ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
۳۰۱.

ارائه چارچوبی جامع از عوامل مؤثر بر شبکه دانش با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش شبکه دانش ابعاد شبکه دانش مؤلفههای شبکه دانش فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
به رغم وجود تحقیقات فراوان در حوزه شبکه دانش، تاکنون پژوهشی که بتواند چارچوبی جامع در خصوص عوامل تأثیرگذار بر شبکه دانش فراهم آوَرد، یافت نشده است. در این پژوهش 2306 متن علمی مرتبط در بازه زمانی قبل از 2022 از پایگاه های معتبر انتخاب شد. با استفاده از روش فراترکیب و معیارهای ورود و خروج در نهایت، 30 مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت. در نتیجه تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده، هفت بُعد (درون سازمانی، بین سازمانی، نظام مدیریت دانش، زیرساخت های شبکه دانش، عوامل فردی، محیط بیرونی، و نتایج) و سی وهشت مؤلفه مؤثر بر شبکه دانش شناسایی شد. در مرحله بعد، با استفاده از روش تجزیه وتحلیل آنتروپی «شانون» میزان پشتیبانی مطالعات گذشته از ابعاد و مؤلفه ها بررسی شد. در میان ابعاد، بُعد درون سازمانی و عوامل فردی و در میان مؤلفه ها، ساختار سازمانی پشتیبان شبکه دانش و فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش دارای بیشترین ضریب اهمیت بودند. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند ابزار مناسبی برای شناخت عوامل مؤثر بر شبکه دانش و همچنین ارزیابی نقاط ضعف و قوت شبکه های دانش موجود باشد. بنابراین، سازمان ها می توانند از نتیجه این پژوهش برای طراحی و ارزیابی شبکه دانش بهره ببرند.
۳۰۲.

نقش تجربه، دانش موضوعی، و زبان کاربران در رفتار توقف جستجوی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توقف جستجوی اطلاعات تجربه جستجوی اطلاعات دانش موضوعی زبان کاربر زبان مادری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۲
هدف : هدف پژوهش حاضر، شناخت تأثیر تجربه جستجوی اطلاعات، دانش موضوعی، و زبان کاربر، بر رفتار توقف جستجوی اطلاعات در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی، و از نقطه نظر روش شناسی، پژوهشی کمی است. نمونه مورد مطالعه، بر اساس پژوهش های مشابه، 80 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود. دانشجویان دو وظیفه ساده و دو وظیفه پیچیده را به زبان های فارسی و انگلیسی در موتور کاوش گوگل جستجو کردند. تراکنش های آنها توسط نرم افزار کمتازیا ضبط شد. سطح تجربه جستجوی کاربران، با استفاده از پرسشنامه ای برگرفته از پرسشنامه سواد اطلاعاتی قاسمی (1385) تعیین شد. پس از تأیید روایی صوری پرسشنامه، محاسبه پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، مقدار 75/0 را به دست داد. بر اساس نمره کسب کرده از این پرسشنامه، کاربران در سه گروه با تجربه کم، متوسط، و زیاد قرار گرفتند. همچنین دانش موضوعی کاربران از موضوع وظایف، در دو سطح «فاقد دانش موضوعی یا دانش اندک»، و «دانش متوسط یا زیاد» تعیین شد. با مشاهده چندین باره فایل های ثبت تراکنش کاربران با سامانه، توقف جستجوی اطلاعات کاربران در هر وظیفه، در دو نوع توقف خوب (به دلیل یافتن پاسخ) و بد (به دلیل ناکامی در یافتن پاسخ) تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون های تی گروه های مستقل، تحلیل واریانس یک راهه، و یو مان-ویتنی، و نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد با افزایش سطح دانش موضوعی کاربر، نرخ توقف خوب به طور معنا داری افزایش و نرخ توقف بد، کاهش یافته است. همچنین مشاهده شد که نوع توقف جستجو، در کاربرانی با سطوح مختلف تجربه جستجو، تفاوت معنا داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی نیز نشان داد با افزایش سطح تجربه جستجو، نرخ توقف خوب افزایش  و نرخ توقف بد، کاهش یافته است. در نهایت، بالاتر بودن رتبه میانگین نوع توقف جستجوی اطلاعات در جستجو به زبان فارسی، حاکی از بیشتر بودن توقف خوب و کمتر بودن توقف بد، در جستجو به زبان فارسی است. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر تجربه جستجو، زبان کاربر، و دانش موضوعی بر نوع توقف جستجوی اطلاعات، اتخاذ تدابیری چون برگزاری کارگاه های آموزش مهارت ها و فنون جستجوی اطلاعات، لحاظ نمودن عامل زبان کاربر در مدل های داده ای سامانه های توصیه گر شخصی سازی شده، بهره گیری از سامانه های بازیابی بین زبانی، و شخصی سازی سامانه های بازیابی اطلاعات، به منظور پیشنهاد پرسش ها و ارائه نتایج، متناسب با سطح دانش کاربران، توصیه می شود. 
۳۰۳.

شناسایی و اولویت بندی عوامل بازدارنده پیاده سازی مدیریت دانش در نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش عوامل بازدارنده پیاده سازی مدیریت دانش نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نپاجا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف : هدف پژوهش شناسایی و اولویت بندی چالش ها، مشکلات و موانع پیاده سازی مدیریت دانش در نیروی پدافند هوایی آجا است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته اکتشافی است. به منظور شناسایی مقوله های اصلی و زیرمقوله ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمام فرماندهان، معاونان، مدیران، استادان دانشگاه و مراکز آموزشی و کلیه کارشناسان حوزه مدیریت دانش در نپاجا بوده که با مفهوم مدیریت دانش و فرایندهای آن آشنایی کافی داشته و به ساختار سازمانی و مأموریت نپاجا تسلط داشته باشند. جهت انجام مصاحبه 16 نفر با نمونه گیری هدفمند تعیین شدند. ابزار پژوهش بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه حاصل از مصاحبه ها بود. در بخش کمی داده ها با استفاده از آزمون فریدمن در نرم افزار اس پی اس اس انجام شده است. یافته ها : با بررسی و تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده، 8 مقوله اصلی و 38 زیرمقوله برای عوامل بازدارنده پیاده سازی مدیریت دانش در نپاجا شناسایی شد. براساس نتایج آزمون فریدمن مقوله های اصلی به ترتیب اهمیت و میزان تأثیرگذاری آنها بر پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان شامل مدیریتی و رهبری، فرهنگی و سازمانی، نیروی انسانی، مالی و بودجه، قانون و مقررات، فنی و زیرساختی، محتوا و دانش و محیطی و خارجی هستند. نتیجه گیری : پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد آمیخته و با اتکا به داده های میدانی، تصویری جامع و واقع گرایانه از موانع اصلی پیاده سازی مدیریت دانش در نپاجا ارائه داد. نتایج نشان داد که مهمترین موانع از جنس نرم افزاری (مدیریتی، فرهنگی و منابع انسانی) هستند، نه صرفاً زیرساختی و فنی. این یافته مؤید این نکته است که پیش از هرگونه اقدام فناورانه، باید بسترسازی فرهنگی، مدیریتی و انسانی صورت گیرد.
۳۰۴.

تدوین و آزمون مدل اشتراک گذاری اطلاعات در رسانه های اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی با نقش واسطه ای ارتباط اجتماعی و خودکارآمدی رایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتراک گذاری اطلاعات نیازهای بنیادین روانشناختی ارتباطات اجتماعی خودکارآمدی رایانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین و آزمون مدل اشتراک گذاری اطلاعات در رسانه های اجتماعی براساس نیازهای بنیادین روان شناختی با نقش واسطه ای ارتباط اجتماعی و خودکارآمدی رایانه در معلمان دوره ابتدایی انجام شد.روش شناسی: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ اجرا و شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی شهرستان اسلام آباد غرب در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 468 نفر بود که 215 نفر به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد اشتراک گذاری اطلاعات وو، چانگ و هسیو، نیازهای بنیادین روان شناختی رایان و دسی، ارتباطات اجتماعی زبوف و خودکارآمدی رایانه کارستین و راث استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل مفهومی اشتراک گذاری اطلاعات براساس نیازهای بنیادین روان شناختی با نقش واسطه ای ارتباط اجتماعی و خودکارآمدی رایانه با مدل تجربی برازش است و نیازهای بنیادین روان شناختی بر اشتراک گذاری اطلاعات اثر مستقیم دارد؛ نیازهای بنیادین روان شناختی بر ارتباط اجتماعی اثر مستقیم دارد؛ نیازهای بنیادین روان شناختی بر خودکارآمدی رایانه اثر مستقیم دارد؛ خودکارآمدی رایانه بر اشتراک گذاری اطلاعات اثر مستقیم دارد و ارتباط اجتماعی بر اشتراک گذاری اطلاعات اثر منفی و معنی داری دارد.نتیجه گیری: نیازهای بنیادین روان شناختی معلمان رابطه معنی داری با اشتراک گذاری اطلاعات دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود آموزش وپرورش به عنوان متولی امر آموزش، درزمینه نیازهای بنیادین روان شناختی و اشتراک گذاری اطلاعات معلمان با الهام از نتایج این پژوهش و پژوهش های همسو با برگزاری کنفرانس ها، کلاس های سمعی و بصری، آموزش رسانه ای و مانند آن به خواسته ها و نیازهای معلمان توجه بیشتر نموده و آن ها را از این نیازهای بنیادین آگاه نمایند.
۳۰۵.

تحلیلی بر پژوهش های حوزه سواد در ایران: ساختار مفهومی سواد در نمایه استنادی علوم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سواد اطلاعاتی سواد دیجیتال سواد رسانه ای سواد سلامت نمایه استنادی علوم ایران مؤسسه استنادی و پایش علوم و فناوری جهان اسلام (ISC)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
هدف : هدف اصلی این مقاله بررسی ساختار مفهومی پژوهش های مرتبط با سواد در نمایه استنادی علوم ایران و شناسایی زیرحوزه ها و ابعاد مهم مفهوم سواد است. روش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است و با استفاده از فنون کتاب سنجی و تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شده است. تعداد 1137 مدرک از نمایه استنادی علوم ایران استخراج و مورد مطالعه قرار گرفت تا روند پژوهش های مربوط به سواد در بازه زمانی 25 ساله (1402-1378) شناسایی گردد. از تحلیل خوشه ای و نمودار راهبردی نیز برای ترسیم ساختاری مفهومی پژوهش های حوزه سواد در این مقاله استفاده شده است. یافته ها : پژوهش های مربوط به سواد از ده خوشه تشکیل شده اند که این خوشه ها شامل سواد اطلاعاتی، سواد دیجیتال، سواد رسانه ای، سواد سلامت، سواد محیط زیست، ابزارهای سنجش سواد، سواد سلامت، تفکر انتقادی، سواد فرهنگی، سبک زندگی و سواد سلامت هستند. علاوه بر این، با تحلیل محتوای مقالات منتشر شده در طول 25 سال گذشته، موضوعات نوظهور شامل سواد دیجیتال، ابزارهای سنجش سواد، سواد سلامت، تفکر انتقادی و سواد فرهنگی هستند. نتیجه گیری : نتایج این مقاله به توصیف فهمی جامع از حوزه های پژوهش کنونی کمک می نماید و دستورالعمل هایی را برای پژوهشگران به منظور شروع پژوهش های جدید ارائه می دهد. همچنین، این پژوهش نشان داد که سواد سلامت بیشترین توجه را به خود جلب کرده و اهمیت بالایی در میان پژوهشگران دارد و مطالعات فارسی با پژوهش های بین المللی در حوزه های سواد اطلاعاتی، دیجیتال و محیط زیست همگام است. در ضمن، سواد مالی، با وجود اهمیت در پژوهش های جهانی، نیازمند توجه بیشتری در مطالعات فارسی است.
۳۰۶.

ادغام مدیریت دانش و یادگیری ماشین برای بهینه سازی عملکرد تصفیه آب: مطالعه موردی در تصفیهخانه کوت امیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش مدل مفهومی یادگیری ماشین تصفیه خانه کوت امیر بهینه سازی عملکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف : در سال های اخیر، بهره برداری بهینه از تصفیه خانه های آب با چالش های متعددی از جمله نوسانات کیفیت آب، افزایش هزینه های عملیاتی و نیاز به تصمیم گیری سریع و هوشمند مواجه شده است. در این راستا، استفاده از فناوری های نوین مدیریت دانش، داده کاوی و هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای توانمند برای بهینه سازی فرایندهای عملیاتی اهمیت یافته است. هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر الگوریتم های یادگیری ماشین بر بهینه سازی عملکرد تصفیه خانه کوت امیر اهواز با تأکید بر نقش مدیریت دانش بوده است. روش پژوهش : این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد داده محور انجام شده است. جامعه پژوهش شامل بیش از 40,000 رکورد داده های واقعی ثبت شده طی پنج سال از پارامترهای کیفی و عملیاتی تصفیه خانه کوت امیر بود. داده ها پس از گردآوری، پیش پردازش و نرمال سازی شدند و در قالب دو مجموعه آموزشی (%70) و آزمون (%30) مورد استفاده قرار گرفتند. سه مدل یادگیری ماشین شامل شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) برای پیش بینی کیفیت آب و بهینه سازی مصرف مواد شیمیایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. از برنامه نویسی Python و نرم افزارهای SPSS و Excel برای تحلیل و مدل سازی داده ها استفاده شد. یافته ها : نتایج ارزیابی مدل ها نشان داد که مدل شبکه عصبی مصنوعی با دقت ۹۴.۷ درصد و شاخص تعیین ۰.۹۱، بهترین عملکرد را در پیش بینی تغییرات کیفیت آب داشته است. مدل جنگل تصادفی نیز با دقت ۹۲.۱ درصد و شاخص تعیین ۰.۸۸، توانایی بالایی در شناسایی الگوهای پیچیده کیفیت آب نشان داد. مدل ماشین بردار پشتیبان با دقت ۸۹.۳ درصد و خطای بالاتر، عملکرد کمتری داشت. پیاده سازی مدیریت دانش با استفاده از این مدل ها منجر به پیش بینی بهبود کیفیت آب خروجی و چگونگی تسهیل انتقال دانش عملیاتی به اپراتورها می گردد. نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد که ادغام مدیریت دانش و یادگیری ماشین، راهکاری مؤثر برای بهینه سازی عملکرد تصفیه خانه های آب است و می تواند به عنوان الگویی برای سایر تأسیسات مشابه مورد استفاده قرار گیرد. بهره گیری از فناوری های نوین، می تواند در پیش بینی و انتقال دانش در سازمان های داده محور مؤثر باشد.
۳۰۷.

شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر نظریه مبنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: متاورس کتابخانه های دیجیتال نظریه مبنایی موانع توسعه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. روش اجرای این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی است. جامعه آماری شامل 10 نفر از متخصصان دانشگاهی است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری محاسبه شد. ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته در مورد موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر نظریه مبنایی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که 53 مضمون محوری در قالب شرایط علّی شامل «وجود یک مشکل یا مسئله»، «عوامل فردی»، «سازمانی- مدیریتی»، «فناوری»، «سیاسی»، «اجتماعی»، «نهادی» و شرایط زمینه ای شامل «توسعه فناوری»، «درک کاربران»، «اهداف کتابخانه»، «وضعیت اقتصادی»، «سطح سواد فناوری»، «فرهنگ ها و ارزش ها»، «پیشینه و تجربه»، «نیاز کاربران»؛ شرایط مداخله گر شامل «منابع محدود»، «سرعت بالای تغییر فناوری»، «عدم قطعیت در آینده متاورس»، «عوامل انسانی»؛ راهبردها شامل «آموزش و آگاهی بخشی»، «همکاری با شرکت های فناوری»، «توسعه زیرساخت های فناوری»، «تحقیق و توسعه» و پیامدها شامل «کاهش دسترسی به اطلاعات»، «عدم انطباق با استانداردها»، «خطرات امنیتی و حریم خصوصی»، «عدم پذیرش از سوی کاربران» بودند. براساس نتایج می توان گفت که در مسیر توسعه متاورس موانع مختلفی به چشم می خورد. زمانی که این موانع مورد شناسایی قرار گیرند و راهکارهای لازم برای رفع آن ارائه شود می توان گفت که با توسعه متاورس، کتابخانه ها فرصت های جدیدی برای ارائه خدمات به کاربران خود خواهند داشت. با تفکر خلاقانه در مورد نحوه استفاده از این فناوری، کتابخانه ها می توانند به پلتفرم های آموزشی و اجتماعی ارزشمندی تبدیل شوند.
۳۰۸.

بررسی فرهنگ و روش های اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتراک گذاری دانش کتابخانه های عمومی کتابداران اهواز مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف پژوهش، بررسی وضعیت فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش های اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان (کتابداران و مدیران) کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز است. پژوهش کاربردی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی کارکنان (مدیران و کتابداران) کتابخانه های عمومی شهرستان اهواز که نمونه پژوهش با روش سرشماری به دست آمده و زمان اجرا، سال 1401 بوده است. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی صوری پرسش نامه با نظر متخصصین و پایایی آن، با استفاده از آلفای کرونباخ (90/)0 و دونیمه کردن (85/0) به دست آمده است. به لحاظ مؤلفه های فرهنگ اشتراک گذاری، رقابت بین کارکنان برای اشتراک دانش با بالاترین میانگین (16/ 3) بهترین وضعیت را داشته است و انگیزه مدیران برای اشتراک دانش با سایر کتابخانه ها با میانگین 70/2 در پایین ترین وضعیت قرار داشت. همچنین وضعیت اشتراک دانش ازلحاظ روش های مختلف اشتراک دانش نشان می دهد که مطلوب ترین وضعیت مربوط به دوره ها و کارگاه های آموزشی با میانگین 55/3، سپس سامانه اتوماسیون اداری با 51/3 و همین طور کیفیت ارتباطات شخصی و غیررسمی میان کتابداران با میانگین 26/3، بوده است. در یک نتیجه گیری کلی، وضعیت اشتراک دانش به لحاظ فرهنگ اشتراک گذاری، شرایط موجود فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش های اشتراک دانش در شرایط خوبی قرار ندارد و کتابخانه های عمومی اهواز، در همه بخش ها، نیاز به ارتقاء و بهبود وضعیت دارند.
۳۰۹.

نقش تعدیل گری رفتار نوع دوستی و انگیزش درونی در تاثیر مالکیت روانشناختی دانش بر رفتار پنهان سازی دانش (مورد مطالعه: معلمان شهرستان آران و بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مالکیت روان شناختی دانش پنهان سازی دانش نوع دوستی انگیزش درونی معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
هدف: پنهان سازی دانش یک پدیده نسبتاً رایج در سازمان های آموزشی و مدارس است که آثار مخربی را بر جای می گذارد. معلمان ممکن است به دلایل مختلفی، دانش مربوط به شغل شان را با دیگران به اشتراک نگذارند و در بعضی از موارد، دانش را از آ ن ها پنهان کنند. از این رو، ضرورت دارد سازه های مؤثر بر کاهش پنهان سازی دانش در سازمان مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل گری رفتار نوع دوستی و انگیزش درونی در تأثیر مالکیت روان شناختی دانش بر رفتار پنهان سازی دانش معلمان بود. روش: نوع پژوهش، توصیفی همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شهر آران و بیدگل بود که حجم نمونه از طریق الگوی مونت کارلو، 250 نفر تعیین شد. ابزار پژوهش شامل: چهار پرسشنامه مالکیت روان شناختی دانش، نوع دوستی، انگیزش درونی و پنهان سازی دانش بود. روایی پرسشنامه ها به صورت سازه، همگرا و واگرا تأیید شد. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برای مالکیت روان شناختی دانش 0/74، رفتار نوع دوستی 0/77، انگیزش درونی 0/84 و پنهان سازی دانش 0/71 به دست آمد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین مالکیت روان شناختی دانش و پنهان سازی دانش پایین تر از نمره ملاک و نوع دوستی و انگیزش درونی بالاتر از نمره ملاک بود. ضریب مسیر متغیرها نشان داد مالکیت روان شناختی روی پنهان سازی دانش، تأثیر مثبت و معنی دار، نوع دوستی روی پنهان سازی دانش و انگیزش درونی روی پنهان سازی دانش، تأثیر منفی و معنی دار دارد و نقش تعدیل کنندگی نوع دوستی و انگیزش درونی تأیید شد. نتیجه گیری: طبق نتایج می توان گفت که پنهان کردن یا به اشتراک گذاشتن دانش نه تنها به سطح دارایی فرد نسبت به هدف مالکیت بلکه به انگیزه درونی و رفتار نوع دوستانه نیز بستگی دارد.  
۳۱۰.

پایش سواد دیجیتالی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بر اساس عناصر چارچوب صلاحیت های سواد دیجیتالی یونسکو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سواد دیجیتالی چارچوب صلاحیت های سواد دیجیتالی یونسکو دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی، مقایسه و تحلیل سواد دیجیتالی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بر اساس چارچوب صلاحیت های سواد دیجیتالی یونسکو است. روش پژوهش: پژوهش از نظر رویکرد آمیخته و از نظر هدف کاربردی است و در قالب پیمایش و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بخش کیفی با تحلیل محتوای کیفی عناصر چارچوب سواد دیجیتالی یونسکو و با ابزار سیاهه وارسی با تکیه بر تکنیک گال؛ و بخش کمی با استفاده از نسخه 25 نرم افزار اس پی اس اس و آزمون های تی تست تک نمونه ای و لوین انجام شده است. داده های کمی با ابزار پرسشنامه گردآوری شده و جامعه آماری پژوهش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان در دو حوزه علوم انسانی و علوم پایه بودند که پس از محاسبه واریانس با روش های نمونه گیری سهمیه ای در دسترس و غیرتصادفی 148 نفر برآورد شد. یافته ها: از بخش کیفی پژوهش 5 مؤلفه اصلی به عنوان مؤلفه های اصلی چارچوب سواد دیجیتال یونسکو حاصل آمد که از میان آن ها بر اساس نتایج بخش کمی میزان تسلط جامعه پژوهش به مؤلفه «دیجیتال پژوهی» با بیشترین میانگین (217/3) در حد متوسط و «مؤلفه ایمنی محیط دیجیتال» (3552/) با کمترین میزان میانگین در حد کم ارزیابی شده است. نتایج آزمون لوین (635 /0) میان سطح سواد دیجیتالی جامعه پژوهش در دو حوزه علوم انسانی و علوم پایه تفاوت معناداری را نشان نداد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پایش می تواند در توجه جدی تر و گنجانده شدن صریح تر مؤلفه های مهارت های سواد دیجیتالی در برنامه های آموزشی دانشگاه ها مؤثر واقع شود. ره آورد توجه به این مهم آموزش مستمر و روزآمد مهارت های سواد دیجیتالی به دانشجویان و ایجاد زمینه توانمندسازی مخاطبان بر اساس دستورالعمل ها و چارچوب های نوین بین المللی خواهد بود.
۳۱۱.

تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر میزان مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشست کتاب خوان ادبیات نوجوانان مسئولیت پذیری کتابخانه عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف میزان تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی شهر مود در استان خراسان جنوبی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در زمره تحقیقات شبه آزمایشی با طرح گروه آزمایش و گروه کنترل است. درجمع آوری داده ها از پرسشنامه مسئولیت پذیری نوجوانان (نعمتی،1386) که شامل 50 سؤال است استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 120 عضو نوجوان کتابخانه عمومی شهر مود بود که تعداد 40 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه در دو گروه 20 نفری، به روش گمارش تصادفی انتصاب شدند. در تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل استفاده شد. یافته ها: میانگین مسئولیت پذیری اعضای نوجوان کتابخانه، بیشتر از حد متوسط و کمتر از حد مطلوب بود. تفاوت معنی داری میان مسئولیت پذیری و همچنین هفت مؤلفه آن -شامل خودمدیریتی، نظم پذیری، قانونمندی، امانتداری، وظیفه شناسی، سازمان یافتگی و پیشرفت گرایی- در دو گروه آزمایش و کنترل مشاهده شد. مرحله پیگیری نشان داد که میزان میانگین مسئولیت پذیری و شش مؤلفه آن رو به فزونی بوده است. نتیجه گیری: این پژوهش به دنبال آن بود تا قدمی در مسیر پر کردن خلأ نظری و کاربردی در زمینه انجام مطالعات مربوط با نمایان کردن ظرفیت کتابخانه های عمومی در رشد شخصیت و کسب مهارت های فردی و اجتماعی نوجوانان بردارد.
۳۱۲.

اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان چهارم ابتدایی شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کتاب درمانی جرئت ورزی دانش آموزان کم جرئت شهر قاین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان کم جرئت پایه ابتدایی انجام شده است. روش: طرح پژوهشی شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر کم جرئت پایه چهارم ابتدایی شهر قاین بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. مداخله کتاب درمانی بر روی گروه آزمایش، طی ۸ جلسه، هر جلسه یک کتاب داستان و به مدت ۴۵ دقیقه، و هفته ای دو بار برگزار شد. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از برتری معنادار گروه آزمایش بر گروه کنترل در مرحله پس آزمون بود. نتایج به دست آمده ماندگاری اثربخشی را در مرحله پیگیری نیز نشان داد. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که کتاب درمانی به روش گروهی می تواند به عنوان روش مؤثر در بهبود و نگهداشت رفتار جرئت ورزانه در کودکانی به کار رود که با ضعف در این مهارت مواجه اند. نتیجه گیری: قصه درمانی نسبت به کار مستقیم با کودکان به دلیل علاقه وافر آنان به قصه جذاب تر است. در نتیجه، کودکان می توانند نحوه نگاه خود را از مرکز درمانی، به یک محیط آموزشی، سرگرم کننده و درمانی تغییر دهند. این پژوهش می تواند قصه درمانی را به عنوان شیوه ای جذاب برای کودکان معرفی کند. ویژگی مهم دیگر قصه سرگرم کنندگی، آرامش بخشی و لذت بخشی آن است. این تأثیرها همانند نیروی محرکه عمل می کنند و تحول ساختارهای ذهنی را سریع تر می کنند. در پژوهش حاضر با روش کتاب درمانی به شکل قصه درمانی این فرصت برای کودکانی که از نظر جرئت ورزی در سطح پایینی بودند فراهم شد تا بر ضعف موجود در خود غلبه کنند.
۳۱۳.

واکاوی و تبیین جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوی ذهنی و راهبردهای استدلالی در فرایند اطلاع یابی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار اطلاع یابی منطق ذهنی الگوهای ذهنی راهبردهای استدلالی الگوی اطلاع یابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف: باتوجه به اینکه رفتار اطلاع یابی یک فرایند حل مسئله و دربرگیرنده گام های مختلف است. ازاین رو می توان ادعا نمود که افراد هنگام تعامل با نظام های جستجو و تصمیم گیری در هر مرحله از این فرایند تحت تاثیر شیوه استدلال و نوع تفکر خود بوده و تا رسیدن به هدف ممکن است بارها اقدام به تکرار، تغییر عبارت جستجو و یا انجام جستجو نمایند. بنابراین شناسایی نوع استدلال افراد در هر مرحله از فرایند اطلاع یابی باعث افزایش آگاهی درباره چالش های ذهنی کاربران و استدلال هایی که در ذهن آنها رخ می دهد، می شود. بنابراین هدف از نگارش این نوشتار بررسی، تبیین نظری و مقایسه جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی و جایگاه آن ها در فرایند اطلاع یابی است.روش: در این پژوهش با رویکرد نظرورزی جایگاه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) در فرایند اطلاع یابی مقایسه و برمبنای آن مزیت نسبی راهبردهای استدلالی در قیاس با دو رویکرد دیگر تبیین گردید.یافته ها: بررسی رویکردهای فکری مختلف نشان می دهد که نمی توان با تکیه بر یک رویکرد در فرایند اطلاع یابی اقدام به حل مسئله نمود چراکه از رویکرد منطق ذهنی و استفاده از قوانین منطقی تنها می توان در مرحله صورت بندی پاره های اطلاعاتی مختلف و یا مرحله ارزیابی نتایج استفاده نمود، حال آنکه بررسی رویکرد الگوهای ذهنی نشان از کاربرد این رویکرد هم در مرحله بیان نیاز، تعریف و درک مسئله و هم در مرحله ارزیابی نتایج است. در این میان بررسی رویکرد راهبردهای استدلالی حاکی از آن است که با توجه به اینکه برخی از راهبردهای استدلالی مبتنی بر قواعد منطقی و برخی از آنها مبتنی بر الگوهای ذهنی است لذا استفاده از هریک از راهبردهای استدلالی در هریک از مراحل فرایند اطلاع یابی به چشم می خورد.نتیجه: مقایسه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) نشان داد در رویکرد راهبردهای استدلالی می توان از از طیف گسترده ای از راهبردها جهت انجام وظایف و تکالیف استدلالی که از نظر کاربرد قواعد منطقی در یک سطح قرار ندارند، استفاده نمود. به عبارت دیگر رویکردهای مبتنی برقاعده (منطق ذهنی) و یا الگوهای ذهنی در هنگام حل مسئله می توانند تحت راهبردهای استدلالی بکار روند. افزون براین در این رویکرد، ساختار نحوی، معنایی و همچنین محتوا و بافت مسئله مورد توجه قرار می گیرد بنابراین در مقایسه با دو رویکرد دیگر، می توان رویکرد راهبردهای استدلالی را به مثابه بدیل مناسب برای تبیین و پیشبرد فرایند اطلاع یابی درنظر گرفت.
۳۱۴.

واکاوی ابعاد و مولفه های اصلی در طراحی و پیاده سازی کتابخانه های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کتابخانه هوشمند فناوری هوشمند خدمات هوشمند افراد هوشمند منابع هوشمند مکان هوشمند حکمرانی و مدیریت هوشمند مسائل حقوقی اخلاقی -اجتماعی فرهنگی سیاسی نوآوری و خلاقیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه: کتابخانه های آینده با آنچه در حال حاضر مشاهده می شود، بسیار متفاوت خواهند بود. مفهوم کتابخانه هوشمند می تواند به عنوان نام جدید و مناسبی برای آنها باشد. کتابخانه هوشمند گزینه ای برای ماندن در بازی و دفاع از دارایی های اساسی کتابخانه در جامعه هوشمند آینده است. هدف پژوهش حاضر آن است تا با بررسی و تحلیل متون حوزه کتابخانه های هوشمند، به واکاوی ابعاد و مؤلفه های آن در طراحی و پیاده سازی کتابخانه هوشمند بپردازد.روش شناسی: پژوهش حاضر کیفی است و با استفاده از روش فراترکیب براساس مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات و تولیدات علمی مرتبط با کتابخانه هوشمند در پایگاه های علمی معتبر بدون محدودیت زمانی و زبانی جستجو و تعداد 1800 عنوان مقاله بازیابی شد. پس از حذف عناوین تکراری و مقالات غیرمرتبط، در نهایت تعداد 194 عنوان مقاله جهت شناسایی ابعاد و مؤلفه های کتابخانه هوشمند مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل محتوای متون نیز با کمک نرم افزار مکس کیودا انجام شد.یافته ها: تعداد 4336 کد براساس تحلیل محتوای 194 مقاله شناسایی شد. کدهای شناسایی شده در 8 بُعد و 76 مؤلفه برچسب گذاری شدند. این ابعاد شامل فناوری، خدمات، افراد، منابع، مکان، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی، و نوآوری و خلاقیت هستند.نتیجه گیری: اگرچه فناوری، به عنوان عامل اصلی و زیرساخت کتابخانه هوشمند است، بااین حال، باید به ابعاد دیگری چون خدمات، افراد، مکان، منابع، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، و نوآوری و خلاقیت در ساخت کتابخانه هوشمند توجه نمود. البته باید این نکته را مدنظر قرار داد که در طراحی و اجرای کتابخانه هوشمند، باید به نیازها، امکانات و تجهیزات موجود و بودجه مورد نیاز توجه شود. هر کتابخانه ممکن است نیازها و منابع مختلفی داشته باشد که باید مورد توجه واقع شوند. در نتیجه، پیاده سازی کتابخانه های هوشمند نیازمند رویکرد چندبُعدی است که اجزای کلیدی مختلفی را در برمی گیرد.
۳۱۵.

ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب اطلاعات اضطراب اطلاعاتی نظریه پردازی داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۲۲
مقدمه: اضطراب اطلاعاتی از چالش های نوظهور زندگی بشری است که با توسعه تفکر ریزومی در سایه تفکر پساساختارگرائی، ظهور و بسط یافته است. اضطراب اطلاعاتی در واقع از شکاف فزاینده بین مقدار اطلاعات موجود و توانایی ما برای پردازش و درک آن ناشی می شود و این نوع اضطراب، با مفاهیمی نظیر اضطراب کتابخانه ای و اضطراب اینترنتی تفاوت بنیادین دارد. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است.روش شناسی: روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی، مبتنی بر نظریه داده بنیاد بوده و از ابزار مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل 18 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بوده و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه پیدا کرد. تجزیه و تحلیل از طریق کدگذاری دستی و با الهام از نظریه گلاسر انجام گرفت و پس از استخراج کدهای اولیه و محوری مقوله های مرتبط استخراج و طراحی الگو صورت گرفت.یافته ها: براساس یافته های پژوهش، در کدگذاری باز 367 کد اولیه، در کدگذاری محوری 59 کد محوری و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری در قالب شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها/ اقدامات، پیامد و پدیده اصلی (مدیریت اضطراب اطلاعاتی) طبقه بندی شدند. توسعه سواد رسانه ای و اطلاعاتی، توسعه مهارت های شناختی و فراشناختی، توانمندسازی دانشجویان در مقابله با عوامل کاهنده خودمراقبتی و مهارت های ارزیابی اطلاعات از جمله راهبردها و اقداماتی هستند که می توانند در کاهش اضطراب اطلاعاتی دانشجویان مورد توجه قرار گیرند.نتیجه گیری: اضطراب اطلاعاتی در بین دانشجویان، حاصل یک عده شرایط و بسترهائی است، با شناسائی و کنترل این شرایط و بسترها، می توان اضطراب اطلاعاتی دانشجویان را مدیریت کرد و آنان را از آسیب های احتمالی آن دور نگهداشت.کلیدواژه ها: اضطراب، اطلاعات، اضطراب اطلاعاتی، نظریه پردازی داده بنیاد.
۳۱۶.

استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کسب دانش ضمنی معماری سازمانی توگف مرور نظام مند مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف: این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف است. روش پژوهش: به دلیل تعداد اندک پژوهش های چگونگی پیاده سازی معماری سازمانی در چارچوب توگف به منظور کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور و همچنین عدم تصویری جامع از این پژوهش ها و روش های به کار گرفته شده، لازم بود در جهت تصمیم آگاهانه و جمع بندی در راستای اهداف مطالعه، نتایج آن ها به صورت جامع مورد بررسی قرار گیرند که مطابق با پروتکل کیچنهام و چارترز، 12 مقاله جهت مرور یافته ها انتخاب شد.  یافته ها: شواهد نشان داد، جهت کسب دانش ضمنی، چارچوب های «معماری سازمانی توگف» به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش سازمانی بوده و آن را مدلی ضروری برای انتقال دانش آشکار و ضمنی دانسته اند. آنان در رابطه با مفیدترین اجزای توگف نشان دادند که چرخه «روش توسعه معماری» مفیدترین روش است و می تواند فعالیت های مدیریت دانش را در بر گیرد؛ هر چند حفظ و استفاده از دانش به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته است و هیچکدام تمام گام های این چرخه را به صورت بالفعل پیاده سازی نکرده اند. نتیجه گیری: بنابر مرور، چارچوب معماری سازمانی توگف در سطح جهانی برجسته تر است و برای پیاده سازی مدیریت اّشکال دانش و درس آموخته های پروژه ها در نظر گرفته شده، اما با توجه شکاف های پژوهشی موجود، توأم سازی دانش ضمنی و آشکار در فرایندهای سازمانی و چگونگی ذخیره به منظور بازیابی آن به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته و به صورت بالقوه بوده و پیاده سازی نشده است. از طرف دیگر، در پژوهش ها سایر ذینفعان دانشی در نظر گرفته نشده و اساس دانش ضمنی پروژه ها دچار نقصان شده است.
۳۱۷.

تجزیه و تحلیل وضعیت انتشار تولیدات علمی دانشگاه گلستان در پایگاه اسکوپوس: مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تولیدات علمی علم سنجی نقشه علمی دانشگاه گلستان پایگاه استنادی اسکوپوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: بررسی وضعیت تولیدات علمی دانشگاه ها و مؤسسه های آموزش عالی یکی از جنبه های ارزیابی عملکرد دانشگاه ها برای نظارت بر بهره وری و اطمینان از دستیابی به اهداف دانشگاه و حرکت در مسیر درست برای حل مسائل کشور است. مطالعات علم سنجی ابزاری گسترده برای ارزیابی انتشارات پژوهشی و سنجش بهره وری دانشگاه ها فراهم کرده است. از رایج ترین و کارآمدترین روش های سنجش علم، تحلیل منابع علمی، به ویژه مقالات نمایه شده اعضای هیأت علمی و پژوهشگران در پایگاه های اطلاعاتی معتبر و پایگاه های استنادی جهان، روند توزیع و نرخ رشد آنها، شناسایی پژوهشگران فعال، تعیین شبکه همکاری علمی و خوشه های موضوعی است. با ترسیم نقشه های تولیدات علمی و شناسایی و تحلیل نقاط قوت و ضعف دانشگاه در حوزه تولیدات علمی، می توان راهکارهایی را با هدف ارتقاء کیفی و کمّی تولیدات علمی ارائه کرد و برنامه ریزی لازم برای ارتقای شاخص های رتبه بندی دانشگاه در سطح ملی و بین المللی اتخاذ گردد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه گلستان با استفاده از داده های پایگاه استنادی اسکوپوس به روش علم سنجی است. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی-مقطعی با رویکرد کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه بروندادهای علمی دانشگاه گلستان، از اولین مدرک نمایه شده در پایگاه اسکوپوس تا 29 جولای 2024 تعیین شد. تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی با استفاده از نرم افزار اکسل، بیب اکسل و ووس ویور انجام شد. یافته ها: 2165 تولید علمی دانشگاه گلستان از سال 2007 در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است و براساس نتایج تحلیل داده ها، روند رشد تولیدات علمی در طول دوره مطالعه، روند سینوسی دارد. بالاترین تعداد تولیدات علمی در سال 2022، و بیشترین تعداد تولیدات علمی به صورت مقاله علمی- پژوهشی (1999 مدرک) منتشر شده است. حوزه های موضوعی شیمی، علم مواد، فیزیک و نجوم، بیشترین تعداد تولیدات علمی را دارند. قاسم بهلکه، علی اکبر دهنوخلجی و علی درخشان حصاری نویسندگانی با بیشترین سهم تولیدات علمی شناسایی شدند. بیشترین همکاری بین المللی با کشورهای چک، انگلیس، و آمریکا بوده است. این دانشگاه با پژوهشگاه، دانشگاه تهران، و دانشگاه علوم پزشکی گلستان بیشترین همکاری های علمی ملی را داشته است. نتایج تحلیل شبکه هم رخدادی واژگان و خوشه های موضوعی تولیدات علمی دانشگاه گلستان، نشان دهنده تمرکز بر موضوعات تحقیقاتی داغ، متشکل از 6 خوشه است. این خوشه ها به ترتیب عبارتند از: «سنتز و تحلیل ساختاری مواد پیشرفته»، «نانومواد و شبیه سازی های محیطی»، «خوردگی الکتروشیمیایی و روش های محافظت از فلزات»، «مطالعات بالینی و تأثیرات دارویی بر انسان ها»، «جغرافیای زیستی و مورفولوژی در دوره های زمین شناسی»، و «مواد و نانومواد پیشرفته». نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نقاط قوت و ضعف تولیدات علمی دانشگاه گلستان را برجسته می نماید که با تحلیل آن ها، و ارائه راهکارهایی برای تقویت نقاط قوت و کاهش و رفع نقاط ضعف می توان برای بهبود جایگاه دانشگاه گلستان و افزایش رتبه آن در نظام های رتبه بندی برنامه ریزی لازم صورت گیرد. انجام پژوهش های مشابه در سایر پایگاه های استنادی و تکرار چنین پژوهش هایی به صورت دوره چندساله می تواند برای بهبود برنامه ریزی ها و خط مشی گذاری صحیح علمی در راستای توسعه پایدار دانشگاه گلستان در سطح ملی و بین المللی مؤثر باشد.
۳۱۸.

نقش شبکه های اجتماعی علمی در رؤیت پذیری پژوهشگران و افزایش استنادات آثار پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم سنجی آلتمتریکس استناد رویت پذیری شبکه های اجتماعی علمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: رؤیت پذیری یکی از مهم ترین سنجه های قابل اندازه گیری انتشارات علمی وبی و از شاخص های تعیین کننده توسعه علمی در جوامع علمی است که می تواند به طور قابل توجهی، میزان استنادات آثار پژوهشی را افزایش دهد. یکی از ابزارهای پژوهشی که منجربه اشتراک گذاری و افزایش رویت و استنادات مقالات می شود، شبکه های اجتماعی علمی است. در واقع شبکه های اجتماعی برای برقراری ارتباطات علمی، اشتراک دانش، و انتشار بروندادهای پژوهشی استفاده می شوند که با استفاده از نشانگرها و شاخص های عملکردی خود می توانند میزان رؤیت پذیری مقالات و انتشارات را بالا ببرند. از این رو، هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش شبکه های اجتماعی علمی در رویت پذیری پژوهشگران و افزایش استنادات آثار پژوهشی است. روش : پژوهش حاضر یک تحقیق مروری بوده که با رویکرد کتابخانه ای و اسنادی تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش، منابع چاپی و الکترونیکی در زمینه علم سنجی و آلتمتریکس هستند. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که با ظهور ابزارهای وب2 ازجمله شبکه های اجتماعی و دسترسی آزاد به انواع بروندادهای علمی در وب و محدودیت های روش ها و شاخص های سنّتی مبتنی بر استناد همچون کتاب سنجی و علم سنجی، سنجه های جایگزین نظیر سنجه های شبکه های اجتماعی علمی و آلتمتریکس ظهور پیدا کردند که در کنار شاخص های سنّتی مبتنی بر استناد، برای بررسی اثرگذاری تولیدات علمی در محیط وب اجتماعی استفاده می شوند. در میان سنجه های جایگزین یا شاخص های مبتنی بر شبکه اجتماعی، شبکه های اجتماعی علمی ازجمله فضاها برای معرفی و دیده شدن آثار علمی محسوب می شوند که همانند پایگاه های استنادی، امکان بررسی میزان استفاده از یک منبع یا اثر را فراهم می کنند و معرفی آثار پژوهشگران در آنها، به افزایش رؤیت پذیری بروندادهای علمی و به دنبال آن، افزایش استناد به تولیدات علمی منجر می شود. در این میان شبکه های اجتماعی علمی ریسرچ گیت، آکادمیا، مندلی و گوگل اسکولار به عنوان شاخص های جایگزین می توانند تاثیر بسیار مثبتی بر میزان بارگیری، استناد و در نتیجه رؤیت پذیری داشته باشند. نتیجه گیری: استفاده از شبکه ها ی اجتماعی علمی می تواند در ارتقای دانش، برقراری ارتباط و تبادلات علمی بین پژوهشگرا ن موثر باشد؛ بنابراین لازم است که با برگزاری کارگاه های آموزشی و اتخاذ سیاست های نوین توسط سیاستگذاران حوزه ارزیابی علمی، پژوهشگران به حضور بیشتر در شبکه های اجتماعی علمی و تسهیم آثار علمی خود در این فضاها ترغیب شوند.
۳۱۹.

نقش رهبری دانش محور در عملکرد نوآورانه بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رهبری دانش محور عملکرد نوآورانه مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۲۷۳
امروزه موفقیت سازمان ها بیش از هر زمان دیگری درگرو کسب مزیت رقابتی به واسطه عملکرد نوآورانه ناشی از دانش محوری است. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی نقش رهبری دانش محور در عملکرد نوآورانه در سازمان های دولتی استان گیلان پرداخته است. این پژوهش ازنظر روش توصیفی- پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل سازمان های دولتی شهر رشت است که به دلیل در دسترس بودن، بین همه آن ها پرسشنامه توزیع گردید. به منظور تحلیل داده های جمع آوری شده نیز از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده معنادار بودن تأثیر انتقال دانش بر عملکرد نوآورانه (63/0r =)، به کارگیری دانش بر عملکرد نوآورانه (26/0r =) و ایجاد دانش بر عملکرد نوآورانه (21/0r =) است. تأثیر انباشت دانش بر عملکرد نوآورانه نیز هم از طریق انتقال دانش و هم به کارگیری دانش، معنادار است. نهایتاً، بر اساس یافته ها، تأثیر رهبری دانش محور بر مستندسازی دانش (58/0r=)، تأثیر رهبری دانش محور بر به کارگیری دانش (39/0r=) و تأثیر رهبری دانش محور بر ایجاد دانش (41/0r=) معنادار است. بااین وجود، تأثیر رهبری دانش محور بر انتقال دانش معنادار نیست. بر اساس نتایج حاصل از مسیرهای غیرمستقیم مدل پژوهش، رهبری دانش محور به واسطه متغیرهای ذخیره سازی و انتقال دانش، بیشترین اثر غیرمستقیم را بر عملکرد نوآورانه شرکت ها دارد؛ بنابراین، با تأکید بر ذخیره سازی دانش از سوی مدیریت سازمان، انتقال دانش و نوآوری بیشترین افزایش را خواهد داشت.
۳۲۰.

ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فنآوری دیجیتال کسب وکارهای نوآفرین اقتصاد دیجیتال اهرم تجاری استارتاپ ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: در عصر جدید اقتصاد دیجیتال، کسب وکارها با رقابت های فزاینده و فرصت های فراگیر روبرو هستند. در همین حال، بسیاری از کسب وکارها سنّتی سفر دیجیتالی شدن را به سمت مدل های کسب وکار دیجیتالی تر دنبال می کنند و مشتاقانه منتظر پیاده سازی فناوری های دیجیتال در هر عملکردی از عملیات خود هستند. بسیاری از استارت آپ ها هم سعی دارند با استفاده از فناوری های پیشرفته، مشکلات را حل کنند. از نظر اقتصاد، استارت آپ ها نه تنها محصولات زیادی را برای بهتر کردن زندگی ایجاد می کنند، بلکه به ارائه فرصت های شغلی زیادی در ارتقای رشد اقتصادی کمک می نمایند. بنابراین، پژوهش حاضر با انگیزه ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین (استارتاپ ها) انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد است که با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل گیری نظریه پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان، صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها) بوده که از بین آن ها 10 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب شده و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. برای اطمینان از کسب داده های کامل و همه جانبه و از دست ندادن ابعاد اساسی پژوهش، از چارچوب از پیش تعیین شده ای مشتمل بر سه سؤال برای خبرگان به عنوان راهنمای مصاحبه استفاده شد . بعد از انجام هر مصاحبه و تحلیل داده ها ، مواردی که نیاز به واکاوی بیشتری داشتند، در مصاحبه ها مورد پرسش قرار می گرفتند و سؤالات مصاحبه بر این اساس تنظیم می شدند. محتوای تمامی مصاحبه ها به صورت یادداشت های راهنما مستند و ثبت شده است. برای محاسبه پایایی از شیوه دو کدگذار استفاده شد که برابر با 78 درصد بدست آمد. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. درنهایت برای اثبات و تأیید و رتبه بندی مؤلفه های پیشنهادی، از روش آماری آنتروپی شانون براساس نظرسنجی خبرگان استفاده شده است. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها مدل پویای استمرار فناوری دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین یا همان استارتاپ ها تدوین شد که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (تغییرات بازاری، جهانی شدن، هنجارهای جدید فضای کار)، شرایط زمینه ای (محرک های داخلی و خارجی و ابتکارات تغییر و تحول)، عوامل مداخله گر (موانع سازمانی- فرهنگی و فقدان قابلیت های تکنولوژی)، راهبردها (استراتژی بقاء، استراتژی یکپارچه سازی و تحقیق و توسعه)، پیامدها (ایجاد جامعه شبکه ای، رهبری دیجیتال، موقعیت یابی در بازار، افزایش چابکی و ایجاد بازارگاه های داده محور). نهایتا ً بعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها باید در قالب یک مدل ارائه شوند . مدلی که تبیین کننده روابط علت و معلولی بوده و مقوله های مهم و برجسته را مشخص نماید . از آنجا که چارمز ، مدل از پیش تعریف شده ای را ارائه نمی دهد و این کار را تماما ً در اختیار پژوهشگر قرار می دهد، بنا به نظر پژوهشگر، مدلی که تبیین درستی برای بیان روابط بین مقولات است، تدوین گردید. نتیجه گیری: فن آوری های دیجیتال توسعه روابط بین بازیگران مختلف را تسهیل می کنند که به صورت پویا برای انجام فرآیندهای تجاری و نوآوری با هم تعامل دارند. این بدان معناست که انتشار فناوری های دیجیتال با استفاده از اهرم همکاری، امکانات جدیدی را برای توسعه کسب وکارهای نوآفرین فراهم کرده است. از این رو، در بازارهای جدید و پویا، استارت آپ ها باید اولین کسانی باشند که فرصت های ارائه شده توسط فناوری های دیجیتال را شناسایی و کشف می کنند؛ به ویژه با توجه به راه اندازی یک سرمایه گذاری جدید. بنابراین، فناوری های دیجیتال یک کانال تجاری مهم برای استارت آپ ها در حوزه های مختلف، مانند توسعه محصول جدید، نوآوری محصولات موجود یا فرآیندها، تجزیه و تحلیل بازار و نیازها و رضایت مشتری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان