خوانش انتقادی مطالعات ناظر بر خودرو در جامعه ایرانی ذیل ملاحظات پارادایمی مندرج در جامعه شناسی تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فراوانی پژوهش های مطالعات خودرو، پراکندگی نتایج مطالعاتی، ماهیت میان رشته ای نسبت یابی خودرو به مثابه مصنوع فناورانه جدید و ابعاد مختلف نظام اجتماعی، ضرورت خوانش انتقادی مقالات ذیربط را به منظور دستیابی به کفایت ها و کمبودهای مطالعاتی با نظرداشت به ملاحظات پارادایمی مندرج در جامعه شناسی تکنولوژی آشکار می سازد. هدف پژوهش، توصیف زوایای مطالعات داخلی 1382-1403 حوزه علوم اجتماعی و هنر پیرامون خودرو حسب مؤلفه های چندگانه است. تعداد 26 مقاله مرتبط از میان 893 مقاله نمایه شده در پایگاه های علمی داخلی بر مبنای معیارهای شمول انتخاب و با روش تحلیل ماتریسی و مضمونی مورد کاوش قرار داده شده اند. به موجب نتایج حاصله، بسیاری از مقالات طی تمرکز بر شهرهای بزرگ، ذیل الزامات رویکرد پیمایشی و تحلیل ثانوی داده ها در مقام داده یابی و داده کاوی و هم چنین، بازی با مجموعه ای از متغیرهای انتظامی - شهری به مثابه متغیرهای مستقل و وابسته نگاشته شده اند. به علاوه، در تعداد بسیار محدودی از مقالات، صورت بندی مسأله خودرو در ایران از منظر ملاحظات زیست محیطی، روانی بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و در بی اعتنایی به چشم اندازهای نظری متأخر در مطالعات تکنولوژی نظیر کنش گر-شبکه و متقابلاً، اکتفاء به جهت گیری های آسیب شناختی، ذیل پارادایم جبرگرایی تکنولوژیک مورد کاوش قرار گرفته است. مزید بر مغفوله های محتوایی پیش گفته، عدم التفات خاطر پژوهشگران ایرانی به الزامات و لوازم مترتب بر پارادایم پژوهش کیفی در موضع داده یابی و داده کاوی، به عنوان محوری ترین مغفوله مطالعات موجود از حیث روش شناختی محسوب می شود.