ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۰۲۱ تا ۲۵٬۰۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۲۵۰۲۱.

طراحی مدل مدیریت استعداد تنیس روی میز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۴۰
به منظور به حداقل رساندن ریسک و به حداکثر رساندن بازگشت سرمایه، سازمان های ورزشی به ویژه فدراسیون های ملی تمایل دارند تا منابعشان را برای توسعه دادن به تعداد اندکی از ورزشکاران مستعد اختصاص دهند که پتانسیل موفقیت در سطح بالا را داشته باشند. این پژوهش با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد تنیس روی میز ایران در سال 1399 انجام شد. روش تحقیق آمیخته و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه بود. پرسشنامه از طریق معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که پنج عامل کشف استعداد، شناسایی استعداد، انتخاب استعداد، توسعه استعداد و حفظ و نگهداری استعداد بر مدیریت استعداد تنیس روی میز ایران مؤثر است که در قالب مدلی ارائه شد. به طور کلی می توان گفت مدیریت استعداد ایران یک رویکرد چند وجهی است است؛ بنابراین برای مدیریت هر چه بهتر استعدادهای تنیس روی میز کشور لازم است تمامی های ذی نفعان اشاره شده در مدل وظایف خود را به بهترین وجه انجام دهند تا هم افزایی صورت گیرد و از این رهگذر آینده روشنتری برای تنیس روی میز کشور متصور نمود.
۲۵۰۲۲.

طراحی الگوی مدیریت استعداد ورزشی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۱
شناسایی، جذب، انتخاب، حفظ و ارتقاء استعدادهای ورزش در مدارس می تواند به پویایی و موفقیت ورزش در مدارس و افراد مستعد کمک کند، مشروط به اینکه چارچوب مشخصی برای مدیریت آن درنظر گرفته شده باشد. از این رو هدف مطالعه حاضر طراحی مدل مدیریت استعداد ورزشی در مدارس است. این تحقیق از نوع کیفی است و در آن از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. مشارکت کنندگان در تحقیق صاحب نظران، اساتید دانشگاه و معلمان تربیت بدنی بودند که به صورت هدفمند با 15 نفر از آن ها تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. در این تحقیق جهت ارزیابی کیفیت و اعتبار نتایج از معیارهای ارزشیابی لینکلن و گابا (1985) استفاده شد. سرانجام جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. یافته ها نشان داد توسعه و حمایت از استعدادهای ورزشی دانش آموزان در مدارس تحت تأثیر شرایط علی (ظرفیت سازمانی، موضوعات مالی، مدیریتی، فرایند استعدادیابی)، شرایط زمینه ای (کارکرد معلم، رفتار دانش آموزان، رفتار والدین، انگیزاننده ها) و شرایط مداخله گر (سخت افزار، کیفیت خدمات آموزشی) قرار دارد. راهبردها شامل؛ هدایت استعداد، مدیریت کارآمد، هدف گزینی مناسب، فراهم سازی تجهیزات و امکانات، توسعه سرمایه اطلاعاتی و توانمندسازی می باشند. پرورش و استعدادیابی، بهره وری فرایند استعدادیابی و ارتقاء فرایند استعدادیابی پیامدهای مدل خواهند بود. با توجه به این یافته می توان نتیجه گیری کرد که مدیریت استعداد ورزش مدارس به شرایط مختلفی وابسته است و در مواجهه با این شرایط لازم است راهبردهای شناسایی شده در این تحقیق جهت کسب پیامدهای مطلوب اجراء شود.
۲۵۰۲۳.

مطالعل هستی شناسیِ اثر موسیقایی در نظریۀ بداهۀ گفت و شنود موسیقایی نزد بروس الیس بنسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۶۵
هستی شناسی اثر موسیقایی همواره مورد سؤال بسیاری از متفکران قرار گرفته است. بروس الیس بنسن در نظریه خود با عنوان «بداهه گفت و شنود موسیقایی» به این مهم اشاره می کند که در خلق و اجرای اثر موسیقی، همواره بستری برای بداهه پردازی وجود دارد که آهنگ ساز، اجراگر و شنونده را وارد نوعی گفت و شنود می کند که بر هر گونه تبدیل و تعدیلِ بعدی گشوده است. او به روش پدیدارشناسیِ هرمنوتیکی، نظریه خود را در بستر موسیقی کلاسیک با تکیه بر سنّت ها و کاربست های موسیقایی طرح می کند. هدف از انجام این پژوهش، تبیین مفاهیم هستی شناختیِ پیشنهادشده توسط بنسن در نظریه بداهه گفت و شنود موسیقایی است؛ نظریه ای پساساختارگرا که اساسِ موسیقی را «بداهه» می داند و خود نیز همواره سرشتی تفسیری دارد. سنّت و کاربست موسیقایی به مثابه یک جهان برای یک گفت و شنود در موسیقی دارای اهمیت است. بنسن به جای مفهوم «اثر» و «نقش آهنگ ساز» به عنوان تنها آفریننده آن، «قطعه موسیقی» را معرفی می کند که دارای هویتی سیال است و همواره با اجراها و تفسیرهای اجراگرِ کارآزموده و آشنا به سنّت و کاربست به حیات خود ادامه می دهد. در این پژوهش که در رده پژوهش های کیفی قرار می گیرد، روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر شیوه انجام، توصیفی - تحلیلی است و کلیه مطالب به روش کتابخانه ای به دست آمده اند.
۲۵۰۲۴.

