ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۸۰۱.

واکاوی پاسخ علامه طباطبایی از پرسش چگونگی انتزاع مفهوم وجود(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
از آنجا که حقیقت وجود خارجی هرگز به ذهن نمی آید و از سوی دیگر راه معرفت به حقیقت وجود در علم حصولی منحصر به مفهوم وجود می باشد، این پرسش پیش می آید که چگونه ذهن موفق به مفهوم گیری از حقیقت وجود گشته است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی در صدد واکاوی و بیان تفصیلی ابعاد و جوانب و ریشه های پرسش مذکور و پاسخ علامه طباطبایی ره از آن و نیز تجزیه و تحلیل پاسخ مزبور است. بر اساس پاسخ ایشان، ذهن در نخستین مواجهه با چیزی مانند سیاهی قضیه «این سیاهی، این سیاهی است» را تشکیل می دهد و از واقعیت مستقل حکم و اسناد میان موضوع و محمول که خود پدیده ای ذهنی است و فعل ذهن می باشد و نیز واقعیتی دوجانبه؛ یعنی از جهتی ذهنی و از جهتی نمایانگر خارج است، مفهوم گیری می کند و با یک صورت ادراکی؛ یعنی مفهوم «است» از آن، حکایت می نماید و به واسطه وی راهی به خارج از ذهن می یابد، سپس به نسبت و رابطه میان موضوع و محمول با نظر استقلالی نگریسته و مفهومی مستقل برای آن تهیه می نماید که نخست به صورت مقید و مضاف؛ یعنی وجود محمول برای موضوع است و سپس بدون اضافه به موضوع و به صورت مطلق از آن، مورد تصور ذهن قرار می گیرد.
۸۰۲.

تحلیل زبان شناختی گفتمان زائران حرم امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف از این پژوهش تحلیل زبان شناسی گفتمان زائران حرم امام رضا g است. لذا گفتمان زیارت در حرم مطهر از دو بُعد کلامی و غیرکلامی بررسی می شود. در بُعد کلامی از طریق مصاحبه با زائران، داده ها جمع آوری و تحلیل می شود و در بُعد غیرکلامی از طریق مشاهده تلاش می شود عملکرد زبان بدن برای درک مفاهیم احساسی زائر بررسی و مشخص شود که از میان حرکات و رفتارهای بدنی کدام اندام بیشترین کاربرد را در طول زیارت و انجام مناسک دارد. داده های این پژوهش با روش مشاهده (همراه یا بدون مشارکت) و مصاحبه با 20 زائر ایرانی شیعه یا اهل تسنن در بازه سنی20 تا 60 سال که در تابستان1400 به زیارت حرم امام رضا (ع) آمده بودند، جمع آوری شده است. روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس بوده است. در این تحقیق، ابتدا داده های کلامی تحلیل و سپس به بررسی رابطه بین اشارات غیرکلامی سر شامل حرکات ابرو، چشم و لب و همچنین حرکات دست و پا با میزان احساسات زاﺋران پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در بُعد کلامی، انگیزه های تشرف به حرم هم مادی است و هم معنوی اما انگیزه های معنوی و روحی مخصوصا کسب آرامش روحی و ثواب و شفاعت مهم تر و مشهودتر است. در حرم مطهر علاوه بر فضای حسی و معنوی حاصل از دعا و اذان و نماز، سایر مولفه های محیطی مانند رایحه خوش در همه حرم، چراغانی و معماری حرم نیز در ایجاد حس آرامش و امنیت زائران دخیل است. در میان رفتارهای غیرکلامی زاﺋﺮان، حرکات دست بیشترین سهم را در تبیین ادراک احساسی دارد.
۸۰۳.

رویداد و چیستی آن از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
رویداد که در یک معنای عام، هر آن چیزی است که اتفاق می افتد، واقع می شود و یا رخ می دهد، در متافیزیک معاصر مقوله ای از مقولات جهان معرفی شده است. اگرچه اغلب متافیزیک دان ها وجود رویداد به عنوان یک مقوله را پذیرفته اند لکن در مورد چیستی آن اختلاف داشته و نسبت به تعریف آن رویکردهای مختلفی شکل گرفته است.بحث از رویداد و چیستی آن محدود به متافیزیک معاصر نبوده و در آثار فیلسوفان دیگر نیز قابل پیگیری است. برای این منظور توجه به رابطه و پیوند میان مفهوم رویداد (به معنای عام) و مفهوم تغییر و حرکت و در نظر گرفتن اینکه هر رویدادی معادل با حرکتی است، راهگشا است. اگرچه این معادل سازی از سوی برخی مورد اعتراض است لکن در این مقاله که پژوهشی بر مبنای اندیشه فیلسوف معاصر علامه محمدتقی جعفری است، قابل قبول نشان داده می شود. براساس همین رابطه میان رویداد و حرکت، چیستی رویداد در آثار جعفری پیگیری شده و مبتنی بر مبانی متافیزیکی او و نگاه متفاوتش به جوهر و عرض، رویداد در مقوله فعل یا انفعال تعریف جدیدی پیدا می کند.
۸۰۴.

