فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۴۱۴ مورد.
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
43 - 66
حوزههای تخصصی:
مطالعه وضعیت جوامع اسلامی حاکیست، برخی از جوامع مسلمان دچار «بحران های حاد»ی همچون افراط گرایی مذهبی و تروریسمِ دین پایه اند؛ و جوامع اسلامیِ باثبات نیز یا دارای پتانسیل ظهور افراط گرایی اند یا با زوال قلمرو معنویت مواجه اند و مسائل اجتماعی ناشی از تجربه سرمایه داریِ بومی خود را دارند. پرسش این است که علت بروز این وضعیت بحرانی چیست؟ و راه برون رفت از آنها کدام است؟ در پاسخ باید گفت بروز چنین بحرانهایی در گستره تمدن اسلامی ناشی از فاصله گرفتن از سنت های عقلانی اند؛ چیزی که برخی مفهوم «انحطاط تمدن» یا «زوال عقلانیت» را برای تبیین آن به کار برده اند. و راه برون رفت از این بحرانها نیز بازگشت به سنت های عقلانی است.
در سنت اسلامی، به طورکلی با سه گونه عقلانیت مواجهیم که در اینجا از آنها با عنوان عقلانیت های سه گانه یاد می کنیم. این سه گونه عقلانیت عبارت اند از: الف) جاویدان خرد؛ ب) عقلانیت اجتهاد؛ ج) عقل تدبیر یا عقل استراتژیک. جاویدان خرد در سطحی متافیزیکی قرار دارد و نوعی عقلانیت هستی شناختی است؛ اما عقلانیت اجتهادی نوعی عقلانیت روش شناختیِ واسط است که به منزله ابزار فهم عمل می کند؛ عقلانیت تدبیر هم نوعی عقلانیت ابزاری در حوزه عمل برای حل وفصل مسائل در میدان نیروهای واقعاً موجود است.
در این مقاله تلاش می شود باتوجه به نقش سازنده و دفاعی عقلانیت سه گانه و کارکردهای تکوینی، برسازنده و شالوده بخش آن، برخی از امکان های نظریِ ساخته شدنِ حوزه عمومیِ مسالمت آمیز در تمدن نوین اسلامی بررسی و تبیین گردد. مقاله پیش رو برپایه روش شناسیِ تلفیقیِ تاریخی، انتقادی و گفتمانی تألیف شده است. تحلیل متون و رخدادهای تاریخی فکری بر روش شناسی های تفسیری انتقادی تکیه خواهد داشت؛ و الگوی خروج از بحران، از نوعی آینده پژوهیِ چشم اندازباورانه و احتمالی پیروی خواهد کرد.
چشم انداز جایگاه تمدن نوین اسلامی در شکل گیری نظم پساهژمون در اقتصاد سیاسی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
67 - 90
حوزههای تخصصی:
وقوع بحران 1970 و افول نظم «برتون وودز» در اقتصاد سیاسی بین الملل، نقطه عطفی در گذار از مفصل بندی قدرت و هژمونی برآمده از تمدن غرب شمرده می شود. درواقع بحران در نظم هژمونیک موجود، محدود به عدم تعادل در بنیان های مادی و معنوی قدرت ایالات متحده به عنوان مهم ترین بازیگر سیستم یادشده نیست؛ بلکه بن بست تمدن غرب به عنوان بستر فکری و ایدئولوژیک نظم موجود نیز می باشد. دراین راستا، مفهوم سازی منطق تطور قدرت و نظم در سیستم بین المللی «پسابرتون وودز» ازیک سو، و سرشت محتمل هندسه نوین قدرت جهانی متأثر از ظرفیت دیگر تمدن ها و فرهنگ ها ازدیگرسو، در کانون نظریه پردازی اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل طی چند دهه اخیر قرار دارد. پرسش راهبردی ای که در پژوهش حاضر واکاوی می شود، این است که شکل گیری و زوال نظم هژمونیک بین المللی از چه منطقی پیروی می کند و در نظام بین الملل کنونی چه امکاناتی از حیث مفصل بندی قدرت و نظم، ورای ظرفیت تمدن غربی، پیش رو قرار دارد؟ در این نوشتار، با اتکا به مبانی فکری فلسفی ابن خلدون، به عنوان یکی از اندیشمندانی اسلامی، برداشتی از مفاهیم قدرت، نظم و هژمونی ارائه می شود که ضمن تبیین چگونگی ایجاد بحران در نظم هژمونیک غرب محور، ظرفیت های تمدن نوین اسلامی برای شکل دادن به نظمی فراگیر در هندسه نوین قدرت جهانی را به بحث می گذارد. فرضیه پژوهش این است که منطق شکل گیری و زوال نظم و هژمونی در نظام اقتصاد سیاسی جهانی، برآیند تعادل و عدم تعادل بین سازه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قدرت است و از این حیث، مبانی فکری فلسفی تمدن نوین اسلامی مهم ترین بستر زمینه ساز ارائه الگویی متعادل از قدرت و نظم در وضعیت پساهژمونی است.