تلاقی فلسفی آرنت و کوندرا: فردیت شاعرانه در برابر طعنۀ تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۶۶
 مقاله حاضر با رویکرد بینارشته ای بر دغدغه مشترک هانا آرنت و میلان کوندرا متمرکز است: خطرات تاریخ برای فرد. پرسش محوری این است: چرا آرنت و کوندرا در آثار متعدد خویش نسبت به مفاهیمی همچون نیروهای تاریخ یا اراده تاریخ بدبین بوده اند؟ از دید آرنت و کوندرا، فرد به نام فراخوان های غیرشخصی و دست های نامرئی، خود را از یاد می برد و تسلیم نیروهای فراانسانی می شود. توتالیتاریسم همواره به پشتوانه این نیروهای فراانسانیِ تاریخ، فرد را به انقیاد کشیده است. به همین دلیل است که به گفته آرنت، آیشمن را تاریخ تباه کرد؛ زیرا از هر گونه تصمیم و انتخاب شخصی عاری شده بود و فقط به صدای خداگونه تاریخ گوش سپرده بود. بیرون از این راهبردهای تاریخ، هر گونه کنش تحول بخش ناممکن شده است. بازگشت به کنش (به تعبیر آرنت) و نگهبانی از میراث رمان (به تعبیر کوندرا) مقاومت در برابر چنین دست درازی های تاریخ است. به اعتقاد آرنت، هر کنشی آغازگر داستان شخصی خود است و به گفته کوندرا، حافظه رمان تجربه هایی را ثبت می کند که در تاریخ رسمی به فراموشی سپرده شده اند؛ در نتیجه، از دیدگاه آرنت و کوندرا، تاریخ شخصی در برابر تاریخ غیرشخصی، کنش در برابر واکنش و تصمیم در برابر دستور اهمیت می یابد و هر کس نسبت به داستان های خودش مسئولیت شخصی دارد. تأکید آرنت بر اهمیت کنش و توجه کوندرا به استقلال رمان در برابر تاریخ، وفاداری به خلق فردیت شاعرانه ای است که در عصر مدرن رو به فراموشی است.
۲۵۰۲۵.

خوانش نقاشی های مسعود عربشاهی از منظرآراء دریدا با تمرکز بر مفهوم پارارگون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۱۸
دریدا مقدمات نقد هر اثر را درون همان اثر بازمی یابد. او ایده هایی مانند حقیقت یا هویت را مختل می کند و در مقابل بر غیاب معنا تأکید می کند. مسئله مهم در حیطه زیباشناسی دریدا، موضوع پارارگون به معنای پیرامون کار است که موجب شکل گیری اثر هنری است و علی رغم بی مکان بودن جایی بین درون و بیرون کار قرار دارد. در نگاه نخست، پارارگون از تفسیر، قاب، امضاء و ... شکل گرفته است. در این پژوهش سعی بر این است که با انتخاب برخی از آثار عربشاهی به این پرسش بپردازیم که تحلیل موضوع پارارگون دریدا در حیطه نقاشی های عربشاهی به چه شیوه ای است؟ یک فرضیه این است که درون آثار عربشاهی نمادها و نقش مایه ها و بیرون آثارش منابع الهام و زمینه های تاریخی و فرهنگی می باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، پارارگون دریدا را توصیف و آثار عربشاهی را به صورت تصادفی انتخاب و تحلیل می کند و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس یافته های پژوهش، با توجه به نظریه دریدا درباره پارارگون زمینه تفسیرهای متعدد، متضاد یا مخالف با هدف هنرمند و یا آثار باستانی، همچنین نقاشی های مقدماتی خود هنرمند و برخی عناصر موجود در تابلو به مثابه پارارگون و آثار نهایی در جایگاه اِرگون می باشند.
۲۵۰۲۶.