نقشِ ایمان در معنای زندگی نزد استاد جوادی آملی و سورن کرکگارد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
مقاله حاضر به بررسی دیدگاه های جوادی آملی و سورن کرکگارد در مورد ایمان و معنای زندگی می پردازد. ایمان به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم در زندگی انسان ها مورد توجه هر دو متفکر قرار دارد و این مقاله درصدد است تا ببیند چگونه هر یک از آنان به موضوع ایمان و نقش آن در معنا بخشی به زندگی انسان می نگرند.هدف این تحقیق تحلیل تفاوت های بنیادی در رویکردهای این دو متفکر به ایمان و چگونگی تأثیر آن بر معنای زندگی است. این مطالعه تلاش دارد تا از طریق مقایسه این دو دیدگاه، به درک عمیق تری از ارتباط میان ایمان، عقل و معنای زندگی دست یابد. ضرورت این مقاله در فراهم آوری چارچوبی برای شناخت اساسی تری از ایمان به عنوان یک تجربه انسانی و پرمعنا و همچنین درک چالش های موجود در برابر پوچی و بی معنایی است. در دنیای مدرن، نیاز به شفاف سازی معنای زندگی و الگوهای صحیح ایمان بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که جوادی آملی بر سلامت و درستی ایمان تأکید دارد و آن را با عقل و استدلال پیوند می زند، در حالی که کرکگارد ایمان را به عنوان انتخابی مستقل و غیرعقلانی ارائه می دهد. هر دو دیدگاه به طور کل به ضرورت وجود ایمان در پیدا کردن معنای زندگی تأکید دارند، اما مسیرهای متفاوتی را برای تحقق این هدف پیشنهاد می کنند.
۸۰۵.

اعتبارسنجی و تحلیل حدیث خصال سبع در مراتب خلقت و تدبیر عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۷
نحوه خلقت و مدیریت عالم از سوی خداوند متعال، از مسائلی است که فهم همه جهات آن برای انسان ممکن نیست. اما انسان می تواند با بهره گیری از عقل و به کمک احادیث اهل بیت(ع) به مقدار ظرفیت خویش، بخش عمده ای از این زوایای پنهان را درک کند، چنان که در برخی از احادیث درباره خلقت و مدیریت جهان هستی و تقدیر موجودات، به نقل از امامین صادقین(ع) آمده است: «لاَ یَکُونُ شَیْءٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاَ فِی اَلسَّمَاءِ إِلاَّ بِهَذِهِ اَلْخِصَالِ اَلسَّبْعِ بِمَشِیئَهٍ وَ إِرَادَهٍ وَ قَدَرٍ وَ قَضَاءٍ وَ إِذْنٍ وَ کِتَابٍ وَ أَجَلٍ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْدِرُ عَلَى نَقْضِ وَاحِدَهٍ فَقَدْ کَفَرَ». این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی حدیث مذکور، به تبیین مراتب هفتگانه و نسبت آن ها با یکدیگر می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد این مراتب در نظامی طولی قرار دارند و هیچ فعلی در عالم هستی خارج از این نظام محقق نمی شود. این حدیث با تأکید بر حاکمیت این نظام بر تمام افعال، دیدگاه تفویض معتزلی را که قائل به استقلال انسان در افعال خویش است، نفی می کند. فهم این نظام دقیق، علاوه بر تبیین نحوه خلقت و تدبیر عالم، جایگاه اختیار انسان را نیز در نظام هستی روشن می سازد.
۸۰۶.

بررسی نظریه ی نجات از دیدگاه ابن تیمیه و استاد مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۶۶
یکی از محوری ترین مباحثی که در طول تاریخ و در میان ادیان و فرقه های کلامی مطرح بوده، مسئله آموزه «نجات» و طرح این پرسش است که آیا پیروان ادیان و مذاهب دیگر، اهل نجات هستند یا خیر؟ در سنت غربی، قائلین به این نظریه را با جرح وتعدیل می توان در سه گروه انحصارگرایان، شمول گرایان و کثرت گرایان قرار داد، موضوعی که در ادبیات کلام اسلامی به آن اشاره ای نشده و اگر استفاده می شود، صرفاً وام گیری واژه از سنت غربی است. مقاله حاضر آراء دو متفکر تأثیرگذار پیرامون پرسش چگونگی نجات پیروان سایر ادیان و مذاهب را مورد واکاوی قرار داده است. از سویی آراء ابن تیمیه، تأثیر به سزایی در تشکیل منظومه فکری اهل سنت وهابی کنونی دارد را بررسی نموده و از جانب دیگر، نظرات استاد مطهری، فیلسوف و متکلم شیعه را رصد نموده و موردبررسی و مقایسه قرارداده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی و تطبیقی بوده و احصا مطالب از طریق واکاوی آثار آن دو صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ابن تیمیه نگاهی «ظاهرگرایانه» به آیات و روایات داشته و بر اساس این نگرش، تنها قوم سلف و پیروان آنان (اهل حدیث) را اهل نجات می داند و سایر مسلمانان و به صورت خاص شیعیان را اهل بدعت نامیده و از اهل نجات نمی داند؛ اما استاد مطهری با تأکید بر آموزه های قرآن و روایات معصومین، مردم را به لحاظ سرنوشت به گروه های مختلفی تقسیم می کند. ایشان درجات گوناگونی را برای نجات انسان ها در نظر می گیرد. او میان مسلمان منطقه ای و مسلمان واقعی، کافر معاند و کافر غیر معاند، کافر قاصر و کافر مقصّر و همچنین انسان دارای عمل نیک و فاقد عمل نیک تمایز قائل می شود. استاد مطهری جاهلان قاصر، مستضعفین فکری و کسانی که بر اساس فطرت الهی خود عمل می کنند و دارای عمل صالح هستند را اهل نجات می داند. با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد، ابن تیمه نجات را منحصر در قوم سلف و پیروان آن دانسته، حال آنکه استاد مطهری دایره نجات را وسیع تر در نظرگرفته به گونه ای که می تواند شامل پیروان سایر مذاهب و ادیان دیگر، به شرط داشتن شرایط بشود.
۸۰۷.

بررسی عوامل هستی شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولانا جلال الدین بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
بی التفاتی به بن مایه های فکری از جمله هستی شناسی شکاف تحقیقاتی پیرامون مسئله آرامش است نوشتار حاضر با ابتنا بر فرضیه مدخلیّت بن مایه های فکری در بحث آرامش، کاوشی برای یافتن عوامل هستی شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولاناست. این جستار با استمداد از روش تحلیل محتوا و به شیوه مقایسه ای،کوششی برای پرکردن این شکاف تحقیقاتی است. نتایج این تامّل نشانگر هم سویی دو سوی تطبیق در عوامل هستی شناختی آرامش است. این عوامل در نگرش لائوتزو عبارتنداز: وو، یو، فاعلیت تائو و وحدت نیروهای متضاد یین و یانگ، قدرت و لطف تائو، حرکت دورانی و افقی هستی، شن-جن؛ در اندیشه مولانا نیز عبارتنداز: عدم، ربوبیت و فاعلیّت معشوق ازلی به واسطه اسماء متکثر اما واحد جلال و جمال، ظهور قدرت و احسان حق، انسان کامل و نیز حرکات دورانی و افقی هستی و وحدت متضادهای هستی. دستاوردهای این پژوهش، ارائه گر بازتعریف مفهوم آرامش به مفهومی در حاقّ حقیقت وجود است. حقیقت وجود با تمام تجلیّات و مراتبش اصلی ترین عامل ایجاد آرامش است و آرامش به دلیل ساختار ذومراتب عالم، مفهومی ذومراتب و دامنه گستره آن فراتر از عالم محسوسات است. انفکاک ناپذیری و ابتنای عوامل موجد آرامش بر هستی شناسی در دو سوی تطبیق، نمایان گر نقش مهم، اما نادیده گرفته شده بن مایه های فکری در پژوهش ها پیرامون آرامش است.
۸۰۸.

چشم و وجود: تأملاتی در ادراکِ بصر محورانه حقایقِ وجودی اشیاء در فلسفه متعارف اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۹
در عرف فیلسوفان مسلمان، علم حقیقی که به وجودات (خارجی یا ذهنی) ثابت تعلق می گیرد، یا از راه تجرید کلّی طبیعی است یا دیدن مُثُل افلاطونی. بینایی هر چند برخی آنرا اشرف حواس گفته اند، یکی از حواس ظاهر برشمرده شده است و چشم صرفاً ابزارِ شکارِ یکی از محسوسات یعنی امور بصری است نه چیزی بیشتر؛ اما حضور همه جانبه امر بصری–که در اینجا بیناییدن خوانده می شود- در توصیفات اینان از ادراک حقایق وجودی، خواه این توصیف تمثیلی باشد، خواه سرراست، قابل مشاهده است. این جُستار ضمنِ اشاره به پیوندِ ناگسستنیِ بینایی و ادراکِ حقایقِ اشیاء، بر فرایندِ بصرمحورانه ماهیّتِ عقلانیِ ادراک شده، در عالَمِ ایده ها و کُلّیِ طبیعی درنگ خواهد کرد. در این راه پس از تأملی کوتاه بر توصیفات افلاطون و ارسطو که سرنمون این دو دیدگاه هستند، به بررسی بیناییده شدن در آنچه مشهور به فلسفه اسلامی است، پرداخته خواهد شد. روش این پژوهش طرحِ یک آزمونِ ذهنی است که طی آن دیگرگونگیِ ادراکِ حقایقِ وجودیِ اشیا، در صورتِ سلبِ باصره بررسی خواهد شد؛ یعنی فرض گرفته می شود صاحب یک نظریه نابینا باشد. سر آخر به اینجا رسیده خواهد شد که دست کم این دو شیوه مدعی ادراک وجودات حقیقی به هیچ روی از درازدستی چشم و سیطره بینایی دور نتوانند شد و هم هنگام این نوشتار با تأمّلِ بر نقشِ پُررنگِ بینایی در کاوش هایِ هستی شناختی، نوعی ایدئالیسمِ بصرمحورانه و بیناییده را در سطحِ معرفت شناختی پیشنهاد می دهد که مبتنی بر آن، سخن گفتن از هستی شناسی محض و رسیدن به وجود اشیاء آنچنان که هستند، بدون پیشفرض چشم و بینایی، سخت و یا شاید نشدنی می نماید.
۸۰۹.

بررسی مبانی کلامی ولایت فقیه با تأکید بر آراء امام خمینی و آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۸۲
در عصر غیبت، نظریه ولایت فقیه یکی از مهم ترین بنیان های حکومتی در اندیشه شیعی محسوب می شود. این نظریه، علاوه بر ریشه های فقهی، از مبانی مستحکم کلامی برخوردار است که آن را به الگویی منحصر به فرد در نظام سیاسی اسلامی تبدیل می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با طرح این پرسش بنیادین که «مبانی کلامی ولایت فقیه در عصر غیبت چگونه قابل تبیین است؟»، درصدد ارائه چارچوب نظری دقیق تری از این مفهوم می باشد. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی بوده و داده ها از طریق سندپژوهی گردآوری شده و با تمرکز بر نظام اعتقادی امام خمینی و آیت الله جوادی آملی مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که ولایت فقیه بر اصول کلامی مستحکمی نظیر انسان شناسی، هستی شناسی و غایتمندی استوار است. این اصول در اندیشه امام خمینی و آیت الله جوادی آملی نقشی تعیین کننده در تبیین ولایت فقیه ایفا می کنند. امام خمینی در تحلیل انسان شناسی شیعی، بر دو بُعد مادی و معنوی انسان تأکید کرده و هدایت جامعه به سوی کمال را ضرورتی دینی دانسته است. بر این اساس، ولایت فقیه نه تنها امری اجرایی، بلکه تکلیفی الهی برای تداوم هدایت جامعه در مسیر الهی محسوب می شود. آیت الله جوادی آملی نیز با تکیه بر هستی شناسی شیعی، حاکمیت الهی را اصل بنیادین در نظام سیاسی اسلام می داند و بر نقش ولایت فقیه در تحقق این نظام تأکید دارد. بررسی دیدگاه های این دو اندیشمند نشان می دهد که نظریه ولایت فقیه، علاوه بر استدلال های فقهی، بر یک بنیان استوار کلامی نیز تکیه دارد. تبیین مبانی کلامی این نظریه، نه تنها موجب تحکیم نظریه سیاسی شیعه می شود، بلکه به فهم جامع تری از ضرورت و جایگاه آن در عصر غیبت یاری می رساند. افزون بر این، تحلیل پیوند میان دین و سیاست در نظام اسلامی، نشان دهنده تأثیر عمیق مبانی اعتقادی بر ساختار ولایت فقیه است.
۸۱۰.

تحلیل مسئله غفلت در نفس شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
«غفلت» از مسائل مهم در معرفت شناسی، علم النفس، روانشناسی و اخلاق است. در معرفت شناسی، بیشتر درباره محدودیتی که از ناحیه غفلت بر شناخت آدمی تحمیل میشود، بحث میگردد و تأثیر عوامل غیرمعرفتی در شناخت، مورد توجه قرار میگیرد. در علم النفس، به حالت نفسانی غفلت، بعنوان نوعی ضعف و نقص در قوای شناختی نفس نظر میشود. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مسئله غفلت در اندیشه ملاصدرا پرداخته و ابعاد این مسئله با توجه به نفس شناسی وی و دیدگاهش درباره قوای نفس، مراتب نفس و سلوک و تعالی آن، مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس نظریه «قوای نفس»، عمدتاً غفلت به دو معنا مطرح شده است: بیتوجهی و فراموشی. بحث درباره این دو معنا، مستلزم تحلیل دیدگاه ملاصدرا درباره نقش توجه در ادراک و نیز سازوکار حافظه و یادآوری (تذکر) است. مطابق نظریه «مراتب و شئون نفس»، غفلت عمدتاً به دو معنای: نقص گستره وجودی یا غیبت، و عدم احاطه یا جهل (بیخبری) است. نظریه دوم، یعنی نظریه «مراتب نفس»، با مبانی ویژه حکمت صدرایی مانند تشکیک وجود، حرکت جوهری و... سازگاری بیشتری دارد. منظر سوم برای تحلیل مسئله غفلت، سیر و سلوک معنوی نفس است که در آن، غفلت بطور عمده بمثابه مانع سلوک الی الله و حجاب معرفت و لقای الهی تلقی میشود. این معنای غفلت، طیفی از موانع تعالی نفس مانند سهل انگاری، تهاون، بی احتیاطی، کوتاهی در عمل، بیهمتی، لجاجت، اعراض و انکار را دربرمیگیرد.
۸۱۱.

بررسی تلقی آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی از «علم دینی» و نقش آن در تبیین گستره مرجعیت علمی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
بحــث مرجعیــت علمــی قــرآن کریــم نه‌تنهــا یــک اصــل اساســی در حــوزه تفکـر اسلـامی اسـت، بلکـه از ســوی دانشــمندان شــیعه مــورد تأکیــد بوده اســت. از این رو، قــرآن به عنــوان محــور مشـترک همـة مسـلمانان، باید در علوم مختلـف، اعـم از اسـلامی و انسـانی، مدار و محور قرار بگیرد و شـاخصة اصلـی حرکـت اسـلامی در جهـان بـر مبنـای آن شـکل بگیـرد. در ایـن مسـیر، تلاش‌هـای زیادی صـورت گرفتـه؛ امـا ابعـاد روش‌شـناختی، مبانـی نظـری، و جهت‌گیری‌هـای کاربـردی آن تـاکنون مـورد توجـه جـدی قـرار نگرفتـه و در قلمرو تـلاش آکادمیک دانشـمندان اسلـامی نبـوده اسـت. رویکــرد مرجعیــت علمــی قــرآن کریــم از جایــگاه معرفتــی و وحیانــی در علــوم اسـلـامی، انســانی، و طبیعــی به عنــوان عرصههای گوناگــون علــوم ســخن به میــان مــی‌آورد. همچنیــن در هــر یــک از علــوم قلمروهــای مختلفــی به عنــوان ســطوح آن علم وجــود دارد کـه مرجعیـت علمـی قـرآن کریـم به دنبـال بررسـی تأثیـر قـرآن بـر ایـن سـطوح دانشـی اسـت. تحقیق پیش رو با هدف واکاوی نظریات آیت‌الله جوادی‌آملی و آیت‌الله مصباح‌یزدی به گستره مرجعیت علمی قرآن از حیث داشتن قابلیت‌ استناد می‌پردازد. این مقاله با روش توصیفی و مطالعه موردی به نظریات و دیدگاه دو مفسر فوق درباره مرجعیت علمی قرآن خواهد پرداخت.
۸۱۲.

تحلیلی فلسفی از نسبت لذت و معنای زندگی بر اساس نظریه های طبیعت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
امروزه سخن گفتن از معنادار بودن یا نبودن زندگی به حرف روز بدل شده است؛ اما این مفهوم چه نسبتی با لذت دارد؟ مقوله ای که آن هم در توصیف زندگی بشر فراوان استفاده می شود و جزو آرمان های اصلی زندگی وی قلمداد می گردد. ازآنجاکه درباره معنای زندگی نظریه های گوناگونی مطرح شده است، ناگزیریم در مقام پاسخ به این پرسش، به این نظریه های مختلف توجه کنیم. بر این اساس، این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نسبت لذت با تلقی نظریه های طبیعت گرا از معنای زندگی پرداخته است. نوشتار نتیجه گرفته است که میان مصادیق لذت و معناداری زندگی، طبق نظریه های طبیعت گرای انفسی، نسبت تساوی برقرار است؛ نکته ای که به نوبه خود نشان دهنده تلازم میان صورت ادراکی دو مفهوم مذکور است. میان مصادیق لذت و معنای زندگی، طبق نظریه های طبیعت گرای آفاقی، نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ نکته ای که در نهایت نشان می دهد صورت ادراکی معنای زندگی طبق این نظریه ها مستلزم لذت است، نه بالعکس.
۸۱۳.

خاستگاه استعاری مفهوم عقل در اساطیر و فرایند گذار آن به فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی خاستگاه پدیداری مفهوم عقل است. سوال اصلی این پژوهش آن است که آیا مفهوم عقل، دارای خاستگاهی متافیزیکی و متعلق به آغاز تفکر فلسفی_علمی یونان باستان است یا اینکه این مفهوم، دارای بن مایه ای فیزیکی؛ و ریشه های آن به زبان و متون اساطیری  بازمی گردد. فرضیه اصلی این پژوهش این بود که مفهوم عقل و اندیشه عقلانی به دورانی پیش از فلسفه ورزی یونان باستان بازمی گردد و در متون اساطیری جوامع مختلف، نظیر: ایران، یونان، بین النهرین و روم باستان، شاهد حضور مفهوم عقل و شخصیت های اسطوره ای سمبل عقل هستیم. یافته های پژوهش در مقام تایید فرضیه، حاکی از آن است که مفهوم عقل و تفکر عقلانی، قدمتی بیش از تفکر فلسفی دارد و در متون اساطیری جوامع مختلف بدان اشاره شده است. هم چنین یافته های پژوهش حاکی از آن است که معنای نخستین واژه عقل در زبان های باستانی مختلف، به امور فیزیکی و محسوس بازمی گردد که در طی فرایندی استعاری به مفهومی متافیزیکی شبیه سازی و دگرگون شده است. نگارنده بر این باور است که مطابق با رویکرد مسلط بر اسطوره شناسی و زبان شناسی معاصر، هر نوع اندیشه  عقلانی(نظیر اندیشه حقوقی) به جهت خصلت زبانی و نمادین خود، واجد بن مایه ای استعاری_اساطیری است. 
۸۱۴.

عبور از معرفت شناسی معرفت محور به معرفت شناسی فهم محور در فلسفۀ دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
فلسفه دینِ فهم محور، علاوه بر بررسی عقلانیت باورهای دینی، به نحوه حصول فهم دینی و عوامل مؤثر در آن نیز توجه دارد و بنابراین بلندهمت تر از معرفت شناسی معرفت محور، در کنار توجه به عقل و استدلال، بر ابعاد دیگری همچون ابعاد تجربی، عملی، احساسی، اجتماعی و فرهنگی دین نیز تأکید می کند. در این نگاه فلسفی به دین، از مجموع بینش های به دست آمده در این ابعاد مختلف برای تقویت فهم بیشتر دین و ایمانی عمیق تر استفاده می شود. معرفت شناسی فهم محور هم به نوعی باعث گسترش در وظایف فیلسوف دین می شود و هم به تغییر تمرکز در فلسفه دین از اختلاف به گفتگو، از عقلانیت معطوف به افراد به خرد به دست آمده توسط جوامع، و از اختلافات به عنوان چالش معرفتی به تنوع به عنوان یک فرصت معرفتی، کمک می کند و در هم افزایی سنت های مختلف دین نیز مؤثر است.
۸۱۵.

بنیاد معرفت شناختی الهیات تنزیهی قاضی سعید قمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
مبنای «الهیات تنزیهی» نزد قاضی سعید را می توان با دو رویکرد جدا و هرچند به هم وابسته، جست وجو نمود: رویکرد وجودشناختی و رویکرد معرفت شناختی. نظام معرفت شناختی اندیشه قاضی سعید، سازوار با جهان های سه گانه «حس، نفس و عقل» ترسیم می گردد. جهان های مخلوقی که با حفظ تناسب و سنخیت، در دستگاه معرفتی «حس، خیال و عقل» شناخته می شوند و «تعریف و توصیف»ی از هر یک به دست می آید. از دیدگاه قاضی سعید قمی، علم، «احاطه» بر شیء است و شناخت، مستلزم نوعی «رؤیت» است. شناخت حسی و خیالی، با «وقوع بر شیء و وصول به آن» همراه است و شناخت عقلی با «بازگشت عاقل به خود و مشاهده معقول» حاصل می شود و مستلزم نوعی «رؤیت» و «سنخیت» است، اگرچه ممکن است نوع دیگری از علم، غیر از «حس، خیال و عقل» وجود داشته باشد که مستلزم «سنخیت و مثلیت» نبوده و به «وجود معلوم» وابسته نباشد. محدودیت های فرایند علم یابی انسان، توانایی عبور از مرزهای اثباتی شناخت ذات و صفات الهی را سلب می کند و «الهیاتی تنزیهی» را بنا می نهد که با شناخت حد انسان و اعتراف او به عجز از شناخت کنه و کیفیت ذات و صفات الهی همراه است. الهیات تنزیهی، مبنای تعظیم و اجلال خدای تعالی و توجه به صفات فعل الهی، راه محبت و عشق به حضرت او جلّ جلاله است.
۸۱۶.

ناترازی عشق و فضیلت در اندیشه ابن قتیبه دینوری و مقایسه آن با دیدگاه مشهور حُکما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
انسان ذاتاً فضیلت طلب است و نسبت به فضیلت و کمال عشق میورزد. اما اینکه نسبتِ میان عشق و فضیلت چگونه باید باشد، مسئله ی اصلی و مورد مطالعاتی این پژوهش – که در جمع آوری اطلاعات به شیوه ی اسنادی و در پردازش آنها از تحلیل عقلی و منطقی استفاده شده است - دیدگاه های ابن قتیبه ی دینوری است. ابن قتیبه میان این دو، تمایز معناداری قائل میشود و معتقد است با توجه به ویژگیها و خصایص انسانی،نه تنها ضرورتی ندارد که عشق به فضیلت، مساوی و همتراز با خودِ فضیلت باشد، بلکه باید میان آنها کاملاً جدایی و بینونت باشد. به عبارت دیگر،فضیلت هر چه بیشتر، بهتر اما عشق به فضیلت باید معتدل باشد و از افراط و تفریط در این عشق و محبت باید پرهیز نمود. همین سخن درباب رذایل و نفرت نسبت به آن، جاری است. اگر چه ممکن است شخصی در رذایل غرق باشد، اما نفرت از او باید در حد اعتدال باشد. این در حالی است که مشهور حکمای مسلمان رابطه ی میان عشق و فضیلت را یک رابطه ی همتراز میدانند به طوری که شدت عشق به میزان فضیلت وابسته است.نتیجه ی این پژوهش را می توان چنین تبیین نمود که ابن قتیبه رابطه ی میان عشق و فضایل را یک رابطه ی غیرضروری، غیرذاتی، قابل انفکاک و قابل کنترل میداند. در حالی که به باور فیلسوفان مسلمان رابطه ی میان عشق و فضیلت یک رابطه ی ضروری، غیرقابل انفکاک است که با توصیه، سفارش و دستور قابل تضعّف و اشتداد نیست.
۸۱۷.

تحلیل تحولات وقف در دوره پهلوی (مورد مطالعه؛ آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۳۶۸
این مقاله با تکیه بر داده های وقف نامه ها در آستان قدس رضوی و شواهد تاریخی، می کوشد تصویر روشنی از سیر وقف های غیرمنقول، واقفان، نوع رَقَبات و پراکندگی جغرافیایی شان، مصرف موقوفات و نیز واگذاری تولیت یا ناظر ارائه کند. برای توضیح این تحولات از تاریخ اجتماعی و پاره ای مفاهیم نظری بهره گرفته و از روش تاریخی توصیفی تحلیلی و مصاحبه استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که: میانگین سالانه وقف های غیرمنقول در پهلوی حدود یک و نیم است. 85% واقفان متعلق به پایگاه اجتماعی متوسط متوسط و متوسط بالا بوده و به جز اندکی از تجار و کسبه،40% تولیت موقوفه را به آستان واگذار کرده و54% ناظر تعیین نکرده اند. 68% موقوفات جنبه خاص داشته و حدود 22% مصارف برای امور درمانی بوده است. همچنین بیشترین فراوانی رقبات با 13% زمین است. میانگین سالانه وقف در زمان هایی که یک نفر متولی و استاندار بوده 07/2 درحالی که برای سال هایی که فقط متولی بوده 30/1بوده است. ضریب همبستگی ارتباط مستقیم بین اقدامات متولیان و میزان وقف و نیز ارتباط مستقیم و شدید بین تعداد رقبات و ماه های تولیت را نشان می دهد. ضمن آنکه باید به مؤلفه های وجهه اجتماعی نایب التولیه ها، ثبات اجتماعی، بوروکراتیک شدن آستان و تاثیر سیاست های حکومت نیز توجه داشت؛ بنابراین واقفان این عصر بر مبنای درکی از نیازهای جامعه که به واسطه اقدامات متولیان آستان و شبکه های اجتماعی متاثر از محیط نهادی، پررنگ تر شده بود، اقدام به وقف کرده اند. درضمن تمرکز در برخی شهرها را می توان با رویکرد شناختی و تداوم سنت وقف توضیح داد، ولی عدم تشویق و همراهی روحانیت و حکومت و نیز رشد بنگاه های خیریه بر عدم پراکندگی وقف موثر بود.
۸۱۸.

ارزش های گفتمانی در مناظرات امام رضا (ع) (مطالعه موردی: مناظرات بر پایه نظریه کنش گفتاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
مناظرات ائمه اطهار (ع) به ویژه امام رضا (ع) به دلیل گستردگی دامنه موضوعی، روشی و فضای علمی به عنوان بخشی از منابع مؤثر تبیین و ترویج معارف اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این پژوهش به واکاوی ابعاد علمی و اخلاقی مهم ترین مناظرات امام رضا (ع) با پیروان ادیان و دانشمندان فرق و افراد مختلف بر پایه «نظریه کنش گفتاری» آستین از حیث زبان شناسی پرداخته شده و هدف این بوده است تا چگونگی استفاده از الگوی سه سطحی آستین در هنگام سخن گفتن و کنش های پنج گانه سرل در مناظرات امام رضا (ع) از جنبه های علمی واخلاقی به تصور کشیده شود. نظریه کنش گفتاری از رویکردهایی است که در حوزه تحلیل گفتمان مطرح بوده و آستین در آن به این نتیجه رسیده که همه اظهارات زبانی از سنخ اظهارات کنشی (انشایی) و از مقوله فعل بوده و در واقع هر اظهاری نوعی کنش گفتاری است. جان سرل نیز بر پایه این نظریه و در ادامه تلاش های استادش، کنش های گفتاری را به پنج کنش اظهاری، ترغیبی، تعهدی، عاطفی و اعلامی تقسیم کرد. با تطبیق نظریه های این دو بر برخی مناظرات امام رضا (ع) این نتیجه به دست آمده که امام رضا (ع) به آنچه این دو زبان شناس گفته اند، توجه داشته است که می تواند الگویی مناسب برای مباحث روشمند، علمی و آکادمیک باشد. همچنین مشخص شده که امام رضا (ع) از دو سطح نخست کنش ها یعنی کنش بیانی و کنش منظوری به هدف نیل به کنش تأثیری در مناظرات و گفت وگوهای خود بهره برده اند تا از این طریق قصد خود را به مخاطب القا کند و بر او تأثیرگذار باشد؛ بنابراین باید گفت الگوی سه سطحی آستین یعنی کنش بیانی، منظوری و تأثیری در کنار کنش های پنج گانه سرل مدّ نظر امام رضا (ع) بوده است؛ به گونه ای که با تعمیم به دیگر مناظرات، می توان گفت کنش تأثیری نتیجه اغلب مناظرات و مباحثات علمی امام رضا (ع) بوده است.
۸۱۹.

تجلی وجود مطلق در آیینه خلقت از منظر ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۵
کشف حقیقت خلقت همواره مورد مداقّه و بررسی فیلسوفان و اندیشمندان بوده و در این راستا از تعابیری همچون صدور، ایجاد و خلق استفاده کرده اند، اما ملاصدرا خلقت را تجلی گاه خداوند و عالمیان را مظاهر او برمی شمارد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تبیین خلقت بر مبنای تجلّی از دیدگاه ملاصدرا، با ابتناء بر روش پژوهشی تحلیل محتوا و روش استنباطی است، تا نشان دهد که نظام مبتنی بر تجلّی، چه تبیین متفاوتی از نظام علّی دارد و ذیل این دیدگاه مراتب خلقت و کثرات آن چگونه تبیین می شوند و ترتیب احداث و کیفیت ابقاء عالم چگونه خواهد بود؟ با عنایت به اینکه دستگاه فلسفی ملاصدرا بر اصالت وجود مبتنی است، لذا طبق این دیدگاه حقیقت وجود، حقیقتی واحد و واجب است که بر تمام عالم مستولی شده و موجودات سایه ها و شئونات وجود او تلقی می شوند و در واقع خلقت، تجلی گاه ظهور ذات و اسماء و صفات حق تعالی در موجودات است؛ و چون جز اویی وجود ندارد و هرچه هست، تابش ها و انوار اوست، لذا با مجموعه ای مواجه هستیم که به تشخّص ذات باری تعالی، تشخّص یافته است. بر این اساس صدور فیض وجود از ناحیه او عبارت است از تجلّی مطلق و یا تجلّیات خاص پی درپی که لازمه تمامیت و کمال اویند و با هر تجلی ، جلوه ای از وجود ایشان را آشکار می سازند. بر این مبنا کثرات موجودات اینگونه تبیین می شوند که علی رغم اینکه خداوند در مرتبه ذات، ماحی تمام کثرات است، اما ایشان با حفظ وحدت به مقام اسماء تنزل می کنند و کثرات مفهومی را ظاهر می گردانند و سپس با ظهور در مظاهر موجودات امکانی، به مراتب آنها تنزل می کند و کثرت های مصداقی را برمی انگیزانند. اما با این وجود چون همه پدیده های امکانی قائم به اویند و درواقع هیچ استقلالی از خود ندارند و صرفاً مجالی جمال و جلال وی اند، بدون اینکه پیش از تجلی حق، بتوان برای آنها تقرر و ثبوتی فرض کرد. نکته دیگری که ملاصدرا به آن اذعان دارد این است که، ذیل دیدگاه تجلی، ما با حقیقتی واحد، و با لوازمی ذاتی مواجهیم که هیچ گاه از او جدا نمی شوند. از این رو، فرض فاصله میان خداوند و موجودات ابطال می شود و پیدایش موجودات از ناحیه حق تعالی به صورت دفعی و بالضروره صورت می پذیرد. بنابراین، تنها خداوند اصل و حقیقت وجود است و دیگران هویتی جز هویت حق تعالی ندارند، اما آنها می توانند با توسل به تحصل او به سبب معیت با اشیاء، موجود گردند و به منزله آیینه هایی شوند که در آنها صورت وجود حقیقی حق آشکار می گردد، که البته همین مقدار نمایشگری، برای اثبات وجود برای آنان کافی است. خلاصه اینکه ملاصدرا معتقد است، صدور فیض وجود از ناحیه حق تعالی عبارت است از تجلی مطلق و یا تجلیات خاص پی درپی که لازمه تمامیت و کمال اوست و هیچ قصد و غایتی جز ذات مقدس خویش ندارد.
۸۲۰.

تحلیل و بررسی ماهیت عیسی مسیح(ع) از منظر فرقه های یکتاپرست صدر مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
با بررسی منابع مسیحی و گروه های صدر مسیحیت می توان مدعی شد که مسیحیت از آغاز، دین توحیدی بوده است که ریشه های یکتاپرستی آن را می توان از میان آن گروه ها مشاهده کرد. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی درصدد تحلیل و شناسایی گروه های یکتاپرست صدر مسیحیت و همچنین مسیح شناسی از منظر آنهاست. یافته های پژوهش حاضر گویای این مطلب است که فرقه های یکتاپرست صدر مسیحیت، حضرت عیسی(ع) را صرفاً یک انسان و پیامبر خداوند معرفی میکردند و در اعتقادات آنها خبری از تثلیث نبود. آنان ضمن التزام به شریعت موسوی، حضرت عیسی(ع) را مخلوق خدا می دانستند و با تعالیم پولس مخالف بودند و به توحیدِ به دور از تثلیث اعتقاد داشتند. روشن است که مهم ترین دلیل بر صحت اعتقادات یکتاپرستان صدر مسیحیت در مورد عدم الوهیت و ماهیت حضرت عیسی(ع)، مهر تأیید عقل بر باورهای آنان است؛ زیرا عقل به هیچ وجه نمی پذیرد که خدا جسم انسانی به خود گیرد یا اینکه انسانی دارای الوهیت باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان