روش تدریـس: بکوبند بر پتک آهنگران
حوزههای تخصصی:
زبان پارسى: فرآیندهاى واجى در زبان و ادب پارسى
حوزههای تخصصی:
ادبیات جهان: مقایسه ی لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت
حوزههای تخصصی:
ادبیات کــهن: تعــزیه
نکاتی درباره کتاب های قصص الانبیاء در منابع اسلامی
حوزههای تخصصی:
العراضة فى الحکایة السلجوقیة
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان انعکاس موضوعات کتابداری واطلاع¬رسانی در کتابهای درسی دوره متوسطه و پیش¬دانشگاهی (شاخه نظری) در سال تحصیلی 90-1389(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راههای شناساندن جایگاه هر رشته علمی برای جامعه و بخصوص دانشآموزان انعکاس مسائل مربوط به آن رشته در متون درسی است. نظر به اهمیت نقش محتوایی کتابهای درسی در انعکاس موضوعات و مسائل گوناگون و از طرف دیگر ناشناخته ماندن رشته کتابداری و اطلاعرسانی در دوران تحصیل برای دانش آموزان، در پژوهش حاضر میزان توجه به حوزه های موضوعی رشته کتابداری و اطلاعرسانی در محتوای کتابهای درسی با استفاده از روش تحلیل محتوا، بررسی و تحلیل گردید. ابزار اندازه گیری در این پژوهش چک لیست محتوای کتاب درسی بود. یافته های حاصل از بررسی 43 کتاب دوره متوسطه و پیش دانشگاهی شاخه نظری نشان داد کتابهای رشته علوم انسانی نسبت به سایر رشتهها بیشتر به موضوعات این رشته علمی توجه داشته اند. در بین کتابها از لحاظ میزان اطلاعات، کتاب «زبان فارسی» سال دوم دبیرستان مشترک تمامی رشتهها و از نظر تعداد دفعات کتاب «دین و زندگی» دوره پیشدانشگاهی مشترک تمامی رشتهها به موضوعات علوم کتابداری و اطلاعرسانی پرداخته اند. مقولة مرجع و کلیات در رشته کتابداری و اطلاعرسانی هم از نظر تعداد دفعات و هم از نظر حجمی که کتابهای درسی به آن پرداخته اند، بیشتر از سایر مقوله ها در کتابهای درسی دوره دبیرستان و پیشدانشگاهی شاخه نظری، منعکس گردیده است
پیش فرضهای معرفت¬شناختی علم¬سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش فرضهای معرفتشناختی، امور مفروضی هستند که به صورتی کم و بیش آگاهانه یا ناآگاهانه و اعم از اینکه پژوهشگران و استفادهکنندگان از نتایج پژوهشها، نسبت به آنها آگاه باشند یا نباشند، در ورای فعالیتهای نظری و عملی حضور دارند و حتی بدیهی فرض میشوند. ریشه بسیاری از اختلاف نظرها، انتقادها و مسائلی که امروزه درباره استفاده از روشها، شاخصها و فنون علمسنجی در ارزیابی فعالیتهای علمی وجود دارد و باعث تردید در مبانی و چارچوب نظری و کاربردهای عملی آن گردیده است، به نبود توافق بر پیش فرضهای بنیادین معرفتشناختی باز میگردد. از این رو، در راستای ایجاد اجماع هر چه بیشتر در بین پژوهشگران و توجه جامع به ابعاد مختلف ارزیابی فعالیتهای علمی ـ و نه سنجش ناقص و یک سویه علم و پژوهش ـ باید با شناسایی و به پرسش گرفتن پیش فرضها، به بررسی مجدد آنها و فراهم نمودن زمینهای برای تحلیل پیش فرضهای بنیادین پرداخت. این کار به ادراک بهتر وضعیت کنونی در این حوزه میانجامد و جایگاه واقعی این حوزه را روشنتر خواهد ساخت. از طرفی، استحکام مبانی نظری و عملی علم سنجی، مستلزم معماری و بازسازی پایههای آن بر اساس پیش فرضهایی معتبر است. از این رو، تحلیل پیش فرضهای معرفت شناختی علمسنجی، مبانی مستحکم تری برای آن فراهم خواهد کرد، و زمینههای نظریهپردازی و حتی عملیاتی شدن نتایج پژوهشها را تسهیل مینماید. پژوهش حاضر در این راستا و برای نخستین بار به صورت نسبتاً جامع، به شناسایی، دستهبندی، تبیین و تا حد امکان تحلیل پیش فرضهای معرفتشناختی علمسنجی پرداخته است.