Cartesian Libertarianism ‘Intrinsic Autonomy’ and the Need for Other-Worldly Substance(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۶
“You are not machines! You are not cattle! You are men!” (The Great Dictator, Charlie Chaplin) Contemporary discussions on freedom have recently drawn attention to the implications of the mind-body relation. Historically, the notion of freedom has centered on various naturalistic options, compatibilism, and weaker notions of libertarian freedom. This leaves strong agent-causal libertarianism as a minority position. Entering these discussions, we seek to establish the relation between a particular mind-body view and strong agent-causal libertarianism. We make two claims upon characterizing strong agent-causal libertarianism. First, we argue that strong agent-causal libertarianism requires some version of substance dualism (or immaterialist agency). Second, we argue that strong agent-causal libertarianism probably requires something like classical or Cartesian substance dualism. Drawing from the philosopher John Foster in The Immaterial Self, we show that the central defining feature of the sort of libertarian agency under investigation is ‘intrinsic autonomy’. While we recognize that Cartesianism is unpopular in contemporary discussions, we agree with Foster that it is probably what is entailed if we are going to ground something like a strong agent-causal libertarianism. The substance needed to explain this robust form of freedom begins to look like something not of this world and more like the substance described early on by Rene Descartes.
۲۵۰۲۷.

اثر عدم تعادل تلاش- پاداش بر درگیری شغلی معلمان با نقش میانجی سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف: هدف این پژوهش، تعیین میزان برازش مدل مفهومی درگیری شغلی معلمان بر اساس عدم تعادل تلاش- پاداش با میانجیگری سلامت معنوی با مدل تجربی است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن و مرد مدارس دخترانه متوسطه دوم ناحیهی یک شهرستان کرمانشاه به تعداد 313 نفر که از این تعداد 265 نفر زن و 48 نفر مرد بود. به روش نمونهگیری تصادفی از نوع طبقهای تعداد 142 نفر زن و 27 نفر مرد بهعنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه عدم تعادل تلاش- پاداش (ERIQ) سیگریست (2013)، سلامت معنوی سایه میری و همکاران (1395) و درگیری شغلی کانونگو (1982) استفاده شد. بهمنظور تحلیل دادهها، از مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که عدم تعادل تلاش-پاداش بر سلامت معنوی و درگیری شغلی اثر معناداری دارد. سلامت معنوی بر درگیری شغلی اثر معناداری دارد. همچنین متغیر سلامت معنوی نقش میانجی بر اثر عدم تعادل تلاش-پاداش بر درگیری شغلی را دارد. همچنین شاخصهای برازندگی مدل حاکی از آن بود که مدل ارائهشده از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجهگیری: با توجه به وجود اثر عدم تعادل تلاش-پاداش و سلامت معنوی معلمان بر درگیری شغلی، میتوان نتیجه گرفت که با تعادل تلاش-پاداش و ارتقای سطح سلامت معنوی معلمان، درگیری شغلی بهبود مییابد.
۲۵۰۲۸.

تعیین نگرش معلمان به «اشتباه» و «اشتباه کردن» در فرایند یادگیری و بهبود فرهنگ مواجهه با آن (مورد مطالعه: دانش آموزان دوره ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف پژوهش شناسایی نگرش معلمان به اشتباه و اشتباه کردن در فرایند یادگیری و بهبود فرهنگ مواجهه با آن در رویارویی با دانش آموزان دوره ابتدایی بود. برای دست یابی به این هدف از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی از نوع ون مانن و توصیفی - تحلیلی بهره برده شد. میدان پژوهش شامل معلمان دوره ابتدایی کردستان در سال تحصیلی 1402-1403 بود که با نمونه گیری هدف مند ملاک محور، به تعداد 12 نفر تا رسیدن به درجه اشباع انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته پژوهشگرساخته و فرمت داده ها صوت بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک قیاسی - استقرایی بهره برده شد. یافته ها در دو بخش تحلیل شدند: بخش نخست، نگرش و رفتارهای معلمان در قبال اشتباهات دانش آموزان که شامل پنج تم، چهار مقوله و 55 مضمون بود و بخش دوم، راهکارهای معلمان برای بهبود فرهنگ مواجهه با اشتباه کردن شامل دو تم و 22 مضمون بود. نتایج یافته ها بیانگر این بود که نگرش و تصور معلمان از اشتباه و اشتباه کردن چندان مطلوب نیست و به ندرت آن را بخش طبیعی از فرایند یادگیری می دانند؛ از این رو، ضروری است تا با برگزاری دوره های آموزشی فرهنگ مواجهه با اشتباه کردن برای معلمان، به ارتقای فرهنگ مواجهه با اشتباه پذیری اهتمام شود. در این رابطه، ایجاد فضایی حمایتگر به منظور ایجاد فرهنگ اشتباه پذیری در مدارس نقشی جالب توجه در تربیت پذیری دانش آموزان و ارتقای کیفیت نظام آموزشی دارد.     
۲۵۰۲۹.

اثربخشی برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی بر بهبود مهارت های پیشاریاضی و حافظه فعال دیداری-فضایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی و اثربخشی آن بر بهبود مهارت های پیشاریاضی و حافظه فعال دیداری-فضایی در کودکان پیش دبستانی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود و ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه جمع آوری داده ها در طبقه تحقیقات ترکیبی (کیفی-کمی) قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 5 تا 7 ساله در مراکز پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آن ها، نمونه ای به حجم 30 نفر (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی گمارش شد. در مرحله بعد دو آزمونِ مهارت های پایه ریاضی (کهن صدق، 1376) و خرده آزمون حافظه فعال دیداری-فضایی (حافظه مازها و یادآوری مکعب) از مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (ارجمندنیا، 1388) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. برای آزمون فرضیه ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی بر بهبود مهارت های پیشاریاضی در حیطه های اعداد و عملیات، اندازه گیری، محاسبات اولیه و هندسه و همچنین حافظه فعال دیداری-فضایی اثرگذار است. بر این اساس می توان گفت برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی به دلیل تکیه بر تجربیات مستقیمِ بدنی و حرکتی، سیستم عصبی، حسی، حرکتی و شناختی را هم زمان درگیر می کند.
۲۵۰۳۰.

از توصیف تا واقعیت: واکاوی فناوری و بازنمایی کالبدی نخستین آسباد سیستانی توصیف شده توسط شمس الدین دمشقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۳۴۲
یکی از نخستین و مهم ترین اسناد در دسترس از سازه های مبتنی بر فناوری باد توسط شمس الدین دمشقی، جغرافیدان و مورخ قرون هفتم و هشتم هجری قمری در کتاب نخبه الدهر فی عجائب البر و البحر از یک آسباد در سرزمین سیستان ترسیم و توصیف شده است. تا به امروز شواهد یا بقایایی فیزیکی از سازه مورد بحث یافت نشده، اما سند برجای مانده از دمشقی که شامل تصویر و توصیف مختصری از آسباد موردبررسی است، مبدأ مناسبی برای رویدادنگاری این دسته از آسبادهاست که فراتر از روایت ها، خاطرات و افسانه ها، فرصت مناسبی برای پرکردن شکاف های تاریخ نگاری فراهم می آورد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل معماری آسباد دمشقی و شناخت فناوری خاص آن پرداخته و تلاش دارد تا با استناد بر تنها تصویر و توصیف تاریخی در دسترس، که در منابع بسیاری نیز تکرار شده، به ارائه تصویری واضح از این سازه و نحوه عملکرد آن بپردازد. روش تحقیق این پژوهش از نوع تفسیری/کیفی و مبتنی بر روش استدلال منطقی است، که با هدف ارتقای دانش موجود درباره پیشینه آسبادها انجام گرفته است. اگرچه مطابق با یافته های پژوهش حاضر این آسباد از جهت شیوه معماری و چگونگی به کاربستن نیروی باد با دیگر آسبادهای شناخته شده در ایران تفاوت اساسی دارد، اما این تحقیق می تواند گامی نخستین در شناخت و معرفی اولین نمونه های آسباد در ایران و به ویژه منبعی قابل اتکا برای پژوهش های بعدی جهت شناخت بهتر پیشینه فناوری های مبتنی بر انرژی باد در کشورمان باشد.
۲۵۰۳۱.

