فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
57 - 68
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، تخت همواره مظهر قدرت و نشان مشروعیت حاکم وقت بوده که بازتاب بصری آن در نسخ خطی مصور؛ از جمله شاهنامه تهماسبی، به خوبی هویداست. هدف، شناسایی انواع تخت و سایر عناصر جلوس تصویر شده در شاهنامه تهماسبی عهد صفویه است. این جستار کوششی است برای پاسخ به این پرسش: آرایه های تخت و وسایل نشستن در شاهنامه تهماسبی از منظر نوع، ساختار، فراوانی و شخصیت های جلوس کرده بر آن ها، شامل چه مواردی می شود؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطّلاعات کتابخانه ای- اسنادی است. تعداد نمونه های آماری 86 نگاره ای از شاهنامه تهماسبی است که حاوی دست کم، یک آرایه از عناصر جلوس است. نتایج حاکی است؛ تخت، صندلی، چهارپایه و کجاوه از انواع عناصر جلوس در اثر یاد شده اند که نگارگران اغلب، با کاربست جنبه های خیالی در تجسم ساختار آن ها و با بکارگیری رنگ طلایی، جنس فلز را تداعی نموده اند. در این بین، بیشترین فراوانی با 73 مورد مختص انواع آرایه تخت است که از منظر تنوع در تزئینات و ساختار، در رتبه نخست عناصر جلوس قرار دارند. از منظر شخصیت ها نیز تخت فریدون به عنوان یک پادشاه اساطیری، بیشتر از سایرین تکرار شده است.
اسطوره شناسی تمثیلی آرایه های کاخ چهلستون اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
93 - 104
حوزههای تخصصی:
در هنر ایرانی-اسلامی آرایه ها عناصری مازاد بر اصل اثر نیستند و نه تنها مایه ی تکمیل هنر بلکه مایه ی تشکیل هنر هستند چرا که در هنر ایرانی-اسلامی زیبنده بودن از همان ابتدا با ساختن همراه بوده است. از این راه هدف این مقاله تبیین بن مایه های آرایه های هنر ایرانی-اسلامی در جهت فهم نقش این آرایه ها در تشکیل این هنر قرار گرفت و پیکره ی مطالعاتی آن کاخ چهلستون اصفهان، چه این کاخ در یکی از دوره های طلایی هنر ایرانی-اسلامی یعنی دوره ی صفویه بنا شده است. روش اسطوره شناسی تمثیلی کروزر نیز روش تحقیق این نوشتار قرار گرفت، چرا که آرایه های دوره ی صفوی اغلب نقش مایه های اسطوره ای، نمادین و تمثیلی هستند و روش اسطوره شناسی تمثیلی کروزر روشی مناسب جهت تحلیل آثار تمثیلی است؛ کروزر بر آن است که در یک اثر تمثیلی رابطه ی میان صورت و معنا مبتنی بر تمثیل است و از این راه صورت اثر یا نمادی از معنا می شود یا از طریق روایتی اسطوره ای به معنا ارجاع می دهد. این مقاله در نهایت از اسطوره شناسی تمثیلی آرایه های کاخ چهلستون به این نتیجه رسید که معنای پس پشت آرایه های کاخ چهل ستون فرهمندی دقیق تر فرهمندی مورد نیاز برای شهریاری یا به اصطلاح فره ی کیانی است دال بر این که بنیان چنان کاخی تنها از چنین شهریاری ساخته است.
بازشناسی طراحی فرهنگ محور در منسوجات عصر آل بویه (با تأکید بر سه نمونه از پارچه های تدفینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 138
حوزههای تخصصی:
آل بویه از دیلمیان شیعه زیدی، مدعی میراث داری ساسانیان بودند. دوره ایشان، به واسطه برخورداری از فرهنگی شیعی-ایرانی از مهمترین اعصار تمدن اسلامی بود. آثار هنری آنها نمایانگر بازگشتی به هویت ملی-ایرانی در عین بهره گیری از مفاهیم اسلامی است. از شاخص ترین مصنوعات این دوره منسوجات اند که در تزئین آنها، نقوش برگرفته از ایران باستان در قالب مفاهیم دینی همراه آیات و نوشته های اسلامی استفاده شده و می توان به کاربرد خاص بعضی از نمونه ها در مراسم تدفین اشاره کرد که تا پیش از این کمتر بدان توجه شده است. این مقاله ضمن مطالعه فرهنگ و عقاید حاکمِ مؤثر در دوره آل بویه، با هدف تبیین زمینه ها و عوامل مؤثر بر چگونگی طراحی نقوش منسوجات این عصر، به مطالعه تزئینات سه نمونه از پارچه های تدفینی محفوظ در موزه های کلیولند و ویکتوریا-آلبرت با استفاده از رویکرد طراحی فرهنگ محور پرداخته و به این سوال پاسخ می دهد که عوامل موثر بر طراحی نقوش منسوجات تدفینی آل بویه کدام اند. روش پژوهشِ مقاله تفسیری-تاریخی بوده است. اطلاعات از منابع کتابخانه ای و سایت های معتبر گردآوری و به صورت کیفی تحلیل شده اند. نتایج حاکی از تاثیر هم کناری اعتقادات زرتشتی، اعتقادات شیعی و سنت های هنری دوران های ساسانی و اسلامی در شکل گیری تزئینات منسوجات و نکته مهم، توجه به کاربرد و کاربر در طراحی نوع تزئینات این منسوجات است.
بازتاب تصاویر زنان در قالی های تصویری دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۵
111 - 129
حوزههای تخصصی:
تصویرگرایی در قالی ایرانی به صورت یک جریان عمده از دوره قاجار آغاز شد. گسترش روابط با غرب، رواج عکاسی و چاپ سنگی از عوامل تأثیرگذار در بازنمایی تصاویر اشخاص در قالی ها هستند. در کنار گروه های مختلفِ نخبگان اجتماعی و سیاسی، بازنمایی تصاویر زنان بر گستره قالی ها با معیارهای تصویرسازی غربی پدیده ای بود که نخستین بار در تاریخ قالی بافی ایران دیده می شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر ناشناخته بودن ابعاد کمی و کیفی بازنمایی تصاویر زنان در قالی های دوره قاجار هست. هدف از پژوهش نخست تأکید بر اهمیت مطالعه قالی های حاوی تصاویر زنان به عنوان وجهی از هنرهای صناعی بازتاب دهنده جامعه ایران دوره و سپس شناخت ابعاد کمی و کیفی این قالی ها در جغرافیای قالی ایران هست. سؤالات پژوهش عبارتند از: 1-جغرافیای تولید قالی های حاوی تصاویر زنان در عصر قاجار شامل چه مناطقی بود؟ 2-سبک تصویرسازی و هویت تصاویر زنان بازنمایی شده در قالی های دوره قاجار چگونه است؟ روش تحقیق به شیوه توصیفی تحلیلی بوده است و در این راستا با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی تعداد 11نمونه از قالی های حاوی تصاویر زنان از دوره قاجار شناسایی و مورد مطالعه واقع شدند. نتایج نشان دادند: الف)ظهور تصاویر زنان بر روی قالی های دوره قاجار پیامد وقوع تغییرات گسترده در هنجارهای اجتماعی دوره قاجار بوده است. ب)اکثر قالی های قاجارِ حاوی تصاویر زنان، در استان کرمان بافته شده اند. ج)تصاویر بافته شده زنان، به لحاظ هویتی در دو گروه اصلی زنان فرنگی و زنان ایرانی قابل دسته بندی و مطالعه هستند. نمونه های فرنگی بازآفرینی یک تصویر جا افتاده و رواج یافته در جامعه غربی هستند که با اقتباس از دیگر رسانه ها همچون چاپ سنگی، عکاسی، کارت پستال ها و تابلوهای نقاشی بافته شده اند. در مقابل، نمونه های ایرانی خیالی نگارانه و بدون ارجاع به شخصیت حقیقی بوده و با الهام از داستان های غنی ادبیات ایرانی تصویرسازی و بافته شده اند.
گونه شناسی کوره های سنتی پخت سفال ایران از دوران پیش از تاریخ تا دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال یازدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۰
65 - 74
حوزههای تخصصی:
کوره های سنتی پخت سفال در ایران، از دیرباز تا به امروز، هم پا و همراه سفالگران بوده است که هر کدام در هر منطقه و دوره ساختمان و شیوه های حرارت دهی متفاوتی داشته و متناسب با منطقه شکل گرفته است. هنرمندان سفالگر ایرانی در اعصار مختلف، هم سو با پیشرفت در صنعت، کوره های سفال خود را در جهت بهبود کیفیت ظروف سفالی، تغییر می دادند. این تغییرات در هر مکان، بسته به شرایط جغرافیای متفاوت است؛ به طوری که در هر منطقه، ساختمانی متفاوت مشاهده می شود. هدف از این پژوهش شناسائی و بررسی کوره های سنتی سفال ایران از دوران پیش از تاریخ تا دوران معاصر که ضرورت دارد این کوره ها را در دسته بندی قرار داد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی می باشد که منابع اطلاعاتی پژوهش مبتنی بر داده های کاوش های باستان شناسی و برداشت میدانی صورت گرفته است. این کوره ها را می توان از نظر میزان قرارگیری در زمین، مکش، شیوه های حرارت دهی و شرایط جوی داخل کوره دسته بندی کرد. از نظر میزان قرارگیری کوره داخل زمین به سه دسته ی کوره های روی سطح زمین، میانی و زیرزمین دسته بندی شده است که به عنوان اولویت دسته بندی در این پژوهش قرار گرفته است از این رو مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است: کوره های پخت سفال در ایران با توجه به ساختمان فنی چگونه قابل گونه شناسی است؟
مطالعه تطبیقی پوشاک بانوان کوچ نشین و یکجانشین کُرد شمال خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال یازدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۱
16 - 29
حوزههای تخصصی:
کُردها یکی از پرشمارترین اقوامی هستند که در ادوار مختلف به دلایل گوناگون به بخش شمالی استان خراسان کوچیده اند. مطالعه و نمایش تطور پوشش اقوام مختلف در گذشته و حال، زمینه ای ارزشمند برای شناسایی، شناساندن و صیانت از ارزش های آن ها در جامعه پرتلاطم و مدرن کنونی است و با شناخت آن با ظاهر پوشش اقوام گوناگون، سلیقه، رنگ، بافت پارچه ها و نقوش به کاررفته در آن ها و نیز تأثیر شیوه زندگی بر پوشاک آنان آشنا خواهیم شد. بر این اساس پژوهش حاضر در پی یافتن نقاط اشتراک و افتراق پوشاک بانوان کوچ نشین و یکجانشین کُرد شمال خراسان است و هدف آن مطالعه تطبیقی پوشاک بانوان کوچ نشین و یکجانشین کُرد شمال خراسان بوده و در جهت صیانت از این پوشاک اهتمام ورزیده است. از این رو این پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی و مقایسه انجام شده و داده های آن، ترکیبی از اطلاعات کتابخانه ای، الکترونیکی بوده و هم چنین مشاهدات عینی نگارنده و اطلاعات میدانی در دستیابی به استنتاجات پژوهش مؤثر واقع شده است. نتایج نشان داد پوشاک بانوان کوچ نشین و یکجانشین کُرد شمال خراسان در ساختار و شکل با یکدیگر تفاوت داشته و پوشش بانوان کوچنده کم پیرایه با تزئینات مختصر، با به کارگیری تنوع و وسعت رنگی بیش تر و جنس محکم و مقاوم تر است؛ و جامه بانوان یکجانشین پرنقش و نگار و پرطمطراق، به همراه تزئینات فراوان دارای جنس لطیف و ظریف است. رنگ هایی هم چون زرد و سفید در وسعت های کم برای غنی ترکردن رنگ زمینه به صورت نقش به کار گرفته شده است. نقش مشترک پوشاک بانوی کوچنده و یکجانشین زیگزاگ است که هریک به نوعی در جامه خویش به کار بسته اند.
عکاسی معطوف به رسانه اجتماعی: توضیح پذیر ساختن سوژگی در عکس هایِ شبکه اینستاگرام
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
76 - 87
حوزههای تخصصی:
This article explores interpersonal meaning in social media photographs, using the representation of motherhood in Instagram images as a case study. It investigates the visual choices that are made in these images to construe relationships between the represented participants, the photographer, and the ambient social media viewer. The author draws upon existing work on the visual systems of point of view and focalization to explore interpersonal meaning in these images, and proposes that an additional system – subjectification – is needed to account for the kinds of relationship between the viewer and the photographer that are instantiated in social photographs, as well as the ways in which subjectivity is signaled in these images. The dataset analyzed is the entire Instagram feed of a single user who posts images of her experience of motherhood and a collection of 500 images using the hashtag #motherhood.
اعتبار هنر اسلامی در مقام سرمایه گذاری
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
95 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله اعتبار [آثار] هنر اسلامی را در مقام محصولی برای سرمایه گذاری بررسی می کند. ما قابلیت بالقوه بازار فعلی و آتی را با انجام تحلیل رگرسیون هدانیک روی فروش حراجی ها در لندن بین سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷ می سنجیم. یافته های اصلی این پژوهش عبارت اند از این که: بازگشت سرمایه در هنر اسلامی از هر دو بازار سهام و بازار اوراق قرضه طی ده سال گذشته پیشی گرفته است؛ افزایش قیمت نفت تأثیر مثبتی بر قیمت آثار هنری دارد؛ حملات تروریستی [بنیادگرایان] اسلامی در دنیای غرب به شکل چشمگیری ارزش هنر اسلامی را کاهش می دهد؛ و این که افزایش شمار خریداران در آینده به این معناست که بازار هنر اسلامی از قابلیت بالقوه ای برای رشدی بسیار استوار در سال های آتی برخوردار است. همه این ها قابلیت بالقوه نیرومندِ این شکل از هنر را در مقام سرمایه گذاری نشان می دهند.این مقاله حاصل تحقیق دکتر برایان لوسی، استاد اقتصاد در ترینیتی کالج دوبلین، و یکی از دانشجویان اوست.
مسیریابی و فضاهای درمانی: تحلیل رفتار مسیریابی در شرایط اضطرار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
27 - 43
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی مداوم ساختمان ها و شهرهای معاصر- خصوصا در شرایطی که فرد با محیط آشنایی ندارد- روابط انسان- محیط را دچار چالش می کند. بیمارستان ها به لحاظ ماهیت وابسته به عملکردهای خاص، عموما بناهایی پیچیده و بستر ایجاد تنش و اضطراب ارزیابی می شوند. در چنین شرایطی، یافتن مسیر صحیح و رسیدن به مقصدی مشخص در کمترین زمان، مطلوب کاربران فضاست. این تحقیق با مراجعه به متون پیشین و نیز مشاهده و مصاحبه با کاربران، کارمندان و متخصصان حوزه طراحی بیمارستان، ضمن تبیین مفهوم مسیریابی، به بررسی استراتژی های مسیریابی، از طریق مشاهده، ترسیم نقشه های رفتاری و پرسش و پاسخ با 9 نفر از زنان و مردان شرکت کننده در آزمایشی در محیط درمانی پرداخت. نتایج این پژوهش سه حالت رفتار در شرایط اضطرار -از نظر انطباق با استراتژی های مسیریابی- را نشان داد: افراد بر خلاف نتایج حاصل از مبانی تئوریک عمل کردند؛ رفتار افراد منطبق با استراتژی های مسیریابی بود؛ رفتار مسیریابی به جهت انطباق یا عدم انطباق با یافته های قبلی، نیازمند واکاوی بیشتر بود. همچنین، هرچه محیط بر رفتار فضایی افراد سازگارتر باشد، مسیریابی در آن فضا موثرتر خواهد بود. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند معماران و طراحان را در طراحی فضاهای پیچیده درمانی یاری رساند.
ارایه مدل مفهومی توسعه شهری دانش بنیان به منظور برنامه ریزی و مطلوبیت بخشی شهرهای آینده: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول سه دهه گذشته، دانش ، خلاقیت و اطلاعات بیشترین تأثیر را بر توسعه شهرها گذاشته اند. به گونه ای که راهبردهای توسعه دانش بنیان نقش مهمی در حمایت از توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلی شهرها ایفا می کنند. بر همین اساس، شهرها برای جذب و حفظ صنایع و کارکنان دانش بر، راهبردهای مختلفی را اتخاذ می نمایند. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی توسعه و تحقق پذیری شهر دانش بنیان جهت کاربست آن برای برنامه ریزی و مطلوبیت بخشی به شهرهای آینده کشور می باشد. پژوهش حاضر از نوع بنیادی و از لحاظ هدف، اکتشافی است. پارادایم حاکم بر این پژوهش، تفسیرگرایی است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش شناسی آن، نمونه کاوی می باشد. از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری شامل پژوهش هایی است که از سال 2005 تا 2023 در حوزه شهر دانش بنیان انجام شده است. از روش مرور سیستماتیک ادبیات برای تحلیل داده ها استفاده شده که دارای پنج مرحله متشکل از تعریف، جست و جو، انتخاب، تحلیل و سنتز می باشد. بر اساس نتایج، بیش از 60 درصد منابع پژوهش مربوط به 10 سال اخیر(2013-2023) بوده اند. سهم مقاله ها، کتاب و پایان نامه ها از منابع پزوهش، به ترتیب برابر با 83 درصد، 10 درصد و 7 درصد می باشد. نتایج حاصل از کدگذاری باز نشان دهنده آن است که 96 کد برای توسعه و تحقق پذیری شهر دانش بنیان وجود دارد. این کدها در نه مفهوم (عوامل سیاسی-قانونی، برنامه ریزی استراتژیک، رویکرد، پیشران های توسعه دانش بنیان، شاخص های کارکردی، پایه علمی، ابعاد، بستر جغرافیایی- کالبدی و مجموعه های سیاست گذاری و راهبردی) و شش کد محوری(شرایط علّی، شرایط زمینه ای، مقوله محوری، شرایط مداخله گر(میانجی)، پیامدها و راهبردها) طبقه بندی شده اند. در نتیجه، مدل نظری توسعه شهری دانش بنیان منوط به وجود شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، مقوله محوری، پیامدها و راهبردها است.
نگاهی به تعریف «معنا» و «واقعیت» نزد ژان بودریار و بازتاب آن در هنر پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
106 - 123
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم، چه در نظریه و چه در هنر، با وضعیتی معناگریز و شناخت ناپذیر مواجه است و تعیّن ستیزی و عدم قطعیت از بن مایه های اصلی آن به شمار می آید. بودریار به عنوان یکی از اثرگذارترین نظریه پردازان و ناقدان پست مدرنیسم، محور اصلی بحث خود را نقد رسانه های ارتباطی جدید، بی معنا شدن نشانه ها و طرح مباحثی چون بیش واقعیت، از دست رفتن واقعیت و وانموده ها قرار داده است. او ضمن به چالش کشیدن پیکربندی فرهنگی دوره پست مدرن، بر این باور است که در دنیای امروز هر چه رسانه های مجازی پیشرفت کرده و به واسطه آن حجم اطلاعات فزونی یافته، دلالت و معنا تنزل یافته است؛ به طوری که در عصر حاضر دیگر دست یابی به واقعیت ناممکن گردیده است. گرچه نظریات وی توسط برخی اندیشمندان به صورت جدی نقد شده اند، اما هم چنان یکی از موثرترین آرا در اندیشه پسامدرن به شمار می آید. مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته و ضمن شرح نظریات بودریار در باب معنا و واقعیت آثار برخی هنرمندان را از منظر آرای این متفکر مورد خوانش و تحلیل قرار داده است. طبق یافته های پژوهش، مباحثی چون ناپدیدی معنا و از دست رفتن واقعیت در آثار بولین، بیش واقعیت و وانموده در پیکره های هانسون و ادی، تسلط همه جانبه فضای مجازی در آثار پایک، تضارب میان واقعیت و تصویر در اثری از مالر و فضای متکثر در منظره سازی های ادواردز و هم چنین آثار فتوکلاژ هاکنی، ضمن مشابهت مفهومی با تعاریف بودریار از «معنا» و «واقعیت»، همگی موید تعامل میان نظریه و عمل در مصادیق هنر پست مدرن هستند.
سنجش دیدگاه شرکت های مهندسان مشاور درباره مهارت های سخت و نرم در استخدام تازه دانش آموختگان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
133 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تعیین مهارت های نرم و سخت و میزان اهمیت آن ها برای استخدام تازه دانش آموختگان معماری در شرکت های مهندسان مشاور است. برای دستیابی به این هدف سه پرسش طرح گردید: پرسش نخست در پی یافتن نسبت اهمیت مهارت سخت به نرم، پرسش دوم در پی تعیین مهم ترین و کم اهمیت ترین مهارت ها و پرسش سوم در پی تعیین رابطه بین سطح شرکت (کوچک، متوسط و بزرگ) و میزان اهمیت این مهارت ها است. بدین منظور در گام نخست، مروری بر مبانی و پیشینه موضوع انجام و گویه های دو دسته مهارت نرم و سخت استخراج گردید. در گام دوم، مبتنی بر این گویه ها پرسشنامه ای تدوین و در اختیار نمونه آماری پژوهش متشکل از مدیران شرکت های مهندسان مشاور قرار گرفت. نتایج تحلیل کمی داده ها با نرم افزار SPSS حاکی از آن است که از دید مدیران این شرکت ها برای استخدام تازه دانش آموختگان معماری اهمیت مهارت سخت 38/44% و مهارت نرم 62/55 % است. از بین مهارت های سخت، در شرکت های کوچک نرم افزار بیشترین و قوانین حقوقی کمترین، در شرکت های متوسط سابقه کاری و طراحی به ترتیب بیشترین و نوع مدرک کمترین و در شرکت های بزرگ نرم افزار بیشترین و نوع مدرک کمترین درجه اهمیت را دارد. از بین مهارت های نرم، در شرکت های کوچک اخلاق حرفه ای بیشترین و پژوهش، مدیریت پروژه و مهارت ارتباطی کمترین، در شرکت های متوسط اخلاق حرفه ای بیشترین و مدیریت پروژه کمترین و در شرکت های بزرگ اخلاق حرفه ای بیشترین و پژوهش کمترین اهمیت را دارا هستند. در کل فارغ از سطح شرکت ها و تقسیم بندی مهارت ها، مهم ترین مهارت اخلاق حرفه ای و کم اهمیت ترین نوع مدرک است. مبتنی بر نتایج آزمون کروسکال والیس بین سطح شرکت و میزان اهمیت مهارت های سخت و نرم ارتباطی وجود ندارد. همچنین تحلیل کیفی مصاحبه با مدیران شرکت ها تغییرات مورد نیاز آموزش دانشگاهی برای افزایش توانمندی دانشجویان برای ورود به بازار کار را آشکار و پیشنهاداتی برای دانشجویان ارائه نمود.
چارچوبی نظری در تعیین آستانه بهینه دگرگونی، پیوستگی و پایایی مفهوم خاطره جمعی در مرکز تاریخی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
187 - 209
حوزههای تخصصی:
دگرگونی ارزش ها، آداب فکری و زیستی و تغییر رابطه انسان با جهان و طبیعت، مخدوش شدن انسجام دیرینه کالبدی، اجتماعی و فرهنگی از جمله چالش های شهرهای ایرانی در دوران معاصر است که فراموشی خاطرات جمعی و دگرگونی مفهوم شهر را در پی داشته است. هدف از نوشتار حاضر، مطالعه آستانه بهینه دگرگونی، پیوستگی و پایایی در راستای حفاظت از مفهوم شهر و خاطره جمعی در مرکز تاریخی تهران است. پژوهش، از روش کیفی و راهبرد پدیدارشناسانه (پدیدارشناسی توصیفی) استفاده می کند. در این نوشتار، ضمن مرور نوشتگان مرتبط با خاطره جمعی، دگرگونی، پیوستگی و پایایی، یک چارچوب نظری برای انجام مطالعه پدیدارشناسانه تدوین گردیده و بر پایه آن مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 41 نفر از اهالی مرکز تاریخی تهران (از متولدین دهه های گوناگون و از اقشار و طیف های اجتماعی متفاوت) به انجام رسیده است. نتایج این پژوهش، علاوه بر گونه بندی خاطرات جمعی (خاطرات خانه و محله، خاطرات فرهنگی-اجتماعی، مذهبی، ملی-سیاسی، طبیعی و شهری)، صورت بندی نظری مفاهیم «دگرگونی»، «پیوستگی» و «پایایی» را دربر می گیرد. صورت بندی نظری مفهوم دگرگونی در مرکز تاریخی تهران، حکایت از چهار سندروم یا نشانگان «دگرگونی متداوم»، «ترک محله پدری»، «آشیانه خالی» و «فراموشی متداوم» دارد. برپایه چارچوب نظری پژوهش، می توان گفت که آستانه بهینه دگرگونی، پیوستگی و پایایی در مرکز تاریخی تهران در حدودی است که در آن، «دگرگونی متداوم» محدوده متوقف گردد و ساختار هویتی آن از طریق غلبه فرهنگ مرمت بر فرهنگ تخریب و نوسازی، حفظ شخصیت مرکز تاریخی و حفظ سبک زندگی و شیوه سکونت اصیل تداوم یابد که این خود متضمن «توقف ترک محله پدری» و «بازگشت به آشیانه های خالی» است. همچنین لنگرگاه های خاطره از طریق حفظ یا یازیابی سرنخ های کالبدی (ابنیه تاریخی)، سرنخ های اجتماعی (بافت اجتماعی) و سرنخ های فرهنگی (قصه ها و ضرب المثل ها و زبان شیرین تهران) تثبیت گردند که این خود منجر به توقف «فراموشی متداوم» و حفظ خاطره جمعی خواهد شد.
طراحی بسته بندی صنایع فرهنگی مکتوب با استفاده از نقوش پارچه های ایرانی موزه کلیلوند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
128 - 147
حوزههای تخصصی:
امروزه صنایع فرهنگی مکتوب یکی از ابزارهای مهم انتقال آگاهی، اطلاعات و دانش محسوب می شوند. به همین دلیل قشری زیادی از جامعه با آن ها سروکار دارند. باتوجه به جایگاه این آثار در محیط زندگی افراد جامعه، چگونگی ارائه این آثار می تواند نقش مهمی در حفظ بازار این صنعت و تداوم انتقال حافظه فرهنگی داشته باشد لذا بحث اهمیت بسته بندی برای آن ها مطرح می گردد. در طراحی صنعتی یکی از مقوله های مهم، امکان کاربست الگوهای کهن و مفهومی هنری است. بسته بندی به دلیل وفور تولید و کاربرد در جامعه امروزی یکی از وسایل مهم و کاربردی در زندگی روزمره هستند که ماهیت طراحی در آن ها می تواند نقش مهمی در انتقال انگاره های فرهنگی داشته باشد. برخی از آثار فرهنگی و تاریخی موجود در موزه ها به لحاظ بهرمندی از غنای هنری و پیشینه تاریخی می تواند به عنوان الگو موردتوجه قرار گیرد. موزه هنری کلیولند اوهایو آمریکا یکی از موز های بزرگی است که آثار هنری تاریخی ایران نیز در آن نگهداری می شود. وجود نمونه های متعددی از پارچه ها و منسوجات تاریخی ایرانی در این موزه می تواند این مکان را به محلی برای آشنایی با طرح های کهن تبدیل کند. لذا بررسی نمونه های موجود در آن به عنوان الگو در طراحی پک های هدیه برای صنایع فرهنگی مکتوب می تواند طراحی صنعتی در این زمینه را با مجموعه ای از نقوش زیبا و نمادین غنی سازد و زمینه آفرینش طرح های نو را فراهم سازد.اهداف پژوهش:بازشناسی نقوش پارچه های ایرانی موزه کلیولند.بررسی امکان کاربرد نقوش پارچه های ایرانی موزه کلیولند در طراحی بسته بندی صنایع فرهنگی مکتوب.سؤالات پژوهش:پارچه های ایرانی موزه کلیولند دارای چه نقوشی است؟چگونه می توان از نقوش پارچه های ایرانی موزه کلیولند برای طراحی بسته بندی صنایع فرهنگی مکتوب استفاد کرد؟
نواک میان نسلی در آوازهای سوزقوشماق نزد مجریانِ روستاهای حوزه فرهنگی سراب
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱
165 - 182
حوزههای تخصصی:
سوزقوشماق نام آوازهایی است که منحصراً توسط زنان در موقعیت های مختلف با کلامی بداهه و بر بستری ملودیک خوانده می شود. حوزه پراکندگی این شیوه آوازخوانی، منطقه سراب و روستاهای اطراف آن در استان آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران است. در میان زنان این منطقه، مرسوم است که در موقعیت هایی به شکل فردی یا جمعی، مانند شادمانی و عروسی، سوگواری، کارهای روزانه و موقعیت های عاطفی خاص، ادراکِ حسی خود از آن موقعیت را با کلامی بداهه و بر یک بستر نغمگی ساده بسرایند. رویکرد اصلی در این مقاله، پس از معرفی این گونه بدیع و ناشناخته در میان آوازهای زنان در ایران، یک مسئله بسیار قابل تأمل موسیقایی است. طبق پژوهش های میدانی و پس از آوانگاری حدود هفتاد نمونه از این آوازها، مشاهده شد که با وجود دوری روستاها و محل زندگی راویانِ نمونه های گردآوری شده، تمامی آنها بر اساس الگوهای نغمگی مشابه و مشترک (11 الگوی نغمگی) و همچنین با نواکی واقع در گستره ایی مشخص آواز می خوانند؛ امری که در فرهنگ های شفاهی و بدون داشتن معیاری برای آواز خواندن بسیار منحصربه فرد است. در این مقاله، پس از معرفی چگونگی و ویژگی های اجرایی آوازهای سوزقوشماق، یازده الگوی استخراج شده از آوانگاری ها بررسی شده اند. در این مقاله نشان داده شده است که گستره آغاز و بسط نغمات در نمونه های گردآوری شده در روستاهای دور از هم، بسیار نزدیک و مشابه هستند. پرسشی که در اینجا مطرح بوده این است که چگونه این نواک در میان روستاهای دور از هم و در نسل های متفاوت منتقل شده و به اشتراک گذاشته شده است. گردآوری اطلاعات علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، نمونه های جمع آوری شده در طی سفرهای پژوهشی و گفت وگو با آگاهان محلی بوده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت مردم در جایی هویت خود را به اشتراک می گذارند که در موسیقی و ویژگی های آن قابل مشاهده است.
تحلیل کاربرد نقوش هندسی متنوع، بدون رعایت اصل تقارن در آجرکاری سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقارن گریزی در آجرکاری سلجوقی، یکی از مفاهیم در دسترس اما دیریاب هنر دوران اسلامی است. کاربرد آجر در طرح های متنوع و فراوان هندسی بدون رعایت اصل تقارن در اضلاع بنا، تغییر و تحولی چشمگیر در ساختار آرایه های آجرکاری این دوران پدید آورد که در هیچ یک از ادوار تاریخی ایران سابقه نداشته است. توجه به این نکته که اصولاً تغییرات در ساختار هنری یک جامعه سنتی به سادگی رخ نمی دهند و همزمانی این تغییرات با اوج گیری و کمال هنر آجرکاری ایران، موجب بروز تضادی در هنر این دوران شده که تا کنون توجه شایسته ای به آن نشده است. این در حالی است که بحث آجر و آجرکاری دوره سلجوقی از مباحث بسیار پر تکرار در پژوهش های داخلی و خارجی بوده و علیرغم بدیهی بودن اصل تقارن در هنر ایران، کمتر توجهی به موضوع تقارن گریزی در آجرکاری دوران سلجوقی نشده است. تبیین این ساختار شکنی بر اساس شکل گیری طبقه اجتماعی جدید (طبقه متوسط) به عنوان سفارش دهندگان و حامیان ایجاد ابنیه که از ذوق و سلیقه جدیدی پیروی می کردند، دارای اهمیت بسیار است. سلیقه حامیان و علاقه آجرکاران برای نمایش توانایی خود، سبک هنر مردمی را در آجرکاری این دوران رقم زد که به مانند تمام هنرهای مردمی متاثر از ساختارهای اجتماعی بود و با تغییرات سیاسی و اجتماعی بعد از دوران سلجوقیان، بلافاصله از رونق افتاد. این پژوهش در صدد است تا ابعاد جدیدی از هنر آجرکاری دوران سلجوقی را که تا کنون مورد غفلت قرار گرفته، آشکار نماید. پژوهش حاضر به روش تفسیری – تاریخی و با استناد به منابع کتابخانه ای صورت گرفته است.
بررسی تأثیر پنجره بر سلامت روان کاربر (مطالعه موردی: سالمندان منطقه سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر شناسایی شاخص های مؤثر بر سلامت روان سالمندان منطقه ی سیستان و تأثیر پنجره بر بهبود این شاخص ها متمرکز شده و به این سؤال پاسخ می دهد که پنجره تا چه میزان بر سلامت روان سالمندان منطقه سیستان تأثیر دارد؟ روش تحقیق پژوهش مبتنی بر بررسی متون، مقالات و طراحی پرسشنامه است که روایی محتوایی به روش لاوشه و بر اساس کسب نظر خبرگان، پایایی به روش ضریب آلفای کرونباخ و کلیه تحلیل ها به روش تحلیلی برنامه ریزی غیرخطی چند هدفِ SECA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بین شاخص های سلامت روان سالمندان، ارتباط با محیط بیرون بیشترین و آرامش کمترین سطح تأثیر را دارند. همچنین، از میان تمام مؤلفه های مؤثر طراحی پنجره بر بهبود سلامت روان سالمندان منطقه سیستان، دید و منظر بیشترین و شکل پنجره کمترین تأثیر را دارند.
روایت سینمایی در حماسه گیل گمش از منظر الگوی سفر نویسنده کریستوفر ووگلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
63 - 75
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مطالعه نظریه فیلم نامه نویسی کریستوفر ووگلر در یکی از کهن ترین متون ادبی تاریخ یعنی حماسه گیل گمش پرداخته است. نظریه سفر نویسنده کریستوفر ووگلر، جدا از اینکه چه مقدار به درام ارسطویی وابستگی دارد، شکل دهنده شیوه روایت متداول در سینمای داستانی است. چارچوب نظری این پژوهش برای مطالعه شیوه روایت بر پایه الگوی نظریه پرداز نام برده است. هدف اصلی از این مقاله بررسی، شناخت و تبیین ویژگی های شیوه روایت سینمایی در حماسه گیل گمش است. پرسش پژوهش این است که چه ویژگی های مشترک و چه تمایزاتی در شیوه روایت حماسه گیل گمش مطابق با نظریه سفر نویسنده کریستوفر ووگلر وجود دارد. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش تحقیق ترکیبی از روش های تطبیقی، توصیفی و تحلیلی بوده است. اطلاعات به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در ساختار روایی حماسه گیل گمش وجوه مشترک و تمایزاتی مبتنی بر تطابق بر الگوی سفر نویسنده کریستوفر ووگلر وجود دارد و بر مبنای استفاده از شیوه روایت سه پرده ای، قابل انطباق است. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت ازآنجاکه شیوه روایت در الگو ی کریستوفر ووگلر بر اساس تمرکز بر شخصیت و تحول آن یک الگوی شخصیت محور است بر این اساس حماسه گیل گمش نیز ساختار روایی آن شخصیت محور و تمرکز بر قوس تحول شخصیت است.
مطالعه مقایسه ای نقاشی های دیواری مقبره های منسوب به آقا سید محمد یمنی در «کیسُم» و «لیچا» گیلان بر اساس شناخت شخصیت هنرمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۶
5 - 27
حوزههای تخصصی:
در شرق گیلان، دو بقعه منقوش منسوب به امام زاده سید محمد یمنی(ع) وجود دارد: یکی در روستای لیچای لشت نشاء و دیگری در روستای کیسُم آستانه اشرفیه. دیوارنگاره های این بقاع، شامل نقاشی های مذهبی عامیانه است. در بقعه لیچا، نام نقاش با امضای «مشهدی آقاجان لاهیجانی» مشخص است ولی در بقعه کیسُم، نام نقاش نامعلوم است. در هر دو بقعه، برخی خط نگاره ها و مجالس نقاشی شده از یک روایت، در نگاه اوّل شبیه هم به نظر می آیند و همین سبب شده است تا بعضی پژوهندگان، نقاش بقعه کیسُم را همان نقاش بقعه لیچا، یعنی «آقاجان لاهیجانی» معرفی کنند. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه شناخت هویت نقاش هنرمند بقعه کیسُم است. از اهداف فرعی این مقاله، تعیین پیشینه و بازشناساندن دیوارنگاری های آسیب دیده براثر حریق در بقعه کیسُم است. سؤال های این تحقیق عبارت اند از: 1. بر اساس مطالعه مقایسه ای، چه شناختی از هویت نقاش بقعه کیسُم حاصل می شود؟ 2. کدام بقعه ازنظر پیشینه دیوارنگاره ها، متقدم بر دیگری است؟ این پژوهش با روش تحلیلی مقایسه ای انجام گرفته و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به روش کیفی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد اگرچه کلیشه های استفاده شده در برخی کتیبه نگاری های دو بقعه، یکسان است، ولی برخلاف نظر پژوهندگان پیشین، نقاش گمنامِ بقعه کیسُم نمی تواند «آقاجان لاهیجانی» باشد؛ و دیوارنگاره های بقعه کیسُم را باید متأخر تر از دیوارنگاره های بقعه هم نام اش در لیچا دانست. همچنین استنتاج شد برای دیوارنگاری در بقعه کیسُم، از کلیش ه های ساخته شده از روی آثار «استاد رضا لاهیجانی» استفاده شده است.
مطالعه تطبیقی دیدگاه شهید مرتضی آوینی و محمد مددپور در نقد سینمای دینی
حوزههای تخصصی:
شهید سید مرتضی آوینی و مرحوم محمد محمد پور دو منتقد و نظریه پرداز سینمای ایران ،نظرگاه متفاوتی به سینما و سینمای دینی دارند. آن ها از دیدگاه یک متفکر و فیلم سازو نویسنده ایرانی سعی در بازتعریف ماهیت سینما و مفهوم سینمای دینی و نسبت آن با دین داشته اند .کماکان تدوی ن نظریه ها در س ینمای ایران توسط منتقدین و سینماگران وجود داشته ولی نظریات مختلف در سینمای دینی و رشد دیدگاه های ایشان نسبت به نظریه سینمای دینی همچنان دارای اشکالات مختلفی بوده و هنوز نظریه های کارآمدی در این حوزه تدوین نشده است. بنابراین ضروری است که محققین حوزوی و دانشگاهی و اهالی هنر و رسانه در مطالعات خویش بیش ازپیش به تحقیق و تحلیل سینمای دینی بپردازند. در این پژوهش همت بر آن بوده نحوه تعامل نگرش ها و مؤلفه ها و عناصر دینی و شبه دینی باهدف ی افتن اصلی ترین تفاوت ها و تشابهات در نگرش سید مرتضی آوینی و محمد مدد پور به سینمای دینی و تحلیل انتقادی دیدگاه های این دو نظریه پرداز موردتحقیق قرار گیرد. به این منظور، رابطه سینما و دین ، نظرات مشترک و امکان تحقق سینمای دینی در دیدگاه شهید سید مرتضی آوینی و مرحوم محمد محمد پور موردبررسی قرار می گیرد.روش این پژوهش برمبنای ه دف بنی ادین اس ت و ب ه لح اظ روش اجرای ی از شیوه توصیفی تطبیقی بهره برده است. جامعه هدف پژوهش مطالعات سینمای دین ی و آثار و تألیفات این دو نظریه پرداز به زب ان فارسی بوده است .پرداختن به نظریات مدد پور به واسطه نگاه حکمی و فلسفی و همچنین تلاش برای گسترش و تعمیق نظریات شهید مرتضی آوینی رخ داده است. روش انجام پژوهش این گونه است که ابتدا آثار مکتوب نظریه پردازان س ینمای دین ی به صورت کامل تحلیل شده است. سپس، عوامل تطبیق از میان آثار استخراج شده اس ت و نظرات دو طیف نظریه پردازان در خصوص آن بیان شده است. دو عامل تطبیق، "رابطه سینما و دین" و "نسبت میان فرم و محتوا" ، در سینمای دینی بوده است. سپس، با توجه ب ه تحلی ل نظریات در خصوص این دو عامل، دیدگاه های طرح شده از سوی این دو نظریه پرداز موردنقد قرار می گیرد و نقاط قوت و ضعف نظریات بررسی می شود .