فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۰۱ تا ۸٬۳۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
معماری معاصر خصوصا از دهه 50 قرن بیست میلادی به بعد، تلاش هایی برای شناخت طراحی و فرایندهای مختلف آن را شاهد بوده است. همزمانی نسبی این تلاش ها با همایش های علمی میان رشته ای خصوصا در دهه30 و40 میلادی، به معنای شروع تفکراتی بود که به دنبال ایجاد چارچوب های کل نگرانه برای سامان دهی به محتوی و روش علوم بود. این تلاش ها در علوم بسیاری، از مدیریت و جامعه شناسی گرفته تا علوم مهندسی وارد شد و باعث شکل گیری چارچوب هایی در چند میان رشته ای جدید همچون سایبرنتیک و...، شد. در میان رشته ای های موجود همچون معماری، رویکردهای متفاوتی را شامل شد که در این پژوهش ضمن بازشناسی آنها، دسته بندی جدیدی بر اساس موضع گیری آنها نسبت به مفهوم سامانه معماری، ارائه شده است. سامانه معماری به عنوان نتیجه ای ناشی از ورود تفکر سیستمی به حوزه معماری، مفهومی نظری است که ریشه های اصلی آن بر اساس پیچیدگی های ناشی از پیشرفت سریع علوم و فنون مرتبط با معماری توسط بسیاری از نظریه پردازان و طراحان معماری، بارها مورد توجه ضمنی قرار گرفته، و خواهان شکل گیری چنین چارچوبی شده اند. بر این اساس میتوان، نقش پژوهش کیفی حاضر را، در تحلیل رویکردهای فوق( دسته بندی منابع، روش ها و خصوصیات کلی گفتمان های مطرح در منابع کتابخانه ای) ، بدین صورت بیان کرد که سوالات و الزمات علمی برای پیاده سازی یک چارچوب جامع و روشمند در معماری، از درون پژوهش های نظریه پردازنه معاصر، را احصاء کرده، و با ترکیب نتایج پژوهش های انتخاب شده و مقایسه آن ها با یکدیگر، نتایج مستندی از کیفیت نیاز به تفکر سامانه نگر(سیستمی) در معماری ارائه کرده است.
تحلیل گونه شناسی و ساختار معماری قلعه کوهران (کُهرو) اندیمشک
حوزههای تخصصی:
لوت های نقش شده در پیکرک های سفالین ایلام باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی لوت های تصویر شده در دست پیکرک های ایلامی هزاره دوم پ.م، موضوع نوشتار حاضر است. مطالعه بر روی بیش از 50 مورد از این پیکرک ها، منجر به تفکیک لوت ها به دو گروه لوت های دسته بلند و لوت های دسته کوتاه شد که این دسته بندی، برای نخستین بار در این مقاله صورت گرفته است. انواع لوت های نقش شده در دست نوازندگان از نظر ساختمان ساز، تعداد وترها، علائم موجود بر روی ساز در جهت تشخیص امکان وجود سیم گیر، دستان بندی و خرک بررسی شده است. همچنین ارتباط نوع ساز با پوشیده و برهنه بودن پیکرک ها، ارتباط آنها با خدایان و باورهای مردمان ایلامی و نیز امکان وجود تفکر جنسیت گرایانه در نواختن سازهای خاص در فرهنگ ایلامی، در این مقاله مورد توجه بوده است. از نتایج به دست آمده در این پژوهش، احتمال وجود یک وتر و نقش همراهی کننده آواز برای لوت های دسته کوتاه است. همچنین تقسیم لوت های دسته بلند به دو گروه بر اساس شکل و اندازه کاسه آنها و نیز امکان وجود دستان بندی و انگشت گذاری بر روی این ساز با توجه به شیوه نمایش دست چپ نوازندگان و وجود نشانه هایی مبتنی بر وجود دو وتر، از دیگر نتایج حاصل از این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات به روش میدانی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای انجام شده است.