واکاوی پیشران های خارجی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
161 - 179
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی و واکاوی پیشران های جهانی و ترسیم فضای حاکم بر آینده روابط فرهنگی بین المللی، چهارچوب مناسبی را برای ارائه تفسیری معقول از آینده درخشان و درعین حال تحول پذیر تمدن نوین اسلامی فراهم می آورد؛ به گونه ای که با بررسی زمینه ها و روندهای تأثیرگذار بر نقش آفرینی تمدن نوین اسلامی در حوزه خارج از جهان اسلام، می توان به نیروهای در حال شکل گیری در آینده نظام فرهنگی بین المللی اشاره کرد و به این نتیجه رسید که باتوجه به آینده روندهای فرهنگی جهانی، تمدن نوین اسلامی توانایی ایفای نقش بالنده در نظام بین المللِ در حال تغییر و همچنین قابلیت شکل دهی به هندسه قدرت جهانی را داراست؛ چراکه باتوجه به شرایط متحول، پویا و انتقالی نظام بین الملل که با روندهای پیچیدگی، شفافیت و آسیب پذیری همراه است تمدن نوین اسلامی قابلیت آن را دارد که به نقش آفرینی فزاینده در آینده روندهای فرهنگی تمدنیِ جهانی در خارج از جهان اسلام مبادرت ورزد و به بازیگری تأثیرگذار بر نظام تصمیم گیری جهانی تبدیل شود. این مقاله با طرح این پرسش که مهم ترین پیشران های خارجی تمدن نوین اسلامی چیستند و چگونه پیشبرد این ایده را عملیاتی و تثبیت می کنند، به شناخت دقیق تمدن نوین اسلامی و واکاوی پیشران های ظهور و پیشبرد آن در خارج از جهان اسلام در سطوح دولت ها، ملت ها و سازمان های بین المللی می پردازد.
ارزیابی تأثیر اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری جهانی در آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
125 - 144
حوزههای تخصصی:
اقتصاد دانش محور به دلیل ایجاد تحول سریع، زودبازده بودن سرمایه گذاری ها و تأثیرات شگرف بر رشد یکی از موضوع های جذاب اقتصادی در دو دهه اخیر محسوب می شود. از این رو اقتصاد دانش محور ازجمله عوامل کلیدی در توسعه کشور ها و صنایع محسوب می شود. توسعه متوازن و زیر بخش های آن، ازجمله عوامل متضمن توسعه پایدار محسوب می شود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر زیرساخت های اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری ملی پرداخته است. بدین منظور داده های ثانویه مستخرج از شاخص رقابت پذیری جهانی و شاخص اقتصاد دانش محور مورد ارزیابی قرارگرفته اند. برای تشکیل مجموعه داده ها آزمودنی، گزارش های سالانه مجمع جهانی اقتصاد و بانک جهانی در کشور های مورد مطالعه بررسی شدند. نمونه آماری مشتمل بر شاخص های GCI و مؤلفه های KEI در کشور هایی بود که در گزارش سالانه 2012 دو نهاد مورد ارزیابی قرارگرفته اند. یافته های حاصل از تکنیک معادلات ساختاریافته خطی با با نرم افزار LISREL از تأثیر معنی دار شاخص های اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری نشان دارد. استفاده از داده های تک مقطعی از جمله محدودیت های پژوهش محسوب می شود
سخن سردبیر: آینده نگاری تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش اجتماعی در تفاسیر قرآن پیشران موثر در شکل گیری و شکوفایی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
141 - 160
حوزههای تخصصی:
یکی از گرایش های جدید در تفسیر که در یک صدساله اخیر مورد توجه مفسران قرآن قرار گرفته، رویکرد اجتماعی به قرآن است. در این رویکرد، مفسر قرآن درصدد تلاش برای حل مشکلات اجتماعی، پاسخگویی به شبهات و نیازهای عصر جدید، توجه به جهت گیری های عصری درباره مسائل اجتماعی برای ساختن تمدنی مبتنی بر قرآن و آموزه های وحیانی است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد است تا نشان دهد که رویکرد اجتماعی به قرآن، از جهات گوناگونی بر شکل گیری و شکوفایی تمدن نوین اسلامی تأثیر زیادی دارد. برخی از مهم ترین این موارد عبارت اند از: هویت بخشی به جامعه اسلامی؛ عینی کردن ارزش ها و به صحنه آوردن تعالیم قرآن؛ تطابق دادن آموزه ها با ظرفیت اجتماعی در قلمرو حیات انسان ها؛ وحدت بخشیدن به امت اسلامی برای مقابله با دشمنان؛ تبیین سنت های الهی درباره حیات و زوال تمدن ها؛ معرفی نظام های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی مبتنی بر آموزه های قرآنی؛ و توجه به تعلیم و تربیت نسلی نو مبتنی بر آموزه های قرآنی برای ساختن تمدنی نوین، مطابق با معارف حقیقی اسلام.
عصبیت رسانه ای در تمدن نوین اسلامی و آینده بدیل رسانه ها؛ گذار از رسانه دولت محور به رسانه تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
91 - 124
حوزههای تخصصی:
مطالعات تاریخ رسانه نشان داده است که رسانه ها صرف نظر از نوع و شکل آنها و مدرن یا سنتی بودن، این قابلیت را دارند که در هرگونه حرکت و تحول اجتماعی، از جمله پیشران ها باشند. این مقاله به بررسی الزامات ساختاری و محتوایی رسانه، هم در زمینه سازی و هم در چشم انداز تمدن نوین اسلامی می پردازد. مقاله می کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که اگر قرار است رسانه ها در زمینه سازی تحقق تمدن نوین اسلامی پیشران و یاریگر باشند، از نظر ساختاری و محتوایی از کدام ویژگی ها باید برخوردار باشند؟ ازآنجاکه نوع و عملکرد رسانه در مقیاس محلی با نوع و عملکرد آن در مقیاس ملی و در اینجا تمدنی متفاوت است، انتظار می رود نوع و عملکرد رسانه در مقیاس تمدن نوین اسلامی نیز در تراز چنین تمدنی عمل کند. طرح مفهوم «رسانه های تمدنی» ازیک سو، و تبیین ویژگی های آن، نظیر برخوردار بودن از رویکرد تمدنی، حرکت در مسیر وحدت آفرینی در عین کثرت، توحیدگرایی، عدالت محوری، پیشرفت گرایی، نفی سلطه و... به لحاظ محتوایی ازسوی دیگر، و نیز طرح مفهوم «عصبیت رسانه ای»[1] برمبنای خصلت هایی همچون هم گرایی، یاریگری، و نیز تعلق خاطر رسانه ای فراگیر و... برپایه اصول و مبانی اعتقادی، به جای منافع رسانه ای، گروهی، ملی، منطقه ای، نَسَبی، طایفه ای و قومیتی ازسوی سوم، مهم ترین یافته های این مقاله است. مقاله برای گردآوری داده های پژوهش از روش اسنادی، و نیز برای تحلیل داده از رویکرد توصیفی تحلیلی بهره گرفته است.
1- به کارگیری دو مفهوم «رسانه های تمدنی» و «عصبیت رسانه ای» برای نخستین بار و از نوآوری های مقاله است.
حکمرانی خوب، و حکمرانی مطلوب در تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
125 - 140
حوزههای تخصصی:
حکمرانی خوب ایده ای است که به دنبال ناکارآمدی سازوکارهای پیشین توسعه مطرح شد. درواقع، این ایده به دنبال آن است که دولت ها و به طورکلی ساختار اداری و سیاسی را به سمتی هدایت کند که کمترین فساد و آسیب های درونی که معمولاً باعث تضعیف دستگاه های مدیریتی و سیاسی می شود بروز کند. این ایده با سازوکارهایی همچون پاسخگویی بیشتر در بدنه دولت، قانون محوری، عدالت جویی، مشارکت جویی و کارایی و اثربخشی و...، گرچه دیرزمانی نمی گذرد که به عنوان یک نگرش جدید مدیریتی مطرح شده است، تا کنون مباحث زیادی را پیرامون خود برانگیخته و اندیشمندان بسیاری را به تحقیق و اظهارنظر دراین باره واداشته و به یکی از مهم ترین و جذاب ترین مفاهیم در علوم اجتماعی، به ویژه مدیریت دولتی، مبدل شده است. در این پژوهش هدف این است که ابتدائاً میزان سازگاری این ایده با شیوه حکمرانی موجود در نظام جمهوری اسلامی و اندیشه ولایت فقیه بررسی شود و سپس کمک ها و ارزش های تکمیل کننده این ایده در انسجام بخشیدن به نظریه ولایت فقیه و تحقق تمدن نوین اسلامی لحاظ گردد. درواقع، پرسش اصلی در این پژوهش این است که نظریه و ایده حکمرانی خوب، چگونه می تواند در خدمت تحقق تمدن نوین اسلامی قرار گیرد. در نگاه نخست، به نظر می رسد مفاهیم و اجزای مندرج در نظریه حکمرانی خوب، تضاد و تعارضی با ارزش های نظام جمهوری اسلامی ندارد و می توان از آن برای ایجاد نظامی کارآمدتر و سالم تر بهره گرفت. در پایان، توان بالقوه قانونی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی در جهت پذیرش و اجرایی کردن ایده حکمرانی خوب، بررسی می شود. روش تحقیق این پژوهش، بخشی به صورت قیاسی و با استفاده از الگوی حکمرانی خوب، و بخشی نیز به صورت استقرایی و با بهره گیری از توانایی های بالقوه نهفته در نظام جمهوری اسلامی است.
تمدن اسلامی در مرحله گذار؛ ضرورت آینده نگاری و راهبردپردازی برای ساختن تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
3 - 21
حوزههای تخصصی:
رقابت های تمدنی بین تمدن های بزرگ در عرصه جهانی، در شرایطی که جامعه بشری با بحران های سترگ و بنیادی روبه روست، جهان اسلام را در مرحله گذار قرار داده است؛ مرحله ای که در آن، صاحبان هر تمدنی با فائق آمدن بر این بحران ها و ارائه طریق برای جامعه بشری، می توانند از آن به سلامت گذر کنند و تمدن نوینی را سامان دهند و به جامعه بشری عرضه نمایند. از این نظر، جهان اسلام در وضع کنونی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی قرار دارد و درصورتی که با سلامت از این مرحله گذر کند، می تواند تمدن نوینی را به جامعه بشری ارائه نماید. ازاین رو، شناسایی دقیق وضعیت کنونی جهان اسلام و توصیف دقیق عوامل مؤثر بر رقابت های تمدنی بین جهان اسلام و تمدن های رقیب، می تواند زمینه را برای تسهیل گذر از وضع کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی هموار سازد.
در این مقاله با کار بست روش سوات[1] سعی می شود تا ازیک سو نقاط قوت و ضعف جهان اسلام، و ازسوی دیگر فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آن در مواجهه با رقبا، برای شکل دادن تمدن نوین اسلامی توصیف گردد. پس از توصیف دقیق وضع موجود، با تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر رقابت های تمدنی، وضعیت تمدن اسلامی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی تبیین و راهبردهای گذر از مرحله کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی ارائه می گردد.
[1]- SWOT
مطالعات آینده بر اساس فلسفه افلاطون، کانت و نیچه؛ پساآینده پژوهی و جایگاه آینده پژوهی در ساختارهای سازمانی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
27 - 54
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش، محورهای سه گانه آینده پژوهی (ابعاد زمانی، اجزا و ارکان) است. در ابتدا بر مبنای «هرمنوتیک»، به تاریخ فلسفه غرب پرداخته می شود که در آن «حقیقت» سه مرحله را طی کرده است؛ حقیقت افلاطونی، کانتی و نیچه ای. این سه، طیفی با دو کرانه مطلق و یک ناحیه میانی را تشکیل می دهند. در سه ناحیه آینده «ذهنی، بِینی و عینی» و سه رویکرد «نظری، نظری-عملی و عملی» ماتریسی 3*3 شکل گرفته و چینش پانزده حوزه مطالعات آینده، که همگی به عنوان زیرمجموعه «آینده اندیشی» به شمار می آیند، سامان می یابند. هدف؛ معرفت شناسی حوزه های مطالعات آینده است. در ادامه، با تبیین ارتباط آینده اندیشی با مدیریت و رهبری، جایگاه آینده اندیشی در ساختارهای سازمانی و سیاسی تعیین می شود. دو نقش آینده اندیشی (حلقه مفقوده مدیریت و رهبری)؛ نقش همگرا ساز و نقش هم راستاساز است. جایگاه آینده اندیشی در ساختارهای سازمانی و سیاسی، ماورای مدیریت و قوای سه گانه (مجریه، مقننه و قضاییه) و مادون رهبری است. درنهایت با تمایز «آینده آینده پژوهی» و «پساآینده پژوهی»؛ سیر روند برنامه ریزی، آینده پژوهی و پساآینده پژوهی طرح می شود. برنامه ریزی، ماهیتی مدیریتی و سیاسی؛ آینده پژوهی، ماهیتی اجتماعی و جامعه شناسی و پساآینده پژوهی، از ماهیتی حاکمیتی و سیاسی برخوردار است. هدف غایی آینده پژوهی، آینده آینده پژوهی (حلقه واسط مابین آینده پژوهی و پساآینده پژوهی) و پساآینده پژوهی به ترتیب عبارت است از ساختن جامعه آرمانی، جهانی ساختن آن و ساختن حکومت آرمانی جهانی.
تحلیل ساختاری به روش میک مک فازی در آینده نگاری راهبردی (مطالعه موردی آینده پژوهی ایران 1394)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
75 - 104
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختاری نخستین گام در آینده نگاری راهبردی است. در این گام متغیرهای کلیدی شناسایی و سپس اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر محاسبه می شوند. در روش سنتی میک مک، شدت روابط میان متغیرها با استفاده از اعداد قطعی محاسبه می شود، اما این روش امکان در نظر گرفتن عدم قعطیت های هنگام گردآوری داده و نیز امکان استفاده از متغیرهای زبانی به هنگام ارائه خروجی را ندارد. برای پاسخ به مشکلات فوق، تحلیل میک مک فازی یا تحلیل فازی زبان شناختی طراحی شده است. هدف از میک مک فازی آن است که امکان استفاده از متغیرهای زبانی در مرحله گردآوری داده ها و ارائه یافته ها فراهم شود. به دلیل آنکه میک مک فازی ابزاری پیشرفته تر برای انجام تحلیل ساختاری در آینده نگاری راهبردی محسوب می شود، در این مقاله پس از معرفی مختصر روش تحلیل اثرات متقابل با رویکرد میک مک و توصیف نحوه انجام محاسبات فازی در روش میک مک فازی، به این پرسش پاسخ می دهیم که این روش از چه نقاط قوتی در مقایسه با میک مک سنتی برخوردار است.
رویکردهای اخلاقی حاکم و روش های تصمیم گیری در آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
105 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل نوظهور در حوزه تصمیم گیری، نحوه ورود نگرانی های اخلاقی به درون مدل هاست. پژوهش های انجام شده در این زمینه فاقد انسجام بوده و جهت گیری های اساسی ارزشی و اخلاقی علم تصمیم را به صورت شفاف روشن نمی کنند. مکاتب و نظریات اخلاقی منبع مناسبی برای ارائه یک طبقه بندی جامع از رویکردهای اخلاقی حاکم در این رشته هستند. با توجه به خلأ موجود در این زمینه، تحقیق حاضر قصد دارد تا جریان های اخلاقی تأثیرگذار روی تصمیم گیری سازمانی را شناسایی کند.تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها، توصیفی است. ابزار مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز رویکرد تحلیل تم است. بدین منظور در مرحله اول مقالات چهار نشریه معتبر علم تصمیم به عنوان جامعه مورد توجه قرار گرفت. در مرحله بعد با استفاده از روش نمونه گیری نظری، 68 مقاله برای استخراج تم های مرتبط با اخلاقیات انتخاب شدند.پس از تحلیل تم مقالات، چهار تم اصلی شناسایی شدند. این تم ها عبارت اند از: نحوه ورود اخلاقیات به درون مدل ها، اراده انسانی، ماهیت انسان ها و زیربنای اخلاقی. با توجه به این تم ها، طبقه بندی جامعی از جریان های اخلاقی تصمیم گیری ارائه شد. این جریان های اخلاقی عبارت اند از: کلاسیک، واقع گرایی انتقادی، تفسیری، هنجاری، پسا-ساختارگرا و پراگماتیسم.یافته های این پژوهش در شناخت ارزش های اخلاقی مطرح در مسائل مبتلابه سازمان ها، نحوه ورود این ارزش ها به مدل ها و شیوه ترکیب مدل ها تأثیرگذار خواهد بود.
جایگاه تصویرپردازی از آینده در چشم انداز ملی بر مبنای آموزه های اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
55 - 74
حوزههای تخصصی:
تصاویر آینده، نمایانگر نوعی آگاهی جمعی از انتظارات، بیم ها و امیدها در نظر گرفته شده اند. تصویرهای آینده به شکل گیری اقدام هایی کمک کرده اند. بنیادی ترین پرسش های آینده در زمینه تصویرهای آینده، علل پیدایش و پیامدهای آن هاست. فهم تصاویر متفاوت از آینده، منجر به رفتار و واکنش های متفاوتی در زمان حال می شود. هر عملی که مرتکب می شویم در مرحله ای به تصویری که از آینده خلق شده مربوط است. تصویرپردازی آینده در دین اسلام در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است، بر همین اساس اگر دین سرشت و جوهره ای آینده نگرانه داشته باشد، انسان دین دار و دارای تربیت دینی نیز باید یک انسان آینده نگر باشد. درنهایت، اجتماع نیز در این جهت حرکت خواهد کرد. در ابعاد فردی، موضوع انسان کامل مورد بررسی قرارگرفته و در ابعاد اجتماعی، جامعه عدل تبیین شده است. شناسایی این عوامل اهمیت تصویرپردازی از آینده در اسلام را مشخص می کند و جایگاه آینده نگری الهی که منجر به تصویرپردازی بصیرت بخش می شود را روشن می سازد. در قرآن کریم و روایات ائمه (ع) نکات برجسته ای در مورد آینده و خصوصیات آن آمده است. در این میان دو مفهوم زمان و عدم قطعیت و نگاه و عمل آموزه های دین در خصوص تصویرپردازی می تواند در تدوین مفروضات و الگوسازی و مدل سازی نظری این حوزه مورد توجه قرار گیرد. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مؤلفه های فردی و اجتماعی تصویرپردازی از دیدگاه اسلام کدم اند و چه نقشی در تدوین و تحقق چشم انداز بیست ساله توسعه کشور دارند؟!
زمان در محضر خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
33 - 44
حوزههای تخصصی:
خداوند خالق همه موجودات و مخلوقات هستی و خالق زمان و مکان و جمله چیزهایی است که در ظرفیت این دو، حادث می شوند. امر او بر گذشته و حال، به یک گونه نافذ است؛ پس او فاعل ازلی و ابدی و اول و آخر است که فارغ از قیود دنیوی، زمان را در سیطره امر خویش دارد و آنچه اراده کند، بی درنگ می آفریند.نسبت او با زمان و مکان، به مثابه نسبت او با سایر مخلوقات است؛ او خود فارغ از همه چیزهایی است که آفریده و بی نیاز از همه آنهاست؛ هرچند ناظر بر احوال همه آنها بوده، امر خویش را بر آنان نافذ ساخته است. شأن و منزلت او در ساحت ادراک مخلصین، منزه از هر گونه عیب و نقص و حرکت است؛ پس زمان در خاطره آنان، مخلوقی است مقهور امر خداوندی که هرآنچه بخواهد در آن انجام می دهد؛ ضمن اینکه مخلوقات او بر دو گونه اند؛ گونه ای که آنها را فارغ از زمان و مکانشان آفریده و گونه ای که مقهور زمان و مکانند و در حصار طول و عرض و ارتفاع و حرکت اسیرند. بدین ترتیب، آدمیان در محضر او، سیر تکاملی خویش را آغاز می کنند و به تناسب مرتبه وجودی خویش به پایان می رسانند؛ در محضر خداوندی که آنان را مجبور ساخته تا مختار باشند؛ پس آنان می توانند با دعای خویش در پیشگاه او، آنچه را می خواهند طلب کنند و فارغ از ناممکنی در ساحت زمان، در گذشته و حال و آینده، اثرگذار گردند!
ارزیابی مقدماتی مفروضات آینده پژوهی از نگاه دین اسلام (با تاکید بر قرآن و نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
45 - 64
حوزههای تخصصی:
این مقاله، مهمترین مفروضاتی را که وندل بل برای آینده پژوهی عنوان نموده، مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است. هدف از این ارزیابی، اعتبارسنجی مفروضات مذکور با آموزه های دین مبین اسلام و بویژه دو کتاب قرآن و نهج البلاغه می باشد. بدیهی است -نتیجه این ارزیابی هرچه که باشد- نمی تواند ملاکی برای رد و یا تایید مفروضات فوق براساس دیدگاه اسلام باشد. چراکه اولاً در این بررسی همه جوانب دین مبین اسلام مدنظر قرار نگرفته و ثانیاً، تلاش نگارنده براین بوده تا شاهد/ شواهدی از منابع مذکور، برای تایید برخی از مفروضات آینده پژوهی–به زعم خود- استخراج نماید. ازاینروی، چه بسا این امر، براساس دیدگاه های کارشناسی اسلام شناسان، قابل تایید نباشد. درهرصورت، دراین مقاله نشان داده شده است که اغلب مفروضات آینده پژوهی، قابل ارزیابی توسط آموزه های دین اسلام می باشد و ازاینروی می توان چنین نتیجه گرفت که نظیر طیف زیادی از حوزه های علمی، برای علم آینده پژوهی نیز، اسلام به عنوان کامل ترین دین الهی دارای دستورالعمل ها و اصول راهنمایی می باشد.
تحلیل علل غفلت از علایم آینده بر اساس نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
1 - 14
حوزههای تخصصی:
تامل بر تحولات اجتماعی نشان می دهد، که آینده یکباره و ناگهانی نمی آید، بلکه علایم و نشانه های خود به مثابه پیش قراول می فرستد. اما برغم اهمیت بنیادین علایم آینده، وارد آگاهی جمعی و فرایندهای سیاستگذاری نمی گردند. بر این اساس هدف این مقاله، دست یابی به درکی عمیق از علل غفلت از علایم آینده است. بنابراین پرسش اصلی نیز عبارتست از این که چرا و چگونه علایم آینده مورد غفلت قرار می گیرند؟
برای تحقق این هدف نظریه هایی که تلاش کرده اند تا غفلت از آینده و غافل گیری را تبیین کنند، مورد بررسی قرار گرفته شده اند. این مطالعه نشان می دهد که نظریه های رایج عمدتاً در قلمرو فردی و سازمانی کارآیی دارند در حالی که خود فرد و سازمان به مثابه سوژه، هویت، نقش، و نحوه معنابخشی خود را به محیط و علایم از کلیت های بزرگتری معنایی کسب می کنند. یعنی خود افراد و سازمان ها نیزدر معنابخشی به علایم آینده خود مختار نیستند بلکه تحت انقیاد منظومه های معنایی بزرگتری هستند. در واقع فرد و سازمان معناهایی که به علایم و نشانه های محیطی خود می دهد از کلیت های معنایی کسب می کند. در چهارچوب نظری انتخابی این مقاله علل غفلت از علایم آینده را باید به مثابه امری اجتماعی در نظر گرفت، یعنی آگاهی و کنش معنابخشی سوژه(فرد یا سازمان) مفهومی ارتباطی و اجتماعی است و این مفاهیم در بستر مفصل بندی های معنایی شکل می گیرد، نه به صورت مستقل و در خلاء. بنابراین واجد اجتماعی داشتن غفلت از آینده، مرکز ثقل توجه را به نظریه های اجتماعی و سیاسی سوق می دهد.
از آنجا که این مقاله غفلت از علایم آینده مورد بررسی قرار می دهد، می تواند مورد استفاده علاقمندان به آینده پژوهی، سیاست گذاران عمومی و اجتماعی، استراتژیست های سازمانی و... قرار گیرد.
بررسی و رتبه بندی ابعاد رسانه های جمعی تاثیرگذار بر مدیریت جنگ های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
79 - 96
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق فرضیات بر اساس ابعاد چهارگانه رسانه های جمعی (تلویزیون، رادیو، مطبوعات و اینترنت) تدوین گردیده است که جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و کارکنان سازمان صدا و سیما بوده که براساس جدول مورگان نمونه 110 نفری انتخاب شده است. اطلاعات لازم در پژوهش حاضر با استفاده از روش های مطالعات کتابخانه ای شامل کتب، مقالات، مجلات، گزارشات تحقیقی، مدارک و اسناد موجود و نیز استفاده از اینترنت انجام گردیده است، همچنین پرسش نامه که بر اساس مطالعات انجام شده در بخش ادبیات موضوع و با راهنمایی اساتید و کارشناسان مربوطه تهیه و روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفت و از طریق پست الکترونیکی و نمابر برای مدیران سازمان صدا سیما ارسال شده است و در نتیجه نظرات افراد خبره و کارشناسان مطلع در این زمینه جمع آوری شد که برای تجزیه و تحلیل آن، آزمون های آزاد از توزیع (ناپارامتری) مورد استفاده قرار گرفته است که با استفاده از آزمون ناپارامتری فریدمن هر یک از ابعاد رتبه بندی گردیده است که براین اساس میزان تاثیر شبکه های خبری در مدیریت جنگ های آینده با میانگین آماری 9.11 دارای بیشترین تاثیر و میزان تاثیر انتشار فصل نامه ها بر مدیریت جنگ های آینده با میانگین 7.12 دارای کمترین تاثیر اندازه گیری شده است. در نهایت با انجام آزمون دوجمله ای فرضیات، هر چهار فرضیه مورد تأئید قرار گرفته شد.
نقش استعاره های شناختی در آینده پژوهی با تحلیل دیدگاه های سهیل عنایت الله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
15 - 32
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی مدرن که در دهه های گذشته در مجامع علمی مطرح شده است در چارچوب مکتب نظری اثبات گرایی با نگاه تقلیل گرای تجربی ارزیابی می شود نگاهی به محدودیت های شناخته شده این مکتب فکری و تحولات تاریخی آن در دهه های گذشته نشان می دهد که رویکرد های نوین مابعد اثبات گرا تصاویر کامل تری از علم هستند که سعی نموده اند محدودیت های گذشته رویکرد علمی را مرتفع سازند بر این اساس آینده پژوهی نیز در چهره ای جدید از مکاتب معرفتی تفسیری و انتقادی بهره برده است و نسل نوینی از آینده پژوهی که دانشی بین فرهنگی است را سازماندهی کرده است حال به عنوان یکی از پارامتر های این نسل از آینده پژوهی این تحقیق در پی توضیح و تبیین نظریه شناختی استعاره و نقش آن در آینده پ ژ وهی است تکیه اصلی در این نظریه در آینده پژوهی بر دیدگاه سهیل عنایت الله است که به مبادی و اصول نظریه شناختی استعاره پایبند است. پیش از برشمردن اصول نظریه شناختی استعاره، نخست معنای لغوی و اصطلاحی استعاره به کوتاهی بررسی می شود .
تأملات آینده پژوهانه در آرمانشهر مهدوی تبیین کارکردهای آینده پژوهانه ی مهدویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
65 - 78
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی، دانش-فناوری[1] نوپدیدی است که دستاوردهای بسیار با اهمیت و راهبردی برای کشورها و جوامع به همراه داشته و به یکی از مهم ترین ابزارهای سیستمی و کل نگر در عرصه های سیاست گذاری، تصمیم سازی و راهبردنگاری تبدیل شده است. هم اینک تلاش ها و مطالعات گسترده ای درون حلقه ی بسته ای از کشورهای قدرتمند به منظور کسب مزیت های پایدار رقابتی و سیاسی و نیز مدیریت فاعلانه و پیش دستانه بر جهان صورت می گیرد. پروژه هایی همچون جهانی سازی و اندیشه هایی همچون هزاره گرایی رهاورد چنین تلاش هایی است. از این رو، رقابت در این زمینه بازیگرانی را در سطح جهانی پدید آورده که از گرایش ها و اهداف متعدد و گاه متعارض برخوردارند و این رویداد بر اهمیت دست یابی به رویکردهای توانمندتر در عرصه آینده پژوهی می افزاید. منظومه ی فکری و فلسفی اسلام و به شکل ویژه منابع علمی و معتبر شیعی از توان بالاتری در تبیین راهبردی ترین مسائل در حوزه ی آینده اندیشی برخوردار است. یکی از بستر های غنی و متعالی در این منظومه، اندیشه ی مهدویت و اعتقاد به آرمان شهر مهدوی است. ارزشمندی این موضوع زمانی آشکار می شود که بدانیم اعتقاد به منجی آخرالزمان، مطلوب تقریباً تمامی ادیان الهی و بشری بوده اما ظرفیت بهره مندی کامل و جامع از آموزه های وحیانی و تفکر آینده نگرانه ی مبتنی بر وحی، جز در تشیع و آموزه های وحیانی مهدویت، در توان دیگر ادیان و نحله ها نیست. پس، جا دارد تا بررسی های متقن و جامعی در نظام آینده پژوهانه ی مهدویت صورت گیرد. از این رو، در این نوشتار تلاش خواهد شد تا طی یک بررسی تحلیلی بر روی منابع معتبرشیعی در زمینه ی مهدویت، کارکردهای آینده پژوهانه مهدویت مورد شناسایی و واکاوی عمیق تر قرار گیرد. این پژوهش در حیطه مطالعات راهبردی شکل گرفته و قلمرو تحقیق در محدوده مباحث علم شناسی فلسفی مشتمل بر ابعاد پنج گانه ی معرفت شناسی، روش شناسی، هستی شناسی، ارزش شناسی و نشانه شناسی خواهد بود.
آینده پژوهی مسائل ایران با روش تحلیل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش «آینده پژوهی ایران» با هدف تلاش برای شناسایی روندها، چالش ها و متغیرهای احتمالی پیش رو با سامان دهی و جمع بندی نظرات شهروندان و خبرگان و سپس انعکاس آن به منظور ایجاد آمادگی لازم برای انواع آینده های ممکن، محتمل و مطلوب پیش روی جامعه ایران انجام شده است. به این منظور مراحل چهارگانه روش شناسی شامل: 1. نظرسنجی عمومی برای شناسایی متغیرها، 2. رتبه بندی متغیرها توسط کارشناسان برگزیده، 3. برگزاری پنل خبرگان برای شناسایی اثرات متقابل متغیرها و 4. تحلیل های آماری و نرم افزاری ماتریس اثرات متقابل انجام شده است. پس از شناسایی 100 متغیر نخست، به منظور تحلیل یکپارچه اثرات متقابل میان متغیرها از روش «تحلیل ساختاری» و نرم افزار میک مک که یکی از ابزارهای «آینده نگاری استراتژیک» به حساب می آید، استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد هرچند «سرنوشت پرونده هسته ای» با اهمیت ترین متغیر پیش رو است، اما مهم ترین متغیرهای ایران در سال 1394 که هم زمان بیشترین تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را بر سایر متغیرها دارند، عبارتند از: سرمایه اجتماعی، نزاع های سیاسی جریان های قدرت و انتخابات مجلس شورای اسلامی.