تبیین و تحلیل عوامل مؤثر بر تراز تجاری دو جانبه آب مجازی با رویکرد توسعه پایدار و تأکید بر الگوی جاذبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
وجود مشکلات کمی و کیفی در منابع آب کشور و قرارگیری ایران در منطقه ای خشک و نیمه خشک و رویارویی با بحران های کم آبی، ضرورت توجه به سمت تقاضای آب در سطح کلان و تدوین برنامه های اصولی در جهت بهره برداری پایدار از منابع آب را به همراه داشته است. در این راستا، استفاده از رویکرد تجارت آب مجازی توسط کشورها، عملکرد مطلوبی را در رابطه با اقدامات مفید مدیریتی نشان می دهد. این پژوهش با استفاده از الگوی جاذبه و برآوردگر PPML، عوامل مؤثر بر تراز تجاری دو جانبه آب مجازی در پنج محصول عمده کشاورزی ایران (گندم، برنج، خرما، پسته و هندوانه) را در بازه زمانی 1385-1399 و از دیدگاه توسعه پایدار مورد بررسی قرار داده است. سال های مورد مطالعه با توجه به اطلاعات در دسترس و برآوردهای صورت گرفته انتخاب شده اند. مطابق با بررسی های صورت گرفته، تراز تجاری آب مجازی ایران با نرخ ارز دو جانبه رابطه مثبت و با مسافت و نسبت جمعیت رابطه منفی داشته و برای متغیر تولید ناخالص داخلی نیز این رابطه به جز محصول هندوانه، برای محصولات دیگر مثبت می باشد. همچنین، ایران در رابطه با دو محصول هندوانه و پسته، صادرکننده و برای دو محصول گندم و برنج واردکننده آب مجازی و در محصول خرما نیز با توجه به صرفاً صادراتی بودن آن، صادرکننده آب مجازی است و به طور کلی صادرکننده آب مجازی قلمداد می شود
۲۵۰۳۲.

بررسی انتقادی پاسخ کریستوفر فرانکلین به صورت بندی تبیینی از استدلال بخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
مسئله اساسی این پژوهش بررسی پاسخ کریستوفر فرانکلین به «صورت بندی تبیینی از استدلال بخت» به روش توصیفی تحلیلی و هدف آن نقد مبنایی صورت بندی تبیینی و پاسخ فرانکلین به آن، با توجه به نادرستی «علت انگاری دلیل» است. بر اساس صورت بندی تبیینی، با پذیرش ناتعین گروی، نمی توان تبیین کرد که چرا عامل به جای عمل «الف»، «ب» را انجام داده است و این به «بخت» می انجامد. فرانکلین ضمن صورت بندی تبیینی از استدلال بخت، از دو نوع تبیین تقابلی نوع اول و نوع دوم نام می برد. بر این اساس، تبیین تقابلی نوع اول مقدمه دوم استدلال، و نوع دوم مقدمه اول استدلال را کاذب می گرداند. در نتیجه، هیچ خوانشی از تبیین تقابلی تمام مقدمات استدلال بخت را صادق نمی کند. اصرار طرفداران تعین گروی بر ارائه تبیین تقابلی نوع اول، مبتنی بر پذیرش پیشین تعین گروی روان شناختی است که علاوه بر مصادره به مطلوب بودن، مقبول اکثریت سازگارگروان هم نیست. هرچند پاسخ فرانکلین به این معضل قابل قبول است، اما اختیارگروی مد نظر فرانکلین و همچنین صورت بندی تبیینی از معضل بخت، مبتنی بر علت پنداشتن دلیل است، درحالی که اشکال هنجارمندی نشان می دهد که اساساً دلایل روانی کنشگر نمی توانند نقش علّی را در پیدایش کنش ایفا کنند و در نتیجه، پیش فرض صورت بندی تبیینی از معضل بخت و پاسخ فرانکلین از بنیان نادرست است.
۲۵۰۳۳.

بررسی و تحلیل باور به نبوت در آیین یارسان و اثرپذیری آن از دونادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
اعتقاد به اصل نبوت عامه و خاصه، در متون مقدس یارسان و در باور پیروان و سرسپردگان این آیین مشاهده گردیده است؛ این مهم سبب انتساب یارسان به دین اسلام شده و بسیاری از پیروان این آیین به آن اذعان دارند؛ اما اصل نبوت در مبانی کلامی این فرقه اصالت خود را از دست داده و با اثرپذیری و آمیخته شدن با اندیشه دونادون، در قالبی دیگر مطرح شده و پیچیدگی های خاصی در این موضوع ایجاد کرده است. موضوع چگونگی اثرپذیری نبوت در یارسان از دونادون، در هاله ای از ابهام است و پژوهش های پیشین که در زمینه نبوت در آیین یارسان نگاشته شده، اشاره ای به ارتباط و اثرپذیری نبوت از دونادون نکرده اند. بنابراین در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بر اساس متون مقدس یارسان، اعتقاد سرسپردگان این آیین به نبوت عامه و خاصه و تأثیر دونادون بر نبوت ذکر شده و نتایج به دست آمده آن است که دونادون تأثیر مستقیمی بر نبوت در آیین یارسان دارد و موجب خروج نبوت از مسیر اصلی آن و ایجاد انحراف شده است.
۲۵۰۳۴.

اسطوره، هستی شناسی اجتماعی و مساله التفات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
اگر اسطوره را در رویکردهای متنوع اسطوره شناسی مد نظر قرار دهیم، خواهیم دید که اسطوره اولاً واجد کارکردی در فرهنگ، جامعه، ذهن یا روان انسان یا انسان ها است؛ ثانیاً واجد جنبه ای جمعی است؛ ثالثاً با وضعیت ناخودآگاه یا پیشاآگاهی مرتبط است و رابعاً جنبه ای تجویزی دارد. این مشخصات موجب می گردد که هستی شناسی اجتماعی بستر مناسبی برای تحلیل اسطوره باشد. با تکیه بر آرای امثال سرل و تائوملا، اسطوره با این توصیف می تواند حقیقتی نهادی لحاظ شود. با این همه، رویکرد غالب در هستی شناسی اجتماعی در فلسفه تحلیلی متاخر همه حقایق نهادی را محصول حیث التفاتی فردی یا جمعی می داند. استدلال خواهم کرد که ویژگی ارتباط اسطوره با ناخودآگاه، همه شاخه های رویکرد غالب هستی شناسی اجتماعی را به چالش می کشد و ناکامی آنها را در تحلیل اسطوره به مثابه حقیقتی نهادی نشان می دهد.  
۲۵۰۳۵.

سرمایه اجتماعی، امید به آینده، و تمایل به مهاجرت بین المللی: مطالعه ای در میان دانشجویان دانشگاه های شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: مهاجرت بین المللی از مبدأ و تمایل به آن به ویژه در میان جوانان تحصیل کرده یکی از مهم ترین چالش های پیش روی جوامع در حال توسعه است. هدف پژوهش حاضر آن است تا با رهیافتی اجتماعی در تبیین علل تمایل به مهاجرت بین المللی، رابطه دو متغیر امید به آینده و سرمایه اجتماعی (با محوریت اعتماد نهادی و شبکه اجتماعی) را با متغیر وابسته مورد بررسی قرار دهد. روش و داده ها: روش پژوهش، پیمایش می باشد و داده های به صورت پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه های شهر کرمان (دانشگاه های شهید باهنر، علوم پزشکی، آزاد اسلامی و پیام نور) در تمامی مقاطع تحصیلی تشکیل می دهند. نمونه آماری 511 نفر است که با روش نمونه گیری طبقه بندی شده، انتخاب گردیده اند. یافته ها: یافته ها بیانگر آن است که امید به آینده و شبکه اجتماعی رابطه ای معنادار با متغیر وابسته دارند. همچنین بر مبنای تحلیل مسیر، اعتماد نهادی به صورت غیرمستقیم بر تمایل به مهاجرت بین المللی مؤثر است. در نهایت مدل برآمده از متغیرهای مستقل قابلیت تبیین 26 درصد از واریانس کل متغیر وابسته را داراست. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که اعتماد به نهادهای داخلی کشور و امید به آینده دارای رابطه منفی و معنادار با تمایل به مهاجرت هستند. بنابراین هرچه افراد اعتماد بیشتری به نهادهای کشور خود داشته باشند و به آینده امیدوارتر باشند، تمایل کمتری به مهاجرت از کشور نشان می دهند. از سوی دیگر، شبکه های اجتماعی در مقصد مهاجرت نقش مهمی در افزایش تمایل به مهاجرت بین المللی دارند. پیام اصلی: تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش امید به آینده در میان دانشجویان می تواند به کاهش تمایل به مهاجرت بین المللی منجر شود. این پژوهش نشان می دهد که اعتماد به نهادهای داخلی و داشتن شبکه های اجتماعی قوی در مقصد مهاجرت تأثیر مهمی بر تصمیم گیری دانشجویان برای مهاجرت دارد. بنابراین، سیاست گذاری ها باید بر تقویت این عوامل متمرکز شود تا از پدیده مهاجرت نخبگان جلوگیری شود و زمینه برای پیشرفت و توسعه داخلی فراهم گردد. 
۲۵۰۳۶.

نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام در بازتولید ارزش های نئولیبرال در جامعه ایران: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه و هدف: امروزه شبکه های اجتماعی مجازی به مثابه بخشی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم، به مثابه فضایی در نظر گرفته می شوند که ارزش های جهان بینی نئولیبرال در آنها تولید و بازتولید می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام به مثابه فضایی برای بازتولید ارزش های نئولیبرال صورت گرفته است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر از نوع فراترکیب بوده و برای تحلیل یافته ها از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. با تکیه بر معیارهای روش فراترکیب، نتایج مطالعات گذشته که بین سال های 1393 تا 1403 انجام شده، مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، از بین 842 پژوهش مرتبط با شبکه اجتماعی اینستاگرام، در نهایت 162 پژوهش با استفاده از معیارهای فراترکیب انتخاب شدند. به منظور بررسی کیفیت و پایایی یافته ها، از شاخص کاپا استفاده شد، که نتایج آن حکایت از کیفیت مناسب یافته ها داشت. یافته ها: پس از رفت و برگشت های مداوم و بررسی و ترکیب یافته های اولیه این پژوهش در زمینه های فرعی، 11زمینه اصلی به دست آمد که به ترتیب فراوانی عبارتند از؛ شکاف ارزشی، هویت، شهرت، مدیریت بدن، سبک زندگی، مصرف گرایی، روان شناختی، تمایزطلبی، حریم و روابط شخصی، خانواده و نگرش دینی. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سیالیت اخلاقی، دموکراتیزه شدن شهرت، سلبریتیزه کردن بدن، بازاندیشی معرفتی، خودشیفتگی مجازی، دیجیتالی شدن امر روزمره، بودنِ مصرفی، اقتصادمحورشدن خانواده، معنویت مجازی، ایدئولوژی پساحریم شخصی و فرسودگی اطلاعاتی از مهم ترین مؤلفه های ارزشی جهان بینی نئولیبرال هستند که در فضای شبکه اجتماعی اینستاگرام در جامعه ایرانی بازتولید می شوند. پیام اصلی: در دنیای امروز، به نظر می رسد که منطق سودگرایانه نئولیبرالیسم و ارزش های نظم نئولیبرال، تمامی حوزه های زندگی ما را دربرگرفته و فضاهای مقاومت به طور قابل توجهی شکننده شده است و پروژه نئولیبرال سازی با سرعت قابل توجهی در فضای پلتفرم های مجازی چون اینستاگرام در حال رشد است.
۲۵۰۳۷.

نقش قضاوت های اخلاقی در نگارش تاریخ «بررسی چالش ها و پیامدها»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
این مقاله به بررسی نقش قضاوت های اخلاقی در تاریخ نگاری، با تأکید بر چالش ها و پیامدهای آن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش، نسبت میان ارزش گذاری اخلاقی و عینیت تاریخی است؛ اینکه آیا و چگونه، مورخ می تواند در عین پایبندی به اصول روشمند، به داوری اخلاقی درباره گذشته دست بزند. با بهره گیری از چارچوبی نظری متشکل از چهار سنت تأملی، تحلیلی، روایی و انتقادی-اخلاقی، دیدگاه های متنوع فیلسوفان و تاریخ نگاران در این زمینه بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که رویکردهای سنتی، بر حذف داوری اخلاقی به نفع عینیت تأکید دارند؛ در حالی که سنت های معاصر، اخلاق را بخشی جدایی ناپذیر از روایت تاریخی می دانند. مقاله با تحلیل چالش هایی چون آناکرونیسم، سوگیری، تحریف ایدئولوژیک و فشارهای اجتماعی، نشان می دهد که قضاوت های اخلاقی می توانند، از یک سو، ابزار تقویت حافظه تاریخی و عدالت باشند و از سوی دیگر، در صورت سوءاستفاده، به تحریف گذشته بینجامند. در پایان، بر ضرورت دستیابی به رویکردی میان گرایانه تأکید می شود؛ رویکردی که بر پایه عینیت انتقادی و مسئولیت پذیری اخلاقی مورخ استوار باشد.
۲۵۰۳۸.

فراداستان تاریخ نگارانه در اقتباس پارودیک و کودکانه سبیل شاه عباس اثر مجید شفیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
از دوران ارسطو، تمایز حوزه تاریخ از حوزه داستان بدیهی تلقی می شده است تا اینکه لیندا هاچن، هایدن وایت و دیگر پسامدرنیست ها از این دو حوزه مرززدایی می کنند. هاچن با طرح نظریه «فراداستان تاریخ نگارانه» ادعا می کند، هم تاریخ و هم داستان فقط به شکل متنی شده و برساخته درک پذیرند و هر دو به لحاظ صوری از تمهیداتی یکسان برای روایتگری استفاده می کنند؛ بنابراین، فصلِ تمایز معناداری میان آن ها وجود ندارد. او امر واقع تاریخی را نفی نمی کند؛ لیکن آن را به صورت عریان و بدون پوششِ گفتمانی، دسترس ناپذیر می داند. این پژوهش بر آن است که با مطالعه موردی داستان سبیل شاه عباس و بر اساس آرای هاچن، به چگونگی کارکرد پارودی در امحای مرز تاریخ نگاری و افسانه پردازی پاسخ دهد. داستان مذکور اقتباسی پسامدرن از افسانه «شاه عباس و دختر ورکچی» است که به قلم مجید شفیعی و برای گروه سنی «ج» به رشته تحریر درآمده است. علت انتخاب داستان نام برده به عنوان موضوع پژوهش این است که در ساختار پسامدرن آن، از گفتمان افسانه پردازی به مثابه بدیلِ گفتمان تاریخ نگاری استفاده شده است. روش پژوهش تحلیلی - توصیفی است. نتیجه مقاله نشان می دهد که داستان یادشده، از طریق تردد تراجهانی سوژه ها، برجسته سازی نامتعین ارجاعات و پارودی های بیناگفتمانی، مخاطب را با نسبی گرایی معرفتی، تکثر حقایق و نقد ایدئولوژی های تاریخ نگاری مواجه می سازد.
۲۵۰۳۹.

