مطالب مرتبط با کلیدواژه

عناصر تجسمی


۱.

ساختار و عناصر بصری ظروف سنگی هلیل رود و جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عناصر تجسمی ارتباط بصری ظروف سنگی هلیل رود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۶۴۱
زمان زیادی ازکشف تمدن هلیل رود(جیرفت) نمیگذرد و پژوهش های زیادی در باب این تمدن صورت نگرفته و بررسی و مطالعه ساختار نقوش روی آثار تازگی دارد. با توجه به عدم وجود اطلاعات مکتوب و سندهای تاریخی کافی از این تمدنﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺍﻫﻤیﺖ و جایگاه آن در تاریخ هنر ایران باستان ، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﻘوش ﺑﻪ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺍیﻦ ﺗﻤﺪﻥ می تواند  منبع خوبی باشند که ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺳﺘﺮسی ﻫﺴﺘﻨﺪ وﻣی ﺗﻮﺍنند ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ی ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻋﻘﺎیﺪ، ﺁﺩﺍﺏ ، ﺭﺳﻮﻡ ،دانش فنی و ... ﺍﺯ ﺍیﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘیﺎﺭ ما ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ. نقوش بکار رفته روی آثار بخش مهمی از هنر ایران باستان است. نقوش سفالینه ها و ...که بسیاری از آنها با نقش مایه های بسیارزیبا تزیین شده ان د، هم واره بیانگ ر دیدگاه و جهان بینی ، مفاهی م نمادی ن و ارتباطات فرهنگ ی جوامع در زمان های گذش ته بوده اس ت. هدف از این پژوهش مطالعه و بررس ی ساختار بصری نقوش تزئینی (دانش فنی زیبایی شناس ی) بر روی آثار یافت شده از تمدن جیرفت و پرسش از کیفیت زیبایی آن هاست. درضمن مطالعه ساختار تصویری نقوش بکار رفته روی آثار می توانیم حساسیت های بصری خالقان این آثار را در مورد امر زیبا آشکار سازیم کاربرد اصولی و دقیق عناصر زیبایی شناسانه (دانش فنی) همچون ریتم، تقارن، تعادل، تناسب ،تمرکز، توازن و غیره بر روی آثار سنگی تمدن جیرفت به وفوردیده می شوند و بیان کننده این امر مهم هستند که مردمان این تمدن علاوه بر جنبه کاربردی ظروف در زندگی روزمره، با استفاده از نقوش مختلف ( هندسی، انسانی، گیاهی، حیوانی، موضوعی و نمادین) روی این آثار سعی در ارضا کردن نیاز های زیبایی شناسانه خود بوده اند. روش گردآوری داده ها در این مقاله، مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی از طریق مشاهده عینی و روش پژوهش بصورت توصیفی و تحلیلی است. به نظر می رسد منشأ عناصر تجسمی، عقاید انتزاعی و تصاویر رئالیستی برگرفته از طبعیت اطراف و آئین های اساطیری این حوزه بوده و در کنار آن ، ذهن حساس و زیبای شناسانه هنرمندان که از فرهنگ آنها نشأت می گرفته قابل مشاهده است. نقش اندازی بر روی این ظروف وسیله ای برای انتقال پیام در دروان پیش از تاریخ به شمار رفته است و مناسب ترین بوم برای نمایش پیام و دانش بشری در دوران خود مورد استفاده هنرمندان قرار گرفته است. سؤالات این پژوهش این است : -1در ساختار و ترکیب بندی تزئینات ظروف از کدام عناصر و کیفیات بصری(دانش فنی) استفاده شده است و فنون ارتباط بصری مرتبط با ظروف سنگی هلیل رود چگونه است؟ 2-رابطه معنایی بین فرم و محتوای نقوش این آثار کدام است ؟ اهداف: 1-بررسی ساختار بصری و تجسمی نقوش روی آثار این تمدن 2-تحلیل رابطه بین فرم و محتوای نقوش بکار رفته در آثار این تمدن
۲.

جستاری بر اصول انتظام بصری در نقوش آثار سنگ صابونی جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هلیل رود تمدن جیرفت عناصر بصری سنگ صابونی عناصر تجسمی انتظام بصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۷
این جستار بر آن است که برپایه مطالعات اسنادی و با هدف شناخت موقعیت هنر حوزه هلیل رود در تاریخ هنر های دیداری، به شناسایی، توصیف و تحلیل عوامل موثر در ایجاد انتظام بصری در آثار سنگ صابونی جیرفت بپردازد. نگارندگان تلاش دارند در جهت پاسخگویی این پرسش بر آیند که: هنرمند یا صنعتگر حوزه باستانی هلیل رود، وارث یا بانی کدام یک از تجربیات هنری بوده است؟ از آنجا که نقوش اجراشده بر روى این آثار در نهایت زیبایی، توازن، تناسب و تعادل طراحی و اجرا شده اند، می توان چنین انگاشت که سازندگان آن ها افزون بر آگاهی از کاربرد هنری خطوط و نقوش، از دانش و مبانی بصری نیز آگاه بوده اند. یافته ها نشان می دهد که مهندسی و فهم بصری عناصر در سطحِ اشیاء، در جهت تعامل ساختاری خط و نقش آن ها بوده و دستیابی به وحدت در آثار هنری از مهمترین اهداف ساخت آن ها بوده است. هنرمند/صنعتگر حوزه هلیل رود، شناختی نسبتاً روشن از کار خود به مثابه یک کار هنری داشته و سعی بر ایجاد رابطه بین طرح و زمینه، دورنما، ایجاد تنوع و ایستاگریزی با تکرار پیکره ها و عناصر کرده است. ضمن این که برخی جنبه های ابتدایی [و غیرپیشرفته] نظیر یکدستی در ابعاد پیکره ها، فقدان زنده نمایی، بافت و سادگی را می توان در آن ها مشاهده کرد.
۳.

نگرشی حکمی به عناصر بنیادی تجسمی از منظر زیباشناسی عرفانی فیض کاشانی و کاربست آن در تحلیل آثار تایپوگرافی

کلیدواژه‌ها: فیض کاشانی رساله مشواق نمادگرایی عرفانی رمز عناصر تجسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۴
علامه فیض کاشانی از اعاظم و مفاخر علمای شیعه و در فقه، اصول، فلسفه، کلام، عرفان، حدیث و به عبارتی تمام علوم مهم عصر خود از مردان کم نظیر روزگار است. از خلال آثار ایشان می توان به بسته جامعی از اصول عرفان نظری مطابق با سیره و درر کلام ثقلین دست یافت که در آن، نظام هستی مملو از اسماءالله و مناسبات آن، تبیین می شود. وی در رساله ای مختصر به نام مشواق، با استناد به مثنوی گلشن راز شیخ محمود شبستری ضمن شرح نمادهای محسوس رایج در شعر عارفان، شیوه ای در رازگشایی از نمادگرایی عرفانی به کار برده که می توان با بازتعریف، آن را در تحلیل آثار هنرهای تجسمی به کار برد. فیض در نمادسازی، هم زمان از ویژگی های ظاهری و کیفی نمادهای حسی در تطبیق با امور معقول بهره می برد. از منظر زیباشناسی عرفانی وی، اصول و نمادهای هنرهای تجسمی مانند ترکیب بندی، ریتم و رنگ همانند نمادهای عرفانی رخ و زلف و لب قابل تأویل و ارجاع به امور باطنی اند. بنابراین کثرت خطوط در پوستر یادآور ریتم زلف یار است و نقطه مقام اختفای غیب است. رنگ نفخ روح و افاضه وجود است که در نماد ادبی کار لب دانسته می شود. چشم محبوب محل بروز احساسات و غمزه است. نور عامل نمایش جذابیت و دیدن اثر است. خط روی معشوق حد فاصل غیب و شهادت، مهم ترین عنصر جداکننده تجسمی است و رخ با کارکرد ترکیب بندی در هنر همخوان است. کار شراب ایجاد شور و هدم قواعد عقلی است و این نقش از آن عامل مسلط یا تضاد در اثر تجسمی است