فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۶۱ تا ۶٬۱۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
7 - 24
حوزههای تخصصی:
روستای سرمشهد در دهستان دادین از بخش «جره بالاده» شهرستان کازرون و در 30 کیلومتری غرب شهر بالاده قرار گرفته است. در این روستا یک محوطه تاریخی واقع است. محوطه تاریخی سرمشهد یکی از بزرگ ترین مناطقی است که آثار دوره ساسانی تا سده 7 هجری قمری در آن قابل مشاهده است. این محوطه تاریخی در هفت کیلومتری روستای سرمشهد در دشتی هموار و در میان دو رشته کوه جا گرفته است. جغرافی نویسان اسلامی در آثار خود این محوطه را دشت «بارین» و «غندجان» نامیده اند. نخستین بار، طبری(224-310ه.ق ) دشت بارین را در «اردشیرخوره» معرفی می کند و پیشینه آن را به زمان ساسانیان نسبت می دهد. برخی از این منابع «غندجان» را در کوره اردشیرخوره و برخی دیگر در کوره «شاپور خوره» و وابسته به منطقه «جره» دانسته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است بررسی نام جای غندجان و دشت بارین در متون جغرافی نویسان اسلامی و انطباق آن با محوطه تاریخی سرمشهد، داده های ارزشمندی در رابطه با، پراکندگی جمعیت، چگونگی راه های ارتباطی و بازرگانی، مناسبات اجتماعی و مراکز صنعتی و تولیدی، در اختیار ما قرار می دهد. روش انتخاب شده در این پژوهش بر پایه بررسی جغرافیای تاریخی و مطالعه شواهد باستان شناسی و هنری در مورد دشت بارین و غندجان و بازدید منطقه ای است. با توجه به این پژوهش ، از سده سوم تا سده نهم هجری قمری ده جغرافی نویس اسلامی از شهر غندیجان و دشت بارین در آثار خود نام برده اند و دانستنی های فراوانی درباره حدود شهر، منابع آب و مسافت این شهر تا منزلگاه های پیرامون ارائه می دهند. با نگرش به این توصیفات، غندجان متون اسلامی با محوطه تاریخی سر مشهد در استان فارس هم خوانی دارد. .بررسی تغیی رات در جغرافیای اداری غندج ان در قالب کوره های اردشیرخوره و شاپورخوره با مطالعه منابع جغرافی نویسان اسلامی. 2.بررسی محوطه تاریخی و جغرافیایی سرمشهد. سؤالات پژوه ش: 1.چه عللی در نامشخص بودن پیشینه تاریخی و جغرافیایی محوطه تاریخی سرمشهد نقش داشته است؟ 2.چه عواملی در توسعه و گسترش شهر غندجان نقش داشته است؟
مقایسه نقاشی بقاع متبرکه گیلان و نقاشی پشت شیشه(زند و قاجار)بر مبنای نظریه ژنت با تاکید بر همانگونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بقاع متبرکه گیلان دارای نقاشی های مذهبی بسیاری است که خاستگاه و مبدأ آن به روشنی معلوم نیست. باورهای تشیع به ویژه واقعه کربلا از جمله مضامین این نقاشی ها است. وجه تشابه موضوعات و شیوه تصویرسازی این نقاشی ها با نقاشی های قهوه خانه ای از چشم پژوهشگران دور نمانده است، اما نقاشی پشت شیشه یکی از هنرهای سنتی ایران است که امروزه کمتر به آن توجه می شود. شایان ذکر است که نقاشی پشت شیشه مذهبی نیز دارای موضوعات و تصاویری است که با نقاشی قهوه خانه ای و نقاشی بقاع متبرکه گیلان قابل قیاس است. متن مشترک میان این نقاشی ها نه تنها موضوعات مشترک بلکه شباهت های فرمی و تصویری است. برای پاسخ به این سوال که چه تفاوت ها و شباهت هایی میان نقوش بقاع متبرکه و نقاشی پشت شیشه وجود دارد، در پژوهش پیش رو از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت استفاده شده است و تاکیدبرچگونگی رابطه همانگونگی میان آثاراست. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای از طریق فیش برداری و تصویر خوانی است. تجزیه تحلیل داده ها کیفی است. نتایج تحقیق نشان می دهد، روابط بینامتنی، پیش متنی و ترامتنی میان نقاشی بقاع متبرکه شرق گیلان و نقاشی پشت شیشه برقرار است و میان نقاشی های بقاع متبرکه گیلان و نقاشی پشت شیشه رابطه همانگونگی حاکم است.
طرح یک گفتمان انتقادی: تار ایرانی علی قمصری؛ بحران موسیقایی یا دغدغه تعالی
حوزههای تخصصی:
تا جایی که به موسیقیِ حداقل ۱۰-۱۵ سال اخیر ایران نگاه می کنیم، نام هایی را می بینیم که خوب یا بد در موسیقیِ هرچند در این روزها، کم فروغ اصیل ایرانی حرف های زیادی برای گفتن داشته اند. علی قمصری البته یکی از این نام هاست که گاه به جریانِ موسیقی ایران جهت داده و گاه نیز بر جریاناتی از این موسیقی تاخته. این که بخواهم برای او و درباره او بنویسم؛ هم سخت است و هم دلپذیر. چراکه قمصری همواره در ساحت استاد بسیار برایم قابل احترام است و می دانم که دغدغه مندی های او ولو شخ صی اله ام بخشِ بسیاری از فعالیت های هم نسلانم نیز بوده است. این نوشتار البته از طرفی می تواند خوب و هدفمند نیز باشد، چرا که اگر بگویم در طول حداقل چهار سال شاگردی و همراهی، او و تفکر همواره در تکاپوی اش، ارتباطاتم با اساتید و دوستانِ فعالِ علاقه مند و گاه منتقدش را و حتی نوع نگاه شخصی ام در طول این سالیان را چاشنی این نوشتار قرار داده ام، اغراق نکرده ام
مطالعه نادیده انگاری فلسفی هنر خورد و خوراک با رویکرد جنسیت گرایی و تأکید بر آراء کورسمیر
حوزههای تخصصی:
موضوع تحقیق پیش رو مطالعه نادیده انگاریِ فلسفی «هنر» خورد و خوراک با رویکرد جنسیت گرایی است. آنچه در این مقاله به آن توجّه شده آشپزی، آشپزخانه و خوراک به دلیل پیوند نزدیک آن با «زنان» و تأثیر جنسیت گرایی بر زیبایی شناسی خورد و خوراک به مثابه فرمی هنری است. تاریخ تفکّرات فلسفی به همراه دیدگاه هایِ سلسله مراتبی حواس در دفاع از حس چشایی برنیامده و اغلب آن را از دایره زیبایی شناختی بیرون رانده است. هدف اصلی مقاله، یافتن ارتباطات بین نادیده انگاشتن حس چشایی و خورد و خوراک به مثابه هنر و مقوله جنسیت گرایی است. به دلیل گسترده بودن تعداد اندیشمندان و محدودیّت زمانی از این میان دوگانه انگاری افلاطون و دیدگاهِ مبتنی بر سلسله مراتب حواس، سه گانه اشتراووس و تحقیقات کورسمیر در کنار رویکرد فمینیسم شالوده اصلی تحقیق را شکل داده است. در آخر به نظر می رسد کورسمیر جنسیت زدگی زیبایی شناسی خورد و خوراک را نپذیرفته و شایسته نمی داند بلکه به دلایل دیگر عدم حضور آن در دایره هنرهای والا را تأیید می کند. پرسش اصلی پژوهش این است که جنسیت گرایی چگونه بر زیبایی شناسی خورد و خوراک تأثیر گذاشته و آن را از دایره امر زیبا طرد کرده است؟ روش تحقیق پیش رو به لحاظ هدف، از نوع بنیادی است و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی است. شیوه گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر کتابخانه ای است و ابزار گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای و بررسی متون است. در این تحقیق، رویکرد کیفی استفاده شده است.
سیر تحولات خوشنویسی اسلامی در ترکیه معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
67 - 80
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری جمهوری ترکیه و افزایش تبلیغات غرب گرایی توسط آن، هنر خوشنویسی که در دوران عثمانی از اهمیت بالایی برخوردار بود، به ناگاه مورد بی مهری قرارگرفت و روندی که توسط هنرمندانی چون «شیخ حمدالله» آغاز شده بود، برای چند دهه متوقف شد. در دهه هشتاد میلادی با تلاش حکومت وقت، ارگان های مذهبی و گرایش های صوفیانه و عرفانی، این هنر مجدداً احیا شد. این پژوهش که در زمینه خوشنویسی معاصر ترکیه، به شیوه تاریخی-تحلیلی و با رجوع به آثار، زندگی و سخنان هنرمندان ترک انجام شد، نشان داد که دو رویکرد متمایز در خوشنویسی ترکیه تا کنون شکل گرفته است: 1-رویکردی که همچنان به شیوه های سنتی و درست نویسی خط وفادار ماند و تنها در مواد و ابزار کار تغییراتی ایجاد کرد و 2-رویکرد دیگری که در آن هنرمند با تأثیرپذیری از هنر مدرن به خوشنویسی نگاهی چون نقاشی انتزاعی در پیش گرفت و بیشتر بر حالات خوشنویسانه تأکید ورزید تا شیوه های درست نویسی. اما نکته حائز اهمیت این مسئله است که در هر دو رویکرد شیوه آموزش استاد-شاگردی و انتقال سنت ها از استاد به هنرجو سبب شده همچنان هویت سنتی و مذهبی خوشنویسی حفظ شود، به طوری که حتی در رویکرد مدرن به خط، مفاهیم عرفانی همچنان توسط هنرمندان مورد تأکید قرار گرفته اند. به این ترتیب نه تنها رویارویی با هنر غرب از ارزش های سنتی خوشنویسی ترکیه نکاسته است، بلکه حضور هنرمندان ترک مقیم در کشورهای غربی، سبب شده است هنر مدرن نیز در زمینه هایی از خوشنویسی اسلامی تأثیر پذیرد.