مطالعه تقابل هویت ایرانی و غیر ایرانی در مجلس «آوردن سر ایرج نزد سلم و تور» اثر محمد زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
57 - 64
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نگاره آوردن سر ایرج نزد سلم و تور به قلم محمدزمان از شاهنامه شاه عباس بررسی می شود. فرضیه این مقاله آن است که تفاوت این نگاره در عنوان، محتوا و فضا، با متن شاهنامه و نیز دیگر نگاره ها از این مجلس؛ ناشی از تحولات فرهنگی عصر صفوی و نمایانگر مواجهه نقاشی ایرانی با نقاشی غربی است. روش تحقیق، تحلیلی است و برای درک دستور زبان تصویری و نشانه های مستتر در آن، به تحلیل اثر مبتنی بر متن ادبی پرداخته و سپس به تفسیر آن براساس زمینه های اجتماعی و فرهنگی اثر می پردازیم. در این نگاره، برخلاف متن فردوسی، به جای تصویر، فضایی تراژیک و خشونت آمیز از قتل ایرج، قهرمان ایرانی و تاکید بر حقانیتش، فضایی موقّر و باشکوه بازنمایی شده که درآن سلم و تور، که نمایانگر هویت غیرایرانی هستند، باصلابت و با پیکرهایی بزرگ تر از ایرج و سایر افراد تصویر شده اند. محمد زمان از تکنیک های نقاشی فرنگی، پرسپکتیو، حجم نمایی و سایه روشن در نمایش شکوه این دو بهره برده است. باتوجه به تحولات پارادایمی در اصفهان قرن یازدهم و تجربه گذار از سنت به تجدد، ذبح ایرج، قهرمان ایرانی، در بارگاه سلم و تور را می توان استعاره ای از کمرنگ شدن ارزش های نگارگری در برابر پرسپکتیو و دیگر تکنیک های غربی در سبک فرنگی سازی دانست.
بررسی تغییرات مناطق باستانی هگمتانه همدان با استفاده از سنجش ازدور و سیستم اطلاعات مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۸۶)
163-148
حوزههای تخصصی:
بحث تبیین حریم یا جانمایی صحیح محدوده عرصه یکی از عوامل مهم حفاظتی محوطه های باستانی و از مباحث مهم در حوزه میراث فرهنگی است، اما به دلیل اینکه این محدوده ها به صورت صحیح و با مختصات واقعی جانمایی نشده اند، دخل و تصرف های گسترده ای به محدوده های مبهم آنها در سال های گذشته صورت گرفته است. در این راستا، این پژوهش با استفاده از امکانات و ابزارهای سنجش ازدور و فتوگرامتری به ارزیابی تغییرات محدوده عرصه تپه باستانی هگمتانه در دوره های مختلف اقدام کرده است. با استفاده از تصاویر هوایی، نقشه تغییرات و روند تغییرات تپه باستانی هگمتانه تولید و مشخص شد که به راحتی می توان اطلاعات سال های بسیار دور را بار دیگر بازخوانی و با دقتی بالا مطالعه کرد. در این خصوص، تصاویر سال های ۱۳۱۴، ۱۳۳۵، ۱۳۵۱، ۱۳۷۷ و ۱۳۸۱ با ضریب دقت بالا (به ترتیب ۸۵، ۸۹، ۸۲، ۸۰ و ۵۸ درصد) ارزیابی شد. نتایج نشان می دهد، استفاده از تصاویر ماهواره ای به تنهایی نمی تواند پاسخ گوی توسعه تحقیقات مربوط به میراث فرهنگی و ابنیه تاریخی باشد و دلیل آن هم قدرت تفکیک زمانی پایین آن است. همان طور که در این پژوهش مشخص شد، یک بازه ۸۴ ساله مطالعه شد که نشان دهنده قدرت تصاویر هوایی در مطالعات باستان شناسی است. از سویی دیگر توان تفکیک بالای تصاویر هوایی کار را به منظور نقشه برداری محدوده عرصه هگمتانه در سال های مختلف بسیار آسان کرده است.
جستاری در باب اصالت و «ازآن خودسازی» در آفرینش آثار هنرهای تجسمی
منبع:
پیکره دوره هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
89 - 101
حوزههای تخصصی:
اهمیت آفرینش آثار هنری یگانه همواره مطرح بوده است و سنجش میزان اصالت آثار هنری از مسائل مهم هنر است. اما با پیدایش هنر پست مدرن، بازگشت مستقیم و صریح به تاریخ و سنت و ارجاع دهی های برون متنی، در آثار هنری، چهره ای متفاوت از هنر به نمایش گذاشت و ازآن خودسازی که به نوعی خوانش جدید از یک اثر هنری دیگر بود، مورد توجه هنر پست مدرن قرار گرفت. با آغاز این دوره، تفاوت ازآن خودسازی در هنر و سرقت هنری و چگونگی ارزیابی اصالت یک اثر که به شیوه ازآن خودسازی خلق شده است، از جمله مباحث چالش برانگیز ارزش گذاری آثار هنری شد. این جستار در پی آن است تا با بررسی شیوه ازآن خودسازی و میزان اصالت آثار هنرهای تجسمی خلق شده طی این فرآیند به کارکرد و تأثیر آن به پردازد و به این پرسش که ازآن خودسازی، تا چه اندازه با سنجه های اصالت در تقابل یا همسو است، پاسخ دهد. این مقاله از لحاظ هدف نظری است و هدف اصلی آن شناخت و آگاهی از مباحث ازآن خودسازی و مفاهیم مرتبط با اصالت و مؤلفه های آن است. روش تحقیق این پژوهش کیفی است و شیوه بیان و ارائه داده های آن توصیفی تحلیلی است. داده های این مقاله برآمده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های اطلاعاتی است. در این پژوهش نشان داده شد که در آثار هنری پست مدرن که براساس شیوه ازآن خودسازی خلق شده اند، تغییرات زیادی در شاخص های اصالت مطرح است که از آن جمله، اهمیت کنش اجتماعی نسبت به اثر هنری و ارجحیت اصالت فکری در آفرینش هنری است.