پیشگامی طبقات ناصری در کاربرد مفهوم «ایران زمین»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۷
درباره کاربرد و اطلاق مفهوم «ایران زمین» در دوره پس از تسلط مغول، کهن ترین منبع تاریخی، نظام التواریخ بیضاوی (تألیف ۶۷۴ ق) معرفی شده است. این در حالی است که پیش تر و در بیرون از قلمرو مغولان، منهاج سراج جوزجانی در طبقات ناصری (حدود ۶۵۵-۶۵۸ ق) این مفهوم را به شیوه ای آگاهانه و معنادار در روایت تاریخی خود به کاربرده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف نشان دادن اهمیت و دلالت های معنایی «ایران زمین» در تاریخ نگاری جوزجانی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است: اهمیت تاریخی کاربرد اصطلاح «ایران» در طبقات ناصری چیست؟ همچنین فرضیه مقاله چنین است که با توجه به نگارشِ این اثر در جغرافیایی بیرون از سرزمین های تسخیر شده مغول و نیز اظهارنظر مؤلف درباره مفاهیمی چون «دارالاسلام» و «دارالکفر»، روایت او از تحولات این عصر و کاربرد مفهوم «ایران زمین» به جای «دارالاسلام» هوشمندانه به کاررفته و از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دستاورد پژوهش، ضمن تأکید بر اهمیت معناشناختی این مفهوم در روایت منهاج سراج، نشان می دهد که کاربرد گسترده و متنوع «ایران» و ترکیب هایی چون «ایران زمین» برای اشاره به دودمان های ایرانی در دوره های پس از اسلام و نیز دوره معاصر نویسنده، رویکردی تازه و پیشگامانه نویسنده در به کارگیری مفهوم یادشده در تاریخ نگاری این دوره به شمار می رود.
۲۵۰۴۰.

بازنمایی زن در تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان: خوانش انتقادی از روایت مردمحور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان عمدتاً بر روایت هایی از کنش مردانه در عرصه های سیاست، جنگ و حکمرانی استوار است که در آن، زنان یا غایب اند یا صرفاً در نسبت با مردان و ارزش های مردانه بازنمایی می شوند. این مقاله با رویکرد انتقادی، به تحلیل محتوای کیفی متون بنیادین این جریان، به این پرسش می پردازد که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان چگونه هویت و جایگاه زن را بازنمایی کرده است. هدف پژوهش، واکاوی این بازنمایی و نقد منطق روایت مردمحور بر آن است. ضرورت انجام این پژوهش نه در بازسازی روایت تاریخی، بلکه در افشای سازوکارهای نمادین و گفتمانی است که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان زن را از عاملیت تاریخی تهی و به عنصری حاشیه ای تقلیل می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان، فراتر از بازتاب ساختار مردسالار، خود بازتولیدکننده فعال نظم نمادین نابرابری جنسیتی است. دستاورد مشخص این تحلیل، شناسایی و تشریح الگوی نظام مند حذف، حاشیه رانی یا بازنمایی ابزاری زنان در سه عرصه کلیدی «سیاست»، «جنگ» و «اجتماع» است. به گونه ای که در حوزه سیاست، زنان عمدتاً در پیوند با ازدواج های سیاسی و اتحادهای قبیله ای، فاقد هویت مستقل ظاهر می شوند؛ در روایت جنگ، اغلب در مقام «محرک منفعل»، «قربانی» یا «میانجی» نمادین تصویر می گردند و در عرصه اجتماع، هویت آنان ذیل تعلقات مردانه و قبیله ای تعریف می شود. مقاله با نقد الگوی مردمحور در جریان تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان، بر لزوم بازخوانی چندصدایی برای احیای عاملیت تاریخی زنان و دستیابی به درکی متوازن از گذشته تأکید می ورزد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان