فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پایان نامه ها از جمله منابع علمی و پژوهشی دست اول است که در اجزاء و ساختار آن، تقدیم نامه وجود دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی مخاطب شناسی تقدیم نامه های پایان نامه های دانشگاهی و حوزوی بعد از انقلاب اسلامی است. روش : روش پژوهش، مطالعه کتابخانه ای است. اطلاعات از طریق مشاهده و فیش برداری از سه پایگاه مهم اطلاعاتی پایان نامه: ایرانداک، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، جمع آوری گردید. از 600 عنوان پایان نامه مربوط به 77 مرکز آموزش عالی دانشگاهی و حوزوی مورد مطالعه، 522 تقدیم نامه فیش برداری گردید. یافته ها: حدود 85 درصد از پایان نامه ها دارای تقدیم نامه هستند و پایان نامه های کارشناسی ارشد دانشگاهی و حوزوی بیشترین فراوانی را دارند. پایان نامه های دانشگاه های غیرانتفاعی، پیام نور و دولتی به ترتیب دارای بیشترین تقدیم نامه هستند. بیشتر تقدیم نامه ها دارای دو مخاطب است و به طور میانگین هر تقدیم نامه به سه مخاطب تقدیم شده است. زنان نسبت به مردان به مخاطبان بیشتری تقدیم نموده اند. مخاطبان حدود 6 درصد تقدیم نامه ها با موضوع پایان نامه ارتباط دارند. 72 درصد مخاطبان، از خانواده و بستگان پدیدآور هستند، 13 درصد مخاطبان، ائمه اطهار (ع) هستند، حدود 15 درصد تقدیم نامه ها نیز به سایر گروه ها و شخصیت های علمی، دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... تقدیم شده اند. نتیجه گیری: موضوع پایان نامه تأثیر کمتری در فکر و ذهن پدیدآور برای تدوین تقدیم نامه دارد. تکریم و قدردانی تقدیم نامه نویسان، از زحمات والدین نشانگر فرهنگ دینی و ارتباط عمیق فرزندان با والدین در خانواده های ایرانی است. عشق به ائمه اطهار (ع) و انتظار فرج از دغدغه های پژوهشگران جوان ایران اسلامی است. به طور کلی تقدیم نامه نویسان معتقد به آموزه های دین مبین اسلام به ویژه کلام الهی (قرآن) و علاقه مند به دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی (شهدا و رهبری) هستند و این موضوع سرمایه بسیار مهم معنوی و اعتقادی است که مدیران جامعه اسلامی و خانواده ها باید برای حفظ و حراست و تقویت بنیه های آن از هیچ کوششی دریغ نکنند و این نوع سرمایه ها را تقویت، تکریم و تجلیل نمایند.
بررسی و ارزیابی کتاب های مصور کودک مرتبط با ائمه معصومین و شخصیت های مذهبی بر اساس رویکرد نشانه شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش دستیابی به یک روش اصولی در تصویرسازی کتاب های کودک با تحلیل عملکرد تصویرگران و ناشران کتاب های مذهبی کودکان بر اساس رویکرد نشانه شناسی اجتماعی است. روش شناسی: روش بررسی استفاده از سیاهه وارسی برگرفته از کتاب گرامر طراحی تصویری کرس و لیوون است که به عنوان منبع اصلی در تحلیل نشانه شناختی کتاب های مصور به کار می رود. بر اساس این سیاهه، کلیه کتاب های مذهبی کودکان با موضوع شخصیت های مذهبی برای گروه سنی الف از نظر شش عنصر ترکیب بندی، زاویه دید، بُعد، شکل، رنگ و بافت ارزیابی شدند. یافته ها: نتیجه این پژوهش نشان داد که در طراحی کتاب های تصویری کودکان با این موضوع بیشترین توجه به بعد رنگ با نمره 54/3 می شود. بعد از آن ابعادی چون شکل با نمره 3/1، ترکیب بندی با نمره 2/6 ، و بافت با نمره 1/28 قرار دارند. بحث مربوط به زاویه دید نیز به صورت کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه این ارزیابی کیفی نیز نشان داد که بیشترین موارد استفاده در زاویه دید، روبه رو و عمومی و دور است. ارزیابی این آثار بر اساس ناشران نشان داد که انتشارات جامعه پژوهش و انتشارات جامعه القرآن بهترین نتیجه را در این خصوص به دست می آورند. همچنین ارزیابی این کتب از نظر تصویرگران نیز نشان داد که کارهای تصویرگری معصومه برومند بیشترین نمرات کمی را به خود اختصاص داده اند.
قابلیت تبدیل اصطلاح نامه به هستی شناسی (مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مشکلات و کاستی های اصطلاح نامه ها و روند رو به رشد استفاده از هستی شناسی ها در امر بازیابی اطلاعات منجر به تولید پژوهش های متعددی در خصوص طراحی و ساخت هستی شناسی و یا تبدیل اصطلاح نامه به هستی شناسی شده است. مطالعه حاضر به روش نظام مند و با هدف ارائه خلاصه ای از اطلاعات موجود درباره تبدیل اصطلاح نامه به هستی شناسی به تحلیل مطالعات انجام شده در این باره پرداخت. روش شناسی : مطالعه به روش مرور نظام مند و با پروتکل کیچنهام انجام شد. 5 سؤال پژوهش، شامل: شباهت(های) اصطلاح نامه و هستی شناسی چیست؟، تفاوت(های) اصطلاح نامه و هستی شناسی چیست؟، روش های تبدیل اصطلاح نامه به هستی شناسی چیست؟، فواید استفاده از اصطلاح نامه در ایجاد هستی شناسی چیست؟ و چالش های تبدیل اصلاح نامه به هستی شناسی چیست؟، بر اساس تحلیل های انجام شده، پاسخ داده شد. یافته ها : 71 رکورد در بر اساس استراتژی جستجو بازیابی و سپس با معیارهای ورود و خروج تطابق داده شد. در نهایت 57 مدرک با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج از مجموعه حذف و 14 مدرک مرتبط برای پاسخ به سؤالات پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. نتیجه : نتایج نشان داد که هر دو ابزار در سازمان دهی به کار رفته و اصطلاحات یک حوزه موضوعی خاص را پوشش می دهند و تفاوت عمده آنها در میزان پرداخت به روابط معنایی بین مفاهیم است. تعریف طبقات بر اساس مفاهیم موجود در اصطلاح نامه، تعریف روابط میان مفاهیم و استفاده از یک زبان رسمی وجه مشترک تمام روش های پیشنهادی بود. صرفه جویی در زمان و پرهیز از دوباره کاری از فواید و نیاز به متخصص موضوعی در فرایند انجام کار از چالش های تبدیل اصطلاحنامه به هستی شناسی است.
شناسایی، تبیین و رتبه بندی شاخص ها و عوامل ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان در رشته های علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان در رشته های علوم انسانی صورت پذیرفت. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی و به صورت کمی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل متخصصان، صاحبنظران و مدیران متخصص مستقر در استان خوزستان بود که در زمینه شرکت های دانش بنیان و تجاری سازی فعالیت داشتند. پرسشنامه محقق ساخته به صورت تصادفی بین 160 نفر نمونه تحقیق که به روش تمام شماری انتخاب شده بودند، توزیع شد. از آنجا که حجم جامعه با حجم نمونه برابر است از روش تمام شماری استفاده شد. در پرسشنامه، روابط بین عناصر و شناسایی شاخص ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS3 و رتبه بندی شاخص ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد و نتایج با استفاده از ضریب هماهنگی کندال در معرض آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحقیقات نشان داد که شش شاخص اصلی با 22 شاخص فرعی بر ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان در رشته های علوم انسانی تأثیر دارند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد شاخص های ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان در رشته های علوم انسانی به ترتیب اهمیت به شرح زیر است: شاخص فعالیت های آموزشی و پژوهشی، شاخص مدیریت و سیاست گذاری، شاخص بسترها و زیرساخت ها، شاخص ارتباطات و شبکه های علمی، شاخص نشر و اشاعه دانش و شاخص نوآوری. نتیجه کلی نشان داد که علوم انسانی می تواند پیشران تجاری سازی در ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان باشد. همچنین شرکت های دانش بنیان این فرصت را برای حوزه های علوم انسانی فراهم می کند که از حالت نظری فاصله بگیرد و با کاربردی کردن رشته های علوم انسانی در عرصه عمل و محیط واقعی جامعه، ایفای نقش کند. در نهایت مدل شاخص ها و عوامل ایجاد و توسعه شرکت های دانش بنیان در رشته های علوم انسانی ارائه گردید.
شبکه های اجتماعی و مدیریت دانش: بررسی میزان استفاده دانشجویان دانشگاه های ممتاز شهر تهران از شبکه های اجتماعی و پیام رسان برای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از ویژگی های جامعه شبکه ای، گسترش شبکه های «اجتماعی و پیام رسان» و از جمله کارکردهای این شبکه ها، مدیریت اطلاعات و دانش است. مقاله حاضر قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که دانشجویان دانشگاه های ممتاز شهر تهران به عنوان نخبگان جامعه تا چه اندازه توانسته اند از شبکه های یاد شده برای مدیریت دانش استفاده کنند؟
روش پژوهش: از روش پیمایشی با نمونه گیری تصادفی در میان دانشجویان ۷ دانشگاه ممتاز تهران بر اساس رتبه بندی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام برای ارائه توصیفی از وضعیت فعلی استفاده شده است. برای تحلیل عمیق تر یافته ها و ارائه راهبردهایی از جنس سیاستگذاری از مصاحبه عمیق استفاده شده است.
یافته ها: در حالی که 50.۱ درصد دانشجویان معتقدند شبکه های مذکور به بخش از زندگی روزمره ایشان تبدیل شده است، اکثریت دانشجویان، صرفاً مصرف کننده محتوا با اولویت محتوای سیاسی هستند. بیشترین محتوای مرتبط با دروس، صرفاً دنبال کردن اخبار کلاس هاست. بر اساس شاخص های تعیین شده برای سنجش میزان استفاده دانشجویان از این شبکه ها برای مدیریت دانش، ۷ درصد دانشجویان به هیچ وجه از شبکه های یاد شده برای مدیریت دانش استفاده نمی کنند. ۴۹ درصد در مقادیر کم و خیلی کم، 15.5 درصد در مقادیر خیلی زیاد و زیاد و 28.4 درصد تا حدودی از شبکه های مذکور برای مدیریت دانش استفاده می کنند. در ادامه پژوهش راهبردهایی از جنس سیاستگذاری برای اصلاح الگوی استفاده از این شبکه ها پیشنهاد شده است.
نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی از ظرفیتی بسیار مهم برای مدیریت دانش برخوردار هستند و اساساً مفهوم شبکه های اجتماعی و مدیریت دانش به دلیل ناشی شدن هر دو مفهوم از انقلاب اطلاعاتی، توسعه جوامع اطلاعاتی و در نهایت شکل گیری و توسعه شبکه های اجتماعی دارای پیوندی اجتناب ناپذیر با یکدیگر هستند. یافته ها نشان داد که در سطح ۷ دانشگاه ممتاز شهر تهران هنوز استفاده از شبکه های اجتماعی برای مدیریت دانش در سطح مطلوبی نیست؛ اما تنها ۷ درصد دانشجویان از هیچ یک از گویه های مرتبط با مدیریت دانش شامل اخذ مشاوره های علمی و پژوهشی از استادان، استفاده از ظرفیت کار تیمی برای فعالیت های علمی و ...، استفاده نکرده اند.
واژگان کلیدی: شبکه های اجتماعی؛ مدیریت دانش؛ دانشجویان؛ دانشگاه های تهران؛ سیاستگذاری
بررسی و ارزیابی وضعیت به کارگیری اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت موجود استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور و عوامل مرتبط با آن است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی کشور بودند که تعداد 899 نفر از آن ها در پژوهش مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار اس پی اس اس صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان استفاده از اسباب بازی ها در کتابخانه های عمومی کشور بالاتر از حد متوسط است. از نظرِ استفاده از نوع اسباب بازی، تمایل به استفاده از اسباب بازی های گروهی بیشتر از اسباب بازی های فردی است که در این میان، دو دسته اسباب بازی های فکری و آموزشی بیشترین استقبال را از سوی مراجعان داشتند. بررسی میزان رضایت کاربران از بخش اسباب بازی نشان داد اگرچه رضایت کلی از این بخش بالاتر از حد متوسط بود اما تنوع و کیفیت پایین اسباب بازی ها از عوامل نارضایتی از بخش اسباب بازی هستند. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد از دیدگاه کتابداران، استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی اثربخشی بالایی داشته و باعث ثبت تجربه مثبت از کتابخانه در ذهن مراجعان، تقویت روحیه جمع گرایی در کودکان و افزایش مراجعه به کتابخانه شده است. در نهایت، یافته ها حاکی از آن بود کتابداران دانش و توانمندی های اندکی در زمینه اسباب بازی ها و کار در بخش اسباب بازی دارند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر با بررسی وضعیت موجود استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور و شناسایی نقاط قوت و ضعف مرتبط با اسباب بازی، بخش اسباب بازی و کتابداران بخش اسباب بازی، اطلاعات دقیقی را پیشِ روی مدیران و کارشناسان نهاد برای برنامه ریزی دقیق تر و رفع کاستی های این حوزه قرار می دهد. این پژوهش همچنین مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه و بسط مبانی نظری آن فراهم می کند.
Impact of Social Media Marketing on Consumer-Based Brand Equity for Tourism Destination: Evidence from Isfahan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
149 - 170
حوزههای تخصصی:
Background: Destination branding and social media strategy may be a major and strong marketing and promotional tool for destination marketers. Today tourism has been greatly affected by social media platforms. Besides being a major source of information, these tools can facilitate the interaction process among tourists and provide them with customized and personalized offers. These activities can ultimately lead to enhanced destination brand equity. Purpose: The present study attempts to investigate the impact of social media marketing on consumer-based brand equity components for tourism destinations. Method: The sample of the study totaled 149 visitors from Isfahan. Online questionnaires and convenience sampling methods were used to collect data research. The research hypotheses were tested using smart PLS software. Results: The results showed that there is a statistically positive and significant impact of social media marketing on destination brand awareness, destination brand image, destination brand quality, and destination brand loyalty. Conclusion: As the results show, social media marketing is an effective marketing tool to improve tourism marketing that in turn can enhance destination brand equity. These results are beneficial for tourism destination marketers and managers. Social media marketing as a prominent marketing tool can strengthen destination brand equity and potentially influence tourists’ behavior
Studying "Bounce Rate" and "Average Visit Duration" on the Iranian University Library Websites: Correlation Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
171 - 183
حوزههای تخصصی:
Purpose: Nowadays, average visit duration through the university library websites and bounce rate of the web users, are two important factors from the standpoint of Google Search Engine Optimization (SEO). The main objective of this paper is to study the two mentioned factors in Iranian university library websites and interactive relationship analysis between them. Method: This study opted for the webometrics approach. The research community was 42 library websites of Iranian governmental universities affiliated with the ministry of science, except Payam- Noor and Farhangian. These mentioned websites were analyzed by the descriptive and analytical survey methods. The data had been extracted by the "Similarweb" analytical tool (3 months: January to March 2020). Three software, "SPSS22", "Excel" and "LibreOfficeCalc", were used for data analysis. Findings: The lowest (best) bounce rates from the library website were observed in the websites of the Central Library of Allameh Tabatabai University and the Digital Library of the University of Guilan, respectively. The highest (best) "average visit duration", was observed in the digital library websites of Isfahan university of technology and the university of Tehran, respectively. Conclusion: The "bounce rate" of members of the research community has been observed between 13% and 100%. Also, "average visit duration" has been seen from 0 to 300 seconds. Iranian university library websites from the standpoint, two factors that impacted Google SEO, have been seen in the weak level. A significant inversely correlation was obtained between "Bounce Rate" and "Average Visit Duration" in 42 Iranian governmental university library websites with an amount of 0.6.
تحلیل فرایند مجموعه سازی کتاب های چاپی و الکترونیکی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مجموعه سازی به عنوان یکی از اساسی ترین فعالیت ها در کتابخانه مطرح می باشد و به دلیل اینکه یکی از موارد رضایت مراجعه کنندگان از کتابخانه منابع آن محسوب می شود، از حساسیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر به تحلیل فرآیند مجموعه سازی کتاب های چاپی و الکترونیکی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سطح تهران می پردازد. روش شناسی: پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است که با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته، شامل 15 سؤال باز بود که از طریق آن با 10 کارشناس مجموعه سازی یا معاون کتابخانه دانشگاهی مصاحبه به عمل آمد. برای طراحی سؤالات مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای در حوزه فرایند مجموعه سازی و خط مشی مجموعه سازی در کتابخانه ها صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد مجموعه سازی کتاب ها ی چاپی در کتابخانه های موردمطالعه را می توان تحت تأثیر عواملی همچون سیاست های مجموعه سازی، شناسایی نیازهای کاربران، فراهم آوری منابع، بودجه و ارزیابی مجموعه مقوله بندی کرد. برای مجموعه سازی کتاب های الکترونیکی خط مشی مدونی وجود نداشت و برای فراهم آوری آن ها از روش های دانلود رایگان، خرید مجموعه ای منابع، اشتراک پایگاه های اطلاعاتی و یا مبادله بین کتابخانه ای استفاده می شد. از جمله چالش های مجموعه سازی در کتابخانه ها، فراهم نبودن خط مشی مکتوب، نیاز به دانش افزایی کتابداران و ضعف نرم افزارهای کتابخانه ای بود. نتیجه: مطابق با یافته ها، می توان نتیجه گرفت سازوکار مجموعه سازی در کتابخانه های موردمطالعه، فاقد گروهی از مؤلفه های مهم، مانند خط مشی مدون مجموعه سازی، اصول مشخص انتخاب و کمیته های انتخاب و همچنین ارزیابی مستمر مجموعه است. همچنین مجموعه ای از عوامل بیرونی و درونی در کاستی های موجود، دخیل هستند. تحریم های بین المللی، سیاست های کلی دانشگاه و نحوه تخصیص بودجه کتابخانه ها، جدی نگرفتن لزوم تهیه خط مشی مدون مجموعه سازی، نبود برنامه ریزی مشخص برای ارزیابی مجموعه، از جمله عوامل تأثیرگذار بودند. از نتایج پژوهش حاضر می توان برای شناسایی شیوه های مجموعه سازی در کتابخانه های دانشگاهی بهره گرفت و در جهت رفع نواقص و چالش های مجموعه سازی گام برداشت.
ارائه و ارزیابی مدل فرهنگ اطلاعاتی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
195 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف: فرهنگ اطلاعاتی مفهوم نوینی است که بیانگر جهت گیری سازمان به اطلاعات، و نیز ارزش ها، هنجارها و رفتارهای مرتبط با اطلاعات در سازمان است. پرداختن به این مفهوم به ویژه در سازمان های دانش بنیان مانند دانشگاه ها اهمیت زیادی دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای سنجش فرهنگ اطلاعاتی در دانشگاه های دولتی ایران است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با رویکرد ترکیبی اکتشافی انجام شد. جامعه آماری پژوهش اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی ایران بودند. اعضای نمونه پژوهش در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی با استفاده روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در بخش کیفی برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد که بعد از تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری داده ها، مدل مفهومی پژوهش تدوین گردید. در ادامه برای سنجش اعتبار مدل پژوهش، داده های کمّی با کمک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شدند که برای بررسی برازش مدل پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته ها: با تحلیل داده های کیفی، 57 کد اولیه به عنوان مؤلفه های شکل دهنده فرهنگ اطلاعاتی شناسایی شدند که این کدها در قالب 16 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی دسته بندی گردیدند. در بخش کمّی، برازش مدل پژوهش نشان داد، مدل فرهنگ اطلاعاتی دانشگاه های دولتی ایران از برازش بالایی برخوردار است. بدین ترتیب، برای سنجش فرهنگ اطلاعاتی در دانشگاه های دولتی ایران می توان از این مدل شامل 4 بُعد اصلی ارزش ها و هنجارهای اطلاعاتی، بهره مندی از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، مدیریت اطلاعات و ارتباطات و تعاملات بهره گرفت. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با ارائه مدل فرهنگ اطلاعاتی، امکان سنجش و پایش فرهنگ اطلاعاتی را در دانشگاه های دولتی ایران فراهم کرده است. همچنین این پژوهش می تواند مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه و بسط مبانی نظری این حوزه باشد.
واکاوی نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
149 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و واکاوی نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی در میان کلیه کارکنان شرکت های پارک علم و فناوری شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استانداردی است که پایایی آنها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و روایی آنها با استفاده از روایی محتوا مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه اعضای شرکت های پارک علم و فناوری شهرستان زاهدان می باشد که حجم نمونه با استفاده از جدول جرسی و مورگان، بالغ بر 130 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین گردید. به منظور تایید یا رد فرضیات از روش الگویابی معادلات ساختاری و کمک نرم افزار Smart-PLS استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که فرهنگ نوآوری بر ظرفیت جذب دانش و چابکی منابع انسانی و همچنین ظرفیت جذب دانش نیز بر چابکی منابع انسانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه بر این، نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی تایید گردیده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش، فرهنگ نوآوری تأثیر بسزایی در ظرفیت جذب دانش و چابکی منابع انسانی در شرکت های پارک علم و فناوری دارد. بنابراین، مدیران پارک های علم و فناوری با انجام تغییرات ساختاری و حمایت از ایده ها و قوانین خلاقانه، بایستی در راستای تقویت این فرهنگ اقدام نمایند.
نگاشت شبکه تداعی های برند ایرانداک از دیدگاه ذی نفعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلطه پارادایم عملگرایی بر حوزه سیاست گذاری علم و فناوری موجب تغییر رویکرد به مدیریت مراکز علمی شده است. از دیدگاه عملگرایی، تمام مراکز علمی باید توانایی تأمین نیازهای ذی نفعان و ارائه کارکردی مختص به خود داشته باشند. این موضوع نیاز پژوهشگاه ها به شناسایی ذهنیت ذینفعان را توجیه می کند. هدف پژوهش حاضر نگاشت شبکه تداعی های برند «ایرانداک» از دیدگاه ذی نفعان است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر حل مسئله، توصیفی است. برای نگاشت شبکه تداعی های برند «ایرانداک» از روش نقشه مفهومی برند استفاده شده است. نقشه مفهومی برند به عنوان روشی کیفی دارای سه مرحله استخراج تداعی های برند ، جمع آوری نقشه های انفرادی، و نگاشت نقشه نهایی است. جامعه آماری پژوهش ذی نفعان «ایرانداک» هستند. روش نمونه گیری در مرحله استخراج تداعی های برند و جمع آوری نقشه های انفرادی از نوع هدفمند و حجم نمونه در هر مرحله شامل ۷۰ نفر است. شبکه تداعی های برند «ایرانداک» دارای ۱۸ تداعی اصلی به تفکیک ۱۵ تداعی مثبت و سه تداعی منفی است. تداعی های اصلی مثبت شامل پیشگیری از دزدی علمی، جست وجوی مدارک علمی، منبع علمی، پایان نامه، دسترسی به اطلاعات، سامانه «گنج»، منابع الکترونیک، ارتباطات علمی، اخلاق پژوهش، صحت علمی، سامانه ها، ترویج علم، دانشگاه ها، مدیریت اطلاعات، سیاست گذاری علمی، و تداعی های اصلی منفی شامل دیوان سالاری، تعدد سامانه و سایت با طراحی نامناسب هستند. شبکه تداعی های برند «ایرانداک» دارای دو لایه تداعی است. تحلیل شبکه تداعی های برند «ایرانداک» نشان دهنده درگیری ذهنی پایین ذی نفعان با برند «ایرانداک» و پراکندگی ذهنیت ذی نفعان از برند «ایرانداک» است. تداعی های پایان نامه و پیشگیری از دزدی علمی قوی ترین ارتباط را با برند «ایرانداک» دارند.
تاثیر انقلاب های صنعتی بر سیر تحول کتابخانه های عمومی: تحقق کتابخانه پلتفرمی در انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کتابخانه های عمومی نه تنها یکی از تأثیرگذارترین نهادهای اجتماعی هستند بلکه می توانند منعکس کننده سیر تحولات در عرصه های دیگر از جمله توسعه صنعتی نیز باشند. در این پژوهش سعی شده است با تمرکز بر نسل شناسی کتابخانه های عمومی، به تغییر روند خدمات این کتابخانه ها متناسب با ویژگی های انقلاب های صنعتی بپردازد. بنابراین، هدف این پژوهش، تحلیل و مرور تغییرات و تحولات کتابخانه های عمومی متأثر از انقلاب های صنعتی، از شکل گیری کتابخانه های سنتی در انقلاب صنعتی اول تا رسیدن به کتابخانه های پلتفرمی در انقلاب صنعتی چهارم است. کتابخانه به مفهوم پلتفرم، بستری اجتماعی برای مشارکت همه افراد و نهادها و با هدف فراهم کردن زمینه های تبادل اطلاعات و دانش عمل می کند.روش: از جنبه روش شناسی، این مقاله یک مطالعه مروریِ رواییِ غیرنظام مند است که در آن از رویکرد سندی استفاده شده است. به منظور گردآوری و استخراج اطلاعات، جستجوی جامعی در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و بین المللی انجام شد. متون و اسناد مرتبط با عبارت های دقیق انقلاب صنعتی یاIndustrial Revolution و کتابخانه عمومی یا Public Library در بازه زمانی 2000 تا 2018 میلادی بازیابی و مرور شد.یافته ها: یافته های این پژوهش، ضرورت شناخت ویژگی های نسل های کتابخانه های عمومی بر اساس پارادایم های انقلاب های صنعتی با توجه به خصیصه هایی مانند فناوری و ابزار، مخاطب و ذی نفع، مأموریت و چشم انداز و زیرساخت و منابع بود که بیانگر ضرورت تغییر کتابخانه ها به سمت نسل کتابخانه های پلتفرمی برای بقا و تداوم خدمت تأثیرگذار در دوران انقلاب صنعتی چهارم است. با توجه به تغییر اکوسیستم اجتماعی متأثر از انقلاب صنعتی چهارم، کتابخانه ها باید برای استمرار حیات و توسعه و افزایش اثربخشی خود، نگرش و عملکرد شان را تغییر دهند و با شناسایی مجدد دارایی ها، ارزش ها، فلسفه وجودی و منطق کارشان مبتنی بر تفکر پلتفرمی برای همنواسازی و خلق و تبادل ارزش ها با ذی نفعان، به خصوص منابع و ذینفعان بیرونی خود، اقدام کنند.
استارت آپ های صنایع خلاق فرهنگی در حوزه کتاب در ایران و ارائه سناریوهای توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تبیین وضعیت فعالیت استارت آپ های فعال در حوزه کتاب در ایران و ارائه سناریوهای توسعه روش شناسی: رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر ترکیبی (کمی و کیفی) است. ابتدا از رویکرد کمّی برای گردآوری اطلاعات و تشریح وضعیت استارت آپ ها استفاده شد و سپس برای تدوین سناریوها از رویکرد کیفی استفاده شد. در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شد. در بخش دوم که اختصاص به تدوین سناریو برای ترسیم آینده داشت از سناریونگاری تکوینی استفاده شد. جامعه پژوهش 154 استارت آپ فعال در حوزه کتاب بودند که 58 مورد در حوزه کتاب الکترونیکی، 26 مورد در حوزه کتاب صوتی، 65 مورد در حوزه توزیع و فروش کتاب چاپی و 5 مورد در حوزه شبکه های اجتماعی فعالیت دارند. در بخش دوم اقدام به انجام مصاحبه های نیمه باز با 9 نفر از متخصصان علمی و اجرایی شد. برای تحلیل محتواهای مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی پنهان با رویکرد استقرائی، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرکز اصلی استارت آپ ها در شهر تهران است و عمر شکل گیری آن ها به دو دهه اخیر برمی گردد. استارت آپ های این حوزه ضعیف هستند و این ضعف ناشی از ضعیف بودن حوزه کتاب در کشور است. توان مالی و زیرساختی این شرکت ها بسیار پایین است و نیازمند پشتیبانی هستند و مؤسسات سرمایه گذار و شتاب دهنده ها نیز به دلیل کمی سودآوری این حوزه به ندرت وارد این حوزه ها می شوند. به لحاظ زیرساخت های قانونی و اداری خلأهای بسیاری پیش روی این شرکت ها در صنعت کتاب است و نیاز به اصلاح رویه ها، قوانین و زیرساخت های اجرایی و تسهیل فعالیت این مؤسسات است.
How Can We Equip Academic Libraries with IoT Technologies: Practical Guidelines(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
71 - 84
حوزههای تخصصی:
Background: The advancement of information technologies has many effects on library services and collection management. Most of the librarians and library managers would like to work in libraries with a focus on modern devices and technologies. Purpose: The purpose of this study is to examine applying new devices of IOT technologies in different parts of libraries and changing library environments and services according to these new technologies. Method: The present research has been using a library study. In fact, equipping libraries with modern technologies would improve library services and increase users’ satisfaction. Findings: Librarians should be aware of important aspects of IoT in library services. The IoT will continue to affect libraries and their services through the building, collection management, instruction, data security, data mining, and information literacy. In this study, authors try to design a practical model for academic libraries based on IoT devices to improve the quality of services, increase user’s satisfaction and reduce costs. Conclusion: It is expected that this new technology, in addition to improving services, can greatly reduce the additional costs of libraries and help the library get closer to green and environment-friendly libraries.
Library and Information Science Education in India: Growth, Development, Problems and Prospects(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۳, Summer & Autumn ۲۰۲۱
45 - 61
حوزههای تخصصی:
The purpose of the study is to explore the history and growth of the Indian LIS education system, its sustainability, and describe a critical review of recent UGC proposed Learning Outcomes-based Curriculum Framework (LOCF) syllabi. The formal LIS education which was started before independence with few universities currently witnessed a phenomenal growth of LIS departments/schools in the county. The structured questionnaire and survey methods were used to collect relevant data about availability of various courses and supplemented by searching websites and personal contacts. The findings of the study indicates that that 237 universities/colleges/ polytechnic institutes and professional associations found offering LIS education from six months certificate course to a doctoral research program. The survey revealed that at present B.A. (Hons.), B.Sc. (H), Dip. in LIS (3 years), CLIS, BLIS, MLIS, MLIS (two years integrated), PGDLAN, M. Phil., Ph.D., and D.Litt. courses are available in 31 states and UT of Indian universities/colleges in Library and Information Science. The study also finds that during the span of 20 years (2001-2020) 105 LIS departments came into existence primarily in private universities and colleges. The latest UGC proposed LOCF syllabi for BLIS also examined its acceptability and sustainability as a uniform model curriculum framework for the LIS departments in India, In addition, the study describes key issues, challenges and recommendations to enhance LIS education scenario.
بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت تفکر خلاق برای رشد فعلی و آینده کودک و جامعه ضروری است و ادبیات کودک می تواند نقش مهمی را در پرورش مهارت های تفکر و خلاقیت داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان صورت گرفت. روش: روش پژوهش، تحلیل محتوا و جامعه آماری مطالب داستانی و غیرداستانی 12 مجله معتبر فارسی کودکان فهرست شده در تقسیم بندی شورای کتاب کودک است. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای برای مطالب داستانی و غیرداستانی است. ابزار گردآوری اطلاعات سیاهه وارسی محقق ساخته ای است که بر اساس مؤلفه های هشت گانه تفکر خلاق گیلفورد تهیه شد. روایی ابزار بر مبنای پژوهش های پیشین و پایایی با ضریب همبستگی درون گروهی تأیید شد. یافته ها: میانگین مؤلفه های تفکر خلاق گیلفورد در مطالب داستانی و غیرداستانی مجلات متفاوت است. در مطالب داستانی، حساسیت به مسئله دارای بیشترین میانگین و پیچیدگی و پس از آن ترکیب کمترین میانگین را داشتند. همچنین میانگین میزان پرداختن به مؤلفه حساسیت به مسئله در بین مطالب غیرداستانی بیش از سایر مؤلفه ها بود و کمترین میزان میانگین نیز به مؤلفه ارزشیابی تعلق گرفت. در مطالب داستانی مجله «سه چرخه» و در مطالب غیرداستانی مجله «نبات» به مؤلفه های خلاقیت توجه بیشتری داشتند. نتیجه گیری: مجلات کودکان فارسی باید توجه بیشتری به مسئله خلاقیت داشته باشند، این مهم با رویکرد فعلی آنان قابل دستیابی نخواهد بود و باید در خط مشی خود پیرامون انتشار آثار فاقد محتوای خلاقانه تجدیدنظر اساسی نمایند.
فهم و برداشت دانشجویان از تجربه پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش: مطالعه پدیدارنگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند جست وجو و بازیابی اطلاعات فرایندی شناختی و بسیار پیچیده است. یکی از رویکردهای مهم در کشف و درک این فرایند، بررسی تجربه های کاربران است. این پژوهش با هدف بررسی فهم و برداشت تجربه دانشجویان دکتری از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر تفسیری بود که با روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری به اجرا در آمد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر دانشجویان دکتری حوزه های گوناگون دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۷ بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند، معیار و گلوله برفی بود. تنوع حداکثر در انتخاب نمونه در نظر گرفته شد و تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه نیمه ساختاریافته از ۲۰ دانشجو صورت گرفت. مصاحبه ها پیاده سازی شده و به شکل استقرایی و با شیوه کدگذاری نظری در نرم افزار «ماکس کیودا ۱۲» مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که پس از تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، شش طبقه توصیفی از چگونگی درک و تجربه دانشجویان دکتری تخصصی از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات پدیدار گردید. شش طبقه جست وجو و بازیابی اطلاعات به مثابه دریایی بی انتها، گنجینه ای ارزشمند، جاده ای پر از چراغ، کلیدی برای نجات، خوردن میوه دلخواه، و پلی برای رسیدن به دانش بودند. نتایج نشان داد که دانشجویان پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش را مهم و ضروری توصیف کرده و مشکل اصلی آن ها در زمینه یادگیری و آموزش مهارت های لازم برای جست وجو و بازیابی اطلاعات بود که احساس ناخوشایندی در آن ها به وجود می آورد. گرچه این پژوهش با توجه به نوع و ماهیت کیفی خود به دنبال تعمیم یافته های حاصل از پژوهش حاضر نیست، اما با توجه به یافته ها و بر طبق آنچه در فضای نتیجه ارائه شد، درک و توصیف دانشجویان از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات با توجه به محدودیت ها و مشکلات زیادی که آن ها بیان کردند، زنگ خطر و هشداری برای نظام آموزش عالی است و باید مورد توجه قرار گیرد.
اقدام پژوهی رویداد نوآورانه کتاب و کودک: به منظور بهبود وضعیت مطالعه و کتاب خوانی کودکان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آن است که علاوه بر شناسایی چالش های اقدامات پیشین، با پرورش ایده های نوآورانه از طریق برگزاری رویداد های نوآوری به رفع این چالش ها کمک کند. روش: نخست، از طریق مرور نظام مند ادبیات و سپس از طریق مصاحبه با افراد صاحب نظر و به کارگیری روش تحلیل مضمون، چالش های اقدامات سنتی در حوزه کتاب کودک شناسایی شد. در ادامه، با استفاده از راهبرد اقدام پژوهی، تلاشی متمرکز به منظور ایده پردازی در حوزه کتاب و کودک با هدف ایجاد آشتی میان کودکان و کتاب خوانی و افزایش رغبت به مطالعه در کودکان و رشد و پرورش ایده های خلاقانه در این حوزه در قالب یک رویداد استارتاپی صورت گرفت. یافته ها: ابتدا چالش های موجود در حوزه کتاب و کودک در 4 حوزه زیرساختی، فرهنگی، محتوایی، و اقتصادی شناسایی شد و سپس رویداد نوآورانه کتاب و کودک به عنوان رویداد استارتاپی در قالب اقدام پژوهی که شامل چهار فاز برنامه ریزی، اقدام، مشاهده و بازتاب است بررسی شد. اصالت/ارزش: چالش های متعدد شناسایی شده در حوزه ترویج کتاب کودک لزوم ابتکارات نوآورانه را به وضوح آشکار کرد. ازاین رو، رویداد نوآورانه کتاب و کودک در فرایندی پویا ضمن شناسایی و ارزیابی اولیه طرح های نوین کاربردی، آن ها را به چالش کشیده است و ضمن توانمندسازی آن ها از بُعد فنی، بازار و کسب وکار، زمینه لازم برای تجاری سازی طرح را فراهم آورد. در این رویداد، سعی شد با ایجاد ارتباط مستقیم بین ناشر و نویسنده، دست واسطه ها کوتاه و در نتیجه جلوی پرهزینه بودن نشر گرفته شود، به این صورت که ناشران بعد از مشاهده ایده اولیه روی آن سرمایه گذاری کردند.
ارائه رویکرد تنسور سه بعدی برای طبقه بندی و تشخیص اخبار جعلی: مطالعه موردی اخبار فارسی در حوزه کرونا ویروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
221 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر اختصاص یکی از کلاس های جعل و واقعی به متن های آزاد می باشد. شبکه های عصبی کانولوشنی به عنوان یکی از مهم ترین مدل های یادگیری عمیق، دقت بالایی را بر روی این مسائل بدست آورده است. در این تحقیق آنالیز متن در سطح جمله و بهبود عملکرد شبکه عصبی کانولوشنی جهت تشخیص اخبار جعلی مورد توجه بوده است. در اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎ ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﯿﺴﻪ ای از ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﻣﺪل داده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎی ﺑﺮداری ﺑﻪ ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ ﻫﺎی دو ﺑﻌﺪی ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷود. یکی از محدودیت های شبکه های کانولوشن این است که در سطح کلمه کار کرده و نمی تواند رابطه و فاصله بین جملات را در نظر بگیرد و آﻧﺎﻟﯿﺰ در ﺳﻄﺢ ﺟﻤﻠﻪ مشکل اساسی در این تحقیق می باشد. در این پژوهش یک مدل پایه ای مبتنی بر شبکه های کانولوشنی پیشنهاد شده که در آن اسناد به صورت تنسورهای سه بعدی به شبکه داده می شوند تا بتواند مشکل مذکور را مرتفع نماید. در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و به نتایج دقیق تری در تشخیص اخبار جعل دست می یابد. روش شناسی: پژوهش حاضر مطالعه ای کاربردی بوده که در آن حدود 42000 اخبار فارسی از شهرهای مختلف ایران از توییتر جمع آوری شده و با عمل پیش پردازش، داده های اضافی و غیر مفید حذف و پس از برچسب زدن متون پاک سازی شده، متن اخبار جهت رویکرد پیشنهادی با استفاده از نرم افزار پایتون پردازش شده اند. یافته ها: برخی از الگوریتم های یادگیری ماشین دارای قدرت بیشتری در مسائل طبقه بندی بودند، ولی با تغییراتی که در ساختار الگوریتم شبکه کانولوشن صورت گرفت، نتایج بهتری نسبت به الگوریتم های یادگیری ماشین و سایر الگوریتم های مشابه حاصل شد. نتیجه گیری: در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و این مدل پیشنهادی در مقایسه با رویکردهای پیشنهادی در ادبیات، دقت قابل توجهی را بدست آورده است. مدل پیشنهادی بدون اضافه کردن سربار اضافی از لحاظ تعداد ویژگی ها و عمق شبکه، با تغییر در ورودی توانسته است به نتایج بهتر و قابل قبول از سایر رویکردهای موجود در ادبیات دست یافته و به دقت و صحّت بیش از 94 درصد دست یابد.