بررسی رویکردهای عکاسی خیابانی در ایران
حوزههای تخصصی:
عکاسی خیابانی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از هنر عکاسی معاصر، صحنه هایی از زندگی روزمره مردم را سوژه خود قرار می دهد و موضوع اصلی خود را از زندگی مدرن وام گرفته است. این مقاله بر آن است تا عکاسی خیابانی در ایران را در بازه تاریخی سال های 0731 تا 5931 مورد مطالعه قرار داده و چگونگی شکل گیری و سیر موضوعی عکاسی خیابانی در ایران و نیز ویژگی های این ژانر را در آثار عکاسان ایرانی مورد مطالعه قراردهد. این پژوهش در نظر دارد که به اهمیت ثبت حوادث و اتفاقات حوزه ی عکاسی توسط نهادهای مختلفی که با عکاسان و عکاسی در ارتباط اند بپردازد. با توجه به کمبود منابع درباره سیر شکل گیری عکاسی خیابانی در ایران، این مقاله با جست و جو در آثار خلق شده توسط عکاسان ایرانی، عکس ها و مجموعه هایی که در بازه تاریخی مورد نظر این مقاله قرار دارند را انتخاب و به بررسی رویکردها و علت خلق اثر در مجموعه های یاد شده پرداخته است. شیوه ی گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای بوده و برای جمع آوری عکس از مجلات و مقالات مصور و در صورت نیاز از منابع اینترنتی و همچنین آرشیو شخصی نگارنده استفاده شده است. نتایجی که از دسته بندی و تحلیل عکس های مورد نظر حاصل می شود بدین صورت است که در سال های گذشته علاوه بر کمرنگ شدن نقش و حمایت نهادهای دولتی، شاهد افزایش تعداد عکاسانی که به موضوع شهر و خیابان پرداخته اند هستیم و از سوی دیگر تنوع رویکردها و نگاه به عکاسی خیابانی و کاهش حجم تمرکز عکاسی خیابانی در شهر تهران هم از دیگر نتایج بدست آمده در این پژوهش می باشد.
رویکرد تاریخی به نقش مایه اسب در سفالینه های سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسب در هنر ایران، نمادی خورشیدی از درخشش معنوی رستاخیز و زندگی است و مسلمانان آن را به سعادت و خوشی ربط می دهند. با پیشرفت سفالگری در دوران سلجوقی و با نگاهی گذرا به سفالینه های برجای مانده از این دوره نقش مایه اسب به وفور و در قالب صحنه هایی از قبیل سوارکاری، شکار، جنگ و مضامین ادبی به تصویر درآمده است. آنچه در این پژوهش موردمطالعه قرارگرفته است، حضور نقش اسب، به عنوان یکی از نقوش اصلی سلجوقی در این سفالینه ها است. شناسایی عوامل تعیین کننده استفاده از نقش مایه اسب و پاسخ به سؤالات مهمی چون: نقش مایه اسب در سفالینه های سلجوقی چگونه کارشده است؟ نقش مایه اسب در این دوره، با چه مضامینی ترکیب شده است؟ بدیهی است که می تواند ما را با نحوه زندگی و هنر مردم آن دوره یاری کند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی (کتابخانه ای) بوده است. این تحقیق باهدف مطالعه دقیق بر روی نقش مایه اسب به ریشه یابی این نقش و موارد استفاده آن در هنر سفالگری آن دوره پرداخته است . نتایج حاصل از تحقیق فوق، نشانگر آن است که هنرمند سلجوقی با تکیه بر آثار دوره های پیشین، سعی در نمایش نقش مایه های مختلف، بخصوص نقش اسب را داشته است. این نقش مایه در قالب مضامین متعدد و با ترکیب بندی های گوناگون در بستر سفالینه ها سامان یافته و این نشانگر اهمیت و ارزش این نقش مایه، در دوره سلجوقی است.
مطالعه ساختاری و فرایند تخریب یک نمونه فیلم سینماتوگراف پایه نیترات سلولز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلم های سینمایی بخش مهمی از میراث فرهنگی- تاریخی و اسناد تصویری تاریخ ایران را تشکیل می دهند. تغییرات ساختاری در فیلم ها، با توجه به عوامل مؤثر بر آن ها در طول زمان منجر به تخریب تصویر می شود. مطالعات ساختاری و فرایند تخریب کمک شایانی به ارائه راهکار های حفاظتی و مرمتی در این گونه آثار می کند. در این پژوهش یک نمونه فیلم سینماتوگراف موردمطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمایش های ATR-FTIR، تصاویر میکروسکوپ نوری و تصاویر SEM در نمونه فیلم نشان داد که تکنیک ساخت نمونه ژلاتین و هالید نقره بر روی پایه پلاستیک نیترات سلولز است و تخریب در لایه تصویر ناشی از آزاد شدن گاز NO2 در پایه فیلم است. گاز های آرشیوی (پراکسیدها) ناشی از شرایط نامناسب محیطی و استفاده از مواد نامناسب در نگهداری نمونه موردپژوهش باعث اکسید شدن نقره در لایه تصویر، مهاجرت آن به سطح فیلم و منجر به عارضه تاول های اکسایش- کاهش شده است. نتایج حاصل از آنالیز SEM/EDS تاول های اکسایش-کاهش در سطح فیلم نشان دهنده تخریب یون های نقره در لایه تصویر است.
نقش ها و طرح های مشترک دست بافته های بی گره سیستان
منبع:
پیکره دوره هشتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۷
78 - 92
حوزههای تخصصی:
دست بافته های سیستان با نقش ها و کاربرد خاص خود به دو دسته «داری» و بدون« دار» تقسیم می شوند. دست بافته های«داری» آن گروه از دست بافته ها هستند که برای تولید آن ها نیاز به دار مخصوص و فضایی مشخص است اما دست بافته های بدون دار، بدون امکانات گفته شده تولید می شوند. انواع ریسمان های پشمی، مویی و انواع حصیر که اغلب به وسیله زنان عشایری بافته می شود از این دسته اند. این دست بافت ه های متنوع، دارای نقوشی مشترک هستند که در تولیدات مختلف بی گره بعضاً به کار می روند. با توجه به این موضوع در این پژوهش به بررسی تولیدات مختلف دست بافته های بی گره سیستان از لحاظ کاربرد نقوش مشترک در آن ها پرداخته می شود. گردآوری داده ها به صورت میدانی و کتابخانه ای و روش ارائه تحقیق توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که نقوش «جلیک»، «مهر و نیمک»، «چپراس»، «کوش»، «سورمهریا نقش قرمز»، «کارچک»، «عجب»، «گوشواره»، «ماه و روچ»، «هشت چم یا هشت چشم»، «تاس کت»، «بازوبند»، «پنجه» و «تعویذی» در دست بافته ها استفاده می شود. از این میان نقش مشترک همه دست بافته های بی گره با بیشترین کاربرد، نقش هشت چشم است. همچنین نقش هشت چشم، ماه و روچ، تاس کت و پراس بیشترین کاربرد را در انواع دست بافته ها دارد و نقش گوشواره با کمترین میزان در انواع دست بافته ها ظاهر شده است.
استانداردهای پایداری در شکل گیری ساختار و عناصر معماری اقلیم گرم و خشک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
44 - 69
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، باتوجه به مطالعات نمونه های سامانه های ارزیابی پایداری اقلیم گرم و خشک در سراسر جهان و مطالعات اقلیم گرم و خشک کشور ایران، کلیه مواردی که در این حوزه موجود است مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از نگارش این مقاله پاسخ به این پرسش است که آیا این مطالعات می توانند برای تدوین استانداردهای پایداری در سطح بومی معماری ایران نیز کارساز باشد و این که چگونه می توان شاخص ها و متغیر های پایداری اقلیم گرم و خشک را بر اساس این متون استخراج یا طراحی نمود. بر این اساس، نمونه هایی از استانداردهای پایداری در دنیا که در اقلیم گرم و خشک قرار گرفته اند، مانند سامانه های ارزیابی (GRIHA, NABERS, GREEN STAR, SA GREEN STAR, ESTIDAMA, QSAS) بررسی شده و همچنین، مشخصات اقلیم گرم و خشک و شاخص ها و راهکارهای پایداری در این اقلیم نیز مورد بررسی قرار گرفته است و چنین استنتاج می شود که متغیرهای منطقه ای، بومی و استانداردهای معماری و شهری در سامانه های ارزیابی بین المللی و منتخب اقلیم گرم و خشک کاملا تاثیرگذار بوده و الزاماً نمی توان از سامانه های مطرح موجود در جهان برای اقلیم گرم و خشک ایران استفاده نمود، بلکه برای ارایه سامانه بومی و پایدار برای این اقلیم، باید شرایط اقلیمی، اولویت های منطقه ای و سایر ضوابط و استانداردهایی که در ایران تدوین شده و در حال اجرا هستند را ملاک تصمیم گیری و عمل قرار داد.
تداعی های ذهنی در شناخت شاخصه های معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
70 - 98
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی ایران به عنوان بخش عظیمی از هویت، تاریخ و فرهنگ این سرزمین، همواره الهام بخش بسیاری از هنرمندان و معماران این مرز و بوم بوده است. بنابراین، احیاء ارزش های این معماری در فضای امروز و زنده نگاه داشتن این میراث ارزشمند مستلزم شناخت ویژگی ها و مؤلفه های شاخص آن است. مطالعات صورت گرفته در این حوزه نشان می دهد معماری اسلامی از سه جنبه عناصر معنایی، اصول مشترک طراحی در سرزمین های مختلف و نیز عناصر و مؤلفه های کالبدی آن قابل بررسی است. این در حالی ست که مخاطبین این هنر عمدتاً به عنصر کالبد این معماری توجه دارند و بنابراین با بهره گیری از این عناصر کالبدی که ریشه در تصاویر ذهنی آن ها دارد می توان فضاها و بناهایی خلق نمود که با تداعی این معماری محملی برای انتقال معانی ارزشمند آن به نسل های آینده باشد. با این هدف، در این تحقیق سعی گردیده از طریق پیمایش تداعی های ذهنی و دستیابی تصاویر ذهنی مخاطبین معماری اسلامی به شناخت مؤلفه های آن دست یابد. مقاله حاضر از طریق مصاحبه با 137 نفر از فارغ التحصیلان رشته معماری که با این فضاها آشنایی دارند اجرا گردید و ضمن استخراج تداعی های ذهنی و دریافت اولین تصاویر ذهنی آن ها به بررسی عوامل متمایزکننده این معماری پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که نحوه طراحی، عنصر فضا و نور، تزئینات، عناصر کالبدی، یادمان ها و مقابر و عامل معنویت از جمله عواملی هستند که به عنوان اولین عنصر تداعی کننده مورد توجه قرارگرفته اند که در این میان بیشترین تداعی ها به عنصر تزئینات اشاره دارد. علاوه براین، بیشترین تصاویر ارائه شده توسط مشارکت کنندگان مربوط به مساجد و بناهای مذهبی است.
مقایسه تطبیقی تصاویر دیوهای محمد سیاه قلم با دیوهای نگارگری ایران (معراج نامه و خاوران نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
186 - 220
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ نگارگری ایران چهره های برجسته ایی ظهور کرده اند که باعث ایجاد تحول و دگرگونی در عرصه نگارگری شده اند. کمال الدین بهزاد، سلطان محمد، رضا عباسی و ... در زمره این هنرمندان خلّاق هستند که کم و بیش اطلاعاتی درمورد زندگی نامه و شیوه کارشان در اختیار جامعه هنری قرار گرفته است اما «استاد محمد سیاه قلم» ازجمله هنرمندانی است که هویتش در هاله ایی از ابهام است. شاید یکی از دلایل مهم آن به غارت رفتن آثار این هنرمند است که همراه دیگر آثار فرهنگی و هنری ایران به دربار عثمانی منتقل شد. بررسی و تحقیق پیرامون استاد محمد سیاه قلم و آثارش چند دهه است که دغدغه پژوهشگران و هنرشناسان شرق و غرب شده است؛ مقوله ایی که سال ها در مورد آن پژوهش های بی شماری انجام شده است و کتاب ها و تحقیقات زیادی درباره آن نوشته شده اما تا کنون نظریه ایی شفاف و روشن در باب این موضوع ارائه نشده است که شخصیت و تعداد آثار استاد محمدسیاه قلم را برای محققین مشخص کند؛ لذا، در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی صورت گرفته است، این مسائل مطرح شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد استاد محمد سیاه قلم همان «غیاث الدین محمد نقاش» است که در کتابخانه امیر علیشیر نوایی کار می کرده است و یکی از دلایلی که باعث شد تا نگارگران ایرانی در به تصویر کشیدن تصویر دیو از محمد سیاه قلم تأثیر نپذیرند، این بود که آثار محمد سیاه قلم توسط سلطان سلیم به ترکیه منتقل شده است و نگاره ایی از او در دسترس هنرمندان وجود نداشته است همچنین محمد سیاه قلم به دلیل تغییر شیوه کاری اش از حمایت دربار محروم شد و کم کم سبک کار او منسوخ شد. اهداف پژوهش: بررسی هویت محمد سیاه قلم و تحقیق درباره آثارش و به طور خاص نگاره هایی حاوی تصویر دیو. بررسی تأثیرات نقش دیو در نگاره های استاد محمد سیاه قلم بر دیوهای نگارگری ایران (معراج نامه و خاوران نامه) سوالات پژوهش: آیا محمد سیاه قلم در زمینه تصویرگری نقش دیو بر نگارگری ایرانی خصوصاً بر دو نسخه خطی معراج نامه و خاوران نامه تأثیرگذار بوده است؟ چه وجوه مشترکی بین تطبیق تصاویر دیوهای محمد سیاه قلم با دیوهای نگارگری ایران (معراج نامه و خاوران نامه) دیده می شود؟