تبیین ارزیابی ذهنی مطلوبیت منظر صوتی بازار تبریز و اثرپذیری آن از تواتر و دلیل حضور افراد در بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
59 - 72
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی در مطلوبیت منظر صوتی اثرگذار هستند که دلیل حضور فرد در فضای شهری و تواتر مراجعه از جمله آن است. در تحقیق حاضر تأثیر این مسئله در مطلوبیت منظر صوتی بازار تبریز موردمطالعه قرار گرفته است. برای روشن شدن نحوه ادراک افراد مختلف از منظر صوتی بازار، از پرسش نامه استفاده شده که 384 نفر از سه گروه مورد آزمون قرار گرفته اند. همبستگی اسپیرمن بین مؤلفه-های مطروحه محاسبه شده و از لحاظ آماری معنادار است. هرچه میزان مواجهه با منظر صوتی بیشتر باشد، خوشایندی آن کمتر می-گردد. به طوری که کسبه بازار مشخصاً منظر صوتی بازار را نسبت به سایرین نامطلوب تر درک می کنند. گردشگران به علت فراغت بال و مدت کم مواجهه با صدای بازار، آن را خوشایندتر از سایرین تلقی می کنند. در فضاهای آرام و آسوده بازار تبریز مهم ترین عاملی کاهنده آسایش صوتی و مطلوبیت منظر صوتی، بروز ناگهانی صداهایی با اختلاف تراز صوت است.
Sense of Satisfaction: How Physical Elements of His torical Texture Walls Could Affect Residents’ Satisfaction in the Neighborhoods?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۱, Issue ۲ - Serial Number ۴۰, Spring ۲۰۲۱
41 - 52
حوزههای تخصصی:
The s tudy endeavors to identify and analyze the relationship between physical elements in his torical texture walls in the Qajar, Pahlavi, and contemporary periods; and classify the factors affecting the resident's sense of satisfaction in these neighborhoods. The research method is consis ts of both correlation in the firs t part and descriptive-analytical technique in the second part. In this regard, the criteria and indicators of physical factors in the context and neighborhood wall include the scale of proportions and height, entrances and portals, windows, and context and ornoments in the walls of residential, commercial, and cultural facades have specified. This Physical indicators consis t of relationships and organization, specific locations, and local services. In continue, a significant relationship and correlation between the desired variables were identified. Indicators were evaluated in three different textures in the his torical periods. The positive and negative points of each period were dis tinguished, and the privilege parameters of each neighborhood were examined. Then the general s tructure was explained and drawn to develop the context and body of the neighborhood walls. The results show that people are more inclined to live in neighborhoods with the same height scale and proportions and similar ornoments and appropriate to their specific use. People also tend to live in residential buildings with high-end entrances amids t large windows covered with curtains and wrought iron.
قاب کردن نگاه در کاخ های عثمانی، صفوی و گورکانی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴
114 - 165
حوزههای تخصصی:
بازنمایی رنج از منظر روانکاوانه، در نمایشنامه «هیولاخوانی» نوشته نغمه ثمینی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵
38 - 46
حوزههای تخصصی:
ژک لکان، ژوئیسانس را در ساحتِ واقع و اختگی را در ساحت نمادین تعریف می کند. رنج، ویژگی مشترک این دو امر است که به طور متفاوتی نمایان می شود. نمایشنامه «هیولاخوانی»، نوشته نغمه ثمینی اثری است با ویژگی های رئالیسم جادویی و در باب سرکوب. از همین روی، بستر مناسبی را برای پژوهش روانکاوانه فراهم می کند. هدف از این پژوهش، خوانش روانکاوانه نمایشنامه «هیولاخوانی» با تکیه بر آرای ژک لکان و تأکید بر چگونگی بازنمایی رنج است. این تحقیق، با استفاده از منابع کتابخانه ای و به صورت توصیفی- تحلیلی به نگارش درآمده است. طبق نتیجه پژوهش، هر دو رویِ رنج، در این اثر، بازنمایی شده است. نشانه های اختگی در ظاهرِ خانه، سقط جنین، خواب یونس و ... وجود دارد. ابراهیم نیز به دلیل سرکوب مرضیه و یونس، عامل اختگی است. سعید شهرزاد/ ترانه بامداد به وسیله متونی که می نویسد، امر واقع را بازنمایی کرده و امکان تجربه ژوئیسانس و گذر از اختگی را برای مرضیه فراهم می کند.
