ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
۱۰۲۱.

واکاوی معنویّت و عرفان از دیدگاه سیدحسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنویت عرفان سیدحسین نصر بررسی و نقد ریشه های فکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۸۲
معنویّت یکی از مهم ترین بحث های امروز در جهان به ویژه غرب است که اصحاب حکمت خالده و سنّت گرایان از جمله سیدحسین نصر نیز تأکید ویژه بر آن دارند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین معنویّت از منظر سیدحسین نصر است که با روش تحلیل محتوا در تبیین داده ها صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد ادعاهای نصر مثل وحدت متعالی ادیان، در عین اختلاف ظاهری و اذعان به حقانیت و حجیت همه مسالک معنوی و معنوی نما و رسیدن به معنویّت واحد امکان پذیر نیست و این به نوعی به معنویّت التقاطی می انجامد. در این مقاله کوشش بر آن است که ابتدا برای فهم بهتر معنویّت و عرفان مورد نظر نصر به ریشه های فکری او مثل سنّت گرایی، وحدت متعالی ادیان و حکمت خالده پرداخته شود تا تبیین معنویّت بر اساس منظومه فکری وی روشن تر و بهتر فهم شود. سپس به تحلیل و بررسی دیدگاه نصر درباره معنویّت خواهیم پرداخت.
۱۰۲۲.

سیمای نور و سرور پیامبر اکرم(ص) در متون عرفانی (با تأکید بر مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نور محمد (ص) عرفان مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۲۰
نور، یکی از موتیف های اصلی عرفان اسلامی را به خود اختصاص داده است. پیامبر(ص) بزرگ مردی است که به دل های مؤمنین اطمینان و آرامش ارزانی می دارد. او چنان شخصیّتی است که حتّی نویسندگان و فلاسفه غیرمسلمان را نیز تحت تأثیر تعالیم عالی خود قرار داده است. نوری عالمتاب است که فروغش همچنان پابرجاست. پیامبر(ص) نوری توأم با سرور دین و انسان هاست. سیمای مبارکش، سرشار از عطوفت و محبت است. در این پژوهش، به روش تحقیق کتابخانه ای از سیمای حضرت محمّد(ص)، در دیدگاه عرفانی با تأکید بر مولانا سخن می رود. مولانا با تشبیه نمودن سیمای معنوی نبی اکرم(ص) به آفتاب عالمتاب، نتیجه می گیرد که ختم رسل نور مطلقّ حقّ است که در کالبَد بشری ظاهر شده است. به دیگر سخن، حقیقت نور محمّدی است که واسطه فیض موجودات دیگر شده است.
۱۰۲۳.

نماد عرفانی رنگ در هنر و معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر اسلامی معماری اسلامی نور نماد رنگ تجلی حق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۵ تعداد دانلود : ۴۱۳
اگرعرفان را به معنای شناخت ودریافت شهودی خدا واسماءوصفات او بدانیم، همه اسماءالهی به طورعام و برخی مانندمصور، خالق، بدیع، باریءوجمیل به طورخاص با هنر، زیبائی وآفرینندگی پیوند دارد.«رنگ» نمادین ترین تمثیل تجلی کثرت دروحدت است، زیرا ذات مجرد بیرنگ نورکه خود نماد کامل وحدت است، با رنگ تجسم می یابد ونوربدون تعین مادی، با رنگ تعین می یابد وعاملی برای ظهور ومحل رویت آن می شود. رنگ ها درهنر، جنبه کیمیائی داشته وهررنگ، دارای تمثیلی خاص ورابطه با یکی ازاحوالات درونی انسان است.درهنراسلامی، نورورنگ نموددیگری پیدا می کند، به عنوان مثال: رنگ سفید، نماد وجود مطلق وگواهی بروحدت درکثرت است که جامع رنگ هاست.رنگ سیاه، نماد اصل تعالی ودست نایافتنی است که با رنگ خانه کعبه تناسب دارد ومجمع رنگ هاوگستره پربسامد مفهوم هاست.معماری اسلامی به دنبال الهام از مفاهیم کلام الهی و روائی درتلاش است تا فضای روحانی واحدی را خلق کند که عالم ملکوت و ناسوت را به هم قرین سازد ونقوش، اشکال و رنگها نشانه بارزی برای القای معانی پنهان هستند و مخاطب ازطریق حضوردرفضای معماری به درک شهودی آن معانی نایل میشود. دغدغه اصلی این پژوهشکه به روش تحلیلی ارائه می گردد، چگونگی وکارکرد بازتاب وجود رنگ ها وترکیبات آنهادرهنر ومعماری ایرانی است. به نظرمی رسد هنرو معماری اسلامی سعی دارد تا احدیت خداوند را لابه لای رنگ ها، فرم ها، انوار واصوات و به تعبیری معنا را درصورت متجلی سازد.
۱۰۲۴.

ظهور حضرت قائم عج الله تعالی الفرجه الشریف، تجلی توحید با دولت اسم الباطن(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ظهور حضرت قائم عج الله تعالی الفرجه الشریف توحید اسم الباطن اسم الظاهر رجعت قیامت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۵۱
ظهور حضرت قائم عج الله تعالی الفرجه الشریف و استقرار حکومت آن حضرت، موجب تغییرات گسترده در حیات عمومی بشریت خواهد شد؛ اما این تحول عظیم دارای روح کلی است، و آن تجلی توحید با دولت و هیمنه اسم الباطن است. در این مقاله سعی شده است با پژوهشی در روایات اهل بیت علیهم السلام درباره ظهور، به این پرسش پاسخ داده شود که روایات مربوط به ظهور حضرت قائم عج الله تعالی الفرجه الشریف چگونه بر تجلی اسم الباطن در این دوران دلالت دارد و در این زمینه به شواهدی از کلمات اهل معرفت استناد شده است.
۱۰۲۵.

سه گانه های سلوکی در عرفان اسلامی و مسیحی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عرفان عرفان اسلامی عرفان مسیحی سلوک مراحل سلوک تثلیث سلوکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۴ تعداد دانلود : ۹۸۸
بحث درباره سلوک و مراتب آن، در عرفان اسلامی و مسیحی مورد توجه قرار گرفته است. به طور کلی در این دو عرفان، حرکتی از ظاهر به باطن مطرح است که سلوک عرفانی نام دارد و همچون هر حرکت دیگری امری تدریجی است. در این نوع سلوک، سه عنصر مبدأ و منتها و وسطی وجود دارد. تصویر این سه گانه در نفس الامرِ حرکت، سه گانه ای نفس الامری را در مراتب سلوک سالک ایجاب می کند که در عرفان اسلامی و مسیحی بدان پرداخته شده است. سه گانه تهذیب، اشراق و اتحاد در عرفان مسیحی به نحوی برابر است با سه گانه های مطرح در عرفان اسلامی: مقامات اسلامی، ایمانی و احسانی؛ عوام، خواص و خاص الخواص؛ شریعت، طریقت و حقیقت؛ علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین؛ و تعلق، تخلق و تحقق.
۱۰۲۶.

از جان خدا خوان تا جان خدا دان تحلیل ملازمه میان خودشناسی و خداشناسی از دیدگاه جلال الدین محمد مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت زبانی نفخه الاهی جان خداخوان بازتاب هویتی تلازم خودشناسی و خداشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۶۳۱
مولوی خودشناسی را لازمه هر نوع شناختی می داند، لذا اعتبار هر گونه شناختی که مسبوق به شناخت خود نباشد، از دیدگاه او منتفی است. وی مانع معرفتیِ شناخت ماهیت انسان را هویت انسان می داند و معتقد است که هویت انسان ریختی زبانی دارد که در تعامل زبانیِ شخص با دیگران شکل می گیرد، لذا با زوال زبان که مراد از آن سکوت ذهنی است، می توان هویت زبانی را منعدم کرد. با از بین رفتن هویت زبانی انسان قادر به شناخت خود و در پی آن شناخت غیر می شود. در این نوشتار از انعدام هویت زبانی که معادل فنا در ادبیات عرفانی است، تعبیر به شکست هویت می شود. مولوی با متمایز کردن جان اول از جان دوم به ملازمه میان خودشناسی و خداشناسی می پردازد و بر این اساس جان اول را که محجوب در پرده هویت زبانی است، مستعد شناخت حق نمی داند. وی هویت زبانی را مانع دمیدن جان دوم در انسان می داند و جان دوم یا جان خدادان را که همان نفخه الهی است، عین شناخت حق می داند.
۱۰۲۷.