بازنگری و منشأیابی ابزارهای ابسیدینی تپه علی کش، دشت دهلران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابسیدین از سنگ های آتشفشانی است که به علت سرد شدن سریع به حالت شیشه ای درمی آید. محدود بودن منابع این سنگ در خاور نزدیک و قفقاز سبب شد تا پژوهشگران قادر باشند خصیصه های شیمیایی هر منبع را شناسایی کنند. م طالعات صورت گرفته از وجود نمونه هایی متفاوت از منابع شناخته شده در برخی محوطه ها است. از مهم ترین محوطه ها تپه علی کش در دشت دهلران است که نخستین مطالعات منشأیابی ابسیدین بر روی نمونه های به دست آمده از آن انجام شده است و همچنین از نخستین محوطه هایی است که نمونه هایی با منابع ناشناخته از آن گزارش شد. سه هدف عمده این پژوهش عبارت اند از: مطالعه نمونه های بیشتری از تپه علی کش تا شاید بتوانیم منابع بیشتری را نسبت به 3 منبع شناسایی شده در مطالعه رنفرو بر روی 7 نمونه ابزار ابسیدینی شناسایی کنیم، هدف دوم شناسایی منابع احتمالی خارج از منطقه قفقاز و آسیای صغیر با توجه به شناسایی منابع گوناگون و زیرگروه های جدید در قفقاز، آسیای صغیر، افغانستان و شبه جزیره عربستان است. هدف سوم ارزیابی وجود ابزارهایی با منبع ناشناخته در بین ابزارهای ابسیدینی علی کش است. در این پژوهش به کمک دستگاه فلورسانس اشعه ایکس به شناسایی منابع 21 نمونه به دست آمده از تعیین حریم و بررسی سطحی محوطه پرداخته شد. نتایج در آزمایشگاه باستان سنجی دانشگاه میسوری آمریکا آزمایش و با نتایج منابع منطقه قفقاز و آسیای صغیر مقایسه شد و نتایج آن در غالب نمودار پراکندگی عناصر به نمایش گذاشته شد. نتایج نشان می دهد که تمام نمونه های علی کش متعلق به منابع شناخته شده آسیای صغیر است. نتایج این پژوهش نشان داد که 2 نمونه از ابسیدین ها از نمرود/بینگول A (نمونه های 3 و 13)، 4 نمونه (نمونه های شماره 6، 9، 10 و 16) از میدان داغ و باقی 15 نمونه نیز متعلق به نمرود داغ B بوده است.
بازتعریف شاخص های مکانی ارتقاء دهنده پایداری اجتماعی با رویکرد راهبرد بازآفرینی شهری در بافت تاریخی شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال چهارم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹
147 - 179
حوزههای تخصصی:
وسعت بافت های تاریخی و فرسوده در ایران و کم توجهی به لایه های اجتماعی در تشخیص این گونه بافت ها، لزوم پرداختن به حوزه های اجتماعی و مکان را روشن می سازد. رویکرد اخیر، «بازآفرینی شهری» است که دید جامعی به بافت های تاریخی و حفاظت آن دارد. هدف این پژوهش بازتعریف شاخص های مکانی ارتقاء دهنده پایداری اجتماعی با رویکرد بازآفرینی شهری در بافت تاریخی شهر سنندج می باشد. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی می باشد. نمونه گیری به صورت تصادفی بوده و با فرمول کوکران، 400 نفر برای پرسشگری انتخاب شدند. داده های بدست آمده از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخص های تنوع فعالیتی، تراکم و فشردگی، طراحی منظر محله به ترتیب با ارزش عددی «0.854، 0.748، 0.871» بیشترین تأثیر را بر ابعاد فعالیت پذیری، انسجام فضایی – کالبدی و عدالت مندی دارند. همچنین شاخص های مربوط به «هویت مندی» با میانگین عددی 0.730 و شاخص های مربوط به «عدالت مندی» با میانگین عددی 0.691 بیشترین تأثیر را بر پایداری اجتماعی بافت ناکارآمد مرکزی شهر سنندج دارند.
Making Invisible City Visible: A Solution for Mapping Hidden Socioeconomic Patterns in Tehran
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۳, Issue ۵, Winter ۲۰۱۹
39 - 49
حوزههای تخصصی:
Today, urban areas are among the most complex social landscapes. In order to detect and to resolve urban social problems, urban planners require a deep recognition of this complexity. Synthetic homogeneous neighborhoods offer one approach in moving towards reimagining some of the invisible socioeconomic aspects of urban life. In this paper, we use Openshaw’s Automated Zone Design (AZD) methods that utilize an array of factors and algorithms to generate new homogenous socio-spatial units based on both statistical and heuristic procedures. The results are polygons (pseudo neighborhoods) which represent a specific underlying socioeconomic patterning across the city. Using Tehran as our case, the hidden socioeconomic patterns are different from the administrative city divisions and cartographic. The consistency of the new zone design was checked through global and local Moran’s I; upon given assumption that for the resulted homogenous polygons (neighborhood), there is no spatial autocorrelation in the new zone design map. The results showed the random distribution for all but one socioeconomic indices in the new zone design map. The result converts heterogeneous urban divisions into new homogenous polygons (neighborhoods) by regrouping basic socioeconomic and spatial units.
مطالعه گونه شناسی محلات بافت قدیم شهر بهبهان؛ با هدف ارائه معیارهای طراحی مرکز محله جدید
حوزههای تخصصی:
بافت های فرسوده شهر بهبهان تلفیقی از فرصت های ویژه و شرایط بحرانی عدیدهای است که در نهایت تبدیل به یکی از پیچیدهترین صورت مسئلهها برای مدیریت شهری شده است. پژوهش حاضر تلاشی است برای تعیین شاخص های مؤثر در گونه شناسی بافت شهری بهبهان به منظور برنامه ریزی برای این بافت در حال تحول. بدین منظور، پژوهش با استفاده از مطالعات اسنادی و میدانی ابتدا به تدوین چهارچوب نظری گونه شناسی و شکل شناسی محلات شهر بهبهان می پردازد. هدف از این پژوهش، گونه شناسی مراکز محلات بهبهان است که به صورت ارگانیک ساخته شدهاند و در پی آن به معیارهای گونه شناسی در طراحی مرکز محله جدیدی به عنوان محله برنامه ریزی شده میپردازیم، مبانی نظری تحقیق و عوامل و مؤلفه های مؤثر بر گونه شناسی مراکز محله، برگرفته از آثار اندیشمندان در زمینه شهرسازی درباره محلات شهری است. مدل ارزیابی در قالب پنج مؤلفه اصلی کالبدی، اجتماعی، عملکردی، ادراکی و ترافیکی صورت گرفته است، روش تحقیق در حوزه میدانی و اسنادی با استفاده از پرسشنامه، مشاهده، تحلیل ابعاد کالبدی محلات، تکنیک swot، هست. پس از گونه شناسی محلات به شناخت شهرستان بهبهان و مراکز محلات بافت قدیم بهبهان در قالب مؤلفه های عملکردی، کالبدی و اجتماعی پرداخته شد و درنتیجه بر اساس اطلاعات به دست آمده، به اهداف، راهبرد و سیاست ها و یا دستورالعمل های اقدامی می پردازیم.
کندوکاوی در ماهیت دگرگونی فضاهای شهری در شهرهای تاریخی ایران، مورد مطالعه: شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم تیر ۱۳۹۸ شماره ۷۳
29 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:بررسی تغییر کیفیت فضاهای شهری در دوره معاصر، حکایت از تأثیر نیروهایی خارج از این فضاها دارد که چالش های جدیدی را در مدیریت و ارتقای کیفیت فضای شهری، پیش رو قرار می دهد. مبتنی بر قدرت این نیروها، دگرگونی هایی که در طول تاریخ به صورت تدریجی صورت می گرفته، در زمان هایی کوتاه شکل می گیرد؛ لذا شناخت ماهیت دگرگونی شهری، دریچه های جدیدی را در زمینه نحوه مواجهه با چالش های معاصر را می گشاید. با وجود اهمیت این موضوع ، نگاه به ادبیات موجود نشان می دهد که این حوزه در مقیاس فضای شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است.<br /> هدف:با توجه به تغییرات سریع شهر و فضاهای شهری در دوره های معاصر، شکل دیگری از تحلیل فضای شهری باید مورد توجه قرار گیرد که در مطالعات کلاسیک تحلیل فضای شهری کمتر بدان پرداخته شده است. شهرهای تاریخی بهترین بستر را برای این گونه تحلیل فراهم می آورند.<br /> روش تحقیق:این پژوهش با انتخاب شهر اصفهان به عنوان نمونه مورد مطالعه از یک سو در یک سطح کلان و با روش تفسیری-تاریخی، به تحلیل دگرگونی در کلیت شهر پرداخته و از سویی دیگر با روش تحلیلی-توصیفی و استفاده از ابزارهایی چون تحلیل محتوای اسناد، بازدید میدانی و مصاحبه، به تحلیل نیروهای مؤثر بر شکل گیری و تحول فضاهای شهری جدید در اصفهان می پردازد.<br /> نتیجه گیری:نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم ترین نیروهای مؤثر در تغییر فضاهای شهری عبارت است از: حکومت، دولت، مردم، رویداد، فناوری، محیط و زمان؛ همچنین براساس تحلیل دگرگونی های کلان ساختار اصفهان، چنین برداشت می شود که در طول تاریخِ تحول اصفهان از دوره سلجوقی تا سه دهه اخیر، با وجود جهت های منفی دگرگونی فضاهای شهری در دوره پهلوی، روند تغییرات در کلیت شهر انسجامی دوسویه داشته و عمدتاً در مرکز شهر متمرکز بوده است. در حالی که در دهه های اخیر، مناطق مرکزی و تاریخی شهر تغییرات سریع، مقطعی و گسسته ای را تجربه کرده اند و در مقابل آن، قطب های توسعه فضاهای شهری در خارج از شهر ایجاد شده که سبب شکل گیری دو نیروی متقابل بر دگرگونی کلیت شهر شده است.
بررسی تطبیقی شهرسازی سنتی با شهرسازی مدرن مورد مطالعه: شهر جدید مهاجران و شهر شازند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
33 - 52
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سال های اخیر جمعیت کلانشهرها بر اثر مهاجرت ها افزایش یافت و در همین جهت شهرهای جدید با اهدافی همانند کاهش جمعیت کلانشهرها، ایجاد اشتغال و غیره احداث شده اند. هدف: از این رو هدف پژوهش حاضر، مقایسه میزان موفقیت شهرهای سنتی و جدید در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و از این عوامل برای موفقیت هر دو شهر ذکر شده، استفاده شده است. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش از نوع مقایسه ای و در چارچوب روش های تحلیلی است. از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات موردنیاز استفاده شده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تکمیل شده است. و ضریب آلفای کرونباخ نیز 858/0 محاسبه گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل 117571 نفر در شهرشازند و 20346 نفر در شهر جدید مهاجران است. که حجم نمونه انتخابی با استفاده از فرمول کوکران به ترتیب 383 و 377 محاسبه گردید. یافته ها: برای مقایسه وضعیت رضایت شهروندان با استفاده از آزمون تی دو نمونه ای و آزمون لون دو شهر با هم مقایسه و شهر شازند با میانگین 41/13 در مقابل شهرجدید مهاجران با میانگین 25/16 (نسبت به میانه 14) از میزان رضایت پایین تری برخوردار است. در همین راستا آزمون تی با مقدار 473/4- و سطح معناداری 000/0 فرض صفر را رد کرده و عدم برابری واریانس های دو شهر نیز تأیید می گردد. بر این اساس میانگین های دو شهر دارای اختلاف معنادار برابر با 84/2 بوده است. در نهایت با استفاده از روش رگرسیون چندگانه مدل تحلیلی با استفاده از ضرایب استاندارد شده هریک از معیارها در دو شهر محاسبه شده است. نتیجه: و در نتیجه شهروندان شهر شازند و شهرجدید مهاجران بر این باور بوده اند که میزان موفقیت شهر جدید مهاجران در زمینه وضعیت اقتصادی از قبیل، اشتغال و نظام فعالیتی آن هم در زمینه میزان خودکفایی شهری بیشتر از شهر شازند بوده است.
Urban and Architectural Development in Amman Downtown (Case Study: between Natural Disas ters and Great Heritage Lose)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The center of Amman (Downtown) is one of the most marvelous sites in Jordan as it represents a wide range of heritage through time and space. However, the Downtown suffers from severe disorders in terms of negative urban development due to the cross cutting cultures between the past and present. Despite of its historical and cultural richness, several factors affected the architectural uniformity of the area. The successive cultural effect is clearly marked in the downtown of Amman. Political factors, such as the arrival of the Iraqi and Syrian refugees, significantly controlled the urban planning development in a heterogeneous way created poor and overcrowded areas of immigrants due to many residential abusive areas. Moreover, the lack of innovation and maintenance of the entire downtown area with no changes through time in addition to the lack of awareness made the downtown unable to response to various emergencies. Natural hazards threats for examples earthquakes and floods are considered as a big challenge influencing the urban, economic and cultural development process, particularly due its location in a valley surrounded by seven hills. The current study focuses on finding solutions to overcome the mufti-folds of risk surrounding the area. Recommendations are put forwards for decision makers to maintain the Amman Downtown form further degradation.