بررسی و مطالعه کتیبه های سنگ قبور بقعه شیخ عالی روستای دوانِ کازرون
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶
59 - 84
حوزههای تخصصی:
کتیبه نگاری از جمله هنرهایی است که از زمان های دور در ایران رواج داشته و به اشکال مختلف و بر روی مواد گوناگون اجرا شده است. کتیبه ها حاوی اطلاعات گران بهایی از زمانه خود می باشند. یکی از انواع کتیبه نگاری، خط نبشته های روی سنگ قبرهاست که با انواع خطوط نگارش یافته اند و به سده های مختلف تعلق دارند. نگارندگان در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و به مدد مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی درصدد پاسخ به این سؤالات هستند که سنگ قبرهای بقعه شیخ عالی، به چه دوره و شخصیت هایی تعلق دارند؟ کتیبه های روی سنگ قبرها شامل چه مضامینی است؟ مشخصات ظاهری سنگ قبرها چیست؟ با توجه به نتایج به دست آمده مشخص گردید که سنگ قبرهای بقعه شیخ عالی مربوط به قرون پنجم تا چهاردهم هجری قمری می باشد و به علما و عرفای به نام فارس و جهان اسلام تعلق دارند. جنس تمامی سنگ قبرها از نوع آهکی است و به لحاظ ظاهری به دو گروه عمده صندوقی و محرابی ساده طبقه بندی می شوند. سنگ قبرها بدون نقش و نگار و مضامین کتیبه های روی آن ها شامل آیات قرآنی، ادعیه، اشعار و اسامی، القاب و مشخصات متوفیان و تاریخ فوت آن هاست که با انواع خطوط کوفی، ثلث، نسخ و نستعلیق نگارش یافته اند.
سیری در معماری سبز ایران
حوزههای تخصصی:
معماری سبز به ساختمان هایی اطلاق می شود که در آن از مصالح سبز و تکنولوژی های سبز(مواد و مصالح قابل بازگشت به چرخه طبیعی) استفاده می شود و اثرات منفی آن را بر روی محیط اطرافش کم می کند. هدف از این نوع معماری هم سو شدن با محیط زیست است. این تحقیق به شیوه توصیفی و تحلیلی و از نوع مطالعات عملی و کاربردی است که مبتنی بر مطالعه، کارهای انجام شده، تحقیق ها و پایان نامه های به روز و تجزیه و تحلیل آن ها می باشد. آلودگی زیست محیطی و بحران انرژی در سده بیستم، زمینه های پیدایش رویکردهای مختلف برای همسازی معماری با اقلیم را ایجاد نمود. به رغم نادیده انگاشتن نقش انسان در برخی از این رویکردها، اخیراً نقش سبک زندگی انسان در حل بحران های زیست محیطی مورد توجه قرار گرفته است. معماری کهن ایران زمین، با توجه به مصادیق فراوان قابل بحث و بررسی، به خوبی به مبانی پایداری وفادار بوده است. ساختمان های کهن ایران طوری طراحی شده اند که در زمستان به خوبی و سادگی گرم می شوند و در تابستان به راحتی خنک و این ساده ترین وکاربردی ترین مفهوم معماری پایداراست .دست کم از اصول معماری ایرانی خود بسندگی و پرهیز از بیهودگی را بدون کوچکترین کم و کاستی می توان با معماری پایدار(سبز) مطابق دانست و این یعنی معماری ایران خیلی قبل تر از آنکه دنیا به فکر نگرشی نو به معماری باشد اینگونه می آفریده است.
مطالعه تطبیقی طراحی و ساختار تزیینی کتیبه های کوفی آثار دوره آل بویه(درِ چوبی موجود در موزه ملی ایران و الواح چوبی آستان امام علی(ع) موجود در موزه عربی قاهره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره آل بویه به لحاظ فرهنگی و هنری نقطه عطفی در تاریخ هنر ایران به شمار می آید. در این دوران انواع هنرها از جمله هنرهای چوبی، به شکوفایی چشمگیری رسیدند. از جمله آثار چوبی باارزش این دوران، الواح چوبی آستان امام علی(ع) موجود در موزه عربی قاهره و مجموعه رابِنو، و درِ چوبی محفوظ در موزه ملی ایران به شماره 3292 می باشد که طبق کتیبه موجود در آن، به دستور آخرین حکمران آل بویه ابومنصور فولاد ستون در منطقه فارس بین سال های 440 تا 448ق ساخته شده است. کتیبه های متعدد کوفی موجود در این آثار از لحاظ طراحی و ساختار قابل مقایسه است. هدف از این پژوهش شناخت ویژگی ها و ساختار تزیینی کتیبه ها و مفردات این آثار و مقایسه آن ها با یکدیگر است. سؤال های پژوهش عبارت است از: 1. ساختار تزیینی کتیبه های کوفی این آثار دارای چه ویژگی هایی است؟ 2. ویژگی های مفردات کتیبه های کوفی این آثار چیست؟ 3. وجوه اشتراک و افتراق کتیبه های کوفی این آثار کدام است؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای اسنادی و میدانی با بررسی مقایسه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد ساختار کلی طراحی کتیبه ها از الگویی واحد پیروی می کنند. از وجوه اشتراک این آثار، نخست استفاده از مضامین شیعی است که از ویژگی های هنر آل بویه است. همچنین برجستگی یکسان نقوش گیاهی با کتیبه ها به طوری که در نگاه نخست، کتیبه ها از نوع کوفی گل دار به نظر می آیند اما در واقع حروف، پیوندی با نقوش گیاهی اطراف خود ندارند. از دیگر وجوه اشتراک این آثار، نوع خط کوفی ساده کتیبه هاست که از نظر ساختار شباهت قابل توجهی دارند.با استخراج مفردات کتیبه ها مشخص می شود اکثر حروف به شکلی مشابه طراحی شده اند. به جز بعضی از حروف مانند «ح»، «ک»، «ط»، «ع» و «ی» که به شکلی متفاوت طراحی شده اما پایه ساختار مشابه است. از دیگر وجوه افتراق این آثار، تنوع بیشتر در طراحی حروف درِ چوبی محفوظ در موزه ملی ایران نسبت به لوح های آستان امام علی(ع) است. در کتیبه های این درِ چوبی، از دو نوع کوفی ساده و گل دار استفاده شده که باعث تنوع بیشتری در طراحی حروف شده است.
سنجش تاب آوری باغات شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۷۳
۱۰۲-۸۹
حوزههای تخصصی:
طی دهه های گذشته رشد و گسترش افقی شهرها، انضمام محدوده های روستایی-باغی به محدوده شهر مادر را در پی داشته است، به ویژه در اقلیم گرم وخشک ایران به واسطه شبکه آبیِ مشترکِ محدود (قنات) و نزدیکی سکونتگاه های پیرامون این شبکه به همدیگر، پدیده مذکور شدت بیشتری داشته و موجب تخریب باغ های این بافت های شهری روستابنیان شده است. این پژوهش در پی سنجش تاب آوری باغ های شهری در اقلیم گرم وخشک ایران با مدلی علمی، جامع و مکان مند بوده و الگوی مفهومی مدل ساخته شده، حاصل از ادبیات نظری مبتنی بر مفاهیم «تاب آوری»، «باغ» و «توسعه» است. همچنین از چارچوب های نظری، روش ها و تکنیک های مبحث تاب آوری شاخص های متناسب با تاب آوری باغ ها احصا شده و تحت عنوان چارچوب مطالعاتی تاب آوری باغ ها تدوین می شود. این چارچوب دارای ابعاد پنج گانه ی، اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و نهادی است که ضمن گونه شناسی باغات موجود براساس چهارچوب مفهومی مذکور؛ برای تعیین ضریب اهمیت لایه ها از نرم افزار super decision استفاده کرده و حاصل نمره دهی اولیه گروه دلفی بر مبنای مقایسه دودویی توماس ال ساعتی؛ داده های ورودی نرم افزار برای تعیین وزن لایه ها است. در ادامه با تحلیل های مکانی در نرم افزار ArcGIS و انجام آزمون F بر روی نتایج در نرم افزار SPSS به تحلیل داده های حاصل به منظور سنجش میزان تاب آوری باغات پرداخته و میزان تاب آوری پلاک های باغی مشخص می شود. کل این فرآیند از شناخت تا تحلیل داده ها و درنهایت مشخص نمودن میزان تاب آوری و نحوه اولویت بندی باغات تحت قالب یک مدل برای سنجش تاب آوری باغات صورت بندی می گردد. مدل تدوین شده دارای سه قابلیت عمده است، در وهله اول توانایی سنجش میزان تاب آوری باغات از تمامی جنبه های اثرگذار بر باغات را دارد و سپس بر مبنای این سنجش می توان به اولویت بندی باغات براساس تاب آوری پرداخت و تمامی این اطلاعات را به صورت مکان مند ارائه کرد. این مدل بر روی باغات شهر یزد به عنوان مورد پژوهی پیاده و میزان تاب آوری باغات هر یک از محلات و مناطق دربرگیرنده باغ های شهر یزد تعیین و بر مبنای آن اولویت بندی می شود.
مقایسه تطبیقی جانورنگاری در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان و قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
7 - 17
حوزههای تخصصی:
نگارگری مکاتب دوره صفوی رابطه تنگاتنگی با هم دارند. جانورنگاری خشی از نگارگری که در دیوارنگاره های اولیه کاخ های چهل ستون اصفهان و قزوین نقش بسته، نشانگر این پیوستگی است. فرضیه نگارندگان مبتنی بر آن است که دیوارنگاره های اولیه ی کاخ های چهل ستون اصفهان و قزوین که مربوط به دوره شاه تهماسب و شاه عباس اول هست ازنظر سبک با هم مطابقت دارند و توسط نسلی از نگارگران انجام شده اند که سابقه کار و هنرآموزی را در مکاتب تبریز و قزوین داشتند. هدف از این پژوهش تطبیق موضوع ها، ویژگی های سبکی و عناصر به کاررفته در دیوارنگاره های اولیه بنای چهل ستون اصفهان و قزوین بود. از این مطالعه چنین برمی آمد که آزادی که در مکتب اصفهان از آن بحث می شود در این نگاره های مذکور قابل رویت نیست زیرا هنوز در این دیوارنگاره ها سبک مکاتب قبلی نمایان است. جانور سازی در نگاره ها گرچه هر سه شیوه جانورنگاری را در برمی گیرد اما در آثار باقی مانده در دو بنای حایز اهمیت دوره صفوی، اثری از جانوران اسطوره ای اژدها و سیمرغ نیست و گرفت و گیر در این دیوارنگاره ها حذف و یا محدود شده است. تغییر و تحولات مذکور در جانورنگاری از سال های پایانی مکتب تبریز دو، آغاز و در دیوارنگاره های چهل ستون قزوین و اصفهان خودنمایی کرده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تطبیقی بوده و در مطالعات از منابع کتابخانه ای و تحقیق میدانی استفاده شده است.
مطالعه ی تطبیقی تعاریف، کارکردها و عناصر «رسانه»، به منظور بررسی نقش «معماری» به عنوان یک «رسانه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری و رسانه، به عنوان ابزارهای اجتماعی در بستر فرهنگی و تاریخی، نقش مهمی را در زندگی روزمره ی انسان ها ایفا می کنند. با توجه به تعدد روزافزون رسانه ها و وجود ارتباط با مخاطبین در هر دوی این پدیده ها، هدف پژوهش حاضر آن است که دریابد آیا می توان معماری را نیز به مثابه یک رسانه دانست یا خیر. به همین منظور ابتدا تعاریف رسانه و معماری از دیدگاه واژه شناسی و ادبیات، و سپس نظریه پردازان و معماران بررسی شده است و با تطبیق نظریات آنها، اصول نشانه شناسی و عناصر تشکیل دهنده ی رسانه، مدلی مبنی بر فرایند ارتباطی در شناخت یک اثر معماری توسط مخاطب به دست آمده است. مدل حاصل، تعریف رسانه به عنوان وسیله ی ارتباط جمعی را در دل خود جای داده و نشان می دهد که هردوی آنها در طول تاریخ بر هویت، شناخت واقعیات، الگوی مصرف و درک انسان ها از حقایق و ارزش ها مؤثر بوده اند. این مقاله، پژوهشی کیفی است که با رویکرد سیستمی و کل نگر، به تحلیل، ترکیب و تطبیق دو سیستم معماری و رسانه می پردازد و از رویکرد نشانه شناسی نیز برای تحلیل رابطه ی میان کالبد، محتوا و معنای معماری با ادراک و شناخت انسان استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی به دست آمده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که می توان معماری را نیز به مثابه یک رسانه، شامل عناصر فرستنده ی پیام و مخاطب، پیام، رمز نگاری و رمزگشایی، کانال ارتباطی، عامل رسانه ای، زمینه و عوامل اختلالگر دانست که در رسیدن پیام معماری با استفاده از ویژگی های کالبدی، معنایی و محتوایی به وسیله ی حواس پنجگانه و قدرت ذهن و ادراک به انسان یاری می رسانند.
رابطه مذهب و زیبایی شناسی از دیدگاه توماس اکویناس در قرون وسطی اروپا و انعکاس ان در اثار معماری ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۳
480 - 496
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که به ماهیت زیبایی و سلیقه و همچنین فلسفه هنر می پردازد. با فروپاشی الهیات مسیحیت در اروپای قرن 12 و 13 میلادی، گرایش اجتماع آن زمان به عقل گرایی ارسطویی افزایش یافت. در این میان، قدیسی مسیحی به نام توماس آکویناس سعی کرد برای جلوگیری از نزول مسیحیت، آموزه های مسیحیت را با عقل گرایی ارسطویی ارتقا بخشد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است، درصدد بررسی پیوند بین مذهب و فلسفه ارسطویی از دیدگاه توماس آکویناس و تأثیر بر معماری ایتالیایی است. مطالعات نشان داد که توماس آکویناس اندیشه های فلسفی ارسطو را در چارچوب آموزه های مسیحیت تغییر داده و تکمیل کرد و درنهایت، ایمان مسیحیت را با فلسفه ارسطو تطبیق داد. آکویناس تلاش کرده بود برای رویدادهای اجتماعی- سیاسی آن دوران که برخاسته از عمل و سیاست کلیسا بود، نوعی وجهه عقلانی و واقعی ایجاد نماید. براساس فلسفه ارسطو، دو عقل بالفعل (الهی) و بالقوه وجود دارد. آکویناس با تکیه بر این فلسفه ارسطو، آموزه های دینی مسیحی را از عقل بالفعل یعنی خداوند می دانست که عقلانیت انسان ملهمی از آن است. در حقیقت توماس آکویناس به دو نظام معرفتى معتقد بود: نظام الهى مبتنى بر ایمان و نظام فلسفى مبتنى بر عقل بشرى. زیبایی معماری ایتالیایی به دو دسته زیبایی های ظاهری (نمادین) و باطنی (هویتی) تقسیم می شود. در حوزه ظاهری به عواملی مانند نور و رنگ و در حوزه باطنی به عواملی مانند مذهب و فرهنگ تقسیم می شود. اهداف پژوهش بازشناسی رابطه مذهب و زیبایی شناسی از دیدگاه توماس آکویناس در قرون وسطی اروپا. بررسی تأثیر ارتباط مذهب و زیبایی شناسی در معماری ایتالیایی. سؤالات پژوهش چه ارتباطی میان مذهب و زیبایی شناسی در اندیشه توماس آکویناس وجود دارد؟ اندیشه های توماس آکویناس درباره زیبایی و پیوند آن با مذهب چه تأثیری بر معماری ایتالیایی داشته است؟
هنر خاورمیانه در پارادایم ترنس مدرن: تحلیل تطبیقی سه جریان در هنرهای تجسمی معاصر خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو دهه از شکل گیری جریان هنر خاورمیانه می گذرد. در میان تنوع سبک ها و تجربه های هنری، می توان سه جریان را بازشناسی کرد: نخست، جریان هنر مدرن در خاورمیانه؛ جریانی که میراث دهه های اوج گیری هنر مدرن در ایران، عراق، سوریه، لبنان و مصر طی دهه های 1960 تا 1990 است. جریان دوم، متأثر از پارادایم پست مدرن، رویکردی انتقادی و اجتماعی به سیاست های کشورهای اسلامی خاورمیانه داشت و با شدت گرفتن کشمکش های جنگی و نفتی پس از 11 سپتامبر اوج گرفت و به جریان غالب هنر خاورمیانه تبدیل شد. جریان سوم، جریانی نوخاسته است که تحت پارادایم ترنس مدرن شکل گرفته است. حال، پرسش این است که زمینه های شکل گیری جریان های هنر خاورمیانه چه هستند و هنر خاورمیانه در این تحولات پارادایمی چه تغییراتی را تجربه کرده است؟ به منظور دست یابی به این پرسش، مقاله حاضر می کوشد با تبیین رویکرد نظری ترنس مدرنیستی و در ادامه آن شرح جریان های هنر خاورمیانه، به مؤلفه ها و ویژگی های هنر معاصر خاورمیانه در پارادایم ترنس مدرن بپردازد. بدین منظور، از روش توصیفی تحلیلی و نیز تطبیق سه جریان مذکور با رویکرد نظری ترنس مدرن استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند بخش قابل توجهی از هنرمندان معاصر خاورمیانه تلاش می کنند از رویکرد پست مدرنیستی که نگاه انتقادی و مسدودکننده به جریان مدرنیته بومی دارد، فراتر رفته و با رویکرد ترنس مدرنیستی، نوع تازه ای از هنر معاصر با دلالت های بومی و محلی شکل دهند.
چگونگی تلفیق هنر و سیاست در سرلوح های کتب چاپ سنگی دوره قاجار؛ بر اساس مطالعه هفتاد سرلوح محفوظ در کتابخانه ملی ایران (1324–1267 قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنت سرلوح سازی از نسخه های خطی به کتب چاپ سنگی منتقل شد؛ ولیکن با این تفاوت که با جایگیری نمادهایی مختلف و البته بیشتر سیاسی در آنها، سرلوح ها صرفاً تزئینی نبوده و دارای بیانگری نیز شده بودند. لذا این وجه تمایز اصلی آنها با هم نوعان پیشین خود در نسخ خطی است که بررسی و مطالعه بر روی این سرلوح ها را در مقاله حاضر ضرورت بخشیده است. از این رو هدف از این مطالعه، شناسایی سرلوح های دارای نمادهای سیاسی و دریافت چگونگی ارتباط میان روند به کارگیری این دو نماد با تحولات سیاسی معاصر با آنها است. بنابراین برای تحقق این اهداف، به این سؤالات پاسخ داده شده است؛ تلفیق هنر و سیاست در سرلوح های کتب چاپی از چه طریقی صورت گرفته است؟ و کدام نماد بیشترین کاربرد را داشته است ؟ و علت بروز و ظهور این نماد در سرلوح ها چگونه قابل توضیح است؟ پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای متون تاریخی و روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. بررسی ها نشان می دهند که تلفیق هنر و سیاست در سرلوح های کتب چاپ سنگی، از طریق به کارگیری نمادهای وابسته به حکومت انجام شده است. از میان نمادهای به کاررفته در سرلوح ها، دو نماد شیر و خورشید و تاج، بیشترین کاربرد را داشته اند و به کارگیری نماد تاج در نسبت با شیر و خورشید در سرلوح ها برتری داشته است. مطالعه نشان می دهد که هر چه بر روی خط زمان پیش تر می آییم و به تاریخ تصویب قانون مشروطه نزدیک می شویم (1324 ق.)، از تعداد نماد شیر و خورشید کاسته و بر تعداد نماد تاج افزوده شده است؛ لذا به کارگیری فراوان نماد تاج در این سرلوح ها را می توان تلاشی دانست در جهت حفظ سلطنت و مشروعیت بخشیدن به حکومت وابسته به آن و صیانت از تختگاهی که هر روز و با اوج گرفتن انقلاب مشروطه، متزلزل تر و غیرقابل اتکا تر می شده است.
مومیایی های طبیعی معدن نمک زنجان و رویکرد حفاظت پیشگیرانه برای حفظ و نگهداری از آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی مطالعات باستان سنجی در جهت شناخت و معرفی مردان نمکی مکشوفه در معدن نمک چهرآباد زنجان و پرده برداشتن از اسرار حضور آن ها در معدن نمک و نحوه حفاظت و نگهداری از آن ها مطالبی است که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود. این آثار ابتدا در سال های 1372 و 1383 بطور تصادفی و پس از آن با انجام حفاری های باستان شناختی کشف شدند. روش های مورد استفاده در این مطالعات شامل: سالیابی کربن 14، تصویربرداری های رادیوگرافی و سی تی اسکن، مطالعات مولکولی DNA، بررسی ایزوتوپ های 13C و 15N، آنالیز عناصر کم مقدار با روش ICP هستند. نتایج سالیابی نیز نشان دادند که این اجساد متعلق به دور ه های تاریخی هخامنشی و پارتی-ساسانی هستند. وضعیت قرارگیری اجساد در زمان دفن و نوع آسیب های وارد بر آن ها نشان می دهند که علت مرگ آن ها ناشی از حادثه ریزش معدن در دوره های تاریخی فوق و وارد شدن ضربات شدید سنگ های نمک به آن ها بوده است. همچنین بررسی های صورت گرفته، مرد نمکی شماره 1 را میان سال (حدود 40-35 سال) و جنسیت مومیایی شماره 4 را مذکر و سن آن را حدود 15 سال نشان می دهد. نتایج بررسی های مقدماتی ایزوتوپ های 13C و 15N در مقایسه با نمونه های شاهد نشان داد که رژیم غذایی آن ها نزدیک به رژیم دریایی می توانسته باشد. با توجه به نوع پوشش، تزیینات و برخی اشیاء همراه با این اجساد، به نظر می رسد که افراد مدفون در این معدن لزوماً کارگر معدن نبودند و به طبقات مختلف اجتماعی تعلق داشتند. علاوه بر این، بررسی فرایند فرسودگی مردان نمکی نشان داد که رطوبت نسبی و نوسانات آن یکی مهم ترین متغیرهای محیطی مؤثر در این فرایند و خطرات تهدید کننده برای این آثار است و بهترین و کارآمدترین روش حفاظت از اینگونه آثار، حفاظت پیشگیرانه تشخیص داده شد. بازرسی ها و پایش های دوره ای و انجام آزمایشات بیولوژیکی (تست قارچ و باکتری) نشان داد که روش حفاظت پیشگیرانه مورد استفاده تاکنون آن ها را در وضعیت ایمن نگاه داشته است.
اندیشه جهان وطنی در مستند سه گانه کاتسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با نگاهی به تحولات گسترده تاریخی، به بررسی مهم ترین عناصر در شکل گیری جهانی شدن که بستر پیدایش اندیشه جهان وطنی را فراهم کرده است پرداخته و در ادامه تاثیرات آن را در سه گانه مستند کاتسی (ساخته گادفری رجیو) بررسی می کند. این اصطلاح، مفهوم مهمی در حوزه مطالعات میان رشته ای است و وارد حوزه های گسترده دیگری چون جامعه شناسی، گرایش های سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی شده است. بدین منظور از آراء و نظرات تعدادی از اندیشمندان که در راس آنان امانوئل کانت قرار دارد به عنوان چهار چوب نظری استفاده شده و همچنین در بحثهای مختلف جهانی شدن به دیدگاه نظریه پردازان این حوزه که مرتبط با موضوع هستند ارجاع داده شده است. پرسش اساسی این است که سه گانه کاتسی تا چه اندازه تحت تاثیر جهانی شدن و تفکر جهان وطنی قرار گرفته است و از مفاهیم بنیادیِ مفهوم جهان وطنی تا چه اندازه در ساخت این فیلم ها استفاده شده است. با توجه به تحلیل های انجام گرفته و بررسی ابعاد مختلف این اندیشه، و از آنجا که مفهوم جهان وطنی دربرگیرنده موضوعات مختلف است، تاثیر مدرنیته و جهانی شدن و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی، مساله جنگ و صلح، و عدالت جهانی در این سه گانه مستند و فیلم های مورد نظر بررسی شدند.