تحلیل و بررسی قرآنی - روایی رویکرد «ذکریان» به نماز و ذکر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلوچستان ذکر ذکریان نماز محمد اتکی محمد جونپوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۶ تعداد دانلود : ۷۱۹
نماز، مورد سفارش خاص اسلام و معیار پذیرش اعمال است. فرقه باطنی گرای «ذکریه» که از حدود پنج قرن قبل در بلوچستان شکل گرفته مدعی است در اساس آنچه مورد سفارش می باشد، «ذکر» است و ترجمه «صلوه» به نماز، که آغازش تکبیر و فرجامش سلام و متنش حاوی انجام پاره ای اعمال و اذکار مخصوص می باشد، اشتباهی رخداده از سوی عجم هاست. بنابراین از منظر «ذکریه» نماز با شاکله معهود و روش عملی آن، منسوخ و اهتمام به آن کفر است. این رویکرد با تصریح آیات «فَإذا قَضَیتُمُ الصَّلَاه فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَ جُنُوبکُمْ» و «أَقِمِ الصَّلَاه لِذکْرِی» که بین ذکر و نماز تفاوت قائل شده و همچنین با روایات متواتری مانند «من ترک الصلوه متعمداً فقد کفر» واگرایی دارد. تحلیل سوابق و مشاهده رفتار ذکریان، نشان می دهد باورها و رفتارهای این فرقه دور از قرآن و روایات و آیینی عامیانه است که به نظر می رسد از روش های باطنی هندی نشأت گرفته است.
۱۰۲۸.

تبارنامه روایت «ما رأیت شیئاً الا و رأیت الله فیه» و برداشت های عرفا از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ما رأیت شیئاً الا و رأیت الله فیه روایات عرفانی وحدت وجود نقد حدیث

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵۷ تعداد دانلود : ۶۶۶
یکی از روایات مطرح و مورد استناد عارفان مسلمان، حدیث «ما رأیت شیئاً الا و رأیت الله فیه» (چیزی را ندیدم مگر آنکه خدا را در آن دیدم) است. این روایت همانندهایی دارد که با واژه «قبله»، «معه» و «بعده» در برخی متون هم آمده است. حدیث مورد نظر در نوشته های پیشین صوفیان به برخی مشایخ آن ها و در دوره پسینی، به پیشوای مؤمنان علی ابن ابی طالب(ع) منسوب شده است. این در حالی است که در میراث سترگ و استوار (از منابع درجه اول) شیعه و اهل سنت چنین حدیثی گزارش نشده است. عارفانی در طول تاریخ از حلاج گرفته تا معاصران از این حدیث و بر مبنای واژه انتهایی آن برداشت هایی هم سو با نظریه وحدت وجود داشته اند. در عرفان اسلامی به ویژه از افق اندیشه کسانی مانند ابن عربی، وحدت وجود وحدت حقیقی اطلاقی است. به این معنا که وجودِ واحد و یگانه، خداست که تجلیات و مظاهر آن دارای کثرت است. برخی عارفان بر اساس آیات قرآن و مستنداتی از برخی نصوص حدیثی، در جهت تحکیم این انگاره (وحدت وجود) بهره گرفته اند. نقد و بررسی این روایت از حیث سندی و متنی در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است. صرف نظر از اینکه این متن با گونه های متفاوتش روایتی از پیشوایان دینی نیست، باید گفت گرچه برخی از این برداشت ها به لحاظ قواعد فهم متن غریب نیست، می توان معانی دیگری نیز مطابق با فهم عرفی و قواعد عقلی بر آن حمل کرد.
۱۰۲۹.

رؤیاواره یا (واقعه) در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واقعه خواب رویاواره مکاشفه عین القضات همدانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
عرفان شناخت و معرفت حق تعالی است. معرفت و شناخت عرفانی، دریافتی شهودی، حضوری و فردی است؛ عارف پس از طی مراحل و مقدماتی ، توانایی های روحی و معنوی خاصّی به دست می آورد که او را از تنگنای حس و عقل فراتر برده و سراپرده اسرار و حقایق را بر او مکشوف می سازد. رویارویی عارف با حقیقت ، حادث ه ای باطنی و درونی ست که بدون حضور و اشراف حس و عقل صورت می گیرد، عارف قادر نیست دیده ها و دریافته های خود را به صورت معقول و قابل ادراک در آورد و مشهودات و مکشوفات قلبی خود را برای دیگران بیان نماید. یکی از دلایل اصلی تغبیرنا پذیری حقایق عرفانی، غیر قابل تمیز بودن و بی تعیّنی آن است زیرا تجارب وحقایق عرفانی مربوط به عالمی متفاوت با عالم ماست. عین القضات همدانی در آثار خود به شرح و تبیین تجارب عرفانی خود پرداخته و برای اثبات آن ها به آیات و احادیث استناد نموده است. مکاشفه، واقعه، خواب، تمثّل از جمله تجارب عرفانی اوست. در این میان رؤیا واره (واقعه) یکی از راه های مهم ورود به عالم غیب و از عناصر فراحسی است که نفس ناطقه آدمی به کمک آن از گذشته و آینده آگاه می گردد. در این پژوهش ضمن تعریف واقعه و ویژگی های آن، تفاوت آن با خواب و مکاشفه، واقعه ها و تجربیات ناب شخصی عرفانی عین القضات تحلیل و بررسی می شود.
۱۰۳۰.

بررسی نظریه تناسخ در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تناسخ تناسخ ملکی تناسخ ملکوتی تاریخچه تناسخ عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۳۰
تناسخ واژه ای است عربی که ریشه آن نَسخ می باشد و به معنی انتقال نفس انسان از بدنی به بدن دیگر، سپس از متلاشی شدن بدن اول که این انتقال بدون حصول فاصله میان آن دو صورت می گیرد، می باشد. نظریه تناسخ از قدیم مطرح بوده است اما در ادیان الهی رایج نبوده و یکی از مهم ترین اصول مشترک تمامی گرایش های دین هندویی و نیز مکاتب فلسفی هند است. از نظر اسلام تناسخ مُلکی (بازگشت روح به دنیا باطل است) و در آیات و روایات بسیاری نیز رد شده است. به طور کلی با مبانی عرفان اسلامی سازگار نمی باشد و بزرگان عرفان و تصوف اسلامی در رد آن دلایل را بیان نموده اند و تناسخ ملکوتی را با استفاده از آیات و روایات اثبات می کنند.
۱۰۳۱.

طور ورای عقل از دیدگاه ابن عربی

کلیدواژه‌ها: عقل ورای طور عقل قلب شهود فکر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۴۷۵
عقل قوه ای از قوای نفس ناطقه است. عقل از آن نظر که قوه فکر را به کار می گیرد و از طریق آن علم و معرفت کسب می کند، محدود است؛ اما عقل از آن نظر که دارای خاصیت قبول است، حدی ندارد و از این حیث، هیچ امری ورای طور عقل محسوب نمی شود. دو احتمال در تفسیر طور ورای عقل قابل طرح است: «ما یحیله العقل» و «ما لایناله العقل»، که هر دوی آنها دارای نقص است. ابن عربی عنصر اساسی در علوم فوق طور عقل را به لحاظ روش، یافت شهودی و قلبی آنها دانسته است که با افاضه و تجلی حق تعالی صورت می گیرد؛ اما به لحاظ محتوا، ممکن است برخی از انواع آن توسط عقل از راه استدلال فکری هم قابل حصول باشد.
۱۰۳۲.

تاثیر اسرائیلیات بر چگونگی انعکاس قصه آفرینش آدم در متون منثور عرفانی فارسی (از قرن پنجم تا پایان قرن هفتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آفرینش عرفان اسلامی قصه آدم اسرائیلیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۴ تعداد دانلود : ۶۷۸
ماجرای آفرینش حضرت آدم (ع)، یکی از موضوعات مهم کتاب مقدس، قرآن و روایات اسلامی است. عارفان مسلمان، به تبع قرآن و روایات اسلامی در این باره، مباحث فراوانی طرح کرده اند. خلقت حضرت آدم (ع)، حوادث قبل از دمیدن روح و ذکر جزئیات آفرینش قالب او از مباحث مهم متون عرفانی است. عارفان اولیه هنگام بحث از این موضوع، به اتّکای عرفان زاهدانه خویش سعی کرده اند تا مطابق آیات قرآن بدان بپردازند؛ اما برخی از عارفان متأخر، از شکل قرآنی بحث فاصله گرفته و هنگام توضیح و تفسیر بیشتر این ماجرا، دیدگاه های آمیخته به ذوقیات خویش را، در قالب قصه ای اسطوره ای- تخیلی ابراز کرده اند. در واقع، قصص قرانی که با اسرائیلیات در هم آمیخته، از طریق متون تفسیری عربی و ترجمه های فارسی، وارد متون عرفانی شده و عرفا نیز برای تبیین اندیشه های خود از آن ها سود جسته اند. در این مقاله، کوشیده ایم با بررسی متون منثور عرفانی قرن های پنجم تا هفتم و جست وجو در متون مقدس، ریشه ها و عناصر این قصه اسطوره ای را معرفی کنیم، از مجموع مباحث، چنین بر می آید که قصه پردازی اسطوره ای از ماجرای خلقت، ریشه در اسرائیلیات دارد؛ اما عارفان ایرانی مسلمان از آن به عنوان وسیله ای برای ابراز مباحث عرفانی، از جمله: عشق ازلی و امانت الهی، نور محمدی، اهمیت خاک، فروتنی و تقرّب خاک به درگاه الهی، غیرت حق و ... بهره گرفته اند.
۱۰۳۳.

بررسی نظریه معرفت و شهود فوق هستی نزد فلوطین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کشف و شهود نور زهد مطلق شناخت هستی فوق هستی بسیط علم عقل محسوسات معقولات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۲
آنچه ورای وجود و برتر از آن و مقدّم بر همه چیز است و در فراسوی همه هستی- اعم از حقیقی، واسطه و ظاهری- است قابل شناخت حصولی و شناسایی برهانی توسط ذهن آدمی نیست، به این معنا که ذهن و عقل آدمی هرگز نخواهد توانست به حقیقت و کنه ذات مطلق و بسیط و فوق مالایتناهی ذات واحد نخستین که فوق هستی است پی ببرد، به عبارت دیگر ذات فوق هستی با علم حصولی و براهین عقلی و قیاسات منطقی معلوم ذهن و عقل آدمی نخواهد شد، زیرا چیزی که برتر از وجود و در فراسوی هستی و مقدم بر همه چیز و فوق مالایتناهی است بالضّروره برتر از شناخت و در فراسوی شناسایی قرار دارد، یعنی از ذهن و شناخت حصولی و معرفت برهانی می گریزد. فقط هستی و وجود است که می تواند موضوع و متعلَّق شناسایی و معرفت آدمی قرار گیرد و ذات واحد نخستین به دلیل آن که فراسوی هستی و برتر از وجود است مبرّا از معرفت اکتسابی و منزّه از شناسایی حصولی است. پس شناخت و شناسایی در قلمرو ذات شیء مرکّب یعنی هستی اعم از واحد کثر یعنی عقل کلّی، واحد و کثیر یعنی روح کلّی و کثیر محض یعنی محسوسات است نه در ذاتی که بسیط محض بل بسیط الحقیقه و فوق مالایتناهی است.
۱۰۳۴.

بررسی نمادهای «ابدال» در حکایت دقوقی مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مثنوی مولوی حکایت دقوقی ابدال وحدت وجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۱ تعداد دانلود : ۵۹۰
حکایت دقوقی در مثنوی معنوی مولانا، شرح «واقعه»ای استثنایی و دیدار با اولیاء الله، آن هم در صورت ها و تبدیل های گوناگون، برای عارفی واصل به نام «دقوقی» است. اگرچه برای مولانا جلال الدین بلخی نیز، مانند دیگر ارباب و اصحاب تصوف، رمز و تمثیل اهمیت حیاتی دارد؛ تا آنجا که جهان با آنان به زبان رمزی سخن می گوید و هر چیز در جنب ارزش خارجی خود، معنا و ارزش رمزی نیز دارد، و هرچند در این حکایت، از نخستین صحنه آن تا دم پایانی، رخدادهایی شگرف و نمادین و موضوعاتی عمیق طرح می شود؛ آنچه در این گذار بدان پرداخته شده، تأملی دقیق تر بر صورت های مبدل «ابدال» است تا پیشینه حضور این جلوه ها در فرهنگ و باورهای دیگر ملل و نحل و در پی آن، علل تصویر شدن آن ها در جایگاه نمادهای این واقعه، قدری بیشتر روشن شود. در رویه پژوهشی و مطالعه کتابخانه ایِ این نوشتار و در پیوند با مفاهیم مرتبط با تبدیل های پیاپی جلوه های ابدال، از موضوعات انسان شناسی مولانا، وحدت وجود و نور در دو عالم شهادت و غیب نیز بحث به میان آمده است. بهره گیری مولانا از سه جلوه «نور، درخت و انسان» که اغلب در باور اقوام و ادیان گوناگون، رمز هدایت گری و حیات بخشی و خلیفه اللهی اند، برای تصویرسازی از اولیاء الله، در بستر نگاه ویژه مولانا به جایگاه حقیقی انسان در محضر آفریدگار خویش و چگونگی تلاش او برای دستیابی دوباره به آن جایگاه، از دقایق ظریف و نکات لطیف عرفانی این حکایت است که در کنار دیگر پدیده های خارق عادت و حیرت افزای آن، حکایت دقوقی را بی شک در زمره یکی از تأمل برانگیزترین حکایات اسرارآمیز اندیشه عرفانی ادب ما معرفی می کند.
۱۰۳۵.

تحلیل عرفانی عبودیت دادار، ستودن داد و زدودن بیداد در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فردوسی توحید سرمایه معنوی دادگری تعهدات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۷۰
در این مقاله، سعی شده است که با بررسی متن اصلی و نیز لایه ها و زوایای درونی و برونی اثری سترگ به نام «شاهنامه» بر شناختی ولو نسبی و محدود از نوع تفکّر و بینش سراینده آن (فردوسی) در سه بخش: عبودیت دادار، ستودن داد و زدودن بیداد دست یافت که این جانب از آن، به سرمایه معنوی انسانی تعبیر می کند و با بهره گیری از روش تحلیل محتوایی که استخراج و جمع آوری داده ها و در نهایت، استنتاج علمی و روشمند از مباحث است، بتوان این مهم را باز شناخت. پس از آن، دریافته شد که در بین این عناصر سه گانه، آن چنان لازمیّت و ملزومیّتی است که انفکاک آن ها از یکدیگر، ناممکن که نامتصّور است؛ بدین معنی که پی آیند عبودیت دادار، ستودن داد و برآیند احراز این دو، ستیز با بیداد است؛ بدین سان باید اذعان داشت که در همان زمان، حکیم توس، در جستجوی جامعه آرمانی بوده، آن را طبیعی می دانسته است و این، در تطبیق با مصادیق قرآنی نیز امری فطری است و جوامع مدنی هم به تعبیری، آن را حقوق بشری می نامند که این پژوهش، درصدد شناخت و بازیابی این عناصر است که فره ایزدی و فرهمندی، فراهم آورنده عزّت و سربلندی است و خودخواهی و ناسپاسمندی، پدید آورنده ذلّت و دردمندی است. او هرگز ایرانی را، متعدّی به حقوق دیگران ندانسته است و این را می باید، متأثّر از عبودیت دادار دانست.
۱۰۳۶.

تحلیل عرفانی مثنوی المعنویه الخفیه اثر ابراهیم گلشنی بردعی- سده نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان گلشنی بردعی مثنوی معنوی سده نهم هجری المعنویه الخفیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۴۶
مثنوی المعنویه الخفیه یکی از گنجینه های ادب فارسی و در نوع ادب عرفانی- تعلیمی استکه با وجود تلاش سودمند محققان و پژوهشگران در معرفی و شناخت آثار خطی بزرگان، این اثر تاکنون ناشناخته باقی مانده است. این منظومه، در سال 922 هجری، توسط ابراهیم گلشنی بردعی، در قالب مثنوی سروده شده و با نام عرفانی «المعنویه الخفیه» و درحدود40 هزار بیت قابل بررسی است. این اثر ارزشمند ادبی عرفانی، با اشعاری در وصف نی شروع شده و سپس شاعر به مانند مولانا و به سبک حکایت در حکایت و استفاده از تمثیل و داستان، به شرح و بیان مضامین و مفاهیم عرفانیمورد نظر می پردازد. سراینده با آگاهی از علوم عقلی و نقلی و اصول تصوف و تسلط بر زبان عربی، توانسته است نکات و مفاهیم عرفانی را با زبانی ساده و روان و به دور از تکلفات و صنایع ادبی و آرایه های فنی پیچیده، بیان نماید و به تعلیم آن مبادرت ورزد. این پژوهش سعی بر آن دارد که ضمن معرفی مختصر این دست نوشته ارزشمند ادبی، به تحلیل برخی از مضامین عرفانی آن بپردازد.
۱۰۳۷.

مفهوم حقیقت و زیبایی عرفان و ظهور آن در معماری دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زیبایی حقیقت هنر معماری دوران اسلامی جهان بینی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۴۸
مساله زیبایی در نهاد همه انسان ها به ودیعه نهاده شده است، بنابراین تشخیص زیبایی و رفتن به دنبال زیبایی ریشه در روح ما دارد، و در حقیقت انسان نیاز دارد که در ارتباط با زیبایی باشد. بنابراین بدون زیبایی روح در تاریکی و خشونت ماده و در سیطره کمیت ها باقی می ماند، کار زیبایی با انسان در حقیقت جلب نظر اوست در جهت گسیختن از کمیات و پرداختن به کیفیات تا حیات او طراوت و معنا پیدا کند. و در واقع رابطه ای که بین حقیقت و معنا با زیبایی وجود دارد از این جهت تبیین می گردد که زیبایی نمودی است از کمال و یا حقیقت. در مقاله حاضر سعی شده است از روش تحلیلی و توصیفی و مطالعات کتابخانه ای به تعریف حقیقت و زیبایی و ارتباط بین این دو از دیدگاه اندیشمندان اسلامی پرداخته شود و در نهایت نمود این مفاهیم و در واقع تجلی محتوا و حقیقت در کالبد معماری دوران اسلامی مورد بررسی قرار گیرد. با دقت در یک اثر زیبا علاوه بر این که حس زیبایی جویی انسان اشباع می شود به دریافت کمال نیز نائل می گردد. که این امر در معماری دوران اسلامی با وجود گذشت سالیان دراز از خلق آنها به دلیل پیوند عمیق هنرمند با معانی و حقایق ازلی مشهود است. بنابراین هر قدر رابطه بین سه مفهوم (حقیقت، زیبایی و هنر)، بیشتر و عمیق تر باشد درک بهتر و مفید تری از زیبایی و کمال به وجود می آید و انسان هنر مفید و انسانی را زیبا تلقی خواهد کرد و همچنین توانایی در خلق آثاری زیبا و کمال گرا و در بردارنده حقیقت مطلق را خواهد داشت.
۱۰۳۸.

تحلیل مردم شناختی تساهل یا مدارا در ادیان و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دین تعامل دین و جامعه عرفان پیوند دین و عرفان تساهل یا مدارا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
دین، پدیده ای اجتماعی است و تمام جوامع بشری، امروزه دارای دین هستند و نوع دین آنها، مسیر زندگی، طرز تفکر و نگرش کلی آنان را تشکیل می دهد. به همین جهت دین، ارتباط تنگاتنگی با جامعه و اجتماع دارد. از سوی دیگر، دین و یا تفسیر هنری دین که «عرفان» خوانده می شود، همواره با انسان بوده و طیّ سده های مختلف زندگی بشری، همراه با تکنولوژی و طرز تفکر انسان رشد کرده و گاه جامه عوض کرده و به شکل های جدیدتر و تفسیرهای نوین تر تن درداده است. با نگاهی به جوهره دین و عرفان، مشاهده می شود که هریک بنابه مَشرب خود، انواع تساهل ها یا مداراهایی را برای جامعه انسانی همواره کرده است، یعنی دین برای جامعه دارای تساهل و مدارا است و یا جامعه، چنین تمهیدی را برای دین مهیا می کند. در این پژوهش، به بررسی دین، ارتباط آن با عرفان، جامعه و تساهل یا مداراهایی که دین برای جامعه ایجاد می کند، می پردازیم
۱۰۳۹.

مطالعه تئوریک نسبت عرفان با پدیده سبک زندگی با تأکید بر اندیشه عرفانی مولوی

کلیدواژه‌ها: زندگی سبک زندگی عرفان آدلر مولوی مصرف اوقات فراغت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۱ تعداد دانلود : ۴۹۲
سبک زندگی، یکی از موضوعات مهمی است که امروزه ذهن متفکران، به ویژه در دو عرصه روان شناسی و جامعه شناسی را به خود مصروف داشته است. این پدیده، در مجامع علمی جهان و ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر، سبک زندگی عرفانی در طول تاریخ در عین جاذبه دار بودن برای مردم جهان، متهم به جامعه گریزی، بلکه زندگی ستیزی شده است.در این پژوهش، پس از تبیین مفهومی «عرفان» و «سبک زندگی» بر پایه نگرش های عرفانی مولوی (م672 ق) و آرای روان شناسی معاصر، به تحلیل رویکردهای مختلف عارفان به زندگی پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که سبک زندگی در اندیشه روان شناسان متاخر، به ویژه آلفرد آدلر (م1870م)، صرف رفتارهای بیرونی آدمی نیست، بلکه سبک زندگی نظام واره ای از نگرش و کنش است، طوری که هیچ چیز خارج و یا جدای از سبک زندگی نیست. این نگرش جامع به سبک زندگی، قرابت بیشتری با نگرش های عرفانی دارد. مولانا نیز در مواجه با مسئله های سبک زندگی، کنش را متأثر از نگرش معنوی دانسته، و در مواجهه با پدیده های زندگی، از الگوی «پذیرش و توسعه» تبعیت می کند: او نیازهای زیست این جهانی را می پذیرند، ولی معتقد است: از آنجا که انسان بزرگتر از این زندگی است، پس به زندگی برازنده او باید تن داد و آن «زندگی معنوی» است. این رویکرد به زندگی، می تواند برای انسان معاصر جذاب، دل پذیر و خردپذیر باشد.
۱۰۴۰.

معرفت قلبی از دیدگاه شریعت و مکتب ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: شهود ابن عربی ملکوت مکاشفه حدیث قرب نوافل معرفت قلبی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی معاد در روایات
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات معرفت شناسی عرفان
تعداد بازدید : ۳۱۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۰۵
درمنظومة آیات و روایات اسلامی، محل معرفت قلب است و علم حقیقی همان معرفت قلبی است.مهم ترین ویژگی های معرفت شهودی و قلبی مطرح در آیات و روایات عبارت اند از: وهبی و از سوی خداوند بودن، نامتعارف و غیرعادی بودن، مستقیم و عاری از تفکر و واسطه بودن، شناختی بودن، برخورداری از حقیقت و صدق، برخورداری از متعلَّق فرامادی وغیبی، نتیجة تقوا و مجاهده [درونی و بیرونی] بودن. عرفا نیز، به تبعیت از شریعت ناب، قایل به معرفت عرفانی و قلبی اند. از دیدگاه ابن عربی معرفت حقیقی شناختی قلبی، بی واسطه، غیراکتسابی و وهبی است که با حصول استعداد نفس از طریق رعایت تقوا، مجاهده و سلوک عملی حاصل می شود . روشن است که تطابق دیدگاه عرفا بر شریعت مبین اسلام به دلیل پایبندی آنان به دستورات و اصول اسلامی است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان